جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهي دوباره به دين

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاهي دوباره به دين




    سلام .من وچند تن از دوستانم تصميم گرفتيم كه به دين نگاهي دوباره داشته باشيم فارغ از اونچه بهمون ارث رسيده.البته به خاطر اين ارث ارزشمند خدارو شاكريم.مي خوايم از اول اول شروع كنيم.خودمون فكر مي كنيم بايد از توحيد شروع كنيم .اما دقيقا چطوري نمي دونيم.شما فكر كنيد كه ما چيزي از اسلام نمي دونيم.ممنون مي شيم راهنمايمون كنيد.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۰:۳۱

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : سوال




    بسم الله الرحمن الرحيم

    با عرض سلام و ارادت به عرض مي رسد :
    1. عقل حكم مي كند كه انسان ابتدا آنچه خود دارد را كاملا بشناسد و سپس آن را با آنچه ديگران دارند مقايسه كند آنگاه حكم كند كه كدام يك بهترند .
    2. بديهي است كه در فاصله تحقيق و بررسي نميتوان بي دين و ملحد بود بنابراين بايد تا آن زمان دين خود را حفظ كرد و بر اساس آموزه هاي آن عمل كرد .
    3. يكي از عميق ترين و دقيق ترين معارف بشري بحث دين و خداشناسي است بنابراين نميتوان بدون راهنما و معلمي دلسوز و آگاه به مقصد رسيد و شما بايد دست كم گام هاي اوليه را با همراهي يك عالم آگاه طي كنيد البته همه علوم چنين است هيچ فردي بدون آموزش و تعليم گرفتن از معلم پزشك نخواهد شد و ...
    4. آنچه شما تصميم گرفته ايد دقيقا دستور اسلام است چون در اسلام تقليد در عقائد حرام است و با تقليد انسان متدين به دين اسلام نمي شود بلكه عقائد را خود بايد از طريق عقل بفهمد و به آن برسد . بله در فروع اگر انسان خود كارشناس نباشد بايد تقليد كند .
    5 . اين نكته نيز كه عقائد را بايد از توحيد شروع كرد مطلب صحيحي است چون اثبات بسياري از اصول عقائد از قبيل، نبوت ، معاد ، امامت متوقف بر توحيد و خداشناسي است .
    6 . ما توصيه مي كنيم شما زير نظر يك معلم آگاه از كتاب هاي مقدمه جهان بيني شهيد مطهري شروع كنيد و سپس كتاب آموزش عقائد آقاي مصباح را بخوانيد و آنگاه منابع دقيق تر و عميق تر مربوط به عقائد شيعه هم چون كشف المراد ، آنگاه عقائد ساير مكاتب مانند مسيحيت و بوديسم و مانند آن .
    7. ما نيز آمادگي داريم كه هر جا اشكال ، يا ابهام ،و يا شبهه براي شما مطرح شد با عنايت الهي پاسخگو باشيم .
    موفق باشيد

    ویرایش توسط محمدي شاهرودي : ۱۳۸۶/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۰:۱۲
    حسن السئوال نصف العلم


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    70
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : سوال




    سلام وممنون از پاسختون.ما همچنان بر عقايد قبلي هستيم چون اگه اعتقادي نداشتيم دليلي براي بهتر شناختن نبود.سوالي كه ما داريم اينه ببينيد ما الان دقيقا نمي دونيم چطوري شروع كنيم.پس به نظر شما ما اول از كتابهاي شهيد مطهري شروع كنيم درسته؟ و سوال ديگه اينكه ما نمي دونيم بايد از چه استادي استفاده كنيم؟

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    سلام .من وچند تن از دوستانم تصميم گرفتيم كه به دين نگاهي دوباره داشته باشيم فارغ از اونچه بهمون ارث رسيده.البته به خاطر اين ارث ارزشمند خدارو شاكريم.مي خوايم از اول اول شروع كنيم.خودمون فكر مي كنيم بايد از توحيد شروع كنيم .اما دقيقا چطوري نمي دونيم.شما فكر كنيد كه ما چيزي از اسلام نمي دونيم.ممنون مي شيم راهنمايمون كنيد.
    بنام خدا
    با سلام خدمت شما
    باید بهتون تبریک گفت به خاطر این تصمیم شما که تصمیم گرفتید در باره دینتان تحقیق کنید.
    توحيد داراى مراتبى است که مهم ترين آنها توحيد ذاتى ، صفاتى ، افعالى و عبادى هستند و تمام انواع توحيد با ادله عقلى و نقلى ثابت شده اند. توحيد ذاتى به معناى شناخت ذات حق به يگانگى و تعددناپذيرى ، مثل و مانند نداشتن خداوند است .
    براى اثبات توحيد ذاتى برهانهاى عقلى و نقلى زيادى اقامه گرديده مانند:
    1ـ برهان وحدت نظام و هماهنگى : اين برهان از چند مقدمه تشکيل شده که با ملاحظه اين مقدمات نتيجه گيرى آسان خواهد بود :
    مقدمه اول : عالم هستى داراى نظام واحد و هماهنگى است ، با نگاهى مختصر به عالم هستى ، مى توان به اين ارتباط و هماهنگى ميان تک تک اجزاى آن پى برد . مثل نظام واحد مرتبطى که بر اعضاء و اجزاى بدن انسان حاکم است . يعنى ، همان طور که يک انسان با اينکه ، يک پيکر واحد است اما متشکل از اعضا و اجزاى فراوانى بنام سلول مى باشد که هر سلول ، خود داراى قسمتهايى و هر قسمتى نيز متشکل از ذرات بسيارى است ، اجزاى جهان نيز چنان به هم پيوسته و مرتبط است که گويا اجزاى يک پيکر و اعضاى يک شخص هستند .
    مقدمه دوم : اين ارتباط و وحدت اجزاى جهان اثبات مى کند که پديدآورنده جهان بيش از يکى نيست،اگر غير ازاين بود ، ذات و ماهيت آنها متفاوت مى شد و از دو يا چند ذات متفاوت ، آثار مختلفى نمودار مى شود، ازجمله آن آثار اراده آنها و چگونگى ارتباط هر کدام از خدايان فرضى با آفريده هاى خود مى باشد . در اين صورت هر کدام از آنها درباره نظام عالم اراده متفاوتى مى کردند و تدبير عالم نيز متفاوت مى شد و اراده و تدبير گوناگون ، مستلزم فساد و تباهى جهان مى شد .
    خلاصه : اگر جهان چند آفريدگار داشت ، به تباهى و فساد کشيده مى شد . و چون به فساد و تباهى کشيده نشده ، پس جهان چند آفريدگار ندارد .
    خداوند متعال در قرآن به اين برهان اشاره کرده و مى فرمايد :
    «لو کان فيهما ءالهة إلاّ اللّه لفسدتا (انبياء/ 22) اگر در آسمان و زمين آفريدگارى جز «الله » وجود داشت ، هر آينه آسمان و زمين فاسد و تباه مى شدند» . به عبارت دقيق تر ، اگر عالم بيش از يک خالق داشت ، مى بايست در ذات و حقيقتشان باهم تباين داشته باشند و تباين در ذات و حقيقت مستلزم تباين خلق و تدبير آنها ، و دوگانگى آنها موجب دوگانگى اجزاى جهان و ناهماهنگى آنها مى شد و تدبيرهاى متفاوت موجب تباهى کار يکديگر مى شده در نتيجه نظام آسمان و زمين از بين مى رفت .

    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۲/۲۷ در ساعت ۰۱:۴۴

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما توحید





    خلاصه : اگر جهان چند آفريدگار داشت ، به تباهى و فساد کشيده مى شد . و چون به فساد و تباهى کشيده نشده ، پس جهان چند آفريدگار ندارد .

    خداوند متعال در قرآن به اين برهان اشاره کرده و مى فرمايد :

    «لو کان فيهما ءالهة إلاّ اللّه لفسدتا (انبياء/ 22) اگر در آسمان و زمين آفريدگارى جز «الله » وجود داشت ، هر آينه آسمان و زمين فاسد و تباه مى شدند» . به عبارت دقيق تر ، اگر عالم بيش از يک خالق داشت ، مى بايست در ذات و حقيقتشان باهم تباين داشته باشند و تباين در ذات و حقيقت مستلزم تباين خلق و تدبير آنها ، و دوگانگى آنها موجب دوگانگى اجزاى جهان و ناهماهنگى آنها مى شد و تدبيرهاى متفاوت موجب تباهى کار يکديگر مى شده در نتيجه نظام آسمان و زمين از بين مى رفت .
    2ـ برهان صرف الوجود : با اين برهان ثابت مى شود که واجب الوجود ، وجود مطلق ، خالص از هر جهت ، و نامحدود از تمام جهات بوده و هيچ حدى براى آن نيست . در اين صورت تعدد در آن راه ندارد ، زيرا اگر متعدد باشد ، نامحدود نخواهد بود . چون هر کدام ديگرى را محدود مى کند . به تعبير ديگر معنى تعدد اين است که هر کدام از آن دو ، فاقد وجود ديگرى است . زيرا اگر تمام وجود او را داشته باشند عين او خواهد بود . بنابراين لازمه تعدد محدود بودن هر دو است ، پس وجود نامحدود از هر نظر در تمام عالم بيش از يکى نبوده و در هستى لايتناهى معنا ندارد . اما براى نامحدود و لايتناهى بودن خداوند متعال دلايل مختلفى اقامه شده ، از جمله «برهان صرف الوجود» است ، که خلاصه آن چنين است : محدود بودن وجود ، موجب معلول بودن آن است ; زيرا وجود ، خود سبب محدود بودن خويش نمى شود ، چون محدود بودن جنبه عدمى دارد ، و چيزى موجب عدمى خود نمى شود ، بنابراين بايد محدوديت از خارج وجودش بر او تحميل شده باشد ; و اين دليل بر معلول بودن و علت داشتن آن چيز خواهد بود . پس واجب الوجود نخواهد بود . به عبارت ديگر ، هستى واجب الوجود از خود اوست ، و چون از خود اوست پس عدم در آن راه ندارد ، و چيزى که عدم در آن راه ندارد ، نامحدود و لايتناهى است ، و اگر عدم به آن راه يابد ، بايد از خارج وجود او باشد که در اين صورت بايد علتى از بيرون وجود داشته باشد . بنابراين هر وجودى که متناهى و محدود باشد ، به ناچار علتى غير از وجود خودش بايد داشته باشد تا آن را محدود کند و آن مرتبه معين و محدود از وجود را محقق کند ، و چون معلوليت با وجوب وجود منافات دارد ، پس وجود واجب الوجود صرف وجود است و محدود به حدى نيست . امام سجاد(ع) مى فرمايد : «ان اللّه لايوصَفُ بمحدودية ، عَظُمَ رَبُّنا عَن الصّفةِ ، فکيف يوصفُ بمحدودية من لايُحَدُّ ; خدا به هيچ محدوديتى توصيف نمى شود ، چگونه به محدوديت توصيف شود ، ! آن که حدى ندارد» .(1)
    3ـ برهان هدايت و فيض تشريعى : خدا که منبع فيض است ، همان گونه که فيض تکوينى از او افاضه مى شود ، بايد فيض تشريعى نيز از او افاضه شود و براى به کمال رساندن ما ، خود را به ما بشناساند و به ما هدايت بخشد . و ازآنجا که تاکنون هرچه انبياء آمده اند خبر از يک خداى واحد و يکتا داده و به يگانگى او شهادت داده اند ، پس اگر خدايان ديگرى وجود داشت ، مى بايست پيامبرانى مى فرستاد تا از او و آثار او خبر دهند و چون پيامبرى نفرستاد . پس خدايى جز خداى يکتا وجود ندارد . اين برهان را در وصاياى امام على(ع) به فرزندش امام حسن مجتبى(ع) مى توان يافت که حضرت مى فرمايند : «واعلم يا بنىّ أنّه لو کان لربّک شريک لأتتک رُسُلُه و لرأيت آثار ملکه و سلطانه و لعرفت افعاله و صفاته و لکنّه واحد (2) يعنى اگر خدا شريک داشت پيامبرانش مى آمدند و تو آثار او را مى ديدى ، بنابراين چون عالم هستى داراى نظام واحدى است ، پس همه آثار مربوط به يک خدا است .»(3)
    پاورقی:
    1 . اصول کافى ، کلينى(رحمه الله)، باب النهى عن الصفة ، حديث 2 ، صحيحه ابى حمزه
    2 . نهج البلاغة ، وصيت 31 ، صبحى صالح ، ص 1395 ، نشر هجرت ، قم ، سال 1395 ق .
    3 . حاشيه شهيد مطهرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ، علامه طباطبايى ، ج 5


  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط helen نمایش پست
    سلام وممنون از پاسختون.ما همچنان بر عقايد قبلي هستيم چون اگه اعتقادي نداشتيم دليلي براي بهتر شناختن نبود.سوالي كه ما داريم اينه ببينيد ما الان دقيقا نمي دونيم چطوري شروع كنيم.پس به نظر شما ما اول از كتابهاي شهيد مطهري شروع كنيم درسته؟ و سوال ديگه اينكه ما نمي دونيم بايد از چه استادي استفاده كنيم؟

    با سلام و عرض تبريك به شما كاربر گرامي به خاطر اين تصميم بسيار خوبتان
    همان طرحي كه در ذهن خودتان است بسيار عالي است. از همان كتاب هاي شهيد مطهري شروع كنيد. اين در صورتي است كه شما اطلاعات كافي براي فهم برخي از آثار ايشان داشته باشيد . بنا بر اين اگر شما محبت كنيد و سطح علمي خود يا دوستانتان را مشخص كنيد ، بنده بهتر مي توانم شما را راهنمايي كنم .
    اما حالا اگر تصميم بر مطالعه آثار شهيد مطهري گرفته ايد كه خيلي هم تصميم خوبي است و مورد تاييد بيشتر اساتيد است ،‌ بايد توجه داشته باشيد كه مطالعه آثار ايشان سير خاصي را براي مخاطبان مختلف مي طلبد .
    بنده به شما يك مژده مي دهم و آن اين كه دوستان پر كار و خوبمان در حوزه علميه خواهران با مشاوره با اساتيد دانشگاه امام صادق عليه السلام و همچنين اساتيد ديگري كه در زمينه آثار شهيد مطهري كار كرده اند ، يك سير مطالعاتي دقيقي را نوشته اند.
    شما مي توانيد براي رسيدن به هدف خود به همراه دوستانتان به سايت آنها كه بسيار فعال و خوب است برويد
    http://www.nasimemotahar.com/
    و سير خود را دريافت كرده و يك به يك آثار ايشان را كه ديد روشن و بازي به شما مي دهد ، مطالعه نماييد.
    اگر باز هم نياز به توضيح بود بفرماييد در خدمت شما هستيم.
    اميدوارم موفق باشيد .


  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود