جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نرسیدن به خواسته ها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نرسیدن به خواسته ها




    باسلام. من می خواستم به یکی از مراجع دینی مراجعه کنم تا شاید راه حلی یا ذکری برای حل مشکلاتم پیدا شود.به نظر من برای یک جوان تحصیل کرده با تحصیلات ارشد داشتن شغل الزامی است.11 سال است که برای یافتن شغل تلاش میکنم. زبان خوبی دارم سالهای زیادی از عمرم را برای یادگیری گذراندم. از اول جوانی از ازدواج واهمه داشتم . من یک دختر مذهبی چادری هستم. الان 37 سال دارم البته خواستگار خوب هم ندارم که شرایط خوب داشته باشد .پدرم بازنشسته هستند و من از لحاظ مالی نیازمند استقلال هستم. خیلی تلاش میکنم ولی اوضاعم تغییر نمیکند.بزرگترین شانسم داشتن یک خواهر و بیرون رفتن با اوست .من مهارتهایی دارم مثل کارت گردشگری اما تا حالا که نزدیک 3 سال است اصلا آژانس ها به من تور نداده اند نه داخلی نه خارجی.من تا حالا چند بار کتاب های گردشگری را خوانده ام.بعضی وقت ها واقعا ناامید میشوم.زیر فشار اطرافیان برای ازدواجم ولی نمی توانم قبول کنم.چه کنم؟

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,657
    مورد تشکر
    2,164 پست
    حضور
    28 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    نرسیدن به خواسته ها

    کارشناس بحث: استاد شفیق



  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۸
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    5 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هوالمحبوب
    با سلام و احترام به شما همراه گرامی

    با توجه به شرایطی که از خودتون توصیف کردید؛ نشان می دهد که از وضعیت خود راضی نیستید و قابل درک هم هست دختری در شرایط شما؛ می تواند زمینه چنین حالاتی داشته باشد و اگر خود را رها کند؛ شرایط بر او تسلط پیدا کرده و حالش را نابسامان کند.
    در حال حاضر، یافتن شغل شرایطی را می طلبد که اگر هم اتفاق بیفتد ولی وضعیت روانی شما ممکن است از آن هم ایراد بگیرد و لذت نبرد. بنده فعلا قصد دارم با شرایط روحی شما مواجه شوم و روی آن تمرکز داشته باشیم.
    توجه داشته باشید که در واقع احساسهای ما هم فرق چندانی با آب و هوا ندارند. آنها پیوسته در حال تغییر هستند و ما کنترلی بر آنها نداریم. تنها نقطه ای که در کنترل مستقیم ما قرار دارد چطور پاسخ دادن به آنها و نحوه رفتارمان است. اما واقعا چه اتفاقی می افتد اگر به جای تمرکز بر چطور رفتار کردنمان، تمام تلاش خود را صرف مبارزه با افکار و احساس هایمان کنیم؟ چقدر زمان و انرژی از دست می دهیم؟
    اگر اوضاع آنطور که دوست دارید پیش نمی رود، نسبت به خود شفقت داشته باشید و پذیرای خود باشید و به جای نگرشی سخت گیرانه و منتقد، از خودتان و دیگران از خودتان حمایت کنید.
    زمانی که افکار و احساس های ناخوشایند به سراغتان می آیند ممکن است هیجانها و احساسهای مختلفی را تجربه کنید. در اکثر مواقع تلاش مستقیم ما برای کاهش یا حذف افکار و هیجانهای ناخوشایند نه تنها بی اثر است، بلکه به شدت آنها نیز می افزاید. در اینجا راههای متفاوتی از برخورد با این افکار و هیجان ها را بیان می کنیم.
    . مانند مادری که کودک خردسال خود را در اغوش می گیرد و به او توجه می کند، به همه افکار و احساس های خود توجه کنید و آنها را در آغوش بگیرد. این کاربرگ را پر کنید.
    - تاریخ/ ساعت/ چه هیجانی را تجربه کردید:
    - هنگام بروز این هیجان چه احساس هایی را در نقاط مختلف بدنتان تجربه کردید:
    - چند دقیقه توانستید بدون مبارزه با این هیجان به احساس ها و افکارتان از زاویه ای دورتر توجه کنید: (از نگاه فردی دیگر به قضیه نگاه کنید)



  4. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۸
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    5 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برده ذهن خود نباشید: ذهن مانند کودکی بازیگوش است که هر روز شما را به دنیای درونش دعوت می کند تا همبازی او شوید؛ خاطراتی از گذشته و داستان هایی از آینده تعریف می کند تا غرق دنیای او شویم. گاهی ذهن درباره شکست هایمان می گوید و یا هشدارهایی درباره شکست های آینده می دهد. شما اگر گوش به فرمان ذهنتان شوید عملکرد شما کاهش پیدا میکند چون انرژی زیادی از شما می گیرد و شما را از لحظه حال دور کند. شما دو کار می توانید انجام دهید. 1. اسیر ذهنتان شوید و هر آنچه را می گوید انجام دهید. 2. متوجه حضور این افکار باشید اما بدون توجه به آنچه ذهنتان می گوید رفتاری را انجام دهید که امکاناتش در حال حاضر در اختیار شماست و کار مهم و ارزشمند برای شماست که می توانید انجام دهید. تمرین زیر برای این مرحله مناسب است.
    - در تاریخ و ساعت........... ذهنتان چه گفت تا شما را اسیر کند.
    - هنگام اسارت رفتار شما چه تغییراتی کرد.
    - این اسارت چه عوارض نامطلوبی برای شما داشت.
    - آیا توانستید خود را از اسارت نجات هید؟ اگر بله چگونه:
    تکنیک دیگری را که به نظر می رسد خوب است با خود انجام دهید این است که در
    گام اول: بدترین حالتی که می تواند برای شما اتفاق بیفتد تصور کنید چیست؟
    گام دوم: بهترین حالت که برای شما اتفاق بیفتد چیست؟
    گام سوم: زندگی فعلی شما در یک خط پیوستار بین بدترین و بهترین کجای پیوستار است؟
    در نهایت به استعدادهای دیگر خود توجه کنید و کارهای متنوعی برای افزایش روحیه خود انجام دهید.
    توکل به خدا را فراموش نکنید. که همه چیز تحت ربوبیت خداست و صلاح و خیر هر کس را بهتر می داند.


  5. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۹
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیزم سلام. شرایط برای همه خیلی سخت و نا امید کننده شده. هر روز به دلایل مختلف آدم از زندگی سیر میشه. ولی یادت باشه که همه توی این وضعیتند و تو تنها نیستی... پس با امید روزاتو سپری کن، امیدوارم همیشه خوشحال باشی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود