صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حجاب و موی سر زنان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    77
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حجاب و موی سر زنان




    با یاد او
    سلام علیکم

    ممنون میشم در مورد شبه ی زیر توضیحی بفرمائيد ؛
    ابتدا عرض شود تا حدی در فروم سرچ شد و در این مورد خاص مضوعی یافت نشد .

    در قرآن کریم چند آیه مرتبط با حجاب زنان هست .
    که یکی آیه ۳۱ سوره ی نور هست .که در آن اشاره شده زنان گردن خود رو بپوشانند و روسری خود را روی سینه بیندازند .
    شاید بگوئید خوب آیه اشاره کرده به اینکه زنان روسری خورد را روی سینه بیاندازند بنابراین سر هم باید پوشیده باشه .
    نه میشه گفت بله نه میشه گفت نه ، یعنی از روی این نمیشه استنباط کرد به این دلیل که کار اونها میتونه روی رسم و سنت عربها بوده باشه نه دین اسلام .
    سوال این هست در مورد موهای سر چطور ؟
    آیا ایه ای دقیقاً به پوشاندن موی سر اشاره کرده ؟
    اگر آیه ای نیست ، از چه روایاتی برای حکم دادن در مورد موی سر استفاده شده ؟


    تشکر
    التماس دعا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    77
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با یاد او
    سلام علیکم

    ممنون میشم راهنمائی بفرمائید ؛ اینکه زنان باید موی سر کامل بپوشانند با استناد با کدام آیه یا سوره هست .
    آیا در آیه ای ذکر شده این موضوع ؟
    و اگر نه ، طبق چه سندی حکم حجاب موی سر برای زنان در فقه هست ؟

    تشکر
    التماس دعــــا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4

    رابطه حجاب و پوشش اسلامي‏




    با سلام براي سوالات شما اين مقاله را از درگاه پاسخگویی به مسایل دینی آورده ام كه اميدوارم برايتان كافي باشد
    «حجاب» به معناي پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و منع از وصول است.(5) اين واژه تنها به معناي پوشش ظاهري يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان كردن زن از ديد مرد بيگانه است. بدين سبب، هر پوششي حجاب نيست. حجاب پوششي است كه از طريق پشت پرده واقع شدن تحقق يابد؛ ولي بر خلاف تصور عموم و نيز آنچه مشهور است، آيه حجاب(6) در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ... (7) چون از زنان پيغمبر(ص) متاعي خواستيد، از پس پرده بخواهيد». درباره زنان آن حضرت و بيش‏تر به منظور مسائل سياسي و اجتماعي فرود آمده است(8) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به كارگيري كلمه «حجاب»(9) در خصوص پوشش زن اصطلاحي نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسياري گمان كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود؛(10) يا مثل «ويل دورانت» بگويند: «اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي‏رود»؛(11) و يا مدّعي شوند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت كرده است؛ در حالي كه آيات مربوط به حجاب (پوشش اسلامي زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است. در عهد جاهليت نيز - همان طور كه ويل دورانت مي‏گويد(12) و كتب تفسير شيعه و سني(13) تأييد مي‏كند - اعراب چنين پوششي نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمايي بود كه اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي‏.» (14)
    آنچه از قديم به ويژه نزد فقها در بحث نماز (كتاب الصلوة) و ازدواج (كتاب النكاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معناي پوشش و وسيله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامي بانوان به معناي حبس و زنداني كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاي اجتماعي نيست. اين وظيفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد و مشاركتش در فعاليت‏ها بر اصول انساني و اسلامي استوار باشد.(15)

    پي نوشت‏ها:

    5. ر. ك: المفردات في غرائب القرآن، راغب اصفهاني و قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي.
    6. در اصطلاح تاريخ و حديث اسلامي، هر جا نام «آيه حجاب آمده است مقصود اين است نه آيات سوره نور كه در خصوص پوشش اسلامي است.
    7. احزاب (33): 53.
    8. مسأله حجاب، مرتضي مطهري، ص 74.
    9. واژه حجاب هفت بار در قرآن كريم به كار رفته است؛ ولي هرگز به معناي حجابِ اسلامي مصطلح نيست.
    10. مسأله حجاب، ص 73.
    11. تاريخ تمدن؛ ويل دورانت، مترجمان احمد آرام (و ديگران)، ج 1، ص 433 و 434.
    12. مسأله حجاب، ص 22.
    13. ر. ك: تفاسير مجمع البيان (طبرسي) و كشّاف (ز مخشري) ذيل آيات 33 احزاب و 60 نور.
    14. سوره احزاب (33): 33.
    15. مسأله حجاب، ص 73. نيز ر. ك: تفسير نمونه، ج 17، ص 401 - 403.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4

    ضرورت پوشش اسلامي در قرآن‏ (1)




    پوشش اسلامي از احكام ضروري اسلام(16) است و هيچ مسلماني نمي‏تواند در آن ترديد كند؛ زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح كرده است و هم روايات بسيار بر وجوب آن گواهي مي‏دهند. به همين جهت، فقيهان شيعه و سني به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور كه نماز و روزه به دوراني خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نيز چنين است و ادعاي عصري بودن آن بي‏دليل و غير كارشناسانه مي‏نمايد.
    خداوند متعال در آيه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان مسلمان فرمان مي‏دهد از چشم چراني اجتناب كنند و در رعايت پوشش بدن از نامحرمان كوشا باشند : قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكي‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ.
    [اي پيامبر] به مردان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين كار براي پاكي و پاكيزگي‏شان بهتر است و خداوند بدانچه مي‏كنند، آگاه است».{m
    «غضّ» در لغت عرب - چنان كه مرحوم طبرسي در مجمع البيان(17) و راغب اصفهاني در مفردات(18) گفته‏اند - به معناي «كاستن» است و «غضّ بصر» يعني كاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق اين فعل و اين‏كه از چه چيز چشمان خود را فرو بندند، ذكر نشده است؛ امّا با توجّه به سياق آيات، به ويژه آيه بعد، روشن مي‏گردد مقصود آن است كه خيره خيره زنان نامحرم را تماشا نكنند و از چشم چراني(19) بپرهيزند. از سوي ديگر، ممكن است مقصود از «حفظ فرج» در اين آيه پاكدامني و حفظ آن از آلودگي به زنا و فحشا باشد؛ ولي عقيده مفسران اوليه اسلام و نيز مفاد روايات از جمله سخن امام صادق(ع)(20) اين است كه مراد از «حفظ فرج» در همه آيات قرآن كريم پاكدامني و حفظ آن از آلودگي به فحشا است؛ جز در اين دو آيه كه به معناي حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه اين آموزه را نظافت و پاكي روح مي‏داند و بر خلاف اهل جاهليت قديم و جديد - مانند «برتراند راسل» كه اين ممنوعيت را يك نوع محروميت و اخلاق بي‏منطق و به اصطلاح «تابو» (تحريم‏هاي ترس آور رايج در ميان ملل وحشي) مي‏داند - مي‏گويد: اين پوشش به منظور طهارت روح بشر از اين‏كه پيوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بينديشد،(21) واجب شده است. سپس در آيه بعد مي‏فرمايد:
    «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلي‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛
    [اي پيامبر] به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براي شوهران و ساير محارم آشكار نكنند، مگر آنچه پيدا است؛ و روسري‏هاي خويش را به گريبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهاشان را به زمين نكوبند تا آنچه از زينت پنهان مي‏كنند، معلوم شود. اي بندگان مؤمن، همه به سوي خدا توبه كنيد تا رستگار شويد».{m
    در اين آيه خداوند تعالي، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شكل گسترش مي‏دهد:
    پوشيدگي سر و گردن؛
    پوشاندن زينت‏ها.
    «خُمُر» جمع «خِمار» و به معناي روسري و سرپوش(22) است. «جيوب» از واژه «جيب» به معناي قلب و سينه و گريبان است.(23) در تفسير مجمع البيان چنين مي‏خوانيم: زنان مدينه اطراف روسري‏هاي خود را به پشت سر مي‏انداختند و سينه و گردن و گوش‏هاي آنان آشكار مي‏شد. بر اساس اين آيه، موظف شدند اطراف روسري خود را به گريبان‏ها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد.(24) فخر رازي ياد آور مي‏شود: خداوند متعال با به كارگرفتن واژه‏هاي «ضَرب» و «عَلي‏» كه مبالغه در القا را مي‏رساند، در پي بيان لزوم پوشش كامل اين نواحي است.(25) ابن عبّاس در تفسير اين جمله مي‏گويد: «يعني زن مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند».(26)
    برخي ادّعا مي‏كنند، حجاب به معناي مقابله با برهنگي را قبول داريم؛ ولي در هيج جاي قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است؛ نا درستي اين سخن آشكار مي‏نمايد؛ زيرا، با چشم پوشي از گفتار ابن عبّاس و نيز شأن نزول آيه، اين واقعيت كه زنان مسلمان حتّي قبل از نزول اين آيه موهاي خود را مي‏پوشاندند و آشكار بودن گردن و گوش و زير گلو و گردنشان تنها مشكل به شمار مي‏آمد، ترديدناپذير است. در آيه از رو سري سخن به ميان آمده است، بايد پرسيد: آيا روسري جز آنچه بر سر مي‏افكنند و موها را مي‏پوشانند، معنايي دارد. افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعدد وارد شده است.(27) اگر قرار باشد مانند برخي از صحابه يا گروهي روشنفكر مآبان جديد فقط به قرآن اكتفا كنيم، در كشف جزئيات ضروري‏ترين احكام مانند ركعات نماز نيز ناكام مي‏مانيم.
    در خصوص «زينت» پرسشي مهم مطرح است. آيا مفهوم آن واژه «زيور» فارسي (زينت‏هاي جدا از بدن مانند جواهرات) را نيز در بر مي‏گيرد يا تنها آرايش‏هاي متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مي‏شود.؟(28) در پاسخ بايد گفت: حكم كلي آن است كه خودآرايي جايز و خودنمايي در مقابل نامحرم ممنوع است.
    آرايش امري فطري و طبيعي است(29) و حسّ زيبايي دوستي سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگي بشر شمرده مي‏شود. اين گرايش طبيعي، افزون بر آن كه آثار مثبت رواني در ديگران پديد مي‏آورد، به تحقق آثار گرانبهاي رواني در شخص آراسته نيز مي‏انجامد. آراستن خود و پرهيز از آشفتگي و پريشاني در نظام فكري و ذوق سليم انسان ريشه دارد. پرهيز از خودآرايي نه دليل وارستگي از قيد نفس است و نه علامت بي‏اعتنايي به دنيا. وضع ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزي و نظافت ظاهري، خود به خود شخصت افراد را در نگاه ديگران خوار مي‏سازد و زبان طعن و توهين دشمن را مي‏گشايد.(30) بر اين اساس، پوشيدن جامه زيبا، بهره‏گيري از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گيسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست كردن و سرانجام آراستن خويش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤكد و برنامه‏هاي روزانه مسلمانان است.(31) حضرت امام حسن مجتبي(ع) بهترين جامه‏هاي خود را در نماز مي‏پوشيد و در پاسخ كساني كه سبب اين كار را مي‏پرسيدند، مي‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّي‏؛ خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد. پس خود را براي پروردگارم زيبا مي‏سازم».(32)
    بنابراين، خداوند زينت و خودآرايي را نهي نمي‏كند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمايي و تحريك و تهييج به وسيله آشكار ساختن زينت در محافل اجتماعي است؛ چنان كه مي‏فرمايد: « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي‏. »(33)
    و نيز مي‏فرمايد: «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ. »(34)
    اين آيه زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا مي‏كردند و براي اين‏كه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاي خود را محكم به زمين مي‏كوفتند، از اين كار نهي مي‏كند. فقيه بزرگوار علامه مطهري مي‏گويد: «از اين دستور مي‏توان فهميد هر چيزي كه موجب جلب توجّه مردان مي‏گردد، مانند استعمال عطرهاي تند و همچنين آرايش‏هاي جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلي زن در معاشرت، نبايد كاري بكند كه موجب تحريك و تهيج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(35)
    در آيه 31 سوره نور مي‏فرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» . زينت‏هاي زن دو گونه است: يك نوع زينتي كه مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشكار است و پوشانيدن آن واجب نيست؛ و نوع ديگر زينتي كه پنهان است مگر آن كه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانيدن اين نوع زينت واجب است. البتّه استثناهايي دارد كه بعداً بيان خواهد شد.(36) قرآن كريم، با همين معيار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از كار افتاده كه اميد زناشويي ندارند، سهل‏گيري كرده، به آن‏ها اجازه داده است روي سرها را برگيرند؛(37) ولي در عين حال آن‏ها نيز اجازه خودنمايي و تهييج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ» .(38)
    آيات ديگري كه با صراحت كامل دستور پوشش اسلامي و فلسفه آن را بيان مي‏كنند، چنين است:
    «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً .
    اي پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏هاي (روسري و چادر) خود را برخود فروتر گيرند. اين براي آن كه شناخته گردند و اذيت نشوند، [به احتياط] نزديك‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است{.(39
    با اين حال، ممكن است گروهي از ارازل و اوباش به هتك حيثيت زنان مؤمن ادامه دهند. در اين صورت، حاكم اسلامي وظيفه دارد با شدت تمام با اين افراد بيمار دل برخورد كند. بنابراين، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براي بانوان تنها يك توصيه اخلاقي نيست و حكمي اسلامي و حكومتي به شمار مي‏آيد: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً * مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً؛{ اگر منافقان و بيماردلان و كساني كه در شهر نگراني به وجود مي‏آورند، از كارهاي خود دست برندارند، ما تو را عليه آن‏ها بر خواهيم انگيخت و تو را سخت بر آنان مسلط مي‏كنيم تا جز مدتي اندك در همسايگي تو زندگي نكنند؛ از رحمت خدا دور گرديدند و هر كجا يافت شوند دستگير و به سختي گشته خواهند شد»{.(40
    در اين آيات، سه مطلب مهم قابل توجّه مي‏نمايد:
    جلباب چيست و نزديك كردن آن يعني چه؟
    فلسفه پوشش اسلامي‏
    مجازات افراد مزاحم
    چه نوع پوششي توصيه شده است؟
    در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به كتب لغت(42) و گفتار مفسران شيعه مانند علامه طباطبايي(43) و فيض كاشاني(44) و اهل سنّت مانند قرطبي(45) صحيح‏تر به نظر مي‏رسد، آن است كه «جلباب» ملحفه و پوششي چادر مانند است نه روسري و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اي است كه همه بدن را مي‏پوشاند. ضمناً همان طور كه مفسران بزرگ مانند شيخ طوسي و طبرسي فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسري براي زنان معمول بود: روسري‏هاي كوچك كه آن‏ها را «خِمار» يا «مقنعه» مي‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مي‏كردند؛ و روسري‏هاي بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مي‏آمد. زنان با اين روسري بزرگ كه جلباب خوانده مي‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مي‏پوشاندند.(46)
    نزديك ساختن جلباب - «يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ» - كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است.(47) يعني چنان نباشد كه چادر يا رو پوش‏هاي بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتي و رسمي داشته باشدو همه پيكرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند كه نشان دهد اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند؛ از نگاه چشم‏هاي نامحرم نمي‏پرهيزند و از مصاديق « كاسيات عاريات »(48) شمرده مي‏شوند. قرآن فرمان مي‏دهد: بانوان با مراقبت جامه‏شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مي‏آيند. تعليل پاياني آيه نيز بيانگر همين امر است؛ يعني آن پوششي مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مي‏كند و ناپاكدلان را نوميد مي‏سازد.(49)
    پي نوشت‏ها:

    15. مسأله حجاب، ص 73. نيز ر. ك: تفسير نمونه، ج 17، ص 401 - 403.
    16. اصل قانون حجاب اسلامي، صرفاً از ضروريات فقه نيست؛ بلكه از ضروريات دين مبين است؛ چه اين‏كه نصّ صريح قرآن بر آن گواهي مي‏دهد و تنها ظهور آيات قرآن دليل بر آن نيست تا جاي اختلاف برداشت و محل ترديد باشد.
    17. مجمع البيان في تفسير القرآن، طبرسي، ج 7 - 8، ص 216.
    18. المفردات في غريب القرآن؛ راغب اصفهاني، ص 361.
    19. مسأله حجاب، ص 125 - 128.
    20. تفسير مجمع البيان، ص 216 و 217.
    21. مسأله حجاب، ص 129.
    22. المفردات في غرائب القرآن، ص 159؛ مجمع البيان، ص 217.
    23. مجمع البيان، ص 217.
    24. همان.
    25. التفسير الكبير، ج 23، ص 179.
    26. مجمع البيان، ص 217. (قال ابن عبّاس: تفطّي شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها).
    27. ر. ك: تفسير الصافي، فيض كاشاني، ج 3، ص 430 و 431.
    28. مسأله حجاب، ص 131.
    29. علامه طباطبائي(ره) در تفسير آيه 32 سوره اعراف مي‏فرمايد: خداي متعال در اين آيه زينت‏هايي را معرفي مي‏كند كه براي بندگان ايجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زينت‏ها و استعمال و استفاده از آن‏ها ملهم كرده است؛ و روشن است كه فطرت جز به چيزهايي كه وجود و بقاي انسان نيازمند آن است، الهام نمي‏كند. (ر. ك: الميزان، ج 8، ص 79)
    30. آيين بهزيستي در اسلام، احمد صبور اردوبادي، ج 1 (جنس پوشاك)، ص 57.
    31. حلية المتقين، محمدباقر مجلسي، ص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 - 107.
    32. مجمع البيان، ج 4 - 3، ص 673.
    33. سوره احزاب(33): 33.
    34. سوره نور(24): 31.
    35. مسأله حجاب، ص 146 - 147.
    36. ر. ك: تفسير الصافي، ج 3، ص 430 و 431.
    37. وسايل الشيعه، حر عاملي، ج 14، ص 140.
    38. سوره نور (24): 60.
    39. سوره احزاب(33): 59.
    40. سوره احزاب (33): 60 و 61.
    41. مجازات اين گونه افراد از نظر اسلام بسيار شديد است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر، چنانچه اين بيماردلان از عمل زشت خويش دست برندارند، بايد از جامعه اسلامي تبعيد شوند؛(مسأله حجاب، ص 164) و در صورت استمرار، در رديف محاربان با حكومت اسلامي جاي مي‏گيرند و به حكم قرآن اعدام مي‏گردند. (الميزان في تفسير القرآن، ج 8، ص 361 و 362)
    42. ر. ك: مسأله حجاب، ص 158 و 159؛ قاموس قرآن، قرشي، ج 2، ص 41 و 42. (اين كتاب‏ها كلمات اهل لغت را ذكر كرده‏اند؛ مانند تعبير به «الجلباب: القميص أوالثواب الواسع» يا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّي به المرأة رأسها و صدرها)
    43. الميزان في تفسير القرآن، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فيغطّي جميع بدنها)
    44. تفسير الصافي، فيض كاشاني، ج 4، ص 203.
    45. الجامع لأحكام القرآن، قرطبي، ج 14؛ ص 156.
    46. درباره جلباب گفته‏اند: آن روسري خاصي كه بانوان هنگامي كه براي كاري به خارج از منزل مي‏روند، سر و روي خود را با آن مي‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذي يفطّي رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبيان في تفسير القرآن، طوسي ج 8، ص 361؛ مجمع البيان، ج 8 - 7، ص 578)
    47. مجمع البيان، ص 580؛ الميزان، ج 16، ص 361.
    48. زناني كه ظاهراً پوشيده هستند ولي در واقع برهنه‏اند، روي عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البُخت المائلة....» (ميزان الحكمة، ري شهري، ج 2، ص 259)
    49. مسأله حجاب، ص 160 و 161.
    ویرایش توسط saba : ۱۳۸۷/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۱:۳۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4

    ضرورت پوشش اسلامي در قرآن‏ (2)





    2. چرا پوشش ضرورت دارد؟
    خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامي مي‏فرمايد: « ذلِكَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ .» برخي اين آيه را چنين معنا كرده‏اند: «بدين وسيله شناخته مي‏شوند آزادند نه كنيز؛ پس با آزار و تعقيب جوانان رو به رو نمي‏شوند. بنابراين، در عصر حاضر كه مسأله بردگي از ميان گرفته، اين حكم نيز منتفي مي‏شود؛ ولي بايد گفت50) ايجاد مزاحمت و آزار كنيزان نيز روا نيست. حقيقت آن است كه وقتي زن پوشيده و با وقار از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاك دامني را رعايت كند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتك حيثيت او را در خود نمي‏يابند. بيمار دلاني كه در پي شكار مي‏گردند، فرد داراي حريم را شكاري مناسب نمي‏بينند. در روايات آمده است: « المرأة ريحانه ؛(51) زن همچون ريحانه يا شاخه گلي ظريف است.» بي‏ترديد اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست گلچين مصون نمي‏ماند. قرآن كريم، زنان ايده آل را كه در بهشت جاي دارند، به مرواريد محجوب و پوشيده در صدف تشبيه مي‏كند: « كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ. »(52) افزون بر اين، گاه آن‏ها را به جواهرات اصيلي چون ياقوت و مرجان كه جواهر فروشان در پوششي ويژه قرار مي‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلي به آساني در دسترس اين و آن قرار نگيرند و ارزش و قدرشان كاستي نپذيرد، تشبيه مي‏كند.(53) بر اين اساس، مرحوم علامه طباطبايي(54) همين تفسير را بر مي‏گزيند. استاد شهيد مطهري در اين باره مي‏فرمايد: «حركات و سكنات انسان گاهي زبان‏دار است. گاهي وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بي‏زباني مي‏گويد: دلت را به من بده، در آرزوي من باش، مرا تعقيب كن؛ گاهي بر عكس، با زبان بي‏زباني مي‏گويد: دست تعرّض از اين حريم كوتاه است.»(55)
    پي نوشت‏ها:
    50. آسيب‏شناسي حجاب، ص 19
    51. وسائل الشيعة، ج 14، ص 120.
    52. سوره واقعه(56): 23.
    53. گستره عفاف به گستردگي زندگي، حميده عامري، كتاب زنان، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، ش 12، ص 117.
    54. الميزان، ج 8، ص 361.
    55. مسأله حجاب، ص 163.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    77
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با یاد او
    سلام علیکم

    بابت پیگیری شما متشکرم ؛
    یک نقد در مورد پاسخ دهی شما کاربر saba :
    وقتی شخصی سوالی میکنه ×انتظار داره کسی که به او پاسخ میدهد حداقل اگر هم از جایی کپی میکند به تاپیک احترام بگذاره و پاسخی ارائه بشه که مرتبط به سوالش هست .
    اگر دقت کنید ۴ تا پست ۳و۴و۵و۶ رو شما زحمت کشیدید که محتویات پست های ۴ و۵ و۶ همگی در پست ۳ عیناً موجو هست .
    اینطور هم تاپیک طولانی هم بی نظم شده هم کسی که دنبال پاسخ سوال هست مواجه میشه با چندین صفحه مطلب که باید بخونه وقتش رو صرف اون بکنه تا ببینه جوالب سوالش بین اینها هست یا خیر .
    خواهش دارم پست های ۴و۵ و۶ که تکراری هستند رو حذف کنید .
    در مورد پست ۳ آنچه که مرتبط به سوال حقیر بود ، مطالعه شد چند ابهام اینجا هست :
    [اي پيامبر] به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براي شوهران و ساير محارم آشكار نكنند، مگر آنچه پيدا است؛ و روسري‏هاي خويش را به گريبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهاشان را به زمين نكوبند تا آنچه از زينت پنهان مي‏كنند، معلوم شود. اي بندگان مؤمن، همه به سوي خدا توبه كنيد تا رستگار شويد».{m
    در اين آيه خداوند تعالي، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شكل گسترش مي‏دهد:
    در ترجمه آیه 31 سوره ی نور که شما اشاره کردید ؛ اون قسمتی رو با رنگ قرمز مشخص شده از کجا آمده ؟
    این ترجمه بصورت آنلاین ، شما مقایسه کنید این ترجمه کجا و ترجمه شما کجا .
    ما فقط دارین در این آیه که :"بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند" .
    و از لحاظ منطقی ما نمیتوانیم از این آیه استباط کنیم که زنان باید حتماً روسری هم سر بکنند ، چراکه ممکن هست پوشیدن روسری به خاطر رسم عرب ها بوده باشد نه دستور خداوند .
    منظور ان هست ممکن هست اون روسری پوشیدن عرب ها به خاطر رسمشان بوده باشد نه دستور خداوند و خداوند هم نخواسته اونها رو ترک بده از این عمل و فقط امر به پوشیدن سینه و گردن داده .بنابراین از این آیه نمیشه ۱۰۰ درصد نتیجه گرفت مه موی سر باید پوشیده باشه .

    اگر در این مورد مطلب دیگری هست که دلالت بر پوشیدن سر و مو میکنه ممنون میشم در اختیار همه کسانی قرار بدید که این براشون شبهه شده ..
    روایت و یا حدیث معتبری هست ؟

    تشکر
    التماس دعا




    ویرایش توسط beginner : ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۵


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط beginner نمایش پست
    اگر دقت کنید ۴ تا پست ۳و۴و۵و۶ رو شما زحمت کشیدید که محتویات پست های ۴ و۵ و۶ همگی در پست ۳ عیناً موجو هست .
    باسلام خدمت كاربر گرامي
    از تذكر شما متشكرم و به همين دليل پست 3 را حذف كردم
    من ديشب در ابتدا پست 3 را گذاشتم ولي به همين دليل كه شما هم نيز اشاره كرديد آن را حذف كردم و در 3 پست ديگه گذاشتم ولي با وجود آن كه دستگاه من اون رو حفظ شده نشان مي داد ولي در واقع حذف نشده بود

    در ترجمه آیه 31 سوره ی نور که شما اشاره کردید ؛ اون قسمتی رو با رنگ قرمز مشخص شده از کجا آمده ؟
    این ترجمه بصورت آنلاین ، شما مقایسه کنید این ترجمه کجا و ترجمه شما کجا .
    ما فقط دارین در این آیه که :"بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند" .
    و از لحاظ منطقی ما نمیتوانیم از این آیه استباط کنیم که زنان باید حتماً روسری هم سر بکنند ، چراکه ممکن هست پوشیدن روسری به خاطر رسم عرب ها بوده باشد نه دستور خداوند .
    منظور ان هست ممکن هست اون روسری پوشیدن عرب ها به خاطر رسمشان بوده باشد نه دستور خداوند و خداوند هم نخواسته اونها رو ترک بده از این عمل و فقط امر به پوشیدن سینه و گردن داده .بنابراین از این آیه نمیشه ۱۰۰ درصد نتیجه گرفت مه موی سر باید پوشیده باشه .
    دوست گرامي اين نكته اي كه شما ايراد گرفته ايد و مي فرماييد كه سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد در ترجمه نيامده بايد عرض كنم اگر همين پستي كه مي گوييد زياد هم هست را خوب مطالعه كرده باشيد متوجه مي شويد كه براي اين مطلب دلائلي هم ذكر شده(ان شاءالله ديگه قبول داريد كه ترجمه براي فهم قرآن كافي نيست)
    شما كافي است كه اين دو نمونه از تفاسير را مشاهده كنيد


    در تفسير الميزان ببراي جمله " وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ" اين گونه تفسير آمده كه كلمه" خمر" به دو ضمه- جمع خمار است، و" خمار" آن جامه‏اى است كه زن سر خود را با آن مى‏پيچد، و زايد آن را به سينه‏اش آويزان مى‏كند. و كلمه" جيوب" جمع جيب- به فتح جيم و سكون ياء است كه معنايش معروف است، و مراد از جيوب، سينه‏ها است، و معنايش اين است كه به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه‏ها را به سينه‏هاى خود انداخته، آن را بپوشانند.(1)

    در تفسير نمونه نيز اين گونه بيان شده است كه:" آنها بايد خمارهاى خود را بر سينه‏هاى خود بيفكنند" (وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ).
    " خمر" جمع" خمار" (بر وزن حجاب) در اصل به معنى پوشش است، ولى معمولا به چيزى گفته مى‏شود كه زنان با آن سر خود را مى‏پوشانند (روسرى).
    " جيوب" جمع" جيب" (بر وزن غيب) به معنى يقه پيراهن است كه از آن تعبير به گريبان مى‏شود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مى‏گردد.
    از اين جمله استفاده مى‏شود كه زنان قبل از نزول آيه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ها يا پشت سر مى‏افكندند، به طورى كه گردن و كمى از سينه آنها نمايان مى‏شد، قرآن دستور مى‏دهد روسرى خود را بر گريبان خود بيفكنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سينه كه بيرون است مستور گردد.(2)

    (1)ترجمه الميزان، ج‏15، ص: 156
    (2)تفسير نمونه، ج‏14، ص: 440




  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط beginner نمایش پست

    و از لحاظ منطقی ما نمیتوانیم از این آیه استباط کنیم که زنان باید حتماً روسری هم سر بکنند ، چراکه ممکن هست پوشیدن روسری به خاطر رسم عرب ها بوده باشد نه دستور خداوند .




    از نظر منطقی ما نمی توانیم این استدلال شما را بپذیریم . چرا ؟ چون باید بفرمایید چه دلیلی باعث می شود که این نوع تشکیک را به سایر احکامی که در قرآن آمده تعمیم ندهیم .

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    از نظر منطقی ما نمی توانیم این استدلال شما را بپذیریم . چرا ؟ چون باید بفرمایید چه دلیلی باعث می شود که این نوع تشکیک را به سایر احکامی که در قرآن آمده تعمیم ندهیم .
    دوست عزيز لطف كنيد از نظر منطقي بفرماييد با كدام صغري و كبري شما به اين نتيجه رسيده ايد ؟ در ثاني كدام تشكيك در اين آيه وجود دارد؟

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط saba نمایش پست
    دوست عزيز لطف كنيد از نظر منطقي بفرماييد با كدام صغري و كبري شما به اين نتيجه رسيده ايد ؟ در ثاني كدام تشكيك در اين آيه وجود دارد؟

    هر چند پاسخ پیشین بنده خطاب به شما نبود اما به روی چشم توضیح می دهم :

    در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که در آن به احکام اشاره رفته است . از احکام نماز و روزه تا حج و ازدواج و ....

    دوست ما جناب Beginner استدلال کردند که :

    ممکن هست اون روسری پوشیدن عرب ها به خاطر رسمشان بوده باشد نه دستور خداوند و خداوند هم نخواسته اونها رو ترک بده از این عمل و فقط امر به پوشیدن سینه و گردن داده .بنابراین از این آیه نمیشه ۱۰۰ درصد نتیجه گرفت مه موی سر باید پوشیده باشه
    و ما هم توضیح دادیم که این امکان را نمی توانیم بپذیریم زیرا در این صورت همه ی احکام را می توان به همین مسئله نسبت داده و تغییر در آن ایجاد کرد . مثلا شاید وجوب نماز ، احکام حج ، روزه و ... هم برای عرب ها بوده باشد !!

    تشکیک هم در عام بودن حکم که صریح آیه است انجام شده است .

  13. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود