جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زن ناقص العقل است؟!!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زن ناقص العقل است؟!!!




    بنا به گفته حضرت علی زن (چه زن خوب چه بد) ناقص العقل هست :

    (نهج البلاغه - صفحه 179 - حکمت 79 : حضرت علی علیه السلام : ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حَیض است. و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است. و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان میباشد.پس از زنهای بد برهیز کنید و از خوبانشان برحذر باشید.و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید)


    آیا شما با این گفته موافقید؟

    با این یکی چطور؟!! :

    (نهج البلاغه - صفحه 1192 - حکمت 230 : حضرت علی علیه السلام : همه چیز زن بد است و بدتر چیزیکه در اوست آنسکه (مرد را) چاره ایی نیست از (بودن با) او

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    چرا در روایات اسلامی از نقصان عقل در زنان سخن گفته اند ؟

    پاسخ: قبل از جواب به سؤال مذکور، به بیان دو نکته مى‏پردازیم:
    نکته اول: روایاتى که در مورد مذمت برخى از زنان وارد شده، همه آن‏ها، یا اکثر و عمده آن‏ها از امام على‏علیه‏السلام نقل شده است. دقت در این امر به ما کمک مى‏کند که به اوضاع زمان امام على‏علیه‏السلام بیاندیشیم، زیرا همان گونه که آیات قرآن شأن نزول دارد و دانستن اسباب نزول در فهم و درک مراد خداوند به ما کمک مى‏کند، روایات هم شأن صدور دارند و پى بردن به اسباب صدور در پى بردن به معنا و مراد معصومان‏علیهم‏السلام به ما کمک شایانى مى‏کند.
    خطبه هشتاد نهج البلاغه را حضرت امیرعلیه‏السلام بعد از فراغ از جنگ جمل بیان نمودند. از جمله محمد بن على، معروف به ابوطالب مکى متوفاى سال 386 ه' ق این نکته را متذکر شده است. (1) بعد از او سید رضى گردآورنده نهج البلاغه در آغاز به این نکته اشاره نموده است.
    حال به یاد داشته باشیم که اولین عامل درگیرى و ناامنى در حکومت علوى، یک زن بود به نام ام المؤمنین عایشه. وى از این مقام بر ضد امام على‏علیه‏السلام بهره گرفت. او نسبت به على دلى پرکینه داشت که این حقد و کینه او باعث آتش افروزى در جنگ جمل شد و حرمت‏ها را شکست و خون ده‏ها هزار انسان را در راه احساسات زنانه‏اش به هدر داد و جنگ‏هاى صفین و نهروان را به وجود آورد. خود حضرت در خطبه دیگرى به مذمت مردانى پرداخته است که فریب عایشه را خوردند و به خونریزى و جنگ رو آوردند: «کنتم جند المرأة و اتباع البهیمة». (2)
    نکته دوم: اگر در این خطبه از نقص عقل زنان یاد شده، در موارد دیگر از نقص عقل مردان نیز یاد شده است. نه کمال عقل در انحصار مردان است، و نه نقص عقل در انحصار زنان. هم بین زنان عده‏اى به کمال عقل راه یافته‏اند و هم میان مردان برخى به ضعف و نقص عقل مبتلا شده‏اند. امام على‏علیه‏السلام فرمود: «اعجاب المرء بنفسه برهان نقصه و عنوان ضعف عقله؛ مردى که خودپسند است، عقلش ناقص و ضعیف است».(3) نیز فرمود: «اعجاب المرءبنفسه حمق؛ خودپسندى مرد دلیل حماقت و بى خردى او است». (4)
    حضرت در مذمت کوفیان فرمود: «فأنتم لا تعقلون؛ شما مردان کوفه عاقل نیستید».(5) نیز در مذمت مردم بصره فرمود: «خَفَّت عُقُولکم؛ عقل‏هاى شما سست است».(6)
    اما پاسخ به سؤال مذکور: آن را در پنج بخش بیان مى‏داریم:
    1 - از نظر سند و انتساب این روایت به امام معصوم:
    برخى در سند و انتساب خطبه یا روایت نقصان عقل به ا مام معصوم تردید جدى به خرج داده و گفته‏اند: از این که مضمون این روایت با بسیارى از آیات و روایات دیگر، نیز با عقل مخالفت دارد، صدور آن از معصوم قابل مناقشه، بلکه مردود است. (7)
    2 - از جهت عمومیت گفته‏اند: این سخن از جهت دلالت منطقى به صورت قضیه موجبه کلیه نیست؛ یعنى مراد تمامى زنان نیستند، بلکه تنها به برخى زنان اشاره دارد.
    یکى از نویسندگان در توضیح و شرح خطبه مذکور مى‏نویسد:
    «شک نیست که خطبه بالا یک قانون کلى و همگانى درباره عموم زنان نیست؛ بلکه با توجه به این که این خطبه بعد از جنگ جمل و آن همه خون ریزى‏هایى که توسط «عایشه» رخ داد، از امام صادر شده، درباره دسته خاصى از زنان است که در این گونه مسیرها گام بر مى‏دارند وگرنه چه کسى مى‏تواند انکار کند که در پیشرفت اسلام زنان بزرگ و با شخصیتى همچون خدیجه بانوى اسلام، فاطمه زهرا و زینب کبرى و جمعى از زنان مبارز و دانشمند مانند سوده همدانیه شرکت داشته‏اند و براى پیشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت بزرگ‏ترین فداکارى را به خرج داده‏اند، و با ایمانى محکم و تفکرى عالى، مردان خود را با تمام وجود در این مسیر حمایت مى‏کردند».(8)
    3 - از نظر برداشت و پیام:
    خداوند حکیم در خلقت جهان موجودات را حکیمانه آفریده؛ یعنى هر موجودى را به تناسب موقعیت و مسئولیتى که باید عهده‏دار آن باشد، آفریده است، مثلاً چشم را ظریف اما استخوان‏هاى اطراف آن را سخت و محکم آفریده است. در سیستم بدن هر عضوى به تناسب با وظیفه‏اش آفریده شده است تا این مجموعه اعضا با این تناسب و دقت حکیمانه بتوانند در کنار یکدیگر در سیستمى واحد، هر کدام وظیفه خود را به انجام برسانند.
    این مربوط به یک سیستم اندام‌واره‏اى چون بدن است، حال در سیستم اندامواره بزرگ‏ترى به نام اجتماع بشرى نیز همین حکمت و ظرافت لحاظ شده است. واقعیت این است که در نظام آفرینش براى هر یک از مردان و زنان وظایف و مسئولیت‏هاى تکوینی ویژه‏اى در نظر گرفته شده و خداوند حکیم با تناسب همان وظایف، خصائص و قوت و ضعف هایى در خلقت هر یک لحاظ کرده است. به همین جهت است که خصوصیات روانى و جسمى زنان با مردان متفاوت است. زن با توجه به زن بودنش وظایفى را برعهده دارد، و خداوند خصوصیات روحى و عاطفى و توان جسمانیش را در راستاى آن آفریده است. براى مرد با توجه به مرد بودنش وظایفی قرار داده و خصوصیات روانى و جسمى او متناسب با همین وظایف آفریده شده است. این سخن روشن و عقل پسند است و در آن تردیدى نیست. امام على‏علیه‏السلام در خطبه مذکور مى‏خواهد این پیام را به گوش جهانیان برساند که از جنس مادینه توقع و انتظار انجام وظایف نرینه را داشتن خطا است و برعکس از جنس نرینه توقع انجام وظایف مادینه نیز نارواست. به قول شاعر:
    جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزش به جاى خویش نیکوست
    حاصل سخن این که در این سخن، حضرت در مقام گوشزد کردن به وظایف هر یک از زنان و مردان است. نه در پی تنقیص زنان.
    4 - از نظر شیوه استدلال:
    برخى سخن و شیوه استدلال امام على‏علیه‏السلام را در خطبه مذکور، از نوع «جدل» دانسته‏اند. شایان ذکر است که جدل آن نوع استدلالى است که مقدمات آن از مسلّمات است و آن را مخاطب قبول دارد. در این سخن امام على‏علیه‏السلام خواسته است از اعتقاد و دانسته مردم آن زمان مبنى بر وجود برخى از نقص‏ها در وجود زنان بهره بگیرد و به آنان متذکر بشود: این که خود مى‏دانید و قبول دارید که زنان از نقص هایى بهره مندند، پس چرا تابع فلان زن شده و شعله‏هاى آتش جنگ جمل را با همکارى خودتان تقویت نموده‏اید! (9)
    این سخن تقویت مى‏شود با جمله‏اى که از حضرت در ذیل خطبه نقل شده است که اشاره دارد به زنى همانند عایشه که نزد آنان خیلى محترم و نیکوکار شمرده مى‏شد. حضرت مى‏فرماید: حتى اگر زنى را [ همانند عایشه ] نیکوکار پنداشته‏اید، مواظب و برحذر باشید مبادا همانند اطاعت از او در جنگ جمل، دنیا و آخرت خویش را تباه نمایید.
    نیز تقویت مى‏شود با عنایت به این که این خطبه بعد از جنگ جمل و با توجه به مسائل بوجود آمده بعد از جنگ‏افروزى عایشه بیان شده است.
    5 - از نظر واقعیت:
    واقعیت این است که بین جنس نرینه و مادینه از چند جهت تفاوت هایی وجود دارد.
    الف: از نظر اعضاء و جوارح؛
    ب: از نظر احساسات و عواطف و تمایلات و اخلاق؛
    ج: از نظر فعالیت‏هاى خردمندانه و تفکر.
    از نظر اعضا و جوارح: ممکن است برخى تصور کنند که مرد و زن تنها در اعضایى که مربوط به جنسیت آن دو است، تفاوت دارند و در دیگر اعضا و جوارح تساوى و یکسانى حکمفرما است. در حالى که واقعیت جز این است. آن دو جنس در تمامى اعضا و جوارح با یکدیگر اختلاف دارند، چه اعضا و جوارحى که به عضو جنسى و تولید مثل مربوط است و چه غیر آن، رویش مو در بدن زن و مرد، چربى زیر پوست، بافت‏ها، ظرافت و ضخامت پوست، شکل استخوان‏ها، وزن حجمى استخوان‏ها، مقدار مواد آلى و کانى در استخوان‏ها، درشتى عضلات، زور بازو، شکل هندسى و حجم و وزن مغز، وزن قلب، ضربان نبض، فشار خون، حرارت بدن، قد، وزن، ارتعاشات صوتى، زیر و بم صدا، جثه، ترشحات بدن، میزان گلبول‏هاى قرمز و سفید در خون، گنجایش و حجم ریه و الگوى رشد جسمانى در آغاز از دو جنس نرینه و مادینه. خلاصه این که همه چیز در زن و مرد متفاوت است.
    ریشه این تفاوت‏ها در فعالیت‏هاى غددى نهفته است. تفاوت فعالیت‏ها و ترشحات غدد درون ریز و هورمونى بین دو جنس نرینه و مادینه به قدرى زیاد است که بدون استثنا تمامى اعضا و جوارح زن و مرد را از هم مجزا مى‏کند، به گونه‏اى که آزمایشگاه به راحتى مى‏تواند تشخیص دهد این خون، یا ادرار و یا دیگر ترشحاتى که از بدن یک نفر به دست آمده است و حتى یک تار مو، مربوط به زن است یا مرد. (10)
    از نظر احساسات ، عواطف، تمایلات و اخلاق: بنا به گفته روانشناسان، محبت، رفتار انفعالى، رفتار عاطفى و حمایت کننده را از ویژگى‏هاى زنانه و در مقابل، پرخاشگرى، استقلال، رقابت، سلطه و حاکمیت را از ویژگى‏هاى مردانه برشمرده‏اند. (11) نیز گفته‏اند داشتن دلی پر مهر و عاطفه و احساساتى آتشین، جلوه گرى، دلربایى، آرایش گرى و دوستدار پارچه و لباس و طلا و امور زینتى از خصائص زنان است. (12) زن براى این که نشان دهد جلوه کردن و دلبرى در انحصار غریزه او است، به زیور و آرایش علاقه نشان مى‏دهد و در برابر مغازه‏هاى زرگرى و لباس و پارچه فروشى، پاهایش شل مى‏شود. (13)
    زن در تقلید، مدپرستى، تجمل پرستى، خنده وگریه از مرد پیش‏قدم است. (14)
    زنان به جهت این که از نیروى احساس و عاطفه بیشترى بهره مندند، از صحنه‏هاى احساسى و عاطفى بیشتر تحت تاثیر قرار مى‏گیرند و به هیجان مى‏آیند. (15)
    ریشه این اختلاف: از اختلافات در اعضا و جوارح زن و مرد، تفاوت‏هاى احساسى، عاطفى، تمایلى و اخلاقى پدید مى‏آید. چون که غدد تناسلى در زن و مرد متفاوت است و این غده‏ها افزون بر تأثیرات جنسیتى، تأثیرات عاطفى و احساسى متفاوتى در دو جنس نر و ماده مى‏گذارند، سرانجام به تمایز شخصیت این دو جنس منجر مى‏شود. به عنوان مثال ترشح بیضه‏ها موجب تهور و جوش و خروش مى‏گردد و این همان خصایصى است که گاو نر جنگى را از گاوى که در مزارع براى شخم به کار مى‏رود، متمایز مى‏سازد (چون که در اولى بیضه‏ها ترشح دارد، ولى در دومى اخته شده است و ترشحى ندارد) (16)
    تنها با زیاد یا کم شدن یکى از ترشحات بدن یا یکى از عناصر متابولیکى هر چند ناچیز باشد، اخلاق، رفتار و شخصیت آدمى را دگرگون مى‏سازد.
    از این سخن نتیجه مى‏گیریم و مى‏گوییم: با توجه به دامنه وسیع در تفاوت‏ها که بین زن و مرد در همه چیز وجود دارد( که تفاوت ترشحاتى غدد، جزئى از آن است) مى‏گوییم: باید اذعان نمود که لازم است زن، زن باشد و مرد، مرد. هر یک به وظایف و مسئولیت‏هاى خویش. (17)
    اما از نظر فعالیت‏هاى خردمندانه و تفکر گفته‏اند: این روایت ناظر به عقل حسابگرى زنان است که در مقایسه با مردان کم‏تر است؛ یعنى واقعیت این است. نه زیاده روى در مورد حمایت از زنان درست است و نه نقطه مقابلش که به زنان ظلم روا داشته شد. همان گونه که اگر کسى در مقام مقایسه، مرد را از نظر عاطفه، از زن ناقص یا کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست، همین طور در بعد عقلانى اگر زن را نسبت به مرد کم تر بداند، خطا نکرده است و گفتارش خلاف واقع نیست.
    بیان این سخن:
    اولاً: این سخن در پى بیان یک قضیه موجبه کلیه‏اى که استثنا نداشته باشد، نیست. همان گونه که در بخش دوم بیان شد، نه تمامى مردان از نظر عقل بر تمامى زنان برترى دارند و نه نقص عقل در انحصار زن مى‏باشد و کمال عقل در انحصار مرد است، بلکه این سخن درصدد بیان یک واقعیت است و آن این که: وجه غالب در کنش‏هاى مردان رفتارهاى حسابگرانه و وجه غالب در کنش‏هاى زنان رفتارهاى مهرانگیز و عاطفى و احساسى است. این مطلق نیست، بلکه نسبى است.
    ثانیاً: هر یک از این دو نیروى عاطفه و عقل حسابگرایانه در جاى خویش نیکو، پسندیده و ضرورى است. قوت هر یک از این دو در یک فرد نه دلیل بر خوبى او است و نه دلیل بر بدى. نیز ضعف هر یک از این دو نه دلیل بر خوبى و نه دلیل بر بدى او است. در واقع قوت و ضعف این دو در دو جنس نرینه و مادینه نوعى تقسیم کار و تقسیم وظایف و مسؤولیت‏هاى تکوین و طبیعى است. به هیچ وجه مرد نمى‏تواند از عهده وظایف مهرانگیز و عاطفى زن برآید و برعکس، زن نمى‏تواند از عهده وظایف حسابگرایانه مرد برآید. موفقیت اصلى زن در وظایف خویش است که در راستاى ودیعه تکوین وى قرار دارد و موفقیت اصلى مرد نیز در امورى است که همگون با قواى تکوین اش مى‏باشد. در طبیعت و قوانین تکوین بین مردان و زنان کارها تقسیم شده است. چرا ما در نظام تشریع آن را نپذیریم؟ سخن امام على‏علیه‏السلام درباره زنان هشدار دهنده است که نباید از آنان انتظار حرکتى مردگونه داشت، چون که زنان سراپاشور و احساس و عاطفه‏اند؛ در برخورد با آنان نباید انتظار حسابگرانه‏هاى مردانه را داشت، بلکه مى‏بایست دقیقاً همگام با وظایف تکوین تقسیم کار را پذیرفت و روانشناسى زنان را در نظر داشت.
    ثالثاً: عقل مورد بحث، عقل ارزشى نیست، بلکه عقل سنجش است. توضیح: عقل یک وقت عقل سنجش یا نظرى است که مایه تکلیف است و هر انسان مکلفى مى‏بایست بهره‏اى از آن داشته باشد تا مشمول تکلیف گردد. این در دختران زودتر از پسران شکوفا مى‏شود، بدین جهت دختران سن تکلیفشان چند سال قبل از پسران است.
    معناى دیگر عقل، عقل عملى یا ارزشى است. این عقل است که در روایات از آن تمجید شده است. این عقل آدمى را به عبادت خدا وامى‏دارد و مایه تحصیل بهشت است. (العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان) (18) این عقل به منزله عقال (زانو بند شتر) هواهاى نفسانى را کنترل مى‏کند. [ در چنین عقلى مردان برزنان برترى ندارند، بلکه از پاره‏اى روایات برترى زنان فهمیده مى‏شود.(19)
    در عقل نظرى یا سنجشى به عقیده برخى روانشناسان، پسران از یک سن خاصى بر دختران سبقت مى‏گیرند. (20)
    علت تفاوت زن و مرد در عقل حسابگرى:
    ممکن است برترى مردان بر زنان در عقل سنجشى، ناشى از تفاوت آنان در محیط کار و تجربه باشد؛ یعنى از نظر ذات و استعداد کاملاً یکسان هستند، کسى چون زنان به جهت وظایفى که طبیعت بر عهده زنان گذاشته است، کم تر از مردان
    در اجتماع حضور و فعالیت دارند و کم تر از مردان، تجارت و فعالیت‏هاى اقتصادى بازارى دارند، بدین جهت مردان در عقل تجربى بر زنان سبقت گرفته‏اند.
    ممکن است این برترى نه از جهت تجربه، بلکه از جهت ظرفیت وجودى مردان باشد، چون واقعیت این است که وزن، حجم و ظرفیت مغزى زنان نسبت به مردان متفاو ت است. در خور توجه است که زنان در تمام نژادها میزان ظرفیت، حجم و مقدار نخاعى آنان از مردان کمتر است. به همان نسبت در همه نژادها قدشان از مردان کوتاه تر است. مغز زن در تمامى نژادها صد تا دویست گرم از مرد کم تر است. این سبب اختلاف مردان با زنان در عقل و درک نظرى آنان مى‏گردد.
    هورمون‏ها، غدد تناسلى، بافت‏ها، وضعیت اندام، وزن مغز، مقدار قد، دوران باردارى و هزاران فعالیت‏هاى فیزیولوژى و روانى در درک آدمى مؤثر است.
    شاید بتوان گفت: اگر حسابگرى‏هاى زاده از برآوردهاى عقلى خشک در انسانى به نام مادر باشد، فرزند دچار نابسامانى تربیتى و کمبود عاطفى مى‏گردد. (21)
    در علوم پزشکى ثابت شده که بدن‏ها دربست در اختیار غدد و ترشحات غددى قرار دارند، و اعمال این‏ها نیز توسط سلسله اعصاب کنترل مى‏شود، و سلسله اعصاب، مرکزى و فرماندهى دارند و این مرکز فرماندهى نزد زنان و مردان متفاوت است. در مردان در ناحیه پیشانى رشد بیشترى یافته و در زنان در منطقه «هیپوتالاموس» رشد و نمو زیادترى دارد. نیز ثابت شده که پیشانى مرکز تعقل و تفکر است و «هیپوتالاموس» مرکز عاطفه و احساسات است، و تمام این‏ها با هم همکارى مى‏کند. بنابراین جا دارد که واقع بین باشیم و از واقعیت‏هاى موجود، قضاوت واقعه بینانه در مورد مردان و زنان داشته باشیم و بگوییم: گویا مرد بر دریایى از تعقل و تفکر نشسته و زن بر اقیانوسى از عاطفه و احساسات.(22) اما این بدان معنا نخواهد بود که زنان عقل نداشته یا مردان عاطفه ندارند، بلکه بدین معنا است که هر یک از این دو نیرو ی انسانی در هر یک از دو جنس بیشتر و عمیق تر از دیگری است.
    پی نوشت ها :
    ‏1 – قوت القلوب، ج1، ص 282.
    2 – نهج البلاغه، خ13.
    3 – غررالحکم، آمدی، ج2، 109.
    ‏4 – همان، ج1، ص 311.
    5 – نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34.
    6 – همان، ج14.
    7 – کتاب نقد ، جمعی از نویسندگان، ج12، ص 268.
    8 – محمد جعفر امامی و محمد رضا آشتیانی، ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، ج1، ص 389 – 390.
    9 – کتاب نقد ، همان، ص 268 و 269.
    10 – دکتر سید رضا پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبران، ح19، ص 280 – 293.
    11 – روانشناسی رشد، ج اول، ص 330، از انتشارات سمت.
    12 – دکتر سیدرضا پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبران، ح19، ص 281.
    13 – همان، ص 294.
    14 – همان، ص 294 و 295.
    15 – کتاب نقد، ج12، ص 59.
    16 – کتاب نقد، ش 12، ص 58.
    17 – دکتر پاک نژاد، همان، ح9، ص 280.
    18 – کلینی ، اصول کافی، ج اول، کتاب عقل و جهل .
    19 – وسائل الشیعه ‍، ج20، ص 168؛ من لا یحضره الفقیه ، ج3، ص 458.
    20 – روانشناسی رشد، ج1، ص 331.
    21 – کتاب نقد، ش 12، ص 59 – 60.
    22 – دکتر سید رضا پاک نژاد، همان ، ج19، ص 299 – 300.
    ، بحارالانوار، ح41، ص 119.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما از هر سخنوری که میدانستید حرفی به میان آوردید که یکی میگوید : حضرت علی به دلیل ان جنگ این سخن را گفته
    دیگری میگوید این حدیث جعلی است
    دیگری میگوید منظور ایشان همه زنها نبود
    و......

    اینها برداشت سخنوران است

    اما براستی که خود حدیث گویای همه چیز است و نیازی به تفسیرهای فرعی ندارد
    حضرت علی گفته همه زنها بد هستند گفته همه زنها ناقص العقل اند. سخن از این روشنتر؟
    آیا به صرف اینکه چند زن به حضرت علی خیانت کردند . حضرت علی باید تمام زنها را ناقص العقل و بد توصیف کند؟!!!

    هرچه قدر مطلب از دیگران اینجا کپی و پیست کنید نمیتوانید تکذیب کنید که دیدگاه حضرت علی به زنان اینگونه بوده است

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خیلی خوبه که شما هم دارید لاک یک پرسشگر عادی در میاید و دیگه دوستان در مورد شما دچار سوءتفاهم نمیشوند: یک پرسشگر مظلوم(!) که کسی را برای پاسخ به پرسشهایش نمیابد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط melancholy نمایش پست
    شما از هر سخنوری که میدانستید حرفی به میان آوردید که یکی میگوید : حضرت علی به دلیل ان جنگ این سخن را گفته
    دیگری میگوید این حدیث جعلی است
    دیگری میگوید منظور ایشان همه زنها نبود
    و......

    اینها برداشت سخنوران است

    اما براستی که خود حدیث گویای همه چیز است و نیازی به تفسیرهای فرعی ندارد
    حضرت علی گفته همه زنها بد هستند گفته همه زنها ناقص العقل اند. سخن از این روشنتر؟
    آیا به صرف اینکه چند زن به حضرت علی خیانت کردند . حضرت علی باید تمام زنها را ناقص العقل و بد توصیف کند؟!!!
    سفسطه است. در پس هر سخنی منظور و هدف سخن نهفته است. درست مثل سؤالات شما که هیچ یک سؤالات عادی که به ذهن برسند نیستند و یکی پس از دیگری هدف مورد نظر را پی میگیرند.

    بگذارید یک مثال بزنم. فرض کنید زنی دارد در خیابان راه میرود و مردی که از روبرو به او میرسد به او میگوید: "قربانت بشوم عزیزم!" خب زن ممکن است بی اعتنایی کند یا اینکه با تندی مرد را از خود براند. شما مثل کسی هستی که از دور شاهد این ماجراست و میگوید: "چه زن سنگدلی! مردک بیچاره به او ابراز عشق میکند و این زن سنگدل اینگونه پاسخش میدهد"!! خب اینجا ایراد از گویندۀ این سخن است که متوجه منظور و هدف مرد نشده. در واقع مرد به زن ابراز عشق یا پیشنهاد ازدواج(یا دوستی) نکرده بلکه ایجاد مزاحمت نموده است.

    از این گذشته شما پاسخ را نخوانده اقدام به ایجاد شبهه میکنی؟

    این بخشها را ندیدید:
    اگر در این خطبه از نقص عقل زنان یاد شده، در موارد دیگر از نقص عقل مردان نیز یاد شده است. نه کمال عقل در انحصار مردان است، و نه نقص عقل در انحصار زنان. هم بین زنان عده‏اى به کمال عقل راه یافته‏اند و هم میان مردان برخى به ضعف و نقص عقل مبتلا شده‏اند. امام على‏علیه‏السلام فرمود: «اعجاب المرء بنفسه برهان نقصه و عنوان ضعف عقله؛ مردى که خودپسند است، عقلش ناقص و ضعیف است».(غررالحکم، آمدی، ج2، 109.) نیز فرمود: «اعجاب المرءبنفسه حمق؛ خودپسندى مرد دلیل حماقت و بى خردى او است». (همان، ج1، ص 311.)
    حضرت در مذمت کوفیان فرمود: «فأنتم لا تعقلون؛ شما مردان کوفه عاقل نیستید».(نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34.) نیز در مذمت مردم بصره فرمود: «خَفَّت عُقُولکم؛ عقل‏هاى شما سست است».(همان، ج14.)

    پس با این حساب هم مرد ناقص العقل است هم زن و در نتیجه کل بشر. پس لابد منظور حضرت نقص نسبی دانش بشر بوده است که در بحث نبوت بحثش مطرح میشود.

    از دیدگاه سندیت نیز شما بحث ما را نادیده انگاشتی:
    ز نظر سند و انتساب این روایت به امام معصوم:
    برخى در سند و انتساب خطبه یا روایت نقصان عقل به ا مام معصوم تردید جدى به خرج داده و گفته‏اند: از این که مضمون این روایت با بسیارى از آیات و روایات دیگر، نیز با عقل مخالفت دارد، صدور آن از معصوم قابل مناقشه، بلکه مردود است. (کتاب نقد ، جمعی از نویسندگان، ج12، ص 268.)
    امیدوارم اینقدر که خوب بلدید روایت بیاورید با بحثهای روایی هم آشنا باشید!

    و سایر بخشهای پاسخ همچنان پابرجا هستند...

    جای سؤالند که چگونه ممکن است که وقتی اینهمه در اسلام در تکریم زن بحث شده است شما سخنان چهارتا شبهه افکن رو که از کل کتاب اسلام دو صفحه اش رو به شما نشون میدن رو قبول میکنی!



    نقل قول نوشته اصلی توسط melancholy نمایش پست
    هرچه قدر مطلب از دیگران اینجا کپی و پیست کنید نمیتوانید تکذیب کنید که دیدگاه حضرت علی به زنان اینگونه بوده است
    سفسطه است. اینکه پاسخ کپی باشد به هیچ وجه از ارزش پاسخ نمیکاهد.

    در ضمن مگر خود شما سؤالاتت را با تحقیق شخصی به دست آوردی؟ شما هم این سؤالات را از جاهایی که خودت میدانی برداشتی و ما پیش از شما اینها را دیده بودیم و حالا شما بعد از عمری برای ما نبش قبرشان میکنی.

    پاسخ شبهۀ شما داده شده است و شما فقط داری در برابر این پاسخ منطقی ستیزه جویانه مقاومت میکنی.


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    بحثی که در خصوص نقص عقل در حال انجام است قبلا در این تاپیک توسط مدیر انجمن زن بطور کامل مطرح گردیده است :

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=325
    ضمن تشکر از دوستانی که در این تاپیک شرکت کرده اند ، تقاضا می شود از ایجاد بحث های تکراری خودداری فرمایید .
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.

  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود