صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    انشا الله همزمان با ارسال کلاسهای صوتی حضرت استاد صمدی املی ( از شاگردان برجسته حضرت علامه حسن زاده ) قصد کردم گلچینی از فرمایشات و کتابهای حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن زاده آملی ( روحی فداه ) در این تاپیک بگذارم . انشا الله همه ما بتونیم به معرفت نفس دست پیدا کنیم . التماس دعا . یا علی



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    عشق و علاقه علامه حسن زاده آملى به معصومين
    1- عِلْمٌ حينَ فُسِّرَ وُجِد
    روز پنج شنبه ، بيستم شعبان المعظم 1378 هجرى قمرى برابر با 2 آذر 1346 هجرى شمسى ، در قم در محضر روحانى بزرگوار جناب آقاى حاج سيد حسين قاضى طباطبايى ، ابن عم آيه الله حاج سيد على قاضى تبريزى (رضوان الله عليهما )بودم ، فرمودند:
    موحوم كفعمى كتابى به نام صفوه الصفات فى شرح دعاء السمات دارد؛ در آن كتاب مى گويد كه : اسماى دوازده امام (عليه السلام ) آنچه مكرر است القاء شود باقى مى شود علم حين فسر وجد، و ما اين را دانستيم يعنى چه ، از جناب آقا سيد محمد حسين الهى آيه الله استاد الهى برادر علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى صاحب تفسير الميزان ، و اين هر دو بزرگوار (روحى لهما الفداء )از استادان اين كم ترين بوده اند )سوال كرديم ، آن جناب مرحوم آيه الله حاج سيد على قاضى (نام برده )را احضار كرده است و معنى جمله مذكور را از ايشان پرسيدند، آن مرحوم در جواب فرمود كه : با اسماء چهارده معصوم چنين كنند كه مى شود طه علم حين فسر وجدولى آن را بيان نفرمودند
    (1).
    2- بدترين كورى ، كورى قلت است !
    الهى !رسولت فرموده : شر العمى عمى القلت ؛ يعنى بدترين كورى ، كورى قلب است .
    و چه نيكو فرمود كه : كور چشم سر، از مشاهده خلق محروم است و كور چشم دل از رؤيت حق .
    حسن را چشم سر بينا داده اى ، چشم دل بينا نيز ده تا خلق بين حق بين شود
    (2) !
    3- المؤمن مراه المؤمن !
    الهى !سفير كبيرت فرمود:المومن مراه المؤمن . اگر من مومنم تو هم مومنى ، چه آخر حشرم گواه است كه : هو الذى لا اله هو، الاملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر .
    (3)
    4- شكر سايه خاتم (ص )
    الهى !مرا در سايه خاتم (عليه السلام ) داشتى ، كه تو را يابم و بندگانت را دريابم ؛ شكر اين موهبت چگونه گذارم . بارالها ! نا پاك را به سويت بار نيست و با بندگانت كار نيست ، دستم را بدار تا در راهت استوار باشم .
    (4)



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    5- تمثل از سيماى محمد (ص )
    در مبارك سحر ليله چهار شنبه هفدهم ربيع المولود 1402 هجرى قمرى مطابق بيست و سوم در ماه 1360 هجرى شمسى فرخنده ميلاد خاتم النبياء (عليه السلام ) و وصى او صادق آل محمد عليه الصلوه و السلام كه به ترقيم رساله انه الحق - به عنوان يادنامه استاد علامه طباطبايى كه سب شصتم از رحلت آن جناب بود - اشتغال داشتم ، ناگهان مثال مباركش با سيماى نورانى كه از سيماهم فى وجوههم من اثر السجودحكايت مى نمود، برايم متمثل شد - فتمثل لنا بشرا سويا - و تفقدى نمود كه با لهجه اى شيرين و دلنشين از طيب طويت و حسن سيرت و سريرتم بشارتم داد تا چند لحظه اى در حضور انورش مشرف بودم ، و چون به خود آمدم تعبير رفت كه اين تحفه و هديه انه الحق مرضى خاطر آن متاءله به حق است
    (5)
    6- دل اگر خدا شناسى همه در رخ على بين !
    مؤمن را رسالت حضرت ختمى مرتبت ، ناچار، معترف به عصمت امير المؤمنين على (عليه السلام ) بايد باشد؛ و معترف به عصمت آن جناب را امامت يك يك ائمه اثنى عشر و غيبت تامه صاحب الامر (ع )؛ زيرا وصى معصوم ، معصوم است ، و وصى امام ، امام است ، و وصى حجه الله ، حجه الله است .
    (6)
    7- شكر ولايت على (ع )
    جناب حجه الاسلام و المسلمين ابراهيميان امام جمعه محترم آمل در بيان خاطره اى مى فرمايند:
    بنده شبى استاد علامه را در رويا ديم ، مسجدى بود و سكويى و جمعيتى و ستونى .
    ايشان بر بالاى سكو مشغول سخنرانى بودند. جمعيت روى به ايشان داشتند. من بيچاره بر ستونى تكيه داده ، پشت به ايشان كردم . جمعيت همه رفتند، هيچ كس نمانده بود جز ايشان و من . آنگاه روز به ايشان كردم . مرا بر بالا خواند نرد ايشان رفتم . دو دست مبارك به زير گوش من نمادند و اين جمله را بر من قرائت فرمودند:
    الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين بولايه مولانا اميرالمؤمنين (عليه السلام ) .
    و به راستى كه هنوز آن دعاى جانبخش در جانم طنين انداز است و ان شاء الله كه مرا از اين دعاى جان پاك ، ثمراتى فراوان خواهد بود.
    (7)
    8- مرثيه بر امام حسين (ع )
    در سال تعطيلى نداشتيم . بنده يادم نمى رود كه سال بر ما گذشت و دو روز تعطيل كرديم : (استاد مى گويد )يكى روز عاشورا، يكى روز شهادت حضرت امام مجتبى (ع )و بقيه روزها را درس خوانديم . ايشان خودشان شايق بودند.
    (8)
    9- عظمت حق محمد (ص )و خاندانش
    الهى !حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است ؛ اللهم صل على محمد و آل محمد !
    (9)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    10 - ره رها كرده اى از آنى گم !
    دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء (عليه السلام )، و دعاى سحر حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) كه در سحرهاى ماه مبارك رمضان مى خوانيد، و مناجات هاى باب الحوائج الى الله امام هفتم موسى بن جعفر (عليه السلام ) كه در بلد ابن كفعمى نقل شده اند، و مناجات شعبانيه جناب وصى اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) و مناجات خمس عشر حضرت امام سجاد (عليه السلام ) به خصوص مناجات هاى محبين و عارفين و ذاكرين آن ، و همچنين توقيع شریف حضرت بقيه الله و تتمه النبوه امام زمان معدى موعود (عج )كه از ناحيه مقدسه آن جناب به شيخ كبيرايى جعفر محمد بن عثمان بن سعيد - رضوان الله عليه - داده شد كه در هر روز از ايام ماه مبارك رجب دستور خواندن آن صادر گرديده است و صدها كتاب از اين گونه حقايقه الهيه كه از وسائط فيض الهى ، يعنى ائمه اطهار ما (عليه السلام ) به ما رسيده است كه از هيچ عارف و حكيم ، لطائف عرفانى در ظريف ترين كسوت الفاظ بدين پايه ديده و شنيده نشده است ، بلكه نقش عرفاى اسلام ترويج و احياى اين معارف حقه مروى از اين مقربين و اولياء الله است كه دستور العمل را بايد از اين دهن هاى عصمت فرا گرفت ، عارف سنائى چه نيكو گفته است :
    ره رها كرده اى از آنى گم
    عز ندانسته اى از آنى خوار
    قائد و سائق صراط الله
    به ز قرآن مدان و به ز اخبار
    جز به دست و دل محمد نيست
    حل و عقد خزينه اسرار
    این لطائف ذوقى و عرفانى ، آن نكات سرى كه در ادعيه و اوراد و مناجاتهاى ائمه اطهار ما پيدا مى شود در روايات نمى شود به دست آورد؛ زيرا كه در روايات مخاطب مردم اند و با مردم به فراخور عقل آنها صحبت مى كردند و سخن مى گفتند، اما در مناجاتها و ادعيه در خلوت خانه عشق با جمال مطلق به راز و نياز مى پرداختند كه آنچه گفتنى بود به زبان مى آوردند.
    العرف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها ؛ يعنى عارف كسى است كه خود را شناخت ، پس از هر چه كه او را دور مى كند، آزاد و پاكش گردانيد.
    (10)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66




    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم ورحمة الله و انواره

    به نظرم رسيد در اينجا چند عكس از علامه بگذارم و هم از دست خطشون كه هم انس با ايشان بيش تر بشه و هم جلوه ي نورانيشان بر ما موثّر :
    عكس هاي كم ياب تر و بهتري هم داشتم كه در هاردم بود در سرچ ياهو پيدا نكردم و حوصله ي آپلود طولانيشان را هم نداشتم .ان شاء الله بعدا اگر شد قرار مي دهم.

    فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )

    فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )

    اين دست خط علامه حسن زاده است كه در ابتداي كتاب فصّ حكمة عصمتيّه في كلمة فاطميّه نوشته اند:


    فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )

    اين هم همان اطاق معروغ علامه حسن زاده از قديما :

    فرمایشات حضرت علامه دوالفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی ( روحی فداه )

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    11- قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهرى !
    بنده حدود سى سال پيش صحبتى با يك رياضيدان داشتم تا اين كه كلام كشيد به اين شكل هندسى قطاع من از او، به خاطر غرض الهى كه در نظرم داشتم ، سؤ ال كردم : عزيز من !از اين شكل چند حكم هندسى مى توان استفاده كرد ؟
    گفت : شايد هفت تا ده تا حكم .
    گفتم : مثلا بيست تا چطور ؟
    گفت : شايد.ممكن است .
    گفتم : دويست تا چطور ؟به من نگاه مى كرد كه آيا دويست حكم هندسى مى توان از آن استنباط كرد و توقف كرد.
    گفتم : دويست هزار چطور ؟ خيال مى كرد كه من سر مطايبه و شوخى دارم و به مجاز حرف مى زنم . بعد به او گفتم : آقا !اين خواجه نصير الدين طوسى كتابى دارد به نام كشف القباع عن اسرار شكل القطاع .
    و جناب خواجه از اين شكل ، چهارصد و نود و هفت هزار و ششصد و شصت و چهار حكم هندسى استنباط كرده ؛ يعنى قريب نيم ميليون .
    بعد به او گفتم : اين خواجه نصير طوسى كه راجع به يك شكل هندسى ، يك كتاب نوشته و قريب پانصد هزار حكم از آن استنباط كرده ، شما آن كتاب و خود خواجه را مى شناسى ؟
    گفت : نخير.
    بعد راجع شخصيت خواجه صحبت كرديم و به او گفتيم : اين خواجه وقتى كه در بغداد حالش دگرگون شد و ديد دارد از اين نشانه به جوار الهى ارتحال مى كند، وصيت كرد:
    مرا از كنار امام هفتم ، باب الحوائج الى الله ، از اين معقل و پناهگاه بيرون نبريد و در عيبه به خاك بسپارند و روى قبر در پيشگاه امام هفتم ؛ مثلا نوشته نشود، آيت الله علامه اين امام است ، حجه الله . قرآن ناطق و امام ملك و ملكوت است . روى قبر من بنويسيد: و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد .
    و اين عالمى است صاحب اين همه كتاب در حكمت ، فلسفه ، عرفان ، رياضيات ، فقه و اصول ، علوم غريبه ، معمارى و مهندسى و بنا كننده رصد خانه مراغه و صاحب زيج ايلخانى و بالاخره خواجه نصير الدين طوسى و استاد بشر و استاد كل فى الكل . اما در پيشگاه امام هفتم اين طور وصيت مى كند كه روى قبرش بنويسند.
    (11)


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    12- دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند#!
    در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در رؤياى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كردم و به زيادت جمال دل آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا - عليه و على آبائه و ابنائه آلاف التحيه و الثناء - نائل شدم .
    در آن ليله مباركه قبل از آن كه به حضور باهر النور امام (عليه السلام ) مشرف شوم ، مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبيبى از احباء الله بود و! من فرمودند: در كنار اين تربى دو ركعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه كه بر آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم .
    سپس به پيشگاه والاى امام هشتم ، سلطان دين رضا - روحى لتربه الفداء، و خاك درش تاج سرم - رسيدم و عرض ادب نمودم ، بدون آيين كه سخنى بگويم ، امام كه آگاه به سر من بود و اشتياق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصيل آب حيات علم مى دانست فرمود: نزديك بيا !
    نزديك رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دردم با دهانش آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه : بنوش ، امام خم شد و من زيانم را در آوردم و با تمام حرص و رلع كه خواستم لب هاى امام را بخودم ، از كوثر دهانش آن آب حيات را بوسيدم و در عمان حال به قلبم خطور كرد كه اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) فرمود: پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم كه هزار در علم و از هر درس هزار در ديگرى به دوى من گشوده شد.
    پس از آن امام (عليه السلام ) طى الارض را عملا به من بنمود، كه از آن خواب نوشين شيرين كه از هزاران سال بيدارى من بهتر بود به در آمدم ، به آن نويد سحرگاهى اميدوارم كه روزى به گفتار حافظ شيرين سخن به ترنم آيم كه :
    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
    وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
    چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
    آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند (12)



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    13 - زهى مراتب خوابى كه به ز بيدارى است !
    اينجانب بنابر فرموده شيخ الرئيس كه فرمود: از عوامل ضعف بينايى چشم ، خوابيدن با شكم سير است و لازم است بين غذاى شب و خوابيدن فاصله انداخت .، هميشه مقيد بودم شام را سر شب صرف كنم تا فاصله مورد نظر شيخ را مراعات كرده باشم كه مبادا خداى نكرده چشمم كه يكى از مهم ترين سرمايه هاى كسب دانش و پيمودن راه كمال است ضرر ببيند و اين امر سبب شود كه از تحصيل علم و كمال باز بمانم (يا در شب حتى الامكان از خوردن غذا خوددارى كنم . )
    ولى با اين همه شبى از شب ها (در شب چهار شنبه 29 جمادى الاول 1405 قمرى برابر با اول اسفند 1363 )شامم به تاءخير افتاد و متاءسفانه بعد از شام خواب شديدى بر من عارض شد.
    براى اينكه فرموده شيخ را عمل كرده باشم ، بلند شدم و شروع كردم به قدم زدن و تا دوازده نصف شب بيدار بودم ، ولى بر اثر شدت حالت خواب نتوانستم از خوابيدن خوددارى كنم ، لذا خوابيدم .
    خواب شيرين بود و رؤياى شيرين تر كه به زيارت حضرت ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا (عليه السلام ) تشرف حاصل كردم . در ابتدا به اشاره تفهيم فرمودند كه : چرا كمتر خودت را به ما نشان مى دهى و پس از آن به عبارت صريح به من فرمودند:
    اين قدر خودت را زحمت مده ، ما چشم تو را تا آخر عمر ضمانت مى كنيم ..
    الحمد لله كه از اين بشارت آن ولى الله اعظم كه به لقب ضامن هم شناخته شده است ، برايم يقين حاصل است كه هر دو كريمه من تا آخرين دقايق عمرم بينا خواهند بود، چون ضامنشان معتبر است ، چنانكه مشمول الطاف ديگر آن حضرت نيز بوديم و هستيم .
    و آن حضرت فرمود: چرا كمتر خودت را به ما نشان مى دهى ؟.
    شايد علتش اين بود كه در آن اوان ، بر اثر تراكم اشتغال درس و بحث و تصنيف و تصحيح ، مدتى به زيارت حضرت بى بى ستى فاطمه معصومه (عليها السلام ) خواهر آن جناب توفيق نيافتم و تشرف حاصل نكردم . شگفت اين كه در آن شب اصلا انديشه آن جناب در خاطرم نبود.
    (13)


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    14- عظمت شخصيت علامه حسن زاده
    علامه كبير و مفسر قرآن حضرت آيه الله طباطبايى قدس سده در وصف اين شاگرد فرهيخته و ممتازش مى فرمايند: شخصيت آقاى حسن زاده را جز امام زمان (ع )كسى بدان پى نبرده است .
    (14)
    15- سر تواضع
    تواضع و فروتنى از سجاياى برگزيده مردان خداست و اصولا تا تواضع و فروتنى نباشد، انسان شايسته رسيدن به هيچ مقام معنوى نخواهد بود؛ چرا كه عزت و رفعت مقام انسان به دست خداست و اين فرموده نورانى معصوم است كه : من تواضع لله رفعه ؛ آنكه به خاطر خداوند نسبت به بندگان خدا متواضع باشد تا خداوند مقامى رفيع به او اعطا خواهر كرد.
    16- رؤياى صادقه
    هر كسى در مدت زندگى خود خواب هايى مى بيند، اين كمترين وقتى در عالم خواب لوحى زرين را از دستى سيمين گرفت كه در آن به زيباترين خط درخشنده و فروزان با آب طلا نوشته بود: يا حسن خذ الكتاب بقوه . و نيز وقتى در عالم خواب مرحوم استاد آيت الله حاج شيخ محمد تقى آملى در ضمن هدايا و تحفى به من فرمود: التوحيد ان تنسى غير الله . و نيز وقتى ديگر در عالم خواب مرحوم استاد علامه جامع علوم معقول و منقول آقا شيخ محمد حسين معروف به فاضل تونى به من فرمود: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله ) علم الحكمه متن المعارف با معرفه الحكمه متن المعارف كه اين شك در بيدارى برايم پيش آمد و از اين گونه خواب ها در القاى آيات و روايات برزخى برايم پيش آمد كه جداگانه در دفتر خاطرم ضبط كرده ام و لكن هيچ يك مانند اين دو واقعه در عالم خواب برايم شگفت نبود، يكى اين كه شبى در خواب ديدم كه كتابى خطى به اسمى خاص داراى جلدى چنين و چنان و آسيبى بدو رسيده ووو كه فرداى آن شب آن كتاب را كتاب فروشى سيار برايم آورده كه به حقيقت اوصاف كتاب در خواب و بيدارى يكى بود تفصيل آن را در دفتر ياد شده نگاشته ام .
    و ديگر اين كه وقتى جلد اول تكلمه منهاج البراعه تمام شده بود شرح خطبه 236 آن به اتمام رسيد كه آخر آن اين است : حوطوا قواصى الاسلام و كتاب براى چاپ حاضر شده بود، يكى از آشنايان كه مريض شده بود برايم نامه نوشت كه هم من مريضم از من عيادتى بفرماييد و هم خوابى اين چنين شما را ديده ام . به عيادتش رفتم رو كرد به من و گفت : آقا من شما را در خواب ديدم كه با هم سفر مرديم او تونلى در آمديم كه در كنار آن تونل سبزه و مرغزار و نزهتگاه خيلى زيبايى بود و شما در آن جا رفتيد و نشستيد و مشغول نوشتن شديد و من به دست سما نگاه مى كردم كه داريد چه مى نويسيد. اين عبارت به چشم خورد: حوطوا.
    (15)


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    325
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا ثارالله




    17- واقعه بعد از نماز صبح جمعه
    بعد از نماز صبح جمعه 15 ج 2 سنه 1389 هجرى قمرى . شهريور 1348 هجرى شمسى ، در حال توجه نشسته بودم ، پس از برهه اى بدنم به ارتعاش ‍ آمد ولى خفيف بود، بعد از چند لحظه اى شنيدم شخصى با زبان بسيار شيوا و شيرين اين آيه كريمه را قرائت مى كند: ان الله و ملائكه يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما . ولى من آن شخص را نمى ديدم ، و من هم از شنيدن آن آيه صلوات مى فرستادم . در آن حال يكى به من گفت : بگو يا رسول الله ، و من پى در پى مى گفتم یا رسول الله . و پس از آن با جمعى از مخلوقى خاص محشور شدم كه تلاوت آيه فوق براى اين جهت بود كه روز جمعه بود، و ذكر صلوات در اين روز بسيار تاءكيد شده است .
    (16)
    18- واقعه شنيدن اذان
    در بعد از ظهر جمعه هشتم ذوالحجه 1387 هجرى قمرى . كه روز ترويه بود، در حالتى بودم كه ديدم صداى اذان به گوشم مى آيد و تنم مى لرزد، و مؤذن در پهلوى راست من ايستاده است ، ولكن من به كلى چشم به سوى او نگشودم و جمال مباركش را به نحو كامل زيادت نكردم ، فقط شيخ حضرتش گاه گاهى جلوه مى كرد و پنهان مى شد؛ از يكى ديگر كه شخص او را ديدم ولى او را نشناختم ، پرسيدم اين مؤ ذن كيست كه بدين شيوايى و دلربايى اذان مى گويد ؟گفت : اين جناب پيغمبر خاتم محمد بن عبدالله (صلى الله عليه وآله ) است ، از شنيدن اين بشارت چنان گريه بر من مستولى شده است كه از آن حال باز آمده ام .
    (17)


صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود