صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: 21 مهرماه ، روز عاشورا در تقویم شمسی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    21 مهرماه ، روز عاشورا در تقویم شمسی




    بنام خداوند سبحان
    با توجه به اینکه به فرموده حضرت علامه حسن زاده آملی ( روحی فداه ) و حضرت استاد صمدی آملی ، البته با محاسبات بسیار علمی و دقیق ، روز 20 مهرماه و روز 21 مهر ماه در تقویم شمسی در سال 61 هجری قمری ، مصادف بوده با روز تاسوعا و روز عاشورا و به روز عاشورا در تقویم شمسی ( 21 مهرماه ) داریم نزدیک میشیم :
    لطفا هر گونه شعر و متن زیبایی دارید در مورد حضرت امام حسین ( علیه السلام ) و یارانشون و قیام و محرم و عاشورا و ... در این تاپیک بذارید تا ما این مناسبت رو در تقویم شمسی هم زنده کنیم . التماس دعا . یا علی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    813
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 37 دقیقه
    دریافت
    165
    آپلود
    14
    گالری
    6



    دفن بدنهای مطهر شهدا

    بعد از رفتن کوفیان ، عده ای از قبیله بنی اسد قصد تجهیز و تدفین شهدای کربلا را کردند ، اما چون هیچ کدام سر بر بدن نداشتند و لباس بسیاری از آنها ربوده شده بود ، قابل شناسایی نبودند . آنها متحیر مانده و به دنبال چاره ای بودند که امام سجاد ( ع ) به یاری آنها شتافت و به دفن بدن مطهر امام اقدام کرد .
    امام در حالی که بشدت می گریست فرمود :
    آفرین بر سرزمینی که پیکر طاهر تو را در خود گرفته است . دنیا پس از تو تاریک و آخرت به نور تو روشن است . دیگر شبها خواب ندارم و اندوه مرا پایانی نیست ، تا اینکه خداوند خاندان تو را به تو ملحق سازد و در سرای تو جای دهد . سلام من بر تو ای رسول خدا ، و رحمت و برکات خدا بر تو باد .
    سپس روی قبر نوشت : هذا قبرِ الحسین بن علی بن ابی طالب الذی قتلوه عطشانا غریبا .
    سپس علی اکبر را در پایین پای امام به خاک سپرد و آنگاه شهدا را در نزدیکی هم دفن کرد و در این راه بنی اسد همراهی کردند .
    امام در هنگام دفن عباس بن علی نیز بشدت گریست . در مجموع به نظر می رسد اجساد مطهر شهدای کربلا شب دوازدهم دفن شده باشند .

    برگرفته از کتاب همراه با آل علی علیه السلام ، از عاشورا تا اربعین
    ویرایش توسط یا مهدی (عج) : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۱

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    813
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 37 دقیقه
    دریافت
    165
    آپلود
    14
    گالری
    6



    باز باران

    باز باران با ترانه
    مي خورد بر بام خانه
    يادم آيد كربلا را
    دشت پر شور و نوا را
    گردش يك روز غمگين ، گرم و خونين
    لرزش طفلان نالان ، زير تيغ و نيزه ها را
    باز باران با صداي گريه هاي كودكانه
    از فراز گونه هاي زرد و عطشان ، با گهرهاي فراوان
    مي چكد از چشم طفلان پريشان
    پشت نخلستان نشسته
    رود پر پيچ و خمي در حسرت لبهاي ساقي
    چشم در چشمان هم آرام و سنگين
    مي چكد آهسته از چشمان سقا بر لب اين رود پيچان ، باز باران
    باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان
    هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب
    نرم نرمك مي چكد اين قطره ها روي لب شش ماهه طفلي رو به پايان
    مرد محزون دست پر خون
    مي فشاند از گلوي نازك شش ماهه بر لب هاي خشك آسمان
    با چشم گريان باز باران
    باز هم اينجا عطش آتش شراره
    جسمها افتاده بي سر پاره پاره
    مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره
    شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان
    وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان
    دستها آماده شلاق و سيلي
    چهره ها از بارش شلاقها گرديده نيلي
    وندرين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله ، پر زناله
    پاي خسته ، دلشكسته
    روبرو بر نيزه ها خورشيد تابان
    مي چكد از نوك سرخ نيزه ها بر خاك سوزان ، باز باران
    باز باران قطره قطره
    مي چكد از چوب محمل ، خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل
    مي رود اين كاروان منزل به منزل
    مي شود از هر طرف اين كاروان هم سنگ باران
    آري آري باز سنگ و باز باران
    آري آري تا نگيرد شعله ها در دل زبانه
    تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
    تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي
    بر فراز خيمه
    برگونه ها
    بر مشك ساقي
    كاش مي باريد باران
    http://sheykh.blogfa.com/
    ویرایش توسط یا مهدی (عج) : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۱:۴۵

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز روز تعزيه آل مصطفي است
    امروز روز ماتم سلطان کربلاست
    از غصه لب ببندم و گريم درين عزا
    خود طاقت شنيدن اين ماجرا کراست
    جن و ملک به نوحه درآمد عزاي کيست
    اين شور در زمين و فلک از براي کيست
    صد قرن بگذرد اگر از دور آسمان
    از جبهه جهان نرود گرد اين ملال
    يک عمر چيست گر بودم صد چو عمر نوح
    کم باشد از براي چنين ماتمي وصال
    بيش از هزار سال شد اکنون که ماتم است
    از بهر او هنوز چنين ماتمي کم است
    ظلمي که کرد خصم بر اولاد مصطفي
    گيرم تمام شرح توان کرد، تاب کو
    کاري کز آن بهتر نتوان کرد پس چه کرد
    گو بعد از اين فلک پي کار دگر نکرد
    سروي که رست در چمن مصطفي فتاد
    در جويبار خون و فروماند از خرام
    اين ظلم ديگر است که گردون نگون نشد
    عالم تمام غرقه درياي خون نشد

    ویرایش توسط شهودي : ۱۳۸۷/۰۷/۱۷ در ساعت ۰۸:۲۶
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    افتاده شامگه به کنار افق نگون
    خور چون سر بريده از ين تشت واژگون
    ***
    افتاد رايت صف پيکار کربلا
    لب تشنه صيد وادي خونخوار کربلا
    ***
    چون شد بساط آل نبي در زمانه طي
    آمد بهار گلشن دين را زمان دي
    ***
    يارب تو آگهي که رعايت کسي نکرد
    در حق اهل بيت نبي حرمت نبي
    ***
    چون تشنگي عنان ز کف شاه دين گرفت
    از پشت زين قرار به روي زمين گرفت
    ***
    شد برسنان چو سرشاه تاجدار
    افکند آسمان به زمين تاج زرنگار
    ***
    چون راهشان به معرکه کربلا فتاد
    گردون به فکر شورش روز جزا فتاد
    ***
    اين رفته سر به نيزه اعدا حسين تست
    وين مانده بر زمين تن تنها حسين تست
    اين لاله گون عمامه که در خلد بهر او
    معجر کبود ساخته زهرا حسين تست
    ***
    بنگر به حال زار جوانان هاشمي
    مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين
    ***
    بي شرم امتي که نه ترسيده از خدا
    برعترت پيمبر خود پرده در شدند

    ویرایش توسط شهودي : ۱۳۸۷/۰۷/۱۷ در ساعت ۰۸:۲۲
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين





    شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين
    خون دل با كاروان كربلا دارد حسين

    از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست
    مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

    بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است
    ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين

    آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند
    عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين

    دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دين
    داورى بين با چه قوم بى حيا دارد حسين

    دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا
    با كدامين سركند مشكل دوتا دارد حسين

    رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند
    تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين

    اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار
    كاندرين گوشه عزاى بى ريا دارد حسين

    --------------------------
    « شعر استاد شهریار »


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    تقدیم به سرباز کوچک کربلا





    عطش داره می باره
    اصغر هنوز بیداره
    تا وقتی من زنده ام
    نگید بابا بی یاره

    غنچه ی ناز بابا
    صندوق راز بابا
    « هل من معین » شنیده
    شده سرباز بابا

    شش ماهی که شهیده
    اینجوری کی شنیده
    بی حال شد از تشنگی
    کی گلوشو ...

    شش ماهه ی امامم
    بر تو هزار سلامم
    داغ تو بر دل ماست
    منتظر قیامم

    به یاد وتر موتور
    زیارتی ازین دور
    صدق قدم طلب کن
    پیش امام منصور


    التماس دعای فرج
    به امید ظهور


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    سلام من به محرم





    ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
    بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
    بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش
    **
    سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
    به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی
    **
    سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
    به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
    بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
    **
    سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
    بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
    بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر
    **
    سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
    به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
    به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
    بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه
    **
    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
    بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش
    **
    سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
    به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش
    **
    سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
    بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
    **
    سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
    سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش


    السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخد تریب السلام علی البدن السلیب السلان علی الثغر المقروع السلام علی الراس المرفوع
    ----------------------------
    شعر کاروان کربلا از شهریار
    ویرایش توسط Moamma : ۱۳۸۷/۰۷/۱۶ در ساعت ۲۲:۰۹

    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    تقدیم به مولا پدر فضل و ادب





    کیستی ، ای داغ عرفان بر جبین
    در تحرک اولین کوه زمین

    طاق ابروی تو کاشی برنداشت
    شرح حال تو حواشی برنداشت

    سالها پیش از حدوث آشتی
    تو تجارتخانه دل داشتی

    مزرع سبز فلک مال تو بود
    هر چه سبزی بود در شال تو بود

    بی تو ملک غبطه آبادی نداشت
    این چنین جعفر* شدن شادی نداشت

    مادر تو سالها پیش از غزل
    آفرینش درس می داد از ازل

    جانمازش معبر جبرئیل بود
    چادرش از بال میکائیل بود.

    حضرت مریم به پابوس درش
    وقت قبلی میگرفت از دفترش

    بین صدها نذر رایج تر توئی
    از همه باب الحوائج تر توئی

    با رعایا چون وکیلان داد کن
    کدخدائی در حسین آباد کن

    جز تو بعد از چهارده یکتا که شد
    زیر این هفت آسمان دریا که شد .

    خوب میدانی ، (خوب میخوانی) عرائض خط به خط
    سائلانت را نمیگیری غلط

    بی تو نذری های ما ته میگرفت
    روضه خوان شور کوته میگرفت

    ای دل سرگشته ات را قبلتین
    گه به سوی زیبنی ، گاهی حسین

    باز اشکم گریه یک لاف شد
    انما العمال بالنیات شد

    ای دعای مستجاب فاطمه
    ای سحاب بی حساب فاطمه

    شد زتشریف تو در شط فرات
    رستخیز باقیات و صالحات

    بس که در طرح مهارتها نوئی
    در شجاعت زینب ثانی توئی

    آن مبادا ، بین این دلواپسی
    آیه هایت را به هم ریزد کسی ...

    کوفیان چشم سیاهت دیده اند
    بد صفت ها بی پناهت دیده اند

    ترسم اینک تیر اندازی کنند
    نیزه ها با پیکرت بازی کنند.


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بنال اي دل که ديگر ماتم آمد -- بگري اي ديده ايام غم آمد
    گل غم سرزد از باغ مصيبت -- جهان را تازه شد داغ مصيبت
    جهان گرديد از ماتم دگرگون -- لباس تعزيت پوشيده گردون
    ز باغ غصه کوه از پا فتاده -- زمين را لرزه بر اعضا فتاده
    فلک تيغ ملامت بر کشيده -- ز ماه نو الف بر سر شيده
    ازين غم آفتاب از قصر افلاک -- فکنده خويش را چون سايه بر خاک
    عروس مه گسسته موي خود را -- خراشيده به ناخن روي خود را
    خروش بحر از گردون گذشته -- سرشک ابر از جيحون گذشته
    تو نيز اي دل چو ابر نوبهاري -- به بار از ديده هر اشگي که داري
    که روز ماتم آل رسول است -- عزاي گلبن باغ بتول است
    عزاي سيد دنيا و دين است -- عزاي سبط خيرالمرسلين است
    عزاي شاه مظلومان حسين است -- که ذاتش عين نور و نور عين است
    دمي کز دست چرخ فتنه پرداز -- ز پا افتاد آن سرو سرافراز
    غبار از عرصه‌ي کبرا برآمد -- غريو از گنبد خضرا برآمد
    ملايک بي‌خود از گردون فتادند -- ميان کشتگان در خون فتادند
    مسلمانان خروش از جان برآريد -- محبان از جگر افغان برآريد
    درين ماتم بسوز و درد باشيد -- به اشگ سرخ و رنگ زرد باشيد
    بسان غنچه دلها چاک سازيد -- چو نرگس ديده‌ها نمناک سازيد
    ز خون ديده در جيحون نشينيد -- چو شاخ ارغوان در خون نشينيد
    به ماتم بيخ عيش از جان برآريد -- به زاري تخم غم در دل بکاريد
    که در دل اين زمان تخم ملامت -- برشادي دهد روز قيامت
    خداوندا به حق آل حيدر -- به حق عترت پاک پيامبر
    که سوي محتشم چشم عطا کن -- شفيعش را شهيد کربلا کن
    مثنوی محتشم


    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....


  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود