صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام


    مقدمه: در ابتدا این مباحث (که در زیر خواهد آمد) را در سایت مرکز نشر اعتقادات مطرح کرده بودیم. گویا به مذاق مسئولین سایت مزبور خوش نیامد و بعد از چند روز حکم غیابی صادر کرده و همه مطالب نوشته شده تا آن موقع را که طی روز ها بررسی و مشورت و تحقیق تهیه شده بود از صفحه سایت محو کردند. با توجه به اینکه آزاد اندیشی، عقل گرایی، تحمل مخالف و تحمل نقد را از مشخصات مذهب اهل بیت (ع) می دانیم ادامه فعالیت در آن سایت را صحیح ندانستیم. انشاءالله که در این سایت بتوانیم از نظرات دوستان بهره مند شویم و اگر در جایی خطا کردیم با تذکرشان آنها را تصحیح کنیم.


    بررسی مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق

    پس از مدت ها فکر و مشورت تصمیم گرفتیم احادیث، روایات و داستان های مربوط و منسوب به سرور آزادگان جهان سيد الشهدا ابی عبدالله الحسین (ع) را بررسی کرده، سره را از ناسره جدا کنیم معتبر و نا معتبر را بشناسیم. نشان دهیم هر چیز که شنیدیم نباید باور نکنیم و آن گفته یا عمل را به امام معصوم نسبت ندهیم، راستی و درستی پیشه کنیم و از دروغ و تهمت بپرهیزیم تا در قیامت سر افکنده و شرمسار و بی جواب نباشیم و بدانیم نسبت سخن دروغ یا بی اعتبار به امام معصوم مانند دروغ یا تهمت های دیگر ضررش محدود به فرد نیست بلکه به اسلام و جامعه و افکار مسلمین ضربه غیر قابل جبران وارد، عده زیادی را گمراه کرده ایم و عملی که از امام نیست به امامی که عملش الگو و نمونه است نسبت داده ایم.

    برای شروع، کتاب «مقتل الحسین به روايت شيخ صدوق» یا «امام حسین و عاشورا از زبان معصومان» تالیف حجة الاسلام و المسلمین آقای صحتی سردرودی را انتخاب کردیم.

    نویسنده در موضوع تحریف شناسی تاریخ امام حسین (ع) کتاب هایی تالیف کرده اند که حکایت از علاقه ایشان به این موضوع دارد. ایشان در مصاحبه ای با یکی از روزنامه های عصر در نقل خاطره ای می گویند: «کار من تهذیب قیام عاشورا است و می خواهم زندگانی امام حسین و اندیشه های امام حسین، سیره امام حسین را تهذیب کنم» (صحتی سردرودی، عاشورا پژوهی، ص 456) و در جای دیگر می گوید: «خون دل هم خوردم کم نَه، بیش از ده سال سر این تحریفات عاشورا خون دل خوردم حتی بعضی موقع با بهترین دوستانم سر این قضیه، از هم جدا شدیم» (صحتی سردرودی، همان، ص 466) انصافا هم تحریفات زیادی که نزد بسیاری جزو مسلّمات بود روشن کردند و بسیار جای خوشحالی دارد که امثال ایشان چنین صادقانه به مذهب اهل بیت (ع) خدمت کرده و تحریفات را از متون معتبر جدا می کنند ولی صد حیف که با انتشار کتاب «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» خود به خربار این تحریفات افزودند.


    نویسنده خود معتقد است «برای پيش گيری از نفوذ و نمو روز افزون تحریفات، راهکارهای زیادی داریم که تفکیک اخبار و احادیث یکی از آنهاست و تا این تفکیک صورت نگیرد و اخبار و روایت های گوناگون مثل صحاح، ثقات، ضعاف، موضوعات و مجعولات و مخدوشات از هم تفکیک نشوند مصرف کنندگان اخبار و احادیث ـ یعنی مولفان، مبلغان و گویندگان، روضه خوانان، مرثیه سرایان و دیگران همه و همه ـ آنها را به صورت فله ای و غیر علمی مصرف خواهند کرد و با همان اسم رایج و عادت همیشگی هر کس به سرغ بحارالانوار و مثل آن خواهد رفت و بدون ملاحضه مأخذ و سلسله اسناد و ملاحضات دیگر، فقط متن مطلوب خود را برداشت و تبلیغ خواهد کرد.» (صحتی سردرودی، همان، ص 500 و 501) و در مصاحبه هایش به شدت نسبت به بعضی اخبار ضعیف عکس العمل نشان می دهد و مثلا درباره خبری که ازدواج امام حسین با شهربانو از آن استفاده می شود می گوید: «ازدواج امام حسین با شهربانو و تولد امام سجاد از ایشان که این یک روایتی است در اصول کافی این هم ضعیف است. راویان آن شناخته شده نیستند» (صحتی سردرودی، همان، ص 459) و یا درباره خبری که در تاویل «کهیعص» آمده که «ک» یعنی «کربلا» و «هـ» یعنی «هلاکت» و... می گوید: «تاویل کهیعص ... یک خبری است ضعیف؛ دروغ؛ غیر مستند» (صحتی سردرودی، همان، ص 464) و در جای دیگر در انتقاد به اهل تشیع می گوید: «مثلا اهل تسنن از 50 سال پیش شروع کردند کتاب های حدیثی شان را تفکیک کنند ... احادیث صحیح و موثق را از احادیث ضعیف جدا کردند در صورتی که منابع ما هنوز جدا هم نشده اند» (صحتی سردرودی، همان، ص 467) و این حساسیت ایشان نسبت به اخبار و روایات با اسناد ضعیف را نشان می دهد. ولی با کمال تاسف می بینیم خود ایشان، در کتاب مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق روایات و اخبار را تفکیک نکرده، صحیح و ضعیف اش را جدا ننموده و با همان اسم رایج همیشگی به سراغ کتب شیخ صدوق رفته و بدون ملاحضه سلسله اسناد و ملاحضات دیگر آنها را به صورت فله ای و غیر علمی مصرف کرده است. خبر های ضعیف را جمع آوری و ترجمه کرده و در اختیار همه مردم (که عده زیادی از آنان قدرت بررسی اخبار را ندارد) قرار داده بدون آنکه اشاره ای به ضعیف و بی اعتبار بودن اخبار کند و نام کتاب را «امام حسین و عاشورا از زبان معصومان» گذاشته اند در صورتی که بسیاری از این اخبار را نمی توان به معصومان نسبت داد و این تناقضی است در سخن و عمل ایشان، که در مقام سخن مطلبی صد در صد صحیح را بیان داشته اند ولی درمرحله عمل، آن را بکار نبسته و همان چیزی که مورد انتقاد شدید ایشان بوده، در این کتاب رعایت نشده است.


    ادامه دارد ...

    با تشکر

    12 مهر 1387
    ویرایش توسط m_raadi : ۱۳۸۷/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۱:۰۹ دلیل: اشکال ویراستاری

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مقدمه 2




    بسم الله الرحمن الرحیم
    ادامه قسمت قبل:

    ای کاش ایشان به همین مقدار بسنده می کردند. تبلیغ از کتاب «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» را تا جایی پيش بردند که برخلاف سخنان و مصاحبه های گذشته خود درباره تحریفات و جدایی صحیح از ضعیف و ... به تایید و معتبر بودن این کتاب تاکید کردند و در مصاحبه با روزنامه کیهانگفتند: «اگر بخواهيم منابع نسبتاً صحيح را معرفي كنيم مي توان از مقتل الحسين به روايت شيخ صدوق نام برد كه شامل دويست و اندي حديث از زبان ائمه(ع) است و به عبارت ديگر مي توان گفت عاشورا به روايت 14 معصوم است، اين كتاب چند قرن پيش از لهوف سيدبن طاووس نوشته شده و شيخ صدوق با سه چهار واسطه، اخبار را از كساني نقل مي كند كه عاشورا را ديده اند و من معتبرترين كتاب را مقتل شيخ صدوق مي دانم.» (روزنامه کیهان، پنج شنبه، 17 اسفند 1385)

    چگونه ایشان که خود از جدایی صحیح و ضعیف صحبت و روایات اصول کافی در ارتباط با امام حسین (ع) را نقد و رد می کردند کتابی را که احادیث و روایات ضعیف و بی اعتبار زیادی دارد تا این حد از آن تمجید و تعریف می کنند و آن را معتبر ترین کتاب می دانند ؟! از تشیع بخاطر جدا نکردن صحیح از ضعیف انتقاد می کنند و اهل تسنن را در این موضوع جلوتر می دانند، ولی به سخن خود عمل نمی کنند و کتابی که مطالبش ضعیف است را تا این حد تایید می کنند؟! چگونه ایشان از حضرت آقای محمد باقر بهبودی بخاطر جدا کردن احادیث صحیح کتاب کافی تعریف و تمجید می کنند (صحتی سردرودی، همان، ص 501) ولی خود روایات بی اعتبار و اخباری که صحیحش از ضعیفش جدا نشده را ترجمه کرده و آن را معتبرترین کتاب می دانند؟! چگونه ایشان بخاطر آشکار کردن تحریفات عاشورا از صمیمی ترین دوستانشان جدا می شوند ولی با انتشار چنین کتابی بر تحریفات عاشورا دامن می زنند ؟! چگونه ایشان که به عاشورا پژوهی مشغول هستند و می گویند: «بیشتر هم وغممان روی عاشورا پژوهی و در راس آن تحریف شناسی عاشورا است.» (صحتی سردرودی، همان، ص 471) و معتقدند «در نوشتن هم بسیار دست به عصا و با احتیاط حرف زده ایم» (صحتی سردرودی، همان، ص 461) در اینجا عصا و احتیاط را کنار گذاشته و بر تحریفات دامن زده اند؟!
    براستی کتاب ایشان را مصداق بارز این سخن ایشان می دانیم که «به صراحت و تاسف می توان گفت: بیشتر کتابهایی که نام امام حسین (ع) را به خود نهاده اند بیش از «مقتل حسین» عنوان «قاتل حسین» را سزاوارند» (صحتی سردرودی، همان، ص 364)

    همانطور که خود ایشان تاکید کرده اند: «بعضی ها احترام علما را بیش از علم نگه می دارند در صورتی که احترام علما هم به علم است. اول علم بعد عالم. زمانی پیش می آید و چنان می بینیم که اگر از یک حقیقت دفاع کنیم به یک کسی کم احترامی می شود، خوب بشود چه اشکالی دارد!» (صحتی سردرودی، همان، ص 467) در نقد و دفاع از حقیقت خدای ناکرده تصور نشود که چون فلان فرد، عالم بزرگواری است نباید او را نقد کرد!! نباید انتقاد را به منزله بی احترامی دانست بلکه انتقاد به معنای ارزش گذاشتن بر نویسنده و نوشته است و اگر ما نیز به نقد و بررسی این کتاب مشغول شدیم بخاطر روشن شدن حقیقت، کمک در نشان دادن چهره واقعی قیام عاشورا و ارزش گذاری بر نویسنده کتاب مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق است.

    در پست های بعدی به یاری خدا به بررسی و نقد این کتاب خواهیم پرداخت و از همه محققین خواستاریم ما را در این بررسی و بحث یاری کنند.

    با تشکر
    13 مهر 1387

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه کتاب (1)




    بسم الله الرحمن الرحیم
    بررسی مقدمه کتاب:

    ابتدا لازم می دانم توضیحی در ارتباط با شیخ صدوق (ره) ارائه کنم چرا که ممکن است خوانندگان ایشان را نشناسند. «محمد بن علی بن حسین بن باویه قمی» معروف به شیخ صدوق از علمای بزرگ قرن چهارم هجری قمری است. رجالی بزرگ، نجاشی (ره)درباره او می نویسد: «ابو جعفر (شيخ صدوق) ساكن رى، شیخ ما و فقيه ما و چهره برجسته شيعه در خراسان است، او در سال 355 هجری به بغداد وارد شد و با اين كه در سن جوانى بود همه بزرگان شيعه از او استماع حديث مى‏كردند» (نجاشی، رجال النجاشی، ص 389) آنطور که شیخ طوسی گفته اند ایشان در حدود 300 اثر تالیفی از خود بجای گذاشته بودند (شیخ طوسی، فهرست الطوسی، ص 442) که تنها 20 کتاب از او به دست ما رسیده است. ایشان بين بزرگان قم، از نظر حفظ احاديث و كثرت معلومات مانند نداشت (طوسی، همان، ص 442) و در سال 381 هجری در ری درگذشت (نجاشی، همان، ص 392)

    یکی از کتاب های شیخ صدوق که به دست ما نرسیده کتاب «مقتل الحسين بن علي عليهما السلام‏ » است. (طوسی، همان، ص 442) حجة الاسلام صحتی سردرودی احادیث مربوط به امام حسین (ع) را در 14 اثر بجا مانده از شیخ صدوق جستجو، جمع آوری، ترجمه کرده و نام آن را «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» یا امام حسین و عاشورا از زبان معصومان گذارده است. انتقاداتمان به این کتاب را در پست قبلی به شکل کلی آوردیم. اکنون می خواهیم به طور مفصل به نقد و بررسی آن بپردازیم.

    نویسنده در مقدمه کتاب طبق روال معمول مصاحبه ها و کتاب های دیگرشان، از تحریف گله می کند و پس از اظهار ناراحتی از این موضوع می نویسد: «دانشوران درد آشنا را لازم است، تا دیر نشده در برابر این تحریف های زاینده و جسارت تحریف گران، کاری بکنند وگرنه عاشورا، این آه رسا و معنا دار از دست مظلومان و محرومان گرفته خواهد شد» (صحتی سردرودی، مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق، ص 14)
    ما نیز طبق درخواست نویسنده، داستان ها و روایات ضعیف و بی اعتبار و اشتباهاتی که توسط ایشان در این کتاب جمع آوری شده بررسی خواهیم کرد و خواهید دید که این مقدمه بر این کتاب منطبق نیست و در نقطه مقابل آن قرار دارد.

    1. نویسنده در اعتراض به برخی مقاتل می نویسد: «مقتل مناقب (ابن شهر آشوب) و روضة الواعظین (فتال نيشابوری) افزون بر اینکه هر دو مربوط به قرن ششم و متأخر از حادثه عاشوراهستند، بسيار آشفته، مجمل و مختصر، و غیر مستند می باشد» (صحتی سردرودی، همان، ص 16)

    سخن ایشان در اینکه دو کتاب روضة الواعظین و مناقب ابن شهر آشوب غیر مستند می باشند کاملا صحیح است. جای تعجب دارد ایشان از این دو کتاب نام می برند ولی از لهوف سيد ابن طاووس که دیرتر از این دو کتاب نوشته شده و متاخر تر از حادثه عاشورا است، نام نمی برند. لهوف هم دیرتر از آن دو کتاب نوشته شده و هم مثل آن دو کتاب غیر مستند و غیر معتبر بوده و روایات و اخبار را بدون سند آورده است و تفاوتی از این لحاظ بین این کتاب و روضة الواعظین نیست. با این حال ایشان در مصاحبه هایشان حتی لهوف را معتبر می دانند و به مداحان توصیه می کنند : «مقتل های معتبر را بخوانند از جمله لهوف سید بن طاووس » (صحتی سردرودی، عاشورا پژوهی، ص 483) و در مقاله گزيده کتابشناسی توصیفی امام حسین (ع) می نویسند: «اين كتاب گرانسنگ گرچه از حجمى اندك برخوردار است اعتبار بسيارى دارد» با اینکه می دانیم به ادعای مرحوم استاد مطهری «لهوف» به اتفاق تمام ارباب مقاتل، غیر معتبر بوده و مشتمل است بر بسياری از مسائل كه تاريخ آنها را تكذيب‏ می‏كند (استاد مطهری، حق و باطل، ص 89 و 90)

    چگونه است روضة الواعظین و مناقب ابن شهر آشوب غیر مستند هستند ولی لهوف سید بن طاووس که دیرتر و به همان شکل غیر مستند نوشته شده معتبر است؟! این اختلاف گذاشتن برای چیست؟! بخاطر اینکه مفاهیم و مضامین لهوف مطلوب و مورد پسند نویسنده بوده معتبر است ؟! و روضة الواعظین و مناقب چون مورد پسند ایشان نبوده غیر مستند هستند؟! این یک بام و دو هوا برای چیست؟!

    با تشکر
    14 مهر 1387

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه کتاب (2)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ادامه بررسی مقدمه کتاب:

    2. نویسنده در مقدمه کتاب در شمارش مقاتلی که درباره امام حسین (ع) از سال صدم هجری تا 368 هجری نوشته شده است به کامل الزیارات ابن قولویه اشاره می کند و می نویسد: «27. «ابن قولویه قمی» (متوفای 368 یا 369 هـ. ق). کتاب او با نام کامل الزیارات منتشر شده است و نزدیک به هشتاد درصد آن دربارۀ امام حسین (ع) و عاشورا و کربلا است. این اثر پربار و گران ارج که در صحت و وثاقت آن همگان متفقند ... بسیاری از احادیث و روایاتی که شیخ صدوق در مقتل امام حسین (ع) آورده است، در کتاب کامل الزیارات نیز روایت شده است.» (صحتی سردرودی، مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق ، ص 21 و 22)

    یکی از اشتباهات مهم نویسنده که آن را در مصاحبه هایش نیز تکرار می کند همین مطلب است که می گوید: «همان کامل الزیارات را که مورد غفلت قرار گرفته و از متونی است که اساتید همه اخبارش را صحیح می دانند.» (صحتی سردرودی، عاشورا پژوهی، ص 477) جای تعجب است چگونه ایشان مدعی شده اند «همگان بر صحت و وثاقت کامل الزیارات متفق اند» آیا از نظر همه علما و دانشمندان با خبر اندد؟! یا اینکه ادعای شخص دیگری را تکرار می کنند؟!ایشان مشخص نکرده اند که کدام استاد همه اخبار کامل الزیارات را صحیح می داند و نمونه ای برای آن نیاورده اند. ولی ما می دانیم چنین ادعایی با واقعیت منطبق نیست.

    علتی که باعث شده نویسنده بگوید همه اخبار کامل الزیارات صحیح است عبارتی در مقدمه این کتاب است که ابن قولویه می گوید: «من روایات این کتاب را از ثقات اصحابمان (رحمهم الله) نقل می کنم» جناب آقای صحتی سردرودی معتقد است این یک توثیق عمومی است که از ابن قولویه درباره همه راویانی که در سند های روایات کتب مزبور واقع شده اند، صورت گرفته است. ولی باید دانست که مقصود ابن قولویه از عبارت «ثقات من اصحابنا رحمهم الله» که در مقدمه کتابش صفحه 4 گفته است، فقط مشایخ خود ابن قولویه است که او بلا واسطه از آنان نقل حدیث می کند، زیرا در بعضی از سندهای روایات کتاب مزبور، راویانی وجود دارند که هم از عامه هستند و هم ثقه نیستند و ابن قولویه هرگز در مورد راویان عامه عبارت اصحابنا را بکار نمی برد و نیز درباره راویان عامه که ثقه نیستند، طلب رحمت نمی کند و رحمهم الله نمی گوید. مثلا در صفحه 31 از کتاب کامل الزیارات در سند حدیث 16، آخرین راوی حدیث عايشه است و پر واضح است که ابن قولویه که یک شیعه خالص است، هرگز عایشه را از اصحاب ما نمی خواند و برای او طلب رحمت نمی کند و هرگز او را توثیق نمی کند.

    پس روشن شد که مقصود ابن قولویه از عبارت «ثقات من اصحابنا رحمهم الله» توثیق عمومی همه راویانی که در اسناد کتاب مزبور واقع شده اند نیست بلکه مقصودش فقط طبقه اول است که همان مشایخ بلا واسطه او هستند.

    از کسانی که همانند نویسنده مذکور معتقد بودند همه راویانی که در اسناد کامل الزیارات واقع شده اند موثق هستند آية الله خوئی (ره) است. مثلا ایشان درباره اسماعیل بن ابی زیاد سکونی می گوید: «چون وی در سلسله سند کامل الزیارات واقع شده، ثقه است» (خوئی، معجم رجال الحدیث، ج3، ص 107) و بسیاری از راویان را بخاطر اینکه در سلسله اسناد کامل الزیارات واقع شده توثیق کرده اند ولی در نهایت از این مبنا و نظریه برگشته و نظر اول خود را اشتباه قلمداد کردند و گفته اند: «بعد از ملاحظه روایات کتاب کامل الزیارات و تفتیش از اسناد آن، روشن شد که این کتاب مشتمل بر روایاتی است، که صفت مورد نظر را ندارند و شاید بیشتر از نصف، اینگونه باشند؛ چه اینکه در این کتاب، روایات مرسله و مرفوعه و مقطوعه نیز وجود دارد و روایاتی که به معصوم منتهی نشده است؛ بلکه عده ای مانند «حسن بن علی بن ابی عثمان» به ضعف شهرت دارند؛ این مطالب با آنچه ابن قولویه در مقدمه کتاب خود آورده ناسازگار است؛ پس ناچاریم برای بقاء صحت کلام ابن قولویه بگوئیم: مراد از ثقات، فقط مشایخ او هستند، پس چاره ای جز عدول از آنچه قبلا گفتیم، نیست.» (ربانی، دانش دراية الحدیث همراه با نمونه های حدیثی و فقهی، ص 259 و 260)

    با توجه به برگشت و عدول آية الله خوئی از نظر اول خود باید در کل کتاب رجال ایشان (معجم رجال الحدیث) تجدید نظر شود و محققین باید به این نکته توجه داشته باشند که بسیاری از راویانی که توسط آقای خوئی موثق معرفی شده اند، با این توضیحات دیگر نباید آنها را از نظر ایشان موثق دانست.

    دانستن این نکته ضروری است بر فرض اینکه بگوئیم عبارت ابن قولویه در مقدمه کتابش درباره همه راویان است باز هم نمی توانیم ادعا کنیم همه احادیث صحیح می باشد چرا که بسیاری از راویان این کتاب توسط رجال شناسان بزرگ همانند نجاشی و شیخ طوسی و... تضعیف شده اند و در وقتی تعارضی بین سخن نجاشی و مثلا ابن قولویه صورت می گیرد حداقل قول هر دو ساقط می شود و توثیقی باقی نمی ماند همانگونه که مرحوم آية الله خوئی (قبل از عدول از نظر اول) در موارد زیادی طبق این قاعده عقلی عمل کرده اند.

    مشخص شد که اولا همه راویان این کتاب موثق نیستند و و طبق نظر دوم آية الله خوئی شاید بیشتر از نصف احادیث این کتاب بی اعتبار باشد. ثانیا اگر هم بر فرض محال بگوئیم منظور ابن قولویه همه راویان است باز هم نمی توان به صحت همه احادیث حکم کرد. چرا که بسیاری از راویان این کتاب توسط رجال شناسان بزرگ تضعیف شده اند.

    با تشکر
    16 مهر 1387

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه (3)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ادامه بررسی مقدمه کتاب:

    3. در مقدمه کتاب، نویسنده در معرفی شیخ صدوق می نویسد: «شیخ صدوق تا جایی مورد قبول علمای شیعه قرار گرفته که روایات مرسل او در حکم مستند دانسته شده است.» (صحتی سردرودی، مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق، ص 23)

    «مرسل روایتی است که شخصی آن را از معصوم نقل کند؛ در حالی که او را درک نکرده است... به عبارت دیگر مرسل به حدیثی گویند که تمام راویان زنجیره سند آن، یا برخی از آنها حذف شده باشد و یا به الفاظ مبهم و مجملی؛ همچون عن بعض، عن رجل ... آورده شده باشد» (ربانی، دانش دراية الحدیث همراه با نمونه های حدیثی و فقهی، ص 176) و این نوع روایت بخاطر اینکه نمی دانیم راوی یا روایان آن چه کسانی هستند دروغگو هستند یا راستگو، جعل کننده حدیث هستند یا نه، ضعیف و نا معتبر است.

    ایشان گفتند که علمای شیعه مرسلات شیخ صدوق را در حکم مسند می دانند ولی برای این ادعای خود منبع و شاهدی ذکر نکردند و ما نیز با جستجوی فراوان کسی را پیدا نکردیم که همه مرسلات صدوق را در حکم مسند بداند و این ادعای نویسنده ادعای باطلی است (البته این جستجوی ما شامل علمای اخباری نمی شود). حتی خود شیخ صدوق (ره) هم همه روایات (چه مسندات و چه مرسلات) که در کتبش آورده را معتبر نمی داند و همه راویات مرسل که در کتبش آورده را در حکم مسند نمی داند شاهد ما بر این مطلب سخن شیخ صدوق در مقدمه کتاب من لا یحضره الفقیه است آنجا که می فرماید: «وَ لَمْ أَقْصِدْ فِيهِ قَصْدَ الْمُصَنِّفِينَ فِي إِيرَادِ جَمِيعِ مَا رَوَوْه‏» یعنی من در کتاب من لایحضر الفقیه نمی خواهم به عادت مصنفان که همه اخبار را درج می کنند عمل کنم بلکه در این کتاب فقط آنچه را صحیح می دانم درج می کنم. بدیهی است صدوق در کتاب های دیگرش به عادت مصنفان عمل کرده و هر چه از شیوخ حدیث اخذ کرده آورده است و بدون آنکه ضامن صحت کل مندرجات کتاب باشد.

    پس روشن شد هیچ یک از علما حتی خود شیخ صدوق (ره) هم معتقد نبودند همه روایات (چه مرسلات و چه مسندات) که در کتبشان آورده اند معتبر است و یا همه روایات مرسل در حکم مسند است بلکه هر چه از شیوخ حدیث اخذ کرده می آورند. و این ادعای نویسنده که علما مرسلات شیخ صدوق (ره) را در حکم مسند می دانند سخن باطلی است که خود شیخ صدوق هم آن را قبول ندارد. علمای دیگر هم بعضی همانند شهید ثانی، محقق اردبیلی، آية الله خوئی و ... تصریح کرده اند که مرسلات را مطلقا حجت نمی دانند چه این مرسله از شیخ صدوق باشد و چه از دیگران و بعضی علمای دیگر همانند محمد باقر میرداماد، شیخ بهایی، محدث بحرانی (که از علمای اخباری است) و ... بعضی از احادیث کتاب من لا یحضره الفقیه که شیخ صدوق آنها را صحیح می داند، قبول نمی کنند (چه رسد به همه مرسلات شیخ صدوق) که انشاءالله تفصیلش در قسمت بعد خواهد آمد. دانستن نظر این علما نشان می دهد آقای صحتی بدون جستجو و تحقیق ادعایی کرده اند که نه تنها کسی آن را تایید نمی کند بلکه شواهد بسیاری علیه آن است.


    با تشکر
    17 مهر 1387

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه کتاب (4)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ادامه بررسی مقدمه کتاب:

    4. نویسنده در ادامه تعریف از شیخ صدوق آورده است: « نیز روایات کتابش «کتاب من لا یحضره الفقیه» ـ یکی از کتب اربعه ـ به اجماع علمای شیعه در شمار روایات صحیح گنجانده شده است. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج22، ص 5 به نقل از رجال السید بحرالعلوم، ج3، ص 299» (صحتی سردرودی، مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق، ص 23)

    ایشان به نقل از سید بحر العلوم (ره) ادعا کرده اند که همه علما بدون استثنا همه روایات کتاب من لایحضره الفقیه را صحیح می دانند. البته این سخن باطلی است و چنین اجماعی وجود ندارد. چرا که شهید ثانی از علمای بزرگ قرن دهم مطلقاً مرسلات را معتبر نمی دانند؛ (مرسله صدوق باشد یا از محمد بن ابی عمیر و یا از اصحاب اجماع باشد) و این قول را صحیح ترین گفته بین اصولیین و محدثین می دانند (الشهید الثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ص 137) و در کتاب حدود روضه، حدیث مرسله صدوق را ضعیف شمرده اند (ربانی، دانش رجال الحدیث، ص 375) آية الله خوئی و محقق اردبیلی نیز مرسلات را مطلقا حجت نمی دانند (خوئی، معجم رجال الحدیث، ج1، ص 63؛ اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج8، ص 224) محمد باقر میرداماد (1040 هـ. ق) و شیخ بهاء الدین عاملی (1030 هـ. ق) نیز بعضی مرسلات من لا یحضره الفقیه را صحیح نمی دانند (ربانی، همان، ص 379؛ به نقل از خاتمه مستدرک الوسائل، ج7، ص 6) این اسامی را برای نمونه آوردیم تا نشان دهیم اجماعی که نویسنده و مرحوم بحرالعلوم ادعا کرده وجود ندارد.

    خوب بود نویسنده هم به ادعای مرحوم بحر العلوم اکتفا نکند و با بررسی و تحقیق، صحت کلام او را بسنجد و سپس آن را نقل و تایید کند. به هر حال این اشتباه نویسنده مبنای اشتباهات فراوان دیگری نیز بوده است.

    اما آنچیزی که باعث شده بعضی توهم کنند همه احادیث کتاب من لا یحضره الفقیه معتبر است عبارتی است که شیخ صدوق در مقدمه کتاب آورده که قصد وى از تأليف اين كتاب همچون مصنفان اين نبوده كه تمام روايات خود را در آن وارد سازد، بلكه تنها رواياتى را در اين كتاب آورده كه بدان‏ها فتوا داده و به صحّت آن حكم كرده و بر اين اعتقاد است كه حجت بين خود و پروردگارش مى‏باشد.

    باید توجه داشت صدوق در اين زمينه تنها به صحت سند و وثاقت و صحت مذهب راويان نمى‏انديشد، بلكه از راه‏هاى ديگرى هم درستى و اعتبار حديث را كشف مى‏كند، اين راه‏ها مى‏تواند «عمل مشايخ طايفه به مضمون روايت»، «فتوا دادن استاد صدوق ابن وليد بدان»، «موافقت روايت با قواعد عامه و اصول كلى مذهب»، «عدم وجود داعى عقلايى بر كذب راوى در مورد حديث» و....بوده و چه بسا اين راه‏ها مورد پذيرش ساير علما نباشد.

    شاهد بر اين ادعا كه اعتبار روايت در نزد صدوق تنها بر پايه قرينه داخلى سند نيست آن است كه نام ابو البخترى وهب بن وهب در 16 روايت فقيه وارد شده كه برخى از آنها احكام الزامى تعبدى است با اين كه مؤلف خود در موردى روايت وى را به جهت ضعيف بودن او نمى‏پذيرد. (صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 35)

    همچنين نام سماعة بن مهران (سماعه) و سكونى (اسماعيل بن مسلم یا همان اسماعيل بن ابى زياد) هر يك در بيش از 100 روايت كتاب فقيه مشاهده مى‏گردد با اين كه وى در موردى به روايت سماعة بن مهران فتوا نمى‏دهد چون وى واقفى مذهب است (صدوق، همان، ج2، ص 121 و 138)و در مورد ديگرى تصريح مى‏كند كه به روايتى كه تنها سكونى آن را نقل كند فتوا نمى‏دهد (صدوق، همان، ج4، ص 344؛ و نیز ج3، ص 510 ذیل حدیث 4790)

    با توجه به تحقیق بعضی محققین در غالب موارد روايت مرسل کتاب من لا یحضره الفقیه، در ساير مصادر (منابع حدیثی دیگر) نیز ضعيف بوده، يا به جهت ارسال يا به جهت گمنامى راوى، و احتمالا همين امر سبب شده كه صدوق روايت را مرسل نقل كند، اين نكته بويژه با عنايت به اين كه چه بسا اين روايات در ساير كتب صدوق يا در چند مصدر متعدد همگى به گونه مرسل يا مجهول ذكر شده، اتقان بيشترى مى‏يابد.

    با عنایت به همین نکته، اعتماد صدوق به روايت به جهت قرائن خارجى مى‏باشد و قرائن خارجى هم چه بسا بر پايه استنباط و اجتهاد شخصى مؤلف استوار باشد كه الزاما مورد پذيرش ديگران نيست (همچون اعتماد صدوق بر روايت به جهت فتوا دادن استاد وى، ابن وليد بدان، اعتماد بر حديث به جهت عدم يافتن داعى خاص به جهت كذب، يا به جهت موافقت مضمون حديث با عمومات كتاب يا سنت يا ادراكات عقلى يا....)، لذا مرسلات صدوق به خودى خود معتبر نيستند.

    اشاره به اين نكته نیز مفيد است كه مرسلات فقيه منحصر به مواردى نيست كه كل سلسله سند حذف شده باشد، بلكه گاه در لابه‏لاى سند نام راويان مبهم ديده مى‏شود كه طبيعةً سند را مرسل مى‏سازد: - عن بعض أصحابنا، عن بعض رجاله - عمن رواه و مانند آن - عن رجل - مرفوعات با عباراتى نظير رفعه اين موارد هرچند نسبت به كل احاديث كتاب اندك است، ولى بهر حال نشان مى‏دهد كه صدوق در تصحيح احاديث گاه به قرائن خارجى هم متوسل مى‏شده است و این احادیث اگر برای آن در جای دیگر سندی ذکر نشده باشد معتبر نیستند.
    پس روشن شد آنطور که نویسنده و مرحوم بحرالعلوم ادعا کرده اند که «اجماع علمای شیعه بر صحیح دانستن همه روایات من لا یحضره الفقیه است»اولا اجماعی وجود ندارد و ثانیا صحیح دانستن همه روایات کتاب من لا یحضره الفقیه مخالف عقل و منطق است و شواهد و دلایل زیادی در جهت رد این مطلب وجود دارد.

    چون بعضی از روایات کتاب «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» که حجة الاسلام صحتی سردرودی آنرا جمع آوری کرده اند از کتاب من لا یحضره الفقیه است و نویسنده هم بر مبنای همان ادعای اجماع کذایی همه من لا یحضره الفقیه را صحیح می داند لذا با رد این تفکر خلاف عقل، بسیاری از روایاتی که نویسنده آنها را صحیح می دانسته، معتبر نبوده و جزو احادیث ضعیف محسوب می شود.

    با تشکر
    18 مهر 1387

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه کتاب (5)




    بسم الله الرحمن الرحیم
    ادامه بررسی مقدمه کتاب:
    5. نویسنده در ادامه تعریف از شیخ صدوق می نویسد: «شیخ صدوق نزدیک به 250 کتاب نوشته بود که اینک فقط چهارده کتاب و رساله از او به جا مانده و منتشر شده است. رجال نجاشی، ص 392 – 389 و دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص 66 – 62؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل (خاتمه)، ج21، ص 265 – 275؛ و همان، ج22، ص 5 به بعد؛ محقق شوشتری، قاموس الرجال، ج9، ص 437 – 434 و همان، چاپ قدیم، ج11، رساله فی سهو النبی (ص)، ص 5 و مقدمات منتشر شده شیخ صدوق» (صحتی سردرودی، همان، ص 23)

    به رجال نجاشی مراجعه کردیم و دیدیم که مرحوم نجاشی تعداد کتب شیخ صدوق را مشخص نکرده، تنها اسامی بعضی از آنها را آورده است. گفتیم شاید تعداد 250 کتاب که جناب حجة الاسلام صحتی مدعی است نجاشی آن را ذکر کرده ، تعداد همین اسامی کتب آورده شده باشد. این اسامی را شمردیم و دیدیم مرحوم نجاشی اسامی حدود 190 کتاب را آورده است نه 250 کتابی که نویسنده مدعی آن است. علاوه بر این نجاشی همه اسامی کتب شیخ صدوق را نیاورده چرا که نوشته است: «و له كتب كثيرة منها: ...» یعنی برای او کتاب های بسیاری است که بعضی از آن عبارتند از: ... متعجب ماندیم چگونه نویسنده به عدد 250 رسیده است!! به خاتمه مستدرک الوسائل (همان چاپ مورد استفاده نویسنده) مراجعه کردیم، با اینکه بحث کتاب مذکور راجع به شیخ صدوق بود ولی صحبتی از تعداد کتب نشده بود. به قاموس الرجال محقق شوشتری (همان چاپ مورد استفاده نویسنده) مراجعه کردیم بر خلاف گفته نویسنده تصریح شده بود که شیخ صدوق حدود 300 کتاب تالیف کرده است.
    با مراجعه به فهرست شیخ طوسی که از نظر زمانی فاصله بسیار اندکی با شیخ صدوق داشته است مطمئن شدیم مرحوم شیخ صدوق حدود 300 کتاب تالیفی داشته است: «له نحو من ثلاثمائة مصنف‏» (طوسی، الفهرست، 443) نه 250 کتاب!!

    گویا آقای صحتی حتی نشانی کتاب هایی که داده اند خود نخوانده اند. ایشان نا خواسته مرتکب تحریف تاریخ شده و حتی این تحریف خود را به کتاب های دیگر همانند رجال نجاشی، خاتمه مستدرک الوسائل محدث نوری و قاموس الرجال محقق شوشتری نسبت داده اند.

    در اینجا سند این کلام، که به گفته مرحوم نجاشی، محقق شوشتری و محدث نوری، شیخ صدوق 250 کتاب دارد صد در صد صحیح است چرا که حجة الاسلام آقای صحتی سردرودی صد در صد راستگو و قابل اعتماد هستند و ایشان هم به ظاهر از کتاب «رجال نجاشی»، «قاموس الرجال» و «خاتمه مستدرک الوسائل» نقل قول می کنند ولی متن آن صد در صد باطل است زیرا می دانیم که اولا نجاشی، محقق شوشتری و محدث نوری تعداد کتب شیخ صدوق را 250 کتاب نمی دانند و ثانیا تعداد کتب شیخ صدوق 300 کتاب است نه 250 کتاب.

    این مسئله نشان می دهد به خبر واحد حتی با سند صحیح نیز باید با احتیاط و دست به عصا برخورد کرد و آن را با معیار عقل، قرآن و سنت قطعی سنجید و بعد اخذ کرد چرا که همانند خبر فوق ممکن است راوی یا روایان احیانا اشتباهی کرده و به معصوم نسبت داده باشند.

    ادعای دیگر ایشان این است که «اینک فقط چهارده کتاب و رساله از شیخ صدوق به جا مانده و منتشر شده است» در صورتی که 20 کتاب از شیخ صدوق بجا مانده و این ادعای ایشان ادعای باطلی است.

    این کتب عبارت اند از: اعتقادات، امالی، توحید، ثواب الأعمال، خصال، صفات الشیعة، عقاب الأعمال، علل الشرایع و الأحکام و الأسباب، عیون أخبار الرضا (ع)، فضائل رجب، فضائل شعبان، فضائل رمضان (این سه کتاب در یک مجموعه به نام «فضائل الأشهر الثلاثة» چاپ شده است)، فضائل الشیعة، کتاب من لا یحضره الفقیه، كمال الدين و تمام النعمة في إثبات الغيبة و كشف الحيرة، معانی الأخبار، مقنع، هدایه، کتاب مواعظ

    با مشخص شدن این اشتباهات دیگر کمتر می توان به نقل قول های آقای صحتی اکتفا کرد و حتما باید به کتاب اصلی رجوع و از اصل قضیه مطلع شد.

    با تشکر
    19 مهر 1387

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تشکر و قدردانی




    بسم الله الرحمن الرحیم

    حضرت آقای صحتی سردرودی نویسنده کتاب مورد بحث در وبلاگ خود، آدرس این تاپیک را درج کرده و در نوشته ای تحت عنوان «خدا را شکر بسیار باید» نوشته اند: «به نقد و نظر بیش از همه نیازمندم و بسیار شاکرم که کتابم مقتل الحسین را اندیشه ورانی به نقد و بررسی نشسته اند اشکرکم شکرا و شکرا»

    از ایشان بسیار تشکر می کنیم . حقاً با این عمل خود نشان دادند عالمی منصف و انتقاد پذیر هستند و انصافا جامعه مسلمانان به چنین عالمانی که صادقانه خدمت می کنند احتیاج مبرم دارد.

    جای دوستان در سایت مرکز نشر اعتقادات که ناجوانمردانه نوشته های بنده درباره بررسی این کتاب را پاک کردند خالی است.

    با تشکر
    20 مهر 1387
    ویرایش توسط m_raadi : ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ در ساعت ۱۵:۲۲ دلیل: فضای خالی زیاد در پایین نوشته

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مقدمه کتاب (6)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ادامه بررسی مقدمه کتاب:

    6. جناب آقای صحتی در ادامه سعی می کنند احادیث ضعیفی که در این کتاب جمع آوری کرده اند را قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا نشان دهند. به همین علت می نویسند: «قرائت شیخ صدوق از عاشورا کاملا دینی و الهی است. در زبان شیخ صدوق، پیوسته سخن از خدا، فرشتگان، پریان، روز رستاخیز و ... جاری است بر خلاف قرائت رسمی و رایج امروزین که سعی می کند به امام حسین (ع) به عنوان یک انسان سیاستمدار و رهبر سیاسی نگاه کند، در قرائت شیخ صدوق جز اشارت های گنگ و مجمل، اثری از دنیا، قدرت و حکومت دیده نمی شود.» (صحتی سردرودی، همان، ص 25 و 26)

    این نسبت های نویسنده به شیخ صدوق در حالی صورت می گیرد که شیخ صدوق تنها به دنبال جمع احادیث و اخذ آن از مشایخ حدیث بوده و الزاما اعتقاد ایشان به آنها و قرائتش از آنها نیست. زیرا همانطور که قبلا هم گفتیم شیخ صدوق در مقدمه کتاب من لا یحضره الفقیه می فرماید:«وَ لَمْ أَقْصِدْ فِيهِ قَصْدَ الْمُصَنِّفِينَ فِي إِيرَادِ جَمِيعِ مَا رَوَوْه‏» یعنی من در کتاب من لایحضره الفقیه نمی خواهم به عادت مصنفان که همه اخبار را درج می کنند عمل کنم بلکه در این کتاب فقط آنچه را صحیح می دانم درج می کنم. بدیهی است صدوق در کتاب های دیگرش (که مورد رجوع نویسنده بوده) به عادت مصنفان عمل کرده و هر چه از شیوخ حدیث اخذ کرده آورده است بدون آنکه ضامن صحت کل مندرجات کتاب باشد و یا اینکه بخواهد قرائتش از موضوعی خاص را نشان دهد. بعد هم بر فرض اینکه صرف آوردن حدیث را قرائت و نظر صدوق بدانیم، «مقتل الحسین (ع)» واقعی و کامل شیخ صدوق به دست ما نرسیده است تا بتوانیم از نظر و قرائت کامل ایشان نسبت به واقعه عاشورا آگاه شویم. در نتیجه نسبت های نویسنده به شیخ صدوق از دو جهت دارای اشکال است: اول اینکه صرف آوردن حدیث، قرائت و نظر شیخ صدوق نیست و دوم اینکه اگر از اشکال اول صرف نظر کنیم کتاب کامل مقتل الحسین (ع) به دست ما نرسیده تا بتوانیم قرائت ایشان از این واقعه را بدانیم. با نادیده گرفتن این دو اشکال، آیا اینکه از این احادیث ناقص و ضعیف چنین برداشتی که نویسنده داشته اند بدست می آید یا خیر جای بحث دارد.

    بررسی مقدمه کتاب به پایان رسید. انشاءالله در روزهای آینده به متن اصلی کتاب که جناب حجة الاسلام آقای صحتی سردرودی آن را در 9 فصل تنظیم کرده اند خواهیم پرداخت.

    با تشکر
    23 مهر 1387

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی فصل اول، «مولود پاکیزه»




    بسم الله الرحمن الرحیم

    در بررسی روایات، آنهایی که از لحاظ سند ضعیف و نا معتبر است را مشخص می کنیم و از آوردن آنهایی که معتبر و موثق است خودداری خواهیم کرد، زیرا قصد ما بررسی و نقد کتاب می باشد. اگر توفیق حاصل شد، آوردن احادیث معتبر را بعد از اتمام این موضوع، در موضوع دیگری پی خواهیم گرفت.

    بررسی فصل اول: امام حسین (ع) درعصر پيامبر (ص)


    1.مولود پاکیزه

    مضمون روایت: دختر عبدالمطلب گوید هنگامی که حسین (ع) از مادر زاده شد، من قابله اش بودم؛ پیامبر (ص) گفت: عمه جان! بشتاب پسرم را پیش من بیاور! گفتم ای رسول خدا، ما هنوز او را نشسته ایم. گفت ای عمه آیا تو می خواهی او را بشویی؟! به راستی که خداوند متعال، خود او را پاک و پاکیزه ساخته است. (شیخ صدوق، الامالی، ص 136)

    بررسی روایت: «احمد بن الحسین القطان معروف بابي علي بن عبدويه‏» وثاقتش ثابت نشده است. (خوئی، معجم‏رجال‏الحديث، ج2 ، ص86) الحسن بن علی السکری ناشناخته است. العباس بن بکار ناشناخته است.(مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج1، ص 81) فاطمه بنت الحسین (ع)مجهول است (خوئی، همان، ج23 ، ص 197) اسماء بنت ابی ابکر صحابی مجهول است. (خوئی، همان، ج23 ، ص 170) صفية بنت عبد المطلب‏ ناشناخته است. (خوئی، همان، ج23 ، ص 194)

    روایت ضعیف است و اعتبار ندارد. هیچکدام از این روایان را نمی شناسیم و نمی دانیم آیا دروغگو بوده اند یا نه و آیا جعال حدیث بوده اند یا نه. همانند آن روایتی که حجة الاسلام صحتی سردرودی درباره ازدواج امام حسین با شهربانو نقل می کنند و می گویند: «ازدواج امام حسین با شهربانو و تولد امام سجاد از ایشان که این یک روایتی است در اصول کافی این هم ضعیف است. راویان آن شناخته شده نیستند» (صحتی سردرودی، عاشورا پژوهی، ص 459)


    استناد به این روایت در نوشته های دیگران:

    1. اشرف عاشوری در دو مقاله آیینه رضوی و دخت آفتاب این روایت نا معتبر را جزو روایاتی آورده اند که از حضرت معصومه نقل شده است و آدرس کتاب بحار الانوار، ج43، ص 243 را داده اند (مجله کوثر، دی 1377، شماره 22، ص 34؛ همچنین بنگرید به مجله مبلغان، بهمن 1378، شماره 2، ص 9) ولی با مراجعه به آدرس مذکور نامی از فاطمه بنت موسی (ع) دیده نشد و همان سلسله سند امالی شیخ صدوق ذکر شده بود. علاوه بر این ایشان هیچ اشاره ای به ضعف سند روایت نکرده اند و آن را مستقیما از حضرت معصومه نقل کرده اند با اینکه اگر هم فرض کنیم حضرت معصومه جزو راویان این روایت است باز هم با مجهول بودن راویان قبل از ایشان، نمی توانیم حدیث را مستقیما به حضرت معصومه نسبت دهیم و از ایشان نقل کنیم.

    2. علی محامد یزدی در مقاله مقامات معنوی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام که قسمت هایی از آن در روزنامه کیهان (6 اردیبهشت 86) چاپ شده است، روایت مذکور را منقول از حضرت معصومه دانسته و آدرس کتاب امالی صدوق را داده اند. ولی با مراجعه به دو چاپ کتاب امالی صدوق نام «فاطمه بنت موسی ع» دیده نشد و بحار الانوار هم راویان را بدون ذکر «فاطمه بنت موسی ع» آورده است. خدا می داند چه نسخه ای در دست نویسنده مقاله بوده که مرحوم مجلسی در بحار به آن اشاره ای نکرده است.
    اگر فرض را بر این بگذاریم که چنین نسخه ای وجود داشته باشد با توجه به اختلاف نسخه ها، «فاطمه بنت موسی ع» را جزو راویان روایت دانستن، کار صحیحی نیست.

    3. حجة الاسلام احمد صادقی اردستانی در کتاب مفصل فاطمه (س) دختر امام حسین (ع) در فصل سیزدهم در قسمت روایات فاطمه (سلام الله علیها) این حدیث ضعیف را بدون آنکه اشاره ای به ضعف سند آن کند، نقل می کند (حدیث چهاردهم) و آنرا گفتۀ فاطمه بنت الحسین (ع) نشان می دهد با اینکه سه راوی قبل از فاطمه دختر امام حسین مجهول هستند و نباید گفته های این افراد را از فاطمه بنت الحسین (ع) بدانیم.

    ایشان فاطمه بنت الحسین (ع) را یکی از زنان فاضل و دانشمند و ثقه و مورد اعتماد می دانند و این مطلب از سرتاسر کتابشان معلوم است. ولی ما چنین نظری نداشته و معتقدیم فاطمه بنت الحسین (ع) مجهول و ناشناخته است و مدرک معتبری برای تایید وثاقتشان وجود ندارد.

    البته اگر هم فرض کنیم فاطمه بنت الحسین (ع) موثق است باز هم روایت بخاطر راویان مجهول دیگر از لحاظ سند ضعیف بوده و نمی توان با آن چیزی را اثبات کرد.

    با تشکر

    26 مهر 1387

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود