جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: °●♥●°حدیث روز سایت°●♥●°

  1. #5301

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    1,009
    مورد تشکر
    4,720 پست
    حضور
    91 روز 4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    °●♥●°حدیث روز سایت°●♥●°
    یا قائم آل محمد


  2. #5302

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    482 پست
    حضور
    11 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    امام على علیه السلام:

    رَوِّضوا أَنفُسَکُم عَلَى الخلاقِ الحَسَنَةِ فَإِنَّ العَبدَ المُؤمِنَ یَبلُغُ بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَةَ الصّائِمِ القائِمِ؛

    خودتان را بر خوش اخلاقى تمرین و ریاضت دهید،
    زیرا که بنده مسلمان با خوش اخلاقى خود به درجه روزه گیر شب زنده دار مى رسد.

    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

    اگر پوشش حق بر باطل نبود،
    باطل مورد استقبال مردم قرار نمی‌گرفت و دفع می‌شد
    اختلاط باطل با حق ، توسط اهل حق ، موجب پذیرش باطل و دفع حق می گردد.


  3. #5303

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    482 پست
    حضور
    11 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود :
    روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد.


    فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم.
    آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ،
    عرض کردم : بفرمایید.

    اظهار داشتند :



    بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم !

    هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ،

    مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد
    ثواب یک سال عبادتی است
    که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد
    و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.



    ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید
    ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز
    و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد
    و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.



    ای علی !
    یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه
    بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا

    و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه
    و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد
    و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن
    و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است
    و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست

    و چنین مرد خدمتکار به همسر ،
    از دنیا بیرون نمی رود
    مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.


    ای علی!
    کسی که روگردانی و تکبر نکند، در خدمت به همسرش ،
    بدون حساب وارد بهشت می شود.



    ای علی ! خدمت به همسر کفاره گناهان کبیره است
    و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین
    و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.



    ای علی!
    خدمتکار همسر نمی شود ، مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید
    و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.

    بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102

    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

    اگر پوشش حق بر باطل نبود،
    باطل مورد استقبال مردم قرار نمی‌گرفت و دفع می‌شد
    اختلاط باطل با حق ، توسط اهل حق ، موجب پذیرش باطل و دفع حق می گردد.


  4. #5304

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    179
    مورد تشکر
    482 پست
    حضور
    11 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    در تفسیر قمی آمده که پدرم از ابن فضال، ازعبد الله بن بحر، از ابن مسکان، از ابی بصیر،

    از امام صادق(ع)چنین حدیث کردکه ابو بصیر گفت:

    از آن جناب پرسیدم گرفتاریهایی که خدای تعالی ایوب(ع) رادر دنیا بدانها مبتلا کرد چه بود، و چرا مبتلایش کرد؟

    در جوابم فرمود:

    خدای تعالی نعمتی به ایوب ارزانی داشت، و ایوب(ع)همواره شکر آن را به جای می آورد، و در آن تاریخ شیطان هنوز از آسمانها ممنوع نشده بود و تا زیر عرش بالا می رفت.

    روزی از آسمان متوجه شکر ایوب شد و به وی حسد ورزیده

    عرضه داشت:

    پروردگارا!ایوب شکر این نعمت که تو به وی ارزانی داشته ای به جای نیاورده،
    زیرا هر جور که بخواهد شکر این نعمت را بگذارد،
    بازبا نعمت تو بوده، از دنیایی که تو به وی داده ای انفاق کرده،

    شاهدش هم این است که:
    اگردنیا را از او بگیری خواهی دید که دیگر شکر آن نعمت را نخواهد گذاشت

    پس مرا بر دنیای او مسلط بفرما تا همه را از دستش بگیرم،

    آن وقت خواهی دید چگونه لب از شکر فرو می بندد،

    و دیگر عملی از باب شکر انجام نمی دهد.


    از ناحیه عرش به وی خطاب شد که من تو را برمال و اولاد او مسلط کردم، هر چه می خواهی بکن.


    امام سپس فرمود:
    ابلیس از آسمان سرازیر شد، چیزی نگذشت که تمام اموال و اولادایوب از بین رفتند، ولی به جای اینکه ایوب از شکر بازایستد، شکر بیشتری کرد، و حمد خدازیاده بگفت.


    ابلیس به خدای تعالی عرضه داشت:

    حال مرا بر زراعتش مسلط گردان.

    خدای تعالی فرمود:
    مسلطت کردم.


    ابلیس با همه شیطانهای زیر فرمانش بیامد، و به زراعت ایوب بدمیدند، همه طعمه حریق گشت.باز دیدند که شکر و حمد ایوب زیادت یافت.



    عرضه داشت:
    پروردگارا مرا بر گوسفندانش مسلط کن تا همه را هلاک سازم، خدای تعالی مسلطش کرد.گوسفندان هم که از بین رفتند باز شکر و حمد ایوب بیشتر شد.


    ابلیس عرضه داشت:
    خدایا مرا بر بدنش مسلط کن، فرموده مسلط کردم که در بدن اوبه جز عقل و دو دیدگانش، هر تصرفی بخواهی بکنی.

    ابلیس بر بدن ایوب بدمید و سراپایش زخم و جراحت شد.
    مدتی طولانی بدین حال بماند، در همه مدت گرم شکر خدا و حمد اوبود، حتی از طول مدت جراحات کرم در زخمهایش افتاد، و او از شکر و حمد خدا بازنمی ایستاد، حتی اگر یکی از کرمها از بدنش می افتاد، آن را به جای خودش برمی گردانید،و می گفت به همانجایی برگرد که خدا از آنجا تو را آفرید.

    این بار بوی تعفن به بدنش افتاد، ومردم قریه از بوی او متاذی شده، او را به خارج قریه بردند و در مزبله ای افکندند.

    در این میان خدمتی که از همسر او - که نامش"رحمت"دختر افراییم فرزند یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع)بود - سرزد این که دست به کار گدایی زده، هر چه از مردم صدقه می گرفت نزد ایوب می آورد، و از این راه از او پرستاری و پذیرایی می کرد.


    امام سپس فرمود:
    چون مدت بلا بر ایوب به درازا کشیده شد، و ابلیس صبر او را بدید، نزد عده ای از اصحاب ایوب که راهبان بودند، و در کوهها زندگی می کردند برفت، و به ایشان گفت:

    بیایید مرا به نزد این بنده مبتلا ببرید،
    احوالی از او بپرسیم، و عیادتی از او بکنیم.اصحاب بر قاطرانی سفید سوار شده، نزد ایوب شدند، همین که به نزدیکی وی رسیدند، قاطران از بوی تعفن آن جناب نفرت کرده، رمیدند.
    بعضی از آنان به یکدیگر نگریسته آنگاه پیاده به نزدش شدند، و در میان آنان جوانی نورس بود.

    همگی نزد آن جناب نشسته عرضه داشتند:
    خوبست به ما بگویی که چه گناهی مرتکب شدی؟
    شاید ما از خدا آمرزش آن را مسالت کنیم، و ماگمان می کنیم این بلایی که تو بدان مبتلا شده ای، و احدی به چنین بلایی مبتلا نشده، به خاطر امری است که تو تاکنون از ما پوشیده می داری.

    ایوب(ع)گفت: به مقربان پروردگارم سوگند که خود او می داند تاکنون هیچ طعامی نخورده ام، مگر آنکه یتیم و یا ضعیفی با من بوده، و از آن طعام خورده است،
    و برسر هیچ دو راهی که هر دو طاعت خدا بود قرار نگرفته ام، مگر آن که آن راهی را انتخاب کرده ام که طاعت خدا در آن سخت تر و بر بدنم گرانبارتر بوده است.

    از بین اصحاب آن جوان نورس رو به سایرین کرد و گفت:
    وای بر شما آیا مردی را که پیغمبر خداست سرزنش کردیدتا مجبور شد از عبادتهایش که تاکنون پوشیده می داشته پرده بردارد، و نزد شما اظهار کند؟!

    ایوب در اینجا متوجه پروردگارش شد، و عرضه داشت:
    پروردگارا اگر روزی درمحکمه عدل تو راه یابم، و قرار شود که نسبت به خودم اقامه حجت کنم، آن وقت همه حرفها ودرد دلهایم را فاش می گویم.

    ناگهان متوجه ابری شد که تا بالای سرش بالا آمد، و از آن ابر صدایی برخاست:
    ای ایوب تو هم اکنون در برابر محکمه منی، حجت های خود را بیاور که من اینک به تو نزدیکم هرچند که همیشه نزدیک بوده ام.


    ایوب(ع)عرضه داشت:
    پروردگارا!تو می دانی که هیچگاه دو امر برایم پیش نیامد که هر دو اطاعت تو باشد و یکی از دیگری دشوارتر، مگر آن که من آن اطاعت دشوارتر را انتخاب کرده ام، پروردگارا آیا تو را حمد و شکر نگفتم؟و یا تسبیحت نکردم که این چنین مبتلا شدم؟!


    بار دیگر از ابر صدا برخاست،
    صدایی که با ده هزار زبان سخن می گفت،
    بدین مضمون که

    ای ایوب

    چه کسی تو را به این پایه از بندگی خدا رسانید؟

    در حالی که سایرمردم از آن غافل و محرومند؟

    چه کسی زبان تو را به حمد و تسبیح و تکبیر خدا جاری ساخت،

    در حالی که سایر مردم از آن غافلند.

    ای ایوب!آیا بر خدا منت می نهی،
    به چیزی که خودمنت خداست بر تو؟


    امام می فرماید:

    در اینجا ایوب مشتی خاک برداشت و در دهان خودریخت،
    و عرضه داشت: پروردگارا منت همگی از تو است و تو بودی که مرا توفیق بندگی دادی.


    پس خدای عز و جل فرشته ای بر او نازل کرد، و آن فرشته با پای خود زمین را خراشی داد، و چشمه آبی جاری شد، و ایوب را با آن آب بشست، و تمامی زخمهایش بهبودی یافته دارای بدنی شاداب تر و زیباتر از حد تصور شد، و خدا پیرامونش باغی سبز و خرم برویانید، واهل و مالش و فرزندانش و زراعتش را به وی برگردانید، و آن فرشته را مونسش کرد تا با اوبنشیند و گفتگو کند.
    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۸:۳۵
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

    اگر پوشش حق بر باطل نبود،
    باطل مورد استقبال مردم قرار نمی‌گرفت و دفع می‌شد
    اختلاط باطل با حق ، توسط اهل حق ، موجب پذیرش باطل و دفع حق می گردد.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود