جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعریف نفس و راههاي شناخت و غلبه بر نفس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعریف نفس و راههاي شناخت و غلبه بر نفس




    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا ایتها النفس المطمئنه -ارجعی الی ربک راضیه مرضیه- فاذخلی فی عبادی -وادخلی فی جنتی

    تعریف نفس:

    نفس سنگینترین مانع وعظیم ترین وزنه بر دوش انسان میباشد که مانع عروج روحانی او شده با نفس نمی توان به بالا حرکت کرد و همیشه باید وزنه های غیر لازم و بارهای بسیاری را حمل کرد که نتیجه ای جز افسردگی و بیحاصلی و در جا زدن ندارد.
    با کنترل نفس میتوان به نیروهای فوق العاده روحی دست یافت و انرژی های شگفت انگیز روح که بر اثر تهذیب نفس کم کم شکل میگیرد بهره مند شد .انسان میتواند در اثر شکل گیری نیروهای روحی بسیاری از مشکلات خود و و هم چنین افراد دیگر رابر طرف سازد .
    صفاتی نظیر خشم حسد کینه نفرت وابستگی از خصوصیات نفسانی هستند که این صفات بزرگترین سدد روحانی بشر میباشند .
    حضرت امیر المومنین میفرمایند:
    با عظمت ترین مالکیت ها مالکیت نفس است.
    و حضرت رسول می فرمایند:
    زنده شدن دل با موت نفی واقع میشود.
    وقت یکه جنبه های حیوانی نفس از میان میرود حالات رحمانی در او استقرار میابد و زمان زنده شدن و حیات قلب فرا میرسد.

    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راههای شناسائی نفس:

    تمامی عملکردهای انسان که از حیطه عقل خارج و فقط بر اساس ارضای نفس میباشد و هر چه انسان تلاش نماید حاکمیت عقل را بر نفس تقویت نماید در این مسیر موفق تر خواهد شد و اگر تسلیم نفس شود نفس را به مرور تقویت نموده تا جائی که قدرت نفس به حدی میرسد که قابیل را به قتل برادرش وادار کرد و نفس حاکمیت مطلق بر عقل نمود و وی جز زیانکاران گردید .
    نفس نه تنها تغییر دهنده حالات و صفات انسان است بلکه بر اثر وسوسه و تحریک تغییر دهنده مسایل خطیری نظیر :محبت برادری و خواهری و...هست.

    از فرمایشات مولا علی (ع):
    چه بسیار که عقل در تحت اسارت نفس و نفس در تخت امارت.(نهج البلاغه کلمات قصار 211)

    جملاتی که با کلمه من شروع شده و معنا یا احساس اولین برترین بهترین یشترین را به زبان شخصی جاری ساخته و یا حس آن را برای فرد تکمیل نماید.

    مومن واقعی بر حسب قانون عدم قضاوت ندانسته حکم برتری خویش را ننموده و چه بسا با ایجاد همان یک لحظه غرور و متعاقب آن ابراز موجبات دلشکستگی برای دیگران را فراهم آورده و تمامی بار مثبت الهی خویش را یکجا به یک لحظه غرور مف میبازد.

    شخص با ایمان با هر عمل خیر جز شکر گزاری حس دیگری ندارد و فقط در درگاه الهی طلب توفیقات روز افزون می نماید و میداند که چه بسا افراد مومنی که بعد از هفتاد سال عبادت در یک لحظخ دچار غفلت شده و موقعیت خویش را با گنهکاری که بعد از هفتاد سال به توبه واقعی رسیده و با یک عمل خیر به جایگاه بالائی رسیده را عوض نموده است.
    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرق هوای نفس با وسوسه شیطان
    همان گونه که برای رشد و رستگاری انسان، دو دسته عوامل درونی و بیرونی وجود دارد، وجدان اخلاقی، عقل و فطرت و گرایش‌های عالی، انسانی از درون و انبیا و ائمه (ع) از بیرون، انسان‌ها را به سوی کمال و سعادت دعوت می‌کند.
    موانع رشد و کمال انسان نیز دو دسته است: هوای نفس (از جمله عوامل و موانع درونی) و شیطان یا ابلیس (به عنوان عامل بیرونی) .
    بعضی خیال می‌کنند شیطان همان هوای نفس است، در صورتی که شیطان در قرآن به معنای هوای نفس، یا نفس امّاره یا قوة واهمه یا یکی دیگر از قوای نفس نیست، بلکه موجودی مستقل از انسان و جنّ است و خداوند آن را از آتش آفرید.(1)
    کار شیطان و هوای نفس
    دشمنان خارجی بدون هماهنگی با مهره‌های داخلی و بدون داشتن زمینه و پایگاه درونی نمی‌توانند موفق شوند.
    شیطان (که یک دشمن بیرونی است و قسم خورده که به عزت حق تعالی درصدد وسوسه گمراه کردن انسان‌ها برمی‌آید)(2) هرگز نمی‌تواند بدون همراهی نفس درونی و خواسته‌های نفسانی،‌کم‌ترین موفقیت به دست آورد.
    ابلیس می‌گوید: خواستم انسان‌ها را از راه وسوسه کردن به گناه وادار کنم، دیدم آنان همة زحمت‌هایم را با استغفار برباد می‌دهند، وقتی توبه واستغفار گناهکاران را دیدم، راه دیگری در پیش گرفتم و از راه هواهای نفسانی، آنان را زمین زدم و به هلاکت رساندم، به گونه‌ای که می‌پندارند در مسیر هدایت قرار دارند، از این رو استغفار نمی‌کنند.(3)
    به همین جهت پیامبر (ص) فرمود: "اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک؛(4) بدترین و سرسخت‌ترین دسمنان تو، نفس تو است که میان دو پهلویت قرار دارد".
    بنابراین شیطان از راه هواهای نفسانی در انسان نفوذ می‌کند و کار و تلاش وی را تأیید می‌کند . کارهای زشت را در نظر انسان ، پسندیده جلو می‌دهد و وی را در انجام آن ثابت قدم می‌کند.
    پس اگر هوای نفس نمی‌داشتیم و آمادگی از درون نباشد، شیطان توان ندارد آن را در ما ایجاد کند اما چون هوا و هوس داریم، هنگامی که در نفس خویش خواسته‌ای داشته باشیم و دنبالش برویم ،‌شیطان همان را زینت داده و تأیید می‌کند تا بیشتر به آن جذب شویم.(5)
    گرچه شیطان موجودی مستقل از هوای نفس است،‌اما مستقل از هوای نفس نمی‌تواند کاری بر ضد انسان انجام دهد، بلکه هواها و خواسته‌های نفسانی ما را تأیید و تشویق و ترغیب می‌کند،‌یعنی در برابر هوای نفس استقلال وجودی دارد،‌ولی استقلال عملی ندارد.(6)
    با توجه به توضیحات ذکر شده معلوم گشت هر یک از دو نیروی درونی و بیرونی، تأثیرات ویژه‌ای دارند، بنابراین نمی‌توان گفت اگر شیطان نبود، هوای نفس کار شیطان را انجام می‌داد، بلکه هوای نفس کار خودش را انجام می‌داد، نه کار شیطان را . در واقع اگر شیطان نبود، هوای نفس توسط شیطان تأیید وتقویت نمی‌یافت.
    --------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی‌نوشت‌ها:
    1 . مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ح1، ص 231.
    2 . سوره ص (38) آیه 82.
    3 . محمدی ری شهری، میزان الحکمة‌،‌ ج4، ص 247.
    4 . بحارالانوار،‌ج67، ص 64.
    5 . اخلاق در قرآن،‌ج1، ص 234.
    6 . همان، ص 236.


    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه های غلبه بر نفس چیست؟
    امروز ، اولین روز از بقیه عمر شماست.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    راه غلبه بر نفس چیست؟

    از آن هنگام که انسان به بلوغ و تکلیف مى‏رسد، حتى شاید مدتى قبل از آن تا هنگام مرگ، تحت تأثیر هجوم و حمله نفس اماره که هواى نفس و امیال شهوانی است، قرار مى‏گیرد.
    قرآن مى‏فرماید: نفس، آدمى را بسیار به بدى فرمان مى‏دهد
    چون خدا انسان را براى عالمى دیگر آفریده، گذران چند صباح از عمر در سراى فانى فقط جهت ساختن زندگی بهترو سعادت و خوشبختی ابدی در آن عالم است و آزمون های الهی برای نمایان شدن جوهر وجود عالم است. انسان از ابتدای تولد تا پایان در این مسیر قرار دارد. به علاوه هر چه انسان در طى کردن مراحل عالی انسان موفق‏تر باشد، شیطانى که او راهمراهى مى‏کند، قوى‏تر خواهد بود.
    انسان از دو جنبه مادى و معنوى به وجود آمده و چون دنیا براى او نمود عینى و لمس حضورى و جذب شهودى دارد و مولود عالم طبیعت است، پس راحت‏تر به سویش جذب مى‏شود و او را بدون سبب واسطه‏اى باور خواهند کرد، چون در جلو چشمش حجاب و مانعى که موجب شود بر این باور تردید کند، وجود ندارد.
    حواس پنج گانه به همراه نفس اماره، مرکب طغیان و عصیان‏اند و جهت رسیدن آن سرعت مى‏بخشند.
    امام خمینى مى‏فرماید:بدان که انسان چون ولیده همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیا است و اولاد این آب و خاک است، حب این دنیا در قلبش از اول نشو و نما مغروس (کاشته شده) است و هرچه بزرگ‏تر شود، این محبت در دل او نمو مى‏کند و به واسطه این قواى شهویه و آلات التذاذیه که براى حفظ شخص و نوع خداوند به او مرحمت فرموده، محبت او روزافرزون شود و دل بستگى او رو به ازدیاد گذارد
    او درباره تأثیر لذت دنیوى در قلب و مفاسد آن مى‏فرماید:»بدان که نفس در هر حظى (بهره‏اى) که از عالم مى‏برد، در قلب اثرى از آن واقع مى‏شد که آن تأثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلق است.
    و تعلق به دنیا و التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن بیشتر تأثیر پیدا مى‏کند و تعلق بیشتر مى‏گردد تا آن که تمام وجهه (توجه) قلب به دنیا و زخارف آن گردد و این منشأ مفاسد بسیارى است. تمام خطاهاى انسان و گرفتارى و معاصى و سیئات براى همین محبت و علاقه است... و از مفاسد حب دنیا و تعلق به آن این است که انسان را از مردن، خائف (ترسان) کند واز مفاسد بزرگ حب دنیا آن است که انسان را از ریاضات شرعی وعبادات و مناسک باز دارد
    راه غلبه بر هواى نفس و پیروى از شهوات‏
    پس از عزیز، اکنون که مفاسد این علقه و محبت رامتذکر شدى و دانستى که انسان را این محبت (علاقه به دنیا) به هلاکت دچار مى‏کند و ایمان انسان را از دست او مى‏گیرد و دنیا و آخرت انسان را در هم و آشفته مى‏کند، دامن همت به کمر زن و هر قدر توانى، بستگى دل را از این دنیا کم کن و ریشه محبت را سست کن و این زندگى چند روزه را ناچیز شمار واین نعمت‏هاى مشوب به نقمت و رنج و الم را حقیر دان و از خداى توفیق بخواه که تو را کمک کند و از این رنج و محنت خلاصى دهد و دل تو را مأنوس به دار کرامت خود کند.و ما عنداللَّه خیر و أبقى


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    امام سجاد علیه السلام در فرازی از دعای هفدهم صحیفه نورانی خویش که بنام استعاذه ( پناه بردن ) از شر و وسوسه شیطان است ، به چهار قدرت اشاره می فرمایند ، که با کمک و امداد از آنها می توان بر وسوسه شیطان بیرونی و هوای نفس درونی غلبه کرد :

    1 – عبادت الهی :
    اللّهم اخسأه عنّا بعبادتک .
    خداوندا به سبب عبادت خودت این شیطان لعین ورجیم را از ما دور کن ( به مانند دور کردن سگ و به صورت تحقیر آمیز ، که دیگر نتواند به ما آسیب بزند و عصمت و پاکی ما را بدرد ) .
    در این فراز امام سجادت علیه السلام با زبان دعا تعلیم می فرماید که قدرت عبادت تنها در دور کردن شیطان است .به عبارت دیگر خداوند به وسیله عبادت خودش ، شیطان رااز بندگان دور می کند ، مشروط به اینکه این عبادت شرائط یک عبادت حقیقی را داشته باشد .
    خصوصیات عبادت حقیقی و باعد شیطان :
    1 – عبادت تشریع شده از ناحیه خداوند و رسول خدا باشد ، نه عبادت تحریف شده و من در آوردی بشر .
    2 – عبادت خالصانه و به قصد تقرب و اطاعت فرمان الهی بوده و به دور از ریا و خودنمایی و دارای شرائط صحت و قبولی باشد .
    با چنین عبادتی شیطان از انسان دور میشود لکن امکان برگشتن شیطان وسوسه گر درنده و تسلط او بر انسان منتفی نیست ، تا چه رسد به اینکه عبادتی در میان نباشد و یا تشریعی خدا و رسولش نباشد ، که در آن صورت تقرب به شیطان وغلبه بر انسان کاملا قطعی و یقینی است .

    2 – محبت الهی :
    اللهم ....و اکبته بدؤوبنا فی محبتک .
    و خداوندا شیطان را بر رو و صورت بر زمین بزن به سبب شوق ما در طریق محبت خودت .
    در این فراز زیبا امام سجاد علیه السلام کبت شیطان(بر رو زمین زدن و ضربه فنی کردن ) را نتیجه محبت الهی معرفی می کند ، و به دیگر عبارت توانایی محبت ،زمین زدن و ضربه فنی کردن شیطان است ، و این همان قدرت محبت است ، محبتی که خداوند آن را در فطرت بشر قرار داده و منشأ قدرت رحمانی اوست . الحمد لله الذی ... و بعثهم فی سبیل محبته . حمد و سپاس آن خدایی را که بندگان را در راه محبت خودش بر انگیخت ( محبت خود را در فطرت و سرشت بندگانش نهاد ) .

    محبت خدا نیز حاصل نمی شود جز از راه محبت محبوبان حضرتش ، محبت همان کسانی که به نص صریح قرآن کریم ، صاحبان و مشمولین آیه مودت هستند و مودت و محبت به اینان را واجب و مزد رسالت پیامبرش قرار داده است .
    قال الله تعالی : قل ما اسئلکم علیه اجراَ الا المودة فی القربی .
    بگو ( ای رسول من ) من از شما مسلمانان ( در قبال زحمات رسالت و هدایت ) اجر مزدی ( مادی ) نمی خواهم ، مگر مودت و دوستی قربی و نزدیکانم را .
    این محبت زان محبتها جداست
    حب محبوب خدا حب خداست

    3 – رحمت الهی :
    واجعل بیننا و بینه سترا لا یهتکه
    و خداوندا بین ما و شیطان پرده و حائلی قرار بده تا او ما را هتک و بی آبرو نکند .
    ستر وسیله ستاریت خداوند است که در لسان روایت به رحمت الهی اطلاق میشود .
    در این فراز به لسان امام سجاد علیه السلام از خداوند می خواهیم که رحمت خویش را بین ما و شیطان حائل نماید تا هیچگاه شیطان را نبینیم و از گزند تیرهای مسموم وسوسه او در امان بمانیم .

    4 – تقوای الهی :
    و ردما مصمتا لا يفتقه .
    و خدایا بین ما و شیطان یک سد تو پر نشکنی ( تقوا ) قرار بده که او هیچگاه نتواند آنرا بشکند .
    ردم مصمت ( سد نشکن ) همان تقوای الهیست که مهمترین مصداق آن در بعد فکری قبول عقاید حقه و در رآس آنها مسئله ولایت الله و ولایت معصوم سلام الله علیه و در بعد جوارحی و عملی رعایت حق الله و حق الناس و حق نفس است .
    خداوند توفیق غلبه برشیطان برون و هوای نفس درون به همه ما عنایت کند .
    والسلام علیکم و رحمة الله برکاته.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا نفس سیر می شود؟




    نفس انسان هیچ وقت سیر نمی شود اگر هر آنچه در دنیا هست در حد کمالش برای انسان فراهم بشود و با خیال راحت و آسودگی- نه از روی اظطراب و نگرانی- از آن ها بهره برداری کند باز هم این نفس سیر نمی شود.
    اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ
    خدایا پناه می برم به تو از نفسی که هیچ وقت سیر نمی شود بارالها پناه می برم به تو از نفسی که هیچ وقت قانع نمی شود.
    و از طرف دیگر ما تمام امکانات وهمتمان را جمع کنیم که این نفس را سیر کنیم؛ هر چه می خواهد می دهیم چه از حلالش باشد چه از حرامش.
    نتیجه کار در این صورت چی می شود آیا غیر از بیهوده گی و وقت گذرانی و آفات ثمره ای خواهد داشت. آیا سبب دوری ما از خدا و نزدیکی به سوی شیطان نخواهد بود.
    آری! یقینا ثمره ای غیر از آلوده شدن به زشتی ها و پلیدیها نخواهد داشت.
    پس حالا که این طور هست:
    ای نفس من! ای دشمن ترین دشمنان من! تا کی می خواهی مرا به بیراهه ببری تا کی می خواهی مرا از معبودم که باید تمام وجودم در پرتو عشق وعلاقه او سیر شود دور می کنی و مرا به پرتگاه سقوط و نا بودی می کشی.


  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهی برا سیر کردن نفس




    آری نفس هم سیر می شود فكر نكنید كه از حرف قبلیم برگشته ام.
    اون حرفم به جای خود درست هست نفس انسان هیچ وقت سیر نمی شود آری به این نفس هر چی بدی باز می گوید بده باز می خوام! باز گرسنه ام! به قول اون سفر كرده "اگر این كره زمین را به هر كس بدهند باز سیر نمی شود باز می گوید كره مریخ را هم می خواهم."
    ولی راهی هم هست كه این نفس را سیر كند. وآن راه كه جامع ترین و كامل ترین و سریع ترین راه ها ست این هست كه هر چی كه این نفس از ما بخواهد ما باید در مقابلش با تمام وجودمان
    و با تمام اراده و همتمان بایستیم و فقط یه كلمه بهش بگیم و آن هم نه هست.
    آری هر چی نفس خواست بهش بگیم نه.
    می خوام اون رو بخورم نه نمی دم بخوری. می خوام به اون نگاه كنم نه نمی ذارم نگاه كنی.
    آری اون وقت این نفس سیر می شود.
    وقتی هر چی گفت و خواست بهش گفتی نه. اون وقت هست كه رام می شود.
    طوری می شود كه بهش خطاب می شود:
    یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
    ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً
    فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی
    وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏

    ای نفس ناز من بیا كه می دانم در دنیای فانی چقدر سختی كشیدی.
    ای روح من بیا می دانم كه هر چه نفست از تو می خواست تو بهش محل نمی گذاشتی.
    بیا كه من از تو راضی هستم و هر چی بخواهی به تو می دهم كه تو را از خودم راضی كنم
    این بندگان مخلص من را می بینی بیا در جمع این ها داخل شو كه مشتاق دیدار با تو هستند.
    آری ای نفس من نمی شود در این دنیا هر چی بخواهی انجام دهی و در آخرت از خدا چشم نیكی داشته باشی.
    آری نمی شود در این دنیا كاری غیر از خور و خواب و خشم و شهوت انجام ندهی و نشان آدمیت بجویی.

    خور و خواب و خشم و شهوت شعب است و جهل و ظلمت
    حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

    طیران مرغ دیدی تو زپای شهوت
    به در آی تا ببینی طیران آدمیت

    آری عبدالاحد خبر ندارد ز مقام آدمیت


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نفس طغیانگر در برابر اوامر الهی
    نفس رام شده در برابر وسوسه های شیطانی
    نفس اماره

    به این سادگیها قابل مهار نیست.

    چنانکه برای مهار اکثر این نفوس عمری 70 ساله که بندگی باشد در نظر گرفته اند.

    یعنی حدس زده اند که اگر انسان معتقد و مومنی در طریقت الهی قدم بردارد 70 ساله که بشود انشاالله به کرم الهی توانسته تمام نفوس ناپاک را از درون خود بیرون کند و بر طریقت الهی بزید.

    اما چرا چنین است ؟

    شاید بهتر است پاسخ این سوال را پاسخگوی مباحث عرفانی بفرمایند.

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    اول باید بفهمیم نفس چیست و چگونه به انسان رسیده؟
    نفس از تجلی صفات باری تعالی خلق شده و هر نفسی نسبت به ظرفیت خود داری وظیفه است و تمام نفسها داری حسن خدا داد هستند و خوب و هر نفسی بر حسب وظیفه که خداوند برای او در نظر گرفته عمل میکند مثلا نفس اماره از عالم جماد است و این نفس در راه تکامل خود در تلاش است تا به نفس بالا تر ترقی پیدا کند برای همین که مشتاق پیدا کردن حیات است روح حیات را برای ان تعریف میکنیم و زمانی که تکامل مییابد و به نبات میرسد با همراه داشتن روح اولی داری روح جدیدی به نام روح شهوت نیز میشود که برای تکثیر و ازدیاد نسل و تکامل به نفس با لاتر تلاش میکندو بعد حیوان و بعد به انسان میرسد جال انسان داری چهار نفس با چهار روح یا صفات همراه با نفسها میشود و هر نفسی بر حسب وظیفه که در طبیعت خواهان انجام همان کار هستند با این تفاوت که در طبیعت داری اختیار نبودند و از وظیفه خود توانای عدول را نداشتند ولی در انسان به واسطه نوع روح ان میتوانند از وظیفه خود عدول کنند و برای همین است که خداوند میفرماید کافران از بعضی چهار پایان هم کمتر میشوند یعنی زمان مرک با نفس نباتی محشور میشوند و انسان کامل داری نفسهای بالا تر میشود مثل مطمانه یا راضیه یا مرضیه و با انها محشور میشوند

    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود