صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من نمی تونم از پس نفسم بر بیام

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن پژوه92 نمایش پست

    من بعضی از این راه ها رو انجام دادم ولی مادر من مریضی اعصاب داره
    بیشتر از 20 ساله تقریبی روزی نیست که ایشون به من و سایر اعضا خانواده فحاشی نکنه
    الان سنش هم بالا رفته بدتر شده مدام ما رو تحقیر میکنه من سعی میکنم کنترل کنم خودمو ولی وقتی در روز چندین دفعه مدام به آدم فحش بدن خوب چکار میشه کرد؟
    من امروز که دارم این مطالبو تایپ میکنم برای اینکه دعوام نشه باهاش تا افطار خونه نمیرم از صبح زدم بیرون
    باسمه تعالی
    1- سعی کنید حساسیت مادر را برانگیخته نکنید. از کارهایی که نسبت به ان حساس است پرهیر نمایید.
    2- همیشه قبل از مواجه شدن با مادر به خود تلقین کنید که قرار است دوباره با ایشان مواجه شوم و مادر قرار است مجددا ان حرف ها یا کارها را بکند و من نباید دلگیر شوم.
    3- شما نمی توانید او را تغییر بدهید، بنابراین اگر حرفی می زند، به دل نگیرید و از یک گوش بگیرید و از گوش دیگر خارج کنید.
    4- وقتی گفتمان شما با ایشان، به تنش کشیده می شود، ادامه بحث ندهید.



  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن پژوه92 نمایش پست
    تمام اینکار ها رو انجام دادم ولی نمیشه بزرگوار
    در فضای مجازی میریم یکجوره بیرون خونه یکجوره دیگه وضعیت بده
    پارک و سینما و ... باز همینطور خونه میشینیم هم که افکار هست
    اصلا راه فراری نداره
    وقتی ازدواج هم نمیشه کرد و همه عوامل دارن به انسان فشار میارن چکار میشه کرد؟ همه چی علیه منه کدوم عامل کمک کننده هست؟
    همه این جامعه میخوان من در لجن باشم کسی کمکی نمیکنه
    باسمه تعالی
    بله کار سخت است، منتها سعی کنید در مواقع ضروری وارد فضای افسار گسیخته مجازی، شوید. به هیچ عنوان به خاطر بیکاری و سرگرمی وارد فضای مجازی نشوید.
    در فضای حقیقی هم همیشه در مواجه با نامحرم، در عین خیره نشدن و کنترل نگاه، این ذکر را بر زبان داشته باشید: «یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه»



  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,259
    مورد تشکر
    3,820 پست
    حضور
    48 روز 15 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    سوالاتی دارم که لطفا به آن ها پاسخ بدهید
    الف: حق الناس زیادی به گردن دارم، چگونه باید این همه دین را بپردازم؟
    ب: در مهار شهوتم ناموفق هستم و علی رغم توبه هایی که انجام می‌دهم، ولیکن مجددا توبه را می شکنم و تن به گناه می دهم، چه باید کرد؟
    ج: چگونه خشم خود را مهار نمایم؟
    د:هیچ شوقی به عبادت یا امور دینی ندارم، یک دوره ای اصلا نماز نمی خواندم، الان تعداد زیادی نماز قضا دارم، حتی همت ندارم آنها را بخوانم
    ه:چند سال است که اصلا هیچ مجلس عزاداری نمی روم، چندین سال است که مشهد نرفتم، کلا نا امیدم از همه چیز و از همه کس، چه باید کرد؟

    پاسخ:
    لطفا به این نکات توجه بفرمایید
    الف:
    راه برای جبران حق الناس وجود دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد: کفاره غیبت چیست؟ فرمود: «تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ كُلَّمَا ذَكَرْتَه‏ (1) هرگاه کسی را که غیبتش را کرده ای به یادآوری برای او طلب مغفرت کنی.»
    اگر کسی حق مالی دیگران را تلف کند، باید خسارت او را جبران کند و یا رضایت او را بگیرد.
    اما اگر حق غیر مالی باشد، در صورتی که قابل جبران باشد، باید حق دیگران را جبران کند ، مثلا اگر کسی آبروی دیگری را نزد عده ای ببرد، و یا به کسی تهمت زده باشد، واجب است که از او حلالیت طلب کند و یا اعاده حیثیت نماید، مثلا نزد کسانی که آبروی او را برده، بگوید آنچه گفتم اشتباه است.
    اما اگر مواردی باشد که حلالیت طلب کردن آن موجب کدورت و فتنه می گردد، مثلا غیبت کسی را کرده باشد و حلالیت طلب کردن ممکن است سبب ناراحتی دیگری شود، با توبه کردن و انجام کارهای خیر و شریک ساختن آن شخص در ثواب کار خیر، می تواند حق او را جبران کند؛ یعنی در حق شخص دعا کند. برایش استغفار کند. او را در ثواب بعضی کارهای خیر شریک کند. خودش نیز در برابر خداوند توبه کند. خداوند هم گناه او را می بخشد.

    ب:امام علي(علیه السلام) فرمود:
    «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَ‏ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَة (2) مجاهد شهيد در راه خدا پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه داشته ولى خوددارى نموده. چنين انسان با عفّتى نزديك است فرشته‏اى از فرشتگان باشد.»
    نسبت به کنترل شهوت هم، ببینید که چه عامل یا عواملی باعث تحریک شهوت شما می شود، آن ها را از بین ببرید.
    گاهی اوقات دامن زدن به افکار جنسی، و یا کنترل نکردن چشم و دیدن عکس و فیلم مستهجن، یا ارتباط با دوستان ناباب و... موجب این امر می شود.
    در کل، سعی کنید که:
    1- کنترل نگاه
    به هیچ عنوان عکس و فیلم مستهجن دیده نشود، در فضای بیرونی و واقعی هم مراقب نگاه به نامحرم باشید.
    2- کنترل فکر
    به افکار جنسی دامن نزنید و توجه ننمایید.
    3- سعی کنید بیکار و حتی المقدور تنها نباشید. بیکاری و تنهایی زمینه ساز افکار منفی می باشد.
    4- پرخوری نکنید و از خوردن غذاهایی که شهوت را تحریک می کند خود داری نمایید.
    5-مراقب دوستان ناباب باشید.
    6-ورزش را حتما جدی بگیرید، تا انرژی شما آنجا تخلیه شود.

    ج: نسبت به کنترل خشم به این نکات توجه بفرمایید:
    1- تغییر حالت
    برای کنترل غضب، باید تغییر حالت بدهیم. چنان‌چه اگر سگی به‌ سوی انسان حمله کند، برای رهایی از حمله او باید فورا بر زمین بنشینیم تا او متوجه شود کاری با او ندارید، دزد نیستید و یا مهمان صاحب‌خانه هستید. در باب خشم نیز روایت شده است‌که وقتی خشمگین شدید اگر در حال ایستاده هستید، بنشینید تا سگ نفس، نتواند به ایمان شما حمله کند. پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در این زمینه می‌فرمایند: «...إِذَا غَضِبَ‏ أَحَدُكُمْ فَلْيَجْلِس‏ (3) زمانی‌که یکی از شما عصبانی شد، باید بنشیند»

    2- سکوت کردن
    وقتی ماشین در حال حرکت جوش می‌آورد، راننده سریعا کنار می‌زند و چند لحظه توقف می‌کند تا موتور خنک شود، که در غیر این صورت ممکن است آسیب جدی به خودرو وارد آید، انسان در حال عصبانیت نیز باید چند لحظه‌ای را سکوت کند، و به مشاجره خود ادامه ندهد، تا آتش درونش فروکش کند. این نسخه شفا بخش پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است‌که می‌فرمایند: «إِذَا غَضِبَ‏ أَحَدُكُمْ فَلْيَسْكُت‏ (4) هرگاه یکی از شما عصبانی شد باید سکوت کند.»

    3- وضو گرفتن
    همان‌طور که آب آتش را خاموش می‌کند، وضو گرفتن نیز باعث فروکش کردن آتش درون برآمده ازخشم و غضب است. رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرمایند: « أَنَّ الْغَضَبَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَنَّ الشَّيْطَانَ خُلِقَ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّمَا تطفأ النَّارَ الْمَاءُ فَإِذَا غَضِبَ أَحَدُكُمْ فَلْيَتَوَضَّأْ (5) خشم از شیطان است و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب، خاموش می‌شود. پس، هرگاه فردی از شما خشمگین شد، وضو بگیرد»

    4- مدیریت گفتمان
    سعی کنید وقتی گفتمان به بحث و تندی منجر می شود، بحث را ادامه ندهید. بلکه زمان و مکان را بسنجید و در یک فرصت مناسب که رگ خوابشان دست شماست، قبل از هر چیزی ویژگیهای مثبت او را به رخشان بکشانید که فلانی شما که این خوبی ها را دارید، به نظر شما در فلان قضیه، بهتر نبود این گونه عمل می شد، یا بهتر نبود این گونه عمل نمی شد، یعنی قدم بعدی حالت مشاوره ای و از پایین به بالاست، تا بتوانید با این نوع گفتمان، تاثیر گذار باشید.
    د: مدیریت فکر
    تا زمانی که به گذشته و رفتارهای اشتباه خود فکر کنید، و آن ها را مرور کنید، وضعیت روحی شما همین خواهد بود. اگر می خواهید از این وضعیت روحی خلاص شوید، باید یک تصمیم جدی بگیرید که تحت هیچ عنوانی به گذشته فکر نکنید. البته آمدن فکر دست شما نیست، و ناخود آگاه ممکن است بیاید؛ ولیکن مدیریت آن و کنترل نمودنش دست خود شماست.
    بر همین اساس تحت هیچ شرایطی به گذشته و رفتارهای خطای خود فکر نکنید و هر موقع افکار منفی و رفتارهای خطای گذشته به سراغ شما می آید، به جای دامن زدن و توجه کردن به آن، سریعا انصراف ذهنی بدهید. یعنی با تغییر مکان دادن، و خود را به کاری مشغول کردن، با کسی صحبت کردن، سوره ناس و صلوات را داشتن، آن افکار را از ذهن خارج کنید.
    ه: استقامت
    همان طور که در تربیت جسم باید از کم شروع کرد و با تمرین و تکرار در آن به رشد مطلوب جسمانی رسید، در تربیت روح نیز باید به تدریج مراحل و مدارج را تحصیل نمود و فضایل انسانی را در خود به وجود آورد و از رذائل اخلاقی پاک کرد.
    ز:توبه نصوح
    شما باید حرکت کنید، با غصه خوردن و متاسف بودن نسبت به رفتارهای خطای گذشته، چیزی حل نمی شود.
    ما در طول تاریخ افرادی را داریم که سابقه بدی در خطا و عصیان داشتند، ولی به برکت توبه، جزء اولیای الهی قرار گرفتند. مانند حرّ بن یزید ریاحی، بُشر حافی، فضیل عیاض، عبد فرّار و...
    بنابراین راه برای تغییر کاملا باز است و باید یک «توبه نصوح» نمود.

    در مضامین دینی آمده است که وقتی انسان خطاکار، توبه واقعی را انجام بدهد، نه تنها گناهان او پاک می شود، بلکه آن خطاها تبدیل به حسنه می شود:
    1- «مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (6) آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.»
    2- در روایت آمده است که «حضرت ابراهیم (علیه السلام) به خداوند عرض نمود «يَا كَرَيَم العَفو»، جبرئیل امین (علیه السلام) عرض کرد می دانید معنی کَرِیم اَلعَفو را؟ و آنگاه در توضیح این جمله عرض نمود: «إن عَفَا عَنِ السَّيِّئة كَتَبَها حَسَنة (7) اگر خداوند (با توبه انسان خطاکار) گناه را عفو نماید، آن را به کرم خود تبدیل به حسنه و نیکی می نماید»
    توبه بر 4 ركن استوار است و هر كسي كه مي خواهد توبه اش مورد قبول خداوند واقع شود بايد در زندگي خود اين 4 ركن را فراهم كند همان گونه كه امير المومنين(عليه‌السلام) در بيان اركان و اساس توبه مي فرمايد:
    «التَّوْبَةُ عَلَى‏ أَرْبَعَةِ دَعَائِمَ‏ نَدَمٍ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٍ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٍ بِالْجَوَارِحِ وَ عَزْمٍ أَنْ لَا يَعُود (8) توبه بر چهار پايه استوار است 1- پشيمانى درونى 2- استغفار زبانى 3- عمل با اعضا و جوارح 4- تصميم جدّى بر عدم بازگشت به گناه»
    انجام توبه واقعی و
    مدیریت فکر، نسبت به خطاهای گذشته به شما کمک می کند که به مرور شوق در عبادت را داشته باشید و حالت ناامیدی شما برطرف شود.
    پی نوشت:
    1. كلينى، محمد بن يعقوب‏،كافي(ط- دار الحديث)،دار الحديث‏، قم‏، ق 1429، ج 4،ص83.
    2. شريف الرضي، محمد بن حسين‏، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، هجرت‏، قم‏،1414 ق‏،ص559.
    3. حلوانى، حسين بن محمد بن حسن بن نصر، نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم‏،1408 ق‏،ص32.
    4. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)، دار إحياء التراث العربي،‏ بيروت‏،1403 ق‏،ج68،ص404.
    5. پاينده، ابو القاسم‏، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، دنياى دانش‏، تهران‏، ص286.
    6.فرقان/70
    7.كبير مدني شيرازي، سيد على خان بن احمد، رياض السالكين في شرح صحيفة سيّد الساجدين‏، دفتر انتشارات اسلامى‏، ايران؛ قم‏،1409،ج1،ص329.
    8. بحار الأنوار(ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏،ج75،ص81.






    ویرایش توسط کافی : ۱۳۹۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۵:۱۵

صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود