جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیشخند بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت




    بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت

    بسم الله الرحمن الرحيم

    موضوع: بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت - سپاه انصار المهدي

    27/11/86

    استاد حسيني قزويني

    امسال توسط ولي امر مسلمين مقام معظم رهبري، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي معرفي شد. تمام تلاش‌ها و سعي‌ها از اول سال جاري به طرف انسجام اسلامي و تقريب مذاهب اسلامي به همديگر، حركت كرد. همايش‌ها، سخنراني‌ها، جزوات و غيره، از اول امسال در جامعه منتشر شد تا بتوانند فاصله بين شيعه و سني و افراد ديگر كه در اقليت هستند، كم كنند. مسئله وحدت ميان امت اسلامي، مسئله‌اي نيست كه امسال توسط مقام معظم رهبري براي اولين بار اعلام شده باشد، بلكه پيام مقام معظم رهبري در حقيقت بازگو كردن نداي قرآن بود به سوي وحدت با صداي رساي:

    وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا. (آل عمران/103)

    و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال رسالتش، بزرگترين دغدغه‌اش اين بود كه ميان قبائل و طوائف مختلف أعراب، وحدت ايجاد كند و هرگونه كدورت و ناراحتي را از ميان مردم مسلمان بردارد. گفتني است كه يكي از علل روي آوردن مردم مدينه به سمت اسلام، كه مقدمه‌اي بر هجرت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شد، دعوت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بر اتحاد و جلوگيري از اختلاف ميان قبيله اوس و خزرج بود. اوس و خزرج دو قبيله بزرگ مدينه بودند كه بيش از 120 سال ميان آنها، جنگ و درگيري حاكم بود. همه از اين درگيري‌ها و آدمكشي و نسل كشي، به ستوه آمده بودند. وقتي نداي ملكوني نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را كه به طرف وحدت دعوت كرد و مردم را از هرگونه كينه توزي اجتناب داد، شنيدند، گويا اينها گمشده خود را پيدا كردند و به طرف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مكه مكرمه حركت كردند و او را به مدينه دعوت نمودند و با آمدن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جنگ 120 ساله بين اين دو قبيله براي هميشه پايان گرفت، ميان اين دو قبيله، برادري و صفا و صميمت حاكم شد. شايد اين يكي از نقاط عطف تاريخ اسلام باشد. در طول مدتي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مدينه بود، گاهي يهود كه به تعبير قر آن، دشمن سرسخت جامعه اسلامي است:

    لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الْيَهُودَ (مائده/82)

    تلاش مي‌كردند كه دوباره بين اين دوقبيله، آتش فتنه و جنگ را شعله‌ور كنند. گاهي هم موفق مي‌شدند، ولي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همينكه شنيد باز هم ميان اين دو قبيله، آتش كينه و عداوت در حال شعله‌ور شدن است، تمام كارها را كنار گذاشت و بلا فاصله در جمع اين دو قبيله حضور يافت و به آنها گوشزد كرد كه مگر شما به بركت اسلام برادر نشديد؟

    وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا

    (آل عمران/103)

    بياد آوريد كه به بركت اسلام آن عداوت 120 ساله بين شما كنار رفت و برادري ميان شما حاكم شد. دوباره مي‌خواهيد به زمان دوران جاهليت رجوع كنيد؟ اين دو قبيله، با شنيدن سخنان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، همديگر را در آغوش كشيدند و با خوشي به خانه‌هاي خود بازگشتند. شايد اگر ما ادعا كنيم كه يكي از بزرگترين دغدغه‌هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال رسالت خود، ايجاد وحدت و يكپارچگي در امت اسلامي بود، سخن به گزاف نگفته باشيم. بطوريكه مي‌گويد اگر ميان دو برادر ديني، بيش از سه روز قهر باشد، دعاي اين دو به اجابت نمي‌رسد و پاداش آن كسي بيشتر است كه در صلح پيش‌قدم باشد. شايد در ميان اعمال، براي كسي است كه ميان دو برادر ديني، صلح و آشتي ايجاد كند، از ده‌ها هزار مرتبه رفتن به زيارت خانه خدا ارزشش بالاتر است. اين قضيه در طول تاريخ، همواره مورد توجه بزرگان دين و رهبران سياسي جهان اسلام بود. امروز در يك برهه‌اي از جهان زندگي مي‌‌كنيم كه بيش از هر زماني، جامعه اسلامي نياز به وحدت و يكپارچي دارد. امروز دشمنان دست به دست هم داده‌اند تا بتوانند ميان ملت اسلامي تفرقه ايجاد و آنان را به اختلاف وادارند.

    در قضيه جنگ 6 روزه اعراب با اسرائيل، مسيحيان با يهوديان كنار هم نشستند و عداوت بيش از 2 هزار ساله را كنار گذاشتند؛ با اينكه يكي از عقائد مسيحيان اين است كه مسيح توسط يهود به دار آويخته شد. همواره در ميان مسيحيان، كينه و عداوت يهوديان، سراسر وجودشان را فرا گرفته بود؛ ولي براي اينكه بتوانند در برابر مسلمانان اتحاد ايجاد كنند، رهبران مسيحي اعلام كردند ما از اين اصل كه يكي از اساسي‌ترين اصول ماست، مي‌گذريم و ديگر در هيچ كتاب و مقاله‌اي، سخن از كشته شدن مسيح به دست يهود نخواهيم گفت، تا مسيحيت بتواند همراه با يهود، همانند دولبه قيچي، ‌مسلمانان را از بين ببرد.

    در نظريه‌اي كه يكي از نظريه‌پردازان بزرگ كاخ سفيد به نام دكتر هانگتينگتون، در كتاب خود به نام برخورد تمدن‌ها، صراحتا مي‌گويد:

    امروز در دنيا، ديگر زمان برخورد نظامي، سپري شده و نبايد سردمداران آمريكا اين فكر را در سر بپرورانند كه با تشكيلات نظامي بتوانند بر يك كشوري مسلط شوند. امروز زمان برخورد تمدن‌هاست. اگر آمريكا مي‌خواهد بر جهان استيلاء يابد و بر خاورميانه موفق شود و ليبراليسم آمريكائي را در جامعه پياده كند، هيچ راهي ندارد جز از طريق برخورد تمدن و تهاجم فرهنگي.

    بعد ايشان تمدن‌هاي مختلف را بررسي مي‌كند و مي‌گويد:

    هيچ كدام از اينها در مقابل ليبراليسم آمريكائي، عددي نيستند كه مقاومت كنند، تنها تمدني كه امروز مي‌توان در مقابل آمريكا قد علم كند و حرف براي گفتن دارد، تمدن اسلامي است.

    بعد تمدن اسلامي را هم دسته‌بندي مي‌كند تمدن اسلامي عربستان و پاكستان و كشورهاي حاشيه خليج فارس و ... و مي‌گويد:

    اينها هم عددي نيستند كه بتوانند در برابر ما عرض اندام كنند و با تهديد و تطميع مي‌توانيم اينها را صيد كنيم. تنها تمدن اسلامي كه امروز براي آمريكا خطرساز است، تمدن اسلامي به رهبري ايران است، تنها خطر جدي براي آمريكا، فرهنگ اسلامي يا همان فرهنگ تشيع است كه مي‌تواند در برابر آمريكا مشكل‌ساز باشد. آمريكا بايد تمام توان خود را استفاده كند تا بتواند بر اين تمدن شيعي اسلامي به رهبري ايران فائق آيد.

    جالب اين است كه ايشان در يكي از مقالاتش مي‌گويد:

    در دست شيعيان، دو پرچم، يكي به رنگ سرخ و ديگري به رنگ سبز قرار دارد. مادامي كه اين دو پرچم در دست شيعيان است،‌ ما نمي‌توانيم بر شيعيان پيروز شويم. پرچم سرخ، پرچم شهادت و برگرفته از شهداي كربلاء و حماسه فرزند علي (عليه السلام) نوه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. مردم هر سال در ايام ماه محرم با شركت حماسي در مراسم سوگواري امام حسين (عليه السلام)، به ميدان مي‌آيند و پاي سخن سخنوران مي‌نشينند و روحيه ايثار و از خودگذشتگي در آنها بالنده مي‌شود و بي‌مهابا وارد ميدان مي‌شوند. با الهام از مكتب خونين حسين (عليه السلام)، جوانان شيعه سر از پا نمي‌شناسند. پرچم سبز، پرچم انتظار است. شيعيان بر اين عقيده هستند كه روزي فردي به نام مهدي آل محمد (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) خواهد آمد و تمام حكومت‌هاي جهان را از بين خواهد برد و حكومت واحد اسلامي در جهان برپا خواهد نمود. جوانان شيعه به اين اميد زندگي مي‌كنند و با استكبار مبارزه مي‌كنند كه بتوانند زمينه تحقق حكومت جهاني امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فراهم كنند. مادامي كه اين پرچم سبز انتظار و پرچم سرخ شهادت، در دست شيعيان است، ‌آمريكا نمي‌تواند موفق شود و ما بايد تلاش كنيم با تهاجم فرهنگي، ايجاد اختلاف و ايجاد تشتت، اين دو پرچم را از دست جوانان شيعه بگيريم.

    دكتر مايكل، معاون سابق سازمان سياي آمريكا، مصاحبه‌اي داشته كه مي‌گويد:

    آمريكا در برخورد و استيلاء بر خاورميانه، بويژه در حكومت شيعي ايران، راه‌هاي زيادي رفت، ولي همه با شكست مواجه گرديد.

    آمريكا از روزهاي آغازين پيروزي انقلاب، طرح‌هاي مختلفي براي براندازي حكومت ايران انجام داد ولي موفق نشد. ايشان مي‌گويد:

    رمز موفقيت حكومت شيعي ايران، بر چند نكته خلاصه مي‌شود. اگر آمريكا مي‌خواهد موفق شود، بايد نقاط حساس و ركن جهان جهان تشيع را بمباران فرهنگي كند. نقطه اول اين موفقيت شيعيان در جهان، روحانيت و مرجعيت است. يك مرجع مي‌تواند با يك خط اعلاميه دادن، مردم را، چه پير و جوان و چه كوچك و بزرگ، همه را به خيابان‌ها بريزد و مردم در پاسخ به نداي رهبر و مرجعشان، سر از پا نمي‌شناسند. ما بايد تلاش كنيم با تبليغ عليه روحانيت و مرجعيت، اين رمز پيروزي را از دست شيعيان بگيريم. رمز موفيت دوم، بهره‌برداري شيعيان از عزاداري نوه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. اينها در ايام عاشوراء و ماه محرم و صفر، با شركت در عزاداري‌ها، روحيه حماسه و شهادت و ايثار و انتهار، در وجودشان فوران مي‌كند و ما بايد بعضي از خطباي بي‌سواد و بعضي از مداحان دنياپرست را در اختيار بگيريم و اينها مطالب خرافي و بي‌پايه و اساس از قيام امام حسين (عليه السلام) براي مردم بگويند و جوانان را به فرهنگ عاشوراء بدبين كنند و در ميان مردم تبليغ كنيم كه اين عزاداري‌ها، جز مزاحمت براي شما، چيز ديگري ندارد.

    الان كه آمريكا در منطقه خاورميانه حضور يافته‌، عمدتا بر تفكر دكتر هانگتينگتون است و طرح هاي اورا پياده مي‌كند. اينها در به در دنبال حكومت جهاني آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) هستند. فراموش نمي‌كنيم كه آنها حدود اسفند 79، در عراق يك سيد روحاني را دستگير كردند و به اتهام اينكه اين همان مهدي موعود است، حدود 6 ماه او را به زندان انداختند و گفتند ما همه ويژگي‌هايي كه در كتاب،هاي شيعه ديديم، در وجود تو مي‌بينيم و تو همان مهدي هستي، اتفاقا نامش در شناسنامه‌اش هم مهدي بود. هر چه او گفت كه پدرم فلاني است و مادرم فلاني است و فلان جا درس خوانده‌ام و ... باور نكردند. بعد از حدود 6 ماه كه پذيرائي مفصل از او كردند، از او تعهد گرفتند كه اگر بر محل اختفاي آن مهدي كه قرار است بيايد و حكومت جهاني را برقرار كند، آگاهي يافتي، به ما اطلاع بده و ما سريعا او را دستگير كنيم؛ او هم گفت چشم، شما هر چه بنويسيد من امضاء مي‌كنم. ببينيد، اينها تا اين اندازه حساس‌اند.

    اخيرا هم اگر شنيده باشيد، آقاي بوش يك هيئت علمي را معين كرد تا در رابطه با ويژگي حضرت مهدي (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و حكومت و قيام او تحقيق كنند و گزارش نهائي را به او بدهند تا جهت مبارزه با حكومت جهاني مهدي (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه)، راهكارهاي اساسي را بكار بگيرد. ولي بي‌خبر از آنكه:

    چراغي را كه ايزد بر فروزد هر آنكس پف كند، ريشش بسوزد

    فرعون، سال‌ها جنايت كرد و انسان‌هايي را كشت، طفل‌ها را از بين برد تا حضرت موسي (عليه السلام) بدنيا نيايد، ولي حكمت إلهي بر اين تعلق گرفت كه حضرت موسي (عليه السلام) در درون خانه فرعون بزرگ شود و تحت تربيت او بالا بيايد تا حكومت فرعون را سرنگون كند. اينها خيلي زياد با تشكيلات إلهي آشنايئ و آگاهي ندارند.

    امروز دشمنان ما، عمدتا تلاششان بر اين است كه در ميان امت اسلامي، وحدت و اتحاد صورت نگيرد. تلاش مي‌كنند مردم را به طرف اختلاف و درگيري و بدبيني نسبت به همديگر دعوت كنند. يكي از سياست‌هاي اخير آمريكا اين است كه ميان شيعه و سني، تفرقه ايجاد كند؛ در ايران و پاكستان و افغانستان و عراق. روي اين جهت مقام معظم رهبري، براي به خاك ماليدن بيني آمريكا، امسال را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميد و تمام گروه‌هاي اسلامي به ايشان لبيك گفتند غير از فرقه وهابيت.

    وهابيت يك فرقه و مذهبي است كه در قرن دوازدهم هجري در عربستان سعودي توسط محمد بن عبدالوهاب پايه‌گذاري شد. با تماس‌‌هائي كه جاسوسان انگليسي با او داشتند، او را وارد ميدان كردند و او پس از پيمان نظامي و فرهنگي كه با محمد بن سعود، جد اعلاي ملك فهد و ملك عبدالله، پادشاه فعلي عربستان بست،‌ در منطقه درعيه، اطراف رياض، حكومتي به نام حكومت وهابيت را سال 1157 تأسيس كردند. اساس تفكر و عقائد اينها اين بود كه تمام مسلمانان، غير از وهابيت، همه مشرك و كافر و قتلشان واجب و مصاره اموالشان جائز است. محمد بن عبد الوهاب شيعه و سني را مشرك و كافر دانست و رسما اعلام كرد، هر كس بخواهد وارد آئين وهابيت شود بايد دوباره شهادتين را به زبان جاري كند. يكي از متفكران بزرگ وهابي و مفتي مكه مكرمه كه از أهل سنت و علماء طراز اولشان است به نام احمد زيني دهلان متوفاي 1305 هجري، كتابي دارد به نام الدرر السنية، در ج1، ص46 صراحت دارد كه مي‌گويد:

    محمد بن عبد الوهاب مي‌گفت اگر كسي بخواهد وارد آئين وهابيت شود، اول بايد شهادت به وحدانيت خدا و رسالت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بدهد. هر كسي كه مي‌گفت من مكه رفتم،‌ نماز مي‌خوانم، روزه مي‌گيرم، مي‌گفت چون وهابي نبودي، نمازت باطل است، حجي كه رفتي بيهوده بوده و بعد از وهابي شدن، تازه مسلمان مي‌شوي و بعد از مسلمان شدن دوباره بايد به حج بروي. بعد از شهادتين، بايد شهادت سوم بدهي كه قبل از وهابي شدن، ‌كافر بوده‌اي و با ورودت به آئين وهابيت مسلمان شده‌اي. بايد شهادت چهارم بدهي كه پدرت و مادرت در حال كفر از دنيا رفته‌اند، چون توفيق ورود به آئين وهابيت را نداشتند و در حال كفر هم از دنيا رفته‌اند، حق طلب مغفرت براي آنان نداري. شهادت پنجم هم بايد بدهي كه تمام علماء اسلام به حال كفر از دنيا رفته‌اند و حق طلب مغفرت براي آنها نداري. اين سخن يك عالم سني برجسته و مفتي مكه مكرمه است به نام زيني دهلان. اين كتاب در سايت‌هاي اينترنتي هست. اگر كسي اين پنج شهادت را مي‌داد، او را به عنوان مسلمان مي‌پذيرفتند و اگر نمي‌گفت، او را گردن مي‌زدند. اولين شاكله و شاخصه تفكر وهابي، حكم به كفر تمام جامعه اسلامي است. دومين شاخصه تفكر وهابي اين بود كه هر كس وارد آئين وهابيت نشود، قتلش واجب است و در همان منطقه درعيه، مسلمانان را به جرم اينكه وهابي نيستند، از لب شمشير گذراندند و زنانشان را به اسيري گرفتند و اموالشان را به عنوان غنائم جنگي تصرف كردند.

    در سال 1216 هجري به كربلاي معلي هجوم آوردند. در يك روز، 30هزار شيعه را كربلاء سر بريدند. حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) را ويران كردند و ضريحش را تكه تكه كردند. هرچه اموال قيمتي در حرم بود، حدود 500 شتر طلا و جواهرات و اموال گران‌بهاء از كربلاء برداشتند و به طرف منطقه درعيه رفتند.

    در سال 1217 به طائف حمله كردند. در آنجا يك نفر هم شيعه نبود، ريختند مسجد و مردمي كه در حال نماز بودند، همه را از دم، قتل عام كردند و در طائف، جز پيرمردها و پيرزن‌هاي زمين‌گير، همه را كشتند. حتي همين آقاي زيني دهلان، در همين كتاب خود صفحه 45 مي‌گويد:

    كانوا يذبحون الصغير،علي صدر أمه

    طفل شيرخوار را در دامن مادرش سر بريدند.

    اين تفكر وهابي است.

    در سال 1218 وارد مكه مكرمه شدند. هزاران عالم سني را بدون گناه اعدام كردند. تمام آثار اسلامي را در كه نابود كردند. خانه خديجه كبري أم‌المؤمنين را كه مدتي محل نزول وحي و حضرت جبرئيل بود، ويران كردند. دكتر رفاعي يكي از شخصيت‌هاي برجسته سني كويت است، كتابي دارد به نام نصيحتي لإخواننا أهل النجد و مي‌گويد:

    آقايان وهابي‌ها، از خدا و پيغمبر خدا شرم و حياء نكرديد؟ به فكر روز قيامت نيستيد؟ با چه قساوتي آمديد خانه وحي را به ويرانه تبديل كرديد؟ چه جوابي داريد؟

    محل ولادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را خراب كردند و به محل خريد و فروش گاو و شتر و الاغ مبدل كردند. بعدها يك خيّري آمد و اين محل را خريد و به كتابخانه مبدل كرد.

    در سال 1219 وارد مدينه شدند و جنايتي آفريدند كه روي چنگير مغول‌ها و هيتلرها و حجاج ثقفي‌ها را سفيد كردند.

    شاخصه ديگر وهابيت، مبارزه با هرگونه گراميداشت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و أهل بيت (عليهم السلام) و صحابه است. دستور دادند كه در هر كجا كه زيارتگاه است، بايد با خاك يكسان شود. در مدينه منوره، در قبرستان بقيع، ائمه (عليهم السلام) بارگاه داشتند و محل زيارت شيعه و سني بود، در 8 شوال 1344، آنجا را با خاك يكسان كردند. بارگاه شهداي احد را هم ويران كردند. در خود منطقه درعيه، برادر خليفه دوم، زيد بن خطاب بارگاهي داشت، آنجا را هم ويران كردند. يعني تنها حرم ائمه شيعه نبود، اگر بزرگان أهل سنت هم در جايي بارگاه داشتند ويران مي‌كردند. در قبرستان بقيع، همسران رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، براي خود گنبد و بارگاهي داشتند، آنجا را هم ويران كردند. خواستند حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم ويران كنند، دولت‌هاي اسلامي اولتيماتوم دادند كه اگر دست بزنيد به حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، ما اعلان جنگ عليه دولت آل سعود مي‌كنيم. اگر ترس از كشورهاي اسلامي نبود، حرم مطهر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم از بين مي‌بردند.

    همانگونه كه شنيديد، مفتيان سعودي، دو سال قبل فتوا دادند كه هر كجا حرم ائمه شيعه هست، بايد با خاك يكسان شود، به دنبال آن حرم عسكريين را ويران كردند. در انفجار دوم، مفتيان عربستان سعودي به هم تبريك گفتند. حتي در برخي بيانيه‌هايشان هم آمد كه بايد حرم اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت عباس (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله عليها) در شام را هم بايد ويران كرد؛ چون تمامي اينها مظاهر شرك و كفر است.

    ديگر شاخصه وهابيت، دست گذاشتن در دست استعمار غرب و يهود است. پيدايش وهابيت با پيشنهاد جاسوسان بريتانيا در عربستان سعودي انجام گرفت. مستشاران نظامي انگليس، در تمام حمله‌هايي كه وهابيت عليه مسلمانان مي‌كردند، از نيروي وهابيت حمايت مي‌كردند و آنها را آموزش مي‌دادند. در برخي عمليات‌ها، فرماندهي عمليات به عهده نظاميان انگليس بود. سال گذشته هم كه همه ديديد، در جنگ 33 روزه حزب‌الله با صهيونيزم، (همان صهيونيزمي كه در جنگ 6 روزه با اعراب، تمام دولت‌هاي اسلامي با هم بودند و نه تنها عليه اسرائيل نتوانستند كاري بكنند، بلكه بخشي از سرزمين اردن و مصر و سوريه را تصرف كردند و الان هم با گذشت سي سال هنوز در تصرف آنهاست) كه حزب‌الله با دست خالي و حداقل امكانات، آنچنان ضرب شستي نشان دادند و آنچنان لرزه بر پيكره دولت صهيونيزم انداختند كه هنوز با گذشت حدود 17 ماه، دولت صهيونيزم به خودش مي‌لرزد؛ در اين جنگ 33 روزه، تمام كشورهاي اسلامي، حتي دانشگاه الأزهر كه بزرگترين پايگاه أهل سنت در كره زمين است، آمد به ميدان و از موضع حزب‌الله حمايت كرد؛ غالب مفتيان در سودان و سوريه و كشورهاي حاشيه خليج فارس در پاكستان و هند از حزب‌الله حمايت كردند؛ ولي مفتيان وهابي، چه كار كردند؟ فردي به نام شيخ عبدالله بن جبرين كه از مفتيان طراز دوم عربستان است، فتوا صادر كرد كه اينهائي كه به نام حزب‌الله با اسرائيل مي‌جنگند، حزب‌الله نيستند، حزب شيطان هستند و هرگونه مساعدت حزب‌الله و دعا كردن براي پيروزي حزب‌الله هم حرام است. يكي از بزرگترين مانع براي ايجاد وحدت و اتحاد ميان ملت اسلامي، ‌همين علماي وهابيت است. بعد از آقاي بن جبرين، مفتي ديگري به نام عبدالرحمان براج، او هم همين فتوا را صادر كرد. بعد از او هم شخصيت سومي آمد و همين فتوا را داد. همين بن جبرين، ‌فتوا داد كه شيعيان كافر هستند و هيچگونه وحدتي ميان ما و شيعيان امكان پذير نيست، همانگونه كه ميان ما و يهود و نصاري، اتحاد امكان پذير نيست.

    شوراي عالي افتاء عربستان سعودي كه در رأسش آل شيخ است، حدود 6،7 سال قبل فتوا صادر كرد كه ميان وهابيت و شيعيان، امكان اتحاد نيست، چون فرهنگ شيعه برگرفته از آئين يهود است؛ شيعه قرآن را قبول ندارد، أهل سنت را نجس مي‌دانند، ائمه (عليهم السلام) را خدا مي‌دانند، رفتن به زيارت امام حسين (عليه السلام) را واجب مي‌دانند و رفتن به حج لازم نيست، به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي‌روند و بجاي اينكه رو به قبله نماز بخوانند، رو به حرم امام رضا (عليه السلام) مي‌خوانند. وهابيت يك سري از اين مزخرفات را درست كرده‌اند كه آدم مبهوت مي‌ماند. در اين دنياي ارتباطات، آن هم مفتيان طراز اول، اين چنين بگويند. مثلا بن جبرين كه شخصيت علمي طراز دوم عربستان است،‌ سايتي دارد كه رسما فتوا داده كه شيعيان ما أهل سنت را نجس مي‌دانند و اگر با ما مصافحه كنند، دستشان را آب مي‌كشند. چه دروغ شاخ داري؟!

    دكتر ناصر غفاري از اساتيد دانشگاه‌هاي مدينه و از شخصيت‌هاي علمي است، كتابي نوشته به نام اصول مذهب شيعه كه الان كتاب درسي دانشگاه‌هاي مدينه است، در اين كتاب ، ج3، ص1885 مي‌گويد:

    در جمهوري اسلامي ايران، مردم ايران، هنگام أذان گفتن، نام امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) را بر نام رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مقدم مي‌كنند.

    اگر اين حرف را يك شترچران بيابان‌هاي عربستان بزند، يك چوپان و آدم بي‌فرهنگ پشت كوه بزند، ما گلايه‌اي نمي‌كنيم؛ يك استاد دانشگاه، آن هم در كتاب درسي دانشگاه همچنين خرافاتي را مي‌گويد.

    دكتر عبدالله محمد غريب از وهابي‌هاي مصر است،‌ كتابي نوشته به نام جاء دور المجوس، در اين كتاب صراحتا مي‌گويد كه:

    إن ثورة الخمينية، ثورة مجوسية ‌و ليست اسلامية، شطروية‌ و ليست بمحمدية، أعجمية و ليست بعربية، ... ، إن خطر حكام تهران، أشد علي الإسلام من خطر اليهود؛

    اين انقلاب امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) در ايران، يك انقلاب مجوسي است نه اسلامي، به طرف شاهنهشاهي و كسروي دعوت مي‌كنند نه به طرف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اينها دنبال نژادپرستي هستند نه دنبال اسلام، ... ، خطر حكام تهران از خطر حكام يهود بر اسلام بيشتر است.

    من با چند تا از اين دانشجويان دانشگاه أم القرا در كنار بيت‌الله‌الحرام با هم بحث مي‌كرديم، همين حرف را زدند و گفتند شماها خطرتان براي اسلام چنين است. گفتم: اگر هيچ افتخاري جمهوري اسلامي ايران نداشته باشد، فقط در همين 22 بهمن 1357 كه انقلاب اسلامي پيروز شد، روز 23 بهمن درب سفارت اسرائيل در تهران تخته شد و به جاي آن سفارت فلسطين گشوده شد و الآن شماها يك هزارم يا يك ميليونيوم غم آوارگان مردم فلسطيني را كه ايرانيان مي‌خوردند، نمي‌خوريد. شعار دادن چيز خوبي است، ولي عمل شما چگونه است؟

    اين خلاصه‌اي از نقش وهابيت در ممانعت از وحدت و اتحاد و عقائد و ارتباط آنها با استعمار غرب بود. استكبار جهاني هم، ‌همين چيزها را مي‌خواهند.

    أما موضع‌گيري علماء شيعه و أهل سنت در برابر تفكر وهابيت. عزيزان اين را بدانند، آنقدر كه علماء أهل سنت در مبارزه با وهابيت پيشتاز بودند، قاطعانه مي‌گويم كه شايد علماء شيعه آنچنان نبودند؛ چون مباني تفكر و اعتقاي وهابيت برمي‌گردد به قرن 7، 8 هجري كه فردي به نام ابن تيميه در سرزمين شام. او ‌شروع كرد عليه مسلمانان و شيعيان مطالبي را پخش كردن، رفتن به زيارت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامزادگان را گناه و بدعت دانست، توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اولياء خدا را شرك و حرام دانست، عامل اينكار خونش حلال است، اگرتوبه نكرد، بايد گردن او را زد.

    علماء و بزرگان استوانه‌هاي علمي أهل سنت مثل حصني دمشقي، سُبكي، سمهودي، ابن حجر عسقلاني، كتاب‌هاي مفصلي نوشت در رد عقائد ابن تيميه و وهابيت نوشتند. آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب الدرر الكامله، ج1، ص154 مي‌گويد:

    مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تيميه، بعضي مي‌گويند او زنديق و ملحد و بي‌دين و برخي مي‌گويند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت اميرالمؤمنين (عليه السلام) جسارت و حرف‌هاي بي‌ربط زده است.

    در رابطه با محمد بن عبد الوهاب، مؤسس وهابيت، اولين كسي كه موضع گرفت در برابر او، پدرش عبدالوهاب بود و مي‌گفت در اين پسر من، نشانه‌هاي بي‌ديني و گمراهي و گمراه‌گري را مي‌بينم؛ و به مردم مي‌گفت مواظب باشيد كه پسرم شما را گمراه نكند. اولين كتابي كه عليه محمد بن عبد الوهاب نوشته شد، برادرش سليمان بن عبد الوهاب نوشت و بعد از او صدها نفر از بزرگان أهل سنت در اين زمينه كتاب و مقاله نوشتند. شخصيت‌هاي برجسته أهل سنت، ‌چه در داخل كشور و چه در خارج، عليه وهابيت كتاب‌ها و مقالات نوشته‌اند. در رسانه‌هاي جمعي، سخنراني‌ها و ميزگردهاي متعدد در نقد عقائد وهابيت دارند. چون همه فهميده‌اند كه وهابيت، فتنه‌اي است كه دامنگير جامعه اسلامي شده است. فتنه وهابيت از شرق عالم تا غرب عالم را فرا گرفته است. در هر كجاي دنيا، انفجاري صورت مي‌گيرد، يك طرف سر نخ آن، به القاعده، نيروي نظامي وهابيت متصل است. اينها در خود شوروي، حدود 22 عمليات انفجاري انجام داده‌اند و در خود آمريكا، الجزاير، سودان. حتي در خود عربستان، عليه حكومت آل سعود اعلام موضع كرده‌اند. بارها شنيده‌ايد و خوانده‌ايد از رسانه‌ها، كه در خود مكه مكرمه،‌ در جده و رياض، توسط گروه القاعده، افراطيون و تكفيري‌هاي وهابيت، انفجارهايي صورت مي‌گيرد. امروز در داخل كشورمان، در شرق، انفجارهاي متعدد، كشتارهاي فراوان، كه يكي از آنها، قضيه تاسوكي بود كه وسط عبدالمالك ريگي، رهبر نظاميان وهابيت در ايران، 22 نفر از عزيزان را شبانه كشتند و يكي را سر بريدند و فيلمش را با سي دي در ميان مردم براي ايجاد رعب و وحشت پخش كردند. الان قضيه وهابيت در داخل كشور در شرق، به يك معضل جدي عليه نظام در آمده است.

    بنده در بيرجند بودم، حدود 300 نفر از علماي استان را جمع كرده بودند و ما يك بحثي داشتيم در رابطه با آشنائي با وهابيت و شبهات آنان. مي‌گفتند كه هفته به هفته، مبلغان وهابي از طرف زاهدان و پاكستان مي‌آيند و در روستاها تبليغ وهابيت مي‌كنند. در استان گلستان بودم، نماينده مقام معظم رهبري در استان و حدود 250 نفر از علماء منطقه بودند، مي‌گفتند هفته به هفته، مبلغان وهابيت از شرق كشور مي‌آيند و در گرگان واطراف آن و آق‌قلا، تبليغ وهابيت مي‌كنند. حدود دو سه ماه قبل، رضوان شهر استان گيلان بودم، اين را باور نمي‌كرديم، امام جمعه محترم آنجا و مسئولين سازمان تبليغات مي‌گفتند: مبلغين وهابي هفته به هفته مي‌آيند رضوان شهر و اسالم و خلخال و شهرها و روستاها تحت پوشش تبليغات فراوان خود قرار مي‌دادند. يكي از آقايان از يكي از روستاهاي دور دست خلخال به خود من مي‌گفت: مبلغين وهابي هفته به هفته مي‌آيند آنجا و مي‌گويند اين عزاداري‌ها چيست؟ اينها كهنه شده؛ امام حسين (عليه السلام) هزار سال قبل از دنيا رفته، براي يك مرده يك، دو، سه سال عزاداري مي‌كنند نه هزار سال. چرا براي اموات مجلس ختم مي‌گيريد، اينها بدعت و حرام است. چند روز پيش تعدادي از دوستان از استان اروميه آمدند قم و مي‌گفتند: هفته به هفته، ماه به ماه، مبلغين از شرق كشور مي‌آيند تا اروميه و نقده، شهر و روستا مورد پوشش تبليغات فراوان خود قرار مي‌دهند.

    روز گذشته، فرمانده لشكر 22 كردستان، آمده بود مؤسسه و ما يك ساعت در خدمتشان بوديم. مي‌ناليد از تبليغ وهابيت در منطقه كردستان. ما ها در خواب رفته‌ايم اينها كار خود را انجام مي‌دهند.

    چهار ماه قبل در زاهدان يك همايشي بود به نام ختم صحيح بخاري. مردم ختم قرآن مي‌گيرند، آنها ختم صحيح بخاري مي‌گيرند. اين كتاب، روائي است و مملو است از خرافات. در اين همايش كه 150 هزار نفر شركت كرده بودند، در حاشيه همين همايش، سي دي به عنوان صدام شهيد و صدام قهرمان،‌ خريد و فروش مي‌شد. سي دي بن لادن قهرمان هم همينطور. البته بد نيست بدانيد كه بعد از به درك واصل شدن صدام، سايت اينترنتي حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان، عنوان صدام شهيد را چند روزي در سايت خود نوشتند و بعدا حذف كردند. در اين همايش، رئيس محكمه مدينه به نام دكتر محمد ابراهيم را آوردند براي سخنراني، گفت تمام آنهائي كه به ائمه (عليهم السلام) متوسل مي‌شوند، همه مشرك هستند.

    بايد گفت إنا لله و إنا إليه راجعون. اين براي صد سال پيش نيست، براي چند ماه پيش است.

    مي‌گفت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با كساني كه متوسل به بت‌ها مي‌شدند، اعلان جهاد كرد.

    كتابي روي سايت أهل سنت بود و ما هم خيلي داد و بيداد كرديم و با استاندار محترم زاهدان آقاي دكتر دهمرده صحبت كرديم و بعد از حدود دو ماه برداشتند آن را. كتابي بود به نام نواقض الإسلام، در صفحه 5 و 7 اين كتاب، نوشته است كه:

    آنهائي كه به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متوسل مي‌شوند و يا علي و يا حسين مي‌گويند، قتلشان واجب است، چون مهدور الدم والمال هستند.

    من عين كتاب را از اينترنت گرفتم، هم فايلش را و هم چاپ شده اش را. البته اين را هم بگويم كه ما با أهل سنت ايران مشكلي نداريم، عزيزان ما در استان كردستان و اروميه و گلستان و خراسان و ... ، در خط نظام و انقلابند، ما اينها را برادر خودمان مي‌دانيم. خيلي از أهل سنت از شيعيان زن گرفته‌اند و برعكس. ولي يك دسته معدودي از أهل سنت كه در دامن وهابيت سقوط كرده‌اند و مبلغ وهابيت در كشورمان هستند، ما اينها را خطر جدي براي فرهنگ شيعه و نظام مقدس جمهوري اسلامي و خون شهداء و خانواده‌هاي آنها مي‌دانيم.

    بنده خودم در عربستان، بيش از 300 جلسه بحث و مناظره با علمائ وهابيت داشتم، در خيلي از شبكه‌هاي ماهواره مثل سلام و المستقله، ده‌ها بحث و مناظره داشتم. مي توانم ادعا كنم كه اگر در سطح كشور، 4 نفر ماهيت وهابيت را شناخته باشند، يكي از آنها بنده هستم، 25 سال از عمرم را روي شناخت اينها گذاشته‌ام، به عنوان يك فردي كه تخصص دارد عرض مي‌كنم: اينها يك خطر جدي براي جامعه هستند. وقتي يك سني يا شيعه را وهابي مي‌كنند، او را به ستون پنجم مبدل مي‌كنند. الفباي تفكر وهابيت اين است كه حكومت شيعي، حكومت كفر و شرك است و از واجبات اوليه‌شان مي‌دانند مبارزه با حكومت شيعي را.

    يكي از اساسي‌ترين كارهايي كه ما مي‌توانيم انجام دهيم اين است كه هر كس به توان خودش، در افشاء‌گري ماهيت اينها بايد تلاش كند و عقائد فاسد و ضد قرآني و ضد اسلامي اينها بايد بازگو كند. در معرفي مبلغين اينها كه در گوشه و كنار ايران، مي‌لولند، جوانان ما را منحرف مي‌كنند، بايد تلاش كنيم.

    ديشب يكي از عزيزان از يكي از دانشگاه‌هاي بزرگ تهران به من زنگ زده بود. مي‌گفت يكي از مسئولين آموزشي دانشگاه، در خوابگاه، ميان دانشجويان، كتاب‌هاي وهابي توزيع مي‌كند. اينها درد است. در اين تهراني كه شما زندگي مي‌كنيد، اينها نماز جمعه دارند؛ درآن به مقدسات شيعه توهين مي‌كنند، به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اهانت مي‌كنند، به آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) حرف‌هاي نادرست و ركيك مي‌زنند. من بخشي از دستخط اينها را توسط حضرت آيت الله خزعلي، خدمت مقام معظم رهبري فرستادم، و يك پرونده 200 صفحه‌اي خدمت آقاي مرتضوي دادم. البته اين عزيزمان، نهايت تلاش را در متلاشي كردن پايگاه‌هاي فرهنگي وهابيت در تهران انجام داده‌اند و من اين مرد عزيز را همواره دعا مي‌كنم. همين الان كه در خدمت شما هستم، در منطقه نارمك و فلكه دوم صادقيه، وهابيت روزهاي جمعه، نماز جمعه دارند. يكي از دوستان گزارش دادند كه بقدري جمعيت آمده بود كه هنگام سجده، روي پشت نفر جلويي مي‌گذاشتيم، يعني جا نبود كه سرمان را روي زمين بگذاريم، يعني سجده صف دوم، روي كمر صف اولي‌ها بود. ما بارها به مسئولين گفتيم، ولي كو گوش شنوا.

    إن شاء الله اميدواريم كه، عزيزان، هر كس در حوزه خودش و در توانِ بُرد تبليغاتي خودش، به برادر و خواهر و رفيقش، خطر اين جرثومه‌هاي فساد را قبل از اينكه فراگير شود و كشور ما را فرا بگيرد، اين را اعلام كنند و چهره كثيف اينها را بازگو كنند و نگذارند جوانان ما آلوده به تفكر مسموم وهابيت شود.

    سؤال كردند كه كتاب معرفي كنيد براي شناخت ماهيت وهابيت، بنده دو كتاب براي شناخت ماهيت پليد وهابيت معرفي مي‌كنم كه در اينترنت هم هست و دانلود كنيد:

    1- وهابيت، مباني ديني و كارنامه عملي حضرت آيت الله سبحاني

    2- وهابيت بر سر دوراهي حضرت آيت الله مكارم شيرازي

    بنده خودم هم يك جزوه‌اي دارم به نام وهابيت از منظر شرع و عقل كه محصول 25 تلاشم را روي اين كتاب گذاشته‌ام و آماده چاپ است، در سايت هم گذاشته‌ام و قابل استفاده است.


    دكتر سيد محمد حسيني قزويني


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب صاحب الشرف لطف بفرمایید مقالات طولانیتان را در 2 یا 3 پست ارسال بفرمایید تا راحت تر خوانده شود
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود