صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: -------- احكام جهاد و دفاع ---------

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    4
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سپاس از جناب احيا
    بيشتر نقطه نظراتي كه در جوابه به دوست عزيز انديشمند ارائه كردم براي پست شما هم صدق ميكرد البته مواردي ديگري نيز هست كه عرض مي كنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط خاك پاي كوروش نمایش پست
    5- مهر و محبت با قهر و غلبه دو روی یک سکه اند و یک مادر مهربان گاهی برای مصلحت فرزندش او را به مدرسه می فرستد و مانع تفریح او می شود و گاهی او را نزد دکتر می برد و داروی تلخ در دهان او می ریزد و گاهی او را به جراح می سپارد و قلب اورا تعمیر یا تعویض می کند .


    نقل قول نوشته اصلی توسط خاك پاي كوروش نمایش پست
    چرا ما در مورد این مادر شک نمی کنیم که بی رحمی کرده است ؟ چون به نتیجه بخش بودن اقدامات مادر احتمال عقلائی می دهیم و احتمالا این فرزند دانشمند یا با سواد خواهد شد و یا سلا متی خودرا به دست خواهد آورد .


    بله درست مي فرمائيد مادر مهربان قهر و تنبيه ميكند او را به دكتر ميسپارد و..... ولي اورا از بين نمي برد! اگر ديد فرزندش درست نمي شود پاره تن خود را نمي كشد و نابود نميكند !


    اما در مورد قسمت 13 فرمايشاتتان :
    اولا شما از كجا ميدانيد و با چه دليل ميگوئيد اهل كتاب يقين داشتند كه محمد بر حق است؟ در هيچ جاي انجيل و تورات همچين چيزي ذكر نشده آيا من اشتباه ميكنم. در كتاب هاي زرتشت كه مطمئنا نبوده.
    ثانيا : كدام اهل كتاب؟ ايه مورد بحث يك دستور كلي و قاطع از طرف الله صادر كرده : هر اهل كتابي كه به اين دين روي نمي آورد بايد به قتل برسد.يقين دارد يا ندارد . خبر دارد يا ندارد را مشخص نكرده همان طور كه گفتم هيچ شرط و تبصره اي هم در قبل بعد آيه نيست.
    خوب حالا من يك سوال از شما دارم شما كه مسلمان هستيد چرا به دستور الهي عمل نمي كنيد ؟ اين همه كشور هاي غير مسلمان كه همه هم شرايط ذكر شده در اين آيه را دارند . پس منتظر چه هستيد؟ دستور واضح است حمله كنيد جهاد كنيد غنيمت هست زن هست جزيه و پول هست حتي زن هاي شوهر دارشان هم حلال شده همه اش برايتان حلال شده...... ولي نمي كنيد چرا؟ چون هممون مي دانيم همه اين اعمال ضد انساني و بشري است !


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,391 پست
    حضور
    12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    جناب زماني به اين ايه توجه كن
    قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿29﴾
    بكشيد كسانى را كه كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمىآورند و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانيدهاند حرام نمىدارند و متدين به دين حق نمىگردند تا با [كمال] خوارى به دستخود جزيه دهند
    دستور الله كاملا صريح و قاطع است . هيچ شرط و تبصره اي در قبل و بعد ازين آيه وجود ندارد.
    با درود خدمت خاک پای کوروش

    شما ایات قران را تحریف کرده اید و بسیاری از مباحثتان جهل به تاریخ و سیره پیامبر است .

    نخست اینکه شما فعل « قاتلو » را بمعنای " بکشید " ترجمه کرده اید که این خود اگر دروغ پراکنی نباشد نشانه جهل شما است فعل " قاتلو " در باب مفاعله و بمعنای " پیکار کنید یا بجنگید " است ؛ انچه بمعنای " بکشید" می باشد فعل « اُقتلو » است .

    درباره جزیه هم توضیحات بیشتری در ادامه می اید

    اما ايه 29 سوره توبه اين ايه درسال نهم هجرت نازل شده و در ان هنگام ، قبایل یهود و نصری در مدینه و اطراف ان سکونت داشتند پس از خیانتهای روشن و پیمان شکنی های بسیار و جنگهای خیبر و غیره خلع سلاح شده بودند بنابراین این ایه به هیچ وجه از پیکار با اهل کتاب مدینه سخن نمیگوید این ایه مسلمانان را به پیکار با رومیان فرمان میدهد (ر.ک : تفسیر طبری زمخشری و بیضاوی و رازی ووو ذیل ایه 29 سوره توبه)
    چنانکه طبری در تفسیر خود جامع البیان ذیل ایه 29 سوره توبه مینویسد : « اورده اند که این ایه بر رسول خدا درباره امر جنگ با رومیان فرود امد و پیامبر خدا پس از نزول ان برای پیکار به تبوک رهسپار شد »

    پیامبر در زمان حیات یکبار بارومیان جنگید. وقتی پیامبر چندی از یاران خود را به سرپرستی حارث بن عمیر ازدی با نامه ای نزد پادشاه "بصری" فرستاد و پادشاه مزبور شرحبیل غسانی نام داشت . این پادشاه برخلاف رسم معمول ایشان را در سرزمین " موته " در انجا بقتل رسانید . پیامبر برای سرکوبی این پادشاه ستمگر گروهی از مسلمانان را به فرماندهی جعفر بن ابی طالب به سوی او گسیل داشت . مسلمانان بدون انکه پیش بینی کرده باشند در سرزمین شام با انبوه سپاه هرقل (امپراطور روم) روبرو شدند که برای دفاع از شرحبیل به نبرد مسلمین امده بود هرقل با کمال قساوت به کشتار مسلمانان پرداخت و مسلمانانی که بازمانده بودند به مدینه برگشتند . باز در همان سال یعنی سال نهم بار دیگر گروهی از بازرگانان نبطی که از شام به مدینه امده بودند خبر اوردند که رومی ها اهنگ حمله به مسمانان کرده اند و شلکری گران فراهم اورده اند و قبایل شامی :لخم و جذام و عامله و غسان را نیز مهیای جنگ با مسلمین نموده اند( ظاهرا رومیان از اینکه پیامبر اسلام در جزیره العرب شهرت یافته بود هراس یافته بودند و تصمیم گرفته بودند با پیامبر کارزار کنند تا مبادا در جزیره العرب حکومت قدرتمندی پدید اید و برای روم خطرناک باشد از ایرو پیش دستی کردند و به جنگ مسلمین امده بودند) ر.ک : مغازی واقدی ج2ص 755و سیره حلبه ج 2ص786 و نیز طبقات ابن سعد ج2 ص119
    در این سال بود که این ایه نازل شد و دستور داد : با کسانیکه از اهل کتاب که ایمان به خدا و روزباز پسین ندارند و محرمات خدا و رسولش را حرام نمی شمارند پیکار کنید تا با فروتنی ، خود جزیه دهند .
    چنانکه طبری در جامع البیان نوشته « این ایه درباره جنگ با امر جنگ با رومیان نازل شد و پیامبر پس از نزول برای پیکار به تبوک رهسپار شد»
    درنامه پیامبر به هرقل همین ایه اورده شده ایت و این بخوبی نشان میدهد که پبامبر رومیان مهاجم را مصداق این ایه شمرده است . متن نامه ر.ک : مجموع الوثائق السیاسه للعهد النبوی و خلاقفه الراشده ص 50

    پس از این پبامبر خود باتفاق گروهی از یاران از مدینه بیرون شد و پس از تحمل سختیهایی به تبوک رسید و از روسای قبایلی که با رومی ها پیوند داشتند چون سران ائله و جربا و اذرج جزیه گرفت و بدینوسیله انان را از فتنه انگیزی بازداشت و برای ایشان امان نامه نوشت چنانکه ابن هشام و مقریزی و دیگران متن امان نامه را اورده اند .ر.ک : امتاع الاسماع جز اول ص 468
    در این سفر پیامبر با رومیان برخورد نکرد و با قبایل اهل کتاب را نیز به مسلمان شدن وا نداشت و تنها از سران قبایل هم پیمان روم جزیه گرفت .
    خلاصه انکه قران مجید هرچند به مسلمانان فرمان میدهد تا با کفار حربی اهل کتاب پیکار کنند ولی این فرمان به هیچ وجه با ازادی مذهب ناسازگاری ندارد زیرا جنگ مسلمین با اهل کتاب برای ان نبود تا ایشان را به پذیرش اسلام وادارد بلکه انانرا از تعدی و تجاوز و فتنه انگیزی باز میداشت چنانکه در ایه امده از ایشان نوعی مالیات میگرفتند و دربرابر این مالیات از انان حمایت مینمودند .
    نکته ای که در گرفتن جزیه مهم است اسنت که اگر موانعی پیش می امد که مسلمین چنانکه سزاوار بود نمیتوانستند از اهل کتاب به واسطه جزیه ای که میگیرند حمایت کنند از گرفتن مالیات خودداری میورزیدند بلاذری( قرن دوم و سوم) در فتوح البلدان حود ( ص 143) مینویسد :
    « چون هرقل گروه بسیرای را برای نبرد با مسلمین فراهم اورد و به مسلمانان خبر رسید که دشمنان به سوی برموک پیش می ایند ، مالیاتی را که مسلمین از مردم حمص گرفته بودند به ایشان برگرداندند و گفتند که ما به جنگ با رومیان سرگرم شده و از یاری و دفاع شما غافل خواهیم گش دراینصورت ما به کار خود برسید مردم حمص پاسخ دادند که حکومت و عدالت نزد شما نزد ما محبوبتراز ظلم و ستمی است که پیش از این برما میرفت و ما بهمراه عامل شما با سپاه هرقل میجنگیم و از این شهر دفاع میکنیم یهودیان نیز برخاستندو گفتند : سوگند به تورات که ما اجازه نمیدهیم هرقل شهر به شهر حمص وارد شود مگر انکه شکست بخوریم»
    اینست نمونه سیره مسلمین که مرحوم زرینکوب هم در کتاب کارنامه اسلام بدان پرداخته است .
    و نیر پرفسور توماس ارنولد خاورشناس انگلیسی در کتاب تاریخ گسترش اسلام مینویسد : « موقعی که سپاه مسلمین به دره اردن رسید و ابو عبیده در ان محل اردو زد سکنه مسیحی منطقه نامه ای به این مصمون برای مسلمانان ارسال داشتند « ای مسلمانان ما شمارا بر بیزانس ترجیح میدهیم هرچند انان هم کیش ما هستند ! زیرا سما مارادردین و ایمان خود ازاد گذارده و با ما بر ترحم و مهربانی بیشتر رفتار میکنید و از اعمال زور و ظلم خودداری مینمایید و حکومت شما برما بمراتب بهتر از حکومت بیزانس ایت زیرا انان اموال مارا به غارت برده و خانه های مارا تصاحب نمودند» " امسا" دروازه های شهرهای خود را بر لشکر هراکیلیوس(هرقل) بستند و به مسلمانان اطلاع دادند که حکومت و عدالت اسلامی را بر بی عدالتی و فشار و تعدیات رومی ها ترجی میدهند . ص 42 )
    این نمونه رفتار هرقل است هرقل هرگاه اثری از اسلام میدید با قساوت و شدت عمل انرا سرکوب میکرد چنانکه باز مورخان نوشته اند « فروه بن عمرو جذامی از سوی روم شرقی به فرمانراویی " معان " در نواحی شام منصوب ده بود او بعد از اینکه دعوت پیامبر اسلام را شنید انرا پذیرفت و فرستاده خود را با هدیه ای بنزد پیامبر فرستاد و اسلام خویش را عرضه کرد اما چون هرقل این خبر را شنید اورا به زندان انداخت و سپس فرمان داد سر وی را از تن جدا کردند و جسدش را به به دار اویختند . ر.ک : سیره ابن هشام ص 591 و 592» و این هرقل بود که دستور داد یوحنا ابن روبه فرماندار " ایله " را که با پیامبر قرارداد صلح بسته بود مصلوب کنند . این نمونه صفاکی رومیان بود
    و باز هم موضوع جزبه
    همونطور که قبلا گفته شد ه جزیه چیزی شبیه زکات است و جز مالیات سرانه نبوده که اهل کتاب به حکومت اسلامی بنا به شرایط خاص میپرداختند .
    جزیه از ماده جزا بمعنای کیفر دادن نیست بلکه از لغات دخیل شمرده میشود یعنی هما گزیت پارسی است که در عربی راه یافته و به معنای مالیات سرانه می اید

    چنانکه قاضی ابو یوسف (متوفی182 هجری) درکتاب معروفش «الخراج» که برای هارون الرشید نوشته ، امده :« ثروتمندان اهل کتاب سالیانه فقز 48 درهم و طبقه متوسط انها 24 درهم و کشاورزانشان 12 درهم می پرداختند و زنان و کودکان و مستمندان و پیرمردان و از پای دامدگان و راهبان و صومعه نشینان و نابینایان و دیوانگان که فیر بشمار میایند از پرداخت این مقدار ناچیز نیز معافند و از اهل کتاب زکات چهارپایان نیز نمی گرفتند و هرگز کسی ایشان را وادار به پذیرش اسلام نمیکرد حتی اگر اسیری رومی شمرده شود. ص131»
    باز در کتاب تاریخ گسترش اسلام میخوانیم « اکثریت قشر سکنه روم در قسمتهایی که در زمان این امپراطور فتح شده بود از طرفداران و دوستان اعراب بودند این اکثریت به هراکیلیوس به عنوان بدعت مینگریستند و از ان بیم داشتند که وی ممکن است برای تحمیل عقاید منوفیزیتی خود دست به شدت عمل و مجازات بزند باین جهت بود که انان با امادگی و حتی علاقه کامل مایل بودند فرمانروای دیگری را که تعهد ازادی دینی بنماید بپذیرند و حاظر بودند در مقابل رفع خطر فوری در مورد وضع دینی و استقلال ملی خود گذشتهایی بنمایند .
    میشائیل .د .الدر اسقف کلیسای انطاکیه نیر در نوشته های خود در نیمه قرن داوزدهم میلادی تصمیمات و نظریه های همکیشان خود را تایید مینمود و حتی پس از اینکه کلیسای شرقی در حدود پنج قرن تحت حکومت اسلامی قرار داشت معتقد بود که :« دست خداوند در پیروزی اعراب به وضوح دیده میشود» او پس از بررسی و تذکر و یاداوری فشارها و مجازات های هراکیلیوس مینویسد :« به همین دلیل است که خدای انتقام که به تنهایی قادر است امپراطوری سلطه افراد فناپذیر را به میل و اراده خود تغییر دهد ... از منطقه جنوب ، فرزندان اسماعیل را برانگیخت تا مارا از ظلمو بیداد رومیها نجات داده و ازادکنند . ص 41»)
    باز پرفسور توماس ارنولد در صفحه 42 همان کتاب مینویسد « مناطقی از اممپراطوری بیزانس با سرعت بتصرف مسلمانان درامده بود خود را دحال اتفاده کامل انچنان ازادی یافتند ... که برای قرنهای متمادی انطور ازادی بیاد نداشتند. انان مجاز بودند که ازادانه و بدون هیچگونه مزاحمت تکالیف دینی خود را انجام داده و مراسم مذهبی خویش را برپادارند... وسعت این ازادی را که در تاریخ قرن هفتم میلادی کم نظیر بود میتوان از پیمانهایی که با شهرهای مفتوحه منعقد میشد قضاوت نموده و بدست اورد . در این قراردادها حفظ مال و جان ، ازادی دین و عقیده دربرابر تسلیم و پرداخت جزیه تضمین شده بود. ص 42»

    پرفسور ارنولد درباره جزیه چنین مینویسد ((( جزیه ، برخلاف انچه بعضی مایلند مارا وادراند چنین تصور کنیم اصلا بعنوان مجازات عدم پذیرش اسلام برکسی تحمیل نمی شد و به هیچ وجه جنبه انتقامی نداشت بلکه مسیحیان در ردیف غیر مسلمانان ذمی ذیگر ساکن در قلمرو اسلامی ...در مقابل تامین مالی و جانی از طرف دیگر مسلمانان وضع میگردید . موقعی که مردم حیره جزیه خود را پرداختند مخصوصا یاداور شدند که مبلغ مورد توافق را تنها به این شرط به مسلمانان میدهند که مسلمانان و فرمانروایان مسلمان از مردم حیره در مقابل هرگونه فشار و تعدی چه از طرف مسلمانان و چه از طرف غیر مسلمانان دفاع و حمایت نمایند . نیز همچنین قراردادهایی که بین خالد بن ولید با اهالی یعضی شهرهای نواحی حیره منعقد شده نوشته شده است که « اگر ما از شما محافظت نماییم جزیه قابل پرداخت باشد و در غیر اینصورت قابل پرداخت نمی باشد» ...! امپراطور بیزانس ارتش عظیمی رابرای راندن نیروهای مسلمان که خود را طبعا برای مقابله با خطر تجهیز نموده واماده کرد . فرمانده عرب ، ابو عبیده به اقتضای شرط مندرج در عهدنامه ها به فرمانروایان شهرهای مفوحه سوریه دستور داد که تمام جزیه هایی را که جمع اوری نموده بودند به صاحبان انها پرداخت نمایند و نامه ای ( اعلامیه ای) به این مضمون برای مردم نوشت :« ما تمام پولی که از شما دریافت داشته ایم به شما بازپس خواهیم داد زیرا اینک به ما خبر رسیده است که نیروهای قوی دشمن علیه ما در حال پیشروی هستند و این وظیفه اینک از امکان ما خارج است ما تمام پولی را که از شما گرفته ایم به شما برمیگردانیم ولی اگر پیروز شدیم خود رابا انجام موارد و رعایت معاهده قدیم ملزم میدانیم»
    براساس این اعلامیه و دستور مبالغ هنگفتی از محل بیت المال باز پس داده شد و مسیحیان برای پیروزی سران اسلام و مسلمانان دعا کرده و گفتند : خداوند شمارا مجددا برما حکومت دهد و شما را بر رومی ها پیروز گرداند زیرا اگر رومی ها در چنین شرایطی بودند نه تنها هرگز چنین چیزی به ما پس نمیدادند بلکه بقیه اموال مارا نیز ضبط میکردند و از ما میگرفتند . همانطور که قبلا توضیح داده شد جزیه تنها بر مردان سالم در مقابل معافیت از خدمت نظام که در صورت مسلمان بودن میبایستی انجام دهند وضع میگردید و کاملا قابل توجه است که هر فرد مسیحی که در ارتش اسلام خدمت مینمود از پرداخت جزیه معاف بود . ص 46 و 47)))


    از قوانین عالیه دین اسلام دستور به حسن جوار و خوشرفتاری و گسترش عدل و داد است نسبت به پیروان ادیان دیگر که در پناه اسلام زندگی میکنند که به جنگ و ستیز و فتنه انگیزی با مسلمانان برنمیخیزند.
    قرآن کریم در این باره می فرماید :

    « خداوند شمار از معاشرت و همزیستی با کفاری که با شما در امر دین نجنگیده و شما را از شهر و دیارتان آواره نساخته اند منع نمیکند که با آنها نیکی کنید و بعدل و داد با آنان رفتار نمایید» سوره ممتحنه 8

    اما جزیه ؛ جزیه مالیاتی است که از کفار ذمی با در نظر گرفتن توانا و ناتوان بودن آنها گرفته میشود و این مبلغ بسی کمتر از مالیات متعارف حکومتهاست و در مقابل پرداخت این مبلغ از حمایت حکومت و تامین امنیت جانی و مالی و ناموس این کفار در برابر دیگران حتی مسلمانان میباشد ومانند یک نفر مسلمان در پناه اسلام زندگی میکنند ؛ در اینجا باید در نظر گرفت که درست است که اینها به شرایط خاص و مصلحتهای سیاسی و اقتصادی به حکومت اسلامی مبلغی بعنوان جــــزیه میدهند اما دیگر بمانند مسلمانان خمس و زکات نمیدهند در واقع در آن مبلغی را که حکومت اسلامی از کفار ذمی دریافت میدارد نام جزیه و آنچه از مسلمین اخذ میگردد به نام خمس و زکات و غیره خوانده میشود. بعلاوه اهل کتاب بادادن جزیه از جهاد نیز معاف اند.
    لازم است در اینجا اقسام کفار را بدانیم بطور کلی میتوان در اینجا به دو دسته کفار اشاره کرد یک کافر ذمی و دیگری کافر حربی.
    کافر ذمی به کافرانی گویند که جزیه میدهند و در مقابل حکومت اسلامی مسئول امنیت و جان و ناموس و بطور کلی در جامعه بمانند مسلمانان با آنها رفتار میشود . و لذا هرچند جزیه میدهند لکن مثل مسلمانان خمس و زکات نمی دهند.میدانید که امپراطوری عثمانی قرنها برمناطقی از اروپا اعم از یونان و مجارستان و غیره حاکم بود اما ایا ایشان مسلمان شدند ؟ خیر زیرا هیچ از اجباری نبوده و مبلغ جزیه نیز بسیار کمتر از مالیاتهای متعارف حکومتها ی پیشین بوده و ایشان خمس و زکات هم نمیداده اند.
    حتی پیامبر(ص) مکررا میفرمود : هرکسی که یکنفر از کفار ذمی را بکشد خداوند بهشت براو حرام کند. و می فرمود : هرکسی که کفار ذمی را آزار دهد مانند اینست که مرا آزار داده است.بحار الانوار جلد ۱۰۰/ص۴۸

    امیر المومنین (ع) در نامه تاریخی خود که به عنوان دستور العمل حکومت اسلامی به والی خویش در مصر ، به مالک اشتر مینگارد در مقام سفارش به رعایت حال افراد رعیت چنین میفرماید : مردمی به زیر سلطه تو زندگی میکنند یا با تو در دین برادرند و یا در آفرینش با تو برابرند . ودر فصل دیگر آن نامه میفرماید : بدانکه رعیت به چند دسته تقسیم میشوند که کار بعضی به سامان نرسد جز بوسیله بعضی دیگر و هیچ گروهی ازگروه دیگر بی نیاز نتوانند بود ._ انگاه امام به یک یک از دستجات رعیت میپردازد تا اینکه میفرماید _ : و از آن جمله جزیه پردازانی اند که در پناه اسلام میزیند (رعایت حال آنان از نظر دور مدار). ن.ک : نهج البلاغه نامه 53

    چنانکه پرفسور ادوارد برواون در کتاب تاریخ ادبیات ایران می نویسد « چه بسا تصور کنند که جنگجویان اسلام ، اقوام و ممالک مفتحوحه را در انتخاب یکی از این دو راه مخیر می ساختند یا قران یا شمشیر ! ولی این پندار صحیح نیست زیرا گبر و ترسا و یهود اجازه داشتند ایین خود را نگه دارند و فقط مجبور به دادن جزیه (مالیات سرانه) بودند و این ترتیب کاملا عادلانه بود زیرا اتباع غیر مسلم خلفا ، از شرکت در غروات و دادن خمس و زکات که بر امت پیامبر فرض بود معافیت داشتند»ج 1 ص 297
    حالا اگر برخی از حکام جبار دوره بنی امیه مردم را در تنگنا قرار میدادند
    البته باید بین اسلام و عرب و اسلام و بنی امیه و رفتار برخی فرمانرویان دوره اموی با مردم تفکیک کرد. همین بنی امیه که چندین بار شیعیان ایرانی و عرب رو قتل عام کردند و ایرانیان شیعه هم چندین بار توسط ایشان قتل عام شدند . رفتار انان به اسلام و تربیت شدگان قران ربطی نداشت انها با خاندان پیامبر هم درافتادند و در حق انها از ستمگری هیچ کم نگذاشتند پس به بهانه عمل امثال معاویه و یزید و عبدالملک و مروان و حجاج بن یوسف و وو.. نمیشه همه مسلمانان رو متهم کرد و اینها رو بپای اسلام نوشت.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۱۲/۰۸ در ساعت ۰۶:۲۰


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    1,391 پست
    حضور
    12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    هميشه اين مسلمانان بوده اند كه تحت تاثير تاليم مذهبيشان شروع كننده جنگ و درگيري بوده اند هميشه اولين شمشير از مسلمانان بوده ! نبوده؟
    از جنگ بدر كبري كه اولين رويارويي محمد با بت پرستان گرفته تا جنگ موته با عيسويان

    وجنگ عمر با مشاورت علي پسر ابوطالب عليه ايرانيان و زرتشتيان فلك زده....
    این مبحثتان نیز جهل شما را اشکار میکند اگر نگوییم دروغ پراکنی

    نخست اینکه تمام جنگهای پیامبر تدافعی بوده است دوم اینکه چنانکه در پست قبل گفتیم جنگ موته نیز رومیان انرا اغاز کردند بنابراین شما در این مورد هم در اشتباه بوده اید
    حقیقت اینستکه پیامبر اسلام پس از هجرت به مدینه از گزند و یورش و غارت ایشان مطمئن نبود و از تاثیر قریش بر دیگر قبائل عرب اگاهی داشت ومیدانست که انها راه خدا را به روی مردم می بندند و عرب را بر ضد مسلمانان میشورانند بنابراین پیامبر مشرکان قریش را تعقیب مینمود و حضور و مراقبت خود را بدانان نشان میداد چنانکه شواهد این امر در تاریخ اسلام امده و در کتب سیره یاد شده و حتی برخی از خاور شناسان انرا ستوده اند و حیرت اور شده اند.
    واقدی و ابن هشام و طبری و دیگران نوشته اند : پیش از سریه نخله کرزبن جابر فهری که با قریش پیوند داشت به گله های گوسفند مدینه دستبرد زد و دونفر را کشت و پیامبر اورا تعقیب کرد ولی به او دست نیافت.مغازی ج1 ص 12 ابن هشام ج1 ص 601 طبری ص 406

    نیز پیامبر پس از یازده ماه اقامت در مدینه در پی کاروانی از قریش به ابوا رفت و به ودان رسید و بدون انکه با قریش بجنگد با بنی ضمره پیمان بست تا بر ضد پیامبر قریش را یاری نکنند و در اینباره پیمان نامه ای نوشتند . مغازی همان این هشام ج 1 ص 591 طبری ص 403
    نیز پیامبر عبیده بن حارث را بهمراه 60 یا 80 ت از مهاجران بدنبال ابو سفیان و کاروان قریش فرستاد و انان ، در دشت رابغ با یکدیگر روبرو شدند ولی با هم نجنگیدند. مغازی ج 1 ص 10 ابن هشام ج1 ص 591 طبری ص 404
    نیز در ماه هفتم هجرت پیامبر حمزه عموی خود را در پی کاروانی گسیل داشت که در سبف البحر بیکدیگر رسیدند ولی به وساطت مجدی بن عمرو سرانجام جنگ نکردند و حمزه و سپاهش به مدینه بازگشتند. و هنگامی که خویشان مجدی بن عمرو نزد پیامبر امدند انان را مورد لطف و احسان قرار داد و درباره مجدی گفت : « من نمی دانستم که او چنین نیک نفس و فرخنده کردار است» واقدی ج1 ص 10
    و همچنین پیامبر و یارانش در سیزدهمین ماه هجرت به تعقیب کاروانی که توسط امیه بن خلف رهبری می شد ، رفتند و بدون اینکه بجنگند به مدینه بازگشتند. مغازی ج 1 ص 12 ابن هشام ج 1 ص 598 طبری ص 407
    نیز در ماه 16 هجرت پبامبذ در پی کاروان دیگری از قریش تا ناحیه سقیا پیش رفت و در انجا با طائفه بنی مدلج پیمان بسته و به مدینه بازگشت مغازی همان ابن هشام همان طبری ص 408
    اکثر سریه ها اینچنین بود نه جنگی رخ میداد و نه غنیمتی می گرفتند .
    با توجخ بدانچه گذشت چنین پیداست که پیامبر با نعقیب کاروانهای قریش میخواست تا هشیاری و مراقبت خود را به مشرکان مکه نشان دهد و از راه هم پیمان شدن با قبائل عرب از توطئه های قریشیان بر ضد اسلام جلوگیری کند و بطور کلی ایشان را از ازار مسلمانان در داخل مکه و از غارت اموال مسلمین و بستن راه خدا و جلوگیری از یورش انان برحذر دارد. وگرنه چه دلیلی دات که پیامبر کاروانها را دنبال نماید بدو انکه ایشان را مورد حمله قرار دهد ؟ یا چرا باید از نجنگیدن حمزه و یارانش خشنودی نشان دهد و کار مجدی بن عمرو را انچنان بستاید ؟
    بویژه که قریش پس از هجرت پیامبر به مدینه اعلام جنگ به مسلمانان و مردمش خودداری ننمود و مسلمین هردم در ان انتظار شبیخون و تعرض انها بودند از اینرو لازم بود تا مراقبت خویش را به قریشان نشان دهند .
    چنانکه عبدالرزاق ( قرن سوم) در کتاب المصنف اوورده که کفار قریش پیش از جنگ بدر برای گروهی از سران اهل مدینه نامه ای نوشتند بدینقرار « شما همشهری ما محمد را در شهر خود جای دادید و شما در میان اهل مدینه از اکثریت برخوردارید و مابه خدا سوگند یاد میکنیم که اگر اورا نکشید یا از شهرتان بیرون نرانید از عرب برضد شما کمک بخواهیم انگاه همگی بسویتان حرکت کنیم تا همه مردان جنگاورتان را بکشیم و زنانتان را برخود روا شماریم» المصنف ج 5 ص 358

    در چنین شرایطی مراقبت جدی و اعلام حضور در صحنه از سوی پیامبر اکرم که مسئول جان و مال مسلمین بود کاری لازم بود شاید قر از اینکه ببینند کاروانهایشان در معرض خطر قرار دادر بیم کنند و دست از فتنه جویی بردارند ولی مشرکان قریش تن به مسالمت نمیدادند و از سرکشی و ازار مسلمانان ناتوان مکه که قران انانرا مستضعفین مینامد خودداری نمی کردند و راه هجرت به مدینه را بسوی انان میبستند و از ورود مسلمانان به مکه هم خودداری مینمودند و از راهزنان و سارقین حمایت مینمودند اینجا بود که فرمان جهاد نازل شده بود
    بدین ترتیب سومین غزوه تبدیل به اولین جنگ شد یعنی جنگ بدر و مشرکان شکست خوردند پیامبر مثل همیشه اینبار با 313 نفر به تعقیب کاروان قریش رفت این کاروان تنها 40 مرد مسلح داشت اما مشرکان مکه اینبار اماده جنگیدن بودن و چون ابو سفیان باخبر شد که پیامبر در تعقیب کاروان می اید فوران ضمضم بن عمرو غفاری را به مکه فرستاد و سپاهی همراه 950 نفر از مکه بیرون شدند سران قریش از قبیل عتبه شیبه و ولیدن بن عتبه و ابو جهل و ابوالبختری و نوفل بن خویلد همه امده بودند اینان اداوات طرب و زنان مغنیه با خود اوردند چون میخواستند محمد و یارانش را غافلگیر کنند و بخیال خود همه انها را بکشند .
    از انسوی پیامبر با313 نفر به بدر رسید دیری نگذشت که لشکر مکه از فراز تلی نمایان شدند.

    با این همه پیامبر در رویارویی با قریش پیش از جنگ بدر از اتمام حجت و اظهار رحمت دریغ نورزید ؛ بطوریکه واقدی مینویسد عمربن خطاب را بنزد مشرکان فرستاد و فرمود « بازگردید اگر این پیکار را جز شما ، کسی دیگر عهده گیرد نزد من محبوبتر است تا شما (خویشان من) انرا عهده دار شوید» ابوجهل پاسخ داد « بخدا پس از اینکه خدا انان را در اختیار ما گذاشته ( و اسیر کرده و بکشیم) برنخواهیم گشت» مغازی ج 1ص 61
    البته در همین نبرد هم هدف بدست اوردن غنیمت نبود و مقصود در هم کوبیدن شکوه قریش و برانداختن سلطه و بزرگی انان نزد قبایل عرب بود تا کمتر به اهدافشان در شوراندن قبائل عرب ضد مسلمین موفق باشند و راه نفوذ اسلام را ببندند!
    از اینرو قران مجید نشان میدهد برخی از مسلمانان دوست داشتندد تا با کارون تجاری قریش رویارو شوند و از غنائم بهر گیرند ولی خداند انرا نپسندیده و چنان خواست که مسلمین در برابر سران قریش با لشکری انبوه صف ارایی کنند و پیروان اسلام شوکت باطل را درهم شکنند چنانکه میفرماید:
    «بیاد ارید هنگامی که خداوند به شما وعده داد بر یکی از اندو (کاروانیان یا جنگ اوران) تسلط می یابید و شما دوست میداشتید دسته ای که شوکت نداشتند (کاروانیان) از ان شما باشد (با انها بجنگید) ولی خدا میخواست با فرمانهای خویش حق را استواری بخشد (اسلام را بزرگ کند) و و ریشه کافران را قطع نماید ( عظمت مشرکان فرو پاشیده شود) تا حق برقرار گردد و باطل نابود شود هرچند گنهکاران را ناپسند افتد» انفال 7و8
    همچنین بعد از پیکار بدر بعضی از مسلمانان مصمم بودند بدون انکه ضربه های موثری به برخی از مشرکان جنایتکار وارد سازند تا از ایان تاوان ازادی بگیرند قران مجید این دسته را به سختی سرزنش میکند و میفرماید : « اگر حکم پیشین خدا نبود ( که بدون هشدار قبلی امتی را مجازات نمی کند) دربرابر انچه گرفتید عذاب بزرگی به شما در میرسید» انفال 68
    بدینوسیله قران پیکار مسلمانان را از مطامع مادی و اغراض دنیوی پاک میکرد و بجای غنیمت دنیا انانر به اهداف مقدس و پاداش اخرت رهنمون میشد چنانکه در ضمن ایاتی که از غنائم بدر سخن رفته امده
    « شما مالای ناپایدار دنیایی را میخواهید و خداوند برای شما اخرت را میخواهد..» انفال 68

    چنانکه برخی از خاورشناسان از این نوع رفتار ها وکارها را میستایند

    سر ویلیام مویر در کتاب زندگانی محمد مینویسد : " دین محمد اسان بود و سخنانش واضح . اعمالی که انجام داده عقل را مبهوت میکند ، در تاریخ جهان مصلحی نبوده که مانند محمد در مدتی کوتاه دلها را بیدار و اخلاق را تجدید و بنای فضیلت را استوار کرده باشد"



    نیز مشورت عمر با امام علی امری بدیهی است عمر بعد از نماز در مسجد با بزرگان عرب جمع میشد و نظر انها را می پرسید - طبق ایه و امرهم شوری بینهم - نخست از عثمان بن عفان می پرسد که چه باید بکند عثمان پاسخ میدهد که چنین کن بهتر است بعد از ان به دیگری روی می اورد سپس در اخر به امام علی میگوید یا ابل الحسن نظر شما چیست



  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود . پرسش من از کارشناس سایت این است:
    میدانیم ک حکم امر ب معروف یا حکم جهاد و قتال و امثالهم فقط وقتی قابل اجراست ک مسلمان دارای قدرت کافی برای این کار باشد و خود یکی از مشوقهای مسلمانان برای بدست آوردن قدرت است. حال اگر در نظر بگیریم ک مسلمانان برای اجرای این حکم قدرت طلبی را در پیش گیرند چه فرقی میان مسلمان و غیر مسلمان باقی میماند؟


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    تمام جنگهای پیامبر تدافعی بوده است
    آیا این بمعنی یک منع دینی برای آغاز جنگ است؟ یعنی این ک آیا مسلمانان نمیتوانند هیچ جنگی را آغاز کنند؟ اگر اینطور است بفرمائید تحریک دیگران و ایجاد حس ناامنی در آنان چنان ک برای آنان چاره ای جز آغاز جنگ باقی نگذارد آیا یکجور آغاز جنگ نیست؟


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    5,295
    مورد تشکر
    10,847 پست
    حضور
    173 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با نام و یاد دوست






    -------- احكام جهاد و دفاع ---------







    کارشناس بحث: استاد شعیب

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    -------- احكام جهاد و دفاع ---------

  7. تشکر


  8. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    677
    مورد تشکر
    1,158 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranatheist نمایش پست
    با درود . پرسش من از کارشناس سایت این است:
    میدانیم ک حکم امر ب معروف یا حکم جهاد و قتال و امثالهم فقط وقتی قابل اجراست ک مسلمان دارای قدرت کافی برای این کار باشد و خود یکی از مشوقهای مسلمانان برای بدست آوردن قدرت است. حال اگر در نظر بگیریم ک مسلمانان برای اجرای این حکم قدرت طلبی را در پیش گیرند چه فرقی میان مسلمان و غیر مسلمان باقی میماند؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    در تعالیم ناب اسلامی نهادی به نام رهبری جامعه اسلامی تعریف شده است که در صورت قدرت گرفتن مسلمانان و تشکیل جامعه متشکل اسلامی سرپرستی و رهبری آن با فردی خواهد بود که اسلام آن را معرفی کرده است.
    رهبر جامعه اسلامی دارای خصوصیاتی است که از هر گونه تحریفی و قدرت طلبی و دست اندازی جلوگیری می کند البته قبل از ورود به شرایط رهبر جامعه اسلامی باید این نکته را یاد آوری کنیم که اسلام ناب محمدی این رویکرد را در باره رهبری جامعه اسلامی دارد که شیعه به عنوان منادی این اسلام آن را معرفی می کند و الا اسلام با قرائت اهل سنت هر کس را که قدرت را در دست گرفت هرچند با کودتا به رسمیت می شمرد هر جند ظالم و عاصی باشد.
    پس اسلام ناب محمدی برای اداره جامعه فردی را به نام رهبر معرفی می کند این رهبر در وحله اول خود پیامبر و بعد از پیامبر جانشینان پیامبر که از طرف خدا معرفی می شوند اداره این جامعه را در دست می گیرند این افراد همچون پیامبر معصوم و به دور از گناه خطا و اشتباه اند و با علم خدایی که دارند معارف ناب دینی را در صحنه جامعه به اجرا در می آورند. در صورت نبود (غیبت) این معصومین نزدیک ترین افراد به این معصومین از نظر علم و تقوی و مدیریت و شجاعت اداره جامعه را به دست خواهند گرفت. این افراد با بینش عمیقی که نسبت به دین و آموزه های دینی دارند و با عنصر تقوا و عدالتی که ملکه آنهاست جامعه را از تحریف و دست اندازی ها و قدرت طلبی ها حفظ می کنند.
    در دین اسلام دو عنصر کنترل جامعه از لغزش ها و انحرافات و حرکت به سوی خوبی ها و سعادت وجود دارد که در کنار هم ضامن سلامتی جامعه خواهند بود 1- امر به معروف و نهی از منکر که مختص به نهاد مردم در جامعه اسلامی است 2- رهبری و امامت که ضامن مشی صحیح و حرکت کلی جامعه اسلامی می باشد.
    آیات قرآن ترسیم کننده این حرکت می باشند: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم؛‏(نساء 59)
    اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55)

    • جز اين نيست که دوست شما خداست و رسول او و مؤمنانی که نماز می خوانند و همچنان که در رکوعند انفاق می کنند.


    قرآن به طور کلی حرکت جامعه را به طرف تعالی در پرتو حاکمانی معرفی می کند که مورد تایید خدا و رسول باشند و به آنها ملحق باشند این حاکمان در وهله اول معصومانی هستند که شناساندن آنها فقط توسط خدا امکان دارد و در صورت غیبت آنها با ملاک هایی که از این معصومین به ما رسیده باید آنها را شناخت.
    حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند:
    فَجَعَلَ اللهُ…اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَة
    خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. (بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۵۸)



    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  9. تشکرها 2


  10. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    677
    مورد تشکر
    1,158 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranatheist نمایش پست
    آیا این بمعنی یک منع دینی برای آغاز جنگ است؟ یعنی این ک آیا مسلمانان نمیتوانند هیچ جنگی را آغاز کنند؟ اگر اینطور است بفرمائید تحریک دیگران و ایجاد حس ناامنی در آنان چنان ک برای آنان چاره ای جز آغاز جنگ باقی نگذارد آیا یکجور آغاز جنگ نیست؟
    اکثر جنگ های پیامبر جنبه دفاعی داشته است یا دشمن به مسلمانان حمله می کرده است و مسلمانان دفاع می کردند مانند جنگ بدر و احد و خندق و ... و یا وقتی دشمن را رصد می کردند می یافتند که دشمن در حال دسیسه و تجهیز برای جنگ با مسلمانان است و یا وقتی که دشمن پیمان صلح را می شکست مسلمانان پیش دستی می کردند و قبل از این که دچار حمله دشمن بشوند به آنها حمله می کردند .
    اما این حرف ها دلیل بر این نیست که اسلام جهاد ابتدایی ندارد بلکه صریح دستور قرآن به جهاد ابتدائی در مقابل کفار بعد از فتح مکه است البته این نوع از جهاد هم طبق ضوابط خاص خود می باشد و باید به دستور امام معصوم صورت بگید و الا صحیح نخواهد بود.
    برخی خواسته اند این نوع از جهاد را نیز به دفاع برگردانند مانند این که گفته اند این جهاد نوعی دفاع از عقیده و فطرت های انسان های در بند حاکمان کافر است و این جهاد برای رها سازی آنها و رسیدن ندای اسلام به آنهاست.
    خداوند برنامه هايي براي سعادت انسان ها طرح كرده و پيامبران خود را موظف ساخته است كه اين دستورها را به مردم ابلاغ كنند. بر اين اساس اساسي ترين وظيفه انبياء ابلاغ پيام الهي و دعوت مردم به سوي خدا و پرستش اوست. حال اگر فرد يا جمعيتي ابلاغ اين فرمان ها را مزاحم منافع خود ببينند و موانعي ايجاد كنند پيامبران حق دارند نخست از طريق مسالمت آميز و اگر ممكن نشد با توسل به شمشير اين موانع را از سر راه بردارند .
    اگر همه انسان ها به حق گردن نهند بحث جهاد مطرح نخواهد شد. جهاد در اسلام زماني مطرح مي شود كه عده اي از حق سر باز زنند و مانع گسترش حق شوند كه در اينجا نوبت به جهاد مي رسد. در واقع جهاد در اسلام آخرين چاره براي در هم كوبيدن شرك و فساد است مثلا يكي از حقوق اساسي انسان و تكليف وي اطاعت از خداوند است .زماني كه حق با دلايل روشن ثابت شد بگونه اي كه هيچ عذري براي كسي باقي نماند. بايد به حق گردن نهند و خداي را پرستش كنند و از اطاعت غيرخدا دوري نمايند. پيامبر اكرم(ص) به خاطر سه اصل اقدام به جهاد ابتدائي كردند:

    1ـ محو آثار شرك و بت پرستي، زيرا از نظر اسلام بت پرستي يك دين و آيين نيست، بلكه يك انحراف و خرافه است . هرگز نبايد اجازه داد جمعي در يك مسير صددرصد غلط و خرافي پيش روند و به سقوط كشانده شود. اسلام بت پرستان را از راه تبليغ به سوي توحيد دعوت كرد . آنجا كه مقاومت كردند، متوسل به زور شد.پيامبر بت خانه ها را در هم كوبيد , از هر گونه مظاهر بت و بت پرستي جلوگيري كرد تا اين بيماري روحي و فكري ريشه كن گردد .
    2ـ در برابر كساني كه نقشه نابودي و حمله مسلمانان را مي كشيدند، دستور جهاد دفاعي و توسل به قدرت نظامي داده شده است. شايد بيش تر جنگ هاي اسلامي در زمان پيامبر(ص) از همين قبيل باشد، به عنوان نمونه جنگ اُحد، احزاب، حنين، موته و تبوك را مي­توان نام برد.
    3ـ براي كسب آزادي در تبليغ، زيرا هر آييني حق دارد به طور آزاد به صورت منطقي خود را معرفي كند . اگر كساني مانع از اين كار شوند، مي تواند با توسل به زور اين حق را به دست آورد. (تفسير نمونه‏، مكارم شيرازى ، ج 2، ص 206، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏؛ مرتضي مطهري، آشنايي با قرآن، ج 3، ص 219.انتشارات صدرا)
    جهاد در اسلام، شرايطى دارد كه رزمندگان اسلام بايد آنها را مراعات كنند. از جمله اين شرايط اين است كه مبادرت به جنگ ابتدايى مستلزم وجود پيامبر , امام يا نايب خاص او است.در زمان حضور پيامبر و امام معصوم(ع) در جهاد ابتدايي اجازه پيامبر يا امام(ع) لازم است. در زمان غيبت امام معصوم(ع) جهاد ابتدايي از ديدگاه بسياري فقها جايز نيست هر چند برخي از فقها نيز معتقدند اين نوع جهاد تنها با صلاح ديد ولي فقيه جامع الشرايط مجاز خواهد بود. (رساله اجوبه الاستفتائات آيت الله خامنه اي، ص 243، سوال، 1048)
    شرط ديگر اين است كه در جهاد ابتدايي اول بايد به اسلام دعوت كرد همانطوريكه رسول اكرم(ص) در لشكركشى‏ هاى خود، به جنگجويان توصيه مى‏فرمود كه پيش از آن كه دشمن را به دين اسلام دعوت نكرده‏اند از حمله‏ خوددارى كنند . حضرت على(ع) در اين باره مى‏فرمايد: «پيامبر مرا روانه يمن كرد و فرمود: يا على! اگر كسى را دعوت به اسلام نكرده‏اى با او نجنگ؛ به خدا قسم اگر خدا يك تن را به دست تو هدايت كند، بهتر از چيزهايى است كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مى‏كند». (اصول كافى، ج 1، ص 335)
    نكته ديگر اين است كه اگر اهل ذمه خلاف مقررات عمل نكرده باشند، نمى‏توان با آنان وارد جهاد ابتدايي شد. آيات فراواني دلالت بر جهاد ابتدايي مي كند مانند : يا ايها النبي جاهد الكفار و المنافقين , قاتلو الذين لايومنون بالله , اذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب , يا ايها الذين آمنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات , فليقاتل في سبيل الله , حرض المومنين علي القتال و آيات ديگر . ( ر.ك. جواهر الكلام , چاپ اسلاميه ج 21 ص 8 ) غزوه تبوك يكي از موارد جهاد ابتدايي است .




    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ در ساعت ۲۲:۳۰
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  11. تشکرها 3


  12. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,779
    مورد تشکر
    6,815 پست
    حضور
    22 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    بر تمام مکلفین واجب است به هر نحو ممکن باشد از دین خدا و نظام جمهوری اسلامی دفاع نمایند و مشروط به اجازه نیست.
    سوال: جنگ در چه مکان هایی حرام است؟
    آیه ای در قرآن وجود دارد که حرمت قتال و جنگ در مسجدالحرام را به صراحت بیان می کند: «وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ».[1] این قسمت از آیه دلیل بر حرمت جنگیدن و کشتن در مسجدالحرام است؛ اما این حرمت به این معنا نیست که به هیچ وجه نباید جنگید حتی اگر به مسلمانانی که در آن جا هستند، حمله شود، بلکه ادامه آیه این کلیت را رد کرده و می فرماید: «حَتَّى یُقاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرین».[2] بنابر این، جنگ کردن در مسجد الحرام ممنوع می شود، مگر این که به جهت دفاع از خود و یا خانه خدا باشد.
    برخی از مفسران این حکم را منحصر در مسجد الحرام ندانسته، بلکه آن را شامل کل حرم (که محدوده ای بزرگ تر از مکه امروزی می باشد) می دانند[3] و بیان داشته اند که این حرمت جنگ در حرم به جهت احترام و بزرگی مسجد الحرام می باشد.[4]
    اما در غیر مسجدالحرام، حکمی که حرمت قتال را بیان کرده باشد، نیافتیم، اگر چه حرمت جنگ در مناطق مقدسی؛ نظیر مساجد، حرم ائمه اطهار و ... به عنوان حکم ثانوی قابل بررسی می باشد.
    سوال: آیا برای دفاع از دین خدا و جمهوری اسلامی اجازه امام یا مجتهد لازم است؟
    جواب: بر تمام مکلفین واجب است به هر نحو ممکن باشد از دین خدا و نظام جمهوری اسلامی دفاع نمایند و مشروط به اجازه نیست. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص42)
    سوال: در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است؟
    جواب: در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص43)
    سوال: در چه صورتی برای شرکت در جبهه باید رضایت پدر و مادر را جلب کرد؟
    جواب: در مواقعی که شرکت در جبهه بر مکلف واجب نباشد و رفتن او موجب اذیت والدین گردد. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص43)
    سوال: وظیفه زنان مسلمان در امر جهاد حق علیه باطل چیست؟
    جواب: جهاد بر زن ها واجب نیست ولی دفاع بر هر شخصی در حدود توانائی و امکانات واجب است. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص43)
    سوال: وظیفه کسانی که قدرت حضور در خط مقدم جبهه را ندارند چیست؟
    جواب: باید در پشت جبهه خدماتی را که توان آن را دارند عهده دار شوند.(استفتائات حضرت امام(ره)،ج3، ص44)
    سوال: در چه صورتی شرکت در جهاد بر زیارت بیت الله مقدم است؟
    جواب: در مواقعی که اسلام یا بلاد مسلمین در معرض خطر هجوم دشمنان اسلام قرار گیرد و دفاع از آن متوقف بر تأخیر زیارت بیت الله الحرام باشد. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص44)
    سوال: آیا در ماه های حرام که جنگ حرام است مسلمین می توانند در جنگ شرکت کنند آیا اشکال شرعی دارد؟
    جواب: خیر، در جنگ دفاعی هر موقع که دفاع واجب باشد باید بر آن اقدام شود اگر چه در ماه حرام باشد. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص45)
    سوال: آیا نبرد با دشمن متجاوز بر مردم همان شهر یا کشور واجب است یا بر همه مسلمین؟
    جواب: دفع دشمن متجاوز بر تمام مسلمین واجب کفائی است. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص49)
    سوال: در چه حالتی شهید را می توان با لباس خودش دفن کرد؟
    جواب: شهداء در معرکه غسل و کفن ندارند، و باید با همان لباس خودشان پس از نماز دفن شوند. (استفتائات حضرت امام(ره)، ج3، ص46)


    پی نوشت:
    [1]. بقره، 191: «و با آنها، در نزد مسجد الحرام، جنگ نکنید».
    [2]. «مگر آن که در آن جا با شما بجنگند پس اگر با شما [در آنجا] جنگیدند، آنان را به قتل برسانید که پاداش و کیفر کافران همین است».
    [3]. بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق، شحاته، عبدالله محمود، ج 1، ص 168، بیروت، دار إحیاء التراث، چاپ اول، 1423ق؛ محلی، جلال الدین، سیوطی، جلال الدین، تفسیر الجلالین، ص 33
    [4]. قاسمی، محمد جمال الدین، محاسن التأویل، تحقیق، عیون السود، محمد باسل، ج 2، ص 58
    فرآوری: آمنه اسفندیاری
    بخش احکام اسلامی تبیان

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود