صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا یك قطره شراب هم حرام است؟

  1. #41

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    80 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    هدایت یافتگان بی سواد




    این که قدرت خدا چه اندازه است با سنت خدا تفاوت است
    خدا می تواند تمام مردم را هدایت کند با قدرت خود که پیامبر ندارد یعنی علم را در وجود فرد کافر وارد کند پیامبر چون قدرت ندارد نمی تواند افراد کافر و لجوج فاسق را وادار به قبول کند علمی که پیامبر به مردم می گفت درست بود اما قدرت فشار نداشت ان هم به علت این که خدا در هدایت ساختن مردم قصد نداشته است از زور و اجبار استفاده کند نه این که پیامبر مشکل علمی داشته است و یا این که هدایت غیر افزایش علم هم حق است هدایت غیر افزایش علم باطل است یعنی تحقق خارجی نمی تواند پیدا کند مثل مرده و زنده بودن یک شخص هم زمان ایا شما معتقد به انجام امور محال در مورد خداوند هستید؟
    هدایت خدایی که پیامبر ناتوان است هدایت اجباری است نه اختیاری هدایت اختیاری با افزایش علم ممکن است اما هدایت اجباری هدایت با افزایش علم و نیروی زور و جبر ممکن می شود هدایت پیامبر ناقص نبود فاقد زور بود

    ایا هدایت جز به معنی آگاهی است
    پس چرا می گوید
    آیا کسانی که یعلمون هستند با کسانی که لا یعلمون هستند برابر هستند؟
    آیا پس از هدایت خدا افراد باز هم نادان هستند یعنی افرادی درست می شوند با صفت نادانی و جهل و هدایت توامان
    در قران هدایت یافتگان را راسخون در علم دانایان خردمندان علما معرفی می کند
    هیچ جا نگفته است که امیون هدایت یافته!

    نمی شه به خدا هر چیزی را نسبت داد این افترا نام دارد
    هدایت خدا از روش علم است برای تحقق اراده خدا یعنی هدایت باید یک سری مفاهیم را یاد او بدهد
    اگر شما اصراردارید علاوه بر این روش روش دیگری هم هست بیان کنید تا انجایی که در قران قابل مشاهده است روش خدا یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه از راه فرستادن پیامبران است و پیامبران نیز با افزایش آگاهی و دانایی افراد انسانی را از گمراهی به نور می آوردند و چیزی در قران به نام هدایت از راه عدم افزایش آگاهی نیست
    وقتی چیزی در قران نیست نمی شه فکر کرد هست ولی ننوشته قران تبیان کل شی است و همه چیز هست و اگر نیست یعنی نیست نه این که هست و ننوشته هدایت با عدم افزایش دانایی در قران نیست .
    خدا می گوید الذی علم بالقلم علم الانسان ما لایعلم
    یا علمه البیان
    گمراهی چیزی نیست جز ندانستن یکسری علوم و هدایت نیز چیزی نیست جز دانستن یکسری علوم چیز دیگری برای مقایسه نیست انسان یا می داند یا نمی داند یا گمراه است یا نور دارد
    نمی فهمم شما از کدام هدایت صحبت می کنید از فکر خودتان هست که نامش امانی یا ظن است اگر از قران است ایه ای را در این مورد برای قبولاندنش نیاورده اید
    نمی شه ادم هم کور باشه هم ببیند هم جاهل باشد هم هدایت یافته باشد پس چه فرقی بین هدایت از طریق کسب اگاهی با هدایت یافته نادان وجود دارد

    پیامبر قبل از هدایت گمراه بودند وقتی توسط خدا هدایت شدند خدا برای اینکه ایشان پیروی از هواهای مردم نکند نمی گوید تو هدایت یافته ای نادان هستی می گوید بعد از اینکه علم به تو رسید از هواهای انها پیروی نکن و اگر پیروی کنی یاوری نخواهی داشت یعنی هدایت مساوی است با افزایش علم
    توانایی خدا با سنت خدا دو مطلب مجزا هستند
    خدا سنت هایی دارد لازمه این که ما به خدا اعتماد کنیم این است که خدا صادق باشد یعنی سنت ها شو اجرا کند به عهد خود وفا کند
    مسیری که خدا برای هدایت ما میرود را باید بشناسیم وقتی شناختیم ان گاه می توانیم در این مسیر قدم برداریم خدا راه روشن را نشان می دهد صراط مستقیم را نشان می دهد
    کلی گویی در مورد خدا با سنت خدا فرق می کند خدا فرمان بردا و سلاما علی النار را می تواند صادر کند ولی این فرمان را در همه حال صادر نمی کند چون هم حکیم است هم علیم و هم مقتدر توانای محض نیست ترکیبی از صفات را دارد بسیاری از افراد در اتش می سوزند و می میرند
    ایا خدا نمی تواند نادانان را بدون علم هدایت کند چنان که هم مثل قبل نادان و بی سواد باشند و هم هدایت یافته این رامطرح کرده اید برای قبولاندنش نیاز به استدلال دارید که خواننده قبول کند پس از هدایت یک بی سواد از جانب خداوندچیزی به علم او اضافه نشده و همچنان بی سواد و نادان است
    خدا اگر می گوید پیامبر قادر به هدایت مردم مرده گمراه ناشنوا و نا بینا نیست و خدا می تواند دلیلی بر این نیست که خدا در عین حالی که بی سوادی و نادانی فرد را ثابت نگه می دارد کاری می کند که هدایت شود تا انجایی که از قران برمیادانسان یا می داند و یا نمی داند و دانستن است که فرد را روشن می کند
    به هر حال خدا دارای سنت هایی است یعنی از راه خاصی می رود هر مطلبی را با استدلال خدا قادر است به خدا نسبت دادن افترا است
    هدایت یک حالتی است که ثابت است هدایت های گوناگکون نداریم هدایت همان هدایت پیامبر است که مردم مکه را هدایت کرد یک عده ای هم این هدایت را قبول نکردند خدا می تواند با زور همان هدایت یعنی افزایش علم را به انها وارد کند ان وقت فردی که هدایت شده بدست پیامبر با هدایت شده بدست خدا مثل هم هستند
    یک مطلب علمی را چه معلم اول ابتدایی بگوید فرد بفهمد چه یک استاد دانشگاه با ابزار و تجهیزات . اصل رساندن مطلب است یکی می فهمد یکی مشکل دارد نیاز به تلاش بیشتر است وقتی فهمیدند مساوی می شوند روش فرق کرده است مطلب فرقی نکرده است



  2. #42

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,970
    مورد تشکر
    9,368 پست
    حضور
    55 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست


    أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۴۴﴾


    رطب خورده منع رطب نباید بکند


    وَاتَّقُواْ يَوْمًا لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿۴۸﴾


    حب و بغض ما باید بر مبنای آخرت باشد نه بر مبنای دنیا



    وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ﴿۷۸﴾


    بله اگر رفتید و نتوانستید تحقیق را به ثمر برسانند نباید یکسری حرف سر هم کنند و بخورد مردم بدهند و نامش را بگذارند دین اسلام
    خدا در مورد این حرفهایی که به او نسبت می دهند می گوید
    وای بر کسانی که کتاب را با دست هاشان می نویسند و سپس می گویند این مطلب من از جانب خدا است تا به ثمن قلیل بفروشند پس وای بر آنها از مطالبی که می نویسند و وای بر آنچه کسب می کنند


    فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ


    لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ

    وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿۷۹﴾


    مسلم است که در باره قرآن که کتابی بعد از تورات و انجیل است این آیه صدق می کند تمام کسانی که مطلبی می نویسند و می گویند این مطلب ما دینی است و صحیح است کتابی که نوشته اند بیچاره اشان می کند

    من مخالف نیستم که کور کورانه عمل کنند من مخالفم که یک سری مطلب سر هم کنند و به مردم بگویند این از طرف خدا است نه از طرف ما
    مثلا بگویند دوستان وقتی مردید دو فرشته میاد بالا سرتان سوال می کنند
    1؟2؟3؟4؟5؟
    من مخالف اجرای فرامین از روی جهل و نادانی نیستم مخالف فلسفه هایی است که می بافید و می گویید این یک مطلب دینی است این راه را بروید تا کافر نباشید
    شبیه این آیه


    بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ


    حالا مردم می باید از تعالیم این افراد پیروی کنند تا کافر نباشند
    کدام بهتر است
    مردم کورکورانه و جاهلانه از دین پیروی کنند یا به دام علوم دینی غیر اصیل بیفتند


    فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ


    لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ

    وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿۷۹﴾



    این نوع پیروی کورکورانه ارجحیت داره بر تعالیم غیر خدایی که به نام دین و خدا به خورد بی سوادان می دهند


    فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ

    لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ

    وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿۷۹﴾


    پس بین پیروی کورکورانه با پیروی از فلسفه احکام غیر اصیل با تعالیم اصیل تفادت وجود دارد


    هر جا فلسفه فرمانی نیست فلسفه بافی درست تر است یا پیروی کورکورانه؟

    با سلام ودرود

    به جای بازی با آیات قرآن و متهم نمودن دیگران، بهتر است به موضوع تاپیک بپردازید و به پاسخهایی که در مقابل مطالبتان داده شده ـ در صورت امکان ـ پاسخ دهید.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  3. #43

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,970
    مورد تشکر
    9,368 پست
    حضور
    55 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    این که قدرت خدا چه اندازه است با سنت خدا تفاوت است
    خدا می تواند تمام مردم را هدایت کند با قدرت خود که پیامبر ندارد یعنی علم را در وجود فرد کافر وارد کند پیامبر چون قدرت ندارد نمی تواند افراد کافر و لجوج فاسق را وادار به قبول کند علمی که پیامبر به مردم می گفت درست بود اما قدرت فشار نداشت ان هم به علت این که خدا در هدایت ساختن مردم قصد نداشته است از زور و اجبار استفاده کند نه این که پیامبر مشکل علمی داشته است و یا این که هدایت غیر افزایش علم هم حق است هدایت غیر افزایش علم باطل است یعنی تحقق خارجی نمی تواند پیدا کند مثل مرده و زنده بودن یک شخص هم زمان ایا شما معتقد به انجام امور محال در مورد خداوند هستید؟
    هدایت خدایی که پیامبر ناتوان است هدایت اجباری است نه اختیاری هدایت اختیاری با افزایش علم ممکن است اما هدایت اجباری هدایت با افزایش علم و نیروی زور و جبر ممکن می شود هدایت پیامبر ناقص نبود فاقد زور بود
    ایا هدایت جز به معنی آگاهی است
    پس چرا می گوید
    آیا کسانی که یعلمون هستند با کسانی که لا یعلمون هستند برابر هستند؟
    آیا پس از هدایت خدا افراد باز هم نادان هستند یعنی افرادی درست می شوند با صفت نادانی و جهل و هدایت توامان
    در قران هدایت یافتگان را راسخون در علم دانایان خردمندان علما معرفی می کند
    هیچ جا نگفته است که امیون هدایت یافته!
    نمی شه به خدا هر چیزی را نسبت داد این افترا نام دارد
    هدایت خدا از روش علم است برای تحقق اراده خدا یعنی هدایت باید یک سری مفاهیم را یاد او بدهد
    اگر شما اصراردارید علاوه بر این روش روش دیگری هم هست بیان کنید تا انجایی که در قران قابل مشاهده است روش خدا یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه از راه فرستادن پیامبران است و پیامبران نیز با افزایش آگاهی و دانایی افراد انسانی را از گمراهی به نور می آوردند و چیزی در قران به نام هدایت از راه عدم افزایش آگاهی نیست
    وقتی چیزی در قران نیست نمی شه فکر کرد هست ولی ننوشته قران تبیان کل شی است و همه چیز هست و اگر نیست یعنی نیست نه این که هست و ننوشته هدایت با عدم افزایش دانایی در قران نیست .
    خدا می گوید الذی علم بالقلم علم الانسان ما لایعلم
    یا علمه البیان
    گمراهی چیزی نیست جز ندانستن یکسری علوم و هدایت نیز چیزی نیست جز دانستن یکسری علوم چیز دیگری برای مقایسه نیست انسان یا می داند یا نمی داند یا گمراه است یا نور دارد
    نمی فهمم شما از کدام هدایت صحبت می کنید از فکر خودتان هست که نامش امانی یا ظن است اگر از قران است ایه ای را در این مورد برای قبولاندنش نیاورده اید
    نمی شه ادم هم کور باشه هم ببیند هم جاهل باشد هم هدایت یافته باشد پس چه فرقی بین هدایت از طریق کسب اگاهی با هدایت یافته نادان وجود دارد
    پیامبر قبل از هدایت گمراه بودند وقتی توسط خدا هدایت شدند خدا برای اینکه ایشان پیروی از هواهای مردم نکند نمی گوید تو هدایت یافته ای نادان هستی می گوید بعد از اینکه علم به تو رسید از هواهای انها پیروی نکن و اگر پیروی کنی یاوری نخواهی داشت یعنی هدایت مساوی است با افزایش علم
    توانایی خدا با سنت خدا دو مطلب مجزا هستند
    خدا سنت هایی دارد لازمه این که ما به خدا اعتماد کنیم این است که خدا صادق باشد یعنی سنت ها شو اجرا کند به عهد خود وفا کند
    مسیری که خدا برای هدایت ما میرود را باید بشناسیم وقتی شناختیم ان گاه می توانیم در این مسیر قدم برداریم خدا راه روشن را نشان می دهد صراط مستقیم را نشان می دهد
    کلی گویی در مورد خدا با سنت خدا فرق می کند خدا فرمان بردا و سلاما علی النار را می تواند صادر کند ولی این فرمان را در همه حال صادر نمی کند چون هم حکیم است هم علیم و هم مقتدر توانای محض نیست ترکیبی از صفات را دارد بسیاری از افراد در اتش می سوزند و می میرند
    ایا خدا نمی تواند نادانان را بدون علم هدایت کند چنان که هم مثل قبل نادان و بی سواد باشند و هم هدایت یافته این رامطرح کرده اید برای قبولاندنش نیاز به استدلال دارید که خواننده قبول کند پس از هدایت یک بی سواد از جانب خداوندچیزی به علم او اضافه نشده و همچنان بی سواد و نادان است
    خدا اگر می گوید پیامبر قادر به هدایت مردم مرده گمراه ناشنوا و نا بینا نیست و خدا می تواند دلیلی بر این نیست که خدا در عین حالی که بی سوادی و نادانی فرد را ثابت نگه می دارد کاری می کند که هدایت شود تا انجایی که از قران برمیادانسان یا می داند و یا نمی داند و دانستن است که فرد را روشن می کند
    به هر حال خدا دارای سنت هایی است یعنی از راه خاصی می رود هر مطلبی را با استدلال خدا قادر است به خدا نسبت دادن افترا است
    هدایت یک حالتی است که ثابت است هدایت های گوناگکون نداریم هدایت همان هدایت پیامبر است که مردم مکه را هدایت کرد یک عده ای هم این هدایت را قبول نکردند خدا می تواند با زور همان هدایت یعنی افزایش علم را به انها وارد کند ان وقت فردی که هدایت شده بدست پیامبر با هدایت شده بدست خدا مثل هم هستند
    یک مطلب علمی را چه معلم اول ابتدایی بگوید فرد بفهمد چه یک استاد دانشگاه با ابزار و تجهیزات . اصل رساندن مطلب است یکی می فهمد یکی مشکل دارد نیاز به تلاش بیشتر است وقتی فهمیدند مساوی می شوند روش فرق کرده است مطلب فرقی نکرده است

    به نظر می رسد بین معرفت و شناخت، و بین علوم غیر دینی خلط کرده اید. بله هدایت همراه معرفت است ولی این موضوع تاپیک نیست، بلکه موضوع تاپیک این است که اگر با علم امروزی دلیل و فلسفه حرمت خمر (ولو یک قطره)، روشن نشود آیا این دلیل بر جواز آن می شود؛ به عبارت دیگر آیا نرسیدن به فلسفه یک حکم، دلیل بر این است که می توان خلاف دستور الهی عمل کرد؟




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. #44

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    80 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صبر و تحمل یکی از نیازهای اصلی در بحث های علوم قران است نمی شود از مخاطب خواست کن فیکون کند جایی که پیامبر نتواند افراد را هدایت کند و خداوند نیز صحه گذاشته که وقتی افرادی لهو الحدیث را خریدارند از دست پیامبر کاری ساخته نیست ما هم به وسع خود در حال بررسی ایات قران هستیم تا درست از نادرست را مشخص کنیم کلی گویی بدون نقد اعتبار ی در مباحثه ندارد تنها هنری که من در ان استعداد و خلاقیتی ندارم بازیگری است.
    ما وقتی با فردی روبرو می شویم در وهله اول او را فردی کامل می انگاریم یعنی گرایش فطری ما مثبت انگاری است مگر این که از این فرد رفتاری منفی ببینیم اگر از فردی تعدادی حرف خوب بشنویم مثلا چند کتاب از او را بخوانیم یا جملاتی از او را بشنویم و حرفش علمی و محکم باشد بقیه حرفهاش را هم که نخوانده ایم مثبت می انگاریم
    در مورد قران هم همین است وقتی در قران صداقت خداوند را با مردم می بینیم بخش هایی را که نمی فهمیم را رو حساب نادانی خود می گذاریم و قبول می کنیم که عیب از کم علمی ماست
    با این اصل شرب خمر نیز همین حکایت را دارد اگر به ما گفته حتی یک قطره در عمرت مصرف نکن روی حساب این که او را صادق میدانیم که البته علیم و حکیم نیز هست قبول می کنیم که این خدا چیزی را می داند که ما نمی دانیم اگر گفته مضر است پس هست
    اما افراد انسانی اگر چیزی بگویند که مربوط به علم باشد قبول کور کورانه اشتباه است چون خدا نیستند گر چه راست بگویند راست گویی کافی نیست علم هم نیاز است به همین جهت بیان فلسفه احکام توسط یک انسان با هر پایه علمی باید همراه با استدلال باشد چون خدا نیست اشتباه برای او دور از ذهن نیست اشتباه با دروغ فرق دارد فرد صادق دروغ نمی گه ولی اشتباه می کنه
    علوم نیز چیزی جدای از دین نیست اگر تلاش می شود از تلکسوپ برای رویت هلال ماه استفاده نشود چون با ابزار علمی می شه هزاران کیلومتر را در یک چشم به هم زدن پیمود و این به ذائقه کاسبکاران دینی خوشایند نیست چون کاسبی شان کساد می شود وقتی پیکور بیاید کارگر کلنگ بدست غمگین می شود
    اگر بخواهیم از تالار ی در جنوب چین عکس بگیریم دو راه وجود دارد دوربینی را به دست بگیریم و پیاده برویم بعد از ماه ها به تالار برسیم و یا از فردی که وب کم دارد بخواهیم عکسی از تالار را به کامپیوتر ما ارسال کند علم چیزی است که خدا بسیار تبلیغش کرده است
    ابزارهای علمی چیزی نیست که برای دین ضرر داشته باشد بلکه در تقویت دین موثر است
    این که علما مخالف علوم دیگر هستند و انها را مزاحم می پندارند دلیلی بر درستی پندار آنان نیست ماه را با تلسکوپ بخوبی می شه دید نه این که تلسکوپ ماهی دیگر را می بیند و قبول نیست و چشم همان ماه را می بیند ماهِ تلسکوپ تقلبی است و ماهِ چشم اصیل است
    همه می دانیم که مواد مخدر و مواد الکلی اعتیاد اور هستند چیز اعتیاد اور تنها با یک بار مصرف فرد رامعتاد می کند حتی اگر بار اول کم باشد و حتی اگر طعم ان نا خوشایند باشد مانند سیگار که هم بوی بدی دارد و هم اولین بار لذتی به کسی نمی دهد با این وجود بسیاری از افراد به استعمال ان ادامه می دهند
    الکل نیز این چنین است وقتی اولین مصرف نیز لذت بخش باشد دیگر اعتیاد به صد درصد نزدیک می شود فرقی هم نمی کند فرد ماهانه مصرف کند یا هفتگی در نهایت به روز می رسد اینکه افرادی می گویند ما با برنامه منظم مصرف می کنیم دروغ است افرادی که مشروب مصرف کرده اند در شرایط غم یا شادی زیاد برنامه را به هم می ریزند
    موضوع تنها مست کنندگی نیست که بگوییم یک قطره مست نمی کند موضوع اعتیاد است و ادامه دار بودن بحث و اینکه فرد با مشروب گره می خورد و جدایی از ان سخت است
    فرق مواد مخدر و مشروب با دارو های پزشکی در اعتیاد است اعتیاد هم نوعی احساس مقبول است که فرد ان احساس را قبول می کند و علاوه بر ان ماده ای را به بدن اضافه می کند که کمبود ان در ساعات بعد باعث می شود که فرد به سمت مواد برود
    دو چیز شد اول احساس مقبول دوم کمبود مواد
    در حالی که دارو لذتی ندارد گرچه دارو ماده را به بدن می دهد و احساس را بهتر می کند منتها فاقد ان لذت استعمال است
    افرادی برای فریب می گویند ماهانه مصرف کن و یا یک قطره این ها فریب است زیرا اعتیاد به هر ماده این چنینی حتمی است حتی یک بار بله افردی در ابتدا کم مصرف می کنند هستند ولی همین کم مصرف کردن هم اعتیاد است چون نمی توانند ابدا مصرف نکنند یک میوه مثلا انگور چند بار مصرف می کنی بعد فراموشش می کنی تا سال بعد چون اعتیاد اور نیست لذت دارد ولی وابستگی ندارد مواد وابستگی اورند
    ترسی از علم نباید داشته باشیم تمام پزشکان و روان پزشکان قبول دارند که مشروب هم مضر است و هم اعتیاد اور است


  5. #45

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hami نمایش پست
    دوستی مطرح كرده اند كه

    در مورد حرام بودن شراب شکی نیست. بنده دلایل عقلانی را که سایت شما در باب حرام بودن خورد شراب آورده است خواندم. ولیکن آن دلایل در مورد نوشیدن یک قطره شراب صادق نیستند. لطفاً دلایل عقلی در مورد اینکه چرا نوشیدن یک قطره شراب حرام است را برای بنده بیان فرمایید.

    سلام علیکم،
    اثبات حرمت نوشیدن «مقداری شراب که مست کننده نباشد» بر اساس برهان خلف:
    فرض کنید حرمت شراب در مست‌کنندگی‌اش باشد، یعنی اگر کسی بگوید که من با یک پیمانه در روز هرگز مست نمی‌شوم مجاز باشد که یک پیمانه در روز شراب بخورد. دو جور ناهنجاری بروز پیدا خواهد کرد:
    ۱. کسانی که حد خود را نمی‌شناسند، مثلاً می‌بینند یک نفر مجاز است که یک بطری در روز بخورد و او یک پیمانه، او هم دوست دارد یک بطری بخورد و نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد. اگر با توجه به آثار اجتماعی مستی که قابل قانونگذاری و بعد پیگیری متخدیان از قانون می‌باشد این شخص را بگیرند که به چه حقی حد خودت را نگه نداشتی که مست کردی آن وقت آن شخص اگر بخواهد بهانه بیاورد دستش باز است، مثل اینکه همیشه اینقدر می‌خوردم و نمی‌دانم چرا این بار مست شدم، یا اینکه فکر می‌کردم با اینقدر مست نشوم، یا ...
    ۲. کسانی که در حالت معمول حد خود را می‌شناسند ولی در ناراحتی یا عصبانیت یا هیجان شدید که کنترل زیادی بر روی خود ندارند و می‌خواهند بنوشند دیگر نمی‌توانند حد خود را رعایت کنند، گرچه این حد هم بسته به شرایط شاید عوض شود ...
    پس لاجرم باید برای همه یک قانون نوشت، یک قانون اجتماعی که باید همیشه و توسط همه یکسان اجرا گردد، درست است که حرفه‌ای‌ها با مقادیر کم شراب مست نمی‌شوند ولی تازه‌کارها اینطور نیستند و عوامل زیادی هست که روی این حد تأثیر بگذارد. ممکن است پیشنهاد شود که مثلاً حداکثر یک پیمانه در روز هرگز هیچ کس را مست نمی‌کند، ولی در این صورت شرایط خاص عصبانیت و ... مشکل ساز می‌شوند. کمتر از یک پیمانه هم که با نخوردنش فرقی ندارد که صحبت از یک قطره بشود. اصولاً اگر یک قطره هم رویش بحث شود (مثلاً کسی نعوذ بالله بگوید که از نظر پزشکی همینقدر هم بخوریم برای بدن سومند است) باز همینکه شراب در دسترس است نگه داشتن حد توسط همه و در همه‌ی شرایط کاری نزدیک به غیرممکن است. از طرف دیگر خطرات اجتماعی شراب هم بسیار بزرگ است که اجازه‌ی ریسک‌های کم را هم نمی‌دهد. به عبارت دیگر آدم مست چون لایعقل است هر کاری ممکن است انجام دهد، اما به همان دلیل که لایعقل است کسی هم نباید او را بخاطر آن گناه‌ها سرزنش کند، مثل دیوانگان، در مقابل از اینکه خود را تعمدا در معرض چنان گناهانی قرار داده مذمت می‌شود. از آنجا که از آدم لایعقل هرکاری از تجاوز به عنف تا جنایت و خودکشی و ... برمی‌آید بدترین مجازات برای مست شدن در نظر گرفته می‌شود و خوردن شراب به همین دلیل نفی می‌شود و از بزرگترین گناهان هم به حساب می‌آید. پس اینکه ریسک خطرات ناشی از مست شدن بالاست این ماده‌ی خطرناک باید تا می‌شود از دسترس افراد دور باشد و به لحاظ تعالیم دینی هم نسبت به ان نگاه منفی و کثیف داشت، به همین دلیل شراب نجس هم هست، علاوه بر اینکه نوشیدن آن حرام است. جالب است که نجاست‌های دیگر را در دهان کردن و بعد دهان را شستن ایراد شرعی ندارد ولی شراب را ظاهراً اگر اشتباه نکنم حتی مزه کردن هم حرام است، بدون اینکه حتی قطره‌ای از آن قورت داده شود. بخشی از این مسأله می‌تواند بخاطر جذب زبانی مولکول‌های الکل باشد و بخشی هم بخاطر دور شدن از معرضیت رخ‌داد خطر احتمالی وقتی خطر بسیار بزرگ است.

    احتمالا این حرمت ابعاد دیگری هم داشته باشد که حقیر مطلع نیستم.
    یا علی

  6. تشکر


  7. #46

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,970
    مورد تشکر
    9,368 پست
    حضور
    55 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در مورد حرام بودن شراب شکی نیست. دلایل عقلانی حرمت شراب، در مورد نوشیدن یک قطره شراب صادق نیستند. لطفاً دلایل عقلی در مورد این که چرا نوشیدن یک قطره شراب حرام است را برای بنده بیان فرمایید.


    پاسخ:
    قرآن صريحاً و بطور مطلق [و لو یک قطره] خمر (شراب) را رجس و پليد و از عمل شيطان مي داند.
    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! شراب و قمار و بت ها و ازلام [نوعى بخت ‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.(1)
    مسئله حرمت خمر و شراب، در همه اديان الهی حرام بوده، و هيچ آيينی كه از تحريف بشر مصون مانده باشد، شرب خمر را جايز نمی داند.
    امام رضا (علیه السلام) فرمودند: "ما بعث الله نبيا قط الا بتحريم الخمر"؛ خداوند هیچ پیغمبری را نفرستاد جز این که حرمت شراب جزء برنامه رسالت بود.(2)

    در روايات نیز از خمر و شراب، بسيار مذمت شده و حتي نشستن سر سفره اي كه در آن شراب باشد، تحريم شده است.
    آیات و روایات حرمت شراب، مقدار و کمیت برای حرمت آن تعیین نکرده اند، یعنی‎ ‎به طور مطلق حرام کرده اند پس ‏حرمت شرعی هم شامل یک قطره می شود و هم شامل‎ ‎بیش از یک قطره‎.
    لازم به ذکر است که شرط مست شدن، معیار نیست و ادله حرمت مطلق است و شراب‎ ‎را به طور مطلق حرام کرده است و هیچ جا نیامده که ‏مقداری که موجب مستی شود‎ ‎حرام است و مقداری که موجب مستی نشود حلال‎.
    از طرفی حكم حرمت یک قطره را عقل می پذیرد، چرا كه همین یک قطره خودش مقدمه خوردن قطرات بعدی می شود. به تعبیری انسان با خوردن همین یک قطره كم كم به خودش جرأت خوردن بیش از یک قطره را هم می دهد، و این تجرّی بر گناه (جرأت پیدا کردن بر گناه و جرأت کردن بر نافرمانی خداوند) است.

    توجه داشته باشید چيزهايى كه از نظر اسلام حرام يا نجس شده، حكم يک قطره آن با حكم چند ليتر آن يكسان است؛ مثل اين كه خوردن خون حرام است، چه يک قطره باشد و چه يک كيلو؛ زيرا خون بر هر دو اطلاق مى‏ شود. در باب شراب نيز مسأله به همين صورت است.
    مطلب دیگر؛ اطلاق ادله حرمت خوردن شراب اجازه یک قطره خوردن را هم نمی دهد، لذا اگر حکمت و دلیل آن هم از نظر عقلی و علمی برای ما مشخص نباشد، از باب تعبد هم كه شده نباید خلاف حكم الهی انجام داد.
    به بیان دیگر این که از حکم مولا باید اطاعت کرد چه دلیل آن معلوم باشد و چه معلوم نباشد. البته اگر دلیلی هم برای حکمی معلوم شد ‏باید به خاطر اطاعت از مولا به آن حکم عمل کرد نه فقط به خاطر دلیل آن.‏

    به این روایت در اهمیت اجتناب از شراب، توجه کنید: «لَعنَ رسول اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فی الخَمرِ عشرهَ: «غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقیها و حاملها و المحمولهَ إلیه و بایِعها و مُشتریها و آکل ثَمنها»
    در مجامع شیعه و سنی، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، ده گروه را لعنت کرده اند که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازی دخالت دارند:
    1 - کسی که درخت انگور را به نیت شراب غرس کند.
    2 - آن که بدین قصد از درخت تاک پاسداری نماید.
    3 - خریدار مشروبات.
    4 - فروشنده آن.
    5 - کسی که می نوشد.
    6 - کاسبی که از شراب فروشی پولی به دست می آورد.
    7 - فشار دهنده انگور به انگیزه ساختن شراب.
    8 - افرادی که مشروبات را حمل و نقل می کنند.
    9 - تحویل گیرنده آن.
    10- ساقی یا کسی که شراب برای دیگری می برد.(3)

    نکته مهم این است که بنده واقعی آن است که اعم از این که فلسفه و دلیل عقلی حکم خدا را دریابد و یا درنیابد، باز هم از باب تعبد و فرمانبرداری الله، به آن حکم عمل می کند. چنین بنده ای هیچ گاه در برابر خداوند نمی ایستد و بگوید من کاری به دستور و میل تو ندارم، من چون فلسفه این حکم را نمی دانم پس عمل هم نمی کنم. اگر بنا باشد مردم پس از آشنایی با فلسفه و اسرار احکام به دستورات دینی عمل کنند، چنین اشخاصی پیرو عقل محض و علم صِرف خواهند بود، نه تابع مذهب و دین.
    لذا رفتن به دنبال فلسفه احکام هیچ اشکالی ندارد و حق انسان است، ولی این معنایش این نیست که پس اگر رفتید و فلسفه حکمی را نیافتید عمل به آن لازم نیست.
    به بیان دیگر؛ فهم فلسفه احکام، ارزشمند و مفید است، ولی معنایش این نیست که پس هر که فلسفه احکام را فهمید حتما مومن می شود، هم چنین که معنایش این نیست که اگر فلسفه حکمی را نفهمیدید پس عمل نکنید.
    هم چنین، معنای تعبد داشتن این نیست که به دنبال یادگیری فلسفه احکام نروید، بلکه معنایش این است که بروید ولی اگر نیافتید باز هم بر طبق ایمان و اعتمادی که به خداوند دارید به آن دستور الهی عمل نمایید.
    بنا بر این، حرمت خوردن شراب ـ ولو یک قطره ـ هم از نظر ادله نقلی (قرآن و روایات) ثابت می شود و هم از طریق عقل و استدلال عقلی.

    ___________
    (1) مائده/ 90.
    (2) کافی، ج 1، ص 148.
    (3) خصال، شیخ صدوق، ص 445؛ کافی، ج 6، ص 429.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۲:۳۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ▌ღ▬◄ چگونه یك رابطه عاطفی را تمام کنیم؟ ►▬ღ▐
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن نامزدي و دوران عقد
    پاسخ: 45
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۷, ۲۰:۴۸
  2. انقلاب اسلامی و مبانی ایدئولوژی دموكراتیك
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۱۰, ۱۷:۴۸
  3. آیا یك گناه ، سرنوشت كسی را دگرگون می كند ؟
    توسط محجوب در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۹:۳۷
  4. llı §✿§ ıll یك انتخاب صحیح ، یك عمر آرامش llı §✿§ ıll
    توسط معز الاولیاء در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۵, ۰۸:۲۱
  5. ▄*▄ روایتی از دیدار یك جراح با فرزند شهیدش ▄*▄
    توسط گل نرگس در انجمن آسمانيان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۰:۵۴

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود