جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آسمان مادی در آیات 16 تا 18 سوره حجر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    99 پست
    حضور
    8 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آسمان مادی در آیات 16 تا 18 سوره حجر




    سلام

    در آیه 16 حجر مشخص است که همین آسمان مادی مراد است نه عالم ملکوت و غیب و ملائکه.

    اما در ادامه و از آیات 17 و 18 میفرماید که هر شیطانی بخواهد استراق السمع کند تا تیری از شهاب رانده می شود.

    سوال اینه مگر در آسمان های مادی میشه اصلا استراق السمع کرد؟ چگونه شیاطین از اسمان مادی استراق سمع میکنند که اونجا فقط ستاره ها و کهکشان ها هستن نه عالم غیب و فرشتگان و ..
    ​احمق ترین مردم کسی هست که خود را بیش از همه عاقل پندارد (حضرت علی علیه السلام)

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,360
    مورد تشکر
    2,021 پست
    حضور
    26 روز 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    آسمان مادی در آیات 16 تا 18 سوره حجر

    کارشناس بحث: استاد حکیم



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    375 پست
    حضور
    16 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    سلام

    در آیه 16 حجر مشخص است که همین آسمان مادی مراد است نه عالم ملکوت و غیب و ملائکه.

    اما در ادامه و از آیات 17 و 18 میفرماید که هر شیطانی بخواهد استراق السمع کند تا تیری از شهاب رانده می شود.

    سوال اینه مگر در آسمان های مادی میشه اصلا استراق السمع کرد؟ چگونه شیاطین از اسمان مادی استراق سمع میکنند که اونجا فقط ستاره ها و کهکشان ها هستن نه عالم غیب و فرشتگان و ..


    سلام و عرض ادب

    در پاسخ به چند نکته توجه فرمایید :

    1. کلمه «بروج» جمع «بُرج»، به معناى بنای بلند و ظاهری است که در چهار کنج قلعه‏ ها می سازند و بنیان آن را محکم مى‏ کنند تا بتوانند در آن برج ها با دشمن مقابله کنند و او را برانند. اصل معناى این کلمه ظهور است و «التبرّج بالزینة» یعنى اظهار زینت.(1) همچنین به معناى هر چیز پیدا و ظاهر است، و اگر بیشتر در کاخ هاى زیبا استعمال مى شود، براى این است که کاخ ها در نظر تماشا کنندگان و بینندگان ظاهر و هویدا است،(2) و همین معنا منظور آیه است؛ چون مى ‏فرماید: «وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرِینَ ...».(3)

    در آیه «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوج»، سوگند به آسمانى یاد شده است که به وسیله برج ها (خورشید و ماه)،(4) محفوظ مى ‏شود.(5)

    بنابر این، ظاهر معناى آیاتی که در آنها بروج آمده این مى ‏شود که: ما در آسمان - که عبارت از جهت بالاى زمین است- برج ها و قصرها که همان منزل‏ هاى آفتاب و ماه است قرار دادیم، و آن را براى بینندگان به زینتى آراستیم، و آن زینت همانا نجوم و کواکب است.(6) البتّه عدّه ای از مفسّران «بُروج» را به دوازده برج اصطلاحى علم نجوم معنا کرده‏اند.(7)

    آیه شریفه «أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة»،(8)در واقع تمثیل است، و قرآن مى ‏خواهد مثالى بیاورد براى چیزهایی که به وسیله آنها آدمى خود را از ناملایمات و خطرها حفظ مى ‏کند، و معنایش این است که مرگ سرنوشتى است که هیچ کس از آن ایمن نیست، هر چند که برای فرار از آن به محکم‏ ترین پناهگاه ها، پناهنده شود.(9) هیچ چیز حتى برج هاى محکم هم نمى‏ تواند جلوی مرگ را بگیرد؛ دلیلش نیز روشن است؛ زیرا مرگ بر خلاف آنچه تصور مى ‏کنند از بیرون وجود انسان نفوذ نمى‏ کند، بلکه معمولاً از درون انسان سرچشمه مى ‏گیرد؛ چرا که استعدادهاى دستگاه هاى مختلف بدن خواه و ناخواه محدود است، و روزى به پایان مى ‏رسد، البته مرگ هاى غیر طبیعى از بیرون به سراغ انسان مى‏ آیند، ولى مرگ طبیعى از درون، و لذا برج هاى محکم و قلعه‏ هاى استوار نیز نمى‏ تواند اثرى روى آن داشته باشد. درست است که قلعه ‏هاى محکم گاهى جلوی مرگ هاى غیر طبیعى را مى‏ گیرند، ولى بالآخره چند روز دیگر مرگ طبیعى به سراغ آدمى خواهد آمد.(10)

    2. واژه «شِهاب» به شعله خارج شده از آتش گفته مي شود و نيز به سنگ هايي گفته مي شود که در آسمان سرگرداند و گاهي تحت تأثير نيروي جاذبه زمين قرار مي گيرند و به سوي آن کشيده مي شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، سوزان و شعله‌ور مي شوند و گاهي خاکستر شده و به زمين نمي رسند و گاهي قطعه‌اي از اين سنگ ها به زمين مي رسد. البته در اين آيه ممکن است شهاب کنايه از امواج نيرومند علم و تقواي دانشمندان متعهد باشد.

    3. برخي مفسران همان معناي ظاهري آيه را پذيرفته‌اند، که مقصود همين آسمان حسّي و همين شهاب سنگ هاي آسماني است که در شب مي بينيم. و شيطان همان موجودات خبيثي هستند که مي خواهند به آسمان ها بروند و از اخبار ماوراي زمين مطلع شوند و براي دوستان زميني خود جاسوسي کند، اما شهاب سنگ ها همچون تيري به سوي آن ها پرتاب مي شوند و آن ها را از رسيدن به هدف باز مي دارند.

    ولي برخي از مفسران اين ديدگاه را ردّ مي کنند چرا که بر اساس نظريات فلکي قديم است(11) و اين در حالي است که انسان از جوّ زمين عبور کرده و به کره ماه نيز رفته است و شهاب مخصوص جوّ زمين است. البته ممکن است رابطه‌اي خاص بين شهاب سنگ هاي مادي و شياطين وجود داشته باشد که هنوز براي بشر کشف نشده است، هر چند که ربطي به نظريات فلکي قديم نداشته باشد.

    برخي مفسران اين تعبيرات را کنايه و تشبيه و مثال دانسته‌اند که براي روشن شدن حقايق غير حسّي بيان شده است. و مقصود از آسمان، جايگاه فرشتگان و عالم ملکوت و ماوراء طبيعت است که شيطان ها مي خواهند به اين آسمان برتر نزديک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آينده اطلاع يابند، ولي با انوار ملکوتي رانده مي شوند.(12)

    4.برخي مفسران آيات سوره حجر را کنايه از انسان هايي دانسته‌اند که در زندگي مادي زميني زنداني شده‌اند و چشم خود را به جهان برتر نمي اندازند و به آواي آن گوش فرا نمي دهند، و شهاب هاي خودخواهي و شهوت و طمع و جنگ هاي خانمان سوز آن ها را از درک معاني والا محروم مي سازد.(13)
    برخي مفسران بر آنند که مقصود از آسمان در اينجا آسمان حق، ايمان و معرفت است که همواره شيطان ها و وسوسه‌گران مي خواهند در اين محدوده راه يابند و از طريق وسوسه ها به دل هاي مؤمنان راستين و حاميان حق نفوذ کنند، اما ستارگان آسمان حقيقت يعني رهبران الهي همچون پيامبران و امامان ^ و دانشمندان متعهد، با امواج نيرومند علم و تقوا و قلم و زبان، بر آنان هجوم مي برند، و آن‌ها را از نزديک شدن به آسمان معنويت باز مي دارند(14) البته ممکن است آيه داراي بطن و معاني مختلفي باشد و برخي به صورت کنايه و مثال باشد. پس مانعي ندارد که مقصود آيه چند تفسير اخير باشد، هر چند که تفسير دوم و چهارم مناسب‌تر به نظر مي رسد.

    5.در قرآن کريم براي ستارگان آسمان چند تعبير بکار رفته است، گاهي از آنها با عنوان بُروج و گاهي با عنوان نجوم و کواکب ياد شده است. ولي ستاره يک مفهوم مادي و حسّي دارد که همين ستارگان آسمان هستند که در شب مي بينيم و وسيله راهيابي کشتي ها و مسافران بيابان هاست. اما ستارگان يک مفهوم معنوي نيز دارند که اشاره به رهبران الهي و دانشمندان هستند که نقش ستارگان را در جوامع بشري ايفا مي کنند و مردم را در تاريکي هاي جهل و خرافات با نور خويش هدايت مي کنند و راه سعادت را به مردم نشان مي دهند.
    در احاديث متعددي از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بيت(علیهم السلام) حکايت شده که فرمودند: «آل محمد همان ستارگان هستند»(15)

    6.با توجه به تفاسيري که از آيات شهاب شده است تعارض حقيقي بين قرآن و علم در دين وجود ندارد، چون که معلوم نيست قرآن به صورت قطعي همين شهاب سنگ هاي سرگردان در آسمان را مي گويد. و نيز دانش کيهان شناسي وجود شهاب سنگ ها و حرکت آن ها را توضيح مي دهد ولي ارتباط آن‌ها با موجودات فرامادي (مثل شياطين) را نفي يا اثبات نمي کند چون اين امور اساساً از قلمرو علوم تجربي خارج است. بنابراين اگر روزي ثابت شود که شهاب سنگ‌ها ربطي به شياطين ندارد، حداکثر در اين مورد ظاهر آيات با ظاهر علم معارض است که با وجود توضيح هاي تأويلي از آيات که مفسران فرموده‌اند اين آيات تأويل مي شود و تعارض ظاهري برطرف مي گردد. البته تا وقتي که علم کيهان شناسي به صورت قطعي در اين مورد مطلبي را اثبات يا نفي نکرده است نمي توانيم از ظواهر قرآن دست برداريم.(16)


    پی نوشت ها


    1. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی، سید محمد باقر،قم دفتر انتشارات اسلامی، 1374ش. ج ‏5، ص 6،
    2. همان، ج 20، ص 413.
    3. حجر، 16.
    4. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، محقق و مصحح: حسینی، سید احمد، نشر کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1416ق. ج 2، ص 276،

    5. ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن،همان، ج 20، ص 413.
    6. همان، ج‏12، ص 202؛ مجمع البحرین،فخر الدین محمد بن طریحی،دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج 2، ص 276.
    7. آلوسى، سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: عطیة، على عبدالبارى، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1415ق.ج15،ص294.
    8. نساء/78: «هر جا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در برج هاى محکم».
    9. ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن،همان، ج ‏5، ص 6.
    10. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه،دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ، ج4،ص 19.
    11. الميزان علامه طباطبايي،علامه طباطبایی، قم ان ج ۱۷، ص ۱۳۰.
    12. همان .
    13.الجواهر،ابن جوهر طنطاوي،دارلاکتب العلمیه، ج ۸، ص ۱۱ و ج ۱۸، ص ۱۰ ؛
    14.نمونه،همان، ج ۱۱، ص ۵۱- ۴۹.
    15.(نورالثقلين،الجمعه العروسی الحویزی، انتشارات نوید قم، ج ۱، ص ۷۵ .۱۴٢
    16. برای آگاهی بیشتر ر.ک:بحارالانوار،علامه مجلسی، انتشاارت دارالکتب الاسلامیه، ج ۸۹، ص ۱۰۷








    ویرایش توسط حکیم : ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ در ساعت ۱۸:۱۰

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    99 پست
    حضور
    8 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست
    با توجه به تفاسيري که از آيات شهاب شده است تعارض حقيقي بين قرآن و علم در دين وجود ندارد، چون که معلوم نيست قرآن به صورت قطعي همين شهاب سنگ هاي سرگردان در آسمان را مي گويد. و نيز دانش کيهان شناسي وجود شهاب سنگ ها و حرکت آن ها را توضيح مي دهد ولي ارتباط آن‌ها با موجودات فرامادي (مثل شياطين) را نفي يا اثبات نمي کند چون اين امور اساساً از قلمرو علوم تجربي خارج است. بنابراين اگر روزي ثابت شود که شهاب سنگ‌ها ربطي به شياطين ندارد، حداکثر در اين مورد ظاهر آيات با ظاهر علم معارض است که با وجود توضيح هاي تأويلي از آيات که مفسران فرموده‌اند اين آيات تأويل مي شود و تعارض ظاهري برطرف مي گردد. البته تا وقتي که علم کيهان شناسي به صورت قطعي در اين مورد مطلبي را اثبات يا نفي نکرده است نمي توانيم از ظواهر قرآن دست برداريم.(16)
    سلام

    چندین تفسیر برای این آیات ارائه شد. که نمی توان بین آنها جمع بست
    آیا در احادیث امامان که راسخان علم هستند تفسیری برای این آیه ذکر نشده؟
    ​احمق ترین مردم کسی هست که خود را بیش از همه عاقل پندارد (حضرت علی علیه السلام)

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    375 پست
    حضور
    16 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    آیا در احادیث امامان که راسخان علم هستند تفسیری برای این آیه ذکر نشده؟
    سلام

    بزرگوار من نمونه روایتی را آوردم


    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست
    در احاديث متعددي از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بيت(علیهم السلام) حکايت شده که فرمودند: «آل محمد همان ستارگان هستند»(15)

    اگر نیازی هست بفرمایید تا روایات بیشتری را از اهل بیت (علیهم السلام ) بیاورم


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    99 پست
    حضور
    8 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست
    زرگوار من نمونه روایتی را آوردم
    بله آوردید.اما اشکال من اینه که گفتم تفسیرها با هم ناسازگار و قابل جمع نیستند.
    ویرایش توسط صمیمی : ۱۳۹۸/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۱:۳۵
    ​احمق ترین مردم کسی هست که خود را بیش از همه عاقل پندارد (حضرت علی علیه السلام)

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    375 پست
    حضور
    16 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    بله آوردید.اما اشکال من اینه که گفتم تفسیرها با هم ناسازگار و قابل جمع نیستند.

    لطفا یک بار دیگر پاسخ اول را مرور بفرمایید به نظرم به امکان جمع این تفاسیر اشاره کرده ام اگر باز توضیحی لازم بود واضح تر بفرمایید من در خدمتتان هستم


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۵
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    99 پست
    حضور
    8 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست
    لطفا یک بار دیگر پاسخ اول را مرور بفرمایید به نظرم به امکان جمع این تفاسیر اشاره کرده ام اگر باز توضیحی لازم بود واضح تر بفرمایید من در خدمتتان هستم
    سلام

    آیا معنای ظاهری این آیات را میتوان پذیرفت یا همان تفسیرهایی که جنبه تمثیلی و سمبلیک داشتند را باید پذیرفت؟

    بنظر میاد نمیشه هر دو این معناها رو پذیرفت.
    ​احمق ترین مردم کسی هست که خود را بیش از همه عاقل پندارد (حضرت علی علیه السلام)

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    375 پست
    حضور
    16 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صمیمی نمایش پست
    بله آوردید.اما اشکال من اینه که گفتم تفسیرها با هم ناسازگار و قابل جمع نیستند.

    دوست عزیز سلام

    ایات قرآن کریم بر اساس هدف و رسالتی که دارند ممکن است تاویل ها، تفاسیر و مصادیق متعدد داشته باشند مثلا در همین آیه مورد بحث گاهی مصداق شهاب های آسمانی همين آسمان حسّي و همين شهاب سنگ هاي آسماني است که در شب مي بينيم منظور باشد و ممکن است یکی از تفسیر ها و تاویل های شهاب های آسمانی اهل بیت( علیهم السلام) و یا مصادیق دیگری برای آن در نظر بگیریم باشند. اینها با یکدیگر تضاد و منافاتی ندارد و قابل جمه هستند و هیچ اشکالی نداره یک آیه چندین مصداق داشته باشد.


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    375 پست
    حضور
    16 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    در آیه 16 سوره حجر آسمان مادی مراد است نه عالم ملکوت و غیب و ملائکه اما خداوند متعال دردر آیات 17 و 18 همین سوره می فرماید که هر شیطانی بخواهد استراق سمع کند بوسیله تیری از شهاب رانده می شود، سوال این است مگر در آسمان های مادی امکان استراق سمع وجود دارد؟ چگونه شیاطین از اسمان مادی استراق سمع می کنند با توجه به این که در آنجا فقط ستارگان و کرات هست؟!




    پاسخ:

    در پاسخ به چند نکته توجه فرمایید :

    1. کلمه «بروج» جمع «بُرج»، به معناى بنای بلند و ظاهری است که در چهار کنج قلعه‏ ها می سازند و بنیان آن را محکم مى‏ کنند تا بتوانند در آن برج ها با دشمن مقابله کنند و او را برانند. اصل معناى این کلمه ظهور است و «التبرّج بالزینة» یعنى اظهار زینت.(1) همچنین به معناى هر چیز پیدا و ظاهر است، و اگر بیشتر در کاخ هاى زیبا استعمال مى شود، براى این است که کاخ ها در نظر تماشا کنندگان و بینندگان ظاهر و هویدا است،(2) و همین معنا منظور آیه است؛ چون مى ‏فرماید: «وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرِینَ ...».(3)

    در آیه «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوج»، سوگند به آسمانى یاد شده است که به وسیله برج ها (خورشید و ماه)،(4) محفوظ مى ‏شود.(5)

    بنابر این، ظاهر معناى آیاتی که در آنها بروج آمده این مى ‏شود که: ما در آسمان - که عبارت از جهت بالاى زمین است- برج ها و قصرها که همان منزل‏ هاى آفتاب و ماه است قرار دادیم، و آن را براى بینندگان به زینتى آراستیم، و آن زینت همانا نجوم و کواکب است.(6) البتّه عدّه ای از مفسّران «بُروج» را به دوازده برج اصطلاحى علم نجوم معنا کرده‏اند.(7)

    آیه شریفه «أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة»،(8)در واقع تمثیل است، و قرآن مى ‏خواهد مثالى بیاورد براى چیزهایی که به وسیله آنها آدمى خود را از ناملایمات و خطرها حفظ مى ‏کند، و معنایش این است که مرگ سرنوشتى است که هیچ کس از آن ایمن نیست، هر چند که برای فرار از آن به محکم‏ ترین پناهگاه ها، پناهنده شود.(9) هیچ چیز حتى برج هاى محکم هم نمى‏ تواند جلوی مرگ را بگیرد؛ دلیلش نیز روشن است؛ زیرا مرگ بر خلاف آنچه تصور مى ‏کنند از بیرون وجود انسان نفوذ نمى‏ کند، بلکه معمولاً از درون انسان سرچشمه مى ‏گیرد؛ چرا که استعدادهاى دستگاه هاى مختلف بدن خواه و ناخواه محدود است، و روزى به پایان مى ‏رسد، البته مرگ هاى غیر طبیعى از بیرون به سراغ انسان مى‏ آیند، ولى مرگ طبیعى از درون، و لذا برج هاى محکم و قلعه‏ هاى استوار نیز نمى‏ تواند اثرى روى آن داشته باشد. درست است که قلعه ‏هاى محکم گاهى جلوی مرگ هاى غیر طبیعى را مى‏ گیرند، ولى بالآخره چند روز دیگر مرگ طبیعى به سراغ آدمى خواهد آمد.(10)

    2. واژه «شِهاب» به شعله خارج شده از آتش گفته مي شود و نيز به سنگ هايي گفته مي شود که در آسمان سرگرداند و گاهي تحت تأثير نيروي جاذبه زمين قرار مي گيرند و به سوي آن کشيده مي شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، سوزان و شعله‌ور مي شوند و گاهي خاکستر شده و به زمين نمي رسند و گاهي قطعه‌اي از اين سنگ ها به زمين مي رسد. البته در اين آيه ممکن است شهاب کنايه از امواج نيرومند علم و تقواي دانشمندان متعهد باشد.

    3. برخي مفسران همان معناي ظاهري آيه را پذيرفته‌اند، که مقصود همين آسمان حسّي و همين شهاب سنگ هاي آسماني است که در شب مي بينيم. و شيطان همان موجودات خبيثي هستند که مي خواهند به آسمان ها بروند و از اخبار ماوراي زمين مطلع شوند و براي دوستان زميني خود جاسوسي کند، اما شهاب سنگ ها همچون تيري به سوي آن ها پرتاب مي شوند و آن ها را از رسيدن به هدف باز مي دارند.

    ولي برخي از مفسران اين ديدگاه را ردّ مي کنند چرا که بر اساس نظريات فلکي قديم است(11) و اين در حالي است که انسان از جوّ زمين عبور کرده و به کره ماه نيز رفته است و شهاب مخصوص جوّ زمين است. البته ممکن است رابطه‌اي خاص بين شهاب سنگ هاي مادي و شياطين وجود داشته باشد که هنوز براي بشر کشف نشده است، هر چند که ربطي به نظريات فلکي قديم نداشته باشد.

    برخي مفسران اين تعبيرات را کنايه و تشبيه و مثال دانسته‌اند که براي روشن شدن حقايق غير حسّي بيان شده است. و مقصود از آسمان، جايگاه فرشتگان و عالم ملکوت و ماوراء طبيعت است که شيطان ها مي خواهند به اين آسمان برتر نزديک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آينده اطلاع يابند، ولي با انوار ملکوتي رانده مي شوند.(12)

    4.برخي مفسران آيات سوره حجر را کنايه از انسان هايي دانسته‌اند که در زندگي مادي زميني زنداني شده‌اند و چشم خود را به جهان برتر نمي اندازند و به آواي آن گوش فرا نمي دهند، و شهاب هاي خودخواهي و شهوت و طمع و جنگ هاي خانمان سوز آن ها را از درک معاني والا محروم مي سازد.(13)
    برخي مفسران بر آنند که مقصود از آسمان در اينجا آسمان حق، ايمان و معرفت است که همواره شيطان ها و وسوسه‌گران مي خواهند در اين محدوده راه يابند و از طريق وسوسه ها به دل هاي مؤمنان راستين و حاميان حق نفوذ کنند، اما ستارگان آسمان حقيقت يعني رهبران الهي همچون پيامبران و امامان ^ و دانشمندان متعهد، با امواج نيرومند علم و تقوا و قلم و زبان، بر آنان هجوم مي برند، و آن‌ها را از نزديک شدن به آسمان معنويت باز مي دارند(14) البته ممکن است آيه داراي بطن و معاني مختلفي باشد و برخي به صورت کنايه و مثال باشد. پس مانعي ندارد که مقصود آيه چند تفسير اخير باشد، هر چند که تفسير دوم و چهارم مناسب‌تر به نظر مي رسد.

    5.در قرآن کريم براي ستارگان آسمان چند تعبير بکار رفته است، گاهي از آنها با عنوان بُروج و گاهي با عنوان نجوم و کواکب ياد شده است. ولي ستاره يک مفهوم مادي و حسّي دارد که همين ستارگان آسمان هستند که در شب مي بينيم و وسيله راهيابي کشتي ها و مسافران بيابان هاست. اما ستارگان يک مفهوم معنوي نيز دارند که اشاره به رهبران الهي و دانشمندان هستند که نقش ستارگان را در جوامع بشري ايفا مي کنند و مردم را در تاريکي هاي جهل و خرافات با نور خويش هدايت مي کنند و راه سعادت را به مردم نشان مي دهند.
    در احاديث متعددي از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بيت(علیهم السلام) حکايت شده که فرمودند: «آل محمد همان ستارگان هستند»(15)

    6.با توجه به تفاسيري که از آيات شهاب شده است تعارض حقيقي بين قرآن و علم در دين وجود ندارد، چون که معلوم نيست قرآن به صورت قطعي همين شهاب سنگ هاي سرگردان در آسمان را مي گويد. و نيز دانش کيهان شناسي وجود شهاب سنگ ها و حرکت آن ها را توضيح مي دهد ولي ارتباط آن‌ها با موجودات فرامادي (مثل شياطين) را نفي يا اثبات نمي کند چون اين امور اساساً از قلمرو علوم تجربي خارج است. بنابراين اگر روزي ثابت شود که شهاب سنگ‌ها ربطي به شياطين ندارد، حداکثر در اين مورد ظاهر آيات با ظاهر علم معارض است که با وجود توضيح هاي تأويلي از آيات که مفسران فرموده‌اند اين آيات تأويل مي شود و تعارض ظاهري برطرف مي گردد. البته تا وقتي که علم کيهان شناسي به صورت قطعي در اين مورد مطلبي را اثبات يا نفي نکرده است نمي توانيم از ظواهر قرآن دست برداريم.(16)

    بنا بر این ایات قرآن کریم بر اساس هدف و رسالتی که دارند ممکن است تاویل ها، تفاسیر و مصادیق متعدد داشته باشند مثلا در همین آیه مورد بحث گاهی مصداق شهاب های آسمانی همين آسمان حسّي و همين شهاب سنگ هاي آسماني است که در شب مي بينيم منظور باشد و ممکن است یکی از تفسیر ها و تاویل های شهاب های آسمانی اهل بیت( علیهم السلام) و یا مصادیق دیگری برای آن در نظر بگیریم باشند. اینها با یکدیگر تضاد و منافاتی ندارد و قابل جمه هستند و هیچ اشکالی نداره یک آیه چندین مصداق داشته باشد.



    پی نوشت ها


    1. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی، سید محمد باقر،قم دفتر انتشارات اسلامی، 1374ش. ج ‏5، ص 6،
    2. همان، ج 20، ص 413.
    3. حجر، 16.
    4. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، محقق و مصحح: حسینی، سید احمد، نشر کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1416ق. ج 2، ص 276،

    5. ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن،همان، ج 20، ص 413.
    6. همان، ج‏12، ص 202؛ مجمع البحرین،فخر الدین محمد بن طریحی،دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج 2، ص 276.
    7. آلوسى، سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: عطیة، على عبدالبارى، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1415ق.ج15،ص294.
    8. نساء/78: «هر جا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در برج هاى محکم».
    9. ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن،همان، ج ‏5، ص 6.
    10. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه،دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ، ج4،ص 19.
    11. الميزان علامه طباطبايي،علامه طباطبایی، قم ان ج ۱۷، ص ۱۳۰.
    12. همان .
    13.الجواهر،ابن جوهر طنطاوي،دارلاکتب العلمیه، ج ۸، ص ۱۱ و ج ۱۸، ص ۱۰ ؛
    14.نمونه،همان، ج ۱۱، ص ۵۱- ۴۹.
    15.(نورالثقلين،الجمعه العروسی الحویزی، انتشارات نوید قم، ج ۱، ص ۷۵ .۱۴٢
    16. برای آگاهی بیشتر ر.ک:بحارالانوار،علامه مجلسی، انتشاارت دارالکتب الاسلامیه، ج ۸۹، ص ۱۰۷



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود