صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه کلی به اصحاب پیامبر اسلام (ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب پیامبر اسلام (ص)




    بسم الله الرحمن الرحیم
    قبل از هر چیز باید دانست که خداوندسبحان در آیات متعددی اصحابی را که به رسول خدا (ص ) ارادت داشتند و بدون هیچ طمع -یا فشار یا خود بزرگ بینی تنها بخاطر رضای خدا و رسولش از آن حضرت پیروی کرده اند ستوده است .(فتح 18و29-حشر 8و9-انفال 74-توبه 100-بقره 143-آل عمران 110-حج 78) که ما در مورد آنان بحثی نداریم همچنانکه در مورد دو منافقی که مورد لعن شیعه و سنی هستند -یعنی عبدالله بن ابی و عبدالله بن ابی سلول -نیز بحثی نمی کنیم .
    اصحاب در قرآن :
    آیات فراوانی در قرآن کریم خصوصا در سوره های توبه - احزاب و منافقون به توبیخ و سرزنش برخی از اطرافیان پیامبر (ص) که از فرمان خدا و رسولش تخلف ورزیده اند با عنوان منافق می پردازند از جمله :
    1-"به خدا قسم می خورند که چیزی نگفته اند ولی یه تحقیق آنها کلام کفر را گفته اند و پس از اسلامشان کافر گشته اند" (توبه 74)
    2- " اعراب شدیدترین کفر و نفاق را دارا هستند و در نادانی احکامی که خداوند بر رسولش فرو می فرستد سزاوارترند و خداوند دانا و حکیم است "(توبه 97)
    3- " گروهی از مردم می گویند : ما به خدا و روز جزا ایمان آورده ایم -ولی آنها مومن نیستند - می خواهند خدا و مومنین را فریب دهند در حالی که جز خود را فریب نمی دهند اما اینرا نمی فهمند -در قلبهاشان مرض هست و خدا هم بر مرضشان افزوده و در اثر ادعای دروغینشان عذابی دردناک برای آنها می باشد" (بقره 8و9و10)
    4-" چون منافقین نزد تو آیند می گویند : شهادت می دهیم که تو رسول خدائی- خدا می داند که تو رسول اوئی و خدا شهادت می دهد که منافقین دروغ می گویند - اینان پیمانها و قسمهای دروغشان راسپر خویش قرار داده اند تا راه خدا را بر مردم ببندند- اینها چه کار بدی میکنند-علتش اینست که آنها ایمان آوردند و بعد از آن کافر گشتند و خداوند هم قلبهاشان رابسته در نتیجه هیچ نمی فهمند" (منافقون 1و2و3)
    5- " منافقین با خدا فریبکارانه رفتار می کنند - او هم فریب آنان را پاسخ می دهد و چون برای نماز بخواهند بر خیزند با کسالت بر می خیزند و در برابر مردم ریا میکنند و (نشانه دیگرشان این است که ) خدا را جز اندک یاد نمی کنند" (نساء 142).
    6-" آن هنگام که منافقین و کسانی که در دلهاشان مرض بود گفتند : خدا و رسولش به ما وعده ای جز فریب ندادند" (احزاب 12)
    و آیات دیگری که مجال بازگوئی آنها نیست .( بخوانید سوره توبه 75و76-نساء 60و61و62- منافقون 4-احزاب 18و19-محمد 16و30- فتح 11)
    اهل سنت در پاسخ به این اشکال می گویند:
    - اولا در صحابی بودن اشخاص ایمان اور را نیز شرط می دانیم یعنی " صحابی کسی است که به حال ایمان پیامبر (ص) را دیده باشد"
    - و ثانیا منافقان حسابشان جداست و از صحابه نیستند.
    اما وقتی دقیقتر موشکافی کنیم در می یابیم که :
    اولا - همه انان که با پیامبر همراه و همنشین بودند شهادتین را گفته بودند.
    پیامبر (ص) هم آن ایمان ظاهری را پذیرفته بود و می فرمود :" به من فرمان داده شده که به ظاهر افراد داوری کنم - کار درون افراد با خداست ".
    ثانیا - پسامبر منافقین را نیز جز اصحاب خویش دانسته است . بخاری می گوید: عمر از پیامبر (ص) خواست که گردن عبدالله بن ابی منافق رابزند.حضرت فرمودند : " او را رها کن مبادا مردم بگویند محمد اصحابش را می کشد". (صحیح بخاری کتاب التفسیر سوره منافقون ح 8 ج 6 ص 193)
    ثالثا -منافقین شناخته شده نبودند. بخاری گوید: عمر از رسول خدا در خواست کرد که گردن ذوالخویصره که به پیامبر گفته بود به عدالت رفتار کن را بزند . حضرت فرمود: " او را رها کن.زیرا یارانی دارد که هر کدام از شما نماز خود را در برابر نماز او و روزه خود را در برابر روزه او کوچک می شمارد. آنها قرآن می خوانند ولی از گلوی آنان فراتر نمی رود" ( صحیح بخاری کتاب الانبیاء باب علامه النبوه ح 37 ج 4 ص 243).
    رابعا - قرآن کریم هم آنان را ناشناخته معرفی می کند :
    " برخی از اهل مدینه نفاق می ورزند تو آنها را نمی شناسی ولی ما می شناسیم " (توبه 101).
    خامسا - رسول خدا (ص) دشمنی با علی بن ابی طالب (ع ) را نشانه نفاق اعلام کرده بود ( صحیح مسلم کتاب الایمان باب 33 و ان حب الانصار و...ح6 ج 1 ص86- سنن ترمذی کتاب المناقب باب 21 ح 3717 ج 5 ص 4-593- سنن نسائی کتاب الایمان باب علا مه الایمان ح 6 و باب علامه المنافق ح 3 ج 8 ص 116و117 - کنزالعمال ج 11 ص 622).
    پس لااقل افرادی چون معاویه و عمرو عاص و بسربن ارطاه را باید جزء منافقین به حساب بیاورید.
    سادسا - آیا ت فراوانی از قرآن کریم اصحاب را با وصف ایمان مورد عتاب و نکوهش قرار می دهند. از جمله :
    1- " ای اهل ایمان چه می شود شما را که وقتی به شما گفته می شود در راه خدا بسیج شوید بر زمین سنگینی می کنید؟ آیا به زندگی دنیائی به جای آخرت راضی گشته اید؟ همانا بهره زندگانی دنیا در برابر آخرت اندک است - اگر بسیج نشوید شما رادچار عذابی دردناک می کند و گروه دیگری را جایگزین شما می نماید- ایم کار هیچ ضرری برای او ندارد که خدا بر هر چیزی قادر است " (توبه 38و39).
    2- " ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی را می گوئید که به آن عمل نمی کنید-بسیار نفرت انگیز است در پیشگاه خدا این که بگوئید چیزی را که به آن عمل نمی کبید" (صف 2و3 ).
    3-" بر تو منت می گذارند که اسلام آورده اند بگو : اسلامتان را بر من منت نگذارید بلکه خداوند بر شما منت نهاد که به سوی ایمان هدایتتان کرد اگر اهل صداقت و راستی باشید" ( حجرات 17).
    4- " اعراب گفتند ایمان آوردیم . بگو : ایمان نیآورده اید ولی بگو ئید : اسلام آورده ایم -چرا که هنوز ایمان در قلبهاتان وارد نشده است " (حجرات 14).
    5- " گروهی از مومنین اظهار نارضایتی می کنند - اینها بعد از آشکار شدن حق در آن با تو جدالو نزاع می نمایند گویا خود می بینندکه به سوی مرگ کشیده می شوند" ( انفال 5و6 ).
    6- " تناه آنهائی که ایمان به خدا و روز جزا نیآورده اند و دلشان پر از شک و ریب است از تو اجازه معافی از جهاد می خواهند - همانا آنها در شک و تردیدشان خواهند ماند " ( توبه 45)
    7- " اگر اینان با شما مو منین برای جهاد بیرون بیایند جز خیانت و فریب در سپاه نمی افزایند - هر چه بتوانند در کار شما اخلال می کنند و از هر سوی در پی فتنه انگیزی هستند - در میان شما هم کسانی هستند که به آنها گوش می دهند ( و سخنانشان را می پذیرند) - خداوند هم به حال ستمگران داناست " (توبه 47).
    8- " برخی از آنان در تقسیم صدقات بر تو خرده می گیرند - پس اگر مال زیادی به آنها عطا کنی راضی می شوند و اگر چیزی به آنها داده نشود سخت خشمگین می گردند" ( توبه 58).
    9- " برخی از آنان دائما پیامبر را اذیت کرده می گویند: شخص خوش باوری است - بگو این خوش باوری من به نفع شماست - پیامبر به خدا ایمان دارد و برای مومنین مامن و پناگاه است - و برای ایمان آورده های شما رحمت می باشد. اما برای آنها که رسول خدا را اذیت و آزار می دهند عذابی دردناک می باشد" (توبه 61).
    به اضافه آیات دیگر ( بخوانید : مائده 51و54-انفال 27و28-حدید 16-توبه 23و24و81- محمد 29و30و38- فتح 10-انفال 15و16-آل عمران 104تا 107- ممتحنه 1) که در یک جمع بندی می فرماید:
    " آیا اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود به گذشته های خویش باز می گردید" (آل عمران 144).




    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۹:۰۹ دلیل: ادغام موضوعات وتغییر نام تاپیک
    007

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب -بخش دوم ( اصحاب در سنت )




    بسم الله الرحمن الرحیم
    1- ابوسعید خدری گوید: پیامبر (ص ) فرمود :
    - "...(روز قیامت ) گفته می شود : تو نمی دانی که پس از وفاتت چه بدعتها در دین گذاشتند - آنگاه من می گویم : دور باد -دور باد- آنان که پس از من در دین تغییر دادند و بدعت نهادند" ( صحیح بخاری کتاب الدعوات باب فی الحوض ح 8 ج 8 ص 149 و 150).
    2- ابو هریره می گوید : پیامبر (ص) فرمود:
    -" گروهی را دیدم آنها را شناختم - ناگهان مردی به آنها گفت : زودتر بیاید - گفتم : به کجا؟ گفت : به خدا قسم به سوی جهنم .گفتم : اینها چه کار کرده اند؟ گفت : پس از تو به جاهلیت بازگشتند و مرتد شدند... از آنها نمی بینم کسی رها شود جز به اندازه چند شتری که از گله جدا شده اند " ( صحیح بخاری کتاب الدعوات باب فی الحوض ح 10 ج 8 ص 1-150).
    3- پیامبر خدا (ص ) فرمود : - " من قبل از شما می روم و شاهد و گواه بر کار های شما هستم...به خدا سوگند بر شما نمی ترسم که پس از من مشرک شوید ولی می ترسم که بر سر دنیا رقابت کنید". ( صحیح بخاری کتاب الجنائز باب 72 الصلاه علی الشهید ح 2 ج 2 ص 5-114 و کتاب فی الدعوات باب فی الحوض ح 15 ج 8 ص 151 .قابل ذکر است که احادیث زیادی در این باب بالفظ اصحاب آمده که بعد از پیامبر به قهقری بازگشتند . و صحیح مسلم کتاب الفضائل باب 9 ح 30 ج 4 ص 1795).

    007

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza007 نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    1- ابوسعید خدری گوید: پیامبر (ص ) فرمود :
    - "...(روز قیامت ) گفته می شود : تو نمی دانی که پس از وفاتت چه بدعتها در دین گذاشتند - آنگاه من می گویم : دور باد -دور باد- آنان که پس از من در دین تغییر دادند و بدعت نهادند" ( صحیح بخاری کتاب الدعوات باب فی الحوض ح 8 ج 8 ص 149 و 150).
    2- ابو هریره می گوید : پیامبر (ص) فرمود:
    -" گروهی را دیدم آنها را شناختم - ناگهان مردی به آنها گفت : زودتر بیاید - گفتم : به کجا؟ گفت : به خدا قسم به سوی جهنم .گفتم : اینها چه کار کرده اند؟ گفت : پس از تو به جاهلیت بازگشتند و مرتد شدند... از آنها نمی بینم کسی رها شود جز به اندازه چند شتری که از گله جدا شده اند " ( صحیح بخاری کتاب الدعوات باب فی الحوض ح 10 ج 8 ص 1-150).
    3- پیامبر خدا (ص ) فرمود : - " من قبل از شما می روم و شاهد و گواه بر کار های شما هستم...به خدا سوگند بر شما نمی ترسم که پس از من مشرک شوید ولی می ترسم که بر سر دنیا رقابت کنید". ( صحیح بخاری کتاب الجنائز باب 72 الصلاه علی الشهید ح 2 ج 2 ص 5-114 و کتاب فی الدعوات باب فی الحوض ح 15 ج 8 ص 151 .قابل ذکر است که احادیث زیادی در این باب بالفظ اصحاب آمده که بعد از پیامبر به قهقری بازگشتند . و صحیح مسلم کتاب الفضائل باب 9 ح 30 ج 4 ص 1795).

    خوب اینجا نامی از اصحاب نمی بینم.شاید منظور مردم عصر حاضر باشند.در این زمانه هم ما کم بدعت در دین نذاشتیم.
    البته اشتباه نشود من قصدم تایید اعمال اصحاب بعد از رحلت پیغمبر اعظم نیست،می گم شاید ایشان اشاره ای کلی به مردم تمام دوران داشته اند

    اللهم عجل لولیک الفرج
    درود خداوند بر رهبر فرزانه انقلاب
    درود خداوند بر فرمانده شجاع حزب الله

    لعنت خداوند بر حکام جنایتکار عرب
    لعنت خداوند بر اسرائیل و حامیانش

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط احسان زمانی نمایش پست
    خوب اینجا نامی از اصحاب نمی بینم.شاید منظور مردم عصر حاضر باشند.در این زمانه هم ما کم بدعت در دین نذاشتیم.
    البته اشتباه نشود من قصدم تایید اعمال اصحاب بعد از رحلت پیغمبر اعظم نیست،می گم شاید ایشان اشاره ای کلی به مردم تمام دوران داشته اند
    احسان عزيز سلام

    متن عربي روايت كه از سنن كبرا نسائي (جزء 6 كتاب معتبر اهل سنت) چنين است :

    وإنه يؤتى أناس من أمتي فيؤخذ بهم ذات الشمال فأقول رب أصحابي فيقول إنك لا تدري ما أحدثوا بعدك فأقول مثل ما قال العبد الصالح إن تعذبهم فإنهم عبادك وإن تغفر لهم فإنك أنت العزيز الحكيم فيقال إنهم لم يزالوا مرتدين على أعقابهم القهقري منذ فارقتهم (سنن كبرا نسائي 6 :‌ 408)

    خلاصه اينكه پيامبر در روز قيامت عذاب إلهي را مشمول امت خود مي بيند، نگران مي شود، از احوال اصحاب خود جويا مي شود، به او ميگويند تو چه ميداني بعد تو چه ها كردند؟!!.... از لحظه اي از آنها جدا شدي پيوسته مرتد بودند و به گذشته جاهلي خود برگشتند !!!!

    ثانيا: منظورت از كلمه ما چيست؟
    بدعتهاي ما يعني كيا؟
    توضيح بده
    شماها كي هستيد؟


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ثانيا: منظورت از كلمه ما چيست؟
    بدعتهاي ما يعني كيا؟

    توضيح بده
    شماها كي هستيد؟
    اه چرا جوش میاری داداشی؟منظورم مسلمانان یا بهتر بگم به ظاهر مسلمانان هست.نگو که الآنه بدعت گذاری در دین اسلام نمیشه
    اللهم عجل لولیک الفرج
    درود خداوند بر رهبر فرزانه انقلاب
    درود خداوند بر فرمانده شجاع حزب الله

    لعنت خداوند بر حکام جنایتکار عرب
    لعنت خداوند بر اسرائیل و حامیانش

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب - بخش سوم ( اصحاب و برخورد با پیامبر (ص))




    اصحاب و برخورد با پیامبر (ص )
    1- " ذوالحویضره " به تقسیم پیامبر (ص) اعتراض کرد . حضرت فرمود: " اگر من به عدالت رفتار نکنم چه کسی می خواهد به عدالت رفتار نماید؟"(صحیح بخاری کتاب الانبیاء باب 24 علامات النبوه فی الاسلام ح33ج4 ص 243)
    2- در جریان صلح حدیبیه وقتی پیامبر پیمان نامه را پایان داد به اصحاب خود قرمان داد :"برخیزید – حیوانات خود را نحر کنید و سرهایتان را بتراشید ".
    راوی گوید به خدا سوگند هیچیک از آنها برنخاستند – تا اینکه حضرت سه بار فرمان خود راتکرار فرمود –وقتی دید کسی برنمی خیزد –نزد " ام سلمه "رفت و ماجرا را برایش نقل کرد."( صحیح بخاری کتاب الشروط باب شروط در جهاد و مصالحه...ح 1 ج 3ص 7 – 256)
    3- وقتی پیامبر ( ص ) در آخرین روزهای حیات خویش از اصحاب در خواست کرد که کاغذ و دواتی بیاورند تا برای آنها چیزی بنویسد که هر گز پس از آن گمراه نشوند-عمر از این کار جلوگیری کرد و ضمن نسبت هذیان دادن به حضرت اظهار داشت که قرآن ما را بس است.
    حاضرین اختلاف کرده با هم نزاع کردند تا جائیکه حضرت فرمود :"بلند شوید و از نزد من بیرون روید ".
    به همین خاطر ابن عباس همواره می گفت : بالاترین مصیبت –مصیبتی بود که نگذاشتند رسول خدا (ص) آن کتاب را بر ایشان بنویسد و بجای اطاعت پیامبر اختلاف کردند و هیاهو نمودند.( صحیح بخاری باب کتابه العلم ح4 ج1 ص39 و باب مرض النبی و وفاته ح 4 ج 6 ص 11و12 و باب قول المریض قوموا عنی ح 1 ج 7 ص 6 – 155 و باب کراهیه الخلاف ح 3 ج 9 ص 133-صحیح مسلم آخر کتاب الوصیه ج 3 ص 1257- مسند امام احمد بن حنبل ج 1 ص 222- تاریخ طبری حوادث سال یازدهم ج 3 ص 193- تاریخ ابن اثیر حوادث سال یازدهم ج 2 ص 320).
    4- پیامبر اکرم (ص) دو روز قبل از وفاتشان سپاهی را به فرماندهی جوان 18 ساله ای به نام اسامه بن زید برای جنگ با رومیان بسیج نمودند و همه مسلمانان را مامور حضور در آن کردند و متخلفین را لعنت فرمودند با این وصف گروهی از جمله ابوبکر و عمر به بهانه جوان بودن فرمانده که هنوز صورتش مو در نیآورده از حضور سر باز زدند.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید خطبه 156 ج 9 ص 7-196).
    پیامبر (ص ) از این عملکرد سخت متاثر و عصبانی شدند و با حالت تب در حالی که سر مبارک را بسته و پاها را به زور بر زمین می کشید از منزل خارج شده بر فراز منبر رفت و پس از حمد الهی فرمود : " اگر امروز در فرماندهی او تشکیک می کنید و طعنه می زنید قبلا نیز در فرماندهی پدرش طعنه می زدید".(الطبقات الکبری ابن سعد ج 2 ص 1-190).
    5- دوازده تن از اصحاب پیامبر (ص ) به بهانه دور بودن راه مسجد النبی از مال خودشان مسجدی ساختند و حضرت را جهت افتتاح آن دعوت نمودند .اما خداوند سبحان نفاق آنان را روشن ساخت و پیامبر (ص) را اینگونه آگاه کرد که : " کسانی که برای زیان رسانیدن و کفر ورزیدن و جدائی انداختن میان مومنان و سنگرسازی برای آنان که با خدا و پیامبر جنگیده اند مسجدی پدید آورده اند و سوگند می خورند که جز نیکی هدفی نداشتیم در حالی که خدا گواهی می دهد که اینان دروغ گویند – هر گز در چنین مسجدی اقامت نکن" ( توبه 8-107-الدر المنثور .السیوطی ذیل آیه فوق ج 4 ص 6-5-284 وی در حدیثی از ابن عباس نقل می کند که اینها گروهی از انصار بودند .ابوعامر به آنها گفت : مسجد را بسازید و هر چه میتوانید سلاح بر گیرید من نزد قیصر ملک روم می روم تا لشگرش را از روم آورده محمد و یارانش را اخراج کند).
    6- جابرابن عبدلله می گوید : قافله ای که مواد غذائی با خود حمل می کرد از شام آمد – ما مشغول نماز جمعه با رسول خدا (ص ) بودیم مردم متفرق شدند بجز دوازده نفر که این آیه نازل شد : " چون تجارت یا کار لهوی را ببینند به طرف آن پراکنده میشوند و ترا – که ایستاده ای – تنها می گزارند" ( جمعه 11- صحیح بخاری کتاب الجمعه باب اذا نفر الناس عن الامام ح 1 ج 2 ص16).
    7- برا ء بن عازب می گوید : رسول اکرم (ص) عبدالله بن جبیر را به همراه پنجاه پیاده نظام در دره احد قرار داد و به آنها فرمان داد که خواه در صورت شکست و خواه پیروزی از آنجا حرکت نکنند تا فرمان حضرت برسد اما همینکه آثار پیروزی پدیدار گشت و جواهرات زنان آشکار شد فریاد کشیدند : " غنیمت! ای قوم غنیمت " !! دره را رها کرده به سوی جمع آوری غنائم براه افتادند و به فریاد های عبدالله بن جبیر اعتنائی نکردند .نتیجه این عمل شکست سپاه اسلام و به شهادت رسیدند هفتاد نفر شد. آنجا بود که حضرت رسول (ص) هر چه فریاد کرد جز دوازده نفر کسی با او نبود.( صحیح بخاری کتاب الوصایا باب 163 مایکره من التنازع....ح2 ج4 ص 79و80).
    8- قضیه احد مربوط به سال سوم هجرت – که مسلمانان در ضعف قرار داشتند – بود. اما این صحنه برای آنان عبرت نشد و در پایان سال هشتم پس از فتح مکه که تعداد دوازده هزار سپاهی حضرت را همراهی می کردند – یعنی دوازده برابر سپاهیان اسلام در احد – در حنین این صحنه را تکرار کرده مجددا حضرت را در وسط میدان تنها گذاشتند . قرآن کریم آن حادثه را اینگونه ترسیم می کند : " خداوند در مواقع فراوانی شما را یاری کرد از جمله روز حنین که لشگر بسیارتان مغرورتان ساخته بود. آن لشگر بزرگ هر گز به کارتان نیآمدو زمین با آن بزرگی بر شما تنگ آمد در نتیجه همه شما پا به فرار گذاشتید و از صحنه جنگ در رفتید – آنگاه خداوند آرامش و طمانینه اش را بر رسول و مومنان نازل کرد و لشگریانی فرو فرستاد که شما آنها را نمی دیدید تا بالا خره کافران را سخت عذاب کرد و اینهم کیفر کافران است ( توبه 6-25).
    جالب اینجاست که ابو قتاده می گوید: -...مسلمانان پا به فرار گذاشتند منهم با آنها فرار کردم ناگهان عمربن خطاب را در میان مردم یافتم به او گفتم : این مردم را چه شده است ؟ گفت کار خداست .!!( صحیح بخاری کتاب المغازی باب 56 قول الله تعالی . و یوم حنین ح 6 ج 5ص 196).
    9- ابن عباس می گوید : در روز چهارم ذی الحجه پس از انجام عمره پیامبر اکرم (ص) اعلام کردند : زنانتان بر شما حلال هستند. یکی از ما وقتی به سرزمین منی رفته بود نتوانست شهوتش را کنترل کند . وقتی تین خبر به رسول خدا (ص ) رسید حضرت به سخنرانی ایستاد و فرمود : شنیدم چنین و چنان می گوئید به خدا سوگند من از شما نیکوکارتر و با تقوی ترم .( صحیح بخاری کتاب المظالم باب الاشتراک فی الهدی ح 1 ج 3 ص185.جالب اینجاست که همانجا فردی می پرسد این حلال بودن فقط برای ماست یا تا ابد است . فرمود خیر بلکه تا ابد است ).
    10- انس بن مالک می گوید : وقتی خداوند مقداری از اموال قبیله هوازن را به رسول خدا (ص) غنیمت داد حضرت آنرا به مردانی از قریش بخشید .برخی از انصار گفتند خداپیامبرش را ببخشد به قریش می بخشد و ما را رها می کند در حالی که خونشان از شمشیرهایمان می چکد. رسول خدا (ص) آنها را در جائی گرد آورده فرمود : من به آنها که تازه مسلمان شده اند چیزی بخشیده ام آیا راضی نمی شوید که آنها با مالهایشان بروند و شما با رسول خدا؟( صحیح بخاری باب فرض الخمس باب 19 ماکان النبی یعطی المولفه ح 5 ج 4 ص 114).
    11- پیامبر اکرم (ص) از وصل کردن روزه به روزه روز دیگر نهی فرمود اما اصحاب آنرا نپذیرفتند و روزه ها را به هم وصل می کردند.( صحیح بخاری کتاب الصوم باب 47 و 48 التنکیل لمن اکثر الوصال و الوصال الی السحر ج 3 ص 49).
    007

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب-بخش چهارم ( اصحاب و تغییر سنت پیامبر (ص))




    اصحاب و تغییر سنت پیامبر (ص):
    1- برا ءبن عازب گوید : ما پس از پیامبر (ص) چه کارها کردیم و چه انحرافها در دین به وجود آوردیم .(صحیح بخاری کتاب المغازی باب غزوه حدیبیه ح 21 ج 5 ص 159 و160).
    2- انس بن مالک گوید : هیچیک از احکام شریعت را نمی شناسم که بدون تغییر مانده باشد به جز نماز و این نماز هم ضایع شده است.(صحیح بخاری کتاب مواقیت الصلاه باب تضییع الصلاه ح 1 ج 1 ص 141).
    3- ابو سعید خدری به مروان که امیر مدینه بود اعتراض می کند که چرا بر خلاف سنت پیامبر (ص) خطبه عید را قبل از نماز می خوانی ؟ گفت : چون مردم پس از نماز نمی نشینند ( صحیح بخاری کتاب العیدین باب الخروج الی المصلی ح1 ج 2 ص 22).
    علتش هم این بود که خطبه بالعن علی و اهل بیتش ختم می شد.
    4- رسول خدا (ص) اطاق پوریائی را برای نماز خواندن فراهم کرد.برخی از مسلمانان نیز همراه او نماز خواندند.یکی از شبها رسول خدا (ص) دیر کرد و تشریف نیاوردند .مردم سرو صدا راه انداختند و با سنگ به در خانه کوبیدند.حضرت ناراحت شده به آنان فرمود:" آنقدر رفت و آمد کردید که خیال کردم (این نماز مستحبی) بر شما واجب شده پس نماز مستحبی را در خانه بخوانید".(صحیح بخاری کتاب الادب باب 75 ما یجوز من الغصب ح 5ج 8 ص 34).
    5- عمر در ایام خلافتش مردم را برای به جماعت برگزار کردن نماز مستحبی (صلاه تراویح ) گرد هم می آورد و می گفت : چه بدعت خوبی ! (صحیح بخاری کتاب صلاه التراویح باب فضل من قام فی رمضان ح 2 ج 3 ص 58).
    6- ابو الدرداء می گوید : به خدا قسم چیزی از سنت پیامبر (ص) نمی یابم جز اینکه همه با هم نماز می خوانند. ( صحیح بخاری کتاب الاذان باب فضل صلاه الفجر ح 2 ج 1 ص166)


    007

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب - بررسی احوالات برخی از اصحاب ( ابوبکر)




    ابوبکر
    موارد تخلفات او به اختصار از این قرار است :
    1-گروهی از بنی تمیم در سال نهم هجری بر پیامبر (ص) وارد شدند .ابوبکر و عمر هر کدام به فردی اشاره کردند که پیامبر (ص) او را امیرشان سازد.آن دو آنقدر در محضر حضرت با یکدیگر مخالفت کرده و سر و صدایشان بالا رفت تا جائی که این آیه شریفه نازل شد:
    " ای مومنان صدایتان را از صدای پیامبر بلندتر نکنید و همانگونه که با یکدیگر بلند سخن می گوئید با پیامبر سخن مگوئید".(حجرات 2- نقل : صحیح بخاری کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه باب 5 مایکره.... ح 4ج 9 ص 120)
    2-تخلف از حضور در سپاه اسامه. ( که در بخشهای قبلی گذشت).
    3-جسد پیامبر (ص ) را رها کرده برای رسیدن به خلافت به سوی " سقیفه " شتافت.
    4- عایشه گوید: " فاطمه میراث خود در مدینه و فدک و باقیمانده خمس را از ابوبکر طلب کرد- اما وی از پرداختن آن به فاطمه خودداری کرد.فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد و با او قهر کرد و حرف نزد تا روزی که از دنیا رفت.(صحیح بخاری باب غزوه خیبر ح 37 ج 5 ص 177 و صحیح مسلم کتاب الجهاد باب قول النبی : لانورث ح 1759 ج 3 ص 1380.
    - دوستانی که می خوانند در رابطه با فدک و رفتار ابوبکر و عمر با حضرت فاطمه (س) بیشتر بدانند می توانند به لینکهای ذیل مراجعه نمایند:
    http://askquran.ir/showthread.php?t=4051
    http://askquran.ir/showthread.php?t=4053 )
    جالب اینجاست که همین بخاری می گوید: " پس از رحلت پیامبر (ص) - جابر بن عبدلله ادعا کرد که آن حضرت به او وعده دادن چیزهائی را داده بود". ابوبکر سه بار دستش را پر کرد و در هر نوبت پانصد درهم به او داد. ( صحیح بخاری کتاب الشهادات باب من امر بانجاز الوعد ح 3 ج 3 ص 236).
    آیا کسی نیست از ابوبکر بپرسد:
    چرا ادعای جاب را بدون هیچ گواهی تصدیق کردی اما ادعای زهرا (س ) را خیر ؟!
    آیا جابر با تقوی تر و راستگوتر از آن حضرت بود؟! در حالی که :
    - به شهادت آیه تطهیر زهرا (س) معصوم است.
    -به فرموده رسول خدا (ص ) فاطمه (س) سرور زنان است .( صحیح بخاری کتاب الاستئذان باب من ناجی...ح 1 ج 8 ص 79).
    - به فرموده رسول خدا (ص) فاطمه(س ) سرور زنان اهل بهشت است.( صحیح بخاری باب مناقب قرابه الرسول ح 1 ج 5 ص 25).
    - فاطمه پاره تن رسول خداست .(صحیح بخاری باب مناقب قرابه رسول الله ح 3 ج 5 ص 26).
    - چرا شهادت علی (ع ) و ام ایمن در تائید سخنان زهرا (س) را نپذیرفتی؟
    - بخاری نقل می کند: قوم بنی صهیب ادعا کردند که رسول خدا دو منزل و یک اتاق را به صهیب بخشیده است. مروان گفت : چه کسی به نفع شما گواهی می دهد؟ گفتند: ابن عمر - وی را طلبید و او هم گواهی دادکه پیامبر دو منزل و یک اتاق به صهیب داده است. انگاه مروان بر این گواهی صحه گذاشت و به آنان بخشید ( صحیح بخاری کتاب الهبه باب آخر حدیث آخر ج 3 ص 215).
    - آیا فرزندان صهیب در ادعایشان راستگوتر از دختر گرامی رسول خدا (ص ) هستند؟!
    - یا گواهی عبدلله بن عمر قوی تر و محکم تر از گواهی علی و ام ایمن است ؟1
    - یا اینکه عبدلله بن عمر مورد اطمینان دستگاه حاکمه است و علی خیر ؟!
    5- ابوبکر به پیامبر (ص) نسبت داد که آن حضرت فرمود:
    - " ما پیامبران ارث نمی گزاریم " (صحیح بخاری باب غزوه خیبر ح 37 ج 5 ص 177).
    و حال آنکه :
    - قرآن کریم صراحتا می فرماید : سلیمان از داود ارث برد ( نمل 16).
    - چرا ادعای ابوبکر قبول می شود اما سخن فاطمه و علی که از اهل بیت هستند رد می گردد؟ شاید بخاطر اینکه او حاکم است ! در حالی که نماز ابوبکر و عمر و عثمان و تمامی اصحاب و جمیع مسلمانان پذیرفته نمی شود مگر اینکه بر محمد و آل محمد (ص) صلوات و درود بفرستند.
    عبدلله بن عمر می گوید: رسول خدا (ص ) به همسرانش صد بار شتر از محصولات خیبر می بخشید. عمر خیبر را تقسیم کرد و همسران حضرت را مخیر کرد که مقداری از آب و زمین به آنها بدهد یا همان برنامه پیامبر (ص) را اجرا کند که برخی زمین را اختیار کردند و برخی دیگر بار شتر را. عایشه هم زمین را برگزید( صحیح بخاری باب المزارعه بالشطر ح آخر ج3 ص 8-137)
    اگر پیامبر (ص) میراث باقی نمی گذارد چگونه همسرانش از جمله عایشه ارث می برند ولی دخترش فاطمه (س) خیر؟!
    6- ابوبکر - خالد بن ولید را به یمامه به سوی بنی تمیم فرستاد .خالد پس از فریب دادن و بستن دستهایشان به جرم درنگ در پرداخت زکات گردنشان را زد و مالک بن نویره صحابی جلیل القدر که رسول خدا (ص) در اثر اطمینان به وی او را مامور گرفتن حقوق قومش کرده بود - به قتل رسانده و همان شب با همسر مالک زنا کرد.
    - اولا ابوبکر - خالد را هیچگونه مجازاتی ننمود و گفت : " او اجتهاد کرد و خطا نموده است ".!!!( تارخ طبری ج 3 ص 278 اخبار سال 11)
    - ثانیا ابوبکر خودش چنین فرمانی را صادر کرده بود. ابوهریره از او نقل می کند که گفت : به خدا قسم هر کس را که بین نماز و زکات فرق بگذارد می کشم. زیرا زکات حق مال است. به خدا سوگند اگر زکاتی را که در زمان پیامبر (ص) پرداخت می کردند ولو به مقدار کم به من ندهند با آنها کار زار خواهم کرد ( صحیح بخاری کتاب استنابه المرتدین باب 2 قتل من ابی...ح 1 ج 9 ص 19).
    - ثالثا تمامی صحاح اهل سنت نقل کردند که کشتن کسانی که " لااله الا الله" می گویند حرام است از جمله :
    - مقداد به رسول الله (ص) عرض کرد: اگر با یکی از کفار در حال جنگ برخوردکردم در این حال او با شمشیرش یکی از دو دستم را قطع کرد - آنگاه در پشت درختی پناه برد و گفت : من برای خدا مسلمان شدم - آیا در این صورت جایز است او را بکشم؟ فرمود: او را نکش. گفتم او اول دست مرا برید و آنگاه چنین گفت- فرمود : نکش.(صحیح بخاری کتاب المغازی باب 12 ح 22 ج 5 ص 109 و صحیح مسلم کتاب الایمان باب تحریم قتل الکافر بعد ان قال لااله الا الله ح 1 ج 1 ص 95).
    - رابعا هیچکس نگفته که منع زکات موجب کفر و ارتداد می شود.
    برخی می گویند اینها از اسلام برگشته بودند لذا می بایست کشته می شدند!
    می گوئیم : مگر اینها با خالد بن ولید نماز را به جماعت نخواندند؟ مگر خود ابوبکر دیه مالک رااز بیت المال پرداخت نکرد و معذرت خواهی ننمود؟
    - خامسا در زمان پیامبر (ص) ثعلبه از پرداختن زکات امتناع ورزید حتی آنرا منکر شد. اما رسول خدا (ص) نه با او جنگید نه او را کشت و نه اموالش را به زور گرفت.اگر چه توان تمامی این کار ها را داشت.
    7- ابوبکر دستور داد پانصد حدیث از پیامبر (ص) را آتش بزنند ( کنزالعمال ج 10-ص 285 ح 29460) و از نقل حدیث آن حضرت جلوگیری می کرد.
    8-کار خلافت بعد از خود را میان اصحاب به شوری نگذاشت - آنچنان که اهل سنت در باره خلافت اعتقاد دارند- بلکه عمر را به عنوان جانشین خویش انتخاب کرد. و وقتی با اعتراض اصحاب مواجه شد که چرا یک انسان خشن تندخو را ر ما مسلط می کنی؟ گفت : بهترین آفریدگان را مسلط کردم .(تاریخ طبری ج 3 ص 433).
    9- حضرت زهرا (س) را به خشم آورد در حالی که پیامبر (ص) فرموده بود: هرکه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده و هر که مرا به خشم آورد خدا را به خشم آورده است ( صحیح بخاری باب مناقب قرابه رسول الله ح 3 ج 5 ص 26).
    و تا روزی که از دنیا رفت با او حرف نزد ( صحیح بخاری کتاب المغازی باب غزوه خیبر ح 39 ج 5 ص 77 و کتاب الفرائض باب 2 قول النبی : لا نورث ح 1 ج 8 ص 185).
    و فرمود : به خدا قسم پس از هر نمازی که می خوانم تو را نفرین می کنم.( الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 20).
    10- از پرداخت سهم " مولفه قلوبهم " خوددای نمود ( یکی از موارد مصرف ذکات است برای به دست آوردن قلوب کفار به انها داده میشود ).
    11- از همه مهمتر این که : فرمان پیامبر (ص) در باره خلافت و ولایت علی (ع ) را زیر پا نهاد.
    در پایان این بخش خوب است این دو گفتار را هم از او بشنوید:
    گفتار اول- پیش از مرگ از کارهایش اظهار ندامت کرده می گفت :
    - به خدا قسم تاسف نمی خورم جز برای سه کاری که انجام دادم وای کاش انجام نمی دادم:
    - ای کاش به خانه فاطمه کاری نداشتم و آن را نمی گشودم اگر چه با اعلام جنگ آن را بر من بسته بودند.
    - ای کاش فجائه سلمی را می کشتم یا آزادش می کردم ولی او را به آتش نمی کشیدم.
    - و ای کاش در روز سقیفه کار را بر عهده یکی از ان دو مرد - یعنی عمر و ابو عبیده- می گذاشتم تا او امیر می شد و من وزیر می گشتم .( تارخ طبری ج 3 ص 430).
    گفتار دوم - هنگامی که به پرنده ای برفراز درختی می نگریست چنین گفت :
    - خوشا به حال تو ای پرنده . میوه می خوری و بر درخت می نشینی. نه حساب و کتابی داری و نه عقاب و عذابی. ای کاش من هم در کنار راه بر درختی بودم و شتری برمن گذشته مرا می خورد و سپس همراه با سرگین آن خارج می شدم و هرگز از بشر نبودم.( کنزالمعال ج 12 ص 9-528 ش 35698 تا ش 35703.


    007

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب- بررسی احوالات برخی از اصحاب (عمر)




    عمر
    بر خی از تخلفات او را اینگونه نقل کرده اند :
    1- اعتراض به نوشتن وصیت پیامبر(ص) و نسبت هذیان نعوذبالله به آ ن حضرت دادن.( صحیح بخاری باب کتابه العلم ح 4 ج 1 ص 39 و باب مرض النبی (ص) و وفاته ح 4 ج 6 ص 11و12 و باب قول المریض قوموا عنی ح 1 ج 7 ص 6-155 و باب کراهیه الخلاف ح 3 ج 9 ص 137 و صحیح مسلم آخر کتاب الوصیت ج 3 ص 1257 و مسند امام احمد بن حنبل ج 1 ص 222 و تاریخ طبری حوادث سال یازدهم ج 3 ص 193 و تاریه ابن اثیر حوادث سال یازدهم ج 2 ص 320).
    2- در جریان صلح حدیبیه با پیامبر (ص) مخالفت کرده اینگونه با آن حضرت سخن گفت . خودش میگوید : پرسیدم : آیا تو واقعا پیامبر خدا نیستی ؟ فرمود : بلی .
    پرسیدم آیا ما بر حق و دشمن ما بر باطل نیست ؟ فرمود :بلی.
    گفتم : پس چرا دین مان را به ذلت واداریم ؟ فرمود : من پیامبر خدایم و هرگز اورا نافرمانی نمی کنم و او یار و ناصر منست.
    گفتم : آیا تو به ما وعده نمیدادی که به خانه خدا می آئیم و طواف می کنیم ؟ فرمود : آری.اما آیا به تو گفتم که همین امسال می آئیم ؟
    گفتم : نه.
    فرمود : تو به آنجا میآئی و آنرا طواف خواهی کرد.
    سپس نزد ابوبکر آمدم - پس از طرح همان سوالات - او گفت : ای مرد او پیامبر خداست و پروردگارش را عصیان نمی کند. خداوند هم یار اوست .پس از او اطاعت کن .بخدا سوگند که او بر حق است.( صحیح بخاری کتاب الشروط باب شروط در جهاد و مصالحه ح 1 ج 3 ص 256).
    3- به جماعت برگزار کردن نماز مستحب .( صحیح بخاری کتاب صلاه التراویح باب فضل من قام فی رمضان ح 2 ج 3 ص 58).
    4- متعه زنان و متعه حج ( منظور دو بهره وری جنسی از همسر است. یکی از طریق ازدواج موقت و دیگری بعد از انجام عمره تمتع و قبل از آغاز حج تمتع ) را که در زمان پیامبر (ص) و ابوبکر و حتی مدتی از خلافت خودش حلال بوده و به آن عمل می شد- تحریم کرد و اینگونه اعلام نمود که : دو متعه در دوران رسول الله آزاد بودند ولی من از آنها نهی میکنم و کسی که آنها را انجام دهد عقاب می نمایم.( تفسیر کبیر امام فخر رازی ذیل آیه 24 سوره نساء ج 10 ص 50).
    جالب اینجاست که فردی از عبدالله بن عمر در مورد متعه حج سوال کرد ...گفت : حلال است .
    سوال کننده گفت : ولی پدرت از آن نهی کرده است.
    فرزند عمر پاسخ داد : اگر مطلبی را پدرم نهی کند ولی پیامبر (ص) آنرا نپذیرد من فرمان پدرم را پیروی کنم یا فرمان پیامبر را؟
    آن مرد گفت : بلکه فرمان پیامبر را ( سنن ترمذی کتاب الحج باب 12 ح 824 ص 6-185).
    5- او نیز همچون خلیفه اول از بازگو کردن احادیث پیامبر (ص) جلوگیری کرد. قرظه بن کعب می گوید: عمر ما را به کوفه فرستاد بهنگام مشایعت تا محلی به نام "صرار" آمد و گفت : می دانید چرا همراه شما آمدم ؟ گفتیم : لابد به خاطر اینکه صحابی می باشیم . گفت : نه بلکه مطلبی را می خواهم با شما در میان بگذارم.شما به سوی قومی فرستاده میشوید که نوای قرآن در سینه هاشان نوائی چون دیگ جوشان دارد .وقتی شما را ببینند بسویتان گردن کشیده می گویند اصحاب محمد آمده اند.پس هشیارباشیدکه از رسول الله کمتر روایت نقل کنید.
    وقتی قرظه به آن دیار وارد شد مردم از او احادیث پیامبر را طلب می کردند ولی وی میگفت : عمر ما را نهی کرده است.( تذکره الحفاظ ذهبی ج 1 ص 7 و سنن ابن ماجه باب 3 التوقی فی الحدیث ح 6 ج 1 ص 12 و سنن دارمی باب 28 من هاب الفتیا ح 14و15 ج 1 ص 85).
    حتی روزی از مردم خواست که احادیثی که نزد آنان است را بیاورند وقتی آوردند فرمان داد همه را آتش زدند( الطبقات الکبری ابن سعد طبقه دوم از تابعین اهل مدینه احوالات قاسم بن محمد ج 5 ص 188 و تقیید العلم خطیب بغدادی فصل اول از قسم دوم ص 52 ).
    6- قران کریم پس از بیان وجوب طهارت از جنابت می فرماید : " اگر آبی نیافتید با خاک پاک تیمم کنید" ( مائده 6).
    اما خلیفه دوم با صراحت در برابر این فرمان الهی می ایستد و در باره جنبی که آب ندارد - می گوید نماز نخواند .
    بشنوید: شخصی نزد عمر آمد و گفت : من جنب شدم و آب برای غسل نیافتم . عمر گفت پس نماز نخوان . عمار که در انجا حاضر بود گفت : یادت نمی آید که من و تو در سریه ای ( جنگی که شخص پیامبر (ص) در آن حاضره نبودند را سریه نامند) بودیم و جنب شدیم ولی آب نیافتیم تو نماز نخواندی اما من خود ا در خاک غلطاندم و نماز خواندم. سپس پیامبر (ص) فرمود : کافی بود که با دو دست در صورت و دستهایت مسح می کردی.
    عمر گفت : ای عمار از خدا بترس !
    عمار گفت : اگر نمی گذاری هیچ حرفی در این مورد نمی زنم ( صحیح مسلم کتاب الحیض باب 28 التیمم ح 5 ج 1 ص 280و صحیح بخاری کتاب التیمم باب المتیمم هل ینفخ فیهما ح 1 ج 1 ص 3-92 و باب التیمم ضربه ح 1 ج 1 ص 96).
    همین اختلاف بین ابو موسی و فرزند عمر اتفاق می افتد . ابو موسی به گفتگوی عمار با عمر استشهاد می کند و آنرا سند سخن خود قرار می دهد که عبدالله در جواب وی می گوید : مگر ندیدی که عمر از این سخن قانع نشد!!!
    وی علی رغم صریح آیه قرآن و سنت نبوی چنین می گوید : اگر به آنها اجازه داده شود فردا هوا که سرد شد نیز می خواهند تیمم بکنند.( صحیح مسلم کتاب الحیض باب 28 التیمم ح 3 ج 1 ص 280).
    7- قرآن کریم در باره مصرف ذکات می فرماید: " صدقات اختصاص دارد به فقیران - مستمندان - کارمندان بخش ذکات - تالیف قلوب و ... " (توبه60).
    اما عمر سهم مولفه قلوبهم را قطع کرده حتی وقتی ابابکر در نامه ای دستور پرداختش را می دهد - عمر نامه را پاره کرده کرده به آنها می گوید : هیچ نیازی به شما نداریم- چرا که خدا اسلام را عزت بخشیده و از شما بی نیازمان کرده است.
    وقتی آنها نزد ابوبکر باز می گردند و به وی می گویند :آیا تو خلیفه ای یا او ؟ می گوید : او انشاالله.( الجوهره النیره قدوری بغدادی چاپ کراچی باب من یجوز دفع الصدقه الیه و من لا یجوز ص 164).
    8- ابن عباس می گوید: طلاق در دوران رسول خدا (ص) و ابوبکر و دوسال از خلافت عمر - ولو با لفظ سه طلاق باشد- یک طلاق محسوب می شد . ولی عمر بن خطاب گفت : مردم در امری که به آنان مهلت داده شده عجله می کنند خوب است اینکار را - یعنی سه طلاق را امضاء کنیم و بپذیریم.آنگاه اینکار را امضاء نمود و پذیرفت.( صحیح مسلم کتاب الطلاق باب 2 طلاق الثلاث ح 1 ج 2 ص 1099 و سنن ابی داود کتاب الطلاق باب نسخ المراجعه...ح 5 ج 2 ص 261 و السنن الکبری بیهقی کتاب الخلع و الطلاق باب من جعل الثلاث واحده ح 1 ج 7 ص 336 ).
    از ان به بعد اگر کسی حتی یکبار با لفظ سه طلاقه همسرش را طلاق می داد بر او حرام می شد و دیگر نمی توانست با او ازدواج کند مگر آنکه شوهر دیگری کند و آن شوهر او را طلاق بدهد ( نگاه کنید به آیات 229و 230 سوره بقره که بر خلاف این حکم عمر می باشند ).
    9- تخلف از حضور در سپاه اسامه .
    10- اضافه کردن جمله " الصلاه خیر من النوم " یعنی نماز از خواب بهتر است در اذان صبح پرا که وقتی خلیفه دوم در خواب بود موذن وی را با این جمله بیدار کرد. او هم از این سخن خوشش آمد و گفت : حتما در اذان صبح آنرا تکرار کنید.( کنز العمال ج 8 ص 355 - ح 3 - 23242).
    11- با اجرای حد بر خالد بن ولید مخالفت کرد.( که شرحش در بخش قبلی گذشت ).
    12- جانشینی خود را به شورای شش نفره ای واگذار کرد که نه مستند به نصب الهی است و نه انتخاب مردمی ( اهل سنت واقعی ج 2 ص 15 تا ص 21).
    13- تهدید به آتش زدن خانه حضرت زهرا (س) .( از آگاهان بپرسید ج2 ص 5-44 و از خدا پروا کنید ص 6 - 35).
    14- اعتراض نکردن به خلافهای معاویه :
    وقتی به او شکایت می کنند که معاویه لباس ابریشمی می پوشد و انگشتر طلا در دست دارد با اینکه پیامبر (ص) آندو را بر مردها حرام کرده است- می گوید وی را رها کنید زیرا او کسری و شاه عرب است .( آنگاه هدایت شدم ص 152).
    و این هم نهایت آرزویش که می گوید : ای کاش گوسفندی در خانواده ام بودم که هر گاه بخواهند مرا فربه کنند تا پس از فربه شدن و زیارت دوستانشان مرا می کشتند و قسمتی از گوشتم را کباب کرده و قسمتی را خشک می کردند و سپس مرا می خوردند و چون مدفوع خارج می شدم و بشر نبودم. ( منهاج السنه النبویه - ابن تیمیه دارالکتاب الاسلامی ج 6 ص 5 ).
    007

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه کلی به اصحاب- بررسی احوالات برخی از اصحاب ( عثمان)




    عثمان
    سیره او بر همگان روشن لذا به گوشه ای از کردارهایش اشاره می کنیم:
    1- سالم بن عبدالله از پدرش نقل می کند که : رسول خدا (ص) در منی و اماکن دیگر نماز مسافر را دو رکعتی بجای آورد. ابوبکر و عمر نیز نماز راشکسته خواندند. عثمان هم در آغز خلافت اینچنین خواند بعد دستور داد که باید تمام بخوانند.( صحیح مسلم کتاب صلاه المسافرین و قصرها باب دو قصرالصلاه بمنی ح 5 ج 1 ص438).
    2- عمران بن حصین می گوید : پشت سر علی نماز خواندم این نماز مرا به یاد نمازی انداخت که با رسول الله (ص) و دو خلیفه - یعنی ابوبکر و عمر- خوانده بودم. با او که بودم هر گاه به سجده می خواست برود یا از سجده سر بردارد تکبیر می گفت .
    راوی می گوید ای ابو نجید اولین کسی که این تکبیر را ترک کرد که بود؟ گفت : عثمان بود. زیرا پیر شده بود و صدایش ناتوان بود.لذا ترک کرد.( مسند امام احمد بن حنبل ج 4 ص 432).
    3- اصحاب رسول خدا (ص) را به جرم اعتراض به بخششهای بی حسابش به بنی امیه مورد آزار قرار می داد. از جمله :
    -تبعید جناب ابوذر که منجر به شهادتش شد.
    -فرمان تبعید جناب عمار و زدن او که منجر به فتق وی گردید.
    -تهدید حضرت علی به تبعید .
    -زدن عبدالله بن مسعود که منجر به شکسته شدن یکی از دنده هایش شد.
    بلاذری می گوید : وقتی خبر مرگ ابوذر را به عثمان دادند گفت : خدا رحمتش کند . عمار گفت : آری از تمامی وجودمان برایش طلب رحمت می کنیم. عثمان رو به او کرد و گفت : ای ...( آنقدر این ناسزا زشت است که قابل ترجمه نیست) آیا فکر می کنی از تبعید او پشیمانم ؟! آنگاه دستور داد محکم به دهان عمار بکوبند سپس گفت : تو هم به او ملحق شو !
    وقتی عمار آماده حرکت شد قبیله بنی مخزوم نزد علی آمدند و از او خواستند با عثمان در این مورد گفتگو کند . علی به او گفت : ای عثمان از خدا بترس تو مرد نیکی از مسلمانان را تبعید کردی تا از دنیا رفت . الان می خواهی مرد صالح دیگری را چون او تبعید نمائی؟!
    گفتگو میان آندو در گرفت تا اینکه عثمان به علی گفت : تو از او به تبعید سزاوارتری!!
    علی گفت : اگر می خواهی اینکار را هم بکن. مهاجرین جمع شده نزد عثمان رفتند و به او گفتند: اینکه نمی شود! هر کس با تو حرفی بزند فورا او را طرد و تبعید کنی !! آنگاه عثمان دست از عمار برداشت.( انساب الاشراف ج 6 ص 169 امر " ابی ذر جندب بن جناده الغفاری " ).
    4- وقتی خلافت به عثمان می رسد ابو سفیان به بنی امیه می گوید: خلافت را مانند توپ به یکدیگر پاس دهید - ای بنی امیه -قسم به کسی که ابوسفیان به او سوگند یاد می کند که نه بهشتی است و نه جهنمی .( مروج الذهب مسعودی ذکر خلافه عثمان بن عفان ج 2 ص 343 و تاریخ طبری ماجراهای سال 284 ج 10 ص 58 . " مسعودی دنباله سخنانش را اینگونه نقل می کند که مدتها بود که این آرزو را برای شما داشتم باید آنرا برای فرزندانتان به ارث بگذارید.)
    " انس " می گوید : ابوسفیان هنگامی که نابینا شده بود روزی بر عثمان ( در ایام خلافتش ) وارد شد پرسید : کسی اینجا نیست ؟ گفتند :نه ( یعنی غریبه ای نیست) گفت : خداوندا کار را مانند دوران جاهلیت قرار ده و حکومت را غاصبانه ساز و تمام کوه و دشتهای زمین را برای بنی امیه فراهم نما.( تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر ج 23 ص 471 ش 2849 صخربن حرب بن امیه ).
    5- مهاجر و انصار را از حکومت کنار گذاشته بنی امیه را روی کار آورد که منجر به اعتراض اصحاب گردید (اهل سنت واقعی ج 2 ص 22 - 29 ).
    بالاخره کار عثمان به جایی می رسد که مسلمین او را می کشند و تا سه روز اجازه دفن او را نمی دهند و بعد از آن او را در گورستان یهودیان دفن می کنند که بعدها بنی امیه آن را به بقیع ملحق نمودند ( از آگاهان بپرسید ج 2 ص 3 - 122 .)
    اهل سنت در توجیه تمامی خلافهای عثمان از قول پیامبر (ص) خطاب به او نقل می کنند که فرمود : هر کاری می خواهی انجام بده که از امروز هیچ گناهی تو را زیان نمی رساند ( از آگاهان بپرسید ج 2 ص 205).
    007

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود