جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دستور العملى از : عالم ربانى , فقيه و عارف صمدانى سيد ابوالقاسم دهكردى

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دستور العملى از : عالم ربانى , فقيه و عارف صمدانى سيد ابوالقاسم دهكردى




    بسم الله الرحمن الرحیم
    در نوجوانى , به حوزه علوم آل محمد (ص ) روى آورد. در مدرسه صدر اصفهان , با حرص و ولعى فراوان و اخلاصى مقدس ,علوم عربى را فراگرفت . پس از پايان سطح , به همراه فراگيرى فقه و اصول , به حكمت و عرفان روى آورد. بيشتر آموزه هاى حكمى را از حكيم متأله , حاجى ملاّ اسماعيل درب كوشكى فرا گرفت .
    چهار سال در نزد آن استاد بزرگ به فراگيرى اسفار ملا صدرا پرداخت .آن گاه , براى تحصيلات عاليه , فقه و اصول و ديدن اساتيد آن , به عتبات عراق هجرت كرد و در حلقه شاگردان ميرزاى بزرگ ,محمد حسن شيرازى , در آمد.
    سالها از علوم , اخلاق و رفتار وى بهره گرفت , تا به مقام اجتهاد نائل آمد.
    در فقه , از شاگردان ويژهء عالم ربانى , فقيه صمدانى , شيخ زين العابدين مازندرانى بود. سالها از محضر آن بزرگ , بهره مند شد.از محضر پر فيض محقق و فقيه ژرف نگر, ميرزا حبيب الله رشتى نيز بهره ها برد.
    < اكثر استيناس حقير در اقتباس معارف و اسرار توحيد با عالم ربّانى , حاج ملا فتحلى سلطان آبادى و زين المجاهدين و سراجطريق السالكين حاجى ميرزا حسن نورى , (بود) كه شيخ او هم در معارف و توحيد حاج ملاّ فتحلى , انار الله برهانه , بود در ازمنه متماديه . و الحق از آن بزرگوار مستفيض شدم . >1
    او, با تهذيب نفس , كشيك دل و پارسايى در عمل , به ملكوت انس گرفته بود و مدراج بلندى را طى كرد. وبا ارتزاق از عالم ملكوت به انظار و افكار بلندى در حكمت و سلوك رسيده بود.
    آنچه در اين وصيّتنامه آمده , در حقيقت مرامنامه اى است كه ساختار زندگى او را پى ريخته بود و نردبانى است كه خود او باعروج آن , به مقامهاى بلندى رسيد و محضر آموزگاران باطن ولايت را درك كرد.
    او, انظار و افكار عرفانى و تجربه هاى سلوكى خويش را در كتابى به نام < منبر الوسيله > ,2 گرد آورد و در اين كتاب , دستاوردهاى عرفانى خود را با عنوان < مراة > و پلكان با ترتيب خاصّى نظم و نسق داده است , تا راهيان كوى كمال با بهره ورى از آن به مقامات رسند.
    انّ هذه و سيلتى الى ربّى فى دينى و دنياى و آخرتى اتبغيتها لنفسى و لمن اقتفى اثرى ... 3
    اين كتاب , مركب عروج من به سوى پروردگار است . سعادت دنيا, بهروزى آخرت و سلامت دين را در عمل بدان مى دانم .اين را براى خدم و هر آن كه از من پيروى كند, نوشته ام .
    او, مقامهاى بلندى را طى كرد ومورد عنايت خاصّه الهى قرار گرفت و با معارف باطنى ولايت آشنا شد. در همان كتاب گويد:
    < پس از اين كه با تمام وجودم , به خدا روى آوردم , در بارگاه الهى ,انس گرفتم و نفس خود بينم را خداى بين كردم , عقلم درآسمان قدس به پرواز درآمد, حقيقت يقين را چشيدم , راههاى پربيم و هراس برايم هموار شد, از فضاى كوچك تنگ . بينان رستم و گشادگى سينه و وسعت دل پيدا كردم.
    خداوند, عنايت فرمود و حقايق و معارف بلندى را در جانم افكند.
    اين معارف , ابعاد وجودى و استعدادهاى معطّل و راكدم را احيا كرد و گذشته عمرم را نقد نمود.
    البته اين بركات از كتابخوانى و پر مطالعه اى بر نيايد كه مرهون < انقطاع الى الله >, تضرعّ به درگاه او و تدبر در آياتش است . >4
    او, بر اين باور است كه نفس ناپاك اگر دانش توحيد نيز فراگيرد, بر حجابهايش افزوده مى گردد. طالب علمان پيش و بيش از تحصيل علوم , بايد به تزكيه و تهذيب نفس پردازند. معارف و علوم ربوبى , در زمين پاك ثمر دهد و چراغ راه گردد:
    < انّما الطريق الى ذلك , تزكية النفس عمّا يرديها و انقلاعها ممّا يغنيها و ردعها عن اهويتها و رفض الدّنيا الدّنيّة و الزهد عن زهراتها الفانية و الرغبة الى الباقيات الصّالحات و الدّرجات الرفيعات >5
    تنها راه رسيد به اين مقام , پيراستن نفس از فرو مايگيها و كندن آن از دل بستگى به امور فانى و زود گذر و بازداشتن آن ازهوسها و بر فرق دنيا قدم نهادن و در برابر زرق و برق و جذبه هاى آن زهد ورزيدن و به مقامات اخروى و كارهاى جادانه وشايسته دل بستن است .
    عارف دهكردى تنها راه رسيدن به مقام محمود و در جات معنوى را در تقوا, انس و عمل بدوام به سنّت رسول الله (ص ) وپيروى از راه و رسم و سيرهء هدايت گران خلق : امامان معصوم , عليهم السّلام , مى داند:
    و لن ينال ذلك البته الاّ بالتّقوى و ملازمه سنّة رسول الله و سلوك منهاج اولياء الله الائمة المهدى6
    اينك گوش جان را به آموزههاى روح پرور و دلپذير آن فقيه و عارف وارسته مى سپاريم . دستورهاى كه خاستگاه آنها انوارفرقان ربوبى و كوثر علوى است . اميد آن كه در وصول به لقاى , حق چراغ راهمان گردند 7 .

    بسم الله الرحمن الرحيم
    سفارش مى كنم تو را اى نفس خطاگر, غافل از آقا و پروردگارت , اسير و برده و ذليل دشمنانت , كاهل به مهمّات امور وهدف ورسالت آفرينشت چه بسيار عمر گرانقدر را ضايع كردى , با آن كه مى توانستى با آن سرمايهء گرانقدر و پرمايه , تجارتهاى كلان وسود آور انجام دهى .
    سوكمندانه اين سرمايهء گران را تباه كردى و خود را به افسوس و حسرت هميشگى مبتلا.
    چه همه بر خويشتن خويش ستم روا داشتى . روحى را كه پادشاهى توانا بر رساندن توبه سلطنت دائمى و جاودانه است , درزندان شهوات زنجور كردى و در غل و زنجير و اسارت هوا و هوس گرفتار.
    اسير خائنان و عمر دزدانش كردى . بيچاره تر, بدحال تر و پشيمان تر از تو چه كسى است ؟ تو با اين كار ثروت عظيم خود را به فقر, پادشاهى را به خاك نشينى , سود را به تباهى و راحتى و آسودگى را به ناكامى , بدادى . دار كرامت و منزل عزّت را به عذاب و خوارى بفروختى .
    تو در گورستان تاريك و بى كسى , با كژدمها و حشرات موذى چه خواهى كرد؟
    در روزى كه مال و فرزند سود ندهد و هر كس از دوستان و برادران و فرزندان خود مى گريزد و در نجات خويش مى كوشد, تورا چه حال و روزى است و بر تو چه خواه رفت ؟
    در روز قيامت , حمايت گر و شفاعت گر تو كسى نيست , مگر آن كه تو را قلبى سليم باشد.
    هان ! من به تو راه رشد و صلاح را باز نمودم , توصيه هايم را پاس دار و با سستى و كاهلى , آنها را ضايع نكن .
    سفارش مى كنم : جز خدا را بنده مباش كسى را با او در هيچ شأنى از شؤون زندگى همباز و شريك مگير.
    به هيچ كس جز او, دل مبند و اميد مدار. بين خود و خداى خود را اصلاح كن كه در اين صورت او كار تو را با خلق ساز كند وتو را به نزد آنان محبوب سازد.
    تمام همّ خويش را صرف آبادى آخرت كن . خداوند كارهاى دنيايى را سامان دهد و آسان سازد
    از خدا, چونانكه شايسته اوست پروا گير و در نهان و آشكار خود را در محضر او بين . او, در همه كارها و گرفتاريها راه را بر توبنمايد و كارها را به كام سازد.
    ميانه روى را در همهء كارها فراديددار, تا به حسرت و پشيمانى و ندانم كارى گرفتار نشوى .
    قناعت را پيشه خويش كن ; چه قناعت گنجينه اى تمام ناشدنى است .
    از حرص و طمع و پيروى هوا بپرهيز; چه اين خصلتها, ذلت , انحراف از حق و شرك به خداى عظيم را در پى آرد.
    اعتزال را پيشه كن ; زيرا دورى از غوغاى دنيا به سلامت دين نزديكر است .
    از شهرت و نام آورى بگريز, چه در خوب و بد آن آفت است .
    جان خويش را از خويهاى پست و خصلتهاى نكوهيده پاك و پيراسته كن , تا از مرز حيوانيّت به دايره انسانها فراآيى .
    از عادات بد, بپرهيز. مراقب باش صفات نا پسند برايت عادت نشود.
    دركسب كمالات بكوش ; چه عزت دنيا و آخرت و سربلندى دو جهان در آن است .
    نماز را در اوّل وقت به جاى آور. تأخير نماز از وقت آن بدون عذر, تضييع و بى اعتنايى بدان است .
    به هنگام نيايش و در عبادات , با تمام وجود روى دل را به معبود بدار تا به مقامى پسنديده نايل آيى .
    دعا براى پدر و مادر را پس از نمازها و در ديگر مظان استجابت دعا فراموش مكن , چه ترك آن جفا به پدر و مادر است .
    هميشه با وضو باش , تا خداوند باطن و جان تو را منّور سازد.
    به گاه نماز, خلوت گزين , بر سجّاده قرار گير, دست را به نيايش بلند كن , چشمها را بر هم نه و يا به حالت افتادگى و تضرّع درآور. دلت را به نماز بسپار و مقدّمات آن رابا آدابش به جاى آور, تا نفس متوجه خدا شود و از غير ببرد و به خداى تعالى روى آرد.
    بر تو باد به نماز شب , زيرا او چراغى فرا راهت در تاريكى قبر و عرصه قيامت خواهد بود. نماز شب , نشان انبياء و صالحان است .
    قرآن , بسيار بخوان . دائم به ياد خدا باش . هميشه در تفكّر و انديشه باش . نسبت به دنيا و رزق و برق آن زهد بورز.
    از دروغ , افترا, تهمت , پرخورى و پر گويى و معاشرت با زنان دورى كن ; چه همنشينى زنان , كودنى خوارى , رسوايى وبدبختى آرد و اوقات عمر را ضايع كند.
    از مال حرام و شبهه دار دورى كن , زيرا چنين اموالى چخماق و فندك آتش جهنم است .
    از پيروى هوا و هوس پروا گير; زيرا اين كار, غفلت و قساوت آرد, آتش جهنم را شعله ور سازد.
    برادران عزيز من ! اوقات عمرتان را سه بخش كنيد:
    بخشى از آن را در تحصيل علوم , معارف و كسب كمالات و فضايل معروف داريد.
    بخشى ديگر را به عبادات و طاعات از روى اخلاص و توجه به خدا به كار گيرد.
    و مقدار باقى مانده آن را در راه ساماندهى به امورات مادّى زندگى و تحصيل معاش به كار گيريد; زيرا < من لا معاش له لا معادله > آن را كه زندگى به كفاف نباشد, در توفيق بر بهروزى معاد نخواهد بود.
    در همه كارها به خدا توكل كن و در تمام احوال به او پناه بر, تا او, كارهايت را به سامان كند و به آسانى با برادرانى از اهل صفاو جوانمردى همدمت سازد, آنان تو را در سير الى الله يارى كنند.
    خداوند براى تو معلّمى برانگيزاند, تا راهنما باشد صراط مستقيم و بتوانى از باطن ولايت نور, بهره گيرى .
    در همه حال , دست به ذيل عنايت ولى خدا, قائم به امر خدا, جناب ولى عصر ( ارواحنا له الفدا ) بدار.

    --------------------------------------------------------------------------------
    پاورقىها
    1. تاريخ حكما و عرفاء متأخر از صدر المتألهين 37
    2. اين كتاب , در بردارندهء انظار عرفانى , فلسفى و اعتقادى است . نويسندهء محترم , فارسى و عربى را به هم آميخته و نظرات بديعى در برخى موارد ابراز داشته است . با آوردن حكايت و شعر و موعظه , از صعوبت مطالب , كاسته است . مؤلف , بر آن بوده كه كتاب را در دو جلد به پايان برد. امّا گويا به تنظيم بيش از يك جلد توفيق نيافته و يا اگر اكنون در دسترس نيست . جلدى كه اكنون در اختيار ماست , به قطع وزيرى در 413صفحه سامان كه كار نوشتن آن در شب جمعه , بيست و پنجم ماه محرم سال 1326هـ. ق . به پايان رسيده است .
    3. < منبر الوسيله > 2
    4. < همان مدرك > 3
    5. < همان مدرك >.
    6. < همان مدرك > .
    7. براى اطلاع بيشتر, ر. ك : < اعيان الشيعه >, ج 2 417 < الذريعه >, ج 22 356; < ريحانة الادب >, ج 1و 2 244 نقباء البشر فى القرن الرابع عشر >, ج 1 6 < مكارم الآثار >, ج 6 27 < زندگانى آية الله چهار سوئى > 91ـ 198 < تاريخ حكما و عرفاء و متأخر از صدر المتألهين > 37
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود