جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق بین شریعت و دین و ملت در اصطلاح قرآن(پژوهشی در قرآن)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    فرق بین شریعت و دین و ملت در اصطلاح قرآن(پژوهشی در قرآن)




    کلمه شریعت به معناى طریق است، و اماکلمه دین و کلمه ملت معناى طریقه خاصى است، یعنى طریقه‏اى که انتخاب واتخاذ شده‏باشد، لیکن ظاهرا در عرف و اصطلا قرآن کریم کلمه شریعت در معنائى استعمال مى‏شود که‏خصوصى‏تر از معناى‏دین است، همچنانکه آیات زیر بر آن دلالت دارد، توجه بفرمائید: ، و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل‏منه، و هو فى الاخرة من‏الخاسرین که از این دو آیه به خوبى بر مى‏آید هر طریقه و مسلکى‏در پرستش خداى تعالى‏دین هست ولى دین مقبول درگاه خدا تنها اسلام است، پس دین از نظر قرآن معنائى عمومى و وسیع‏دارد، حال اگر آن دو آیه را ضمیمه کنیم به آیه زیر که مى‏فرماید:لکل جعلنا منکم‏شرعة و منهاجا - براى هر یک از شما پیامبران‏شرعه و منهاجى قرار دادیم، و به آیه ثم‏جعلناک على‏شریعة من الامر فاتبعها ، این معنا بدست مى‏آید که شریعت عبارت است ازطریقه‏اى خاص، یعنى‏طریقه‏اى که براى امتى از امت‏ها و یا پیامبرى از پیامبران مبعوث به‏شریعت تعیین و آماده شده باشد، مانندشریعت نوح، و شریعت ابراهیم، و شریعت موسى، وشریعت عیسى، و شریعت محمد(ص)، و اما دین عبارت است از سنت وطریقه‏الهیه حال خاص به هر پیامبرى و یا هر قومى که مى‏خواهد باشد، پس کلمه دین معنائى‏عمومى‏تر از کلمه شریعت‏دارد، و به همین جهت است که شریعت نسخ مى‏پذیرد، ولى دین به‏معناى عمومى‏اش قابل نسخ نیست.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27




    البته در این میان فرق دیگرى نیز بین شریعت و دین هست و آن این است که‏کلمه دین‏را مى‏توان هم به یک نفر نسبت داد و هم به جماعت، حال هر فردى‏و هر جماعتى که‏مى‏خواهد باشد ولى کلمه شریعت رانمى‏شود به یک نفر نسبت داد، و مثلا گفت فلانى‏فلان شریعت را دارد، مگر آن که یک نفر آورنده آن‏شریعت و یا قائم به امر آن باشد، پس‏مى‏شود گفت دین مسلمانان و دین یهودیان و دین عیسویان و نیز مى‏شود گفت‏شریعت‏مسلمانان‏و یهودیان همچنانکه مى‏توان گفت دین و شریعت‏خدا و دین و شریعت محمد و دین زید و عمروو...ولى نمى‏توان گفت‏شریعت‏زید و عمرو، و شاید علت آن این باشد که در معناى کلمه شریعت بوئى از یک معناى حدثى‏هست و آن عبارت است از تمهید طریق و نصب آن، پس‏مى‏توان گفت‏شریعت عبارت است از طریقه‏اى که خدا مهیا و آماده کرده و یا طریقه‏اى‏که‏براى فلان پیغمبر و یا فلان امت معین شده، ولى نمى‏توان گفت طریقه‏اى که براى سابق‏هست، به اضافه چیزهائى‏که در آن شرایع نبوده و یا کنایه است از اینکه تمامى شرایع قبل ازاسلام و شریعت اسلام حسب لب‏و واقع داراى حقیقتى واحده‏اند، هر چند که در امت‏هاى‏مختلف به خاطر استعدادهاى‏مختلف آنان اشکال و دستورات مختلفى دارند، همچنان که آیه‏شریفه:ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه نیز بر این معنا اشعار و بلکه دلالت دارد.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بنا بر این اگر شریعت‏هاى‏خاصه را به دین نسبت مى‏دهیم و مى‏گوئیم همه این شریعت‏ها دین خدا است، با اینکه دین یکى است ولى شریعت‏هایکدیگر را نسخ مى‏کنند، نظیر نسبت دادن احکام جزئى در اسلام، به اصل دین است، با اینکه این احکام‏بعضى ناسخ وبعضى منسوخند با این حال مى‏گوئیم فلان حکم از احکام دین اسلام بوده و نسخ شده و یا فلان‏حکم‏از احکام دین اسلام است، بنا بر این باید گفت: خداى سبحان بندگان خود را جز به یک‏دین متعبد نکرده، و آن یک‏دین عبارت است از تسلیم او شدن چیزى که هست براى رسیدن‏بندگان به این هدف راههاى مختلفى قرار داده، و سنت‏هاى‏متنوعى باب کرده، چون هر امتى‏مقدار معینى استعداد داشته و آن سنت‏ها و شریعت‏ها عبارت است از شریعت نوح،ابراهیم، موسى، عیسى و محمد(ص)، همچنانکه مى‏بینیم چه بسا شده که درشریعت واحده‏اى بعضى از احکام به وسیله‏بعضى دیگر نسخ شده، براى اینکه مصلحت‏حکم‏منسوخ مدتش سر آمده، و زمان براى مصلحت‏حکم ناسخ فرا رسیده،مانند نسخ شدن حکم حبس‏ابد در زناى زنان که نسخ شد، و حکم تازیانه و سنگسار به جاى آن آمد، و مانند مثالهائى دیگر، دلیل بر این‏معنا آیه شریفه: و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن لیبلوکم فیماآتاکم...است که به زودى تفسیرش مى‏آید.
    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۷/۰۷/۳۰ در ساعت ۰۰:۵۷


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27




    معناى کلمه ملت ونسبت آن باشریعت ودین: تا این جا معناى‏شریعت و دین و فرق بین آن دو روشن شد، حال ببینیم کلمه ملت به‏چه معنا است؟و معناى آن چه نسبتى‏با شریعت و دین دارد؟ملت عبارت است ازسنت‏زندگى یک قوم، و گویا در این ماده بوئى از معناى مهلت دادن وجوددارد، در این صورت‏ملت عبارت مى‏شود ازطریقه‏اى که از غیر گرفته شدهباشد، البته اصل در معناى این کلمه‏آن طورکه باید روشن نیست، آنچه به ذهن نزدیک‏تر است این است که ممکن است مرادف باکلمه شریعت باشد، به این معناکه ملت هم مثل شریعت عبارت است از طریقه‏اى خاص، به‏خلاف کلمه دین،بله این فرق بین دو کلمه ملت وشریعت هست،که شریعت ازاین جهت در آن طریقه خاص استعمال مى‏شود، و به این عنایت آن طریقه را شریعت مى‏گویندکه: طریقه‏اى‏است که از ناحیه خداى تعالى و به منظور سلوک مردم به سوى اوتهیه و تنظیم‏شده، و کلمه ملت به این عنایت درآن طریقه استعمال مى‏شود که مردمى آن طریقه را ازغیر گرفته‏اند و خود را ملزم مى‏دانند که عملا از آن پیروى کنند،و چه بسا همین فرق باعث‏شده‏که کلمه ملت را به خداى تعالى نسبت نمى‏دهند و نمى‏گویندملت‏خدا، ولىدین خداوشریعت‏خدامى‏گویند،و ملت را تنها به پیغمبران نسبت مى‏دهند و مى‏گویند: ملت‏ابراهیم، چون این ملت بیانگرسیره و سنت ابراهیم(ع)است و همچنین به مردم‏و امت‏ها نسبت مى‏دهند و مى‏گویند ملت مردمى با ایمان و یا ملت مردمى بى‏ایمان، چون ملت از سیره وسنت عملى آن مردم خبر مى‏دهد، در قرآن کریم آمده: ملة ابراهیم‏حنیفا و ماکان من المشرکین ، و نیز از یوسف(ع)حکایت کرده که گفت: انى ترکت‏ملة قوم‏لا یؤمنون بالله، و هم بالآخرة هم کافرون، و اتبعت ملة آبائی ابراهیم‏و اسحق‏و یعقوب ، که در آیه اول کلمه‏ملت در مورد فرد، و در آیه دوم هم در مورد فرد و هم در موردقوم استعمال شده، و در آیه بعدى که حکایت کلام کفار به‏پیغمبران خویش است تنها در موردقوم به کار رفته(توجه فرمائید) لنخرجنکم من ارضنا او لتعودن فى ملتنا .

    پس خلاصه آنچه گفتیم این شد که دین در اصطلاح قرآن‏اعم از شریعت و ملت است‏و شریعت و ملت دو کلمه تقریبا مترادفند با مختصر فرقى که از حیث عنایت لفظ در آن دوهست



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    استاد علامه طباطبایى



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود