صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اطلاعاتی درباره «یوشع بن نون»

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۹
    نوشته
    2,445
    مورد تشکر
    3,435 پست
    حضور
    92 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من احادیثی دیدم که ائمه ع فرمودند به آن توجه نکنید.
    مثلا مواردی که قبلا برای ما عوام تعریف شده بود اما در مواقع خاص، همان ها نوع دیگری تعریف میشود و کسانی که در درجات مختلف هستند احتمال گمراهی میرود.
    این احادیث فرمودند در زمان قبل از ظهور شدت میگیرد.
    اگر این تحقیق ما سبب میشود که گمراهی در عقیده شود، بسته شود. شاید این هم از مواردی باشد که دانستنش سودی برای ما ندارد که به آن زمان و اهمیت دهیم.
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک

    الهی العفو و لک الحمد


  2. تشکر


  3. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    از طرفی تحقیق ما، اشاره شده که امام جعفر صادق ع فرمودند که مابین پیامبری حضرت موسی ع و هارون ع وصی بوده (بحار الانوار ۱۳: ۳۶۴). در حالی که در قرآن آمده رب شرح لی صدری .... وجعل لی وزیرأ من اهلی، هارون اخی ...
    با سلام و احترام
    نکته ای که باید در این جا در نظر گرفت این است که موضوع وصی بودن حضرت هارون به معنی جانشینی و نبوت بعد از حضرت موسی نیست تا این اشکال پیش بیاید که چگونه هارون وصی و جانشین حضرت موسی است که قبل از حضرت موسی از دنیا میرود؟ بلکه باید در این موضوع در معنی وصی تامل جدی داشته باشیم در حقیقت وصی بودن هارون برای موسی به معنی مامور بودن به انجام سفارشات حضرت موسی در زمان حیات حضرت موسی است.
    کما اینکه حضرت علی هم در دوران پیامبر چنین وصایتی را برای حضرت رسول اکرم داشتند. ما تصور میکنیم وصایت منوط به دوران پس از مرگ وصی کننده است یعنی به کسی وصی میگوییم که پس از مرگ وصیت کننده کارهای او را انجام دهد در حالی که میتوان گفت وصی میتواند در حیات وصیت کننده کارها و سفارشات او را انجام دهد.



  4. تشکر


  5. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از این نمونه وصایا در قران هم وجود دارد. شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ ...(1)
    از احكامِ‏ دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه درباره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد ...
    و در ایه دیگر میفرماید:
    وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ » (2) و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شير بازگرفتنش در دو سال است. (آرى، به او سفارش كرديم‏) كه شكرگزارِ من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه‏ به سوى من است.
    همین طور است معنای وصی، در امر وصیت هر کسی برای پس از مرگ خود. بدیهی است که وصیت کننده، برای خود جانشین انتخاب نمی‌کند، بلکه کسی را انتخاب می‌کند تا سفارشات مندرج در وصیت‌نامه او را به انجام رساند و چه بسا "وصی" از میان وراث نباشد.


    پی نوشت:
    1. شوری 132.
    2. لقمان 14


    ویرایش توسط ممسوس : ۱۳۹۸/۱۲/۱۸ در ساعت ۰۶:۳۲

  6. تشکر


  7. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس اگر هاورن علیه السلام، وصی برادرش حضرت موسی علیه السلام بود، به معنای جانشینی ایشان پس از رحلت نمی‌باشد، بلکه در زمان حیات نیز "وصی" بودند، یعنی مأمور به انجام سفارشات ایشان بودند، چنان که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، حتی در زمان حیات پیامبر عظیم الشأن صلوات الله علیه و آله، وصی ایشان بودند. انجام امور وصایت انسان به انسان، منوط به درگذشت وصیت کننده نمی‌باشد، بلکه در بسیاری از موارد، در حال زنده بودن انجام می‌شود؛ چه وصیت کننده در آن هنگام در معرکه حضور داشته باشد و یا زنده باشد، اما حضور نداشته باشد (به تعبیری غایب باشد).
    بنابر این وصی و جانشین حضرت موسی به عنوان پیامبر پس از مرگ حضرت موسی، یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف است که طبق حدیث شریف امام صادق 30 سال پس از موسی پیامبری نمود و از انبیا الهی بود.(1)

    پی نوشت
    1. مجلسی، بحار الانوار، ج 13 ص 367


  8. تشکر


  9. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    از طرفی دیگر هم امام محمدباقر ع فرمودند که زن حضرت موسی ع ، فردی بنام صفرا سوار بر زرافه شد و به جنگ با یوشع آمد در حالی که صبح پیروز بود و شب مغلوب.(مجلسی، حیاة القلوب ۱: ۳۰۰)
    بله در نقلها امده است که همسر حضرت موسی که دختر حضرت شعیب بود سوار بر زرافه شد و به نبرد با یوشع پرداخت و در این جنگ شکست خورد برخی گفتند او را بکش اما حضرت یوشع قبول نکرد و گفت که حضرت موسی از تمرد همسرش بر علیه من به من خبر داده بود و من به خاطر ان پیامبر الهی همسرش را نمیکشم. حضرت یوشع برخی از زنان را در لباس مرد مامور رساندن صفورا کرد اما صفورا از این موضوع خشمگین گردید که چرا یوشع او را همراه با مردان نامحرم راهی نموده است
    زمانی که به مقصد رسیدند زنان صورتهای خود را باز کردند و مشخص شد مرد نبوده و زن بودند و حضرت یوشع به احترام حضرت موسی احترام همسرش را حفظ نمود همین جریان را در زمان جنگ جمل با عایشه داریم او که سوار بر جمل از امر الهی تمرد کرده و علیه امام جنگ جمل را راه انداخته بود پس از شکست، حضرت علی او را به همراه چهل زن با لباس مرد از بصره به مدینه فرستاد احتراما للپیامبر


  10. تشکرها 2


  11. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:

    یوشع بن نون کیست؟ آیا از یاران حضرت موسی (علیه السلام) بود؟ آیا یوشع بن نون با مالک فدک در جنگ خیبر که به همین نام بود، نسبتی دارد؟

    پاسخ:

    "یوشع بن نون" بن افرائیم بن یوسف (علیه السلام) یکی از پیامبران قوم بنی اسرائیل است. او از نسل حضرت یوسف(علیه السلام) و "زلیخا" (1) و متولد "مصر" است.(2) وی پس از مرگ هارون،(علیه السلام) جانشین حضرت موسی(علیه السلام) شد.(3) یوشع در ملاقات حضرت موسی (علیه السلام) با حضرت خضر،(علیه السلام) حضرت موسی(علیه السلام) را همراهی میکرد.(4)
    زمانی که حضرت موسی (علیه السلام) قوم "بنی اسرائیل" را از ظلم و ستم فرعونیان نجات داده و از رود نیل عبور داد، آنان را وارد صحرای سینا نمود. خداوند از حضرت موسی (علیه السلام) و قوم او خواست تا به ارض مقدس رفته و با "عمالقه" نبرد کنند. اما قوم بنی اسرائیل به حضرت موسی (علیه السلام) اعتنا نکرده و گفتند تو تنها به جنگ "عمالقه" برو، خداوند آنها را در آن بیابان سرگردان نمود.
    تنها کسانی که حاضر به تبعیت از حضرت موسی (علیه السلام) شدند "یوشع" و افراد قلیلی بودند که حاضر به یاری حضرت موسی (علیه السلام) بودند. بنابر این "یوشع" قوم بنی اسرائیل را به نبرد با "عمالقه" برد و ارض مقدس را فتح نمود.(5)
    اما "یوشع بن نون" از یهودیان اطراف "مدینه" در منطقه "فدک" و "خیبر" کسی بود که ریاست دهکده "فدک" را بر عهده داشت وی زمانی که متوجه شد قلعه یهودیان خیبر در نبرد با مسلمانان سقوط کرده است پیش دستی نمود و منطقه فدک را در اختیار پیامبر (صلی الله علیه و اله) گذاشت. او نبرد را صلاح ندانست و صلح و تسلیم را برگزید، و قرار شد نیمی از حاصل زمین، سالیانه در اختیار پیامبر (صلی الله علیه و اله) قرار بگیرد و آنان تحت سیطره اسلام و امنیت حاصل از آن زندگی کنند. در دین اسلام سرزمین‌هایی که بدون حمله نظامی به دست مسلمانان می‌افتد، فیء نام دارد و در اختیار شخص پیامبر (صلی الله علیه و اله) و امام پس از اوست(6)
    در منابع تاریخی مطلب زیادی از "یوشع بن نون" رئیس دهکده "فدک" وجود ندارد. وی با "یوشع" پیامبر نسبتی ندارد. "یوشع بن نون" وصی و جانشین حضرت موسی (علیه السلام) صدها سال با "یوشع بن نون" رییس دهکده فدک فاصله زمانی دارند در حالی که "یوشع بن نون" از نسل حضرت یوسف (علیه السلام) و از پیامبران الهی است.

    پی نوشت:
    1. ابن کثیر البدایه والنهایه، دار الفکر، 1407ق، بیروت، ج 6 ص 281
    2. اقفهسی، احمد بن عماد الدین، أخبار نیل مصر، محقق، لبیبه ابراهیم دار الكتب و الوثائق القومیة، 1427ق، قاهره ص50.
    3. مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، آگه، 1374ش، تهران، ج1، ص466 و 468.
    4. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ناصر خسرو،1372 ش، تهران، ج6، ص741.
    5. بلعمی تاریخنامه طبری، تحقیق محمد روشن، سروش، 1378ش، تهران، ج1، ص371
    6. بلاذری، فتوح البلدان، دار و مکتبة الهلال، 1998م، بیروت، ص 38



    ویرایش توسط ممسوس : ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۸:۰۱


  12. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    344
    مورد تشکر
    589 پست
    حضور
    43 روز 15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:

    آیا صحت دارد که حضرت یوسف (علیه السلام) بر اثر بی احترامی به پدرش، نبوت از نسل او برداشته شد؟

    پاسخ:

    یکی ازاشتباهات مشهور، موضوع بی احترامی حضرت یوسف (علیه السلام) به پدر و مادرش است در حالی که این چنین نیست و در شان پیامبری که خداوند سوره ای را به نام او در قرآن نازل نموده و بسیار او را ستوده، چنین برداشتهایی شایسته نیست. ابتدا به بیان گزارش پرداخته و آن را بررسی میکنیم.
    مرحوم "کلینی" (1) و شیخ "صدوق" (2)روایتی را بیان کردند به این مضمون که حضرت یوسف (علیه السلام) پس از ورود پدر و مادرش به "مصر"، در برابر آنان از مَرکَب پایین نیامد و بدین جهت، نور نبوّت از نسل او خارج شد. اولا این دو روایت هم مرسل است و هم مرفوع.
    مرفوع حدیثی است که از سلسله سند روایت یک نفر یا چند نفر افتاده باشند. اما مرسل حدیثی است که بدون واسطه از معصوم نقل شده باشد چنین حدیثی در علم حدیث مورد اعتماد نیست.(3)
    مفسرین با توجه به مرسل و مرفوع بودن حدیث، آن را مخالف قرآن میدانند زیرا قرآن می‌فرماید:
    «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ»(4)
    «و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت: همگی داخل مصر شوید که ان شاءالله در امن و امان خواهید بود»
    مرحوم علامه "طباطبایی" در تفسیر "المیزان" مینویسد: با توجه به کلمه (ادخلو) یعنی «زمانی که بر یوسف وارد شدند» به نظر میرسد حضرت یوسف (علیه السلام) در بیرون شهر منتظر پدر و مادر خود بوده است زیرا آنها بر یوسف (علیه السلام) وارد شدند و پس از انجام دادن مراسم استقبال، از پدر و همراهانش خواست تا به "مصر" وارد شوند و در آن دیار سکنا گزینند؛ در غیر این صورت واژه ورود و دخول جایگاهی نداشت، بلکه کلمه ملاقات و مانند آن مناسب بود.(5)
    بنابراین قران با بیان سوره ای به نام حضرت یوسف (علیه السلام) او را از پیامبرن الهی و صدیق و محترم معرفی مینماید.
    اما در مورد اینکه ایا از نسل او پیامبری وجود دارد یا خیر؟
    اولا لازم نیست هر پیامبری از نسلش پیامبری دیگر به وجود بیاید کما اینکه از نسل حضرت عیسی و حضرت موسی (علیهما السلام) پیامبری وجود نداشت پس نه ضعف است و نه نقصان.
    اما از نسل حضرت یوسف،(علیه السلام) پیامبری در قوم بنی اسرائیل وجود داشت آن هم یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف (علیه السلام) است. "یوشع" با دو واسطه به حضرت یوسف (علیه السلام) میرسد.(6)
    در حقیقت یوشع (علیه السلام) نتیجه حضرت یوسف(علیه السلام) است که بعد از مرگ هارون وصی حضرت موسی (علیه السلام) شد و توانست بنی اسرائیل را به ارض مقدس برساند.

    پی نوشت:
    1. کلینى‏، محمد بن یعقوب، کافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، دارالکتب الاسلامیة، 1407ق، تهران، ج 2 ص 311-312
    2. شیخ صدوق، علل الشرائع، کتاب فروشی داورى‏، 1385ش، قم، ج 1 ص 55
    3. مدیر شانه‌چی، کاظم، علم الحدیث، دفتر انتشارات اسلامی، 1381ش، قم، ص 179 و 187
    4. یوسف 99
    5. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامى، 1417ق، قم، ج 11 ص 246
    6. ابن کثیر، البدایه و النهایه، دارالفکر، 1407ق، بیروت، ج 6 ص 281

    ویرایش توسط ممسوس : ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۸:۱۱


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود