نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظر شما

رأی دهندگان
10. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • عشق انسانی باید همراه عشق الهی باشد

    2 20.00%
  • عشق انسانی خود نوعی عشق الهی است

    3 30.00%
  • فقط عشق الهی

    5 50.00%
صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عشق الهی و عشق انسانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عشق الهی و عشق انسانی




    نظر شما در مورد عشق چیست؟
    نظر من این است که شخصی که نمیتواند عاشق همنوع یا خانواده ی خود باشد چگونه میتواند عاشق خدا باشد و خدا را درک کند؟
    پس عشق انسانی مقدمه ای برای عشق الهی(یا همان عشق اهورایی) میتواند باشد.
    باید بدانیم که عشق خدا به ما همیشه بوده و هست .کم وزیاد نمیشود.فقط ما باید دریچه ی قلبمان را بر روی آن باز کنیم و هرچه بیشتر به او توجه کنیم ، بیشتر عشق او را احساس میکنیم.
    گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
    مشکل حکایتی که تقریر میکنند

    فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
    این کارخانه ایست که تغییر میکنند

    می خور که شیخ وحافظ ومفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خانم فردوس،

    اگه شما معنی عشق را بگید من یک نظر کوچک داریم. به کی گفته میشه عاشق، خصوصیات معشوق چیه؟

    طیب
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.اول بگم که اشتباه شده و من خانم نیستم.اسم حقیقی من فردوس نیست .
    بگذریم.
    اما اینکه عشق چیست؟سوالیست سخت و در عین حال ساده.
    چرا سخت؟90 درصد تعاریفی که من از عشق وعاشق شنیده ام اشتباه است.
    نمیخواهم خودم تعریفی در این زمینه داشته باشم.اما فقط میگویم که نه از قماش احساس است، نه نوعی احترام است و از همه مهمتر که معمولآ با عشق خیلی اشتباه گرفته میشود ، نه وابستگی است.
    اما یک چیز مهم.عاشق نمیداند که عاشق است.
    حال چرا ساده.چون عاشق اگر باشید میبینید هرگز به دنبال تعریفی برای آن نخواهید گشت.عشق را میبینید و احساس میکنید و وجودتان لبریز ر است از عشق.هر چه میکنید از روی عشق است.
    حال شما بگویید من چگونه این را برایتان تعریف کنم؟
    من میدانم عشق انسانی میتواند مانند تمام پدیده های ان جهان روزی دچار نقصان شود.اما عشق الهی هرگز اینگونه نیست.واین کیفیتی است که مرا به شدت مجذوب خود میکند.در این حالت نوعی احساس امنیت دارید که آن چه دارید ، همیشه هست.
    یک چیز دیگر اینکه غیر ممکن است شما عاشق خدا باشید و عاشق موجودات نباشید.
    ویرایش توسط Pherdous : ۱۳۸۷/۰۸/۰۲ در ساعت ۱۲:۰۸
    گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
    مشکل حکایتی که تقریر میکنند

    فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
    این کارخانه ایست که تغییر میکنند

    می خور که شیخ وحافظ ومفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس من به گزینه ی سوم رای میدهم.
    گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
    مشکل حکایتی که تقریر میکنند

    فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
    این کارخانه ایست که تغییر میکنند

    می خور که شیخ وحافظ ومفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره


    مقوله ي عشق و دوست داشتن يك مبحث بسيار مهم و دقيق و پيچيده اي است بنده چند وقتي است كه اين مقوله ذهنم را مشغول ساخته و در حال مطالعه و پرس و جو و تفكر در اين باب هستم و در واقع هنوز خودم به نتيجه ي قطعي نرسيده ام ولي بخشي از مطالب دست يافته و نتايجم را در اختيار شما قرار مي دهم تا شايد باهم بتوانيم نتيجه ي مطلوبي كسب كنيم.
    طرح مساله :
    سوال اينجاست كه دوست داشتن كه يكي از حالات انساني است ، چيست؟
    خوب اين سوال هم مانند تمام سوالات ديگري كه به حالات انسان مربوط مي شود پيچيده و سخت است و اين به خاطر پيچيدگي خود انسان است.
    عده اي از مادي گراها دوست داشتن را نتيجه ي ترشح بعضي هورمون ها و ... مي دانند.
    بعضي دوست داشتن را امري مادي و بيروني مي دانند.
    عده اي دوست داشتن را امري روحي و دروني مي دانند.
    بعضي حالات مختلف براي دوست داشتن متصور شده اند مانند بيروني و دروني. در سطوح مختلف.
    بعضي معتقدند دوست داشتن ابتدا از بيرون و ظاهر و ماده آغاز مي شود و بعد كه عميق شد به روح و معني و درون مي رسد.
    بعضي اصلا ماده و حالات بيروني را با مساله ي دوست داشتن قابل جمع نمي دانند.
    بعضي خود دوست داشتن را امري اعتباري مي دانند و بعضي امر حقيقي مي دانند.
    بعضي معتقدند خود دوست داشتن اعتباري است كه نتايج حقيقي مي دهد.
    بعضي مي گويند دليل دوست داشتن خود انسان است. يعني انسان هر چه را دوست دارد به خاطر خودش آن را دوست دارد.
    بعضي گويند اصلا علاقه به خاطر منافع خود يا صرفا براي خود اصلا عشق و دوست داشتن نيست و دوست داشتن آن است كه به خاطر معشوق باشد.
    بعضي گويند دوست داشتن مطلق است و بعضي گويند نسبي است.
    و.......

    خوب ببينيد مثلا ما واقعا ائمه اطهار را دوست داريم و ابراز علاقه مي كنيم ولي خوب سخنانشان را گوش نمي دهيم و گناه مي كنيم. پس يعني چه ؟ عده اي گويند اصلا اين دوست داشتن نيست. تعارف است. ولي عده اي گويند اين دوست داشتن بسيار سطحي است و مرتبه ي ابتدايي دوست داشتن است.
    و اگر حقيقتا و واقعا ايشان را دوست بداريم بايد سخنانشان را عمل كنيم.
    بعضي اساسا علاقه ي به غير خدا را عشق و دوست داشتن نمي دانند و به تبع عشق به معني دنيوي را قبول ندارند.
    بعضي دوست داشتن هاي دنيوي را مقدمه ي دوست داشتن الهي مي دانند.
    و.....

    اين طرح مبحث.
    حالا چند نكته :
    عوامل دوست داشتن چيزي از سوي انسان جمال و كمل در آ» چيز است. هر چه اين جمال و كمال در چيزي بيش تر باشد علاقه ي فرد هم به آ» چيز بيش تر مي شود.
    به اين عبارت توجه بفرماييد:

    الحبّ انجذاب النفس نحو الكمال بما اّنه جميل
    دوست داشتن جذب شدن جان انسان است به نحو كامل به خاطر آ»كه آن چيز زيباست.

    يك نكته هم اينكه گاهي افراد چيزي را دوست ندارند يا حقيقتا دوست ندارند و زباني دوست دارند اين است كه جمال و كمال آن چيز را نمي بينند و يا اصلا نمي دانند يا فقط در اخبار شنيده اند و خود نديده اند.

    فعلا تا بعد.......

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به زودی در این باره مطالب کاملی را ارئه خواهم کرد به شما .فعلآ در حال گرد آوری مطالب هستم.
    گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
    مشکل حکایتی که تقریر میکنند

    فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
    این کارخانه ایست که تغییر میکنند

    می خور که شیخ وحافظ ومفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برخی از اساتید عشق مجازی رو مقدمه عشق اللهی میدونند . این بحث چقد درسته نمیدونم ولی به نظر من مجاز نمیتونه مقدمه حقیقت باشه چون تا حقیقتی نباشه مجاز معنایی نداره ما اگه عاشق خدا شدیم خلق رو عیال او میدونیم و به همه کائنات عشق میورزیم. درست نمیگم ؟ مضاف بر اینکه دلی که جای اغسار شد دیگه جایی براش نمی مونه تا نور خدا تجلی کنه ولی اگه دلو به خدا سپردیم در پرتو نور حق میتونیم همه چی رو بهتر حس کنیم و بفهمیم. اونجا عاشق شدن حال میده مگه نه؟

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق چهار تكبير زدم يك سره بر هر چه كه هست

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    باسلام

    به نظر حقیر اساسا عشق حقيقى هميشه متوجه نوعى از كمال است، انسان هرگز عاشق عدم و كمبودها نمى‏شود، بلكه همواره دنبال هستى و كمال مى‏گردد و به همين دليل آن كس كه هستى و كمالش از همه برتر است از همه كس به عشق ورزيدن سزاوارتر مى‏باشد.
    عشق باید از عقل و علم و معرفت سرچشمه ‏گيرد نه از هوس وخیال و...
    عشق با کسی ارزش دارد که ابدی است تا عشق هم ابدی شود .واون فقط سزاوار خداست چرا که :
    کل شیء هالک الا وجهه

    موفق باشید


    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    17
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو المعشوق

    سلام خدمت همه دوستان جدیدم:

    به نظر من هم تا عشق به خدا نباشه ، عشق به معنای واقعی به انسانها هم وجود نخواهد داشت .اصلا اگر انسان ارتباطش با خدا درست نباشه با بندگان خدا هم ارتباط درستی نداره .یکی از مصداقهای ارتباط نوع عاشقانه آن هست .

  16. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود