صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞




    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞بنام تو اي قرار هستي۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع

    تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع


    خاكى امّا برتر از افلاك دارى جایگاه

    در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع


    پنج خورشیدِ جهان افروز در دامان تست

    كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع


    مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه

    بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع


    بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت

    تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع


    عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست

    در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع


    گرچه باغ یاس او پُر شد ز گلهاى كبود

    با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع


    سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا

    بلبل از كف مى‏دهد تاب و توان را اى بقیع


    حامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام

    بوسه مى‏زد بارها آن آستان را اى بقیع


    اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز

    بى امان مى‏سوخت آن دارالأمان را اى بقیع


    قهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت

    عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع


    اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت

    سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع


    دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت

    داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع


    با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت

    یاد دارى گریه‏هاى باغبان را اى بقیع


    لرزه مى‏افتد به جانت، تا كه مى‏آرى به یاد

    لرزش آن دست‏هاى مهربان را اى بقیع


    جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد

    مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع


    بازگو با ما، مزار كعبه دلها كجاست

    در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع


    قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است

    كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع


    چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست

    چشمه جوشان این اشكِ روان را اى بقیع



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۶:۳۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایشالله همه عاشقان اهل بیت و بقیع به همین زودی ها زیارت ان قبور مطهر و پاک و مظلوم نصیبشون بشه .

    خانوم فاطمی ممنون از شعر زیباتون .
    سوره مباركه انفال :


    ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون


    بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالي هستند كه انديشه نمي‏كنند (22)


    dinvaimaan.blogfa.com




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***بــــــــقــیـــــــــع* **[حرف دلتو بزن؟]




    بسم رب الزهراء(س)

    جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكيان دارد بـقـيـع
    يــا صــفـاي خـلــوت افــلاكـيــان دارد بـقـيـع
    مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر
    صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع
    گـر چـه مي تابد بر اوخورشيد سوزان حجاز
    از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع
    قـرن ها بگـذشـته بر ايـن ماجـرا اما هــــنوز
    داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع
    خــفـتـه بـين مـنبـر و مـــحرابي امـا بـاز هم
    از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع
    راز مــخفي بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت
    تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع
    شب كه تنها ميشود با خـلوت روحاني اش
    اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع

    شب كه تاريك است و در بر روي مردم بسته است
    زائــري چــون مــهــدي صاحــب زمـــان دارد بـقـيـع
    ومن الله التوفیق

    بدین طریق بود عاقبت بخیری من
    که در میان قنوت سحرت کنی یادم.
    یابن الحسن روحی فداک
    متی ترانا و نراک
    عجل لولیک الفرج

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    328
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    6
    گالری
    5



    يا زهرا س ...

    مادر نمیشود که برایم دعا کنی
    درد مرا به دست طبیبت دوا کنی
    یا اینکه یک سحر به قنوت نماز وتر
    یادی از این اسیر قدیم شما کنی
    این دستهای خالی و خسته دخیل توست
    یعنی نمی شود که به من هم عطا کنی
    روزی به جای دانه گندم دل مرا
    در سنگ آسیای غمت جا به جا کنی
    عمری اسیر کوچه تنگی شدیم تا
    ما را به روی چادر خاکیت جا کنی

    ویرایش توسط غفران : ۱۳۸۹/۰۱/۰۱ در ساعت ۱۹:۴۷

    ((رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ))


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞






    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    اي بقيع ...

    باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع
    تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع


    خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه
    در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع

    پنج خورشیدِ جهان‎افروز در دامان تست
    كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع

    مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه
    بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع

    جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد
    مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع

    باز گو با ما، مزار كعبه‎ی دل‎ها كجاست
    در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

    قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است
    كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع

    چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست
    چشمه ‎ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع

    محمد علي مجاهدي"پروانه"

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۱:۱۶


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞
    گلستان بقيع

    بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را
    درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را

    بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد
    شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد

    درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا
    نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا

    نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین
    حرم به دست حرامی خراب گشته بیا

    این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده
    چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده

    بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار
    گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده

    محمد حسين بهجتي "شفق"


    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۱:۲۹


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞
    بقيع غريب
    مى گرددم دو ديده پريشان و جان، غريب
    در منظرى كه نيست به هفت آسمان، غريب

    يا رب بقيع، قطعه اى از آسمان توست
    پيچيده در غبار زمين و زمان، غريب

    آن گوهرى كه بود مَلك خادم درش
    خفته ست در كنار حَرَم، بى نشان، غريب

    اين خاك، ميزبان پريشان كربلاست
    مانده ست در حضور تو، اى آسمان، غريب

    اينجا مزار صادق آل محمد(ص) است
    تنها، ميان گردش چشم جهان، غريب

    در خلوت است بارگه باقرالعلوم(عليه السلام)
    همچون مزار مادر زخمى، جوان، غريب

    اين سوى ميله، مرقد اولاد مصطفاست
    و آن سو، نگاه غمزده زائران، غريب

    اين محرمان پردگى عرش ذوالجلال
    اينسان فتاده اند در اين خاكدان، غريب

    اشك است اينكه مى چكد از آستين ابر
    مِهر است اينكه مانده در اين آستان، غريب

    مى گردد آسمان، به طوافى هميشگى
    بر اين مدار غربت و بر اين مكان، غريب

    يا رب چه حكمتى ست در اين قطعه شريف
    مهمان غريب و بارگه ميزبان، غريب

    يارب كرامتى! كه زنم بوسه بر بقيع
    سر را نهم به خاك و بگويم بر آن غريب

    حسين اسرافيلي

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    غربت آباد

    غربت آباد ديار آشنايى ها، بقيع

    همدم ديرينه غمهاى ناپيدا، بقيع

    در تو ـ حتّى ـ لحظه ها هم بى قرارى مى كنند
    اى تمام واژه هاى اشك را معنى بقيع

    در تو، خون ديده ها دريا شد و صاحبدلان
    جرعه جرعه عشق نوشيدند از اين دريا بقيع

    سنگ فرش كوچه هايت داغ هاى سينه سوز
    شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقيع

    تو بلور روشنايى هاى شهر يثربى
    چون نگينى مانده در انگشتر بطحا بقيع

    همصدا با قرنها مظلومى آل رسول
    حنجرى كو؟ تا در اين غربت كند آوا، بقيع

    وسعت تنهايى ات دل هاى ما را مى برد!
    تا خدا ـ تا عشق ـ تا تنهايى مولا بقيع

    قصّه مظلومى اش را با تو گفت آن شب كه داشت
    در گلو، بُغضِ غريب ماتم زهرا، بقيع

    در هجوم تيرگى ها، در شب سرد سكوت
    حسرتى مى بُرد خورشيد جهان آرا بقيع

    اى مزار هرچه خورشيد از ديار روشنى
    اى شكوه نور در آئينه غبرا بقيع

    كاش چشمى بود و اشكى، اشتياق مويه اى
    با تو مى مانديم ـ تا موعود ـ تا فردا بقيع

    اى بهشت آرزو، گم كرده دلهاى پاك
    اى زيارتگاه يك عالم دل شيدا بقيع

    سيل اشك عاشقان بگذار تا دريا شود
    چشمه اى از چشم جان بيدلان بگشا بقيع

    دارم امّيد آنكه در محشر پناهم مى دهد
    سايه ديوار اين «آشفته»حالى ها بقيع

    جعفر رسول زاده آشفته

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    بوي گل

    بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع
    بوى گل مى‏آید از چاك گریبان بقیع

    مرغ شب در سوگ گل‎هایى‏كه بر این خاك ‏ریخت
    از سر شب تا سحر، باشد غزل‎خوان بقیع

    ناله‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
    از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

    گوش ده تا گریه‎ی زار على را بشنوى
    نیمه شب‎ها از دل خونین و حیران بقیع

    این حریم عشق دارد عقده‏ها پنهان به دل
    شعله‏ ها سر مى‏كشد از جان سوزان بقیع

    از دل هر ذرّه بینى جلوه‏گر صد آفتاب
    گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع

    هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
    وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع

    بسته‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان
    خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

    اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دل‎هاى حزین
    خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

    سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد
    كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

    اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن
    باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع

    چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
    سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع

    محمد حسين بهجتي "شفق"

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞



  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞

    جلوه جنت


    جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع
    یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع


    گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند
    صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

    گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
    الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

    گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است
    یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

    گرچه مى‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز
    از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

    میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر
    بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع

    بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را
    قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

    تا سروکارش بود با عترت پاک رسول
    کى عنایت‏با کم و کیف جهان دارد بقیع

    این مبارک بقعه را حاجت‏بنور ماه نیست
    در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع

    اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال
    هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع

    چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه
    پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع

    فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین
    اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع

    در پناه مجتبى در ظل زین العابدین
    ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع

    باقر علم نبى و صادق آل رسول
    خفته‏اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع

    قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز
    داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع

    کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول
    منظر فصل غم انگیر خزان دارد بقیع

    آخر اینجا قصه گوى رنج‏بى پایان تست
    غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع

    خفته بین منبر و محرابى اما بازهم
    از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع

    راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت
    تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟

    شب که تنها میشود با خلوت روحانى‏اش
    اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع

    شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته‏است
    زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع

    کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق‏»
    چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع



    محمد حسين بهجتي "شفق"

    ۞*۩*۞ ▐سر شگ غم ▐گلواژه هاي شعردرسوگ بهشت خاموش بقيع ۞*۩*۞



صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود