جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امامت در آیه ۱۲۴ بقره

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۹
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    5 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امامت در آیه ۱۲۴ بقره




    با سلام خدمت شما
    من در جریان مباحثه با یکی از افراد وهابی، به یک مشکل برخوردم که از نظر خودم قابل تامل بود. در مورد اثبات امامت از آیه ۱۲۴ سوره بقره که امامت به عنوان آخرین مقام، به حضرت ابراهیم اعطاء شد. شخص وهابی مدام تکرار میکرد که این آیه به هیچ عنوان موید بحث امامتی که اهل تشیع بهش معتقدند، نیست چون مقام امامت به ابراهیم داده شده که اول پیامبر بوده و اگر ما قائل به امامت رسول اکرم باشیم، منطقیه اما افرادی همچون امامان دوازده گانه شیعیان اصلا پیامبر نبودند که بعد واجد شرایط امام شدن بشوند. منطق آیه هم واقعا همین رو نشون میده. افراد غیر رسول چطور ممکن هست که امام بشن مخصوصا که رسول الله آخرین پیامبر خداست. این آیه ۱۲۴ بیره برای غیر شیعه ها، موضوع رو پیچیده تر و لاینحل تر میکنه انگار. لطفا با دلایل عقلی و منطقی و یا از طریق خود قرآن این مسئله رو برامون حل کنید لطفا.
    متشکر

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,600
    مورد تشکر
    2,144 پست
    حضور
    27 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست




    امامت در آیه ۱۲۴ بقره



    کارشناس بحث: استاد صدرا


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۹/۰۲/۲۹ در ساعت ۲۰:۴۴

  3. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    625 پست
    حضور
    11 روز 6 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Shimajkhsh نمایش پست
    با سلام خدمت شما
    من در جریان مباحثه با یکی از افراد وهابی، به یک مشکل برخوردم که از نظر خودم قابل تامل بود. در مورد اثبات امامت از آیه ۱۲۴ سوره بقره که امامت به عنوان آخرین مقام، به حضرت ابراهیم اعطاء شد. شخص وهابی مدام تکرار میکرد که این آیه به هیچ عنوان موید بحث امامتی که اهل تشیع بهش معتقدند، نیست چون مقام امامت به ابراهیم داده شده که اول پیامبر بوده و اگر ما قائل به امامت رسول اکرم باشیم، منطقیه اما افرادی همچون امامان دوازده گانه شیعیان اصلا پیامبر نبودند که بعد واجد شرایط امام شدن بشوند. منطق آیه هم واقعا همین رو نشون میده. افراد غیر رسول چطور ممکن هست که امام بشن مخصوصا که رسول الله آخرین پیامبر خداست. این آیه ۱۲۴ بیره برای غیر شیعه ها، موضوع رو پیچیده تر و لاینحل تر میکنه انگار. لطفا با دلایل عقلی و منطقی و یا از طریق خود قرآن این مسئله رو برامون حل کنید لطفا.
    متشکر
    با سلام و عرض ادب

    جایگاه امامت در قرآن جایگاهی متمایز و در عین حال برتر از جایگاه نبوت بوده که در صورت اجتماع این دو مقام، جایگاه امامت نبی، برتر ازجایگاه نبوت او خواهد بود؛ چنانکه در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) امامت آخرین مرتبت و منصب الهی ای بود که خدای متعال به ابراهیم (علیه السلام) عطا فرمود.

    تمایز جایگاه امامت و نبوت امری است که از وظایف نبی و امام که در قرآن کریم بیان شده بدست می آید؛ چنانکه اقتضای درخواست ابراهیم (علیه السلام) و پاسخ پروردگار نیز بیانگر چنین تمایزی است؛ زیرا ابراهیم (علیه السلام) چنین مقامی را برای ذریه ی خویش طلب نمود و آنرا مقیّد به انبیای از ذریه ی خویش نساخت: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي»؛[1] و پاسخ پروردگار نیز در راستای همان درخواست بود با این وصف که این مقام به ظالمین از ذریه ی تو نخواهد رسید: «قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين»؛‌[2] « پيمان من به ستمكاران نمى‏ رسد» و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند. که اگر چنین مقامی مشروط به نبوت می بود پاسخ پروردگار چنین بود که امامت تنها به کسانی از فرزندان تو خواهد رسید که قبل از آن به نبوت رسیده باشند.

    همچنین با توجه به درخواست ابراهیم (علیه السلام) و پاسخ پروردگار، این نکته نیز روشن می گردد؛ که الزاما وصول به جایگاه امامت مبتنی بر طی نمودن عین مراحل و امتحاناتی که برای ابراهیم (علیه السلام) اتفاق افتاد نخواهد بود؛ زیرا در این صورت چنین جایگاهی تنها اختصاص به آن حضرت داشته و طلب نمودن آن از سوی ابراهیم (علیه السلام) برای ذریه ی خود معنا و مفهومی نخواهد داشت. بلکه آنچه در رسیدن به مقام شرط بوده صبر در مقام بندگی و وصول به مقام یقین معرفی شده؛ چنانکه در دو آیه ی دیگر از آیات امامت به چنین امری تصریح شده است:

    «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ»
    ؛[3] «و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏ كردند چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند».

    «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحِينَ؛ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِين»؛[4] «و اسحاق، و علاوه بر او، يعقوب را به وى بخشيديم و همه آنان را مردانى صالح قرار داديم! و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏ كردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مى‏ كردند».

    با توجه به این آیات مشخص می گردد که شرط وصول به امامت رسیدن به مقام نبوت نخواهد بود.


    [1] . البقرة/124. «(به خاطر بياوريد) هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او بخوبى از عهده آزمايش بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، [ابراهيم‏] گفت: و از فرزندان من [نيز پيشوايان قرار ده‏]».

    [2] . همان.

    [3] . السجدة/24.

    [4] . الانبیاء/73.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۱:۴۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  4. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    625 پست
    حضور
    11 روز 6 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تمایز جایگاه امامت با نبوت در بیان مرحوم علامه ی طباطبایی

    چنانکه گفته شد با توجه به آیات بیانگر جایگاه امامت و نبوت می توان به تفاوت این دو مقام پی برد. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این قسمت از آیات می نویسد:

    «نخست بايد دانست كه قرآن كريم هر جا نامى از امامت برده، به دنبال آن متعرض هدايت نیز شده است. تعرضى كه گويى خواسته كلمه ی نامبرده را تفسير كند، از آن جمله در ضمن داستانهاى ابراهيم مى ‏فرمايد:«وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً، وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ، وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»،[1] «و اسحاق، و علاوه بر او، يعقوب را به وى بخشيديم و همه آنان را مردانى صالح قرار داديم! و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏ كردند».
    و نيز مى ‏فرمايد: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا، وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ»،[2] «و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏ كردند چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند».

    كه از اين دو آيه بدست می آید وصفى كه از امامت در آیه آمده، وصف تعريف است و می خواهد آن را به مقام هدايت معرفى كند از سوى ديگر همه جا اين هدايت را مقيد به امر كرده
    : «يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»، که با اين قيد مشخص ساخته كه امامت به معناى مطلق هدايت نيست؛ بلكه به معناى هدايتى است كه با امر خدا صورت مى‏ گيرد و اين امر هم همان است كه درباره ‏اش فرمود: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ، فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»،[3] «امر او وقتى اراده چيزى كند تنها همين است كه به آن چيز بگويد باش، و او هست شود، پس منزه است خدايى كه ملكوت هر چيز بدست او است». و نيز فرموده: «وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ»،[4] «امر ما جز يكى نيست آنهم چون چشم بر هم زدن».

    بنابراین امام هدايت كننده ‏اى است كه با امرى ملكوتى كه در اختيار دارد هدايت مى ‏كند، پس امامت از نظر باطن يك نحوه ولايتى است كه امام در اعمال مردم دارد، و هدايتش چون هدايت انبياء و رسولان و مؤمنين صرف راهنمايى از طريق نصيحت و موعظه حسنه و بالأخره صرف آدرس دادن نيست، بلكه هدايت امام دست خلق گرفتن و به راه حق رساندن است.

    قرآن كريم كه هدايت امام را هدايت به امر خدا، يعنى ايجاد هدايت دانسته، درباره هدايت انبياء و رسل و مؤمنين و اينكه هدايت آنان صرف نشان دادن راه سعادت و شقاوت است، مى‏ فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ، إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ، فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ...»،[5] ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد سپس خدا هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى ‏كند و او توانا و حكيم است».

    و درباره راهنمايى مؤمن آل فرعون فرموده: «وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشاد»،[6] «كسى كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: «اى قوم من! از من پيروى كنيد تا شما را به راه درست هدايت كنم.

    و نيز در باره ی وظيفه عموم مؤمنين فرموده: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»،[7] «چرا از هر گروهى از آنان، طايفه ‏اى كوچ نمى‏ كند (و طايفه‏ اى در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنها را بيم دهند»
    .[8]

    ایشان همچنین در توضیح دیگری در رابطه با وظیفه ی امام می نویسند:
    هدايت به امر خدا از فيوضات معنوى و مقامات باطنى است كه مؤمنين به وسيله عمل صالح به سوى آن هدايت مى ‏شوند، و به رحمت پروردگارشان ملبس مى‏ گردند.
    و چون امام به وسيله امر، هدايت مى‏ كند- با در نظر گرفتن اينكه باء در «بامره» باء سببيت و يا آلت است- مى ‏فهميم كه خود امام قبل از هر كس متلبس به آن هدايت است، و از او به ساير مردم منتشر مى‏ شود، و بر حسب اختلافى كه در مقامات دارند، هر كس به قدر استعداد خود از آن بهره‏ مند مى‏ شود، از اينجا مى ‏فهميم كه امام رابط ميان مردم و پروردگارشان در اخذ فيوضات ظاهرى و باطنى است، هم چنان كه پيغمبر رابط ميان مردم و خداى تعالى است در گرفتن فيوضات ظاهرى، يعنى شرايع الهى كه از راه وحى نازل گشته، و از ناحيه پيغمبر به ساير مردم منتشر مى‏ شود.
    و نيز مى ‏فهميم كه امام دليلى است كه نفوس را به سوى مقاماتش راهنمايى مى ‏كند هم چنان كه پيغمبر دليلى است كه مردم را به سوى اعتقادات حق و اعمال صالح راه مى ‏نمايد، البته بعضى از اولياى خدا تنها پيغمبرند، و بعضى تنها امامند، و بعضى داراى هر دو مقام هستند، مانند ابراهيم و دو فرزندش
    .[9]

    با توجه به این نکات تفاوت بین امام و نبی از این آیات روشن می شود و اینکه امامت مقام و شانی فراتر از نبوت در فرهنگ قرآن است.

    موفق باشید.

    [1] . الانبیاء/73-72.

    [2] . السجدة/24.

    [3] . یس/83-82.

    [4] . القمر/50.

    [5] . ابراهیم/4.

    [6] . غافر/38.

    [7]
    . التوبة/122.

    [8]. ر.ک: ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص411.

    [9].همان، ج14، ص429.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۳:۱۲
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود