صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت خدا چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علت خدا چیست؟




    باسلام ..
    اگه علت وجود همه چیز خداست
    پس علت وجود خدا چیست؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arezo نمایش پست
    باسلام ..
    اگه علت وجود همه چیز خداست
    پس علت وجود خدا چیست؟
    اگه علت شوري غذا نمك هست، پس علت شوري نمك چيه؟

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    با سلام به همه دوستان
    این بحث چندین بار دراین سایت تکرار شده ....انشاءالله مدیر این بخش دوستمان را به آن بحث راهنمایی کنند

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arezo نمایش پست
    باسلام ..
    اگه علت وجود همه چیز خداست
    پس علت وجود خدا چیست؟
    چيزهاي زيادي وجود دارد كه انسان نميداند ولي شايد در اينده بيابد شايد هم نيابد
    این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت ؟
    هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
    دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
    گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

    خیام

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    35
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arezo نمایش پست
    باسلام ..
    اگه علت وجود همه چیز خداست
    پس علت وجود خدا چیست؟

    به نام خداوند جان آفرين
    سلام بر آرزو و به اميد بر آورده شدن همه آرزوهاي آرزو
    اين سوال شما يه پاسخ كامل داره و يه پاسخ كوتاه
    من پاسخ ساندويچي اونو مي نويسم اگه بعدا خواستي پاسخ چلو كبابي كاملش رو هم مي نويسم
    اما پاسخ كوتاه و ساندويچي اينه كه :
    1- هر پديده اي علت مي خواهد نه هر موجودي بايد بين اين دو فرق گذاشت به عبارت ديگر هر چيزي كه نبوده و بعدا به وجود آمده نياز به علت پديد آورنده داره ولي موجودي كه ازلي است ديگر نياز به علت ندارد
    2- بعضي از چيزها ذاتي موجوداته يعني بدون وجود اونها ديگر موجود وجود خارجي ندارد به عنوان نمونه همان طور كه يكي از دوستان اشاره كرده بود شوري ذاتي نمك است يعني اگر شوري را از نمك بگيريم ديگر نمك نمك نيست . چربي ذاتي روغن است و نمي توان روغن داشت ولي بدون چربي سردي ذاتي يخ است نمي توان يخ داشت ولي بدون سردي
    حال ازلي و ابدي بودن در باره خداوند نيز چنين است . خدا در فارسي از دو كلمه خود + آ تشكيل شده يعني موجودي كه علت پديد آورنده ندارد حال اگر خود + آ بودن را از خدا بگيريم ديگر خدا خدا نيست.

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت علت خدا چیست؟




    سلام. موضوع در مورد علت خداست. ابتدا فرضیات مسئله را میبینیم:

    فرض:
    شما پذیرفته اید چیزی به نام خدا هست که علت همه چیز میباشد.


    اگر شما فرض فوق را قبول نکنی باید ابتدا در مورد علت دنیا با شما صحبت شود و اینکه آیا این جهان خالقی دارد یا نه؟ و اینکه این خالق چه صفاتی دارد؟ مسلم است که در این شرایط بحث از علت چیزی که شما وجودش را قبول ندارید بحثی عبث است.

    حالا برویم سراغ حکم(نتیجه ای که از فرض حاصل میشود):

    حکم(نتیجه):
    خدا فاقد علت است و همیشه وجود داشته است.


    حالا میخواهیم این حکم یا نتیجۀ منطقی را ثابت کنیم.


    برهان:

    1. برهان علیت و زیرمجموعه های آن:
    برهان علیت، در واقع بهترین پاسخ به سؤال شماست ولی برهانی است فلسفی. شما برای درک صحیح آن نیاز به داشتن پیشزمینه های فلسفی دارید.

    این برهان بیان میدارد که برای چیزهای حادث( یعنی چیزی که بوجود آمده است) باید علتی وجود داشته باشد. آن علت هم ممکن است خود دارای علتی باشد(اگر علتی نداشته باشد آن علت خود خداست-- نکته:در برهان امکان و وجوب از زیرشاخه های برهان علیت بیان میکنیم که علت هر حادثی دقیقا خداست یعنی موجودی فاقد علت علت هر حادثی میباشد) اینجا سلسلۀ علل پدید میاید. حال ما با دانش فلسفی میدانیم که در سلسلۀ علل دور باطل و تسلل محال است لذا سلسلۀ علل در جایی ختم میشود یعنی باید به علتی برسیم که خود علتی ندارد. این علت را در برهان علیت "علت العلل" و در برهان امکان و وجوب "واجب الوجود" مینامیم. در اینجا برهان به پایان میرسد و وجود خدایی که خود هیچ علتی ندارد اثبات میشود.

    2.راه صفات الهی:
    این روش راهی ساده تر را پیش روی شما مینهد. فرض کنید که شما با کمک برهان نظم یا برهانی غیرفلسفی وجود خدا را پذیرفته باشید. خب در اینجا اولین بحث پس از اثبات اینکه جهان نیازمند یک ناظم است(در برهان نظم) این است که این ناظم دارای چه صفاتی هست؟

    اینجا بحث صفات خدا مطرح میشود. ما در بحث صفات خدا ثابت میکنیم صفات خدا شامل کلیۀ کمالات در بالاترین حد و فاقد کلیۀ کاستیهاست و در یک کلام هیچ نقصی در وجود خدا راه ندارد. مثلا خدا در داشتن علم و قدرت در بالاترین حد قرار دارد و صفاتی مثل حسود و بخیل هرگز در او راه نمیابد. برای اثبات این سخن راههای فراوانی هست ولی آنکه از همه ساده تر است اینکه کسی که خود کمالات را خلق کرده است خود نیز این کمالات را داراست. اگر بگویید که خالق صفات بد نیز خداست پس او باید دارای این صفات نیز باشد، پاسخ اینستکه صفات بد کاستی یا ضعف هستند یعنی برای مثال عجول بودن را نباید یک صفت به حساب آوریم زیرا عجول بودن در واقع کاستی فرد در صبور بودن است. در واقع به کسی بخیل میگویند که صبور نباشد.
    بدین ترتیب به وسیلۀ براهینی(که اگر خواستید در موضوعی دیگر برایتان شرح خواهیم داد) ثابت میشود که خدا فاقد هرگونه نقص است و سراسر فضایل میباشد.

    گام نهایی در این برهان اینستکه مخلوق بودن یا مولود بودن نیز یک نقص است زیرا کسی که مخلوق یا مولود باشد برای وجود داشتنش نیازمند دیگری است و این یعنی ضعف و ضعف در وجود خدا راه نمیابد،پس خدا، مخلوق یا مولود چیز دیگری نیست و فاقد علت است.

    به امید ظهور

    ویرایش توسط مسلمان ایرانی : ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ در ساعت ۲۰:۱۳ دلیل: ویراش متن

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    خداوند متعال مى فرمايد: «...أَفِى الله شَكّ فاطِرِ السَّموت وَ الأرْضِ...;(1) آيا در خدا شك است ؟! خدايى كه آسمان و زمين را آفريده است ... .»
    اين آيه به برهان اثبات توحيد در ربوبيت اشاره دارد; به اين گونه كه در نگاه اوّل و با اندكى تعقل روشن مى شود كه هيچ يك از اجزاى وجود موجودات از خودشان نبوده و قائم به ذات خود نيستند، و فهميده مى شود كه اجزاى آنها و آثارى كه جنبه هستى و وجود دارد، از ديگرى ، يعنى خداوندمتعال و به تعبيرى ديگر، علت العلل ، است كه اين عالم و اجزاى آن را به وجود آورده و براى هر يك ، حد و مرزى جداگانه قرار داده است ; پس بايد خود او موجودى نامحدود باشد.(2)
    خداوند متعال ، آفريدگار تمام موجودات و جهان هستى است و كسى او را نيافريده ; بلكه ذات مقدس بارى تعالى وجود داشته و ازلى ، ابدى و قديم است و آفريده شدن براى وجودى كه ازلى و ابدى است ، مفهومى ندارد; «هُوَ الأَوَّلُ وَ الأَخِرُ و الظّهِرُ وَ البَاطِنُ و هُوَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيمٌ;(3) اول و آخر و ظاهر و باطن او است ، و او به هر چيزى داناست .»; بنابراين، ذات مقدس خداوند، خود علت العلل و واجب الوجود است ; يعنى هستى او از ذات خودش مى جوشد و واجب الوجود، ازلى و ابدى است و اين ممكنات هستند كه روزى نبوده و بعد حادث شده اند و نياز به علت پيدا مى كنند.
    ******
    1:ابراهيم،10
    2: تفسير الميزان،ج 12، ص 24 و 25
    3: حديد، 3.

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سلام.




    سلام.
    ببخشيدا شايد با گفتن اين حرفم عده اي بهشون بر بخوره ولي چاره اي ندارم.
    اين درست نيست كه ما بيايم خدا رو با نمك و .......(‌نعوذ بالله ) مقايسه كنيم.
    اگه اين رو ميگم به خاطر اين نيست كه چشم و گوش بسته دارم حرف ميزنم.
    به خاطر اينه كه من پيش خودم فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اگر ما براي وجود خدا زمان و مكان و اينجور چيزا رو حساب نكنيم كه اونوقت لازم نست بگيم علت وجود خدا چيست و ......

    اشكال كار ما اينه كه نميتونيم بفهميم كه خدا با آدما يكي نيست.
    اگه ما علت داريم خدا علت نداره.
    مثل اين كه بگيم خدا از كي بوده؟؟؟؟
    اين سوال هم غلطه چون اصلا زماني وجود نداره كه خدا بخواد مدت داشته باشه.
    متاسفانه عقل ما آدما محدود شده به خودمون نه ماوراي خودمون./

    به نظرم اگه خدا رو بشناسيم سوالي اين جوري نكنيم.
    شهوت فرماندهان روم و ري
    ميبرد سرهاي ما را روي ني
    بشنو از ني چون حكايت ميكند
    شيعه را در خون روايت ميكند

    شیعه یعنی هفت‌خطی درجنون
    شيعه طوفان می‌کند در کاف و نون

    این سخن کوتاه کردم والسلام
    شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام وتشکر اززحمات دوستان عزیز
    یک پاسخ ساده برای همیشه به این نوع سوال هست: ببینید:
    از نظر عقلی دونوع وجود درعالم واقع ؛ بیشتر نداریم
    1- ممکن الوجود= کسی یا چیزی که اگر شرائط وجودش (علت وجودی اش) پیدا بشه حتما موجود میشه مثل ما انسانها و... همه پدیده های ممکن .
    پس وجودش از خودش نیست زیرا معلول وجود دیگر(علت بیرونی ) هست.
    2- واجب الوجود = کسی که وجوبش لازمه ذاتشه . ودر واقع پدیده نیست. بلکه خود پدید آرنده همه پدیده هاست .
    بعبارت دیگه : قانون علت ومعلول میگه: هر پدیده نیاز به علت داره . چون معلول هست و معلول بدون علت امکان نداره وجود پیدا کنه.
    اما واجب الوجود اساسا پدیده نیست . و قانون علت و معلول در اون معنی نداره زیرا:
    اگر وجود خدا به علت نیاز داشته باشه از نظر عقلی ازدوحال خارج نیست .
    یا باید علت وجودش از بیرون از خودش باشه. دراین صورت لازمه اش نیاز است ونیاز درواجب الوجود راه ندارد.
    ویا اینکه علت وجودش از درون خودش هست.یعنی واجب الوجود معلول ذات خودش باشه. دراین صورت لازمه اش تقدم شی بر نفس خود است یعنی واجب الوجود (که معلول هست ) همزمان مقدم بر خودش (ذات خود که علت هست ) بشود . این یعنی دور و دور محال عقلی است که در واجب الوجود راه نداره.
    نتیجه:
    از نظر عقلی همه ممکنات وپدیده ها ،معلول واجب الوجودند ولی خود واجب الوجود دیگه معلول علتی نمیتواند باشد. زیرا از واجب بودن درمی آید. موفق باشید.

    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  15. تشکرها 3


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر خدا هم نیاز به علت داره باید قائل به نیستی محض و حتی نیستی خودمان بشویم !


    سه حالت دارد :
    یا اینکه باید خدا از عدم خلق شود که این محال است !
    یا اینکه خدا را غنی تصور نکنیم و بگوییم او را یک موجود ناقص دیگری خلق کرده که باز او هم نیاز به علت دارد و همینطور سلسله وابستگی تا بی نهایت ادامه پیدا میکند که این عقلا محال است
    یا اینکه بگوییم خدا خودش ، خودش را خلق نموده که این هم عقلا محال است
    حالت چهارمی برای خالق خدا تصور نمی شود
    حال اگر هر کدام را بگیرم لازم می آید که هیچ چیز نباشد حتی فهم درک هم نباشد
    چون گفتیم خدا از عدم که بوجود نمی تواند بایید خودش ، خودش را هم نمی تواند خلق نماید دیگری هم اگر او را خلق نماید منجر به سلسله بی نهایت می شود که این هم محال است


    پس معقول اینست که بگوییم خداوند علت می خواهد !

    این راه ساده اما بیان دقیق تر

    عقل حکم میکند اگر وجود بذات نباشد هیچ چیز وجود نخواهد داشت:

    چون وجود باواسطه بدون علتش عدم محض است و علتش هم نمی تواند باز وجود با واسطه دیگری باشد چون تسلسل لازم می آید

    اگر وجود بذات هم وجود نداشته باشد وجود باواسطه وجود نخواهد داشت چون طبق این فرض خودش که نیست
    وجود باواسطه هم بدون اون نمی تواند باشد
    پس لازم می آید عدم محض !


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود