جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اوصاف امام در كلام امام سلام الله عليه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اوصاف امام در كلام امام سلام الله عليه




    طارق‏بن شهاب از امیرالمؤمنین علیه‏السلام روایت مى‏كند كه آن حضرت علیه‏السلام فرمود،
    اى طارق: امام، كلمه خدا، حجّت خدا، وجه خدا، نور خدا،حجاب خداو آیه ونشانه خداست. خداوند او را اختیار مى‏فرماید و از [جانب [خودش هر چه بخواهد در او قرار مى‏دهد و بدین سبب، فرمانبردارى او را فرض كرده و
    فرمانرواییش را بر تمام مخلوقاتش واجب فرموده است. پس او ولىّ خدا در آسمان‏ها و زمین اوست. خداوند از تمام بندگانش براى ولایت امام، عهد و پیمان گرفته است. پس هر كس بر امام تقدم جوید، از فوق عرش به خدا كافرشده است. خداوند هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد و هرگاه چیزى بخواهد، بر بازوى امام مى‏نویسد :« وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقا وَ عَدْلاً » كلمه پروردگارت از جهت صدق و عدل تمام و كامل شد.
    پس امام همان صدق و عدل است. عمودى از نور از جانب زمین تا آسمان براى امام نصب مى‏شود كه اعمال بندگان را در آن مى‏بیند.به لباس عظمت و بزرگى و علم ضمیر پوشیده شده و از امور غیب آگاهى دارد.تصرف و تغییر مطلق به او عطا مى‏شود. آنچه میان شرق و غرب وجود دارد را مى‏بیند. لذا چیزى از عالم مُلك و ملكوت بر او پوشیده نیست و در ولایت او [علم [منطق‏الطیر عطا شده است. پس این است آن كسى كه خداوند او را براى وحى خود برمى‏گزیند براى غیب خود مى‏پسندد و به كلمه‏ى خود تاییدش مى‏كند و حكمتش را به او تلقین مى‏نماید. قلب او را جایگاه اراده و خواست خود قرار مى‏دهد و همگان را به سلطنت و پادشاهى او دعوت مى‏كند و براى حكومت او اعتراف مى‏گیرد و به اطاعت از او [بر همه] حكم مى‏فرماید زیرا امامت میراث انبیا و مقام برگزیدگان و خلافت خدا و پیامبران الهى است. پس [امامت [همان عصمت و ولایت و فرمانروایى و راهنمایى است؛ زیرا امامت، متمم دین و [ولایت] برترین ترازوهاست. امام دلیل و راهنماى قاصدان و جایگاه نور و روشنایى هدایت یافتگان و راه روشن سالكان و خورشید درخشان در قلوب عارفین است. ولایت و طاعتش باعث نجات و شناخت زندگى و ذخیره‏اى پُر فایده براى بعد از مرگ است، عزت مؤمنین و شفاعت گناهكاران و نجات دوستداران و رستگارى پیروان است، زیرا [ولایت] رأس اسلام، كمال ایمان، شناخت حدود و احكام و آشكار كننده حلال از حرام است. پس آن جایگاه رفیعى است كه كسى به آن نمى‏رسد مگر اینكه خداوند او را اختیار فرموده و مقدم داشته و ولایت داده و حكومت بخشیده است. پس ولایت حفظ مرزها(ى دین) و حُسن انجام امور است كه به تعداد روزها و ماه‏ها (منظور همان تعداد ائمه معصومین علیهم‏السلام مى‏باشد) است. امام آب شیرین و گوارا براى تشنگان و راهنماى هدایت [براى طالبین [است و از گناهان پاك و بر نهان‏ها آگاه است . امام خورشید تابنده‏اى است كه با انوار خود بر بندگان مى‏تابد لذا دستان و چشمان به او نرسند؛ همچنان كه خداوند عزّوجلّ مى‏فرماید: «بگو پس عزت براى خدا و رسولش و مؤمنین است»و [منظور از] مؤمنون، على علیه‏السلام و عترت او هستندپس عزت از آن پیامبر و خاندان اوست كه تا آخر الزمان از هم جدا نمى‏شوند، آنان مركز دایره ایمان و محور هستى و آسمان جود و سخا و شرافت هستى و نور درخشنده خورشید شرف و ماه تابان آن هستند.ریشه عزت و بزرگوارى و آغاز و ترجمان و پایگاه آنند.امام، چراغ نورافشان، راه روشن و فراخ [به سوى خدا] و آب [باران] سیل‏آسا و دریاى پُر خروش و ماه تابان و رودخانه‏ى پُر آب و راه روشن [تمام] راه‏ها و دلیل و راهنما به هنگام فراگیر شدن مهلكه‏هاست و [او [ابر بارنده و باران پیوسته و مُدام است.
    [امام] ماه شب چهارده، راهنماى والا مقام، آسمان پر سایه، نعمت بزرگ، دریاىخشك نشدنى، بزرگوار غیرقابل وصف، چشمه پُرفیض و جوشان، بوستان پرباران، گلستان معطر و قرص تمام و زیبا و سرورانگیز است. چراغ فروزان، پاكیزه پیروز، عمل صالح،
    تجارت پرفایده، راه روشن، طبیب خوشخو، پدر مهربان و پناهگاه مردم در سختى‏ها و بلایاست، حاكم و امر كننده [به معروف] و نهى كننده [از منكر[است. صاحب امر از جانب خدا بر آفریدگان و امین او بر حقایق و حجت خدا بربندگان و راه فراخ او در زمین و شهرها است. از گناهان پاك، از عیب‏ها دور و آگاه بر غیب‏هاست. ظاهرش امرى دست نیافتنى و باطنش، غیبى غیرقابل درك است. یگانه‏ى روزگار خود است.و خلیفه خدا در نواهى و اوامر اوست. مثل و مانندى برایش یافت نشود و هیچ بدیلى ندارد.پس كیست كه به معرفت ما دست یابد یا به مقام ما برسد و جایگاه رفیع ما را دریابد. درباره آنچه كه مى‏گویم؛ هوشمندان و خردمندان سرگشته و صاحبان اندیشه گم گشته‏اند. بزرگان كوچك، دانشمندان عاجز، صاحبان شعور، رنجور و زبان سخنوران بسته، گویندگان از بیان خسته، شاعران درمانده و زمین و آسمان از بیان مقام بلند اولیا (امامان اهل بیت علیهم‏السلام) فرومانده‏اند. آیا مى‏توان شناخت یا وصف كرد یا دانست یا فهمید یا درك كرد یا بدست آورد شأن كسى را كه او نقطه‏ى كائنات، قطب دایره وجود، سرّ مخلوقات، شعاع جلال كبریایى خدا و باعث شرافت زمین و آسمان است؟
    مقام آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برتر از آن است كه به وصفو بیان توصیف كنندگان درآید و عالى‏تر از آن است كه با آن‏ها احدى از اهل عالم قیاس شود. در حالى كه ایشان نور اوّل و بالاترین كلمه خدا و ناموران نور و روشنى یكتا در بزرگى هستند. كه معرضان و پشت كنندگان از آن دورى نمودند. و حال آنكه [ایشان] حجاب خداوند بزرگ و بلند مرتبه‏اند.
    پس كجایند (صاحبان) اخبار كه از این (حقایق) خبر دهند و كجایند (صاحبان) خرد كه در این موضوع اندیشه كنند؟كیست آن كه بشناسد یا صاحب بیانى كه بیان كند؟ گمان كردند كه این (صفات و فضایل) در غیر آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله هم وجود دارد! دروغ گفتند و دچار لغزش و خطا شدند. گوساله را پروردگار خودگرفته و در جرگه و گروه شیطان درآمدند، (همه این شیطنت‏ها) به خاطر دشمنى نسبت به خاندان برگزیده و اهل سراى پاكى و نیز به خاطر بدخواهى و حسد نسبت به اصل و كانون رسالت و حكمت است. و شیطان اعمال (زشت) آنان را در نظرشان زیبا جلوه داد. پس نابودى و هلاكت و دورى (از رحمت خدا) بر آنان باد. چگونه پیشواىِ نادانِ بت‏پرستِ ترسو از جنگ را برگزیدند؟ و حال آنكه امام باید دانا باشد نه جاهل، دلاور باشد نه ترسو، هیچ كس از حیث شرف وبزرگى بر او برترى نداشته و نژادى از حیث والایى به او نزدیك نیست؛ پس او (امام) در بلنداى بزرگى از طایفه قریش و در اوج شرف از خاندان بنى‏هاشم و یادگارى از حضرت ابراهیم علیه‏السلام و راه مستقیم از سرچشمه زلال كرامت خداوندى و جانى از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و خشنود از خدا و (مورد) پذیرش خداوند است. پس او بزرگ بزرگان و شاخه‏اى از تبار عبد مناف است. عالم به سیاست و قائم به ریاست و اطاعت از او تا روز قیامت واجب است. خداوند رازش را در قلب او نهاده و زبانش را بدان روان و گویا ساخته است. پس او معصومى است موفق، ترسو و جاهل نیست. پس اى طارق او را واگذاشتند، و از هواى نفس خودشان پیروى نمودند «و كیست گمراه‏تر از كسى كه پیروى هواى نفس خود را نمود؛ نه هدایت از جانب خدا را» و اى طارق، امام بشرى فرشته خو، بدنى آسمانى، امرى الهى، روحى قدسى و [صاحب [مقامى عالى و نورى آشكار و سرّى پنهان است؛ لذا ذاتش مانند ذات فرشته و صفاتش چون صفات خداوند است. فزاینده نیكویى‏ها و داناى اسرار است. این یك ویژگى از جانب خداوند متعال و امرى تغییرناپذیر از جانب راستگوى درستكار (رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ) براى
    امام علیه‏السلام است و تمام این امور خاص آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است و كسى در آن
    شریك نیست؛ زیرا ایشان كانون و مركز نزول آیات حق و ترجمان آن و برگزیده پروردگار بلندمرتبه و محل فرود و رفت و آمد جبرئیل امین هستند. داراى صفات خدایى و برگزیده [از طرف [او، و سرّ و كلام او، اصل و نژاد پیامبرى، و كانون جوانمردى، سرچشمه مقاله (دین) و بالاترین راهنمایى با رسالتى استوار مى‏باشند. (امام علیه‏السلام ) نور جلال و شكوه، حبیب خدا، امانت او، و جایگاه كلمه‏ى خدا و كلید حكمت‏هاى او، چراغ فروزان رحمت خدا و سرچشمه نعمت‏هاى او و راهِ به سوى خدایند. چشمه زلال و گوارا، ترازو و سنجش دقیق، راه روشن استوار و ذكر خداوند حكیم و وجه گرامى (او) و نور پابرجا هستند. (امامان علیهم‏السلام) اهل شایسته سالارى و پایدارى و پیشى جستن و برترى و بزرگداشت مى‏باشند. جانشینان پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، فرزندان (آن) پرمهر و عطوفت و امینان خداوند والاى بزرگ هستند. فرزندانى (پاك) كه یكى از دیگرى به وجود آمده و خداوند شنونده دانا است. آنان بالاترین مكان رفعت و بزرگى و استوارترین و مطمئن‏ترین راه (هدایت) هستند. هركس ایشان را بشناسد و (حقایق دین و معرفت را) از ایشان به دست آورد، از ایشان خواهد بود و این اشاره به آیه شریفه دارد كه مى‏فرماید:هركس از من پیروى كند، از من خواهد بود. خداوند ایشان را از نور عظمت و بزرگى خود آفرید و ولایت امر آفرینش خود را به آنان سپرد؛ پس ایشان راز نهان خداوند و دوستان بسیار نزدیك او و امر اویند كه میان (دو حرف) كاف و نون است، نه، بلكه خود كاف و نون هستند.* به سوى خدا دعوت مى‏كنند و از جانب او سخن مى‏گویند و به فرمان او عمل مى‏كنند. علم تمام پیامبران در مقابل علم آل محمد علیهم‏السلام) و سرّ اوصیا در برابر سرّ آن‏ها و عزّت اولیاء در مقابل عزّت آن‏ها،(مانند قطره‏اى است در میان دریا و ذره‏ى كوچكى است در میان بیابان.
    آسمان‏ها و زمین نزد امام مانند كف دست اوست كه ظاهر و باطنش، براى او معلوم است.نیكوكارش را از بدكارش و خشكى‏ها را ازترى‏هاى آن مى‏شناسد؛ زیرا خداوند، علم آنچه شده و مى‏شود را به پیامبرش آموخته و جانشینان برگزیده‏ى (او) نیز این راز سر به مُهر را به ارث برده‏اند و هر كس این (حقیقت) را انكار كند، بدبخت، گمراه و ملعون است. و چگونه ممكن است خداوند پیروى و اطاعت كسى را بر بندگانش واجب كند كه عالم غیب و فرمانروایى آسمان و زمین را از او پوشانده است؟ و همانا هر كلمه از آل محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله داراى هفتاد وجه است. و هر آنچه در قرآن محكم و كلام قدیم آیه‏اى ذكر شده كه در آن كلمات: عین و وجه و ید و جَنْب آمده، مراد از آنها شخص ولىّ (امام علیه‏السلام ) است؛ زیرا او پهلوى خدا و صورت، یعنى حق خدا و علم خدا و چشم خدا و دست خدا است؛ زیرا ظاهر ایشان، باطن صفات ظاهرى و باطنشان ظاهر صفات باطنى است؛ پس ایشان در عین آشكارا، نهان و در عین نهان، آشكار هستند و به همین اشاره دارد كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید: براستى خدا را چشم و دست‏هایى است و من و تو اى على، از آن جمله‏ایم. پس ایشان جنب والا و چهره خشنود و سرچشمه گوارا و راه وسیع و مستقیم و وسیله و واسطه به سوى خدا و دستیابى به گذشت و خشنودى او هستند. سرّ خداى واحد و واَحدند؛ بنابراین اَحَدى از آفریدگان قابل مقایسه با ایشان نیست. آنان ویژه و برگزیده خدا، و پاك و خالص براى او هستند. راز نهان خدا و كلام گویاى او، باب ایمان و كعبه و حجت او، راه وسیع و روشن و نشانه‏هاى هدایت و پرچم و فضل او و رحمت و سرچشمه یقین و حقیقى و راه حق و پناهگاه او، آغاز وجود و پایانش و قدرت پروردگار و اراده‏اش و قرآن و سرانجامش و حكم قاطع و راهنمایش
    بحارالأنوار 25 /169 باب 4- جامع في صفات الإمام و شرائط

    ویرایش توسط صداقت : ۱۳۸۷/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۹:۳۲

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود