جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تکلیف لایطاق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    455
    مورد تشکر
    996 پست
    حضور
    16 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    تکلیف لایطاق




    سلام علیکم. آیا خلاف عقل است که خدا شریعت را آنقدر سخت قرار بدهد یا انسان مختار را در حدّی توان بدهد، که هیچکس نتواند گناه نکند؟
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۹/۰۴/۳۰ در ساعت ۲۰:۰۰

  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1,677
    مورد تشکر
    2,183 پست
    حضور
    28 روز 19 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    با نام و یاد دوست

    تکلیف لایطاق

    کارشناس بحث: استاد شعیب



  3. تشکر


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    1,165 پست
    حضور
    12 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    ابتدا باید توجه کرد که هیچ کدام از این دو مورد که فرمودید باعث گناه نکردن انسان نمی شود گر چه می تواند آن را شدت و ضعف بدهد اما مطلقا مانع از گناه نمی شود.
    سخت بودن و یا آسان بودن دین عامل کنترل انسان بر ترک گناه نیست و گاهی می تواند بر عکس هم باشد هر چقدر شرایع سخت تر باشد احتمال مخالفت ها بیشتر می شود
    همچنین قدرت انسان نیز نمی تواند مانع گناه شود چرا که انسان به عامل اختیار است که انسان می باشد پس با وجود اختیار هر چقدر هم که انسان قوی باشد مانع از ارتکاب گناه نمی شود .

    خدا انسان را موجودی دو سویه خلق کرده که بحث اختیار در او معنا پیدا کند از یک سو گرایش های مادی و حیوانی دارد و از یک سو گرایش علوی و معنوی. آنگاه اوست که انتخاب می کند که به کدامین سو میل کند. پس انسان در بهترین صورت قرار گرفته است وشرایط امتحان در وجود او کاملا شکل گرفته است. و اوست که در این امتحان آزموده می شود و تعیین کننده رتبه اش هم خودش است.
    قرآن می فرمایدإِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
    ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند.


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    455
    مورد تشکر
    996 پست
    حضور
    16 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    ابتدا باید توجه کرد که هیچ کدام از این دو مورد که فرمودید باعث گناه نکردن انسان نمی شود گر چه می تواند آن را شدت و ضعف بدهد اما مطلقا مانع از گناه نمی شود.
    سخت بودن و یا آسان بودن دین عامل کنترل انسان بر ترک گناه نیست و گاهی می تواند بر عکس هم باشد هر چقدر شرایع سخت تر باشد احتمال مخالفت ها بیشتر می شود
    همچنین قدرت انسان نیز نمی تواند مانع گناه شود چرا که انسان به عامل اختیار است که انسان می باشد پس با وجود اختیار هر چقدر هم که انسان قوی باشد مانع از ارتکاب گناه نمی شود .

    خدا انسان را موجودی دو سویه خلق کرده که بحث اختیار در او معنا پیدا کند از یک سو گرایش های مادی و حیوانی دارد و از یک سو گرایش علوی و معنوی. آنگاه اوست که انتخاب می کند که به کدامین سو میل کند. پس انسان در بهترین صورت قرار گرفته است وشرایط امتحان در وجود او کاملا شکل گرفته است. و اوست که در این امتحان آزموده می شود و تعیین کننده رتبه اش هم خودش است.
    قرآن می فرمایدإِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
    ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند.

    با سلام و تشکر از پاسخ شما. گویا پرسش را اشتباه خوانده اید. سؤال این است: آیا ایرادی بر خدا دارد که شریعتش را آنقدر سخت یا انسان را آنقدر ناتوان قرار بدهد، که هیچکس نتواند گناه نکند؟


    با سپاس

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    1,165 پست
    حضور
    12 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    با سلام و تشکر از پاسخ شما. گویا پرسش را اشتباه خوانده اید. سؤال این است: آیا ایرادی بر خدا دارد که شریعتش را آنقدر سخت یا انسان را آنقدر ناتوان قرار بدهد، که هیچکس نتواند گناه نکند؟
    با سلام
    خیر سوال شما را به همین شکلی که نوشته اید خواندم و جواب همان است که عرض شد. ولی مطلب این است که چه ربطی بین سخت قرار دادن شریعت با گناه نکردن هست؟ (شاید بر عکس باشد)
    شریعت و اراده تشریعی خدا به این است که یک سری دستورات و کارهایی را خدا از ما می خواهد که انجام دادن و یا ترک آن از لحاظ تکوینی بالسویه و از لحاظ تشریعی یک طرف آن راجح و یک طرف آن مرجوح است مثلا از ما می خواهد که ظلم نکنیم . از لحاظ تکوینی فعل ظلم و ترک ظلم برای مکلف بالسویه است (و این باعث تکلیف می شود) و از لحاظ تشریعی انجام ظلم بد و ترک آن خوب است.
    پس اگر خدا کاری را از انسان بخواهد (شریعت) که فعل و ترک آن بالسویه نباشد یا توان انسان در انجام آن کم باشد اصلا تکلیف شکل نگرفته و یک اجبار خواهد بود

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    455
    مورد تشکر
    996 پست
    حضور
    16 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست

    با سلام
    خیر سوال شما را به همین شکلی که نوشته اید خواندم و جواب همان است که عرض شد. ولی مطلب این است که چه ربطی بین سخت قرار دادن شریعت با گناه نکردن هست؟ (شاید بر عکس باشد)
    شریعت و اراده تشریعی خدا به این است که یک سری دستورات و کارهایی را خدا از ما می خواهد که انجام دادن و یا ترک آن از لحاظ تکوینی بالسویه و از لحاظ تشریعی یک طرف آن راجح و یک طرف آن مرجوح است مثلا از ما می خواهد که ظلم نکنیم . از لحاظ تکوینی فعل ظلم و ترک ظلم برای مکلف بالسویه است (و این باعث تکلیف می شود) و از لحاظ تشریعی انجام ظلم بد و ترک آن خوب است.
    پس اگر خدا کاری را از انسان بخواهد (شریعت) که فعل و ترک آن بالسویه نباشد یا توان انسان در انجام آن کم باشد اصلا تکلیف شکل نگرفته و یک اجبار خواهد بود

    سلام. با تشکر از پاسخ شما. سؤال بعدی که از محضرتان داشتم این بود که: لطفاً بفرمایید چه ایرادی دارد که گناه از والدین به فرزند منتقل بشود؟

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    1,165 پست
    حضور
    12 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    سلام. با تشکر از پاسخ شما. سؤال بعدی که از محضرتان داشتم این بود که: لطفاً بفرمایید چه ایرادی دارد که گناه از والدین به فرزند منتقل بشود؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    این جا دو بحث است یکی انتقال گناه پدر و مادر به فرزندان ، دیگری تاثیر عمل سوء و یا خیر پدر و مادر در زندگی فرزندان.
    بحث اول منتفی است و بحث دوم وجود دارد
    گناه چیزی است که جزا دارد چه دنیوی چه اخروی. خدا در قرآن می فرماید: وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی هیچ گناهکاری گناه دیگری رامتحمل نمی شود.
    طبق براهین عقلی و صریح آیات قرآن کریم شکّی در این نیست که خداوند متعال عادل است؛ پس محال است کسی را به خاطر کاری که نکرده است مجازات کند؛ لذا عذاب، فقط در مقابل گناه اختیاری است و بس.

    حوادث و اتفاقات در این عالم بر اساس علت و معلول صورت می گیرد؛ بنابراین هر حادثه ای و از جمله تولد فرزندان و تکوین آن ها، نیز روحیات و آثارشان، بر اساس علت های خاص خود است و خداوند نیز بر اساس همان چیزی که علت ها اقتضا دارد، به موجودات فیض می بخشد. پس اگر فرزندی در خلقت جسمانی یا روحی دارای نقص است، مربوط به علت های آن است.

    بنابراینتأثیر کارهای پدر و مادر بر فرزندان، یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است و اگر به خداوند نسبت داده می‌شود، به خاطر آن است که تمام آثار تکوینی و خواص علت و معلول به او منسوب است و به هیچ وجه ظلم و ستمی از ناحیه خداوند بر کسی نخواهد شد.

    به قول شاعر همواره «گندم از گندم بروید جو ز جو » بر این اساس از زمین خوب و حاصل خیز گیاه خوب می روید و در زمین نامرغوب گیاه نامرغوب رشد می کند. « وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَشْكُرُونَ» (اعراف/58)

    جهان آفرینش، جهان تأثیر و تأثر است و به ویژه پدیده ها از علل حقیقی و اعدادی خود تأثیر می پذیرند. پدر و مادر نیز از علل اعدادی و شرایط پیدایش فرزندان هستند كه بدین دلیل رفتار آنها در پیش از تولد كودك و انعقاد نطفه و در حین آن و در دوران بارداری و تولد و پس از آن بر كودك تأثیر دارد.
    و این اثر وضعی اعمال در دنیا است و با بحث انتقال گناه متفاوت است

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    455
    مورد تشکر
    996 پست
    حضور
    16 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست

    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    این جا دو بحث است یکی انتقال گناه پدر و مادر به فرزندان ، دیگری تاثیر عمل سوء و یا خیر پدر و مادر در زندگی فرزندان.
    بحث اول منتفی است و بحث دوم وجود دارد
    گناه چیزی است که جزا دارد چه دنیوی چه اخروی. خدا در قرآن می فرماید: وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی هیچ گناهکاری گناه دیگری رامتحمل نمی شود.
    طبق براهین عقلی و صریح آیات قرآن کریم شکّی در این نیست که خداوند متعال عادل است؛ پس محال است کسی را به خاطر کاری که نکرده است مجازات کند؛ لذا عذاب، فقط در مقابل گناه اختیاری است و بس.
    با سلام و تشکر. آیا ممکن نیست که خداوند با علم نامحدود خود تشخیص داده باشد که برای برقراری نظام احسن، باید گناه از والدین به فرزند به ارث برسد، یا هیچکس نتواند گناه کند؟ به هر حال علم ما ناقص است و حکمت تمام کارهای خدا را تشخیص نمی دهیم.

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    455
    مورد تشکر
    996 پست
    حضور
    16 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست

    طبق براهین عقلی و صریح آیات قرآن کریم شکّی در این نیست که خداوند متعال عادل است؛ پس محال است کسی را به خاطر کاری که نکرده است مجازات کند؛ لذا عذاب، فقط در مقابل گناه اختیاری است و بس.
    مسئلۀ دیگری که اینجا به ذهن می رسد، این است که اگر خدای متعال عادل است، چگونه عدالتش اجازه می دهد که از گناهی را بدون مجازات ببخشد؟

    همچنین اگر کسی به خاطر کاری که نکرده است، مجازات نشود، لازم است کسی هم به خاطر کاری که نکرده است، پاداش دریافت نکند، ولی می بینیم عمل صاحب شفاعت که به او اجازۀ شفاعت کردن در معاد را می دهد، باعث می شود که کسی که شفاعت می شود، بخشیده شود. آیا قبول شفاعت، با عدالت سازگار است؟

    سپاسگزارم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود