جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا دین پدران حضرت محمد (ص) به آئین حضرت ابراهیم (ع) بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۹
    نوشته
    2,433
    مورد تشکر
    3,428 پست
    حضور
    91 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا دین پدران حضرت محمد (ص) به آئین حضرت ابراهیم (ع) بود؟




    سلام
    چرا دین پدران حضرت محمد ص به آئین حضرت ابراهیم ع بود!؟ در حالی که حضرت موسی ع و حضرت عیسی ع هم بعد از حضرت ابراهیم ع آمدند و صاحب کتاب و شریعت بودند!؟
    آیا پذیرفتن دین و شریعت حضرت ابراهیم ع برای موحدان، صحیح بود وقتی پیامبری بعدش آمده که به دین اسلام نزدیکتر است!؟

    راهنمایی فرمایید
    متشکریم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,597
    مورد تشکر
    2,144 پست
    حضور
    27 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    چرا دین پدران حضرت محمد (ص) به آئین حضرت ابراهیم (ع) بود؟

    کارشناس بحث: استاد مشکور


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۹/۰۱/۱۳ در ساعت ۱۲:۱۵

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    291
    مورد تشکر
    713 پست
    حضور
    9 روز 1 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کربلائی نمایش پست
    سلام
    چرا دین پدران حضرت محمد ص به آئین حضرت ابراهیم ع بود!؟ در حالی که حضرت موسی ع و حضرت عیسی ع هم بعد از حضرت ابراهیم ع آمدند و صاحب کتاب و شریعت بودند!؟
    آیا پذیرفتن دین و شریعت حضرت ابراهیم ع برای موحدان، صحیح بود وقتی پیامبری بعدش آمده که به دین اسلام نزدیکتر است!؟

    راهنمایی فرمایید
    متشکریم
    سلام و ادب

    در پاسخ نکاتی را تقدیم می کنیم:

    حنیف یک کلمه اصیل عربى است که به معناى پاک دین و متمایل به دین حق است. گروهى در مکه و اطراف آن بدون تشکیلات و سازمان منظم تحت این عنوان شناخته شده بودند. اینکه نبى گرامى اسلام و اجداد آن بزرگوار به دین حنیف بودند دلایلی داشته که به مواردی اشاره می کنیم:

    اولاً ادیان الهى داراى گوهر واحد و اصول مشترکى هستند. تاکید بر دین ابراهیم و دین حنیف (مسلم) تاکید بر آن اصول مشترک (توحید، نبوت، معاد، نیکوکارى، عبادت، جوانمردى و عدالت و) . . . است که به صورت ناب ودست نخورده در تعلیمات ابراهیم (علیه السلام) یافت مى شدند.
    ثانیاً یهودیت و مسیحیت توجه ویژه در خطابات خود به قوم بنى اسرائیل داشتند و اگر نگوییم این ادیان اختصاص به این قوم داشتند، مى توان گفت: تبلیغات اولیه و فراگیر آنها خطاب به بنى اسرائیل بوده و بعدها توسط پولس، دامنه دعوت به دین مسیح به میان غیر بنى اسرائیل نیز کشیده شده است. از طرفی، عیساى روح الله و موساى کلیم الله (علیهماالسلام) سخنشان همان سخنان ابراهیم (علیه السلام) و دین حنیف بود و نمى توان بر اختصاصى بودن پیام آنان تاکید کرد.
    ثالثاً یهودیت و مسیحیت موجود در جزیرة العرب در دوره اسلامى و پیش از آن به دلیل تحریفاتی که در آنها راه یافته بود، مطالب دیگرى غیر از پیامهاى اصلى و گوهرى ادیان توحیدی و مغایر با دین ابراهیم حنیف بر آن افزوده بودند؛ لذا در حنفى بودن عده اى از مردم از جمله پدر و اجداد پیامبر اکرم در جزیرة العرب پیش از بعثت، اشکالى وارد نیست.
    رابعاً آنچه تفاوت دارد، شرایع هستند و اما شرایع نیز همیشه ناسخ یکدیگر نیستند; بلکه گاهى شریعت بعدى فقط مکمل است; مثلا شریعت حضرت عیسى (علیه السلام) چنین به نظر مى آید که مکمل شریعت موسى (علیه السلام) است و آداب و رسوم و احکام ابراهیمى در شرایع دیگر نسخ نشده، تا عمل به آن صحیح نباشد.
    خامساً حضرت ابراهیم میان انبیا به «شیخ الانبیاء» و پدر پیامبران معروف است و در بعضى از آیات قرآن، آئین اسلام به عنوان آئین ابراهیم معرفى شده است(1) و این نشان دهنده عمق ارتباط میان این دو شریعت پاک الهی است.
    سادساً همه شرایع آسمانى بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به یک معنا آیین ابراهیمى مى خوانند، مقصود از «آیین ابراهیم» همان آیین توحید و یکتاپرستى است هرچند انبیاى پیشین و پسین نیز موحد بوده اند. در عین حال، گاه شرایط اجتماعى، یکى از جلوه هاى اولیاى دین و یا تعالیم آن رابارزتر و آشکارتر مى کند و از آنجایی که تأثیر تاریخى حضرت ابراهیم(علیه السلام) دراین مسأله ، بسیار گسترده و شفاف است، همین امر باعث شده که همه یکتاپرستان پس از آن حضرت را، ابراهیمى (حنیف و مسلم) مى خوانند.
    سابعاً نکته دیگر این که اگر آن بزرگواران به عنوان یهودی و عیسوى مشهور مى شدند، چه بسا این مسأله باعث مى شد کفار و مشرکین جزیرة العرب و حتی پیروان آیین یهود و مسیحیت، چنین تبلیغ مى گردند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) شریعت خود را از متون مسیحى و یهودی پدران خود دریافت کرده و با دستکارى هایى ادعاى نبوت نموده است.

    پی نوشت ها:
    1. حج، آیه ۷۸.
    2. برگرفته از پرسمان دانشگاهیان، موضوع دین پدر و اجداد پیامبر اکرم، با کمی تغییر و تصرف.

    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۹
    نوشته
    2,433
    مورد تشکر
    3,428 پست
    حضور
    91 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند، ذره ذره دین‌خود را با توجه به فهم‌مردم‌زمانه به تکامل رساند.
    در ادیان دیگر هم‌، افرادی بودند که مانند صنمی قریش، احکام دین را تغییر دادند و مردم را گمراه کردند، شاید یکی از دلایل هم دانستن همین‌موضوع باشد که پدران‌حضرت بخاطر گمراه نشدن در احکام به همان یگانه پرستی و موحد بودن، ثابت قدم ماندند و مکه را قبله گاه خود دانستند، هر چند بعد از اسلام و قبله بودن بیت المقدس، همان بهانه های اقوام بنی اسرائیل بود که سبب تغییر و ثابت ماندن قبله شد.

    هنوز هستند ، اقوامی که به ادیان دیگرند، از زمان حضرت ادریس ع سوم پیامبر روی زمین تا الیاس و خضر و عیسی ع که هر یک یک نشانه در کتب خود برای ثابت ماندن به عقیده دوست داشتن پیامبر خود نسل ها در خسران هستند ولی موحد باقی ماندند. تا غائب ما (شریر و طرید و فرید و وحید امت) بیاید و با آشکار کردن نشانه ها آنها را به دین پیامبرشان که اسلام شده، رهنمون و هادی شود.

    اگر موردی هست که باید اضافه گردد، بفرمایید
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    یا الله و یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی الی دینک
    الهی العفو و لک الحمد

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    291
    مورد تشکر
    713 پست
    حضور
    9 روز 1 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما جمع بندی




    سؤال:
    چرا دین پدران حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به آئین حضرت ابراهیم (علیه السلام) بود!؟ آیا پذیرفتن دین و شریعت حضرت ابراهیم برای موحدان، صحیح بوده وقتی پیامبرانی بعد آن آمده بودند که به شریعت اسلام نزدیکتر بوده اند؟

    پاسخ:
    در پاسخ نکاتی را تقدیم می کنیم:

    حنیف یک کلمه اصیل عربى است که به معناى پاک دین و متمایل به دین حق است. گروهى در مکه و اطراف آن بدون تشکیلات و سازمان منظم تحت این عنوان شناخته شده بودند. اینکه نبى گرامى اسلام و اجداد آن بزرگوار به دین حنیف بودند دلایلی داشته که به مواردی اشاره می کنیم:

    اولاً ادیان الهى داراى گوهر واحد و اصول مشترکى هستند. تاکید بر دین ابراهیم و دین حنیف (مسلم) تاکید بر آن اصول مشترک (توحید، نبوت، معاد، نیکوکارى، عبادت، جوانمردى و عدالت و . . .) است که به صورت ناب و دست نخورده در تعلیمات ابراهیم (علیه السلام) یافت مى شدند.
    ثانیاً یهودیت و مسیحیت توجه ویژه در خطابات خود به قوم بنى اسرائیل داشتند و اگر نگوییم این ادیان اختصاص به این قوم داشتند، مى توان گفت: تبلیغات اولیه و فراگیر آنها خطاب به بنى اسرائیل بوده و بعدها توسط پولس، دامنه دعوت به دین مسیح به میان غیر بنى اسرائیل نیز کشیده شده است. از طرفی، عیساى روح الله و موساى کلیم الله (علیهماالسلام) سخنشان همان سخنان ابراهیم (علیه السلام) و دین حنیف بود و نمى توان بر اختصاصى بودن پیام آنان تاکید کرد.
    ثالثاً یهودیت و مسیحیت موجود در جزیرة العرب، به دلیل تحریفاتی که در آنها راه یافته بود، مطالب دیگرى غیر از پیامهاى اصلى و گوهرى ادیان توحیدی و مغایر با دین ابراهیم حنیف بر آن افزوده بودند؛ لذا در حنفى بودن عده اى از مردم از جمله پدر و اجداد پیامبر اکرم در جزیرة العرب پیش از بعثت، اشکالى وارد نیست.
    رابعاً آنچه تفاوت دارد، شرایع هستند و اما شرایع نیز همیشه ناسخ یکدیگر نیستند; بلکه گاهى شریعت بعدى فقط مکمل است; مثلا شریعت حضرت عیسى (علیه السلام) چنین به نظر مى آید که مکمل شریعت موسى (علیه السلام) است و آداب و رسوم و احکام ابراهیمى در شرایع دیگر نسخ نشده، تا عمل به آن صحیح نباشد.
    خامساً حضرت ابراهیم میان انبیا به «شیخ الانبیاء» و پدر پیامبران معروف است و در بعضى از آیات قرآن، آئین اسلام به عنوان آئین ابراهیم معرفى شده است(1) و این نشان دهنده عمق ارتباط میان این دو شریعت پاک الهی است.
    سادساً همه شرایع آسمانى بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به یک معنا آیین ابراهیمى مى خوانند، مقصود از «آیین ابراهیم» همان آیین توحید و یکتاپرستى است هرچند انبیاى پیشین و پسین نیز موحد بوده اند. در عین حال، گاه شرایط اجتماعى، یکى از جلوه هاى اولیاى دین و یا تعالیم آن رابارزتر و آشکارتر مى کند و از آنجایی که تأثیر تاریخى حضرت ابراهیم(علیه السلام) دراین مسأله ، بسیار گسترده و شفاف است، همین امر باعث شده که همه یکتاپرستان پس از آن حضرت را، ابراهیمى (حنیف و مسلم) مى خوانند.
    سابعاً نکته آخر این که اگر آن بزرگواران به عنوان یهودی و عیسوى مشهور مى شدند، چه بسا این مسأله باعث مى شد کفار و مشرکین جزیرة العرب و حتی پیروان آیین یهود و مسیحیت، چنین تبلیغ مى گردند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) شریعت خود را از متون مسیحى و یهودی پدران خود دریافت کرده و با دستکارى هایى ادعاى نبوت نموده است.

    پی نوشت ها:
    1. حج، آیه ۷۸.
    2. برگرفته از پرسمان دانشگاهیان، موضوع دین پدر و اجداد پیامبر اکرم، با کمی تغییر و تصرف.

    به نام حضرت دوست

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود