صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسرار و رموز نهفته در نماز

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    256
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب اسرار و رموز نهفته در نماز




    یا حکیم
    بررسی های علمی ای که در مرکز تکنولوژی پرتو افکنی ملی قاهره انجام شده تأکید بر این دارد که : سجده کردن برای خدا انسان را از مبتلا شدن به ورم و آماسهای سرطانی حفظ می کند. همانطور که از زن حامله و معلولیت هایی که متوجه جنینش می شود حفظ می نماید، علاوه بر این انسان را از امراض متعدد جسمی و روحی مصون می دارد.
    دکتر محمد ضیاء الدین استاد علوم بیولوژی می گوید: بی شک انسان در معرض دریافت مقدار زائدی از پرتوها قرار می گیرد به ویژه در این عصر، عصری که انسان از تمام جوانب با میدانهای مغناطیسی محاصره شده بسر می برد. وی پیرامون کیفیت تخلیه ی این بارها الکترو مغناطیسی زائد خارج از بدن می گوید:
    در خلال تحقیقات به این نتیجه رسیدم که عملیات تخلیه بارها از راه سجده برای خداوند سبحان و متعال محقق می شود . و این همان چیزی است که خداوند ما را بدان امر کرده و پیامبر گرامی ( ص ) به ما توصیه نموده :

    أقرب ما یکون احدکم من ربه و هو ساجد فأکثروا من الدعاء فیه

    بنده هنگام سجده، از هر حالتی، به خدا نزدیکتر است، پس در سجده به کثرت دعا کنید.
    بررسی و تحقیقات علمی تأکید دارد : ( هر زمان که از محور طولی انسان کم شود یعنی زمانی که کوتاه شود، مدت قرار گرفتن الکترومغناطیسی کاسته می شود )
    دکتر ضیاءالدین اضافه می کند: کشف شده که انسان در حالت سجود، محور طولیش کم می شود و بالتبع تأثیر بارها نیز بر او کاسته می شود وسپس عملیات تخلیه بارها از راه اتصال پیشانیش بر زمین شروع می شود، بطوریکه بارهای مثبت از جسم انسان به طرف زمین که از آن به بار منفی تعبیر شده انتقال می یابد، در نتیجه عملیات آزاد سازی یا تخلیه بارها انجام می شود . تنها این نیست که این عمل از طریق پیشانی انجام می گیرد، بلکه هنگام سجده کردن هفت عضو از اعضای جسم با زمین تماس پیدا می کنند . همانطور که پیامبر ( ص ) می فرمایند: ( إذا سجد العبد سجد معه سبعة اعضاء ... ) هنگامی که بنده سجده می برد همراه با او هفت عضو از اعضایش سجده می برند ـ که عبارتند از پیشانی، بینی، دوکف دست، دوزانو، قدمها ـ) در نتیجه عملیات تخلیه بارها به اسانی انجام می گیرد .
    در ساعات سجده کردن است که انسان از فشار های عصبی و همچنین از امراض دیگر مصون می شود.
    در ادامه دکتر ضیاءالدین می گوید: در خلال تحقیقات و بررسی ها برایم معلوم شد، برای اینکه عمل تخلیه بارها بصورت صحیح و درست انجام شود لازم و ضروری است که در حالت سجده به سمت مکه ـ کعبه ـ توجه شود.
    و این همان کاری است که ما در نمازمان انجام می دهیم و آن را قبله می نامیم. چرا که مکه تنها مرکز خشکی در تمام هستی است . همانطور که تحقیقات نشان می دهد، توجه به سمت مکه در سجود بهترین حالت و جهت است برای آزاد سازی و تخلیه بارها، یعنی روبه مرکز زمین قرار گرفتن، کاری که انسان را از هموم و ناراحتی ها نجات می دهد، تا بعد از آن به آرامش روحی دست پیدا کنند.
    وی پیرامون مزیّت به پرداختن نمازهای پنجگانه بصورت صحیح آن می گوید: حقیقتاً نمازهای پنجگانه ی مفروضه برای خارج کردن تمام بارها کافی است.
    من معتقدم که در این واجبات فلسفه و اعجاز علمی وجود دارد، مثلاً در مدتی که ما در خوابیم، ما از ناحیه جسمی تحت عوامل شیمیایی و اکسیده شدن قرار می گیریم , فرا رسیدن نماز صبح این روند را از بین می برد و انسان، با نشاط، سرحال و سر زنده روزش را آغاز می کند ؛ سپس نماز ظهر برای از بین بردن خستگی ها و فشارهای عصبی و روحی که ناشی از فعالیت و مشغله کاری است ، وارد عمل می شود، همچنین نماز عصر نیز، بقایایی که از این فشار جسمی و روحی بجای مانده را, پاکسازی می کند. اما به نسبت به مغرب باید گفت که هر چیز ناشناسی که مخل سیستم و مکانیزم جسمی انسان باشد از بین می رود و اینگونه منظومه ی پاکسازی جسم با نماز عشاء تکمیل و به پایان می رسد و انسان با انجام دادن این نمازهای پنجگانه در طول مدت شبانه روز با شعف و آرامش و سکونت روحی، بخواب می رود، بطوریکه از هیچ یک از نواحی جسمی و روحی احساس بی خوابی، خستگی و کوفتگی و آشفتگی و پریشانی نمی کند.



    حالا ما هی دنبال دلیل برای انجام واجبات بگردیم.


    منبع: only.allah.mihanblog.com
    ویرایش توسط جان بركف : ۱۳۹۲/۱۰/۰۱ در ساعت ۰۸:۲۵
    هر که دلارام دید ازدلش آرام رفت
    چشم ندارد خلاص هرکه دراین دام رفت





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مردان خدا پرده‏های پندار دریده‏اند و در همه عالم، تنها طلعت دل‏آرای یار را دیده‏اند. آن بیداردلان، گرد هستی را از خود افشانده‏اند و بانشان بی نشانی به كوی بی‏نشان دوست ره برده‏اند. مرحوم حاج شیخ حسنعلی مقدادی اصفهانی معروف به نخودكی1، از بی نشانان پاك و رها شده از زندان خاك است. پیر روشن ضمیری كه آسمانیان او را بهتر از زمینیان می‏شناختند. بزرگ مردی كه علم را باعمل و بندگی حق را با خدمت به خلق، همراه ساخته بود. آن عالم پارسا در سال 1279ق. در اصفهان دیده به جهان گشود. زبان و ادبیات عرب را در این شهر فراگرفت و از درس فقه و فلسفه عالم عامل، مرحوم آخوند ملامحمد كاشی، بهره‏های فراوانی برد. فلسفه و حكمت را از مرحوم جهانگیرخان قشقایی آموخت؛ سپس برای تكمیل معارف دینی روانه نجف اشرف گردید و از خرمن دانش مرحوم حاج سید محمد فشاركی و مرحوم حاج سید مرتضی كشمیری توشه‏ها اندوخت. استاد او در اخلاق و تزكیه نفس، مرحوم حاج محمد صادق تخت‏پولادی بود كه از هفت سالگی تحت تربیت و مراقبت آن مرد خدا قرار گرفت. در سال 1327 ه.ق، مجاور بارگاه ملكوتی حضرت رضاعلیه‏السلام گردید و تا پایان عمر با بركتش در آن جا اقامت گزید.
    آن مرد الهی با آن كه به عبادت، مجاهدت، ریاضت، زیارت و اعتكاف در مكان‏های مقدس، سخت مداومت و مراقبت داشت، ولی خود می‏فرمود: «روح همه این اعمال خدمت خالصانه به سادات و فرزندان فاطمه زهرا سلام علیها است و بدون آن، این‏گونه اعمال، چون جسمی بی جان است و اثری ندارد.
    آن عالم ربانی و عارف صمدانی در واپسین دم زندگی‏اش، پسرش را چنین وصیت و سفارش می‏نمود:

    • 1. نمازهای یومیه خود را در اول وقت آنها به جای آر.
    • 2. در انجام نیازهای مردم، هر قدر كه می‏توانی بكوش و هرگز میندیش كه فلان كار بزرگ از من ساخته نیست؛ زیرا اگر بنده خدا در راه حق گامی بردارد، خداوند نیز او رایاری خواهد كرد.
    • 3. سادات را بسیار گرامی و محترم شمار و هر چه داری در راه ایشان صرف كن و از فقر و درویشی در این كار پروا نما.
    • 4. از سحرخیزی و نماز شب غفلت مكن و تقوا و پرهیز را پیشه خود ساز.
    سرانجام در ماه شعبان 1361 ق. خورشید روح آن شیفته حق، در افق مغرب زندگانی غروب كرد و روان پاكش به عالم قدس و بقا پر كشید.
    بدن پاكش بنابر وصیت خودش در آستانه یكی از درهای ورودی حرم مطهر رضوی علیه‏السلام به خاك سپرده شد تا بوسه‏گاه كف پای زائران آن امام همام باشد. بر روی سنگ قبر ایشان این عبارت نوشته شده است: تربت كیمیا اثر، مقتدای اهل نظر، مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی طاب ثراه2.

    از مرحوم حاج شیخ حسنعلی، حكایت‏های فراوان و عجیبی نقل شده كه بیان‏گر جایگاه رفیع و عظمت روحی و معنوی اوست. داستان زیر نمونه‏ای از آنها است:
    شبی از شب‏های زمستان بود. آسمان دامن سخاوتش را گشوده بود و دانه‏های سفید برف را به نشانه پاك‏دلی و صفا، دامن‏دامن نثار زمین می‏كرد و رحمت و مهربانی برای زمینیان به ارمغان می‏آورد. صدای گام‏های سنگین مردی سبك‏بال كه از پله‏های پشت‏بام حرم قدسی امام رضاعلیه‏السلام بالا می‏آمد، به گوش می‏رسید. پله‏ها را یكی یكی پشت سر گذاشت و به پشت‏بامی كه بام دنیا، بلكه بام ملك و ملكوت بود، قدم گذاشت. سجاده‏اش را كنار گنبد زرد رضا علیه‏السلام ـ كه قبله اهل دل و مطاف كروبیان بود ـ گشود. گرمی یاد دوست، زمستان سرد را در نظرش بهاری دل‏انگیز و برف روی پشت‏بام را مخملی نرم و سفید ساخته بود. حرارت درونش، سوزش سرما را از یادش برده بود و لطافت روحش، سختی و زمختی زمین را. از گنبد زرین رضوی‏علیه‏السلام دو شعاع نور از توحید و ولایت تا كهكشان پرتو افشانی می‏كرد و در بی كران‏ها به هم می‏پیوست. او آماده نماز شد. عظمت حق، قلب و اعضایش را خاضع ساخته بود و خود را یك‏سره در برابر وجودی بی كران و بی انتها می‏دید. در هیچ چیز، جز او نشانه‏ای از هستی نمی‏یافت. دو شستش با زبان حق‏گویش با هم به حركت درآمدند و بانگ تكبیر رسا و كوبنده‏اش، جز دوست همه چیز را پشت سر انداخت. سوار بر زورق حمد و سوره، بر اقیانوس آرام اسم وصفت و ذات حق به حركت در آمد تا سرانجام جلال و شكوه حق او را به كرنش و ركوع واداشت؛ خم شد وبه ركوع رفت. آن مرد، مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودكی بود.
    خادمی كه مسئول بام حرم مطهر بود، می‏گوید: آن شب برای بستن در پشت بام از پله‏ها بالا رفتم. مرحوم حاج شیخ حسنعلی را بالای بام و در كنار گنبد مشغول نماز و در حال ركوع دیدم. ركوعش طولانی شد. چند بار رفتم و برگشتم؛ ولی او همچنان در حال ركوع بود. طبق دستور سپس در بام را بستم و پایین آمدم و به خانه رفتم. آسمان آن شب بغضش تركید و سفره دلش را حسابی خالی كرد و سینه زمین را از برف سنگین ساخت. سحرهنگام به حرم برگشتم. نگران جناب شیخ بودم و با عجله از پله‏های بام بالا رفتم و راز سجده فرشتگان بر آدم و اوج دل‏دادگی و عشق و پاك‏بازی و معنای عبادت و تعظیم و ركوع را به تماشا نشستم. دیدم شیخ حسنعلی در همان ركوع آغاز شب است و پشت ایشان با سطح برف برابر. برف نیز از چنین معراجی سرخوش بود واز این كه همراه با جناب شیخ و بر پشت او به قرب حق و بارگاه ربوبی راه یافته بود، به خود می‏بالید.3

    پی‏نوشت:
    1.چون ایشان مدتی در روستای «نخودك» در اطراف مشهد مقدس سكونت داشت، به «نخودكی» معروف شد.
    2.ر.ك: علی مقدادی اصفهانی، نشان از بی نشان‏ها، ص 14 ـ 44.
    3.برگرفته از حكایت 74 از كتاب نشان از بی نشان‏ها ،ص 85.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اسرار نماز در کلام امیر مومنان علی علیه السلام




    اسرار نماز در کلام امیر مومنان علیعلیه السلام
    جابر بن عبدالله انصارى گوید:

    روزى به همراه مولاىمتّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به اوخطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟

    اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟

    حضرتفرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوثگردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهدبود.

    آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.

    امام فرمود: معنا و مفهوماولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعودباشد.

    دومین تكبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.

    سومین تكبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.

    چهارمینتكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

    پنجمین تكبیر مفهومش آن است كهخداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌كند.

    ششمین تكبیرمعنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

    و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعادو جوارح نیست.

    سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:

    معناى ركوع آن استكه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنمزده شود.

    و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْحَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اىو من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

    و هنگامى كه سر بر سجده فرودآورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا ازخاك خارج گردانده‌اى.

    و همین كه دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى‌گردانى؛

    و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درونهمین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

    و مفهوم تشهّد،تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول وولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله مى‌باشد.

    و معناى سلام، ترحّم و سلامتىاز طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامتباشد.

    منبع:

    مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5/ بحار الانوار:، ج 84،ص 253، ح 38.

    .

    http://hojjate-khoda.blogfa.com/


    روزی تو خواهی امد

    از کوچه های باران

    تا از دلم بشویی غم های روزگاران ....


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی لذت بردم من هم متن عربی این حدیث زیبا رو برا دوستان میارم :



    نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّهِيدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُمَا قَالَ رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ قَالَ كُنْتُ مَعَ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَرَأَى رَجُلًا قَائِماً يُصَلِّي

    فَقَالَ لَهُ يَا هَذَا أَ تَعْرِفُ تَأْوِيلَ الصَّلَاةِ فَقَالَ يَا مَوْلَايَ وَ هَلْ لِلصَّلَاةِ تَأْوِيلٌ غَيْرُ الْعِبَادَةِ

    فَقَالَ إِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ بِأَمْرٍ مِنَ الْأُمُورِ إِلَّا وَ لَهُ تَشَابُهٌ وَ تَأْوِيلٌ وَ تَنْزِيلٌ وَ كُلُّ ذَلِكَ يَدُلُّ عَلَى التَّعَبُّدِ

    فَقَالَ لَهُ عَلِّمْنِي مَا هُوَ يَا مَوْلَايَ

    فَقَالَ تَأْوِيلُ تَكْبِيرَتِكَ الْأُولَى إِلَى إِحْرَامِكَ أَنْ تُخْطِرَ فِي نَفْسِكَ إِذَا قُلْتَ اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ بِقِيَامٍ أَوْ قُعُودٍ

    وَ فِي الثَّانِيَةِ أَنْ يُوصَفَ بِحَرَكَةٍ أَوْ جُمُودٍ

    وَ فِي الثَّالِثَةِ أَنْ يُوصَفَ بِجِسْمٍ أَوْ يُشَبَّهَ بِشِبْهٍ أَوْ يُقَاسَ بِقِيَاسٍ وَ تُخْطِرَ

    فِي الرَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْأَعْرَاضُ أَوْ تُؤْلِمَهُ الْأَمْرَاضُ وَ تُخْطِرَ

    فِي الْخَامِسَةِ أَنْ يُوصَفَ بِجَوْهَرٍ أَوْ عَرَضٍ أَوْ يَحُلَّ شَيْئاً أَوْ يَحُلَّ فِيهِ شَيْ‏ءٌ وَ تُخْطِرَ

    فِي السَّادِسَةِ أَنْ يَجُوزَ عَلَيْهِ مَا يَجُوزُ عَلَى الْمُحْدَثِينَ مِنَ الزَّوَالِ وَ الِانْتِقَالِ وَ التَّغَيُّرِ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ تُخْطِرَ

    فِي السَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْحَوَاسُّ الْخَمْسُ

    ثُمَّ تَأْوِيلُ مَدِّ عُنُقِكَ فِي الرُّكُوعِ تُخْطِرُ فِي نَفْسِكَ آمَنْتُ بِكَ وَ لَوْ ضَرَبْتَ عُنُقِي

    ثُمَّ تَأْوِيلُ رَفْعِ رَأْسِكَ مِنَ الرُّكُوعِ إِذَا قُلْتَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَأْوِيلُهُ الَّذِي أَخْرَجَنِي مِنَ الْعَدَمِ إِلَى الْوُجُودِ

    وَ تَأْوِيلُ السَّجْدَةِ الْأُولَى أَنْ تُخْطِرَ فِي نَفْسِكَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِي وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تَأْوِيلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِي

    وَ السَّجْدَةُ الثَّانِيَةُ وَ فِيهَا تُعِيدُنِي وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تُخْطِرُ بِقَلْبِكَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِي تَارَةً أُخْرَى

    وَ تَأْوِيلُ قُعُودِكَ عَلَى جَانِبِكَ الْأَيْسَرِ وَ رَفْعِ رِجْلِكَ الْيُمْنَى وَ طَرْحِكَ عَلَى الْيُسْرَى تُخْطِرُ بِقَلْبِكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَقَمْتُ الْحَقَّ وَ أَمَتُّ الْبَاطِلَ

    وَ تَأْوِيلُ تَشَهُّدِكَ تَجْدِيدُ الْإِيمَانِ وَ مُعَاوَدَةُ الْإِسْلَامِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ

    وَ تَأْوِيلُ قِرَاءَةِ التَّحِيَّاتِ تَمْجِيدُ الرَّبِّ سُبْحَانَهُ وَ تَعْظِيمُهُ عَمَّا قَالَ الظَّالِمُونَ وَ نَعَتَهُ الْمُلْحِدُونَ

    وَ تَأْوِيلُ قَوْلِكَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ تَرَحُّمٌ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَمَعْنَاهَا هَذِهِ أَمَانٌ لَكُمْ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ

    ثُمَّ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنْ لَمْ يَعْلَمْ تَأْوِيلَ صَلَاتِهِ هَكَذَا فَهِيَ خِدَاجٌ أَيْ نَاقِصَةٌ

    مستدرك‏الوسائل ج : 4 ص : 108


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    .:. راز نماز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت نهم «
    • نمازهاى ديگر
      .1 نماز جمعه
      گاهى عبادات اسلامى ، غير از جهات روحى و معنوى ، آثار و جنبه هاىسياسى و اجتماعى هم دارد، به خصوص آنچه كه به صورت آشكار و گروهى با آداب و ويژگىهاى خاص اجرا مى شود. نماز جمعه ، يكى از اين آيين هاى مقدس و با شكوه است كه امّتنمازگزار، در كنار بركات معنوى و ثواب عبادت ، به آثار و نتايج اجتماعى آن نيز نايلمى شود.
      نماز جمعه ، مظهر شكوه اسلام و عظمت مسلمين و وحدت بخشِ صفوف و خنثىكننده توطئه ها و تفرقه افكنى هاست .
      نماز جمعه ، دو ركعت است كه همراه با دوخطبه از سوى امام جمعه به جاى نماز ظهر روز جمعه خوانده مى شود. در خطبه هايش ،علاوه بر دعوت به تقوا و طرح مسائل اخلاقى و سازنده كه از واجبات خطبه است ، طرحمشكلات مردم و مسائل اجتماعى مسلمانان و آگاهى هاى سياسى و هشدار نسبت به خطرها ودشمن ها و ... نيز ضرورى است و همين محتوا، به نماز جمعه تاءثير فراوان در زمينهروشنگرى انديشه ها مى دهد.
      ضرورت شركت مستمر در نماز جمعه ، مورد تاءكيد اسلاماست و اگر كسى بى دليل و عذر در جماعت مسلمانان و نماز جمعه آن ها شركت نكند، نشانهنوعى نفاق است .
      رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كس سه جمعه پياپى، بدون عذر و بيمارى ، عمدا در نماز جمعه شركت نكند بر دل او مُهرى از نفاق زده مىشود.
      نماز جمعه ، حج مساكين است. نماز جمعهيادخداست و خداوند در قرآن مى فرمايد:
      يَاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوَّاْإِذَا نُودِىَ لِلصَّلَو ةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْاْ إِلَى ذِكْرِاللّهِ وَذَرُواْ الْبَيْعَ
      اى مؤ منان ! هرگاه به نماز روز جمعهفراخوانده مى شويد، به سوىياد خدابشتابيد و داد و ستد را رها كنيد.
      روز جمعه ، روزتعطيلى مسلمانان است تا در كنار نظافت و استراحت ، به تقويت بُعد معنوى و اجتماعىخود بپردازند.
      دشمنان اسلام ، كه همواره در صدد تفرقه و تضعيف مسلمانان اند، ازبرگزارى مراسم نماز جمعه ناراحت مى شوند و تلاش در شكستن اين سدّ استوار ايمانىدارند.
      امام خمينى قدس سره مى فرمود: نمازهاى جمعه را با شكوه بجا بياوريد، ونمازهاى غير جمعه را هم ، كه شيطان ها از نماز مى ترسند، از مسجد مى ترسند.

    • .2 نماز باران
      يكى ازنمازهاى مستحب ،نماز باراناست . اين نماز با شرايطى كه گفته مى شود برگزار مى گردد ودر آن مردم از خداوند باران مى طلبند تا خشكسالى وقحطى برطرف شود وبراى زراعت هاباران ببارد. به اين نماز، نمازاستسقاهم گفته مى شود.
      در اين باره ، به كلام امام خمينى قدسسره درتحرير الوسيلهاستناد مى كنيم :
      نماز باران مستحب است ، آنگاه كهآب نهرها كاهش يابد و باران نيايد. سبب نيامدن باران به خاطر گسترش گناهان ،ناسپاسى نعمت ها، نپرداختن حق مردم ، كم فروشى ، ظلم ، نيرنگ ، ترك امر به معروف ونهى از منكر، نپرداختن زكات و حكومت و قضاوت بر خلاف حكم خدا و ... است كه موجب خشمپروردگار و نيامدن باران مى شود.
      نماز باران ، مثل نماز عيد فطر و قربان ، دوركعت است كه گروهى خوانده مى شود. در هر ركعت يك حمد و يك سوره ، و در ركعت اوّلپنج تكبير دارد و در ركعت دوّم چهار تكبير. پس از هر تكبير در هر ركعت ، يك قنوتاست . بهتر است در قنوت دعايى خوانده شود كه طلب باران در آن است .

    • آداب اين نماز از جمله عبارت اند از:
      # بلند خواندن حمد و سوره .
      #
      سه روز رزوه گرفتن به نحوى كه روز سوم ، دوشنبه يا جمعه باشد.
      #
      بيرون رفتن امامجماعت همراه با نمازگزاران به صحرا در نهايت وقار و آرامش و خشوع و حالت نياز، وانتخاب جايى تميز براى نماز، و داشتن حالتى نيازمندانه وترحّم انگيز، مثلا پابرهنهبودن .
      #
      منبر را با خود به صحرا ببرند، مؤ ذّن ها همراه مردم باشند، پيران وكودكان و چهار پايان را هم با خود ببرند، و بچّه ها را از مادران شان جدا سازند تاگريه ها ضجه ها زياد شود و سبب نزول رحمت گردد.
      #
      پيشنماز، پس از نماز، رداى خودرا دگرگون سازد، يعنى قسمت راست را به سمت چپ و سمت چپ را به راست بگرداند و باصداى بلند صد مرتبه تكبير به طرف راست و صد بار تسبيح به سمت چپ بگويد و صد بار حمدو شكر خدا بگويد. مردم هم همصدا با او ذكر بگويند، و آنگاه دعا كند. مردم هم دعاكنند و آمين بگويند و بسيار تضرّع و ناله نمايند.
      #
      بهتر است در دعاها از آنچهاز امامان معصوم عليهم السلام نقل شده استفاده شود.از جمله :
      دعاى 19 صحيفه سجاديه و دعاى حضرتعلى عليه السلام در مورد نماز باران.
      از ميان نمازهاىمعروفِ باران ، نمازى است كه مرحوم آيت اللّه سيد محمد تقى خوانسارى در دوره حضورانگليسى ها در قم برگزار كرد و سبب نزول باران شد و خارجى ها به شدت تحت تاءثيرقرار گرفتند.
      آنچه رحمت الهى را جلب مى كند، شكسته دلى و خضوع و خلوص و توبهمردم و توجّه آنان به سوى پروردگار است . گاهى ممكن است خداوند از روى ترحّم بهحيوانات نيز باران رحمتش را بر همه ، از جمله آدميان نازل كند.
      در حديث آمده است :
      حضرت سليمان عليه السلام با اصحاب خويش براى نماز باران مى رفتند. حضرت مورچهاى را ديد كه سر به سوى آسمان بلند كرده و عرض مى كند:
      خدايا! ما آفريده اى ازآفريدگاران توئيم كه از روزى تو بى نياز نيستم . ما را به خاطر گناهان بنى آدم ،نابود مكن . حضرت سليمان به همراهانش فرمود: برگرديد! با دعاى ديگرى غير از شما،سيراب شديد!
      امام صادق عليه السلام مى فرمايد: پيروانفرعون روزى پيش او آمدند و گفتند: آب نيل خشك شده و هلاك خواهيم شد. گفت : امروزبرگرديد. شب ، خودش ‍ به ميان رود نيل رفت و دست به دعا برداشت و گفت : خدايا! مىدانم كه جز تو كسى قدرت ندارد براى ما آب بياورد، پس ما را آب برسان . صبح ، آبدوباره جارى شد.

    • .3 نماز عيد
      از نمازهاىمستحب ديگر، نماز عيد فطر و عيد قربان است كه دو ركعت است با 9 تكبير و قنوت پنجتكبير در ركعت اول و چهار تكبير در ركعت دوّم پيش ‍ از ركوع ، و خواندن دعا پس ازهر تكبير در قنوت.
      نماز عيد فطر كه در روز اول ماه شوال پس از يك ماه روزهرمضان برگزار مى شود شكرانه توفيق الهى است براى اداى آن فريضه و پاداشى براى مؤمنان روزه دار.
      امام باقر عليه السلام به جابر فرمود:
      در روز اوّل شوال ،منادى آسمانى ندا مى دهد: اى مؤ منان ، بشتابيد به سوى جايزه هاى تان . اى جابر! جايزه هاى الهى مثل جوايز اين سلاطين نيست.
      عيد فطر، ازاعياد بزرگ اسلامى است و خواندن نماز در آن روز، تقويت پيوند انسان با خداى خويشاست و به عيد هم رنگ و جلاى الهى مى دهد.
      امام رضا عليه السلام فرمود:
      روزعيد فطر براى آن جهت قرار داده شده كه مسلمانان گرد هم آيند و به بزرگداشت خداوند ونعمت هايش بپردازند. روز عيد است و اجتماع ، روز زكات است . روز توجّه به آفريدگارو ناليدن به درگاه او.
      حضرت على عليهالسلام فرمود:
      اى مردم ! عيد فطر، روزى است كه نيكوكاران پاداش مى گيرند وبدكاران زيان مى كنند، شبيه ترين روزها به قيامت است . با بيرون آمدن تان از خانهها به مصلّى ، برانگيخته شدن از قبر به صحراى محشر را به ياد آوريد. و با ايستادندر مصلا، به ياد وقوف در عرصه قيامت در پيشگاه خدا بيفتيد و با بازگشت به خانه هاىتان ، بازگشت به منازل خود در بهشت و جهنم را به ياد آوريد.
      حضور در جمع انبوه نمازگزاران عيد فطر وقربان ، پيوستن به درياى بيكران ملّت است و نيايش جمعى به درگاه خداوند كه بيشتر وسريع تر، لطف خود را شامل حال نمازگزاران روزه دار مى كند كه يك ماه رمضان ، دراطاعتِ امر او بوده اند.
      حالت خاصى كه در روز عيد و هنگام نماز به مسلمانان دستمى دهد، غير از روحيه تعبّد و خشوع و شكسته دلى و گرايش به توجّه و معنويات ، روحاخوّت و صميميت را ميان آنان زنده تر مى سازد و پيوندها را تقويت مى كند.
      درقنوت نماز عيد، دعاىاللّهماَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمَةِخواندهمى شود، كه ضمن ستايش خدا به صفاتى همچون عظمت و جلالت ، آمرزندگى و بخشش و رحمت ،خداوند را به مقام پيامبر و دودمان پاكش سوگند مى دهيم و بهترين خواسته هاى صالحانرا از خدا مى خواهيم و از همه بدى ها و شرور به او پناه مى بريم .
      سجده هاى شكرو سجده هاى همراه بااَلْعَفو،اَلْعَفواوج اين عبوديت و خشوع و بندگى است .

    • .4 نمازهاى نافله
      عشق به پرستش و بندگى ، انسان راوا مى دارد كه بيش از حدِّ مقرر نيز به اطاعت و نيايش بپردازد. اين با نمازهاىمستحب جلوه گر مى شود.
      چگونه انسان مى تواند عاشق خدا باشد و تنها به همانواجبات اكتفا كند و بيش از آن ، نمازى نخواند؟ اين نمازها كه بهنافلهمعروف اند، فراوان است . از جمله نافله هاى روزانه است به اين صورت :
      نافله ، نماز صبح ، دو ركعت ، پيش از نماز صبح .
      نافله ، نماز ظهر، هشت ركعت ، پيش از نماز ظهر.
      نافله ، نماز عصر، هشت ركعت ، پيش از نماز عصر.
      نافله ، نماز مغرب ، چهار ركعت ، بعد از نماز مغرب .
      نافله ، نماز عشا، دو ركعت نشسته ، پس از نماز عشا.
      نافله شب (نماز شب ) يازده ركعت ، پيش از اذان صبح كه هشت ركعت آن ،نافله شبنامدارد و دو ركعتش به نام نماز شَفع و يك ركعت هم بهنام نماز وَترمشهور است .
      نافله از كلمهنَفْلاست ، يعنىزيادى واضافه بر مقدار واجب است .
      بر پيامبر اسلام ، نافله شب واجب بود و خدادستور داده بود كه شب برخيزد و به تهجّد و عبادت نيمه شب بپردازد تا به مقام والابرسد.
      در حديث آمده است :
      نمازهاى مستحب ، همچونهديه اى به درگاه خداوند است كه به هر حال قبول مى شود.
      درباره نوافل ، حديث هاى بسيارى در كتب روايتآمده كه اينجا مجال پرداختن به آنها نيست.
      نمازهاى مستحب ،جبران كننده نواقص نمازهاى واجب است و همچون صدقه اى است كه انسان ، آن را مىپردازد. به خصوص نماز شب ، راز ارتباط عاشقانه ميان بنده و خداى اوست كه هر سحر ازبستر خواب برخيزد و خواب و كسالت را كنار بگذارد و به مناجات در دل شب بپردازد ودور از چشم هاى خواب رفته ، با خداى خود به راز و نياز و اشك و عبادت و شكر و سجودو قنوت بپردازد.
      اولياى الهى ، اهل تهجّد و شب زنده دارى و نمازهاى مستحب ، باقنوت هاى مفصّل و سجده هاى طولانى و اشك هاى ريزان و ديده هاى گريان بودهاند.
      علماى بزرگ ، عارفان وارسته و دوستان خدا، ازنماز شبغفلت نكرده و نمىكنند.
      در روايتى آمده است كه خداوند مىفرمايد:
      كَذِبَ مَنْ زَعَمَاَنَّهُ يُحِبُّنى ، فَاِذا جَنَّهُ اللّيلُ نامَ عَنّى . اَلَيْسَ كُلُّ مُحِبٍّيُحِبُّ خَلْوَةَ حَبِيبِهِ?
      دروغ مى گويد آنكه مى پندارد مرادوست دارد، امّا چون شب فرا مى رسد، به خواب مى رود و به ياد من نيست . مگر نه ايناست كه هر دوستدارى ، خلوت و نجواى با دوستش را دوست مى دارد؟ ...
    • در دل شب خيز و ريز قطره اشكى زچشم
    • كه دوست دارم كند گريه گنهكارما
    • انسان با نافله مى تواند چنان به خدا نزديك شودو الهى گردد كه جز حق نبيند و جز حق نشنود و به آنجا برسد كه هر دعايى بكند مستجابشود.
      خدايا! ما را دربندگىخودت ثابت و استواربدار.
      عشق خود و شوق عبادتت را در دل مان افروخته تر بگردان .
      عمر و فكر واستعداد و توان جسمى و قواى روحى ما را، خالصانه در راه اطاعت خودبدار.
      خداوندا! ما را ازبر پادارندگان نمازقرار بده .
      انّك سميعٌ مجيب



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    دعوت .:. راز نـــمـــاز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت هشتم «
    • نماز جماعت
      از نكات اساسى مربوط به نماز،برپايى آن به صورت جماعت است . نماز جماعت پاداش بسيار، بركات فراوان و فوايد فردىآثار اجتماعى بسيار دارد.
      شكوه مسلمانان و موحّدان را مى رساند. ذوب شدنفرددرجمعدر يك عبادت توحيدى است . مقدمه وحدت و عامل تقويت روح برادرى است .
      نماز جماعت ، زمينه شناخت افراد ومشكلات و نيازهاى آنان است . نماز جماعت ، بهترين و بيشترين و پاك ترين و كم خرجترين اجتماعات دنياست . خار چشم دشمنان اسلام است . عامل نظم ، وحدت صفوف ، وقتشناسى و مبارزه با فردگرايى و خودخواهى است . موجب شسته شدن كينه ها و كدورت ها وپيدايش ‍ روحيه اخوّت دينى است . مستحب است انسان صبر كند تا نماز را به جماعتبخواند. نماز به جماعت ، از نماز اوّل وقتِ فُرادى با فضليت تر است و پاداش ‍ جماعت، هر چند مختصر و كوتاه برگزار شود، از نماز فُرادى كه طولانى بخوانند بيشتر است. در حديث آمده است : هرگاه عدد نمازگزاران درجماعت ، از ده نفر بيشتر شود، پاداشى نصيب نمازگزاران مى شود كه قابل بيان و شمارهنيست .
      در نماز جماعت ، بايد فردى عادل و متّقى و شايسته ، امام جماعت شود وديگران به او اقتدا كنند.
      اين شرط، هم ملاك بودن تقوا و عدالت را بيان مى كند وهم تبعيت از پيشگامان در صلاح و پاكى را مى آموزد. تحقير نماز جماعت ، تحقير خداستو تعظيم آن ، بزرگداشت فرمان پروردگار است .
      آنكه براى شركت در نماز جماعت ، ازخانه بيرون مى رود، يا در مسجد به انتظار برپايى نماز جماعت به سر مى برد، در طولاين مدّت پاداش پرداختن به نماز را مى گيرد.
      در نماز جماعت ،جمعيّت هر چه بيشتر باشد، ثوابش افزون تر است . در حديث آمده است : هر كه نمازجماعت را دوست بدارد، خدا هم او را دوست مى دارد.
      رسول خدا صلىالله عليه و آله فرمود: صف هاى جماعت ، همچون صفوف فرشتگان در آسمان چهارم است.

    • عدالت پيشنماز
      چون نماز، نشانه اى از يك تجمع دينى و اقتدا به يكپيشوااست ، پس بايد خوب ترينانسان ها و پاك ترين افراد، به امامت جماعت بپردازند. امام جماعت بايد كسى باشد كهبه ديانت و تعهدش ايمان داشته باشيم .
      افراد گنهكار و سفيه ، نمى توانند پيشنمازشوند.
      در حديث آمده است : فَقَدِّمُوا اَفْضَلَكُمبرترين هاى تان را پيشنماز كنيد. امامباقر عليه السلام فرمود: امام جماعت بايد از افراد انديشمند و صاحب فكر باشد.
      وقتى صفت عدالت وپاكى تعهّد، از شرايط امامجماعت باشد، روشن است كه جامعه و جمع اقتدا كننده را نيز در اين مسير حركت مى دهد وملاك هاى تقدّم در كارها و مسئوليت ها، همين ها مى شود.
      عدالت ، يك حالت درونىاست كه انسان را از ارتكاب گناهان كبيره ، يا تكرار و اصرار بر گناهان صغيره بازدارد.
      از امام صادق عليه السلام پرسيدند: عادل كيست ؟ فرمود: آن كه چشمش را ازنامحرم بپوشاند، زبانش را از گناه ، و دستش را زا ستم نگاه دارد.
      و رسول خدا فرموده است : كسى كه با مردم درمعامله و داد و ستد، ستم نكند و در گفت و گوها دروغ نگويد و در وعده ها تخلّف نكند،او با مروّت و عدالت است.
      پس سعى كنيمنمازهايمان را به جماعت بخوانيم و از بركات تجمّع هاى دينى و عبادى غافل نشويم .
      سنگر دشمن شكن و وحدت بخشمساجدرا خالى نگذاريم و با بهانه هاى مختلف ، خود را از فيضجماعت ، محروم نسازيم.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    دعوت .:. راز نـــمـــاز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت هفتم «
    • تعقيبات نماز
      نماز كه پايان يافت ، بايد نشست ودعا خواند و ذكر گفت و خدا را ستايش كرد و از او حاجت خواست و حالت معنوى نماز وصورت زيباى عبادت و بندگى را، تا مدتى پس از اتمام نماز، نگه داشت . استمرار بخشيدنبه حالت نماز و خواندن دعاهاى مستحب ،تعقيبنماز است .
      تعقيبات ، نوعى بدرقه نماز است . همانگونهكه اذان و اقامه نوعى استقبال از نماز است .
      مهمانى حق ميزبان را ادا مى كند كهقبل از طعام وپس از آن نيز با صاحبخانه ، گفت و گو و احوالپرسى و حضور در محضرداشته باشد. و گرنه آنكه خود را به سر سفره برساند و همين كه خورد، فوراًو بىخداحافظى و بى تشكّر، برخاسته و ميزبان را ترك كند، بى ادبى كرده است .
      نماز،فريضه اى الهى است . ولى پيش از نماز، در مسجد و مصلاّ به انتظار آن نشستن ، اذان واقامه گفتن ، ذكرها و دعاهاى مستحب پيش از نماز را خواندن ، به استقبال نماز رفتناست . و تعقيبات هم ، بدرقه آن محسوب مى شود. بى اعتنايى به تعقيبات ، بى علاقگى بهنماز را مى رساند.
      در قرآن مى خوانيم : فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبچون از كارىفارغ شدى ، به كار ديگرى خود را مشغول كن ، و به سوى پروردگارت رغبت نما.
      پس ازپايانِ فريضه و نيايِش واجب ، دعا و مناجات مستحب آغاز مى شود.
      امام صادق عليهالسلام مى فرمايد: همين كه از نماز واجب فارغ شدى ، به دعا و تعقيب نماز مشغول شو. دعاى بعد از نمازِ صبح و ظهر و مغرب ، مستجاب مى شود.
      دعاهاى و تعقيب هاى مشترك و مخصوص هر نماز،در كتاب هاى دعا آمده است .

    • تسبيحاتحضرت زهرا عليهاالسلام
      از بهترين تعقيبات نماز، تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام است . اينذكر عالى را رسول خدا صلى الله عليه و آله به دختر گرامى اش آموخت :
      34
      مرتبهاللّه اكبر33 مرتبهالحمدللّهو 33 مرتبهسبحان اللّهاين صدبار ستايش خدا به بزرگى و شكر نعمت هايش و تنزيه و تقديسش ، به فرموده امام صادقعليه السلام از هزار ركعت نماز مستحب ، نزد خدا برتر است.
      اين تسبيحات در كتب اهل سنّت نيز آمده است.
      امام باقر عليه السلام فرموده است : در ميانستايش ها، بهتر از تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام نيست ، و اگر مى بود، رسول خدابه فاطمه عليها السلام تعليم مى داد.
      همان گونه كه درروايات ، سجده بر تربت سيد الشهدا مورد تاءكيد قرار گرفته است ، داشتن تسبيح 34دانه اى از خاك مزار امام حسين عليه السلام نيز ثواب بسيار دارد، و حتّى گرداندن آنبدون ذكر هم با ارزش است. زيرا الهام بخشفرهنگ جهاد و شهادت و قيام براى خداوند است .
      آنچه لازم است ، تاءنّى ، تاءمّلوتوجّه در اين تسبيحات است .
      تنها نبايد چرخش سريع زبان و كلماتى تند و نامفهومباشد. اين تسبيحات ، هر چه با وقار و با توجّه به معناى اين سه ذكر مهمّ باشد، نزدخدا با ارزش تر و براى انسان سازنده تر است .

    • سجده شكر
      سجده شكر نيز يكى از تعقيبات نماز است .
      به شكرانه نعمت هاى بىپايان و بى شمار خداوند، پس از نماز، سر بر خاك نهادن و نعمت هاى او را به يادآوردن ، و شكر گفتن و حمد كردن ، اعمالى است كه هم محبّت خدا را در دل انسان مىافزايد و هم انسان را نزد خدا محبوب و مقرّب مى سازد و هم سبب افزايش نعمت ها مىشود.
      در روايات بسيارى روى اين سجده ، سفارش شده است. حتّى اگر چيزى هم نگوييم ، به شكرانه نعمت ها وسپاس از توفيق طاعت و بندگى ، پيشانى و صورت بر زمين نهادن و حالت سپاس گرفتن ، شكراست . ولى بهتر است ذكرهايى چونشُكْرالِلّه، ياحَمْدالِلّهو ... گفته شود.
      در حديث آمده است اگر انسانبه طول يك نفس كشيدن مرتب بگويد:يا ربّ،يا ربّ... خداوند خطاب مى كند:لَبَّيْكَ، ماحاجَتُكَ؟ حاجتت چيست تا برآورم ؟
      به تعبير امام صادق عليه السلام سجده شكر بعداز نماز، دليل كامل شدن نماز و خشنودى خدا و خوشامدن و اعجاب فرشتگان است . خداونداز آنان مى پرسد: پاداش اين بنده شاكر چيست ؟ مى گويند: رحمت تو، بهشت تو، حلّ مشكلاو، ... خداوند مى فرمايد: همانگونه كه او از من تشكّر كرد، من هم از او سپاسگزارم . اين جمله مى فهماند كه رضايت و سپاس الهى از همه نعمت ها برتر است



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    دعوت .:. راز نـــمـــاز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت ششم «
    • مقارناتنماز
      درمحراب نماز
      اينك ، آماده ورود به متن نمازيم .
      غير از حركات ظاهرىنماز، كه هر كدام فلسفه و رازى دارد، و غير از ذكرها و تسبيح هاى آن ، كه هر كداممفاهيم بلندى را در بر گرفته است ، روح نماز، همانتوجّهاست . نمازگزار بااخلاص و آگاهِ به رمز و راز عبوديت ، بايد همواره و در تمام لحظات و فقرات نماز،بداند كه چه مى كند، در چه مقامى ايستاده است ، با كه سخن مى گويد، طرف خطابش كيستو حرف و خواسته اش چيست .
      اينحضور قلبعنصر اصلى سازندگى نماز وياد خدااست كه فلسفه بلند وعميق نماز است .
      آشنايى به مفاهيم جملات قرائت و ذكرها، و توجّه به معناى اعمالو حركات در نماز، زمينه ساز پيدايش خشوع قلبى و خضوع جسمى و توجّه باطنى به معبوديكتاست . با اين تذكّر، وارد نماز مى شويم :
    • .1 نيّت
      سرفصل اين عبادت و نخستين امر واجب در نماز،نيّتاست . و ...
      نيّت ،تعيين كننده ارزش هر عمل است .
      اگر عبادتى ، از جهت نيّت ، خلل يابد و نمازگزار،دچار ريب و ريا گردد، كاراش بى نتيجه و عبادتش فاسد و رنجش بى اجر خواهد بود. بنابه اهميّت نيّت و خلوص و جايگاه رفيع آن در هر عبادت و عمل ، به ويژه در نماز، بهبحثى نسبتا مبسوط درباره آن مى پردازيم .

    • نيّت چيست ؟
      انگيزه آگاهانه نسبت به هر عملنيّتآن است و در عبادت ، اين انگيزه بايد خدايى باشد ونماز به خاطر رضاى الهى و در جهت تاءمين خواسته او و اجراى فرمانش و به قصد نزديكتر شدن به خدا (قصد قربت ) انجام گيرد.
      اگر در عبادت و نماز، چنين نيّت خالصىوجود داشت ، عامل قرب مى شود وگرنه جز دورى از خدا بازدهى ندارد.
      نيّت ، آگاهى وتوجّه به عمل و هدف آن است . هدف نماز كهيادخداست بايد همواره در دل و ذهن نمازگزار، زنده باشد وانگيزه هاى مادّى و غير خدايى از جمله جلب رضايتِ مردم ، ريا، خودنمايى و شهرت دردل و فكر، راه پيدا نكند.
      در جادّه ها، راه پر خطر را علايم بيشترى مى گذارند. راه بندگى خدا هم ، پر از انواع خطرهايى است كه عمل و فكر و نيّت را تباه و منحرفمى سازد. و از اينجاست كه در متون دينى و رهنمودهاى پيشوايان اسلام ، تعابيرِفىِ اللّهلِلّهفى سبيل اللّهو ... فراوان به كار رفته است . در آيات قرآن ،هفتاد بار كلمهفى سبيل اللّهدر راه خدا درباره كارهايى همچون نماز، زكات ، جهاد،هجر، شهادت ، انفاق ، به كار رفته است رنگِالهىبه هر كارى بخورد، آن را ارزشمند و جاودان مىسازد.(61)
      در سايه نيّت خالص ، كار كم ، زياد مى شود. عمل كوچك ، عظمت مى يابد، انفاقى اندك ، پاداشى عظيم مى يابد، كار دنيايى و مادّى ،به عملى اخروى و معنوى تبديل مى شود.
      اگر كسى عمرى در عبادت و روزه و جهاد وانفاق بگذراند، ولى نه بخاطر خدا، همه اش تباه است ، و اگر دِرهمى انفاق ، مرتبه اىجهاد، گامى كوچك ، سجده اى كوتاه ، براى خدا باشد، نزد خدا محفوظ است و از پاداشخدايى برخوردار.
      امام صادق عليه السلام فرموده است : مَنْ اَرادَ اللّهَ بِالْقَليِلِ مِنْ عَمَلِهِ، اَظْهَرَهُاللّهُ اَكْثَرَ مِمّا اَرادَ، وَ مَنْ اَرادَ النّاسَ بِالْكَثيرِ مِنْ عَمَلِهِاَبَى اللّهُ اِلاً اَنْ يُقَلَّلَهُ فِى عَيْنِ مَنْ سَمِعَهُهر كه در كار اندك خود، هدف خدايى داشته باشد، بيشاز آنكه خودش بخواهد، خداوند كار او را بيشتر جلوه مى دهد و هر كه از كار زياد، جلبنظر مردم را بخواهد خداوند، كارهايش را در ديد شنونده ، اندك جلوه مى دهد.
      دل هابه دست خداست و محبّت مردم نيز با اراده پروردگار است . اگر انسان ، محبوبيّت ومودّت ديگران را هم بخواهد، بايد از خداوند كهمقلّبالقلوباست بطلبد.
      به تعبير امام صادق عليهالسلام : دل حرم خداست ، و در اين حرم و حريم ، نبايد غير خدا راه يابد.
    • چون دل ، سراى توست نهبيگانه
    • در راه دل نشسته ودربانم
    • حاشا كه جز تو، ره به دلميابد
    • جانم فداى تو، اى همهجانانم
    • اخلاص
      كمياب ترين گوهرهااخلاصدر عمل است . يعنى كارى را فقط براى خدا خالص ساختن وچيزىرا شريك او نساختن .
      بسيارى اوقات رعايت مصالح شخصى يا جلب منافع يا جلب توجّهديگران يا انگيزه هاى دنيايى ، خط دهنده اعمالِ ماست . اگر بتوانيم نيّت خود راخالص كنيم ، رستگاريم و همين عمل براى ما مى ماند.
      على عليه السلام فرموده است : اَخْلِصْ لِلّهِ عَمَلَكَ وَعِلْمَكَ و بُغْضَكَ وَ اَخْذَكَ وَ تَرْكَكَ وَ كَلامَكَ وَ صُمْتَكَعمل و علم ودشمنى و گرفتن و نگرفتن و سخن و سكوت خويش را تنهابراى خداخالص گردان .
      درعبادت و نماز، بايد قصد قربت كرد. حتّى اگر گوشه اى از آن براى غير خدا باشد عملباطل است و نزد خداوند، نامقبول .
      حتى اگر نماز را براى خدا بخوانيم ولى انتخابمكان و زمان و نحوه خواندن و ... براى غير خدا باشد، باطل است . در عبادت خدا نبايدديگرى را شريك ساخت . قرآن مى فرمايد:
      وَلاَ يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ اءَحَدَا
      احدى راشريك عبادت خدا قرار ندهيد.
      حتى اگر رزمنده اى در جبهه ، براى غنايم ، ياخودنمايى و اظهار شهامت و ... بجنگد، ارزش ندارد.
      ورود شرك و ريا بهعمل انسان ، طبق حديث ، از حركت مورچه در شبى تاريك ، روى سنگ سياه و سفت ، بىنمودتر و مخفى تر است ! …
      به فرموده امامعلى عليه السلام *: الاِخْلاصُ اَعلَى الايمانِاخلاص ،بلندترين قلّه ايمان است .
      عمل بدون اخلاص ، آفت خيز است و نابود شدنى . نيّتاستوار و خالص ، باعث مى شود انسان هرگز سست و خسته نشود و به عجز و به بن بستنرسد.

    • راه رسيدن به اخلاص
      آنكه جنس خود را ارزان مى فروشد؛يا به ارزش آن ناآگاه است ، يا مشترى را نمى شناسد، يا نرخ و قيمت را نمى داند. قرآن براى آنكه ما كالاى وجود، دل و جان و عمل و عبادت خود را ارزان نفروشيم ، درهر سه زمينه ما را راهنمايى مى كند:
      انسان را جانشين خدا در زمين و امانت دارالهى و اشرف مخلوقات مى شمارد.
      مشترىِ عمل هاى نيك انسان را هم ، خدا مى داند كههم اعمال اندك را مى خرد، هم گران تر مى خرد و هم بدى ها را مى پوشاند و رسوا نمىكند. قيمت انسان را هم ، بهشت مى داند و لذّت هاى ابدى و همجوارى اولياىخدا.
      بيراهه رفتن و دل به غير خدا سپردن را زيان مى شمارد و مى گويد: اگر خود رابه كمتر از بهشت بفروشى ، ضرر كرده اى !
      آنكه به اين نكات توجّه كند، ديگرعبادتش براى جلب توجّه مردم نيست .
      خداوند،ولىّنعمتماست . ياد كردن از نعمت هاى پروردگار، خلوصمى آورد.
      امام سجاد عليه السلام در دعاىابوحمزهثمالىبه خداوند چنين مى گويد:
      خدايا! من كوچكبودم ، بزرگم كردى .
      ذليل بودم ، عزّتم بخشيدى .
      جاهل بودم ، عالمم ساختى .
      گرسنه بودم ، سيرم كردى .
      برهنه بودم ، لباسم پوشاندى .
      گمراه بودم ،هدايتم كردى.
      فقير بودم ، بى نيازم نمودى .
      مريض بودم ، شفايمبخشيدى
      گنهكار بودم ، خطايم را پوشاندى ....
      راه ديگر اخلاص يابى ، توجّه بهكوچكى و بى ارزشى و گذرا بودن دنيا و جلوه هاى مادّى آن است .
      طبق آيات قرآن ،دنيا سرمايه اى اندك است ، غنچه اى است ناشكفته ، كالايى است غرورآفرين و غفلت آور. دل را بايد خانه عشق به بزرگ ترين محبوب و با ارزش ترين هستى ساخت . آنان كه براىغير خدا كار مى كنند، در فرداى قيامت ، خواهند ديد كه از آنها كارى ساخته نيست . چرا براىاللّهكارنكنيم ، كه هم مهربان و بنده نواز است ، هم دادگر و رئوف است ، و هم نيكى ها ازيادش نمى رود و هم به كسى ستم نمى كند.
      مشتِ رياكار روزى باز مى شود، البتّه نزدخداوند از اوّل باز است . ترس از رسوايى رياكارى ، عامل ديگرى در جهت كسب اخلاص است .
      آنكه چهل روز، براى خدا خالص شود، فارغ التحصيل مكتب خودسازى است . چنانكهپيامبر فرموده است :
      مَنْاَخلص للّه اربعين صباحا ظهرتْ ينابيعُ الحكمة مِنْ قلبه على لسانهآنكه چهل روز، خالصانه عمل كند، چشمه هاى حكمت ازقلبش ‍ بر زبانش جارى مى شود.
      اخلاص ، ثمره يقيناست . اگر كسى ايمانى از روى يقين به خدا و قيامت و بهشت و جهنم و حساب و كتابداشته باشد، جز براى رضاى حق تعالى عبادت و عمر نمى كند.

    • نشانه هاى اخلاص
      از كجا مى توان فهميد كه عبادتمان خالصانه است ؟ نشانه هاى اخلاص چند چيز است :
      .1 عدم توقّع از ديگران
      اگر كار براى خداست ، انسان مخلص ، چشمداشت تشكّر و قدردانى از غيرخدا ندارد. اگر قدر نشناسى و ناسپاسى هم ديد، باز در عمل خويش ثابت قدم و استواراست . اين نشانه آن است كه براى خدا كار مى كند.
      سورههل اتىدر شاءن حضرت على وحضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السلام نازل شد، كه سه روز روزه نذرىگرفته بودند، و در هر سه روز، افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و با آب ،افطار كردند. سخن اين خانواده با اخلاصِ، چنين بود: إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لاَ نُرِيدُ مِنكُمْجَزَآءً وَلاَ شُكُوراًما شما را بخاطر خدا طعام داديم ، و ازشما پاداش و تشكّرى نمى خواهيم .
      گاه كسى بدون چشم داشتِ مالى ، خدمتى انجام مىدهد ولى در باطن دوست دارد اين را همه مردم بدانند و اذعان كنند كه بى مزد و رايگانكار مى كند و اين با اخلاص سازگار نيست . اگر كسى از اين ناراحت شود كه ذكر خيرى ازديگران به ميان مى آيد و از او نه ، در واقع در اخلاصِ نيت او خلل وارد مىشود.

    • .2 توجّه به تكليف ، نهعنوان
      مخلصان ، بندهتكليف اند، نه اسير عنوان !
      چه بسا كارهاى لازم كه بر زمين مانده ، و كسى سراغشنيم رود، تنها به اين جهت كه عنوان مهم و معتبرى همراه ندارد.
      اخلاص را از آنجامى توان شناخت كه انسان تكليفش را - هر چه باشد - انجام دهد و كارهاى بزرگ و كوچك ،با عنوان و بى عنوان ، داراى نمود و آوازه يا گمنام و ناشناخته ، برايش يكسان باشد. اگر جز اين باشد، رگه هايى از ناخالصى در نيتش وجود دارد.

    • .3 پشيمان نشدن
      انسان مخلص ، از كار نيكى كه كرده، پشيمان نمى شود. چون نزد خدا پاداشش ‍ محفوظ است و به وظيفه هم هر چه بوده عملكرده است . پس پشيمانى چرا؟
      اگر به قصد قربت ، به ديدار كسى يا به مجلس ختمرفتيد، امّا آنان متوجه حضور شما نشدند و تشكّر نكردند، پشيمانى ندارد. اگر در اينشرايط از رفتن پشيمان شديد، پاى اخلاصتان مى لنگد.

    • .4 عدم تاءثير استقبال يا بى اعتنايى
      اين هم نشان ديگرى از اخلاص است . اين نباشد كه چون كارتان مورد ستايش واستقبال قرار مى گيرد، تشويق به انجام آنشويد، واين نباشد كه چون كارتان با بى اعتنايى وبى مهرى مردم روبرو شود سست شويد. اگر كار براى خداست نبايد تشويق و استقبال يا بى اعتنايى و عدم قبول مردم در انسانمخلص مؤ ثر واقع شود. اگر كار براى خداست نبايد تشويق و استقبال يا بى اعتنايى وعدم قبول مردم در انسان مخلص مؤ ثر واقع شود.
      اميرالمؤ منين عليه السلام در اينزمينه ، ضابطه و ملاك جالبى به دست ما داده است . مى فرمايد:
      لِلْمُرائِى ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَكْسِلُاِذا كانَ وَحْدَهُ يَنْشِطُ اِذا كانَ فِى النّاسِ وَ يَزيدُ فِى الْعَمَلِ اِذاكانَ اُثنِىَ وَ يَنْقُص اِذا ذُمَّ
      رياكار، سه علامت دارد: اوّل آنكه وقتىتنهاست ، با كسالت و بى حالى عمل مى كند. دوّم آنكه در حضور مردم ، نشاط مى ورزد. سوّم آنكه اگر تعريفش كنند، مى افزايد و اگر ملامتش كنند، مى كاهد.

    • 5 .يگانگى ظاهر و باطن
      از نشانه هاى ديگر خلوص ، همگونىظاهر و باطن است . عملش در ظاهر با نيّتش در باطن يكسان باشد. گندم نماى جو فروشنباشد، و همان باد كه نشان مى دهد،بودونمودش يكى باشد.
      على عليه السلام فرموده است : مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَعَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ، فَقَدْ اَدّىَ الاَمانَةَ وَاخْلَصَالْعبادَة.كسى كه ظاهر وباطنش و نهان و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم اختلاف نداشته باشد، او امانت الهىرا ادا كرده و عبادت و بندگى را خالص ساخته است . نشانه هاى ديگرى هم براى اخلاصوجود دارد كه به همين قدر، بسنده مى شود.
      آنكه اخلاص دارد، نورانيتى در دل ،توفيقى در عمل ، پاداشى در دنيا و آخرت ، عاقبت بخيرى و خوش نامى ، محبوبيّت و نامنيك خواهد داشت . اين وعده الهى است كه پاداش نيكوكاران خالص و بندگان مخلص ضايعنمى شود.
      پس نمازى بخوانيم ، با اخلاص و توجّه به خدا.
      نمازى كه خواندنش ، يكدعاى مستجاب دارد.
      نمازى كه به انتظار نشستن براى آن ، خود عبادتاست.
      نمازى كه از انفاق خانه اى پر از طلا بهتر است.
      نماز بخوانيم ، و حق آن را ضايع نكنيم ، درانجام آن سستى و كاهلى نكنيم ، گاه و بيگاه ، ترك نكنيم ، به خاطر مشغوليات ديگر،آن را عقب نيندازيم .
      نماز اوّل وقت و به جماعت را فراموش نكنيم . كه ... يادخدا بزرگ تر از هر چيز است : وَلَذِكْرُ اللّهِ اءَكْبَرُ

    • .2 تكبير
      اللّهُ اكبر
      خدابزرگ تر است . بزرگ تر از هر چه به وصف آيد و در ذهن و زبان بگنجد. بزرگ تر از آنچهمى گويند و مى خوانند و مى شناسند.
      بزرگ تر از فكر و خيال و انديشه ما و در واقعبزرگ تر از آنكه با ديگران مقايسه شود
      با اين كلام نماز شروع مى شود. اين شعار،تكبيرة الاحرام است ، يعنى اللّه اكبرى كه با آن به حريم نماز وارد مى شويم و غيرخدا را از ياد مى بريم و براى جز او عظمتى نمى شناسيم و كارهاى خلاف را بر خود حراممى كنيم .
      توجّه قلبى به عظمت خدا را با تكبير بر زبان مى آوريم تا زبان مان بادل مان همصدا شود. اللّه اكبر يعنى خدا از همه بزرگ ها بزرگ تر است و از همه عظمتها برتر است . اصلا اوست كه سرچشمه بزرگى و عظمت و قدرت است ، با تكيه بر او از هيچقدرتى هراسى نيست ، با اتّكاى به او، از هيچ منبع و تكيه گاهى چشمداشتى نداريم .
      كافران با نام بُت شروع مى كردند، و طاغوتيان همواره نام طاغوت بر زباندارند.
      اللّه اكبر، خط بطلانى است بر همه قدرت هاى طاغوتى ، وسوسه هاى ابليسى وجاذبه هاى مادّى .
      چنانكه هواپيما هر چه بيشتر اوج بگيرد، خانه ها كوچك تر ديدهمى شود، انسان هر چه خداشناس تر شود و عظمت ها و نعمت ها و قدرت هاى الهى را بيشتربشناسد، جز خدا هر چه هست در نظرش كوچك مى شود و خدا بزرگ تر از هر چيز، آرى ... اللّه اكبر
      مرحوم فيض كاشانى مى گويد:
      هرگاه در نماز، حلاوت و شيرينى مناجات را يافتيد، بدانيد كهتكبير شما مورد قبول و تصديق خداوند قرار گرفته ، و اگر چنين نبود، بدانيد كهخداوند، شما را نپذيرفته و سخن تان را تصديق نكرده است.

    • .3 قرائت
      سوره حمد
      بِسْمِ اللّهالْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ
      با يارى خداوند،با نام و ياد او، با نيّتى الهى شروع مى كنيم . خدايى كه به همه لطف دارد، و هميشهلطيف و مهربان است .
      بسم اللّه، در آغاز همه كتابهاى آسمانى بوده است . هر كارى كه با نام خدا شروع نشود، به انجام مطلوب نمى رسد.(77)
      بسم اللّه، خدايىكردن كارهاست ، و رنگ و نشان خدا زدن بر اعمال و عبادات . پيامبران نيز شروع كارشانبابسم اللّهبوده است ، همچون نوح ، كه كشتى خود را بهناماللّهبه آب انداخت و با نام او آن را متوقفكرد.
      شروع هر كار به نام خدا رمز عشق به خداست و توكّل بر او و نشانه بندگىانسان در پيشگاه خداست ، يعنى اينكه : خدايا، همواره به ياد توام ، با ياد تو شيطانرا فرارى مى دهم و به كمك نام تو يادت را در دل زنده نگاه مى دارم .
      الْحَمْدُِللّهِ رَبِّالْعَلَمِينَ
      حمد و ستايش ، مخصوص خداوندىاست كه پرورش دهنده جهانيان و سرپرست نظام هستى و صاحب همه نمعت هاى مادى و معنوىاست .
      ربّ آسمان ها و زمين و پروردگار همه موجودات است .
      كوه هاى سنگين رالنگر زمين ساخته ، فاصله خورشيد تا زمين را در حدّ متعادلى قرارداده ، به انسان هااز دوران طفوليت ، راه زندگى وتاءمين نيازها را الهام كرده ، چشم و گوش وفكر وقدرتوغرائز عطا كرده ، ولطف پيدا و پنهانش را شامل حال انسان نموده است . چه ناسپاس اندآنان كه زبان به ستايش خدا نمى گشايند. از نعمت ها بهره مند مى شوند و نافرمانى مىكنند، غرق در مواهب الهى اند وبخشنده آنها را نمى شناسند.
      انسان و اين همهناسپاسى و بى معرفتى ؟ به راستى كه انسان موجودى ظَلوم و جَهول است ! ....
      الحمد للّه رب العالمينيعنى همه ستايش ها از آن اوست ، كه امكان رشد وتربيت را در انسان و همه موجودات فراهم كرده است .
      هم آفرينش از اوست و هم پرورشآن ها.
      مگر مى توان سپاسى در خور و تشكرى شايسته ربوبيّت و پروردگاريشنمود؟
    • از دست و زبان كه بر آيد
    • كز عهده شكرش به درآيد
    • زبان ها ناتوان از شمارش نعمت هاى اوست ، تاچه رسد به اداى حقّ او و سپاس نعمت هايش :
    • بنده همان به كه ز تقصيرخويش
    • عذر به درگاه خدا آورد
    • ورنه سزاوار خداونديش
    • كس نتواند كه به جا آورد(78)
    • الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
      سايه رحم هميشگى ورحمت همگانى اش بر سر خاص وعام ، افكنده است . كيست بگويد من از رحمت خدا بى بهره ام ؟ حتّى براى گناهكاران هم، درى همچونتوبهگشوده است كه از رحمت او محروم نشوند، و آنان را دوست مى دارد.
      رحمتش چنان عام و فراگير است كه ماءيوس شدن ازرحمت او از گناهان كبيره است . و خود فرمان داده است كه از رحمتش ماءيوس نشوند. اوهمه گناهان را مى بخشد.
      خداوند، با رحمتخود، نه تنها لغزش ها را مى پوشاند و مى بخشايد، بلكه حتّى لغزش ها را به حسناتتبديل مى كند.
      نه تنها نعمت هاى مادى اش ما را احاطه كرده ، كه نعمت هاى معنوىاش فراگير ماست . نه تنها شيرينى هاى زندگى از رحمت اوست ، بلكه حوادث ناگوار، كهگاهى تازيانه عبرت و هشدار بيدار باش و غفلت زدايى است ، از رحمت او به بنده اشسرچشمه مى گيرد تا بيشتر در كام هوس فرو نرود و در دام گناه نيفتد.
      او رحمان است، رحيم است ، بنده نواز و مهربان است ، ذرّه پرور و خطاپوش و عذرپذير و بزرگوار است .

    • مَالِكِ يَوْمِالدِّينِ
      صاحب روز جزا و مالك قيامت است .
      لطف خدا، از آغاز آفرينش ما، همراه مان بوده است و زندگى ما را همچنان به طورگسترده فراگرفته است .
      حساب آينده ما و سرنوشت قيامت ما هم به لطف او بسته است . گرچه او مالك دنيا و آخرت است ، امّا چون مالكيّت كامل و مطلق و بى رقيب او درقيامت براى همه ، واضح تر و آشكارتر مى شود، همه حيله ها، وساطت ها، تكيه گاه ها،اميدها، از اثر مى افتد و تنها فرمان خدا آن روز حاكم و نافذ است ، از اين رو مالكآن روز به حساب آمده است : وَالاَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلّهِتمام كارها آن روز به دست خداست .
      آن روز ازمردم سئوال مى شود: لِمَنْالْمُلْكُ الْيَوْمَامروز، حكومت از آن كيست؟ جواب مى دهند:
      لِلّهِالْواحِدِ الْقَهّاراز آنِ خداى يگانه وقدرتمند.
      در نماز، با اين صفت ، ياد روزِ سختِ دادرسى در دل ها زنده مى شود وخوف و خشيت الهى ، بر دل ها سايه مى افكند و نماز، دريچه اى مى شود بهياد قيامت.
      در حديث آمدهاست كه امام سجاد عليه السلام در نماز، هنگامى كه به جملهمالك يوم الدينمى رسيد، آن را آن قدر تكرار مى كرد كه نزديك بودروح از بدنش پرواز كند.
      قيامت ، روز دين ،روز جزا، روز حسابرسى و كيفر كردار است . ياد آن ، دل ها را نرم مى كند، تكبّر وغفلت را مى زدايد و عظمت الهى را در دل ، مجسم مى سازد.

    • إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَنَسْتَعِينُ
      تا اينجا، مقدمه چينى و زمينهسازى براى اظهار بندگى و ابراز نياز و مددخواهى است . نمازگزار، خدا را به رحمت وكرم ، ستوده است ، او را سررشته دار تربيت وهدايت همه جهان وجهانيان دانسته ، همهستايش ها را مخصوص او ساخته ، سرانجام خود را در دست او ديده است .
      با درك عظمتخداوند و نياز خويش مى گويد:
      ايّاك نعبدتنهاتو را مى پرستيم ، تنها بنده توييم ، نه برده ديگران . تنها مطيع امر توييم ، نهغلام حلقه بگوش جباران و كافران . و ....ايّاك نستعينتنهااز تو يارى مى طلبيم و استعانت مى جوييم . حتّى عبادت مان ، توفيقى از تو لازم داردوگرنه شيطان ، ما را به سوى طغيان و گردن كشى سوق مى دهد.
      توان جسمى و سلامت بدنرا از او مى طلبيم ، تا قدرت عبادت داشته باشيم . شناخت وظيفه و عمل به تكليف را بااستعانت از او انجام مى دهيم . او بايد كمك مان كند تا خداشناس شويم ، به ياد نعمتهايش باشيم و به شكرانه آن ، در محراب عبادت بايستيم وبندگىخود را ابراز كنيم .
      قبول نمازمان از سوى اوست . نجات از غرور و عجب به توفيق اوست . علاقه بهعبادت و پرستش ، از بنده نوازى او سرچشمه مى گيرد. غلبه بر موانع اطاعت و بندگى ورها كردن علايق و جاذبه هاى گذرا و فانى ، و روى آوردن به كانون زيبايى ها و منشاءكمال ها به توفيق اوست .
      ايّاك نعبد...يعنى تنهابنده تو هستم ، نه برده شرق و غرب ، نه اسير زر و زور، نه دلبسته مقام و مال و شكمو شهوت ...!
      ايّاك نستعين ... بر هر گونه حقارتپذيرى و استمداد از قدرت هاى مادّى و پوشالى خط بطلان مى كشد وكار واسطه ها را بىاثر مى داند.

    • اِهْدِنَاالصِّرَ طَ الْمُستَقِيمَ
      در پيچ وخمراههاى زندگى ودرميان هزاران راه رنگارنگ و گوناگون ، راه راست يكى است كه به خدامنتهى مى شود و ما را به خدا مى رساند. در اين كه آن راه چيست و چگونه بايد آن راپيمود، بايد از خدا مدد گرفت و هدايت طلبيد.
      در اين عبارت ، طلب هدايت از خدا مىكنيم تا ما را به راه راست وصراط مستقيمراهنمايى كند. چرا كه راههاى غير مستقيم ، بسيار است . راههوس ها، افراط و تفريطها، وسوسه هاى شيطانى . راههاى بى منطق و برهان ، مسيرهايىهلاكت بار و آينده سوز. راههاى بى مرشد و راهنما. راهى كه طاغوت ها پيش پاى مردم مىنهند، راه سليقه هاى شخصى در مقابل راهنمايى هاى دين و... كه اين همه راه نيست ،بلكهبيراههاست .
      پس راه مستقيم كدام است ؟
      قرآن ، راه مستقيم را راه خدا و انبيا مى داند. راه بندگى و عبوديت خدا: وَاءَنِ اعْبُدُونِى هَذَا صِرَطٌمُّسْتَقِيمٌراه پيوند وتمسّك به آيين خدا و پذيرش قانون الهى. راه رهبران معصوم وپيشوايان اهلبيت ، كه امام صادق عليه السلام فرمود: به خدا سوگند راه مستقيم ، ماهستيم.
      البتّه راه مستقيمِ الهى و حركت در مسير خداطبق شرايط و مقتضيات ، متفاوت مى شود وتكليفكارهاى گوناگونى از ما مى طلبد. وظيفه ما در زمان هاىمختلف و نسبت به اشخاص گوناگون فرق مى كند.
      پس گاهى تشخيص راه مستقيم دشوار استو حركت در آن دشوارتر. راهى است باريك و لغزنده و پر خطر، كه يك لحظه غفلت ، انسانرا به جهنم گناه و فساد و سقوط مى افكند. از اين رو، بايد از خدا راهنمايى خواست ،كه هم راهشناس است و هم راهنما. و هم رهنمايانى فرستاده كه از راه به بيراهه نيفتيمو در فكر، عمل ، اخلاق ، وظايف اجتماعى - سياسى ، روش رفتار در خانواده و جامعه ،راه دخل وخرج ، حشر ونشر، رفت و آمد، معاشرت و داد و ستد، از صراط مستقيمى كه خدامى خواهد و مى پسندد، دور نشويم .
      راه مستقيم ، راه اعتدال و ميانه روى و دورىاز افراط و تفريط است . حتّى در عبادت ، اعتدال امر مطلوبى است.
      امام عسگرى عليه السلام در تفسيراهدنا الصّراط المستقيممى فرمايد: نمازگزار با بيان اين جمله مى گويد: راهمستقيم ، راهى است كه از كوته فكرى بالاتر و از بلندپروازى و غلوّ، پايين ترباشد.
      و امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
      راه مستقيم ، راهى است كه انسان رابه محبّت خدا و دين او سوق مى دهد و از هواپرستى و پيروى از سليقه ها و آراىِ شخصىدر دين ، باز مى دارد.
      راه مستقيم ، دورى از كوتاهى و زياده روى است . رهرو اين راه نه از فرط آرزو به طمع مى افتد، نه از شدّت طمع به حرص گرفتار مىشود. نه هنگام ياءس از تاءسف مى ميرد، نه وقت ناراحتى اسير طوفان خشم مى شود. نههنگام شادى بدمستى مى كند، نه تموّل او را ياغى مى سازد و نه ناگوارى ها او را بهشِكوِه وامى دارد.
      پس اين كه راه مستقيم و روش عادلانه چيست ،اين را هم بايد از دين آموخت و توفيق آن را از خدا طلبيد.

    • صِرَاطَ الَّذِينَ اءَنْعَمْتَعَلَيْهِمْ
      راه مستقيمى كه در آيه قبل ، ازخدا خواستيم ، در اين آيه كمى توضيح داده شده است : راه كسانى كه بر آنها نعمت دادى، نعمت هدايت وتوفيق ، نعمتِ علم ، جهاد، شهاد ورهبرى دينى .
      قرآن كريم ،پيامبرانصديقانشهيدانوصالحانرا از كسانى دانستهكه خداوند به آنان نعمت عطا كرده است :
      وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَاءُولََِّكَ مَعَالَّذِينَ اءَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّديقِينَوَالشُّهَدَآءِ وَالصَّ لِحِينَ وَحَسُنَ اءُوْلََِّكَ رَفِيقاً
      اين آيه ،پيروان خدا و رسول را با اين چهار گروه ، همراه مى داند و اين چهار دسته از انسانهاى برجسته را، رفقايى نيكو معرفى مى كند.
      در نماز، از خدا مى طلبيم كه راهمستقيم را كه راه انبياى الهى و شهيدان و نيكوكاران و راستان است به ما بنماياند وتوفيق گام برداشتن در راه آنان را بما عطا كند.
      در روايات متعددى راه آنان كهخدا نعمتشان داده بر راه امامان معصوم منطبق شده است.
      درخواست راه مستقيم و راه نعمت يافتگان ازخدا، تعيين و تلقين خط فكرى و عملى صحيح در زندگى است تا جهت گيرى عملى و اجتماعىما در راستاىحقباشدنه آميخته به هوس ها و نه آلوده به فسادها و نه دلبسته به طاغوت ها!

    • غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَالضَّآلِّينَ
      نه راه غضب شدگان و گمراهان . راه فرعون ها، قدرتمندان بى تعهّد، مستكبران ياغى ، كه به قهر خدا هلاك و غرقشدند.راه قارون ها و سرمايه داران سنگدل كه در برابرمردان خدا گردن كشى كرده و در خاك فرو رفتند.
      و نه راهدانشمندان بى عمل و دنياپرست كه به آنچه مى گويند، خود پايبند نيستند.
      چهره غضب شدگان تاريخ را در نظر آوريد، اقوامو ملّت هايى كه با عذاب هاى آسمانى يا بلاهاى زمينى به قهر خدا گرفتار شدند و تار ومار گشتند. منافقانى كه در قرآن از مغضوبين به شمار آمده اند. گمراهانى كه از راه حقّ، راستى و توحيد، بهبيراهه باطل وانحراف فكرى وفسادعملى افتاده اند.
      از خداوند مى خواهيم كه ما رادر زمره نيكان روزگار و صالحان تاريخ قرار دهد، نه پيرو مفسدان و باطل پرستان گمراهو مغضوب .

    • سوره توحيد
      بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيِمِ . قُلْ هُوَ اللّهُاءَحَدٌ . اللّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُكُفُواً اءَحَد
      به نام خداى بخشنده مهربان . بگو، كه او خداى يكتا و بى نياز است . نه زاده است و نه زاده شده و نه كسى همتاىاوست .
      اين سوره نيز با ياد خداوند مهربان آغاز مى شود. سپس يكتايى و بى نيازىاو را مطرح مى كند. و با صفات ديگر خداوند به پايان مى رسد. سوره اى است توحيدى . ويكتايى خداوند را در آفرينش ، پرورش ، مالكيّت ، حاكميّت ، فريادرسى و بى نيازى مىرساند.
      خدايى كهصمداست ، بى نياز است وهمه نيازمندان به او توجّه مى كنند. از ويژگى هاى آدمى همچونخواب ، خوراك ، غفلت ، خستگى ، زاد، ولد، ترس و... به دور است . نه جسم است نه مثال . نه مكان وزمان دارد و نه شكل ومحدوديّت.
      برخلاف مسيحيان كهعيسىرا فرزند خدا مىپندارند و مشركان كه فرشتگان را دختران خدا مى شناسند، خداى متعال بى زاد و ولد است . نه فرزندى دارد، نه فرزند كسى است .
      و هيچ چيز شبيه او نيست . و هيچ كس و هيچقدرت ، همتاى او نيست :لَيْسَكَمِثْلِهِ شَىْءٌ
      حمد و سورهرا كه مى خوانيم ، رو به قبله ايم ، بدنمان آرام است ، فكرمان به ياد خداست ، احساسمان ، عبوديت و بندگى است ، حالت قلبى مان خشوع و نياز و توجّه . خود را در محضرخداوند مى بينيم . تواضع ، بر دل و جانمان و بر اندام و نگاه و صدايمان حاكم است .
      عبدى در برابر معبود، آفريده اى در آستان آفريدگار، نيازمندى در پيشگاه بىنياز. راستى اگر چنين حالت و احساسى پديد آيد امكان دارد در نماز، دل به جاى ديگررود و حواس از ياد خدا غفلت كند؟
      رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى را ديد كه درحال نماز، با ريش خود بازى مى كرد، فرمود: اگر توجّهش به نماز بود و قلبش خشوع داشت، چنين نمى كرد! .

    • .4 ركوع
      عظمت پروردگارانسان را به ركوع و كرنش وامى دارد و خدايى او، بنده را به تواضع . ركوع ، خم شدندر برابر عظمت او و اظهار بندگى و طاعت اوست .
      تا حدّى خم مى شويم تا دست ها بهزانو برسد. گردن را مى كشيم ، يعنى آماده ايم كه سر در راهت بدهيم .
      خم مى شويم، يعنى كبريايى تو ما را به تعظيم وامى دارد و در برابر عظمت و يگانگى تو، الفِقامت مان دال مى شود و سرو قامتمان مى شكند.
      ركوع ، ادبِ عابد است و سجود قرباو. كسانى به خدا نزديك تر مى شوند كه در اظهار ادب كوتاهى نكرده باشند.
      على عليه السلام ، آن قدر ركوع طولانى داشت كهعرق از ساق پايش جارى و زير قدم مباركش تر مى شد.
      امام صادق عليهالسلام بيش از سى مرتبه ، در ركوع و سجود، ذكر خدا را تكرار مى كرد.
      ركوع ، ازركن هاى نماز است . اگر به عمد يا اشتباه فراموش شود، نماز باطل است . در هر ركعتيك ركوع واجب است ، مگر در نماز آيات كه در هر ركعت پنج ركوع دارد. و نماز ميّت كهبى ركوع است .
      ركوع ، تركيبى است از فعل و ذكر. حركت و عملش ، نشان فروتنى وتواضع و خضوع است و ذكرش ، تسبيح خداى متعال
    • . سُبْحانَ رَبَّىَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ
      گروهى از فرشتگان همواره در ركوع اند. انسان راكع ، هماهنگ وهمراه با فرشتگان مى شود،همسويى و همسانى بنده اى زمينى با فرشتگان آسمانى . و چه افتخارى بالاتر از اين؟!

    • .5 سجود
      سجود نيز همچون ركوع ، از اركاننماز است .
      سجده ، جز براى خداوند جايز نيست . اگر بنده اى به امر خدا سجده بركسى يا چيزى كرده .و اگر فرشتگان ، سجده بر آدم كردند.در واقع در برابر خداوند سجده كرده اند و اطاعتامر او به جا آوردند.
      سجده ، تذلل و اظهار كوچكى و خاكسارى در برابر خداست . مگرنه اينكه همه آفريدگان در پيشگاه امر او و عظمت او ساجدند؟ مگر نه اينكه آفريدگانزمين و آسمان مانند خورشيد و ماه و اختران و كوه ها و درختان و حيوانات ، و تودهعظيم مردمان از براى خداوند سجده مى كنند؟
      چرا ما، همسوىبا همه كاينات ، سجده بر خدا نكنيم .
      در سجده نيز تسبيح خدا مى گوييم و او را ازهر عيب و نقص ، و هر صفتِ بشرى ، و هر عجز و ناتوانى ، و از هر آنچه به ذهن مانخطور كند و تصوّر شود، منزّه و مبرّا مى دانيم .
    • تسبيح گوى او نه بنى آدمند وبس
    • هر بلبلى كه زمزمه بر شاخساركرد
    • چرا ما در ركوع و سجودمان ، تسبيح گوى آن ذاتبى همتا باشيم ؟
    • در ثنايش ، ذكر مرغانچمن
    • ((سَبِّح اسْمَ رَبِّكَالاَعْلى))بود
    • و مگرما كمتر از گياهان و مرغانيم ؟
      سجده ، عالى ترين درجه عبوديّت است . سجده برزمين و آنچه از زمين است صحيح است و بر خوراكى ها و پوشاكى ها و جواهرات حرام ونماز باطل است .
      سجده ، رمز بندگى است . پس بايد همراه با تذلّل و خشوع و فروتنىو شكسته دلى و شكسته نفسى باشد. اگر با اشك چشم همراه بود، چه بهتر! و اگر طولانىبود، فضيلتش بيشتر!
      امام سجاد عليه السلام ، زينت ساجدان و فخر عابدان بود. درسجده ، چندان با توجّه نام خدا را تكرار مى كرد كه وقتى سر بر مى داشت بدن مباركشغرق عرق بود.
      امام كاظم عليه السلام پس از نماز صبح سر برخاك مى نهاد و تا روز بلند شود و آفتاب برآيد، در حال سجده بود.
      ابراهيم خليل ، در اثر سجده هاى طولانى بهمقامخليل اللّهىرسيد.
      خداوند، ياران رسول خدا صلى الله عليه و آلهرا چنين معرفى مى كند:
      تَرَيهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَاللّهِ وَرِضْوَناً
      آنان رامى بينى كه در حال ركوع اند يا سجود، و اميد به فضل خدا و خشنودى او دارند.
      رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود:
      سجده بسيار، گناهان را مى ريزد، آنگونه كه بادبرگ درختان را.
      سجده انسان ، سخت ترين و كمرشكن ترين حالتبراى ابليس است . مگر نه اينكه ابليس ، به خاطر تكبّر و غرور، از سجده بر آدمامتناع كرد و رانده درگاه الهى و مطرود و ملعون ابدى شد؟
      سجده بر خاك كربلا،ثواب نماز را بيشتر مى كند. تربت پاك سيدالشهدا، مكتب آزادى و الهام بخش جهاد وشهادت است . سجده بر اين تربت مقدّس ، انسان را با فرهنگ عاشورايى كربلا آشنا وماءنوس مى كند.

    • .6 ذكر سُبْحانَاللّه
      اين ذكر مقدّس وپرمعنى كه در تمام عبادت ها، نيايش ها، سجده ها و ركوع ها به چشم مى خورد و به كارمى رود، حقيقتى را در بردارد كه ريشه در همه عقايد و تفكرات صحيح اسلامى دوانده استو زير بناى ارتباط انسان با خدا و صفات كمال اوست .
      توحيد، بر اساس تسبيح خدا ومنزّه دانستن او از شريك و شبيه است .
      عدل بر مبناى تسبيح ومنزّه دانستن خدا ازستم و تبعيض و حق كشى است .
      نبوّت و امامت نيز بر تسبيح استوار است . منزّهدانستن خداوند از اينكه بندگانش را بى حجت و راهنما رها كند و پيك هايى براى ابلاغراه هدايت نفرستد.
      معاد نيز بر اين پايه است . منزّه دانستن خداوند از اينكهپاداش نيكى ها و كيفر بدى ها را به نحو كامل ندهد و زندگى بشر و آن همه مجاهداترسولان الهى به بيهودگى و بى ثمرى بيانجامد، چرا كه زندگى بى معاد پوچ است و بى هدف . سبحان اللّه ، كه خدا كار بى هدف كند و فلسفه وجودى انسان را به محدوده موقّتدنيا محدود سازد!
      عشق به خدا نيز با پايه تسبيح است . تا او را از هر عيب و نقصىدور و پاك ندانيم ، چگونه مى توانيم دل را خانه محبّت او سازيم ؟
      رضاى انسان همبر اساس تسبيح است . كسى مى تواند از خدا راضى باشد كه كارهاى او را حكيمانه بداندو بر امر و دين او خورده نگيرد و آن را عيبناك نداند.
      طاعت و بندگى نيز بر اينپايه استوار است . خضوع و خشوع ، در برابر معبودى رواست كه كمال و علم و قدرت وجاودانگى داشته باشد و اين همه در مفهوم تسبيح نهفته است .
      توكّل و تقوا هم برتسبيح خدا مبتنى است . تا خدا را تكيه گاهى مطمئن و مدبّرى حكيم و آفريدگارى تواناكه قدرت مطلقه هستى به دست اوست ندانيم ، چگونه مى توانيم بر او توكّل كنيم و از اوو حساب و عِقابش پروا داشته باشيم ؟! تقوا هم وقتى است كه انسان ، خدا را منزّه ازغفلت و جهل و بى خبرى و خواب بداند.
      روح تعبّد و مغز عبادت ، همان تسبيح است .
      در ميان فرمان هاى عبادى كه خدا به پيامبر عزيزش داده ، بيش از همه ، دستور بهتسبيح است . شانزده مرتبه فرمانِسَبِّحاز سوى خدا، خطاب به پيامبر به اينكه : خدا را تسبيح بگوى، پيش از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن ، در ساعات شب و اوقاتِ روز، در صبح و شام ،و آنگاه كه بر مى خيزى.
      از امام سجادعليه السلام نقل شده است كه : هرگاه بنده اى بگويدسبحان اللّههمهفرشتگان بر او درود مى فرستند.
      چه معامله پربركتى ! بى جهت نيست كه اولياى خدا، همواره ذكر بر لب دارند و عشق در دل ، و زبانشان به نام و ياد خداى محبوب زمزمه گر است .
      ما نيز همصدا با همه كاينات وفرشتگان ، با توجّه و از اعماق جان ، عاشقانه و عارفانه مى گوييم : ... سبحان اللّه!

    • .7 قنوت
    • دست حاجت چو برى ، نزد خداوندىبر
    • كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود
    • قنوت ، دستنياز بر آستان الهى بلند كردن است و خواسته ها را بر شمردن ، و اين از مستحبات اكيددر نماز است .
      معناى قنوت ، اطاعت و دعا و توجّه و خشوع در نماز است . در قنوتمى توان هر دعايى را خواند. قنوت طولانى ، نزد خداوند مطلوب است .
      از رسول خداصلى الله عليه و آله روايت شده كه : هر كه در دنيا، صاحب قنوت هاى طولانى باشد، درروز دشوار قيامت و در پيشگاه عدل الهى ، آسوده تر خواهد بود.(112)
      بهترين نماز آنست كه قنوت طولانى داشته باشد. آنان كه به مقام خدا عارف ترند و در نمازشان ، گفت و گويى عاشقانه با پروردگاردارند، دعاهاى طولانى در قنوت نمازشان مى خوانند، آن گونه اند كه درباره برخى علمانقل شده است .

    • .8 تشهّد
      اشهد ان لااله الاّ اللّه وحدَه لا شريك له و اَشهدُ انّمحمّدا عبدُه و رسولُه الّلهمّ صَلِّ عَلى محمّدٍ و آلِ محمّد
      در پايان هر دو ركعت ، و در ركعت پايانى هرنماز، بايد دو زانو نشست و يكتايى خدا و رسالت پيامبر را گواهى كرد و به اين دو اصلاعتقادى شهادت داد. آنگاه بر رسول خدا صلوات و درود فرستاد. اين تكرار شعارها ومحتواهاى اعتقادى ، براى تداوم بخشيدن به اين بينش و استوار ماندن در اين راه است . تجديد بيعت با خدا و رسول است ، اقرار و اعتراف به نبوّت نبى اكرم صلى الله عليه وآله است ، شهادت دادن است ، به اين كه آن حضرت ،عبدورسولخداست . بنده است وپيامبر.
      عبوديّت قبل از رسالت بيان شده ، و اين مى رساند كه بندگى برتر از رسالتاست . و اساسا رسول خدا، چون بنده است ، رسول شده و رسالتش ريشه در عبوديت اودارد.
      پس از ذكر يكتايى خدا و رسالت رسول ، صلوات بر پيامبر و آل او از واجباتاست و آنكه اين تحيّت و درود را نفرستد، نمازش باطل است .
      خداوند در قرآن كريمبه مؤ منان فرمان مى دهد كه بر پيامبر صلوات و سلام بفرستيد. از آن حضرت پرسيدند،چگونه صلوات بفرستيم ؟ فرمود بگوييد:اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ وَ على آل محمّداين كيفيتِ صلوات در كتب مهم اهل سنّت نيز آمده است.
      ذكر صلوات بر پيامبر وخاندانش ، پس از ذكرشهادتين كه رمز اسلام است : بيانگر نبودن جدايى ميان پيامبر صلى الله عليه و آله واهل بيت عليهم السلام است .
      طبق احاديثى كه از پيامبر نقل شده ، صلوات هاى ما بهآن حضرت مى رسد و اين صلوات ها در قيامت ، نورى مى شود كه راه انسان را روشن مىكند.
      پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : هركه هنگام شنيدن نام من بر من صلوات نفرستد، بخيل است.
      صلوات ، سبب استجابت دعا و رضاى الهى مى شودو كارهاى مؤ من را پاك مى سازد.
    • 9.سلام
      سلام ما به رسول خدا، نشانه ادب و احترام و حق گزارى ماست . سلام بهمعناى سلامتى ، خير، بركت وامنيّت است و يكى از نام هاى خداوند در قرآن است :السّلامُ المُؤ منُ
      بهترينسلام ، آن است كه همراه با رحمت و بركت از سوى خدا باشد. و در نماز، سلام ما بهپيامبر چنين است :

    • اَلسَّلامُعَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ
      سلام ما به پيامبر به پاس رنج و زحماتى است كهبر خود هموار كرد، پاسدارى از رسالتى است كه به انجام رساند، و گرامى داشتن پيوندىاست كه ميان خدا و ما برقرار كرد.

    • السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين السّلام عليكم ورحمة اللّه و بركاته
      سلام بر ما و بربندگان شايسته خدا. سلام بر همه شما خوبان عالم ، فرشتگان جهان بالا و مؤ منانراستين .
      سلام ، تحيّت بهشتيان است. خدا نيز به آنانسلام مى دهدسَلَمٌ قَوْلاً مِّنرَّبٍّ رَّحِيمٍ
      وفرشتگان نيز به رستگاران در قيامت سلام مى دهند:سَلَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ
      با اينسلام كه نمازگزار به مؤ منان و بندگان صالح مى دهد، خود را در جمع شايستگان مى بيندو احساس تنهايى نمى كند و به درياى پاكى و لياقت وارستگان متصّل مى شود.
      با سلام، نماز پايان مى پذيرد. و وقت رسمى اين ديدار معنوى تمام مى شود.
      ولى ... آيابايد با فراغت از نماز، فوراًبرخاست و رفت ؟



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    دعوت .:. راز نـــمـــاز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت پنجم «
    • مقدّمات نماز
      .1 طهارت
      نمازگزار، بايد پيش از آن كه شروع به نماز كندوضوبگيرد. امام باقر عليهالسلام فرموده است :
      صَلوةَ اِلاَ بِطَهُورٍنماز بدون وضو نماز نيست .
      وضو، جزئىاز ايمان است ، نورانيت و صفاى درونى مى آورد، نشاطآور و كسالت زداست ، به علاوهنظافت جسم را نيز همراه دارد. وضو، انسان را آماده نماز مى سازد. فيض كاشانى گفتهاست : يك مرتبه از مادّيت برخاستن و به معنويت سفر كردن دشوار است ، امّا وضو،انسان را كم كم آماده مى سازد.
      وضو، كفاره گناهانكوچك است و خوب است انسان در همه حال با وضو باشد و حتّى هنگام خوابيدن هم وضوبگيرد.
      بى وضو دست زدن به خطّ قرآن و نام خدا و پيامبر و امامان حرام است . طهارت به منزله اجازه ورود به حضور خداست . البتّه طهارت ، مراتبى دارد:
      طهارتظاهر، از نجاسات و آلودگى ها.
      طهارت اعضا، از گناهان و جرايم .
      طهارت روح ،از مفاسد و رذايل اخلاقى.
      لازم به تذكّر استكه گاهى طهارت لازم براى نماز، با غسل ميسر است . كسى كه جنب باشد يا به دليل ديگرىغسل بر او واجب شود بايد غسل كند. در مواردى هم وظيفه نمازگزار، تيمّم بر خاك وزمين است ، آنجا كه آب نباشد، يا ضرر داشته باشد، يا وقت براى غسل و وضو نداشتهباشد، يا آب براى آشاميدن و حفظ جان لازم باشد و ...
      درباره هر يك از اَشكالوضو، غسل وتيمّم كه مصداق هاىطهارتاند، مسائل متعدّدى در رساله هاى مراجع تقليد آمده است كهپرداختن به آن ها ما را از هدف اين كتاب ، دور مى كند.

    • .2 لباس و مكان نمازگزار
      در نماز، پوشش بدن لازم است . البتّه حدّ واجب براى مرد پوشاندن عورت است ، ولى بهتر است از ناف تا زانو رابپوشاند و زن ، بايد تمام بدن (به جز صورت ودست و پا تا مچ ) را بپوشاند.
      لباس ،بايد پاك و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامه سفيد پوشيده شود، انگشتر عقيق بدستباشد و از لباس هاى چرك و تنگ و سياه و لباس افراد لاابالى كه از نجاسات پرهيز نمىكنند استفاده نشود.
      مكان نيز بايد مباح باشد. در جايى كه مال ديگران است ، بىاجازه و رضايت نمى توان نماز خواند و رعايت اين شرطها در نماز، هم مراعات ادب است وهم رعايت حق ديگران ..
      درباره مكان و لباس نيز مسئله فراوان است . به رساله هاىعمليه رجوع شود

    • .3 شناختقبله
      نماز، بايد به سوىقبله باشد، قبله ما كعبه مقدّس است . گرچه خدا در طرفِ خاصى نيست كه به او رو كنيم، هر طرف رو كنيم ، خدا آنجاستاَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِولى هم براى گراميداشت خاطره ابراهيم ، بنيانگذارخانه توحيد، هم براى متوجّه ساختن دل به نقطه اى مقدس ، هم براى هماهنگى و نظمعبادت كنندگان و نمازگزاران در جهت گيرى عبادى و هم براى اسرار ديگر، ماءموريم كهقبله نمازمان راكعبهقرار دهيم .
      مسلمانان ، اوايل به سوىبيت المقدسنماز مى خواندند. يهوديان زخم زبان مى زدند كهمسلمانان قبله ندارند و به سوى قبله ما عبادت مى كنند. پيامبر منتظر تكليف الهىبود، فرمان رسيد هر كجا هستيد، روى را به سوى مسجدالحرام كنيد.
      اين فرمان ، اين درس را مى دهد كه مسلمانان ،بايد متكّى به خود و مستقل باشند، حتّى در مسئله قبله و جهتِ نماز. از اين رو، امّتاسلام ، نماز و دعا و ذبح حيوان و حتّى خواب و خوراك را به سوى قبله انجام مى دهند،تا به موازات توجّه ظاهرى به كعبه ، دل و جان انسان نيز جهت گيرى خدايى داشته باشندو همه جا و در همه حال ، به ياد خدا و توحيد باشند.
      كعبه ، هم يادگار ابراهيم واسماعيل و محمّد صلى الله عليه و آله است ، هم نقطه شروع حركت عاشورايى امام حسينعليه السلام و هم تكيه گاه امام زمان عليه السلام در قيام جهانى خويش خواهدبود.
    • .4 اذان
      اذان ، شعار توحيدى مسلمانان است .
      اذان ، اعلام يكتايى خدا،رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله ولايت على عليه السلام ، رستگارى در سايهنماز، وتكبيرخداونداست . اذان ، فرياد بر ضدّ معبودهاى خيالى ، معرفى عقيده اسلامى ، و شعار اسلام است .
      نحستين مؤ ذّن اسلام ،بلال حبشىبود كه با اذان او، مردم به نماز حاضر مى شدندو مؤ ذن شدن او، دليل اعتبارتقواوايماندر ديدگاه اسلام است ،نه رنگ و قيافه و نژاد و ثروت !
      اذان ، هم فراخواندن امّت اسلام به شركت در نمازجماعت است ، هم آماده سازى جان و دل براى ورود بهنماز.
      وقتى طنين ملكوتىاذان در فضا مى پيچد، دل مؤ منان را به سوى خدا مى كشد و بر وحشت و خشم كافران مىافزايد.
      مرحوم شهيد نواب صفوى به ياران خود دستور داده بود هنگام ظهر و مغرب ،هر كجا بوديد، با فرياد بلند اذان بگوييد. همين اذان ها وحشتى در دل ماءموران نظامطاغوت به وجود آورده بود. اين گوشه اى از معناى حديثى است كه مى فرمايد: با صداىبلندِ اذان ، شيطان عصبانى مى شود و فرار مى كند.
      بى جهت نيست كهگلادستونسياستمدارانگليسى در پارلمان گفته بود: تا نام محمد صلى الله عليه و آله بر فراز مناره هابلند است و تا كعبه پابرجاست و قرآن كتاب راهنماى مسلمين است ، امكان ندارد سياستما در سرزمين هاى اسلامى استوار شود.
      آرى ... اذان ،شعار باطل كوب و دشمن شكنِ توحيد است .
      ما نيز از عمق جان ، على رغم خواستهمشركان و كافران امروزى در سراسر جهان ، اعلام مى كنيم :
      اللّه اكبر ... اللّهاكبر ... لا اله الاّ اللّه محمّد رسول اللّه ...



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    685
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    87
    آپلود
    11
    گالری
    44

    دعوت .:. راز نـــمـــاز .:.




    • راز نماز (براى جوانان)... » قسمت چهارم «
    • ادبو آداب نماز
      حضور شاكرانه وعابدانه در برابر پروردگار، دلى پاك مى خواهد و نيّتى خالص ، زندگى و رفتارىخداپسندانه مى طلبد و معرفتى عميق و بصيرتى مكتبى . زبانى دور از گناه مى خواهد وچهره اى نيالوده به نافرمانى معبود. توجّه و حضور قلب در نماز، ادب لازم در اينعبادت والاست .
      امام صادق عليه السلام فرمود: هنگام نماز، از دنيا و آنچه در آناست ماءيوس ‍ شو، تمام هدف و توجّت به خدا باشد و ياد روزى باش كه در برابر دادگاهعدل الهى قرار مى گيرى/
      رعايت آداب ظاهرىو باطنى و شرايط صحّت و قبول و كمال ، عمل را مطلوب خدا مى سازد و نماز را شايستهصعود به درگاه خدا مى سازد.
      آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود،در هر سه بخش نماز جارى است :
      1.
      مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروعبه نماز به آن ها پرداخت .
      2.
      مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
      3.
      تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود