منشور حکومت مدینه
پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مدّت کوتاهى که به عقیده برخى پنج ماه پس از ورود ایشان به مدینه می باشد، عهدنامه‌اى بین خود و یهودیان مدینه نوشت و دین و دارایى آنان را به رسمیت شناخت و از آن‌ها تعهّد گرفت که احدى را بر ضدّ پیامبر (ص) یارى نکنند و اگر مشکلى پیش آید، به مسلمانان در حلّ آن کمک کنند. چنان که مسلمانان‌ هم در مقابل، همین تعهّدات را بر عهده دارند؛ لیکن یهودیان به سرعت پیمان شکستند و به مکر و نیرنگ بر ضدّ حکومت پیغمبر (ص) روى آوردند.

یهودیان بنی قینقاع، بنی نظیر و بنی قریظه به حضور رسول خدا (ص) رسیدند و خواستار مداهنه شدند. پیامبر (ص) پذیرفت و عهدنامه‌ اى براى آنان نوشت و شرایطى برایشان قرار داد. از جمله:

احدى را بر ضدّ پیامبر (ص) یارى ندهند؛ با دست و زبان و با اسب و اسلحه و در خفا و آشکار و در شب و روز، متعرّض احدى از اصحاب حضرت نشوند. اگر آنان به این شرایط وفادار ماندند، رسول خدا (ص) خون آن‌ها را نخواهد ریخت، زنان و فرزندانشان را اسیر نخواهد کرد و اموالشان را نخواهد گرفت. پیامبر براى هر یک از قبایل سه ‌گانه یهود، عهدنامه جداگانه‌اى نوشت. اما، یهودیان به مکر و نیرنگ روى آوردند. در حالى که بنا به تصریحات خودشان، مى‌دانستند که او پیامبر حقّ است. (1)

پی نوشت:
1. ابن جوزی، المنتظم،دارالکتب العلمیه، 1412ق، بیروت، ج 3 ص 136