صفحه 4 از 4 نخست ... 234
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دیدن خدا در عرفان

  1. #31

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام حضرت حق
    سلام
    تشکر از پاسخ مطرح شده

    اما گاه به برخی از عبارت های ابن عربی بر می خوریم که ظاهر آنها دیدگاه اشاعره را القا می کند؛
    در این جا به دو عبارت از وی اشاره می کنم:
    عبارت اول درباره درخواست رویت حق تعالی از سوی موسی (علیه السلام) است که در این آیه آمده است:
    « وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم»
    ابن عربی در تفسیر این آیه می گوید:
    «رویت نسیت به زمان حال نفی نشده، بلکه نسبت به زمان آینده و با ادات «سوف» نفی شده است. بی شک خدا بر کوه تجلی کرد، در حالی که کوه، امری حادث بود و با این تجلی مدک شد. ما می دانیم که رویت ربّ که موجب اندکاک کوه شده، برای کوه حاصل شده است و محدَثی [یعنی کوه] او را دیده است. بنابراین منعی ندارد که موسی (علیه السلام) در حال اندکاک، حق را دیده باشد؛ در حالی که نفی هم برای آینده است. با تامل روشن می شود که [برای رویت] مانعی نیست؛ به ویژه که صعق برای موسی (علیه السلام) همان اندکاک برای کوه است.






  2. #32

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    22 پست
    حضور
    6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عبارت دیگری از ابن عربی که در الفتوحات/ج4/ص105 است نیز تا حدودی موهم همراهی وی با اشاعره است:
    «سهم ما از حق چه در حال رویت و چه در حال حجاب، تنها اسم ظاهر است و اسم باطن همواره باطن است و این باطن را اولوالالباب، درک می کنند و در هر دو حال، مسمّی، حق تعالی است. از این رو، هم کسی که قائل به «رویت» است (اشاعره)، درست می گوید و هم کسی که «رویت» حق را نفی می کند (معتزله) درست می گوید؛ زیرا پیامبر در حدیث «ترون ربکم» رویت را اثبات و در حدیث «نور انی اراه» آن را نفی کرده است.
    کسی که می گوید «خدا ظاهر است» چیزی بیش از آنچه خدا درباره خود فرموده، نگفته است. فایده امرِ ظاهر آن است که «مشهود» باشد. از این روی، حق تعالی، مشهود و «مرئی» است و کسی که می گوید «خدا باطن است» چیزی بیشتر از آنچه خدا درباره خود فرموده، نگفته است. باطن بودن امری، فایده ای غیر از این ندارد که با «ابصار»درک نشود. بنابراین خدا با این اعتبار، مشهود و «مرئی» نیست.»
    نسبت به این دو عبارت چه توضیحاتی دارید؟
    تشکر


  3. #33

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,360
    مورد تشکر
    3,878 پست
    حضور
    49 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عادل66 نمایش پست
    به نام حضرت حق
    سلام
    تشکر از پاسخ مطرح شده

    اما گاه به برخی از عبارت های ابن عربی بر می خوریم که ظاهر آنها دیدگاه اشاعره را القا می کند؛
    در این جا به دو عبارت از وی اشاره می کنم:

    عبارت اول درباره درخواست رویت حق تعالی از سوی موسی (علیه السلام) است که در این آیه آمده است:
    « وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم»

    ابن عربی در تفسیر این آیه می گوید:
    «رویت نسیت به زمان حال نفی نشده، بلکه نسبت به زمان آینده و با ادات «سوف» نفی شده است. بی شک خدا بر کوه تجلی کرد، در حالی که کوه، امری حادث بود و با این تجلی مدک شد. ما می دانیم که رویت ربّ که موجب اندکاک کوه شده، برای کوه حاصل شده است و محدَثی [یعنی کوه] او را دیده است. بنابراین منعی ندارد که موسی (علیه السلام) در حال اندکاک، حق را دیده باشد؛ در حالی که نفی هم برای آینده است. با تامل روشن می شود که [برای رویت] مانعی نیست؛ به ویژه که صعق برای موسی (علیه السلام) همان اندکاک برای کوه است.

    باسمه تعالی
    سلام علیکم
    قبل از این گفته شد که این آیه یکی از ادله اصلی اشاعره است. در نگاه نخست چنین می نماید که ابن عربی با اشاعره همراهی می کند، اما نگاه دقیق، تفاوت دو دیدگاه را روشن می سازد. آنچه حضرت موسی (علیه السلام) درخواست کرده، رویت به معنای تجلی و شهود قلبی بوده است؛ نه رویت حسی، آن گونه اشاعره فهم کرده اند.

    شواهد درون خود متن این ادعا را تایید می کند. آیه «فلما تجلی ربه للجبل» از تجلی حق بر کوه سخن می گوید و ما می دانیم که درباره کوه رویت حسی معنا ندارد. در عبارت بالا، ابن عربی اندکاک کوه را با صعق حضرت موسی (علیه السلام) از یک حکم می داند؛ همان تجلی که کوه را مندک کرده، موسی (علیه السلام) را به صعق دچار ساخته است. کوه، حق را رویت کرده است. اگر موسی (علیه السلام) هم حق تعالی را رویت کرده باشد، این رویت از سنخ رویت کوه (رویت غیر حسی) است. بنابراین، مراد ابن عربی، از رویت موسی (علیه السلام) در این عبارت چیزی جز رویت قلبی نیست.

    رویت موسی (علیه السلام) رویت حسی نیست؛ زیرا در حال صعق و مدهوشی، چشمان و دیگر حواس ظاهری از کار می افتند.
    ابن عربی در جای دیگر رویت حسی را به صراحت از موسی (علیه السلام) نفی می کند و می گوید:
    «رویت حق ضبط شدنی نیست و چیزی که ضبط شدنی نباشد نمی شود گفت می توان او را دید؛ زیرا حق [به لحاظ تجلی اسمائی] صورت های متنوعی را می پذیرد که در هر رویتی، یک صورت دیده می شود [زیرا تجلی هر اسم، متفاوت از تجلی اسم دیگر است]، با آنکه حقیقت یکی بیش نیست. از همین روی، علم به او حاصل نمی شود. موسی (علیه السلام) عرض کرد:

    «ارنی انظر الیک بعینی؛ خودت را به من بنما تا به تو با چشمم بنگرم» و خداوند فرمود: «لن ترانی بعینک؛ با چشم هرگز مرا نخواهی دید». این بدان سبب است که مقصود از رویت، حصول علم به مرئی است و در رویت حق، هر رویت، خلاف رویت قلبی است. از این رو، علم به مرئی حاصل نمی شود. از همین روی، خداوند فرمود: «لن ترانی»؛ زیرا حق از حیث این تنوع دیدنی نیست و موسی (علیه السلام) تنها تنوع را می بیند و چون خود متنوع نیست، نمی تواند حق را ببیند» (1)
    پی نوشت:

    1- ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج3،ص384.



  4. #34

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,360
    مورد تشکر
    3,878 پست
    حضور
    49 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. صرف نظر از این که این استدلال چگونه باید فهم شود، بی گمان رویت حسی در این استدلال نفی شده است، اما پرسش این است که که ابن عربی در عبارت قبلی رویت را برای موسی (علیه السلام) ثابت دانست و با استدلالی که ارائه داد، استبعاد رویت را نفی کرد، اما در اینجا رویت را نفی کرد. این دو عبارت چگونه با هم سازگارند؟ در پاسخ می گوییم آنچه در این عبارت نفی شد، رویت حسی است و آنچه در عبارت قبلی اثبات شد، رویت قلبی و تجلی حق از نوع تجلی بر کوه بود. از این رو، بین این دو عبارت ناسازگاری به نظر نمی رسد.
    به بیان دیگر، می توان گفت گویا حضرت موسی (علیه السلام) در ظاهر و بنابر ملاحظاتی (1)، رویت حسی را درخواست کرده (هر چند در واقع رویت حسی را درخواست نکرده بود) و خداوند آن را نفی کرد، اما او را از رویت قلبی برخوردار ساخت. لازمه رویت حسی، بیداری و هوشیاری از خود است و این نه به لحاظ رائی و نه به لحاظ مرئی برای موسی (علیه السلام)امکان پذیر نبود. از همین رو، خطاب «لن ترانی» شنید، اما رویت قلبی مستلزم فنا و رستن از هوشیاری از خود است که حضرت موسی (علیه السلام) با صعق از آن برخوردار شد.
    از این رو، رویت قلبی برایش دست داد؛ همان گونه که برای کوه حاصل شد. ابن عربی، این رویت را در حال صعق برای حضرت موسی (علیه السلام) ثابت می داند. (2) از این رو در جای دیگر آشکار مقصودش را باز می گوید که مراد، رویت حسی نیست:
    «وقتی خدا با موسی (علیه السلام) سخن گفت، موسی (علیه السلام) گفت: «رب ارنی انظر الیک» چیزی (شهود قلبی) که پرسش از آن جایز است، از خدا خواست؛ زیرا پیامبران، داناترین مردم به خدایند...و موسی (علیه السلام) می دانست که چشمان نمی توانند خدا را درک کنند. (3)
    با این بیان، علاوه بر این که استدلال اشاعره مبنی بر این که رویت مورد نظر، رویت حسی بوده است، از دست آنان خارج می شود، عصمت حضرت موسی (علیه السلام) نیز مخدوش نمی شود.
    پی نوشت:
    1. ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج3،ص116.
    2. ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج3،ص350.
    3. ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج3،ص116.



  5. #35

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,360
    مورد تشکر
    3,878 پست
    حضور
    49 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عادل66 نمایش پست
    عبارت دیگری از ابن عربی که در الفتوحات/ج4/ص105 است نیز تا حدودی موهم همراهی وی با اشاعره است:
    «سهم ما از حق چه در حال رویت و چه در حال حجاب، تنها اسم ظاهر است و اسم باطن همواره باطن است و این باطن را اولوالالباب، درک می کنند و در هر دو حال، مسمّی، حق تعالی است. از این رو، هم کسی که قائل به «رویت» است (اشاعره)، درست می گوید و هم کسی که «رویت» حق را نفی می کند (معتزله) درست می گوید؛ زیرا پیامبر در حدیث «ترون ربکم» رویت را اثبات و در حدیث «نور انی اراه» آن را نفی کرده است.
    کسی که می گوید «خدا ظاهر است» چیزی بیش از آنچه خدا درباره خود فرموده، نگفته است. فایده امرِ ظاهر آن است که «مشهود» باشد. از این روی، حق تعالی، مشهود و «مرئی» است و کسی که می گوید «خدا باطن است» چیزی بیشتر از آنچه خدا درباره خود فرموده، نگفته است. باطن بودن امری، فایده ای غیر از این ندارد که با «ابصار»درک نشود. بنابراین خدا با این اعتبار، مشهود و «مرئی» نیست.»
    نسبت به این دو عبارت چه توضیحاتی دارید؟
    تشکر
    توهم همراهی ابن عربی با اشاعره برای کسی دست می دهد که با دیدگاه عرفانی وی آشنا نباشد؛ زیرا وی در اینجا نه با رویکرد کلامی، بلکه با رویگرد عرفانی به مساله می پردازد و با این رویکرد بدان می نگرد. از همین رو، هم دیدگاه اشعری و هم دیدگاه معتزلی درست می نماید. عبارت مورد نظر در همین راستا تفسیر می شود.
    بی گمان این عبارت در صدد تایید مطلق دو دیدگاه متضاد اشاعره و معتزله نیست، بلکه تنها از زاویه خاص، ظاهر یا باطن، دو دیدگاه را توجیه پذیر می داند. از این رو، این عبارت بیش از آن که نشان گرایش وی به این دیدگاه باشد، گویای تمایز دیدگاه وی از این دیدگاه هاست. در دیدگاه وی، حق تعالی تنها با تنزل در مظاهر قابل درک است که این با نوعی تحدد همراه است.
    بدون این تنزل و ظهور در مظاهر، امکان رویت حق وجود ندارد (2) و از طرفی مقام غیبی (و باطنی) حق تعالی، برای احدی قابل ادارک نیست و در رویت، سنخیت بین رائی و مرئی احتناب ناپذیر است و این سنخیت بین ممکن و ذات واجبی وجود ندارد. از این رو، حق قابل رویت نیست.
    پی نوشت:
    1. ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج4،ص 105.
    2. ابن عربی، الفتوحات المکیة،ج3،ص117.



  6. #36

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    6,360
    مورد تشکر
    3,878 پست
    حضور
    49 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتیجه گیری
    منظور اشاعره از رویت حق، غالبا رویت حسی است و این چیزی است که مورد انکار ابن عربی است. اشاعره ادله زیادی از آیات و روایات برای مدعای خود می آورند که بیشتر به ظاهر این ادله توجه کرده اند. از این رو، با توجه به ادله نقلی دیگری که در مقابل دیدگاه آنها وجود دارد، فهم آنها از این ادله ناقص است و به همین لحاظ، مورد انکار ابن عربی قرار گرفته و او، این ادله را بر دیدگاه عرفانی خود که رویت حق به صورت تجلی باشد، حمل کرده است. ابن عربی در صدد اثبات رویت قلبی و شهود باطنی است. وی رویت را در ناحیه ذات ناممکن می داند و تنها در قالب مظاهر و در پرده تجلی اسمائی مقدور می داند؛ چیزی که اشاعره بدان قائل نیستند.

    آنان رویت ذات حق را انتظار دارند و در استدلال هایشان هیچ تمایزی میان ذات و اسمای حق نگذاشته اند. اشاعره به رویت حق در قیامت تصریح می کنند، اما استدلالشان نشان می دهد که رویت را در دنیا هم امر ممکنی می دانند. ابن عربی رویت مورد نظرش را هم در دنیا و هم در آخرت و بلکه در قبل از دنیا (عالم ذرّ) محقق می داند. از سوی دیگر، وی ادله اشاعره را در دلالت بر مراد آنان قاصر می داند.
    مهم تر این که او اشاعره را در دیدگاهشان جاهل و از گمراه ترین گروه ها بر می شمارد که تنها به جهل شان دل خوش کرده اند. این جهل و گمراهی چنان است که وی از فلاح آنها اظهار ناامیدی می کند. چه بسا برخی عبارت های ابن عربی به صورت بریده از دیگر عبارت های وی، تا حدی به دیدگاه اشاعره نزدیک باشد، اما وقتی این عبارت ها در کنار هم و نیز با دیدگاه عرفانی مقایسه می شود، مقصود وی روشن می گردد و تردیدی باقی نمی ماند که سخت او دراین عبارت ها نیز با دیدگاه اشاعره متفاوت است.


صفحه 4 از 4 نخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود