جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلام




    بسياري از افراد از جمله همان دختر دانشجوي مقيم خارج(ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلامشروع يک گفتمان عاشقانه) خرده مي‌گيرند كه احكام اسلام درباره زنان تحقيرآميز است. براي مثال مي‌گويند: ديه زن نصف مرد است. ارث زن نصف مرد است. شهادت دو زن برابر يك مرد است. مردان سروز زنان اند. اختيار طلاق به دست مرد است. مرد مي‌تواند تعدد زوجات اختيار كند. مرد مي‌تواند زنش را بزند و نظاير آنها.
    من صرف نظر از پاسخ‌هايي كه ديگران به اين خرده‌گيري‌ها داده‌اند، پاسخ اجمالي خود را ذيل عنوان‌هاي ذيل مي‌دهم و پاسخ تفصيلي را به ياري خداوند به پست‌هاي ديگر محول مي‌كنم:
    1. حاكم بودن احكام فطري بر احكام قومي
    چنان كه در پست‌‌هاي قبل گفته‌ام، احكام دين بر دو بخش است: احكام فطري و احكام قومي.
    احكام فطري عبارت از آن احكامي است كه عقل آدمي به آنها حكم مي‌‌كند؛ نظير عدالت بورزيد. احسان كنيد. محبت كنيد. ظلم نكنيد. دروغ نگوييد و مانند آنها. اصل و بنياد دين همين احكام‌اند و چنانچه ساير احكام با اين احكام فطري مخالفت داشته باشد، جزو دين نخواهد بود.
    احكام قومي عبارت از آن احكامي كه بر اساس قراردادهاي اجتماعي يك قوم جعل مي‌شود و بسا از قومي به قومي ديگر و از عصري به عصر ديگر تفاوت داشته باشد. اين احكام لزوماً توجيه عقلي ندارد و بسا بنيادي جز ذوق و سليقه نداشته باشد؛ مانند صد شتر بودن ديه قتل، نصف بودن ديه زن، نصف بودن ارث زن، جواز برده‌داري و خريد و فروش برده و نظاير آنها. اين احكام تا جايي كه با احكام فطري مخالفت نداشته باشند، مورد امضاء و تأييد شارع بوده و گرنه تغيير مي‌كرده و به احكام سازگار با فطرت انساني تبدل مي‌يافته است.
    چنان كه آمد، در دين احكام فطري بر احكام قومي حاكم است و احكام قومي تا جايي از سوي پيامبران امضاء و تأييد مي‌شد كه با فطرت انساني و ارزش‌هاي اخلاقي منافات نداشته باشد. براي مثال، اسلام هرگز اجازه نداده است، به زنان ستمي روا داشته شود.
    2. قراردادي بودن احكام قومي دين
    احكام قومي مبناي واقعي و نفس الامري ندارد. براي مثال ديه برده كه نصف ديه آزاد است، به اين جهت نيست كه برده به لحاظ انسانيت و فطرت انساني پست‌تر از انسان آزاد است؛ زيرا واضح است كه برده و آزاد از نظر انساني مثل هم‌اند و به همين رو برده مي‌تواند آزاد شود و از همان حقوقي برخوردار شود كه آزاد برخوردار است. زن هم به لحاظ فطرت انساني هيچ تفاوتي با مرد ندارد تا ارث و ديه او به جهت آن نصف مرد باشد و مرد حق داشته باشد، زنش را بزند.
    احكام و قرادادهاي قومي در ميان هر قوم و جامعه‌‌اي برخاسته از آداب و رسوم و فرهنگ و شرايط تاريخي و جغرافيايي آن است و لذا اين احكام از قومي به قوم ديگر و از عصري به عصر ديگر تفاوت پيدا مي‌كند. نظر به اين كه آداب و رسوم قومي ذاتي و فطري نيست و تابع شرايط فرهنگي و تاريخي و جغرافيايي است، با تغيير اين شرايط زمينه تغيير احكام برآمده از آنها نيز فراهم مي‌شود.
    براي مثال برده‌داري رسمي بوده است كه در شرايط تاريخي گذشته مجاز بوده است؛ اما در شرايط معاصر هرگز امكان برده‌داري وجود ندارد. شرايط زندگي در دوره معاصر به قدري سخت شده است كه مردم حاضر نيستند، تعداد فرزندان خود را بيافزايند، چه رسد به اين كه افراد ديگري را به عنوان برده نگهداري كنند. بردگان در دوران گذشته زير يك چادر يا در طويله نيز قابل اسكان بودند؛ اما در شرايط معاصر هرگز چنين چيزي پذيرفتني نيست.
    در مورد زنان نيز همين حكم جاري است. اگر در شرايط تاريخي و فرهنگي عرب حجاز عصر نزول اجازه و اقتضاي برخورداري از برخي از حقوق وجود نداشته و اسلام تسامحاً آنها را پذيرفته، مستلزم اين نيست كه در شرايط معاصر كه زمينه و اقتضاي برخورداري زن از حقوق بيش‌تر وجود دارد، همچنان از آن حقوق محروم باشد.
    3. تدريجي بودن اصلاحات ديني در ناحيه احكام قومي
    شارع در تغيير آن دسته از احكام قومي كه با احكام فطري و انساني منافات داشته است، طريق تدريج و تساهل و تسامح را پيشه كرده بود تا از رهگذر آن ظرفيت پذيرش مردم براي تغييرات فراهم گردد. براي مثال شراب را يكباره حرام نكرد. در سيزده سال مكه هرگز از حرمت شراب سخن نرفت. در سال اول هجري تنها گفته شد، زيان شراب از سودش بيش‌تر است. در سال سوم گفته شد، با حالت مستي به مسجد نياييد و به نماز نيايستيد. در سال هفتم گفته شد، شراب‌خواري رجس و عملي شيطاني است و لذا از خوردن آن باز ايستيد.
    چنان كه از ظاهر پاره‌اي از متون ديني بر مي‌‌‌آيد، در اسلام اصل بر برده‌داري نبوده است؛ زيرا يكي از چيزهايي كه مورد توصيه قرار گرفته است، آزادي برده است و كفاره برخي از گناهان آزادي برده اعلام شده بود. بنابراين بناي اسلام بر اين بوده است كه رسم برده‌داري برچيده شود، اما به تدريج و لذا اگر پاره‌اي از احكام برده‌داري در آيات قرآن و احاديث معصومين(ع) ملاحظه مي‌شود، براي دوران گذار بوده است. برده‌داري امري عارضي بر اسلام بوده است؛ نه اين كه اسلام آن را تأسيس كرده باشد.
    در خصوص زنان نيز همين سنت جريان دارد و بايد گفت، برخي از احكام قومي مربوط به زنان براي دوران گذار بوده و به اين معنا نيست كه در اعصار ديگر لازم باشد، به آن احكام پايبند باشيم و حقوق بيش‌تري براي زنان قائل نشويم. تحقير زنان چيزي نبوده است كه اسلام آن را تأسيس كرده باشد؛ بلكه در صدد تعظيم زنان برآمده و اگر شرايط قومي و تاريخي بيش از آنچه تحقق يافته، اجازه نداده است، اين مشكل به اصل اسلام مربوط نيست.
    در آداب و رسوم و شرايط تاريخي و جغرافيايي عربستان براي زن منزلتي قائل نبودند و لذا عرب‌ها اگر صاحب دختر مي‌شدند، احساس شرم مي‌كردند و دختران خود را زنده به گور مي‌نمودند. عرب‌‌ها اساساً در ارث سهمي براي زنان قائل نمي‌شدند. اسلام كه آمد، با اين تحقيرها مبارزه كرد.
    4. تفاوت‌هاي جسمي و روحي زن و مرد
    ترديدي نمي‌توان داشت كه مرد و زن به لحاظ جسمي و روحي با هم تفاوت‌هايي دارند كه اين تفاوت‌ها اقتضا دارد، وظايفي متناسب با تفاوت‌ها بر عهده آنان نهاده شود. براي مثال مرد نوعاً به لحاظ جسمي قوي‌تر از زن و به لحاظ روحي خشن‌تر از اوست. به همين رو جهاد و مقاتله با دشمن از عهده زن برداشته و نفقه زن بر عهده مرد قرار داده شده است. در اسلام تفاوت ميان زن و مرد مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تبعيض ميان آنان قرار نداده است؛ به اين كه معنا مردان را برتر از زنان جاي داده باشد.
    5. بدفهمي آيات و روايات مربوط به زنان
    بايد توجه داشت كه آيات و روايات ناظر به شرايط زمان نزول و صدورش نازل و صادر شده است و بي‌‌توجهي به آن شرايط كه قرائن مقامي فهم آنها به شمار مي‌رود، موجب شده است، آيات و روايات به درستي فهميده نشود. براي مثال آيه تعدد زوجات ناظر به شرايط اضطراري و خاصي بوده است و براي همان شرايط جايز است و در غير آن شرايط جوازي ندارد. گفتني است كه اين آيه در سوره نساء است و اين سوره پس از آني نازل شده بود كه مردان مسلمان در جنگ‌هاي بدر و احد كشته شده بودند و زنان بيوه و فرزندان يتيم فراواني حاصل شده بود كه نيازمند سرپرستي و حمايت بودند.
    فهم صحيح آيات و روايات علاوه بر اين كه در گرو ملاحظه شرايط تاريخي نزول و صدور است، مستلزم اين است كه همه آنها با هم مورد مطالعه قرار گيرند؛ چرا كه يكي از عوامل بدفهمي آنها برخورد گزينشي با آنهاست.
    اينك براي حسن ختام برخي از آياتي را كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد، مي‌آورم:
    يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (حجرات،13)؛ اي مردم، ما شما را از مرد و زن آفريديم و گروه گروه و قبيله قبيله قرار داديم تا يكديگر را از هم بازشناسيد. گرامي‌ترين شما نزد خدا پرواپيشه‌ترين شماست.
    به موجب اين آيه آفرينش زن و مرد لازمه زندگي اجتماعي بوده و يكي بر ديگري به جهت آفرينش نزد خدا برتري ندارد و برتري آنان از لحاظ پاكي از گناه است.
    مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل،97)؛ هر زن و مرد مؤمني عمل صالح انجام دهد، در روز بازپسين زندگاني پاكي خواهيم داد و نيكوتر از كاري كه انجام داده، پاداش خواهيم داد.
    در اين آيه نيز ملاك برتري زن و مرد ايمان و عمل صالح دانسته شده است.
    إِنَّ الَّذينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَريقِ (بروج،10)؛ كساني كه مردان و زنان مؤمن را بيازارند و توبه نكنند، عذاب دوزخ و سوزان براي آنان است.
    وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً (احزاب، 58)؛ كساني كه مردان و زنان مؤمن را بيازارند، بدون اين كه عمل ناشايستي انجام داده باشند، مرتكب بهتان و گناه آشكاري شده‌اند.
    به موجب اين دو آيه آزردن و ستم كردن بر زنان مستوجب مجازت الهي و آتش دوزخ است.
    به هر حال اگر پيامبر اسلام(ص) در اين دوره مبعوث مي‌شد، بعيد مي‌نمود، احكامي تأسيس كند كه به موجب آنها براي زن حقوقي نصف مرد مقرر شده باشد؛ چون مقتضيات امروزي چنين احكامي را بر نمي‌تابد. اين نشان مي‌‌دهد كه احكام مورد بحث متناسب با شرايط تاريخي و فرهنگي عرب حجاز در عصر نزول بوده است و پيامبر اسلام(ص) آنها را به جهت آن كه از رهگذر آنها تقريباً به زنان ستمي روا نمي‌رفته و شرايط آن زمان هم بيش از آن را پذيرا نبوده است، امضاء و مقرر كرده است.
    پنهان نيست كه احكامي نظير ديه و ارث زنان و تعدد زوجات و مانند آنها همه روزه مبتلا به نيست و هر از چندگاهي براي برخي از افراد پيش مي‌‌آيد. اين در حالي است كه در امور روزمره جانب زنان گرفته شده است. نفقه زن كه بر عهده مرد است، هر روزه است و حتي زن مي‌تواند از مرد براي كار خانه مزد طلب كند و اين نيز امري هر روزه است. زنان به موجب اين حقوقي كه در اسلام برايشان مقرر شده، اگر بخواهند مي‌توانند بر ضد مردان سوء استفاده كنند.
    لينك‏هاي مرتبط: ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلاماولين پاسخ به نامه ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلامدومين پاسخ به نامه دختر ايراني مقيم خارج ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلامدومين نامه دختر دانشجوي ايراني مقيم خارج

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند نکته درباره پست بالا




    چند نكته را به اجمال به عرض برسانم:
    1. فلسفه نسخ تغيير احكام به اقتضاي تغيير مصالح و مقتضيات است و بي ترديد تغيير مصالح و مقتضيات به عصر رسول خدا(ص) اختصاص ندارد. بنابراين هيچ منعي ندارد، هم چنان كه در عصر آن حضرت نسخ صورت مي گرفت، بعد از او نيز نسخ صورت بگيرد.
    مرحوم آيت الله معرفت تعبيري به نام «نسخ مشروط» داشت، به اين معنا كه احكامي تابع شرايط و مقتضيات خودش است و هرگاه آن شرايط و مقتضيات از ميان برود، احكام مربوط نيز نسخ مي گردد و هرگاه آن شرايط و مقتضيات برگردد، احكام مربوط هم بر مي گردد.
    2. پاره اي از احكام كه اتقاقاً در خود قرآن آمده است، احكام برده داري است و چون امروزه شرايط و مقتضيات برده داري وجود ندارد، احكام مربوط نيز قابل عمل نيست. احكام ديه و ارث نيز همين طور است.
    3. بايد توجه داشت كه هر گاه شرايط اضطراري و خاصي پديد آيد كه اجراي احكام فرعي موجب نابودي اصل اسلام و هجمه همه جانبه به آن باشد، به تعبير حضرت امام خميني مي توان اين احكام فرعي را تعطيل كرد و كيان اسلام را حفظ نمود. اين احكام بالاتر از حج و جهاد نيست. به نظر ايشان حتي مي توان در شرايطي جلوي حج و جهاد مسلمانان را گرفت.
    4. حرمت بدعت تا جايي است كه مردم پذيراي سنت باشند؛ اما در شرايطي كه مخالف باشند، بدعت مسكوت عنه خواهد بود؛ چنان كه وقتي حضرت علي(ع) خواست جلوي بدعت نماز تروايح را بگيرد، فرياد واعمراي مردم بلند شد و حضرت هم آن را مسكوت نهاد.
    ادعاي دروغين تحقير زنان در اسلام وبلاگ عشق الهي: http://asheqi.parsiblog.com
    ویرایش توسط asheqi : ۱۳۸۷/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۰:۴۴

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند نكته




    چند نكته را به اجمال به عرض برسانم:1. فلسفه نسخ تغيير احكام به اقتضاي تغيير مصالح و مقتضيات است و بي ترديد تغيير مصالح و مقتضيات به عصر رسول خدا(ص) اختصاص ندارد. بنابراين هيچ منعي ندارد، هم چنان كه در عصر آن حضرت نسخ صورت مي گرفت، بعد از او نيز نسخ صورت بگيرد.مرحوم آيت الله معرفت تعبيري به نام «نسخ مشروط» داشت، به اين معنا كه احكامي تابع شرايط و مقتضيات خودش است و هرگاه آن شرايط و مقتضيات از ميان برود، احكام مربوط نيز نسخ مي گردد و هرگاه آن شرايط و مقتضيات برگردد، احكام مربوط هم بر مي گردد.2. پاره اي از احكام كه اتقاقاً در خود قرآن آمده است، احكام برده داري است و چون امروزه شرايط و مقتضيات برده داري وجود ندارد، احكام مربوط نيز قابل عمل نيست. احكام ديه و ارث نيز همين طور است.3. بايد توجه داشت كه هر گاه شرايط اضطراري و خاصي پديد آيد كه اجراي احكام فرعي موجب نابودي اصل اسلام و هجمه همه جانبه به آن باشد، به تعبير حضرت امام خميني مي توان اين احكام فرعي را تعطيل كرد و كيان اسلام را حفظ نمود. اين احكام بالاتر از حج و جهاد نيست. به نظر ايشان حتي مي توان در شرايطي جلوي حج و جهاد مسلمانان را گرفت.4. حرمت بدعت تا جايي است كه مردم پذيراي سنت باشند؛ اما در شرايطي كه مخالف باشند، بدعت مسكوت عنه خواهد بود؛ چنان كه وقتي حضرت علي(ع) خواست جلوي بدعت نماز تروايح را بگيرد، فرياد واعمراي مردم بلند شد و حضرت هم آن را مسكوت نهاد.
    وبلاگ عشق الهي: http://asheqi.parsiblog.com

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قابلیت اجرا نداشتن برخی از احکام اسلام




    برخی از احکام اسلام و قرآن به گذشته تعلق دارد و در حال حاظر قابل اجرا نیست؛ نظیر اسب آماده کردن برای جنگ با دشمن؛ احکام برده داری، حرمت خرید و فروش خون، حرمت بازی با شطرنج، حرمت موسیقی، انحصار حرمت احتکار در مویز و گندم و جو و مانند آنها.
    من متعقدم بايد به علت احكام الهي توجه كرد و با تكيه به آن در هر زماني حكم مناسب آن زمان را استخراج كرد و به مورد اجرا گذاشت.

    وبلاگ عشق الهي: http://asheqi.parsiblog.com

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطابقت قوانین اسلام با مقتضیات زمان




    خاصيت انطباق اسلام با پيشرفتهای زندگی اعجاب خارجيان را برانگيخته‏ است.اسلام برای احتياجات ثابت ، قوانين ثابت و برای احتياجات متغير ، وضع ناثابت و متغيری در نظر گرفته است.اگر همه چيز را با زمان منطبق كنيم پس خود زمان را با چه چيز منطبق‏ سازيم ؟ فكر عدم انطباق اسلام با زمان ناشی از جمود گروهی و جهالت گروهی ديگر است . قرآن جامعه اسلامی را به گياهی كه در حال رشد است تشبيه می‏كند .
    كلمه " پديده قرن " خانواده‏های بی شماری را متلاشی كرده است . جامد جز با كهنه خو نمی‏گيرد ، و جاهل هر فسادی را به نام مقتضيات زمان‏ موجه می‏شمارد . پيچ و لولاهائی كه در ساختمان قوانين اسلامی به كار رفته و به آنها خاصيت تحرك و انعطاف داده است . كلاه لگنی حرام نيست ، طفيليگری حرام است . اسلام برای قاعده ضرر و قاعده حرج حق " وتو " قائل شده است .
    مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، 101
    ویرایش توسط asheqi : ۱۳۸۷/۰۸/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۶
    وبلاگ عشق الهي: http://asheqi.parsiblog.com

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    موضع جامد و جاهل در برابر مقتضیات زمان




    دو بيماری خطرناك همواره آدمی را در اين زمينه تهديد ميكند : بيماری جمود و بيماری جهالت ، نتيجه بيماری‏ اول توقف و سكون و باز ماندن از پيشروی و توسعه است و نتيجه بيماری دوم‏ سقوط و انحراف است . جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با كهنه خو نميگيرد و جاهل هر پديده نوظهوری را بنام مقتضيات زمان ، بنام تجدد و ترقی موجه ميشمارد . جامد هر تازه‏ای را فساد و انحراف می‏خواند و جاهل همه را يك جا بحساب‏ تمدن و توسعه علم و دانش ميگذارد . جامد ميان هسته و پوسته ، وسيله و هدف فرق نميگذارد ، از نظر او دين‏ مأمور حفظ آثار باستانی است ، از نظر او قرآن نازل شده است برای اينكه‏ جريان زمان را متوقف كند و اوضاع جهان را بهمان حالی كه هست ميخكوب‏ نمايد . از نظر او عمه جزو خواندن ، با قلم نی نوشتن ، از قلمدان مقوائی‏ استفاده كردن ، در خزانه حمام شستشو كردن ، با دست غذا خوردن ، چراغ‏ نفتی سوختن ، جاهل و بيسواد زيستن را بعنوان شعائر دينی بايد حفظ كرد . جاهل برعكس ، چشم دوخته به بيند در دنيای مغرب چه مد تازه و چه عادت‏ نوی پيدا شده است كه فورا تقليد كند و نام تجدد و جبر زمان روی آن‏ بگذارد . جامد و جاهل متفقا فرض ميكنند كه هر وضعی كه در قديم بوده است ، جزء مسائل و شعائر دينی است ، با اين تفاوت كه جامد نتيجه ميگيرد اين شعائر را بايد نگهداری كرد و جاهل نتيجه ميگيرد اساسا دين ملازم است با كهنه پرستی و علاقه به سكون و ثبات . در قرون اخير مسئله تناقض علم و دين در ميان مردم مغرب زمين زياد مورد بحث و گفت و گو واقع شده است . فكر تناقض دين و علم دو ريشه‏ دارد ، يكی اين كه كليسا پاره‏ای از مسائل علمی و فلسفی قديم را بعنوان‏ مسائل دينی كه از جنبه دينی نيز بايد به آنها معتقد بود پذيرفته بود و ترقيات علوم خلاف آنها را ثابت كرد . ديگر از اينراه كه علوم وضع زندگی‏ را دگرگون كرد ، و شكل زندگی را تغيير داد . جامدهای متدين نما همانطوريكه به پاره‏ای مسائل فلسفی بی جهت رنگ‏ مذهبی دادند شكل ظاهری مادی زندگی را هم ميخواستند جزء قلمرو دين بشمار آورند ، افراد جاهل و بی خبر نيز تصور كردند كه واقعا همين طور است و دين برای زندگی مادی مردم شكل و صورت خاصی در نظر گرفته است . و چون به‏ فتوی علم بايد شكل مادی زندگی را عوض كرد پس علم فتوای منسوخيت دين را صادر كرده است . جمود دسته اول و بی خبری دسته دوم فكر موهوم تناقض علم و دين را بوجود آورد .
    مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، 118-119
    وبلاگ عشق الهي: http://asheqi.parsiblog.com

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود