صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعر کودک

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب شعر کودک




    سؤال

    دويدم ودويدم
    به يك سؤال رسيدم

    كيه كه توي دنيا
    ماهي مي ده به دريا؟
    برف و تگرگ مي سازه
    درخت و برگ مي سازه؟

    به بلبلا آواز مي ده
    به موش دم دراز ميده

    به آدمها خواب مي ده
    آفتاب و مهتاب مي ده

    جواب تو آسونه
    خداي مهربونه
    هر بچه اي مي دونه

    شاعر : ناصر كشاورز
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۸/۱۵ در ساعت ۰۸:۰۳

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    سبز

    من رنگ سبزم
    برگ درختم
    گاهي لباسم
    بر بندرختم

    من سبز هستم
    رنگ بهارم
    هم پيش گلها
    هم پيش خارم

    من رنگ سبزم
    رنگ خيارم
    من رنگ برگم
    رنگ بهارم.


    شاعر : جعفرابراهيمي(شاهد)

    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۸/۱۵ در ساعت ۰۸:۰۳

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مهربانترين

    مهربانتر از مادر
    مهربانتر از بابا
    مهربانتر از آبي
    با تمام ماهيها

    مهربانتر از گلها
    با دو بال پروانه
    مهربانتر از ابري
    با گياه،با دانه

    مهربانتر از خورشيد
    با گل و زميني تو
    تو خدا،خدا هستي
    مهربانتريني تو


    شاعر : افسانه شعبان نژاد


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مشق شب

    باز با دست كوچكت، امروز
    ميروي تا مداد برداري
    مي نويسي تو؛آب ، بابا، نان
    باز انگار، مشق شب داري

    شعرهاي كتاب را از حفظ
    با صداي بلند ميخواني
    خوش به حالت كه ياد مي گيري
    درس امروز را به آساني

    درسهاي كتاب مي گويند:
    ژاله گلدان پر گلي دارد
    ژاله هر روز توي گلدانش
    آب را قطره قطره مي بارد

    ميروي در حياط و مي كاري
    توي گلدان خود ، گل لاله
    كاش گلدان كوچكت مي شد
    مثل گلدان پر گل ژاله


    شاعر : رودابه حمزه اي


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    باران

    باز باران،
    با ترانه،
    با گهرهای فراوان
    مى خورد بر بام خانه.

    من به پشت شيشه تنها
    ايستاده
    در گذرها،
    رودها را اوفتاده.

    شاد و خرم
    يک دو سه گنجشک پر گو،
    باز هر دم
    می پرند اين سو و ان سو.

    می خورد بر شيشه و در
    مشت و سيلی
    آسمان امروز ديگر
    نيست نيلی.

    يادم آرد روز باران:
    گردش يک روز ديرين
    خوب و شيرين
    توی جنگلهای گيلان:

    کودکی ده ساله بودم
    شاد و خرم
    نرم و نازک
    چُست و چابک.

    از پرنده،
    از چرنده،
    از خزنده،
    بود جنگل گرم و زنده.

    آسمان آبي، چو دريا
    يک دو ابر، اينجا و آنجا
    چون دل،
    من روز روشن.

    بوی جنگل تازه و تر،
    همچو می مستی دهنده.
    بر درختان ميزدی پر،
    هر کجا زيبا پرنده.

    برکه ها، آرام و آبی
    برگ و گل هر جا نمايان،
    چتر نيلوفر درخشان،
    آفتابی.

    سنگها از آب جسته،
    از خزه پوشيده تن را،
    بس وزغ آن جا نشسته،
    دمبدم در شور و غوغا.

    رودخانه،
    با دو صد زيبا ترانه،
    زير پاهای درختان
    چرخ ميزد همچو مستان.

    چشمه ها چون شيشه های آفتابي،
    نرم و خوش در جوش و لرزه،
    توی انها سنگريزه،
    سرخ و سبزو زرد و آبی.

    با دو پای کودکانه،
    می دويدم همچو آهو،
    می پريدم از سر جو،
    دور می گشتم ز خانه.

    ، می پراندم سنگريزه
    تا دهد بر اب لرزه،
    بهر چاه و بهر چاله،
    می شکستم « کرده خاله » *

    می کشانيدم به پايين،
    شاخه های بيد مشکی
    دست من می گشت رنگين،
    از تمشک سرخ و مشکی.

    ، می شنيدم از پرنده
    داستانهای نهاني،
    از لب باد وزنده،
    رازهای زندگانی.

    هر چه می ديدم در آنجا
    بود دلکش، بود زيبا،
    شاد بودم.
    می سرودم:
    « - روز ! ای روز دلارا !
    داده ات خورشيد رخشان
    اين چنين رخسار زيبا
    ورنه بودی زشت و بی جان.

    ای درختان،
    با همه سبزی و خوبی
    گو چه می بودند جز پاهای چوبی!
    گر نبودی مهر رخشان؟

    روز ای روز دلارا
    گر دلارايی است از خورشيد باشد
    ای درخت سبز و زيبا!
    هرچه زيبايی ست از خورشيد باشد.

    اندک اندک، رفته رفته، ابرها گشتند چيره
    آسمان گرديد تيره.
    بسته شد رخساره ی خورشيد رخشان
    ريخت باران، ريخت باران.

    جنگل از باد گريزان
    چرخها می زد چو دريا
    دانه های گرد باران
    پهن ميگشتند هر جا.

    برق چون شمشير بران
    پاره می کرد ابرها را
    تندر ديوانه غران
    مشت ميزد ابرها را.

    روی برکه مرغ آبی
    از ميانه، از کناره،
    با شتابی
    چرخ می زد بی شماره.

    گيسوی سيمين مه را
    شانه ميزد دست باران
    بادها، با فوت، خوانا
    می نمودندش پريشان

    سبزه در زير درختان
    رفته رفته گشت دريا
    توی اين دريای جوشان
    جنگلِ وارونه پيدا.

    بس دلارا بود جنگل.
    به! چه زيبا بود جنگل !
    بس ترانه، بس فسانه
    بس فسانه، بس ترانه

    بس گوارا بود باران.
    به ! چه زيبا بود باران!
    می شنيدم اندر اين گوهر فشانی
    رازهای جاوداني، پندهای اسمانی:

    « - بشنو از من. کودک من!
    پيش چشم مرد فردا،
    زندگانی - خواه تيره، خواه روشن -
    هست زيبا، هست زيبا، هست زيبا. »



  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صد دانه ياقوت دسته به دسته

    با نظم و ترتيب يک جا نشسته

    هر دانه اي هست خوش رنگ و رخشان

    قلب سفيدي در سينه آن

    ياقوتها را پيچيده با هم

    در پوششي نرم پروردگارم

    هم ترش و شيرين هم آب دار است

    سرخ است و زيبا نامش انار است

    (مصطفي رحماندوست )

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32




    نماز كه احكام مفصل داره
    شش تا مقدمات اوّل داره
    ("اقامه" و "شرِطِ لباس" و "مكان"
    "طهارت" و "قبله" و "وقت اذان")
    هر كی می‌خواد درست نماز بخونه
    این شش تا چیز و خوب باید بدونه




  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آهاي آهاي آي بچه جان
    در كوچه‌ها سنگ نپران
    سنگ بزني سر بشكني
    خدانكرده ناگهان
    سر كه شكستي شر و شر
    خون مي‌ريزه از جاي آن
    صاحب سر داد مي‌زنه
    آي پاسبان آي پاسبان
    مي‌برنت كلانتري
    به ضرب و زور و كش‌كشان
    آن جا تو را حبس مي‌كنند
    بين تمام حبسيان
    نه خواب خوش كني دگر
    نه اين كه داري آب و نان
    از پدرت پول مي‌گيرند
    به اسم جرم يا كه زيان
    تا بجهي ازين بلا
    كندي تو هفت دفعه جان
    مخر براي خود ستم
    سنگ نپران سنگ نپران




    (يميني شريف)
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    از قطره تا دریا

    یک قطره کوچک
    در فکر دریا بود
    آن قطره کوچک
    تنهای تنها بود

    یک روز با خورشید
    کم کم به بالا رفت
    از چشمه ای کوچک
    تا آسمانها رفت

    آن قطره باران شد
    از ابرها بارید
    آن قطره شبنم شد
    بر برگ گل غلتید

    گاه از دل کوهی
    با چشمه ها جوشید
    گاهی گلی زیبا
    ان قطره را نوشید

    با رود جاری شد
    تا دورتر ها رفت
    آن قطره کوچک
    آخر به دریا رفت


  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فارسي دوم- 1322

    من بابا را خيلي دوست دارم


    باباي خوب و پيرم

    دستش را من مي‌گيرم

    چه خوب و مهربان است

    چه قدر خوش‌‌زبان است

    آن ريش مثل برفش

    بامزه كرده حرفش

    چين و چروك رويش

    رنگ سفيد مويش

    بابا را كرده زيبا

    اندازه‌ي يك دنيا

    شب‌ها كه آيد خانه

    با گفتن فسانه

    در چشم ما كند خواب

    تا صبح پيش از آفتاب

    به احترام بابا

    با هم مي‌كشيم هورا

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود