صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: .: دانشهای ادبی :.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب .: دانشهای ادبی :.




    دانشهای ادبی

    • آئین نگارش
    • دستور زبان فارسی
    • عروض و قافیه
    • بدیع
    • معانی
    • بیان
    • زبانشناسی
    • نقد ادبی
    • تاریخ ادبیات
    • مرجع شناسی
    • مکاتب ادبی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    آیین نگارش

    زیبایى خواهى، حقیقت جویى و نوآورى، از جمله گرایش هاىفطرى آدمى است. رغبت و علاقه انسان به گفتار و نوشتار درست و شیوا نیز سرچشمه درهمان میل نهفته دارد. سخن و نوشته هدفمند، شیوا، روان و رسا، تأثیرى اعجاز گونه برجان شنونده دارد ، او را مدهوش و سرمست مى سازد و مرواریددرخشان حقیقت را بر ساحلفهم و ادراک او مى نشاند.



    رعایت درستى و شیوایى در گویش و نگارش جز از راه آشنایى با آداب و شیوه هاى صحیح نگارش امکان پذیر نخواهد شد.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب آیین نگارش




    فصل یکم: ویژگی های نوشته خوب

    1- ویژگى هاىنوشته خوب ازنظر پیام
    2- ویژگى هاى نوشته خوب از نظرآیین نگارش




    فصل دوم: راهکارهای درست نویسی

    1- درست نویسىدستورى
    2- درست نویسى کلمات
    3- رعایت قوانین نشانه گذاری

    فصل سوم: راهکارهای شیوا نویسی


    1-روانى وزلالى
    2- رسایى وگویایى
    3- خوش آهنگی
    4- تنوّع و رنگارنگى
    5- هدفمندى
    6- دلنشینى وشیرینى
    7- تازگى وطراوت
    8- سرشارى و پربارى

    فصل چهارم : بیشتر بدانیم


    1- گام هاى نگارش
    2- روش پژوهش
    3- مقاله نویسى
    4- ترجمه
    5- پایان نامه
    6- نامهنگارى
    7- خلاصه نویسى
    8- ویرایش


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    فصل یکم: ویژگی های نوشته خوب

    1- ویژگى هاىنوشته خوب ازنظر پیام
    2- ویژگى هاى نوشته خوب از نظرآیین نگارش




    ویژگى هاى نوشته خوب از نظرپیام

    1- تناسب با مقتضیات زمان

    نوشته خوب باید بانیازهاى روزگار خود همراه باشد. گذشته از اصول ثابت اعتقادى و برخى احکام عملى کهدر هر روزگارى پابرجا و استوارند، دیگر اصول و فروع را باید به تناسب مقتضیات زماندریافت کند و به خواننده انتقال دهد.

    2- هماهنگى با نیاز مخاطب

    نوشته خوب پیش از شکل یابى و استوار شدن،مخاطب خود را ارزیابى مى کند. برخى از نیازهاى مخاطب فطرى اند، یعنى پاسخ گویى بهآن ها تعهد است. در نوشته خوب، خواننده باید پاسخ نیازهاى فطرى خود را بیابد، خواهعلمى باشد و خواه احساسى، تفریحى، و .... از این رو، پیش از دست بردن به قلم، بایدبدانیم:

    ـ براى چه کسانى مى نویسیم.

    ـ آنهاچه نیازهاى فطرى ودرونیدارند.

    ـ راه پاسخگویى به آن نیازها چیست.

    ـ آن راه را چگونه باقالب و زبان گفتار خود هماهنگ کنیم.

    ویژگى هاى نوشته خوب از نظرآیین نگارش

    1- درست نویسى

    2- شیوا نویسى

    نوشته خوب باید هم بر پایهقواعد شناخته شده ادبى استوار باشد و هم زیباو شیوا جلوه کند. درستى سخن در دانشهاىدستور زبان،لغت، بافت شناسى نوشته، و ساختشناسى آن ارزیابى مى شود. به همین جهت یک نوشته درست با معیارهاى این چهار دانشمطابقت دارد.

    براى شیوانویسى (فصیح و بلیغ نویسى) راهکارهایی وجود دارد کهدر دانش هاىمعانى، بیان ، بدیع وسبک شناسىمورد مطالعه قرار مى گیرند. آموختن قواعد درست نویسى، براى نویسنده شدن «کافى» نیست، امّا مسلّماً «لازم» است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    فصل دوم: راهکارهای درست نویسی

    1- درست نویسىدستورى
    2- درست نویسى کلمات
    3- رعایت قوانین نشانه گذاری

    درست نویسى واژگان
    از دیگر پایه هاى درست نویسى، رعایت اصول واژهگزینى است.


    گرته بردارى
    یکى از آفات واژه گزینى در زبان امروز «گرته بردارى» است. گرته بردارى یعنى تقلید محض از یک زبان بیگانه در گزینش واژه ها; تقلیدى که فرهنگ و فضاىزبان ما سازگارى نداشته باشد. این آفت پس از استوارى نظام مشروطه نمودار شد و آرامآرام در همه اجزاى فرهنگ و اندیشه ما رسوخ کرد. سیلترجمههای غیر اصولی بهنشر این آفت کمک کردو سرانجام زبانى را به نسل امروز تحویل داد که هر گوشه اش از گرته بردارى هاى نابجا نشان دارد.

    برخى از این موارد در ساختجمله نیز دخالت دارند واز این جهت در بخش«گرته بردارى ساختارى» جاى مى گیرند،که چند نمونه از آنهارا نیزدر همین جا آورده ایم:

    دوش گرفتن a showerto take
    او مى رود که...(فعل آینده) to ... is goingHe
    کسى را فهمیدن one understandto
    وقت کمى روى درسم گذاشتم. . on my lessonI spent a little time
    یک لطفى کردن favorto do a
    گرفتنِ تا کسى a taxito catch
    کسى را روىفُرم نگه داشتن on form onetoo keep
    روى چیزى متمرکز شدن ... onto consentrate
    دیر یا زود (به معنى بالاخره) sooner or later


    اصول گزینش واژه
    هر واژه، ترجمه ی وجودى ذهنى است; و تناسب میان آن دوبر پایه رابطه هایى استوار است. امّا پس از این مرحله، یعنى برگرداندن آن وجود ذهنىبه یک واژه، مرحله اى مهم تر فرا مى رسد که عبارت است از «گزینش بهترین ترجمه ودرست ترین و زیباترین واژه». در این مرحله است که نویسنده خود را با چند واژه براىیک مفهوم روبه رو مى بیند، در حالى که تنها یکى از این واژه ها دقیق تر، اصیل،زیباتر، و استوارتر است. نویسنده خوب کسى است که این بهترین را بیابد.

    در گزینش بهترین واژه، رعایت این اصول ضرورتدارد:


    درستى
    معیارِ درستى،واژه نامههاى معتبر، ذوق ادبى، و کاربردهاىبهنجار است. در این میان، گویش مردم کوچه و بازار یا فلان شاعر و نویسنده، بهتنهایى هرگز اعتبار ندارد. به ویژه باید توجه کرد که اگر نویسنده یا شاعرى بزرگواژه اى نادرست را به کار برده باشد، معیار درستىِ آن واژه نخواهد بود.


    اصالت
    کلمه باید با زبان رسمی هماهنگ و با اصول آن سازگار باشد.


    صیقل یافتگى
    واژه باید آن قدر تراشیده شود و ظریف گردد که کاملا درظرفِ معنى جاگیرد;یعنی لفظ و معنی کاملا هماهنگی داشته باشند.

    تناسب با سبک و مخاطب
    واژه نه باید فنى و خاص باشد و نه عامیانه; مگرآن که سَبک چنین اقتضا کند. باید حدّ اعتدال رعایت شودتا مخاطب با واژه هاى نوشتهبه راحتى ارتباط برقرار کند. همین جا اشاره می کنیم که یکى از آفات گویندگى ونویسندگى «به کارگیرى واژه هاى خاص و اصطلاحى» است.



    خوش آهنگى
    کلمات یک متن باید به گونه اى کنار هم قرار گیرند که آهنگىنرم و لطیف در جمله جارى باشد.



    توانمندى
    در هر زبان، واژه هایى محدود وجود دارند. اما این محدودیتهرگز باعث نمى شود که نویسنده در به کارگیرى آن ها احساس محدودیت کند. هرچند واژهها محدودند، نیروى آنها نامحدود است.
    خوب است در این جا از گفتار استاد مهرداد اوستا یاد کنیم:

    «
    بى تردید، زبان پارسى از نظر استعداد ترکیبى، یکى ازمستعدترین زبان هاى عالم است. از این روى، شاید آن را بتوان به جریان زندگى در وجودیک جنگل کوهستانىتشبیهکرد که ... شاخسارهاى جوان هر درختشاز هوایى پر از تَرى و سرشار از تازگى، پیوسته جوانه مى زند و ریشه اش از منابعپایان ناپذیر زمین نیرو مى گیرد; و به جاى هر درخت که فرو افتد چندین نهال سر بر مىکشد تا خود را به خورشید رساند



    رعایت قواعد نشانه گذاری

    نشانه هاى نگارشى

    1- نام و شکل علامت: نقطه (.)
    وظیفه : درنگ کامل
    موارد کاربرد:
    یک . در پایان جمله هاى کامل خبرى یا انشایى.
    دو . پس ازپایان یافتن پی نوشت هاى ارجاعى یا تفصیلى.
    سه . پس از نشانه هاىاختصارى.مثال:دکتر.ر
    چهار . پس از شماره ردیف رقمى یا حرفى.مثال:1.
    نکته: در میان جمله هاى مرکّب، هرگز نباید نقطه را به عنوان نشانه مکث کاملقرار داد.

    2- نام و شکل علامت: بند، ویرگول،کاما (،)
    وظیفه: درنگ کوتاه
    موارد کاربرد:
    یک. میان جمله هاى پایه وپیرو.
    دو. قبل و بعد از بدل، اگر بدل در میان جمله باشد.
    سه. بین همهواحدهاىهم اِسناد:
    مثال:در همه چیز به پدرش همانند بود: سخن گفتنش، سکوتش، راهپیمودنش، ...
    چهار. براى ساده سازى فهم جمله.
    پنج. بین بخش هاى مختلفِنشانى اشخاص و اماکن; و میان اجزاى پس از نام مأخذ در نشانى مآخذ:
    «
    بهاءالدّینخرّمشاهى: «حافظ نامه»، ج1، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى،1366، ص 52
    شش. بعداز فعل وصفى.

    3- نام و شکل علامت: نقطهبند، نقطه ویرگول، (
    وظیفه : درنگ متوسّط
    موارد کاربرد:
    یک . جداکردن بخش هاى مستقلّ یک جمله طولانى.
    دو . پس از مناداى ادامه دار:
    مثال:«اى خدا; اى یار محرومان

    4- نام و شکل علامت: دو نقطه، نشان تفسیر(
    وظیفه : توضیح و تفسیر
    مواردکاربرد:
    یک . قبل از نقل قول مستقیم.
    دو. میان نام نویسنده و مأخذ در پینوشت ارجاعى.
    سه. میان کلمه و معنى آن در پانوشت.

    5- نام و شکل علامت: نشانه پرسش، پرسش نما (؟)
    وظیفه : پرسش
    موارد کاربرد:
    یک . در پایان جمله هاى پرسشى.
    دو . براى نشاندادن تردید:
    مثال:«سیّد جمال الدّین حسینى در اسدآبادِ همدان (افغانستان؟) زادهشد

    6- نام و شکل علامت: نشان عاطفه،علامت خطاب، نشانه تعجّب (!)
    وظیفه : نمایاندن عاطفه
    موارد کاربرد:
    یک . در پایان جمله هاى عاطفى براى نمایاندن عواطفى مثل دعا، نفرین، آرزو، تحسین،تعجب، و تأسف.
    دو . پس از منادا، هنگامى که ندا در همان جا پایان پذیرد:
    «
    بنشین محمد

    7- نام و شکل علامت: دو کمان، پرانتز، کمانک()
    وظیفه : توضیح
    موارد کاربرد:
    یک . بیان سال ولادت و وفات:
    مثال: علاّمه مجلسى (1037 ـ 1111)
    دو . آوردن معادل یک کلمه یا اصطلاح در درون متن.
    سه . نشان دادن طرزتلفّظ کلمه و آوانگارى، به ویژه در کتب لغت:
    مثال: «سنا (سَ نا): روشنایى»

    8- نام و شکل علامت: قلاّب،دو قلاّب، کروشه(][)
    وظیفه : افزایش
    موارد کاربرد:
    یک . افزایش کلمه یاعبارتى به متن اصلى:
    مثال:«آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آنرا زیبا مى بیندمانند مومن نیکوکار است؟»
    دو . ذکر دستورهاى اجرایى در فیلمنامه یا نمایشنامه:
    مثال:«على در حالی که لبخند می زند.

    9- نام و شکلعلامت: خط فاصله، نیمخط، پیوست نما، تیره ( ـ )
    وظیفه : پیوند
    مواردکاربرد:
    یک . قبل و بعد از جمله معترضه.
    دو. پیش از نقل قول مستقیم درمکالمه یا داستان.
    سه. جدا کردن ارقام از یکدیگر.

    10- نام و شکل علامت: سه نقطه، نشانه تعلیق (...)
    وظیفه : تعلیق

    موارد کاربرد:

    یک . به جاى یک یا چند کلمه حذف شده.

    نکته: اگر این علامت در پایان جمله باشد، نقطه اصلى آخر جمله نباید فراموش شود.

    دو . به جاى بخش هایى از متن در خلاصه نویسى.

    سه . نشان دادن مکثدر نمایشنامه، فیلنامه، و داستان.


  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    فصل سوم: راهکارهای شیوا نویسی


    1-روانى وزلالى
    2- رسایى وگویایى
    3- خوش آهنگی
    4- تنوّع و رنگارنگى
    5- هدفمندى
    6- دلنشینى وشیرینى
    7- تازگى وطراوت
    8- سرشارى و پربارى



    روانى و زلالى
    تفکّر نوعى گفتگوى پنهانى است که به یارى کلمات درذهن صورت مى پذیرد. از این جهت ،هر چه دامنه دانش لغات نویسنده اى گسترده تر باشد،تسلط او بر بیان افکار خویش بیشتر است. حتّى دو کلمه را نمى توان یافت که مفهومىکاملا یکسان داشته باشند. همواره اختلافى ناچیز میان دو واژه مترادف وجود دارد کهدر گزینش واژه مطلوب تر دخیل است. نویسنده باید در این اختلاف ها دقت کندو کلمه اىرا انتخاب کند که قالبِ منظورش باشد.

    روانى و زلالى یک نوشته بستگی به نکاتزیر دارد:
    1- به کار گرفتن کلمه هاى مأنوس و روان
    .
    2- استفاده از جمله هاىکوتاه و ساده
    3- پرهیز از پیچیدگى کلام.
    4- به کار نبردن جمله هاى معترضهجز به هنگام ضرورت.
    5- به کار نگرفتن اصطلاح ها و تعبیرهاى گنگ و ابهام آور.
    6- پرهیز از «ناهنجارى» (= ضعف تألیف).
    7- دورى از «دراز نویسى خسته کننده» (= اطناب ممل).
    8- دوری از «کوتاه نویسى آسیب زننده» (= ایجاز مخل).

    «
    اِطناب ممل» هنگامى پدید مى آید کهنویسنده با استفاده از کلمه هاى مترادف در کنار یکدیگر و نیز آوردن توضیح هاى مکررو زائد، خواننده را خسته کند.
    «
    ایجاز مخل» یعنى نویسنده براى رساندن پیام خود، آن اندازه که لازم است از کلمات استفاده نکند وخواننده را در انتظار توضیح کافى بگذارد.


    پیوند لفظ و معنى
    لفظ و معنى دو روى یک سکه اند و نمى توان آن هارا از هم جدا کرد.

    لفظ و معنى را به تیغ از یکدگر نتوان برید ***** کیست «صائب» تا کند جانان و جان از هم جدا؟

    کسى که جهان را تیره و تار مى بیند،با زبانى آن را وصف مى کند که رنگ بدبینى و غبار اندوه دارد.

    برای مثال:
    از میان همه تعابیر ممکن در بیان «باز گذاشتن دراتاق»، «صادق هدایت» این را برگزیده است: «دیدمعمویم رفته و لاى در اتاق را مثل دهن مُرده باز گذاشته بوداین زبان بدبینانه وتاریک با موضوع کتاب «بوف کور» و نیز نگرشهدایتکاملا سازگار است.

    درست نویسى املایى
    از گرفتارى هاى رایج میان دانش آموزان تسلطنداشتن بر دانش املا است. همان قدر که «درست نویسى املایى» به یک نوشته اعتبارمیدهد، «غلط نویسى املایى» نشان دهنده ی بى دقتى و سهل انگارى نویسنده است.
    دراین جا نمونه ای کوتاه از املاى برخى واژه هاى مشابه را مى آوریم:
    آجل: آینده
    عاجل: شتابنده


    آمِر: امر کننده
    عامِر: آباد کننده


    اِثم: گناه
    اِسم: نام


    اَرض:زمین
    عَرض:پهنا


    اَسیر:گرفتار
    عَصیر:شیره
    اَثیر: گلوله آتش، هواو فلک
    عَسیر: دشوار


    اَلَم: درد
    عَلَم: پرچم


    اَلیم: دردناک
    عَلیم: دانا


    اَمل:آرزو
    عَمل:کار


    اِنتساب:نسبت داشتن
    اِنتصاب:گماشتن


    اِنتفاء:نابود شدن
    اِنتفاع:نفع بردن


    بِحار:دریاها
    بَهار:اولین فصل سال


    بَحر:دریا
    بَهر:حرف اضافه (براى)


    تألّم:دردناکى
    تعلّم:یادگرفتن

    تنظیم پاراگراف
    "
    بند"یا پاراگراف کوچک ترین واحد ساختمان یک نوشتهاست. بند، تنها مجموعه اى از جمله ها نیست، بلکه در حقیقت، مجموعه اى است از افکارو مطالبى که نویسنده در ذهن دارد. بند، انشاى مختصرى است که نویسنده اندک اندک آنرا گسترش مى دهد تا به صورت نوشته کلى درآید. کوتاهى یا بلندى هر بند، تابع اندیشهها و روش نویسنده در گسترش آن هاست. معمولا هر قدر موضوع نگارش پیچیده باشد، بندهاطولانى تر مى شوند.
    اصولا باید هر بند را با عبارتى آغاز کرد که به انتقالاندیشه از بند قبلى به بند بعدى کمک کند. در تنظیم بندها، دو عامل بسیار مؤثرند: یکى داشتن رعایت نظم و ترتیب در تفکّر و استدلال; و دیگرى مراعات صورت ظاهرى نوشته. هنگامى که اگرخواننده به انبوهى از جمله هاى پیاپى نگاه کندسر در گم مى شود. امااگر همین نوشته را به بندهایى تقسیم کنیم، فهم مطلب را برایش آسان تر مى شود.
    در هر پاراگراف، عبارت ها و اندیشه هاى طرح شده در آن عبارت ها باید داراىنظم و آراستگى خاص باشند، به شکلی که از نظم آن ها بتوان به اهمیت و جایگاه هر کدامپى برد. همین نظم و آراستگى است که جذابیت مطلب را افزایش مى دهد و سبب مى شود کهپیام به روشنى و آسانى در دسترس خواننده قرار گیرد.
    هر پاراگراف باید تمامو کامل باشد، یعنى اندیشه اصلى پاراگراف در آن به خوبى آورده شود. هر پاراگراف یک «هسته» دارد که با جمله اى بنیادین بیان مى شود. این «جمله بنیادین» معمولا در آغازو گاه در میان یا پایان پاراگراف مى آید. بقیه پاراگراف، در حقیقت، گسترش و تکمیلهمین «جمله بنیادین» است. بدین ترتیب، جمله هاى پاراگراف باید همگى بر محور «هسته» بچرخند .
    تعداد پاراگراف هاى یک نوشته به حجم مطالب بستگى دارد. در اینپاراگراف ها تنها مواردى آورده می شوند که مضمون واحدىداشته باشند نباید . هر نکتهباید در جای خود قرار گیرد تا زنجیره کلام بى نظم و گسسته جلوه نکند.

    میانپاراگراف ها نیز باید پیوستگى کامل باشد تا خواننده همگام با نویسنده پیش رود .
    معمولا در آغاز هر پاراگراف، کلمه یا عبارتى مى آید که مضمون آن را بهخواننده بفهماند و او را آماده ی این انتقال کند.


    رسایى وگویایى
    رسایى وگویایى یک نوشته، هنگامى حاصل مى شود که بتوانیممعنا را خوب بپروریم. راه هاى پرورش معانى در زبان فارسى، متفاوت وگستره اند:
    توصیف
    تشبیه
    استعاره
    کنایه


    خوش آهنگی
    کلمات یک متن باید به گونه اى کنار هم قرار گیرند که صداىخواننده بى اختیار آهنگین شود . البته نوع نوشته و موضوع و سبک آن در گزینش اینآهنگ بسیار نقش دارد. مثلاً براى نوشته هاى عارفانه و عاشقانه، باید آهنگى نرم ولطیف در جمله جارى باشد; و براى نوشته هاى حماسى باید از آهنگى هیجان انگیز و شورآفرین استفاده کرد.


    تنوع و رنگارنگی
    تنوع در نحوه طرح موضوع از راههای گوناگون،مثل:
    ـآوردن مثلها و حکایت ها
    ـ استفاده از «طنز».
    ـ آمیختن خبر و انشا و طلب واستفهام.
    ـ به کار گرفتن صنایع ادبى.
    ـو ....


    دلنشینی و شیرینی
    براى ایجاد دلنشینى و شیرینى در یک اثر،نویسندگان راه های گوناگونى دارند. رایج ترین راه استفاده از فن بدیع در نوشته هاست.
    در این روش ،صنایعی به نویسنده آموخته مى شود که با آن ها مى توان کلام راآراست و دلنشین ساخت. در استفاده از این صنایع باید به 2 نکته توجه کرد:
    این کهزیادتر از اندازه در اثر به کار گرفته نشوند، دیگر آن که طبیعى و هنرمندانه به کارگرفته شوند، به گونه اى که خواننده ، نوشته را تصنعى و تکلف آمیز نبیند.


    تازگى وطراوت
    نویسنده توانا همواره سعی می کند که از سبکهای امروزى،واژه هاى نو، تعبیرهاى تازه، ساختار مناسب استفاده کند.
    هنگامى که رنگ و بوىطراوت و تازگى در یک نوشته باشد،خواننده از بعضی از عیوب آن چشم پوشى مى کند.


    سرشارى و پربارى
    نوشته خوب باید خواننده خویش را در یک جریان مستمرفرهنگى پیش برد و در این زمینه نویسنده وظیفه دارد که عناصر مختلف را به تناسب دراثر خود، استفاده کند.
    بهره گیرى از آیاتوروایات
    قرآن مجید که سرچشمه هدایت ونور است، از لحاظ فصاحت الفاظ وبلاغت معانى کتابى بى مانند است.استفاده از این آیات نورانی هم به زیباسازى نوشتهکمک مى کند و هم آن را پربار و سرشار از معانى بلند مى سازد.

    استفاده ازآیات و روایات و دیگر شواهد براى پربار ساختن نوشته، دو گونه دارد: تلمیح واقتباس.
    تلمیحآن است که در ضمن کلام، اشاره اى لطیف و ظریف بهآن آیه یا ... شود، اما عین آن آورده نشود.

    اقتباسآن است که عین آیه یا عبارت مورد نظر یا قسمتىاز آن را که از مطلب ما حکایت مى کند،بیاوریم.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    فصل چهارم : بیشتر بدانیم


    1- گام هاى نگارش
    2- روش پژوهش
    3- مقاله نویسى
    4- ترجمه
    5- پایان نامه
    6- نامهنگارى
    7- خلاصه نویسى
    8- ویرایش


    بسیارى از مشتاقان نویسندگى مى پرسند: ازکجا باید شروع کرد؟ آیا هر کسى مى تواند نویسنده شود؟...
    می توان گفت کهبراى نویسنده شدن باید هم ذوقى نهفته داشت; هم آن را کشف کرد; هم با تمرین و کوششاین ذوق را پرورش داد



    براى نگارش چه باید کرد؟

    خواندن و اندیشیدن:هر نویسنده اى باید هرروز صفحه اى به صفحات خوانده خود بیفزاید و روزهاى این رویّه را با پشتکار ادامهدهد. این که چه بخوانیم، تابع آن است که بیشتر به کدام موضوعات علاقه داریم. امّافراموش نکنید که یک چیز براى همه نویسندگان ضرورت دارد: خواندن آثارى که شاهکارهایادبی محسوب می شوند. در این میان، نقش «شعر نو» و دیگر آثار امروزى، در کنار آثارکهن، فراموش نشود; حتّى اگر به دلایلی در مورد پیدایش و عوارض هنر امروز، سئوالاتجدّى داشته باشید.

    نوشتن و نوشتن و نوشتن: فراموش نکنید که اگرنویسنده حتّى یک روز از قلم زدن دست کشد، ذوف هنرى خود را به اندازه همان یک روزدچار افسردگى مى کند. نکته مهم این است که هرگز صرفاً منتظر سفارش کار نگارشىنباشیم. بخشى از زندگى هنرمند باید وقف گرایش هاى هنرى اش شود، حتّى اگر در لحظه،کسى مشتاق و خریدار اثرش نباشد.


    رعایت مراحل نگارش
    1- تفکّر.
    2- تهیّه طرح: طرح چهار چوبى است براىیک نوشته که در آن، چشم انداز آینده نویسنده روشن مى شود.
    3-گردآورى و دسته بندى اطّلاعات.
    4- تهیّه سیاهه آزمایشى: در سیاهه آزمایشى، مطالب بهترتیب زمان تهیّه مى شوند و به حسب دسترسى به منابع، بر کاغذ مى آیند; بى آن کهدرباره تقدّم و تأخّر یا کلّیّات و جزئیّات آن ها تصمیم گرفته شود.
    5- تهیّه سیاهه نهایى: در سیاهه نهایى،پس از تأمّل و بازنگرى کافى، هم در ترتیب مطالب تجدید نظر مى شود و هم برخى ازمطالب غیر لازم حذف مى گردند.
    6- تهیّه پیشنویس: در این مرحله، سیاهه نهایى قلمى مى شود، یعنى تبدیل به یک نوشته منسجممی شودو قواعد خاصّ نگارش و ویرایش در آن، اعمال مى گردد.
    7- نقد و نظر و بازبینى:نویسنده خوب همواره از شتاب مىپرهیزد. یکى از اصول پیشرفت در نویسندگى، همین است که نویسنده مرتّباً خود را مَحَکزند و پس از تهیّه پیش نویس، آن را به دقّت بازبینى کند و نقائص کار خود را پیداکندو در صورت نیاز، با اهل نظر به مشورت بپردازد.
    8- ویرایش: اگر نویسنده اى توان ویرایش دارد، مى تواندویراستار اثر خود باشد. امّا معمولا بهتر است که حتّى نویسندگان توانا، آثار خود رابه قلم ویراستار دیگرى بسپارند; ویراستارى که توانایی خود را در این زمینه به اثباترسانده باشد.


    پرسش هاى مهم پیش از نگارش
    نویسنده باید پیش از دست به قلم بردن،به این چهار پرسش اساسى پاسخ دهد و به تناسب پاسخى که براى آن ها مى یابد، کار خودرا آغاز کند:

    1- چه مى نویسیم؟:دراین مرحله باید موضوع را به خوبى بشناسیم و قلمرو آن را معلوم کنیم.
    2- چرا مى نویسیم؟:آیا در پى اثبات مدّعایى هستیم یاوصف رویدادى یا گزارش تجربه اى؟ این، در زبان نگارش و شیوه داخل شدن به بحث و نتیجهی آن کاملا اثر مى گذارد.
    3- براى که مىنویسیم؟:مخاطب خود را، خواه حاضر و خواه غایب، خوب بشناسیم و مقتضیّاتروحى او را بفهمیم و آن گاه دست به قلم ببریم.
    4- در چه وضعیّتى مى نویسیم؟:وضعیّت ما و روزگار ماچه اقتضا مى کند; براى انجام کار خویش چه اندازه مهلت داریم; اثر ما در چه محیطى بهدست مخاطب مى رسد؟



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    :. روش پژوهش

    شیوه های تحقیق
    شیوه دسترسی به ماخذ
    یادداشت برداری


    روش پژوهش
    هر نویسنده اى زمانی به تحقیق و پژوهش نیاز پیدا میکند. بسیارى از نوشته هاى علمى و تحلیلى و گزارشى و جز آن ها نیازمند پژوهشند.


    شیوه های تحقیق
    1- مشاهده: پژوهشگر، مراکز وموارد تحقیق را حضوراً مورد بررسى قرار مى دهد.

    2- تحقیق عمومى: مصاحبه + ارائه پرسشنامه.

    3- تحقیق کتابخانه اى: پژوهشگر، با مطالعه مآخذ ومنابع به تحقیق مى پردازد. در باره این شیوه، قدرى سخن مى گوییم.


    شیوه دسترسى به مآخذ
    1- در کتابخانه هاى معتبر، خواه به شیوهدستى و خواه به روش رایانه اى (=کامپیوترى)، معمولا مشخّصات کتاب به سه طریق ثبت مىشود:

    ـبه نام پدیدآورنده : مؤلّف،مترجم، ... .

    ـبه نام خود کتابیامأخذ تحقیق.

    ـبر حسب موضوعِ مأخذ.

    این اطّلاعات به صورت الفبایى تنظیم مى شوند و چنانچه پژوهشگر یکى از آن هارا بداند، مى تواند با بررسى اطّلاعات مزبور به زمینه ها و مآخذ دیگر مرتبط بادامنه تحقیق خود نیز دست یابد، گر چه پیشتر در مورد آن ها آگاهى نیافته باشد. اینکار، پژوهش را آسان تر و کوتاه تر مى سازد.

    2- همچنین، برخى از کتابخانههاى معتبر فهرست کتاب ها و نشریّه ها و رساله هاى موجود خود را به طورمرتّب فراهممى آورند و در مجموعه اى پیش روى مراجعه کنندگان مى گذارند. پژوهشگرانى که مىخواهند فرصت بیشتر براى بررسى مآخذ داشته باشند، خوب است از این فهرست هاکمکبگیرند.

    3- یکى از منابع غنى مطالعاتى، به ویژه براى دانشجویان، رساله یاپایان نامه هاى تحصیلى مراکز آموزشى و تحقیقاتى است. پژوهشگران باید حتماً به اینمنابع نیز مراجعه کنند تا هم زمینه ها و مآخذ مرتبط با دامنه پژوهش خود را بیابند وهم از انجام کارهاى تکرارى در اَمان بمانند.

    4- از دیگر روش هاى پرکاربرددر مأخذیابى این است که «فهرست مآخذ» کتب و مقالات مورد مطالعه را بازبینى کنیم ومآخذ مرتبط با کار تحقیقى خود را از میان آن ها بیابیم.



    یادداشت بردارى
    پژوهشگر حتماً باید به هنگام مطالعه یادداشتبردارى کند. براى این کار، روش هاى گوناگونى وجود دارند. مثلا مى توان به هنگاممطالعه یک مأخذ روى برگه اى مکان نکات مهمّ و مورد استفاده را یادداشت کرد و پس ازتکمیل مطالعه آن مأخذ آن نکات را روى برگه (= فیش) هایى یادداشت نمود. این برگه هامعمولا به صورت چاپى و داراى این اطّلاعاتند که خوب است با دقّت تکمیل شوند:
    موضوع کلّى با شماره، موضوع خاص با شماره، مأخذ، نام برگه نویس، شیوه برگهنگارى، تعداد برگه، و تاریخ برگه نویسى.
    در برگه ها باید به قدر امکان،مطالب را جامع و در عین حال مختصر نوشت. نیز بکوشید جز در موارد ضروری، عین مطالبمأخذ را نیاورید، بلکه قلم خودرا در بازگردان مطالب به کار گیرید تا نوشته تان بىروح و خشک و ـ از آن مهم تر ـ ناهماهنگ جلوه نکند; چرا که مآخذ گوناگون فضاها و سبکهاى متفاوت دارند.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    .: مقاله نویسی

    مقاله چیست؟
    شرایط مقاله نویسی
    مراحل نگارش مقاله
    حجم و گستره مقاله
    سطح نگارش مقاله

    مقاله نویسى
    آشنایى با فنّ مقاله نویسى یکى از ضرورت هاى نویسندگى است. به ویژه پس ازمشروطیّت،این گونه از نگارش در زبان فارسى گسترش یافت و امروز یکى از پایه هاى نوشتن به شمار مى رود. تقریباً هر نویسنده اى،گاه به سفارش و گاه بابرای خود به مقاله نویسى رو مى آورد، مخصوصاً که امروزاساس کارمطبوعات،مقاله نگارى است.


    مقاله چیست؟
    دائرة المعارف بریتانیکا نوشته است:
    «مقاله انشایى است که حجمى متوسّط دارد و در مورد موضوعى معیّن بحث مى کند. نویسنده بایدحدود موضوع را رعایت کند و با رسایى و روشنى آن را توضیح دهد
    در بیان کوتاه، مقاله نوشته اى است که درباره موضوعى خاص با حجمى متوسّط نوشته مى شود. مقاله معمولا در روزنامه و گاه نامه، و گاه در کتاب جاى مى گیرد. به مجموعه گفتارهاى صوفیان در مجالس خود نیز مقاله مى گفته اند،همانند مقالات شمس تبریزى.
    در جهان امروز، مقاله عرصهاى گسترده دارد و موضوعات گوناگون را در بر مى گیرد.

    شرایط مقاله نویسى
    1- احاطه به موضوع مقاله.
    2- صداقت وحسن نیّت که شرط قلم زدن است.
    3- در نظر گرفتن مصلحت هاى جامعه، و نه منافعفرد یا گروه خاص.
    4- گشودن گرهى از گره هاى علمى، اجتماعى، و ... از طریق گزینش موضوعاتى که طرح آن ها در جامعه دردى را دوا مى کند.


    مراحل نگارش مقاله
    1- یافتن موضوع: این کار، باید پس از تأمّل کافى و با اندیشه گره گشایى و خدمتصادقانه صورت پذیرد، نه به صرف تفنّن یا سفارشى را پاسخ گفتن.

    2- تفکّر درباره موضوع و تنظیم طرح: در این مرحله، بایداندیشید که چه وجوهى از موضوع را باید شکافت; از کجا باید شروع کرد و به کجا ختمنمود; چه شواهدى را باید ارائه کرد; و چه دستاوردى در نظر است.

    3- یادداشت بردارى از منابع: باید نکته هاى مهمّى را که بعداً در مقاله چیده مى شوند، از منابع گوناگون ـ و گاه از گنجینه ذهن خویش فراهمآورید.
    ثبت نشانى دقیق منابع را هرگز فراموش نسازید، زیرا نویسنده امین کسى استکه نام منابع مورد استفاده را با کمال انصاف ذکر نماید.

    4- تنظیم و اصلاح یادداشت ها: در این مرحله، یادداشت هاىپراکنده کنار هم قرار مى گیرند و پیش نویس متن مقاله از چینش آن ها پدیدار مى شود. ترتیب منطقى و نظم ساختارى هرگز فراموش نشود.

    5- تهیّه متن نهایى مقاله: ویرایش و بازنگرى پیش نویس وتهیّه متن پاکنویس سبب مى شود که نویسنده اطمینان یابد کارى منطبق با میزان هاى نگارشى و ویرایشى انجام داده است .
    6- تعیین عنوان: خوب است در تعیین عنوانشتاب نکنیم و آن را به مرحله آخرواگذاریم; زیرا پس از احاطه یافتن به متن خویش،بهتر مى توانیم عنوانى گویا و درخور براى آن برگزینیم. عنوان باید آیینه مقاله،کوتاه، آهنگین و پرطنین، روان و شیوا باشد.

    حجم و گستره مقاله
    معمولا مقاله هر چه کوتاه تر ـ در عین رسایى ـ باشد، خوانندگان بیشترى را به خود جلب مى کند. با این حال، گاه موقعیت ایجاب مى کنند که مقاله حجمى زیاد بیابد. روى هم رفته، حجم یک مقاله به این عوامل بستگى دارد:

    ـ موضوع مقاله: مثلا موضوعات علمىمعمولا حجمى بیشتر مى طلبند.

    ـ سطح مخاطب.

    ـ مجموعه اى که مقاله در آن چاپمى شود .

    ـ ویژگى هاى زمانى و مکانى درتاریخ درج مقاله.

    ـ توان مقاله نویس.


    سطح نگارش مقاله
    سطح نگارش مقاله باید دقیقاً با نیاز و فهم مخاطب هماهنگ گردد. مثلا اگر مقاله اى اقتصادى براى مخاطبان عام نوشته مى شود، هرگز نباید سرشار از اصطلاحات ویژه اقتصادى باشد. حتّى اگر نویسنده ناگزیر از طرح مباحث تحقیقى و فنّى در چنین مقاله اى است، باید آن ها را خالی از هر گونه تعبیر ویژه و خاص مطرح کند و زبان ـ و نه مطالب ـ را به سطح فهم مخاطبان خویش نزول دهد.
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۱:۳۶

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب




    .: ویژگیهای پژوهش پایان نامه ای

    ویژگیهاى پژوهش پایان نامه اى
    پژوهشِ پایان نامه اى ویژگیهای گوناگونى دارد :
    ـ تحلیل: مطالعه اجزاى گوناگونیک موضوع و روابط و متقابل آنها.
    ـ مقایسه: بررسى ویژگى هاى موضوع هاى مقایسهشده
    ـ تعریف: تعریف جامع و کامل
    ـ توصف: توصف موضوع با ویژگى هاى معتبر که آن را توضیح دهد
    ـ بحث: عرضه کردن جنبه هاى گوناگون موضوع
    ـ فهرست.
    ـ ارزشیابى: بررسى جوانب گوناگون موضوع و کوشش براى رسیدن به نتیجه
    ـ تلخیص: آوردن نکات عمده موضوع مورد نظربه اختصار .
    پیداست که در هر تکلیف درسى یا رساله ممکن است چند خصلت پژوهشى جمع گردند. امابه هر حال، حدود و نوع کار پژوهشى باید از پیش معلوم و مشخّص باشد.



    انتخاب عنوان پایان نامه
    باید از انتخاب عنوان کلی پرهیز کرد. عنوان پایان نامه باید متناسب با حدود پایان نامه باشد.
    براى انتخاب عنوان پایاننامه، به این معیارها نیز باید توجه داشت:
    ـ علاقه پژوهنده به آن عنوان و موضوع.
    ـ زمان لازم براى فراهم آوردن اثر.
    ـ دسترسىبه اسباب و لوازم پژوهش.
    _ اهمّیّت مطلب درفرهنگ و اجتماع.



    مرور پژوهش هاى پیشین
    معمولا در هر زمینه پژوهشى، آثارى از پیش فراهم شده است. مرور این آثار مى تواند ما را در نوشتن پایان نامه یارى کند. در اینمیان روشن مى شود که کار ما چه تفاوت هایى با کارهاى پیشین باید داشته باشد.
    اگر پژوهنده اى داراى توان کافى باشد، بهتر است آثار دست اوّل را مرور کند. هرچه منابع اصیل تر و سرشارتر باشند، پایان نامه ماندنى تر مى گردد.


    طرح تحقیق
    رساله هاى پژوهشى معمولا در یکى از این دو دسته قرار دارند:
    1- تجربى: متناسب با موضوعات علمى.
    2- تحلیلى: متناسب با موضوعات فرهنگى، هنرى.


    برنامه زمانى
    نویسنده پایان نامه باید با از شتابزدگى پرهیز و زمانىمناسب براى تهیّه رساله خود تعیین کند. این زمان فرصتی خواهد بود براى انجام :
    1- تعیین حدود موضوع ،شناسایى منابع و مراجعه به آن ها، گردآورى اطّلاعات ومعلومات.
    2- نگارش پیش نویس.
    3- تجدیدنظر و اصلاح، تنظیم پانوشت، نگارش نمونه نهایى.


    مراجعه به منابع
    براى شناسایى مآخذ مى توان از این منابع استفاده کرد:
    ـ مدارک کتاب شناسى: مجموعه هاى فهرست آثار،فهرست ها و برگه دان هاى کتابخانه ها.
    ـ دائرة المعارف ها و سالنامه ها.
    ـ نشریّات معتبر


    یادداشت بردارى
    بهتر است یادداشت بردارى روى برگه هاى جداگانه ویک شکل انجام پذیرد. به هر مضمون برگه جدایى اختصاص داده مى شود و هر برگه با شماره یانشانه اى متمایز مى گردد. بدین ترتیب در طول کار، مى توان برگه ها را جابجا یا کم وزیاد کرد.
    بهتر است بر هر برگه عنوان کلیدى آن ثبت شودو هویت برگه هم معین شود،از قبیل مأخذ و تاریخ. همچنین مشخص شودکه نوع استفاده از مأخذ چیست: نقل به عبارت،نقل به مضمون، تلخیص، ویرایش، یا ...؟ براى هر یک از این ها مى توان نشانه اى خاصدر نظر گرفت.
    در نهایت، مى توان برگه ها را شماره بندى پایانى کرد و هر یکرا در جاى مناسب خودقرار داد.


    نگارش رؤوس مطالب فصل ها
    معمولا پایان نامه شامل این سه بخش است:
    مقدّمه، متن شامل چند فصل، و نتیجه. باید پیشتر رؤوس مطالب هر فصل را نوشت تاچشم اندازى از کار پیدا شود. این کار به نگارش پیش نویس نیز بسیار کمک مى کند.


    ساختمان پایان نامه
    (1) صفحه عنوان: عنوان، نویسنده، گروه درسى، نام درس، نهاد علمى مربوط، مقطع و سال تحصیلى.
    (2) پیشگفتار: هدف، سابقه تحقیق، روش و گستره پژوهش، سپاسگزارى.
    (3) فهرست مطالب.
    (4) فهرست جداول.
    (5) فهرست شکل ها و تصویرها.
    (6) پیکره: مدخل، متن، نتیجه و دستاورد تحقیق.
    (7) کتابنامه: مآخذ اصلى و فرعى شامل کتب و مقالات مورد پژوهش.
    (8) ضمایم: جداول، آزمون هاى پژوهشى، اسناد و مدارک و شواهد.
    (9) فهرست راهنما: فهرست اَعلام و مفاهیم و موضوعاتى که درباره آن ها مى توان اطّلاع قابل توجّهى در رساله یافت.
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۵:۴۵

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود