جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ديداري عاشقانه نه براي اولين وآخرين بار ....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نیشخند ديداري عاشقانه نه براي اولين وآخرين بار ....




    ياحق
    سلام .
    السلام عليك يا ابا صالح المهدي ادركني
    در ميانه هاي ماه مبارك رمضان بود كه با بچه هاي مسجد تصميم گرفتيم بعداز ما مبارك به سوي قم جمكران روانه شويم .
    خوب يك هفته اي مي شد كه از عيد فطر مي گذشت كه ما روانه شديم . در اردويي 5 روزه با يك ميني بوس وتعداد 10 نفر (با راننده ) . شب اول رو در آباده اصفهان بوديم شهري پر از جوان ولي متاسفانه همه .... . صبح شد نماز خوانديم آش و نان گرفتيم . صبحانه خورديم روانه شديم . حوالي غروب به قم رسيديم . اكثر بچه ها دفعه اولشون نبود كه به اين ديار مي اومدند ولي من اولين بارم بود . به قم كه رسيديم يه ضريح طلايي كه برقش چشم همه رو مي زد نمايان شد . كنا ر رودخونه ي اتراق كرديم ولي از حرم خيلي دور بود . يه رو حاني كه در ماه رمضان به ديار ما اومده بود اونجا بود با راهنمايي اون به يه پاركينگ پشت حرم رفتيم .
    حرم حضرت فاطمه معصومه (س) . چه معنويتي داشت ، واقعا جالب بود . طوري بود كه من اصلا دوست نداشتم عمه ام را ترك كنم چه عمه مهر باني بود .بايكي از بچه ها گفتيم كه اي كاش يه كاري توي قم گيرمون مي اومد و همون جا مي مونديم . اي كاش ... . صبح شد صبحانه كه خورديم راهي بازار شديم .من بادوست خداي عزيز رفتيم به چند تا از كتاب فروشي ها سر زديم، نزديكي هاي اذان بود . ظهر دعوت (اون روحاني )دوست خدابوديم .دوست خدا رفت خونه كه غذارو آماده كنه . من هم بايكي از بچه ها رفتيم كه در مسجد فاطميه پشت سر ايت الله بهجت كه خدا ايشون رو نگه دارد نماز بخوانيم وچند تا از بچه ها هم اونجا بودند ، ولي مسجد پُرِ ، پُر بود . اون رفيقم جا گيرش اومد ولي من نه . من رفتم حرم نماز خوندم . بقيه بچه هاهم يواش يواش اومدن. رفتيم تو يه پاركي غذا خورديم حوالي ساعت 4 بود . براي ديدن يكي از مراجع بزرگ تقليد كه خدا ايشون رو حالا حالا ها براي ما نگه دارد حركت كرديم . چون مهمون داشت ما فقط 5 دقيقه اي تونستيم ايشون رو ملا قات كنيم . وما رو نصيحت هايي كردند :
    1- نماز اول وقت
    2- دعاي عهد
    3- خواندن سوره يس (وهديه كردن آن به فاطمه زهرا (س) و از جمله بزرگداشت وعزاداري وبيرون ريختن در روز شهادت حضرت امام صادق (ع) . مقداري كتاب وسي دي هم به ما هديه كردند. بعد از نماز به سوي جمكران روانه شديم . به ديدار يار ، به ديدار محبوب ، به ديدار عشق ، به ديدار جانِ جهان ... .
    از دورادور گنبد آبي مسجد جمكران پيدا شد چقدر زيبا بود .
    بعداز پارك كردن ماشين وخوردن غذا به سوي مسجد روانه شديم وارد محيط شديم چقدر غريب بود وارد مسجد شديم باز همانطور ، انگار آنجا با زبان بي زباني مي خواستند چيزي به ما بگويند ، اصلا انگار خيلي وقت بود كه امام زمان (عج) آنجا سر نزده بود ، يه طوري بود خيلي عجيب بود شب جمعه در آنجا بوديم متاسفانه به دعاي كميل نرسيديم . بعد از تجديد وضو وارد مسجد شديم ونماز ، اما به دليل خستگي زياد نتوانستيم زياد دوام بياوريم وهمگي به خواب فرو رفتيم . به اميد صبحي ديگر وخواندن دعاي ندبه در جمكران . اما با مخالفت راننده مواجه شديم ونگذاشت ما در دعا شركت كنيم .چون مي گفت نمي توانيم به موقع به خانه برسيم .وبا حسرت راهي ديارمان شديم چقدر ناراحت بوديم باگفتن به اميد ديدار از آنجا دور شديم .اما با تمام نا اميديمان در شيراز احمدبن موسي (ع) برادر حضرت معصومه (س)ما را طلبيد . وبعداز انجا به سوي هواي گرم بوشهر بعد از چند روز در هواي سرد بودن حركت كرديم . ... .
    از عمق نا پيداي مظلوميت ما ، صدايي، آمدنت را وعده مي داد . صدا را ، عدل خداوندي صلابت مي بخشيد ومهرِ رباني گرما مي داد . و ما هر چه استقامت ، از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل ، از اين نوا در يافتيم . در زير سهمگينترين پنجه هاي شكنجه تاب مي آورديم كه شكنج زلف تو را مي ديديم . در كشاكش تازيانه ها و چكا چك شمشير ها ، برق نگاه تو تابمان مي داد و صداي گام هاي آمدنت توانمان مي بخشيد .رايحه ات كه مژده حضور تو را بر دوش مي كشيد مرهمي از زخم هاي نو به نومان بود وجبر جان ها ي شكسته مان . ودرد ها همه از آن رو تاب آوردني بود كه آمدني بودي . تحمل شدائد از آن رو شدني بود كه ظهورت شدني وبه تحقق پيوستني .





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    ترسم که بیایی و من آن روز نباشم یا صاحب ازمان ادرکنی!




    شاید این جمعه بیاید شاید!


    یه روز می یاد اونی که مهر قائمی داره!



    ما برآنیم تا نام او را جهانی کنیم!


    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۷:۴۴


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شايد اين جمعه بيايد شايد


    مهدي جان چشم به راهت مي مانم تا بيايي هرچند كه لايق انتظارت هم نيستم

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم
    شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم




    ***عجل فرجهم ***

    اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
    أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
    "زمر (39) آيه 46 "

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هزاران جمعه داره اين تقويم دنيا در كدامين جمعه اش تو مي آيي

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    عشق یعنی انتظار منتظر


    یامهدی (عج) ادرکنی




    اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
    أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
    "زمر (39) آيه 46 "

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    163
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی،عجیب تر که چه اسان ، نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم، نه کوششی ، نه وفائی، فقط نشسته و گفتیم : خدا کند که بیائی....

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    163
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است.یازده بار شمردیم و یکی باز کم است. این همه آب که جاریست ، نه اقیانوس است. عرق رم زمین است که سرباز کم است.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    402
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    او منتظر است تا که برگردیم
    ماییم که در غیبت کبری ماندیم
    *** مولا دلم هواییه ***
    میخوام بیام بین الحرمین
    اونجا که عشاق میمونن
    بگن" عباس" یا "حسین"

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود