صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مومن کیست و راههای مومن شدن کدامند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    شاد مومن کیست و راههای مومن شدن کدامند ؟




    سه تا سوال دارم .

    یک - از نظر شما مومن کیست ؟؟؟( نظر شخصیتون رو بگید لطفا)
    دو - آیا شما مومنید ؟؟؟( به این سوال میتونید فقط فکر کنید اگر شهامت دارید جواب هم بدید)
    سه - راههای کسب ایمان کدامند ؟؟؟( لطفا این سوال رو با احادیث و آیات قرآن جواب دهید)

    نتیجه این تاپیک بسیار دیدنی است
    *** مولا دلم هواییه ***
    میخوام بیام بین الحرمین
    اونجا که عشاق میمونن
    بگن" عباس" یا "حسین"


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    47
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود
    مومن کسی است که از کلام خداوند متعال پیروی والگویش سنت پیامبر باشد کسی که تنها به این دوراه برود مومن است.
    من نمیدانم چون قدرت قضاوت راجب خودمم را ندارم خدایم که این قدرت را دارد باید مشخص کند.
    قران وسنت رسول وتنها همین دو راه کافی است ودیگر هیچ نیست مومنان این ها هستد.



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صفات مومن واقعی از زبان امام علی (ع)




    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام ، همه ما مسلمان هستيم و خود را مومن خدا مي دانيم ولي آيا ميدانيد صفات يك مومن چيست؟
    حديثي كه اينجا پست مي كنم از كلام امام علي (ع) است و از كتاب اصول كافي نقل مي كنم.
    اميد است كه ما هم گوشه اي از اين صفات را داشته باشيم.
    امام صادق عليه السلام فرمود : مرديكه نامش همام و خداپرست و عابد و رياضتكش بود ، در برابر اميرالمومنين عليه السلام كه سخنراني مي فرمود برخاست و گفت : يا اميرالمومنين !
    اوصاف مومن را براي ما آنطور بيان كن كه گويا در برابر چشم ماست و به او مي نگريم ، فرمود:
    اي همام ، مومن همان انسان زيرك و باهوشي است كه شاديش بر چهره و اندوهش در دلش باشد ، فراختر دل تر از همه چيز و متواضعتر از همه كس است ، از هر نابودي گريزان و به سوي هر خوبي شتابانست ، كينه و حسد ندارد ، به مردم نمي پرد و دشنام نمي دهد ، عيبجو نيست و غيبت نمي كند ، گردن فرازي را نمي خواهد و شهرت را ناپسند شمرد ، اندوهش دراز و همتش بلند و خاموشيش بسيار است ، با وقار است و متذكر ، صابر است و شاكر ، از فكر خود غمناك است و از فقر خويش شادان ، خوش خلق و نرم خو است ، با وفا و كم آزار است ، دروغزن و پرده در نيست.

    اگر بخندد دهن ندرد و اگر خشم كند سبكسري نورزد ، خنده اش بر لبهاست و پرسشش براي دانستن و دوباره پرسيدنش براي فهميدن ، دانشش بسيار و برباريش بزرگ و مهربانيش زياد است ، بخل نورزد و شتاب نكند ، دلتنگي نكند و مستي ننمايد ، در قضاوت خلاف حق نگويد و در علمش بيراه نرود ، از سنگ خارا محكمتر است و در كسب و كار از عسل شيرين تر ، نه حريص است و نه بي تاب و نه خشن و نه پر مدعي و نه متكلف و نه پر كنجكاو ( در امر دنيا ) ، نزاع كردنش نيكو و مراجعه كردنش شرافتمندانه است ، عادلست اگر خشم ورزد ، ملايمست اگر چيزي خواهد ، بي باك و پرده در و زور گو نيست ، دوستيش صميمانه وپيمانش محكم و در قرار داد باوفاست.

    مهربان و چسبان و بردبار و گمنام و كم زواﺌد است ، از خداي عزوجل راضي و مخالف هواي نفس خويش است ، بزير دستش درشتي نكند و در آنچه به او مربوط نيست وارد نشود ، ياور دين وحامي مومنين و پناه مسلمين است ، ستايش مردم از او گوشش را ندرد ( فريفته اش نسازد ) و طمع دلش را نخراشد ، بازي هاي كودكانه حكمتش را نگرداند و مر نادان به دانشش پي نبرد.

    مي گويد و به كار مي بندد ، دانشمند است و دور انديش ، ناسزا نگويد و سبكي نكند و صلحه رحم كند و بر آن ها گرانبار نشود ، بخشش كند بدون اسراف ، نيرنگ باز و حيله گر نيست ، پيگير عيب كسي نباشد و بر هيچكس ستم نكند ، با مردم ملايمت دارد و ( براي قضاﺀ و حواﺌج آنها ) در روي زمين كوشش مي كند ، ياور ناتوانست و دادرس بيچاره ، پرده اي را ندرد و رازي را آشكار نسازد ، گرفتاريش زياد و شكايتش اندك است ، اگر خوبي بيند به ياد آورد و اگر بدي بيند نهان كند ، عيب را بپوشد و غيب نگهدارباشد ( آبروي مردم را در نبودشان نگهدارد ) ، از خطا در گذرد و از لغزش چشم پوشي كند ، به نصيحتي آگاه نشود كه آنرا رها كند و هيچ كج روي را اصلاح نكرده نگذارد ، امين است و باوفا و پرهيزكار و پاكدامن و بي عيب وپسنديده ، نسبت به مردم عذر پذير است و از آنها به نيكي ياد مي كند و حسن ظن دارد و در نهان خود را ‌( و خود را به عيب ) متهم مي كند.

    از روي فهم و دانش براي خدا دوست شود و با دور انديشي و تصميم براي خدا از مردم كناره گيرد ، شادماني نابخردش نسازد و خوشحالي بسيار عقلش را نبرد ، يادآور دانا باشد و معلم نادان ، كسي از او انتظار شر ندارد و از بلايش نترسد ( زيرا شر و بلا به كسي نرساند ) ، كار وكوشش هر كس را از خود خالص تر داند و نفس هر كس را از نفس خويش صالحتر شناسد ، عيب خود را ميداند و گرفتار غم خويش است ، جز به پروردگارش به چيزي اعتماد نكند ، غريب و يكتا و بي علاقه ( و اندوهگين است ) ، براي خدا دوستي كند و در راه خدا جهاد نمايد تا از خوشنودي او پيروي كرده باشد ، خودش به خاطر خويش انتقام نگيرد ( بلكه انتقام را به خدا واگذارد ) و در مورد خشم پروردگارش دوستي نكند.

    با فقرا بنشيند و با راستان راست باشد و اهل حق را ياري كند ، ياور خويشاوند است و پدر يتيم و شوهر بيوه زنان و مهربان به مستمندان ، در گرفتاري ها آرزوي او كشند و در سختي ها به او اميدوارند ، با نشاط است و خشرو ، نه عيبجو و ترش رو ، محكم است و فرو خورنده خشم ، خندان لب است و دقيق نظر و بسيار پرهيز ( ناداني نكند و در برابر ناداني ديگران بردباري ورزد ) بخل نكند و در برابر بخل ديگران صبر كند ، تعقل كند تا شرم ورزد و قناعت كند تا بي نياز گردد.

    شرمش بر شهوتش برتري دارد و دوستيش بر حسدش و گذشتش بر كينه اش ، جز سخن درست نگويد و جز لباس اقتصاد نپوشد ، با تواضع راه رود و در اطاعت پروردگارش خاضع باشد، در همه احوال از خدا راضي است ، نيتش خالص است و اعمالش بي غش و نيرنگ بازي ، نگاهش عبرت است و سكوتش فكرت و سخنش حكمت ، خير خواه و بخشنده و برادر است ،در نهان و آشكار نصيحت كند ، از برادرش دوري نكند و غيبت ننمايد و با او مكر نورزد ، بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد و بر مصيبتي كه به اورسيده اندوهگين نشود ، توقع بيجا ندارد و هنگام سختي سست نشود ، در زمان خوشي مست نگردد ، بردباري را با دانش آميزد و عقل را با صبر ، تنبلي را از او دور بيني ونشاطش را پيوسته ، آرزويش نزديك و لغزشش كم است ، منتظر مرگ است و دلش خاشع ، به ياد خداست و نفسش قانع و جهلش زدوده و كارش آسان است ، براي گناهش غمگين است و شهوتش مرده و خشمش فرو خورده و خلقش نا آلوده ، همسايه اش از او آسوده است و بر سر خود پسندي نيست ، به آنچه برايش مقدر شده قانع است ، بردباريش متين و كارش محكم و تفكرش بسيار است.

    با مردم در آميزد كه دانا شود وسكوت كند كه سالم ماند و بپرسد كه بفهمد و تجارت كند كه سود برد ، گوش دادنش به سخن خوب براي باليدن به ديگران نيست ( پست حساس را نپذيرد كه آن را وسيله گناه و زشت كاري سازد ) و سخن گفتنش براي زورگويي به ديگران نيست ، خودش از خويش در زحمت است و مردم از او در راحت ، خودش را براي آخرتش به زحمت افكنده و مردم را از شر وآزار خود راحت ساخته ، اگر بر او ستمي شود صبر كند تا خدا برايش انتقام گيرد ، دوريش از هركه دوري مي كند بغض و كناره گيري از آلودگي است و نزديكي اش به هر كه نزديك ميشود ملايمت و مهرباني است ، دوريش براي خود پسندي و بزرگ فروشي نيست و نزديكي اش براي فريب ونيرنگ نيست بلكه از پيشينيان اهل خير پيروي كند و خود پيشواي نيكان پس از خود باشد.

    راوي گويد : همام فريادي كشيد و بيهوش بيفتاد ، اميرالمومنين (ع) فرمود : همانا به خدا من از بيتابي او ترسان بودم . سپس فرمود : اندرزهاي رسا با اهل اندرز چنين ميكند.

    شخصي عرض كرد : شما را چه شده ؟ ( كه فرياد نكشي و بيهوش نشوي ) فرمود : هركسي را اجلي است كه از آن نگذرد و سببي است كه از آن تجاوز نكند ، آرام باش و ديگر مگو كه شيطان اين سخن را به زبانت دميد.
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۵/۰۱ در ساعت ۰۲:۰۱
    YA ALI


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    115
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قلب مومن




    ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است و سلام خدا بر بندگان برگزیده اش و درود خدا بر سرور ما محمد(ص) و خاندان و یارانش.
    مقامات دل ها چهار است از آن روی که خدای تعالی دل را به چهار نام نامیده است:صدر، قلب، فواد، لُب.
    اما
    صدر سرچشمه ی اسلام است، چنان که در قرآن آمده است:"افمن شرح اللّه صدره للاسلام"(آیا کسی که خداوند صدرش را برای اسلام گشوده است[با دیگری برابر است؟])
    و
    قلب سرچشمه ی ایمان است، چنان که می فرماید:"ولکن اللّه حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم"(ولکن خداوند ایمان را محبوب شما ساخت و آن را در قلب های شما بیاراست.)
    و
    فواد سر چشمه ی معرفت است، چنان که در آیه می خوانیم:"ما کذب الفواد ما رای"(فواد دروغ نگفت انچه را دید).
    و
    لُب معدن توحید است، چنان که گوید:"لآیات لاولی الباب"(نشانه هایی است صاحبان لب را).
    پس لب ظرف توحید است و فواد ظرف معرفت و قلب ظرف ایمان و صدر ظرف اسلام.
    اما
    توحید منزه داشتن حق است از دریافته شدن و معرفت اثبات صفات والا و اسمای حسنی برای حق است . و ایمان، دلبستگی به گسستگی از همه سودها و زیان هاست که قلب ها را شیفته دارد سوای حق عزوجل. و اسلام تسلیم و سپردن همه ی کارهاست به اللّه در آشکار و نهان.
    و این نورها در باطن موحدان موجود است، و معرفت جز با توحید و ایمان جز با معرفت و اسلام جز با ایمان درست نیاید. پس کسی را که توحید نیست معرفت نیست و آن را که معرفت نیست ایمان نیست و آنکه ایمان ندارد، اسلام ندارد و هرکه اسلام ندارد، کارها و رفتارها و کردارهای دیگر او سود ندهد.
    پس
    نور اسلام با یادکرد عاقبت هاست و نور ایمان با بیداری در حوادث تاریک(شبهه ناک) و نور معرفت با یادآوری سابقه هاست و نور توحید با پرده گشایی از حقیقتهاست.
    بدین گونه که
    یادکرد عاقبتها موجب سیاست نفوس است و بیداری در حوادث تاریک باعث ریاضت نفوس است و یادآوری سابقه ها موجب حراست قلب ها می شود و دیدن حقایق باعث رعایت حقوق می گردد و بنده با آن سیاست نفس به تصدیق می رسد و با حراست دل به تحقیق می رسد و با ریاضت به توفیق و با رعایت حقوق به حق-جل و علا- می رسد.
    اما
    سیاست نفس یعنی نگهداری و شناخت آن. و ریاضت نفس یعنی تربیت نفس و تسلط بر آن. و حراست قلب یعنی مطالعه نیکی های خدای تعالی در درون. و رعایت حقوق یعنی پاس نعمت خدای غیبدان و حالگردان را داشتن. واین رعایت باعث وفای به عهد می شود. وحراست دل موجب نگهداری حد می گردد. و ریاضت، رضا بر آنچه هست و سیاست نفس، صبر بر آنچه نیست را به بار می آورد.
    و اینها همان خصلت های بندگی است که خداوند در آشکار و نهان و درون و برون از بندگانش خواسته است.

    مقامات القلوب نوری


    یا زهرا
    (س)


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    115
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بدان که خدای خانه ای در درون مومن آفریده که قلب نامیده می شود و نسیمی از کرمش برانگیخته تا آن خانه را از شرک و شک ونفاق و شکاف پاکیزه سازد. سپس ابری از فضلش فرستاده تا بر آن خانه ببارد و در آن انواع گیاهان از قبیل یقین و توکل و اخلاص و خوف و رجاء و محبت برویاند، سپس در بالای آن خانه تختی از توحید نهاده و برآن تخت فرشی از رضا گسترده و در پیش روی آن خانه نهال معرفت نشانده که ریشه اش در قلب مومن و شاخه هایش در آسمان و زیرعرش است. در راست و چپ آن تخت پشتی هایی از شریعت نهاده و دری از بوستان رحمت برآن گشاده و در آن انواع ریاحین تسبیح و ستایش و بزرگداشت و یادکرد خدا کاشته. و آبی از دریای هدایت در جویبار فضل برای آبیاری آن روییدنی ها روان ساخته. و بر درگاه بلند قندیل های فضل آویخته و در آن روغن پالودگی ریخته و چراغش را به روشنایی تقوا افروخته، سپس در فراز کرده تا تباهی و تبهکاران راه نیابند و کلیدش را برداشته و نگهداشته و هیچ آفریده ای-نه جبرئیل نه میکائیل نه اسرافیل- را بر آن محرم نداشته و فرموده است: این گنجینه ی من است در زمین و نظرگاه من است و جایگاه توحید من ومنم ساکن آن. چه نیکو ساکنی و چه نیکو مسکنی!
    همان


    یا زهرا
    (س)


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    115
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صفت قلب سلیم




    سلامت قلب چهار مرحله دارد:

    یکی سلامت قلب از شک
    دوم سلامت قلب از هوی و هوس گمراه کننده
    سوم سلامت قلب از عجب و ریا
    چهارم سلامت قلب از یاد ماسوی.
    همان


    یا زهرا
    (س)


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    351
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    و تبریک مرا بابت ایجاد چنین تاپیکی پذیرا باشید.

    اگر بیشتر توضیح داده بشه ممنون می شویم.

    یا علی
    یارب
    ای خدا با تو سخن می گویم:
    ***
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو .... شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو
    ***


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    115
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علیک سلام و تشکر
    اصلا قرار اینجا همین مطلب توضیح داده بشه...اگر همچنان همراه باشید....

    یا زهرا
    (س)

  11. تشکرها 3


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    217
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قلب جایگاه ایمان
    آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام.
    از طرف بهترین دوست شما
    .
    .
    .
    خدا


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    115
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لطف خدا با دل مومن




    خدای تعالی با دل مومن هفت چیز همراه کرد تا بشناسدش:

    یکی نرمی تا مطیع شود چنان که فرماید:"ثم تلین قلوبهم و جلودهم الی ذکراللّه" (سپس نرم می شود پوست هایشان و دل هایشان به یاد خدا).

    دیگر گشادگی، چنان که فرماید:"افمن شرح اللّه صدره للاسلامفهو علی نور" (آیا کسی که خدا صدرش را بر اسلام گشوده و بر روشنایی است [با دیگری برابر است؟]) مراد آن گشادگی است که گنجایش معرفت خدا را دارد، در حالیکه آسمان و زمین از کشیدن این بار معرفت عاجز شدند.

    دیگر شفا یافتگی از مرض است چنان که فرماید:" و یشفع صدور قوم مومنین"(تا خدا سینه های گروهی مومن را تشفی بخشد).

    دیگر هدایت است، چنان که فرماید:"ولکن اللّه حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم"( و لکن خداوند ایمان را محبوب شما ساخت و آن را در قلب های شما بیاراست).

    دیگر سکینه و طمانینه، به طوری که دل مومن جز به آن نیارامد، چنان که فرماید: " و هو الذی انزل سکینه فی قلوب المومنین"(اوست که فرو آورد آرامش در دلهای مومنان).

    و بالاخره روشنگری و نور بخشی است، چنان که فرماید: " یهدی اللّه لنوره من یشاء" (هدایت می کند با نور خود هرکس را بخواهد).


    یا زهرا
    (س)


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود