جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نمونه ای از توسل های پیامبر اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۹
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    5 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نمونه ای از توسل های پیامبر اسلام




    با سلام خدمت دوستان.
    آیا خود پیامبر اسلام، در زمان حیاتشون، متوسل به قبر کسی میشدن؟ یا کلا خود پیامبر توسل به شخص مرده ای داشتن؟ مثلا به حضرت ابراهیم. یا هر کسی. لطفا اگر ممکنه از ادله و کتب مورد قبول اهل سنت یا وهابیت، پاسخ رو مطرح بفرمایید.
    متشکر

  2. تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,600
    مورد تشکر
    2,144 پست
    حضور
    27 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    نمونه ای از توسل های پیامبر اسلام

    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. تشکر


  5. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    625 پست
    حضور
    11 روز 6 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Shimajkhsh نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان.
    آیا خود پیامبر اسلام، در زمان حیاتشون، متوسل به قبر کسی میشدن؟ یا کلا خود پیامبر توسل به شخص مرده ای داشتن؟ مثلا به حضرت ابراهیم. یا هر کسی. لطفا اگر ممکنه از ادله و کتب مورد قبول اهل سنت یا وهابیت، پاسخ رو مطرح بفرمایید.
    متشکر
    با سلام و عرض ادب
    توسل به معنای توجه به خدای متعال به واسطه ی قرار دادن واسطه است؛ بنابراین در توسل به اولیای الهی به حقیقت و جایگاه معنوی آنان توسل می شود نه قبر آنان؛ همچنین صورت معمول در توسل آن است که شخص به کسی که از مقام و منزلت بالاتری برخوردار است توسل می جوید. بر این اساس همه انسانها از جمله انبیای الهی نیازمند توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خواهند بود و آنحضرت مستقیما فیوضات را از خدای متعال دریافت می کند.

    توضیح:
    توسل به معنای واسطه قرار دادن وسیله ای مقبول در درگاه ربوبی برای تقرب به پروردگار است؛ چنانکه قرآن کریم در این رابطه می فرماید:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ (1) « اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، از خداوند پروا كنيد و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، شايد رستگار گرديد».

    «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيما»؛ (2) «و اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند نزد تو مى‏ آمدند، آن گاه از خداوند آمرزش مى‏ خواستند و رسول خدا نيز براى آنها طلب آمرزش مى‏ كرد بى ‏ترديد خدا را بسيار توبه ‏پذير و مهربان مى‏ يافتند».

    بر این اساس انسان موحد برای رسیدن به کمال خویش از طریق وسایل مورد رضای پروردگار از اعمال صالح گرفته تا واسطه قرار دادن اولیای الهی به درگاه ربوبی عرض حاجت نموده تا بواسطه ی بهره مندی از واسطه ی به مراتب بالاتری از کمالات نائل آید چه در حوایج اخروی و چه در سطح نازل آن در حوایج دنیوی.

    یکی از وسائلی که انسان مؤمن بدان توجه داشته واسطه قرار دادن انبیاء و اولیاء و جاه و مقام و دعای آنان برای رفع ناپاکی ها و نایل شدن به بخشش الهی و رسیدن به کمال مطلوب است. بدیهی است که در این مقام توسل کننده به کسی توسل می جوید که از نظر کمالات و رتبه ی وجودی برتر از خویش باشد. بر این اساس برترین مخلوق خدای متعال پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده (3) که همه انسانها از جمله همه ی انبیاء و اولیای الهی به واسطه ی آنحضرت به مقامات و کمالات بالاتر راه می یابند؛ چنانچه در روایات اهل سنت توسل انبیای الهی (علیهم السلام) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و توسل همه ی انسانها در موقف قیامت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیانگر چنین امری است.(4)
    بر این اساس فرض اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای قرب و منزلت بیشتر خویش به ذوات مطهّر انبیای دیگر توسل نموده باشند فرض صحیحی نبوده؛ مگر آنکه چنین امری در قالب قسم به جاه و ابروی انبیای الهی برای رفع گرفتاری امت و یا اشخاص بوده باشد.(5)

    بیان موارد ی از توسل انبیای الهی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)


    1) توسل آدم (علیه السلام) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت آن حضرت:
    آن‌گاه که آدم (علیه السلام) مرتکب خطا شد، با توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت (علیه السلام) مورد عفو قرار گرفت.(6) قرآن از این واقعه چنین یاد می کند: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»؛ (7) «سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است».

    2) توسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

    در تفسیر آیه ی: «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ...»؛(8) آن‌گاه که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در سرزمین بی آب و علف تنها گذاشت، دعا کرد که پروردگار از آن دو دستگیری کند و برای استجابت دعا خود به پیامبر(صلی الله علیه و آله) متوسل شد.

    مؤلف غرائب القرآن از توسل ابراهیم به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) این‌گونه خبر می­ دهد: «و فيه أنه تَوَسَّلَ في إجابة الدعاء بمحمد(صلی الله علیه و آله) و كأنه قال: إن ضيعت هاجر و إسماعيل فقد ضيعت محمداً».(9)

    اسماعیل حقی در روح البیان، تبیین روشن تری از این دعا و توسل دارد و می‌گوید: اینکه ابراهیم علیه السلام فرمود: رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ...؛ حال که قرار است زن و فرزندم را در این سرزمین بی آب و علف تنها بگذارم، پروردگارا، به حق محمد (صلی الله علیه و آله) آن دو را یاری کن که اگر آنها را به حال خود رها کنی تا هلاک شوند، به‌درستی که محمد (صلی الله علیه و آله) را رها ساختی و او را هلاک نمودی؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه و آله) از صلب اسماعیل است.(10)

    3) توسل حضرت داود (علیه السلام) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

    واقدی در ضمن حدیثی طولانی از توسل حضرت داود (علیه السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله) خبر می دهد که چنین دعا کرد: «الهي بحق النبي العربي الذي تبعثه في آخر الزمان الا غفرت لي...؛ خدایا، به حق پیامبر عربی که در آخر الزمان او را مبعوث می­کنی، مرا ببخش».(11)

    پی نوشت ها:

    1. المائدة/35
    2. النساء/64.
    3. چنانکه در دعای جامعه کبیره می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی»؛ «خدایا! ما نزدیک‌تر از اینها به تو نیافتیم تا آنها را واسطه شفاعت خودمان قرار دهیم». شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 2، ص 617، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
    4. البخاری، صحیح البخاری، کتاب التوحید (بَابُ كَلَامِ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ غَيْرِهِمْ)، ج11، ص181، ح6733، ‏مصر وزارت الاوقاف.: «انس گفت: محمد (صلی الله علیه وآله و سلّم) به ما گفته است چون روز قیامت فرا رسد مردم چون موج یکی در دیگری می آیند. مردم نزد آدم می روند و می گویند: نزد پروردگار خود از ما شفاعت کن. وی می گوید من سزاوار این کار نیستم بر شماست که نزد ابراهیم بروید که وی خلیل (خدای) رحمان است. مردم نزد ابراهیم می روند وی می گوید: من سزاوار این کار نیستم بر شماست که نزد موسی (علیه السلام) روید که وی کلیم الله است. مردم نزد موسی (علیه السلام) می روند و وی می گوید: من سزاوار این کار نیستم بر شماست که به نزد عیسی بروید که وی روح خدا و کلمه ی اوست. مردم نزد عیسی (علیه السلام) می آیند. وی می گوید: من اهل این کار نیستم بر شماست که نزد محمد (صلی الله علیه وآله و سلّم) روید. مردم نزد من می آیند و من می گویم: من سزاوار شفاعت هستم. از پروردگارم اجازه می خواهم به من اجازه می دهد و محامد خود را به من الهام می کند ... او را با همان محامد می خوانم و در پیشگاهش به سجده می افتم. خداوند می فرماید: ای محمد سر خود را بلند کن و بگو که شنیده می شوی و شفاعت کن که شفاعت تو پذیرفته است و من می گویم: پروردگارا امت من امت من!...
    5. انس بن‌مالک ماجرای وفات فاطمه بنت اسد(س) را روایت می کند که خلاصه آن چنین است: آن‌گاه که قبر آماده شد، پیامبر(صل الله علیه و آله) داخل قبر خوابید و چنین دعا فرمود: « ...إغفر لأمي فاطمة بنت أسد ووسع لها مدخلها بحق نبيك والأنبياء الذين من قبلي...». (الطبراني، المعجم الكبير، مكتبة العلوم والحكم – الموصل، ج24، ص351).
    6. البقره/ 37.
    7. الطبرانی، سلیمان، المعجم الصغیر، ج2، ص83: «قال رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم ): لما أصاب آدم الخطيئة رفع رأسه فقال: يا رب بحق محمد إلا غفرت لي...؛ رسول خدا صل الله عليه و أله فرمود: وقتى آدم مرتكب گناهى شد، گفت: خداوندا تو را به حق محمد می‌خوانم كه مرا ببخشى!».
    8. ابراهیم/37.
    9. «أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي... عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ على ما سواك و هو كعبة القلب حرام أن يكون بيتاً لغير اللّه‏. و فيه أنه توسل في إجابة الدعاء بمحمد (صلی الله علیه و آله) و كأنه قال: إن ضيعت هاجر و إسماعيل فقد ضيعت محمداً». (نیشابوری، نظام‌الدین، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏4، ص205).
    10. حقى بروسوى، اسماعيل، تفسير روح البيان، ج‏4، ص428.
    11. . واقدی، محمد بن‌عمر، فتوح الشام، دار الكتب العلمية ، ج2، ص152.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۹/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۳:۰۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود