جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عشق به اهل بیت در دل یک ژاپنی !!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت عشق به اهل بیت در دل یک ژاپنی !!!




    من امیر هستم و در ژاپن زندگی می کنم. تقریبا هشت سالی میشه که در شهر سایتاما saitama هستم. من زیاد با اینترنت سر و کار دارم اما اهل وبلاگ نویسی نیستم اما موضوع شگفت انگیزی پیش آمد که باعث شد این وبلاگ را درست کنم.


    من در طی این سال ها توانسته ام اندکی زبان ژاپنی یاد بگیرم و به همین سبب هم روزی یکی دو ساعت را در سایت های ژاپنی می گذرانم. چند روز پیش طبق معمول داشتم وب گردی می کردم که خیلی اتفاقی رسیدم به این سایت.


    وقتی محتوای سایت روی دیدم خیلی متعجب شدم. در سایت مزبور بحث مذهبی سختی که بین چند در گرفته بود را منتشر کرده بودند. من وقتی داشتم مطالب سایت را می خواندم برخورد کردم به یک جمله ای که آقایی به نام ماتسومو نقل کرده بود. البته ایشون دو جمله نقل کرده بودند که من در دو عکس پایین دور جملات ایشان را با خط قرمز مشخص کرده ام. اما جملات ایشان چه بود؟


    جمله اول: هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود.


    و جمله ی دوم: به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيدو دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد.


    جمله ی اول را که خواندم خیلی تعجب کردم چون نمونه ی آن را بارها و بارها در ایران شنیده بودم اما تصور کردم یک جور شباهت اتفاقی است اما با خواندن جمله دوم دیگه کاملا کنجکاو شدم. پس از کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که دو جمله ی فوق از احادیث حضرت امام رضا(ع) است. اما پذیرفتن این که یک فرد ژاپنی بیاد و دو حدیث از آن امام بزرگوار نقل کند برایم مشکل بود. با دقت شروع کردم به خواندن نظریات آقای ماتسومو. لازم نیست بگم که چقدر شگفت زده شدم وقتی متوجه شدم آقای ماتسومو داره از مذهب تشیع طرفداری می کنه. کاری به بحث هایی که آقای ماتسومو کردند ندارم اما طریقه ی تشرف ایشان به مذهب تشیع آن قدر جالب بود که خواستم شما هم آن را بدانید. ایشان علت تشرف شون به مذهب تشیع رو چنین عنوان می کنند:


    من و همسرم پانزده سال بچه دار نمی شدیم. ما برای معالجه به نزد بهترین دکترهای ژاپنی و اروپایی و آمریکایی رفتیم اما آن ها گفتند که همسر من به هیچ وجه نمی تواند صاحب بچه شود. خانواده ی من خانواده ای سنتی هستند و بسیار به بچه اهمیت می دهند. آن ها مرتب مرا تحت فشار قرار می دادند که از همسرم جدا شوم و با زنی که بتواند برایم فرزندی به دنیا بیاورد ازدواج کنم اما من حاضر به این کار نبودم چون واقعا همسرم را دوست داشتم.


    در یکی از شب ها همسرم سراسیمه از خواب بیدار شد و شروع کرد به گریه کردن. وقتی که علت را از او جویا شدم گفت که مردی با لباسی سفید به خوابش آمده و به وی گفته که تنها راه بچه دار شدن او این است که به دیدنش برود.


    ابتدا حرف همسرم را باور نکردم چون وی در زیر شدید ترین فشارهای روحی و روانی بود و تصورم این بود که دارد هذیان می گوید اما این اتفاق چند بار دیگر هم تکرار شد. من فردی کاملا بی اعتقاد بودم و به این گونه مسائل اصلا اعتقادی نداشتم.


    خواب همسرم زمانی برای من شگفت انگیز تر شد که وی اظهار داشت آن مرد سفید پوش از کشور ایران آمده است. عاقبت بر اثر اصرارهای بیش از حد همسرم تصمیم گرفتیم که به کشور ایران سفر کنیم اما ما هنوز نمی دانستیم که در ایران قرار است به کجا برویم و چه کسی را ملاقات کنیم. همین طور بی هدف به کشور ایران سفر کردیم. ما در فرودگاه به قسمت اطلاعات مراجعه کردیم و علت آمدنمان را توضیح دادیم. خانمی که مسئول آن جا بود وقتی حرف های ما را شنید بسیار حیرت زده شد. او به ما گفت که برای دیدن آن شخص باید به یک شهر دیگر ایران برویم. روز بعد ما به آن شهر رفتیم. در آن جا بود که ما فهمیدم آن شخص مرد بزرگی بوده و روزانه هزاران نفر به دیدنش می آیند. او در ظاهر مرده بود اما در باطن زنده بود. همه برای حل مشکلات شان به دیدنش می رفتند. همسرم نزدیک به یک ساعت با او حرف زد. ما یک روز کامل در آن شهر ماندیم.

    عشق به اهل بیت در دل یک ژاپنی !!!

    پس از بازگشت به ژاپن من برق خاصی را در چشمان همسرم می دیدم اما خودم کماکان ناامید بودم تا این که پس از سه ماه همسرم خبر بارداریش را بهم داد.


    کاری را که متخصص ترین دکترهای اروپایی و آمریکایی نتوانستند انجام بدهند را آن شخص انجام داد. بیشک این یک معجزه بود. من پس از تولد فرزندم بار دیگر به اتفاق همسرم به کشور ایران رفتیم و سعی کردیم بیشتر با آن مرد آشنا بشویم. اکنون بیش از پنج سال است که من به مذهب آن مرد درآمده ام.


    این بود صحبت های آقای ماتسومو، من تلاش کردم تا رعایت امانت را بکنم و اگر جایی اشکالی می بینید از ترجمه نیست بلکه از صحبت های اصلی خود آقای ماتسوموست.


    من انسان بی اعتقادی نیستم اما از وقتی که سرگذشت آقای ماتسومو رو خوندم واقعا بهم ریخته شدم. ببینید چطور مهر و محبت اهل بیت در دل یک ژاپنی اثر می کند، می ترسم از روزی که ژاپنی ها در عشق به اهل بیت از ما ایرانی ها پیشی بگیرند.

    منبع : شيعه آنلاين
    http://shia-online.ir/article.asp?id=3313

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يا ضامن آهو

    يا علي بن الموسي الرضا (ع)

    واقعا خوشا به سعادت آن زن و مرد چي بگم از هيجان هي حروف را جابه جا مي زنم دوباره حالم بهتر شد مي نويسم

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
    البته یک احتمال دیگه هم وجود داره که این خبر درست باشه ولی بک وبلاگ اینترنتی شیطنت کرده باشه!
    اگه کسی منبع موثق برای این مطلب داره لطفا بنویسه.


    ممنون
    طیب

    جناب طیب این جریان واقعیه. من چند وقت پیش توی مجله همین موضوع را خوندم و با مرد ژاپنی و خانواده اش مصاحبه کرده بودند. عکسشون را هم زده بودند. و خیلی جزئیات دیگه را هم اونجا گفته بودند.
    منتهی الان اسم اون مجله یادم نیست.






    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    540
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بحر حال شک طیب عزیز به حق بود...

    ما نباید هرچیزی که واسه ما خوبه باور کنیم و بهش دامن بزنیم....

    چون ممکن دروغ باشه و بعد دشمنان به ریش ما بخندن

    تزول الجبال و لا تزل عض على ناجذك اعرالله جمجمتك تد فى الارض قدمك و اعلم ان النصر من عندالله

    اگر كوه ها از جا كنده شوند تو استوار باش دندان ها را بر هم بفشار كاسه سرت را به خدا عاريت ده پاى بر زمين ميخكوب كن و بدان كه پيروزى از سوى خداست.

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    همونطوری که دوستان اشاره کردند این داستان کاملا دروغ بوده و تعمدا توسط یک وبلاگنویس برای گول زدن امثال دوستی که گفتند خودشون این داستان را خوندند (!!) نوشته شده بود، آدرس پست مرتبط از نویسنده این مطلب دروغ:
    http://gameron.wordpress.com/2008/11...vije-khorafat/



  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    خدمت اون وبلاگ نویس بفرمایید

    هر چند که این داستان طبق گفته خانم ایمانی حقیقی هست و اون وبلاگ با این مسخره بازی ها فکر میکنه میتونه حقیقتی را بپوشونه اما اگر هم از ابتدا یک چنین دروغی ساخته بود بهش بگید

    سنگ در برکه می اندازی و می پنداری

    با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد


    طیب
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۸/۲۹ در ساعت ۰۳:۱۸
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود