صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من كيستم ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    من كيستم ؟




    من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
    من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.
    من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
    من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.
    من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد.
    من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
    من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

    من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

    من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

    من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

    من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
    من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

    من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

    من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

    من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

    من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
    من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.

    من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
    من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
    من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.
    دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
    حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
    من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
    مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
    من کیستم؟





    -----------
    منبع:روزنامه اعتماد

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی جالب بود رانا جان.
    ولی به نظرم من منم با هر اسمی که میخوان روم بزارن من میخوام از زندگیم لذت ببرم و خودم و خودای خودمو راضی کنم با هر اسمی که روم باشه .من بنده خدام و زمانی که منو بنده خدا صدا کردن تازه اسم اصلیه منو صدا کردن.
    پس من منم .

    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط rana_ نمایش پست
    من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
    من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.
    من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
    من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.
    من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد.
    من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
    من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

    من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

    من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

    من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

    من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
    من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

    من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

    من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

    من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

    من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
    من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.

    من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
    من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
    من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.
    دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
    حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
    من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
    مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
    من کیستم؟





    -----------
    منبع:روزنامه اعتماد

    بدبينانه ترين نگاهي بود كه از پشت عينك يك زن سرخورده صادر شده بود .

    زني كه مادرش حواست و خدا از همين جنس او زناني ديگر را به عنوان برترين بانوان عالم برگزيده است.

    اين خانم اگر عينكش را بردارد مي بيند كه زن مظهر مهرباني و لطافت خداست.

    اگر با نگاهي زلال بنگرد موجودي را به تماشا مي نشيند كه اگر نباشد نيمي از مرد نيست.

    كسي را مي نگرد كه پبامبر در موردش فرمود : دختر رحمت است و پسر نعمت و چون قيامت مي رسد خداوند از نعمت سوال مي كند ولي از رحمتش خير.

    و من هرگز خود و ديگران را در معرض قضاوت افرادي كه سالم نمي انديشند قرار نمي دهم . البته سوء تفاهم نشود پاسخ من به نويسنده مقاله در روزنامه اعتماد است نه جناب
    rana كه نقل قول كرده اند .



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    زن با ارزش ترین و لطیف ترین و پاک ترین موجودی است که خدا آفریده...



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  6. تشکرها 5


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    حقیقت روشنیه!
    خانم ها قابل احترامند و پاک...لطیفند و باوقار و ساده...اما....!



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    زن!
    مقدس ترین و زیبا ترین واژه در نظام هستیست...
    لطیف و حساس....!
    باوقار و متین و قابل احترام.....!
    اما هیچ گاه در موردشان نقطه چین ها را فراموش نکنید!


  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=بچه با حال;62121]بدبينانه ترين نگاهي بود كه از پشت عينك يك زن سرخورده صادر شده بود .

    زني كه مادرش حواست و خدا از همين جنس او زناني ديگر را به عنوان برترين بانوان عالم برگزيده است.

    اين خانم اگر عينكش را بردارد مي بيند كه زن مظهر مهرباني و لطافت خداست.

    اگر با نگاهي زلال بنگرد موجودي را به تماشا مي نشيند كه اگر نباشد نيمي از مرد نيست.

    كسي را مي نگرد كه پبامبر در موردش فرمود : دختر رحمت است و پسر نعمت و چون قيامت مي رسد خداوند از نعمت سوال مي كند ولي از رحمتش خير.

    و من هرگز خود و ديگران را در معرض قضاوت افرادي كه سالم نمي انديشند قرار نمي دهم . البته سوء تفاهم نشود پاسخ من به نويسنده مقاله در روزنامه اعتماد است نه جناب
    rana كه نقل قول كرده اند
    .
    [/quote


    قرار نیست که وقتی کسی واقعیت های موجود در جامعه رو بیان میکنه بهش بگیم بد بینه
    این بد بدبینی نبود
    از سر خوردگی هم نبود
    از درک بالا نسبت به حقیقت وضعیت بسیاری از زنها در جوامع بشری بود
    من کاری ندارم که خداوند زن رو واقعا چطور خلق کرده و این وصله ها بهش میچسبه یا نه اما اینکه این وصله ها فعلا به خانومها چسبیده یه واقعیته
    اینکه فعلا زنها تو زن بودنش گیج میزنن و نمیدونن کی هستن و چی هستن یه واقعیته علتشم تفاوت فاحش تعالیم روحانی و عملکرد افراد و عرف و عادتهای غلطه
    علتش نگاههای غلطه
    علتش محدودیت ها و بی احترامی هاست
    جناب بچه باحال نویسنده روزنامه اعتماد اندیشه خودش رو بیان نکرده بود که سالم باشه یا نباشه فقط یه سری از عرف و عادتهای غلط رو کنار هم جمع کرده بود که البته خیلی هم قشنگ و با ظرافت اینکار رو کرده بود

    ویرایش توسط yeganeh : ۱۳۸۷/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۸:۲۴


  12. تشکرها 3


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قبلا از تمامي خانم ها ي محترمه عذر مي خواهم، فقط براي مزاح است، لطفا ناراحت نشويد


    مردكي داشت زني خيره سر و بد سير و بد گهر و بي هنر و بد خلق كه از صبح الي شام همي كرد ز بد خوئي و پرروئي و پرگوئي خود خون به دل شوهر بيچاره و هر بار كه آن شوهر محنت زده مي خواست طلاقش بدهد غصه ي مظلومي و معصومي اطفال صغيرش وسط معركه مي آمد و اين نكته كه طفلان ز غم دوري مادر نتوانند كه آرام نشينند ورا مانع از آن بود كه صورت دهد آن كار به جا را.


    شبي از جمله ي شب هاي زمستان كه ز دست زن بي عاطفه ي خود كتكي خورده و اندر اثر ضربت سيلي، رخ او داشت ورم، خسته و بي حال بخوابيد و به يك مرتبه در خواب چنين ديد كه صحراي قيامت شده پيدا و در آن فتنه و غوغا و در آن محشر كبري و در آن مجلس شورا! يكي آورده ترازوي بزرگي كه در آن نامه ي اعمال كسان را ز بد وخوب بسنجند. چو حساب دو سه تن را برسيدند، دگر نوبت او گشت و چو شد لنگ ترازو به هوا، كفه ي اعمال خطا رو به زمين آمد و اسباب خجالت شد و آن كس كه بود قاضي محشر چو چنين ديد، بگفتا: به جهنم ببريد اين سگ ناصالح بي شرم و حيا را.


    مرد وارد به جهنم شد و چون چشم بدان آتش سوزنده بيفكند بترسيد و بر آورد فغاني و سراسيمه از آن خواب گران جست و چو در بستر خود ديد زنش را ز سر رشك به خود گفت: كه اي كاش در آن آتش سوزنده همي سوختم و بار دگر هم نفس خويش نمي ساختم اين پيرزن بي سر و پا را!

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    عالی بود شهودی جان!
    اما خانم رانا!
    دقت فرمایدد...نیاز به اثبات ندارم اما توی اون نقطه چین ها حرفایی هست که اگه بگم مطمئنم از دستم ناراحت می شید، حقیقت درونی خود خانم هاست..
    در کنار همه این نمک خلقت بودن بعضی مواقع زیادی می زنه توی ذوق شوریشون!



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهودي نمایش پست
    زن از يك نگاه ديگر (طنز)
    :gol:



    يه كم بي ربط كه بود ولي خب در هر قشري خوب و بد هست بيا و قبول كن كه زنها هميشه گذشت و فداكاري بيشتري داشته اند در تاريخ و اكثر زندگي هايي كه به جدايي و طلاق ختم مي شود بيشتر به خاطر ظلم مردان است اما اين يك ديد منفي نيست همونطور كه دوست خوبم گفت يه ديد واقعي است
    آيينه چو تصوير تو بنمود راست
    خود شكن آئينه شكستن خطاست

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  18. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی پدر حضرت علي عليه السلام كيست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۲, ۲۲:۱۳
  2. منظور از معبودها در آیه 17 سوره فرقان كيانند؟
    توسط مجذوب در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۲۹, ۱۳:۰۳
  3. حقايقي درباره فاطيما!!! او كيست؟آيا او همان فاطمه زهرا سلام الله عليهاست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۱۳, ۲۱:۳۰
  4. :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳, ۲۱:۴۱
  5. از گوشی نوكياى خود بهتر استفاده كنيم؟
    توسط Amoo Mehraboon در انجمن تلفن همراه
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۲/۱۲, ۰۷:۳۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود