جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دين پيامبر قبل از بعثت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دين پيامبر قبل از بعثت




    همه مسلمان جز شمار اندکی ، بر این باورند که پیامبران الهی پیش از آن که به رسالت برگزیده شوند، موحّد و خدا پرست بوده و اندیشه خود را به شرک نیالوده اند. رشد و پرورش در دامان مادرانی پاک دامن و پدرانی درستکار، یکی از زمینه‌های فراهم آمدن چنین ایمانی است:
    «پس آنان را در بهترین ودیعت جای به امانت سپرد و در نیکوترین قرارگاه مستقر کرد، از پشتی به پشت دیگرش داد، همگی بزرگوار و زهدان هایی پاک و بی عیب و عار»

    درباره دین پیامبر گرامی اسلام پیش از نبوت، دیدگاههای گوناگونی پدید آمده و گزینه هایی همچون یهودیت، مسیحیت، دین حنیف (شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام” و دین اسلام مطرح شده است؛اما آن چه تردیدی را بر نمی‌تابد، یکتا پرستی آن حضرت و بیزاری وی از بت‌ها است. با این همه برخی از مسلمانان پاره‌ای از آیات قرآن را دستاویز خویش ساخته و زندگی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) پیش از بعثت را آمیخته با شرک و بت پرستی دانسته اند.

    • نقد و بررسی

    واقعیت‌های تاریخی بی پایه بودن چنین سخنانی را به خوبی می‌نمایانند و بر ایمان آن حضرت به خدای یگانه مهر تأیید می‌زنند. برای نمونه:
    1- رسول خدا صلی الله علیه وآله به گواهی تاریخ و تأکید روایات دارای نیاکانی یکتاپرست بوده و اجداد ایشان پیرو دین حنیف و تابع حضرت ابراهیم علیه السلام به شمار می‌آمدند. این، خود از شواهدی است که عصمت آن حضرت از شرک را پذیرفتنی می‌سازد.
    2- امیرمؤمنان بارها در برابر مردمی که با سرگذشت پیامبر خدا آشنا بودند، بر عصمت وی از خردسالی و پیراستگی او از شرک و گناه تأکید میورزد و پیشینه درخشان او و خاندانش را یادآور می‌شود.
    در یکی از خطبه‌های نهج البلاغه در این باره چنین می‌خوانیم:
    «و لقد قرن الله به من لدن ان کان فطیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره»
    هنگامی که از شیر گرفته شد، خدا بزرگترین فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشین او فرمود، تا راه‌های بزرگواری را پیمود و خوی‌های نیکوی جهان را فراهم نمود.

    3- پیامبر اکرم در سنین خردسالی در سفری به شام با راهبی به نام بحیرا برخورد نمود. وقتی بحیرای راهب نشانه‌های پیامبر خاتم را در سیمای محمّد نوجوان مشاهده کرد و برای آزمودنش او را به دو بت لات و عزّی سوگند داد، همگان این جمله به یاد ماندنی را از آن حضرت شنیدند:
    «لا تسألنی بهما، فوالله ما اَبغضتُ شیئاً بغضهما»
    مرا به این دو بت سوگند مده، به خدا قسم هیچگاه چیزی نزد من منفورتر از آن دو نبوده است.

    پیامبر اسلام قبل از بعثت و در میان مردم مشرک عربستان از چه دینی پیروی می‌کرده است؟
    4- در منابع تاریخی از اعمال عبادی رسول اکرم صلی الله علیه وآله که پیش از بعثت انجام می‌گرفته همچون نماز، روزه، حج و طواف خانه خدا سخن به میان آمده و عزلت گزینی در غار حرا از عادات دیرینه حضرت به شمار رفته است. البته پاره‌ای از مشرکان نیز خانه کعبه را محترم شمرده، کارهایی را به عنوان اعمال حج انجام می‌دادند، اما حج پیامبر با عادات آنان ـ که با شعار شرک قرین بود ـ همخوانی نداشت و سازگاری آن با حج ابراهیمی در مناسکی چون وقوف در عرفات آشکار می‌گشت. پرهیز آن حضرت از گوشت مردار نیز از چشم تاریخ پوشیده نمانده و برگ دیگری بر شواهد دین باوری وی افزوده است.
    5- پس از بعثت، مخالفان کینه توز پیامبر از هیچ نسبت ناروایی خودداری نورزیدند و حتی وی را دیوانه و ساحر نامیدند، اما هیچگاه افکار عمومی را برای متهم ساختن پیامبر به انحراف عقیدتی یا عملی پیش از بعثت آماده ندیدند. مشرکانی که از پذیرش دعوت پیامبر سر باز زده، می‌گفتند:
    «آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟»
    اگر می‌توانستند این را نیز می‌افزودند که تو خود نیز پیش از این سر بر آستان بت می‌سایی


    کارشناس بحث: پاسخگوی تاریخی 3

    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۳:۱۰ دلیل: درج نام کارشناس پاسخگو
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    نظریات متعددی در پاسخ به این پرسش وجود دارد(1) كه مهمترین آنها عبارتند از:
    1- پیامبر اسلامی به هیچ شریعتی عمل نكرده و پیرو هیچ دینی نبوده است.
    2- ایشان پیرو دین مسیحیت بوده است.
    3- ایشان پیرو دین حضرت ابراهیم (ع) بوده است.
    4- پیروی دین خود (اسلام) بوده است.
    اما نظریه نخست را نمی‏توان پذیرفت، زیرا اولاً حضرت پیش از بعثت به كارهای مختلفی از قبیل عبادات، معاملات و سایر كارها می‏پرداخته و هرگز نمی‏توان پذیرفت كه این اعمال تابع هیچ یك از شرایع و ادیان آسمانی نبوده است. علاوه بر این لازمه این قول این است كه مردم عادی متدین به دینی باشند ولی پیامبر اسلام از هیچ دینی و آیینی در كارهای روزمره خود پیروی نكند.
    اما نظریه دوم نیز قابل قبول نیست، زیرا اگر ایشان تابع دین مسیحیت بودند مسیحیان و دشمنان اسلام این مطلب را به رخ مسلمانان می‏كشیدند و می‏گفتند كه پیامبر شما تا دیروز مسیحی بود و از دین ما پیروی می‏كرد، امروز آمده ادّعای پیغمبری می‏كند و این سرزنش را آنقدر ادامه می‏دادند كه به گوش ما نیز می‏رسید كما اینكه یهود به مسلمانان و پیامبر (ص) اعتراض می‏كردند و می‏گفتند اگر تو پیغمبری پس چرابه سوی قبله ما (بیت المقدس) نماز می‏خوانی و آنقدر این سخن را تكرار كردند تا موجب ناراحتی حضرت شدند، آنگاه به دستور الهی، قبله مسلمانان از بیت المقدس به سمت كعبه تغییر كرد.(2)
    نبودن چنین اعتراض و سرزنشی از سوی مسیحیان می‏تواند شاهد خوبی بر عدم تابعیت پیامبر اسلام از دین مسیحیت باشد.
    *****
    پی نوشت :
    1- برای آشنایی با دیدگاه‏های دیگر در این زمینه مراجعه شود به بحارالانوار ، ج 18، ص 271.
    2- بقره / 144 - 143.


  5. تشکرها 5


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    نظریات متعددی در پاسخ به این پرسش وجود دارد(1) كه مهمترین آنها عبارتند از:
    1- پیامبر اسلامی به هیچ شریعتی عمل نكرده و پیرو هیچ دینی نبوده است.
    2- ایشان پیرو دین مسیحیت بوده است.
    3- ایشان پیرو دین حضرت ابراهیم (ع) بوده است.
    4- پیروی دین خود (اسلام) بوده است.
    اما نظریه نخست را نمی‏توان پذیرفت، زیرا اولاً حضرت پیش از بعثت به كارهای مختلفی از قبیل عبادات، معاملات و سایر كارها می‏پرداخته و هرگز نمی‏توان پذیرفت كه این اعمال تابع هیچ یك از شرایع و ادیان آسمانی نبوده است. علاوه بر این لازمه این قول این است كه مردم عادی متدین به دینی باشند ولی پیامبر اسلام از هیچ دینی و آیینی در كارهای روزمره خود پیروی نكند.
    اما نظریه دوم نیز قابل قبول نیست، زیرا اگر ایشان تابع دین مسیحیت بودند مسیحیان و دشمنان اسلام این مطلب را به رخ مسلمانان می‏كشیدند و می‏گفتند كه پیامبر شما تا دیروز مسیحی بود و از دین ما پیروی می‏كرد، امروز آمده ادّعای پیغمبری می‏كند و این سرزنش را آنقدر ادامه می‏دادند كه به گوش ما نیز می‏رسید كما اینكه یهود به مسلمانان و پیامبر (ص) اعتراض می‏كردند و می‏گفتند اگر تو پیغمبری پس چرابه سوی قبله ما (بیت المقدس) نماز می‏خوانی و آنقدر این سخن را تكرار كردند تا موجب ناراحتی حضرت شدند، آنگاه به دستور الهی، قبله مسلمانان از بیت المقدس به سمت كعبه تغییر كرد.(2)
    نبودن چنین اعتراض و سرزنشی از سوی مسیحیان می‏تواند شاهد خوبی بر عدم تابعیت پیامبر اسلام از دین مسیحیت باشد.
    *****
    پی نوشت :
    1- برای آشنایی با دیدگاه‏های دیگر در این زمینه مراجعه شود به بحارالانوار ، ج 18، ص 271.
    2- بقره / 144 - 143.
    بنام خدا
    ثانیاً: فرضیه مذكور فرع بر این است كه جهانی و فرا منطقه‏ای بودن دین مسیحیت ثابت شود تا اینكه بگوییم این دین شامل تمام اقوام از جمله قوم عرب و سرزمین مكه و اطراف آن بوده و در نتیجه پیامبر اسلام را تابع این دین بدانیم، و اثبات چنین مطلبی كار آسانی نیست.(3)
    ثالثاً: عمل به شریعت مسیح (ع) در گرو آگاهی از احكام آن است و این آگاهی یا از طریق خواندن كتاب های مسیحیت (از جمله انجیل) امكان‏پذیر است و یا از طریق معاشرت با مسیحیان. اما فرض اول كه با امی بودن پیامبر و عدم قدرت بر خواندن و نوشتن ایشان باطل است. و امّا فرض دوم نیز صحّت ندارد چون حضرت در طول زندگی خود با مسیحیان معاشرتی نداشته و در مكّه نیز اَحبار و رُهبانی وجود نداشتند كه پیامبر بطور مستمر احكام دستورات دین مسیحیت را از آنها فرا بگیرد.
    رابعاً: تابع هر دینی - به حكم عقل - مقامش كمتر و پایین‏تر از مقام صاحب آن دین است، و اگر فرض شود پیامبر اسلام تابع دین مسیح (ع) بوده لازمه‏اش برتری عیسی (ع) بر پیامبر اسلام خواهد بود و حال اینكه این مطلب خلاف ضروریات اسلام و مسلمین است زیرا ما معتقدیم كه پیامبر ما از تمامی انبیاء برتر و مقامش والاتر است.
    اما نظریه سوم را نیز نمی‏توان پذیرفت زیرا قائلین به این نظریه به برخی از آیات قرآن تمسك كرده‏اند كه دلالت آنها بر مدعای مذكور ناتمام است. آیاتی مانند: «ثُمَ اُوحَینا اِلَیكَ اَنِ اتَّبَع مِلَةَ اِبْراهیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ المُشرِكینَ»؛(4)سپس به تو وحی فرستادیم كه از آیین ابراهیم كه خالی از هرگونه انحراف بود و از مشركان نبود، پیرو كن
    و آیه:«قُلْ اِنَّنی هَدانی رَبّی اِلی صِراطٍ مُستَقیمٍ دیناً قیماً مِلَةَ اِبراهیمَ حنیفاً وَ ما كانَ مِن المُشرِكین»؛(5)
    بگو پروردگارم مرا به راه راست هدایت كرده، آیین پابرجا (و ضامن سعادت دین و دنیا)، آیین ابراهیم، همان كسی است كه از آیین های خرافی محیط خود روی گردانید و از مشركان نبود.
    روشن است كه مراد از این آیات چیزی غیر از دیدگاه سوم است؛ زیرا اولاً: این آیات شریفه بعد از بعثت نازل شده و مربوط به دین حضرت قبل از بعثت نیست.
    ثانیاً: بر اساس معارف اسلامی در روایات و غیر آنها دین حضرت ابراهیم پس از آمدن تورات موسی (ع) ترك شده كما اینكه دین یهود پس از آمدن انجیل عیسی (ع) متروك و دین مسیحیت پس از آمدن قرآن محمّد (ص) منقرض گشته است. پس حضرت نمی‏تواند تابع دینی باشند كه چند مرحله قبل توسط ادیان دیگر ترك شده است.(6)
    ثالثاً: مفسران گفته‏اند كه مراد از تبعیت حضرت از دین و ملت ابراهیم حنیف این است كه مشتركاتی در احكام میان این دو دین وجود دارد كه منشأ ظهور آن دین ابراهیم (ع) است و مراد از تبعیت پذیرفتن آن مشتركات در احكام است احكامی از قبیل: گرفتن شارب و گذاشتن ریش و غسل جنابت و طهارت گرفتن با آب و دیه مرد و...(7)
    تفسیرهای دیگری در مورد آیات یاد شده وجود دارد كه مجالی برای ذكر آنها نیست.(8)
    پس از ابطال سه نظریه مذكور مانعی برای پذیرفتن دیدگاه چهارم باقی نمی‏ماند یعنی این كه بگوییم حضرت قبل از بعثت از كامل ترین دین یعنی دین اسلام پیروی می‏كرد اما احكام اسلام و وظایف خود را نه به صورت وحی آن چنان كه از زمان بعثت به بعد دریافت می‏شد بلكه به صورت‏های دیگر مانند الهام‏های قلبی، تحدیث (سخن گفتن با فرشته) و رؤیاهای صادق دریافت می‏كرد.(9)
    امیرالمؤمنان (ع) در این رابطه می‏فرماید: از روزی كه پیامبر از شیر گرفته شد خدا او را با بزرگترین فرشته قرین و همراه ساخت تا به وسیله آن فرشته بزرگواریی‏ها را بپیماید و به نیكوترین اخلاق، آراسته گردد.(10)
    بنابراین حضرت قبل از بعثت، مراحلی از نبوت را دارا بوده و با جهان غیب به گونه‏ای ارتباط داشته است همان طور كه حضرت یحیی و حضرت عیسی (ع) در دوران كودكی به مقام نبوت رسیده و با جهان غیب ارتباط داشته‏اند.(11) آن گاه (پیامبر اسلام) در چهل سالگی به مقام رسالت و ابلاغ و اظهار پیام خدا به مردم برانگیخته می‏شود.
    روایات متعددی این دیدگاه را تأیید می‏كند: آن كه حضرت می‏فرماید: كنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین؛(12) من زمانی پیامبر بودم كه آدم (ع) هنوز در میان آب و گل بود.
    یهودی‏ها به رسول خدا (ص) عرض كردند: آیا شما از اول پیامبر نبودی؟ فرمود: بلی. گفتند: پس چرا در گهواره سخن نگفتی و نطق نكردی همان گونه كه عیسی (ع) چنان كرد؟ فرمود: خداوند متعال، عیسی را بدون پدر آفرید و اگر او در گهواره سخن نمی‏گفت، عذری برای مریم نبود تا سرزنش دیگران را پاسخ دهد، اما من از پدر و مادر متولد شده‏ام.(13)
    عده‏ای از بزرگان، نسبت به دیدگاه اخیر ادعای اجماع و اتفاق نظر شیعه را نموده‏اند.(14)
    *************
    1- برای آشنایی با دیدگاه‏های دیگر در این زمینه مراجعه شود به بحارالانوار ، ج 18، ص 271.
    2- بقره / 144 - 143.
    3- برای مطالعه بیشتر پیرامون جهانی بودن رسالت عیسی(ع) مراجعه شود به: استاد جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن (قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ 4، 1413 ق)، ج 3، ص 73 به بعد.
    4- نحل / 123.
    5- انعام / 161.
    6- محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی ، ج 2، ص 17.
    7- آیت الله محمد مظفری، پرسش‏ها و پاسخ‏ها ، ص 12.
    8- ر.ک:بحارالانوار، ج 8، ص 276.
    9- همان طوری كه در روایات آمده است مانند روایتی از امام باقر (ع) در بحار الانوار، ج 18، ص 266.
    10- بحارالانوار، ج 18، ص 278.
    11- مریم / 12 و 13.
    12- بحارالانوار، ج 18، ص 278.
    13- بحارالانوار، ج 18، ص 200.
    14- ر.ك: محمد حسین مظفر، كتاب علم امام (ع)، ترجمه محمد آصفی ، ص 76 به بعد.
    جهت مطالعه بیشترر.ک: منشور جاوید، آیت الله سبحانی، ج 7 ،ص 375 - 384؛ پرسشها و پاسخ‏ها، آیت الله مظفر، ص 5 به بعد؛كتاب علم امام (ع)، محمد حسین مظفر، ترجمه محمد آصفی، ص 76 به بعد.


  7. تشکرها 4


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درباره باور ها و دین محمد پیش از برآمدن اسلام
    دیدگاه های گوناگونی وجود داشته :
    برخی از روایات نشان می دهد که محمد پیش از بیان
    پیامبری خود هیچ بتی را نپرستیده است ، مانند
    روایتی که علی نقل می کند : از رسول الله سوال شد :
    آیا بتی را عبادت کرده ؟ ، حضرت فرمود : خیر ، سوال شد :
    آیا خمر نوشیده ؟ حضرت فرمود : خیر . زید بن حارثه نیز
    قسم یاد می کند که محمد دست به بتی نزد تا آنکه خداوند
    او را به رسالت برگزید .

    از سوی دیگر روایاتی وجود داشته که نشان می دهد محمد
    پیش از بیان پیامبری خود بر اساس سنت پدران خود و
    بت پرست بوده است . چنانچه بنا به نقل هایی نخستین فرزند
    خود را « عبد العزی » که یکی از بت های تازیان بوده
    نامگذاری کرد . ابن اسحاق نیز می گوید محمد پیش از اسلام
    « هو علی دین قومه – او بر دین قومش بود »
    جبیر بن معطم نیز عنوان داشت رسول الله را دیدم در حالی
    که « و هو علی دین قومه – بر دین قومش بود )
    بر شترش در عرفات نشسته بود .
    ابن کلبی از قول محمد می گوید " هنگامی که بر دین
    قوم خود بودم گوسفندی را برای بت عزی قربانی کرده ام "


    ولهوزن ( Wellhausen ) می نویسد " محمد اقرار داشته
    که یک بار بزی را برای بت عزی قربانی کرده "
    پیترز ( F. E. Peters ) اسلام شنان مشهورمی گوید
    " محمد پیش از اسلام عزی را پرستش می کرده است "
    مارگالیوث ( Margoliouth ) نیز با استناد به مسند احمد
    می گوید " محمد و خدیجه هر شب و پیش از استراحت
    چند مراسم و تشریفات مذهبی را برای یکی از الهه ها
    انجام می دادند "



    حدیث و روایت مشهور " بلدح " که در صحیح البخاری
    و همچنین سیره ابن اسحاق آمده نیز بروشنی نشان
    می دهد محمد پیش از اسلام بت ها را پرستش می کرده است .
    ترجمه حدیث ( بگونه چکیده ) اینگونه است :

    " محمد رسول الله هنگامیکه در مورد « زید بن عمر بن نفیل »
    سخن می گفت بیان داشت « او نخستین کسی بود که مرا
    بخاطر پرستش بتان ملامت و سرزنش نمود و من را از
    پرستش آنها منع کرد » . زمانی که به همراه
    زید بن حارث از طائف بازمی گشتم از کنار زید بن عمر
    که در کوهستان های مکه بود عبور کردیم . او به علت
    مخالفت عمومی قریش که او را از تبلیغ دینش منع می کردند
    از میانشان بیرون رفته بود . در کنارش نشستم ، من خورجینی
    از گوشتی که برای بت ها قربانی کرده بودیم همراه داشتم
    زید بن حارث نیز آنرا حمل می کرد . من آنرا به زید بن عمرو
    تعارف نمودم و به او گفتم : عمو جان از این تعام بخورید .
    او پاسخ گفت : مسلماً این گوشت برای بت ها قربانی شده .
    هنگامی که پاسخ مثبت بدان دادم او پاسخ داد : پسر برادرم
    اگر تو از دختران عبد المطلب پرسش کنی ، آنها به تو
    خواهند گفت که من میلی برای خوردن گوشتی که برای
    بت ها ذبح شده باشد ندارم ، در آن هنگام او مرا به خاطر
    پیروی از بت ها سرزنش کرد و در باره پرستش و
    بی اعتباری بتان و کسانی که آنها را پرستش می کنند و
    برایشان قربانی می کنند سخن گفت و ادامه داد :
    آنها بی بها و بی ارزش هستند ، بتان نه می توانند به
    کسی سود و نفعی برسانند و نه می توانند به کسی صدمه ای
    وارد کنند . پیامبر افزود ، پس از آن من هرگز دانسته
    دستی به بتی نکشیدم و آنرا نوازش نکردم و نه برای
    آنها قربانی کردم تا اینکه الله افتخار پیامبری را به من داد "

  9. تشکرها 4


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدگاه اول

    فرقه‏اى به استناد ظاهر آیه شریفه: «ما كنت تدری ما الكتاب و لا الایمان.» سوره شوري آيه 22 مى‏گویند پیامبر قبل از بعثت، ایمان به خدا نداشته و موحد نبوده است!در مقابل این فرقه، تمام مفسران شیعه و اهل سنت در تفسیر این آیه چنین گفته‏اند:
    «منظور از «كتاب‏» در آیه شریفه همان قرآن كریم است كه یقینا بعد از نزول وحى توسط جبرئیل پیامبر به قرآن و تفاصیل و مطالب آن آگاه گردید. و منظور از «ایمان‏» همان ایمان و اعتقاد به خدا نیست، چرا كه ایمان معانى متعددى دارد و آنچه در آیه شریفه مقصود است همان شریعت و معالم دین بوده كه فهم و اعتقاد و التزام به آنان در گرو وحى الهى بوده است.»

    و باز به استناد آیه شریفه: «وجدك ضالا فهدى‏» سوره ضحي آيه 6 گفته‏اند: ایشان قبل از بعثت در ضلالت و گمراهى و كفر به سر مى‏برده است. كه باز در این آیه شریفه كلام مفسران چنین است:
    منظور آیه، ضلالت در علم و آگاهى به احكام و شریعت اسلام است كه بعد از بعثت از طریق وحى به آن هدایت‏ شده و آگاهى یافته‏اند. هر چند نوع مفسران بعد از این بیان گفته‏اند ممكن است منظور از ضلالت گم شدن متعارف است چنان كه گویند: پیامبر اكرم در بعض كوچه‏هاى مكه گم شده بودند، ابوجهل ایشان را پیدا كرد و به نزد عبدالمطلب برگرداند. و یا این كه وقتى حضرت با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام رفته بودند، گم شدند و سپس پیدا شدند. یا وقتى كه از قبیله بنى‏اسد به مكه برگشتند داخل شهر گم شدند... و این كه خداوند فرموده «فهدى؛ پس تو را هدایت كرد» بنابر معناى اول، یعنى قرآن و شریعت اسلام و احكام آن را به تو شناسانید. و بنابر معناى دوم، این كه بعد از گم شدن تو را به منزل برگرداند.

    مرحوم طبرسى در مجمع البیان وجه دیگرى فرموده‏اند، با این بیان كه:
    «خداوند تو را در میان قومى یافت كه حق تو را نمى‏شناختند و تو در بین آنان حیران و سرگردان بودى. سپس آنها را به شناخت تو هدایت كرد و به فضل و صداقت تو اعتراف كرده و دور تو جمع شدند ...»

    زمخشرى در تفسیر آیه شریفه چنین مى‏گوید: «اگر نعوذ بالله پیامبر اكرمصلی الله علیه و آله قبل از بعثت كافر بودند، هر آینه این امر به عنوان نقیصه‏اى براى ایشان مطرح مى‏شد.»

    بیشتر مسلمین از شیعه و اهل سنت‏ بر این نظریه اتفاق دارند كه پیامبر تابع هیچ یك از شرایع گذشته بر اسلام نبوده، بلكه او به تكلیف خود عمل مى‏كرده و پیوسته خط توحید را ادامه مى‏داده و به اصول اخلاقى و عبادت الهى مقید و پاى بند بوده است.

    به علاوه با مراجعه به سیره عملى حضرت این دیدگاه از اصل مردود است چرا كه در موارد متعدد و كتاب‌هاى مختلف مشاهده مى‏كنیم و مى‏خوانیم كه حضرت شدیدا از بتها متنفر بوده و اصلا به آنها توجهى نداشته‏اند. و وقتى كه «بحیرا»ى راهب، ‏حضرت را به لات و عزى (دو بت ‏بزرگ مكه) سوگند داد، حضرت فرمود: «لاتسالنى باللات و العزى فوالله ما ابغضت ‏شیئا بغضهما؛ مرا به لات و عزى سوگند مده، به خدا قسم چیزى نزد من مانند آن دو مبغوض نیست.»
    و یا هر وقت كسانى از اهل قبیله پیامبرصلی الله علیه و آله از آن حضرت مى‏خواستند كه با آنها به بتكده برود، امتناع ورزیده و قبول نمى‏كردند و به آن جا نمى‏رفتند.



    كدام دین؟

    اما این كه در طریق توحید و یكتاپرستى، حضرت تابع كدامیك از ادیان و شرایع قبل از اسلام بوده است آراى علماى مسلمانان مختلف است: بعضى این امر را كه پیامبر از ادیان قبل از اسلام تبعیت مى‏كرده است جایز مى‏دانند. ولى این كه آیا واقعا این امر به وقوع هم رسیده و پیامبر تبعیت از آنها مى‏كرده است توقف كرده‏اند. از جمله كسانى كه نظر بر این قول دارند، حجة‏الاسلام غزالى، قاضى عبدالجبار، سیف الدین آمدى، تاج الدین عبدالوهاب سبكى و از دانشمندان شیعه نیز سید مرتضى را مى‏توان نام برد.استناد این گروه شاید این باشد كه مى‏گویند هیچ دلیل معتبرى بر تعبد و یا عدم تعبد حضرت پیامبر اكرم نسبت ‏به ادیان گذشته در دست نیست.

    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدگاه دوم

    گروهى نیز معتقدند كه حضرت، از یكى از ادیان گذشته، تبعیت مى‏كرده‏اند. ما قبل از آن كه به طور مختصر درباره آن دینى كه حضرت از آن تبعیت كرده‏اند چیزى بگوییم و دلیل قائلین آن را بیان كنیم و جواب بدهیم، به بعضى از دلایل كلى معتقدین این دیدگاه اشاره كرده سپس به قول مورد نظر و صحیح پرداخته و با دلایلى آن را بیان مى‏كنیم و بعد از آن در بیان دفع توهم، دلایل قائلین به تبعیت را هم اشاره و جواب مى‏دهیم. اینك دلایل آنان:1-اگر ایشان متعبد به شریعتى از شرایع گذشته نبودند، پس با چه معیارى به حج و عمره مشرف مى‏شده و اعمال آنها را انجام مى‏دادند. با چه دستورى از گوشت مردار و یا حیوانى كه با نام خدایانى غیر از خداوند یكتا ذبح شده بود نمى‏خوردند و همچنین اعمال دیگرى كه انجام آنها منوط به دانستن احكام آنهاست. پس باید گفت پیامبر به تبعیت ‏یكى از آن شرایع این گونه اعمال را انجام مى‏داده‏اند.
    2-در تاریخ برخورد مى‏كنیم كه پیامبر در حكم سنگ‏سار كردن زناكار به تورات مراجعه كرده بودند.

    3-آیات متعددى در قرآن داریم كه خداوند متعال پیامبر اكرم را مامور به تبعیت از شرایع گذشته مانند شریعت نوح، ابراهیم، موسى و عیسى مى‏نماید و این خود دلیلى است كه ایشان باید از آنها یا یكى از آنان تبعیت مى‏كرده‏اند.
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    1- اگر ایشان بت پرستی کرده باشد که عصمت ایشان جای سوال دارد

    2- اگر ایشان به دین مسیحیت ایمان نیاورده باشد که معلومه که اخرین دین خدا یعنی مسیحیت را قبول نداشته پس خدا و فرستاده او را قبول نداشته پس ایشان به خدا و و پیامبر خدا و معجزاتش کافر بوده

    3- اگر به دین ابراهیم بوده پس معلوم میشود باز مسیح را قبول نداشته و حکمش مثل این است که نسخه کاملتری از سوی خدا امده باشد ولی ایشان تبعیت نکرده اند

    چون می دانیم که دین واحد هست و از سوی خدای واحد و به مروز و به مقتضی درک و فهم انسان کاملتر شده پس وقتی مسیح امد دلیلی برای ماندگاری بر یهود یا دین ماقبل باقی نمی ماند

    این شرط برای افراد عادی است ولی برای فردی که قرار است پیامبر شود این شرط سخت تر می گردد و ایشان باید و لزوما دین اخر یا نسخه تکمیلی را بپذیرد و اگر نپذیرد تمرد نسبت به خدا انجام داده( یعنی ایشان نظر خود را نسبت به نظر خدا بالاتر دانسته چون خدا چند دین دیگر و تازه تر فرستاده و دینش را کاملتر کرده ولی پیامبر اینرا قبول نداشته و قایل بوده دین ابراهیم بهتر است ) و باز عصمت ایشان زیر سوال می رو د

    ( کما اینکه حضرت مسیح شاید بخاطر همین که به دین ماقبل خود نباشد در همان گهواره اعلام می کند من رسول خدا هستم و دینی جدید اورده ام تا نیازی نباشد به دین یهود ایمان بیاورد فقط شاید هست و دلیلی ندارم )


    لزوما و عقلا می بایست ایشان مسیحی می بوده
    اینها به نظرم عقلی امد دوستان لطفا برای رد یا تائید ازادله عقلی استفاده کنند نه ادله روائی و احادیث و اقوال


    ایا به نظر شما ادله من غیر عقلانیست و اگر بله چرا ؟
    ویرایش توسط oomiidd : ۱۳۸۷/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۴۸
    در گذر از جادهء زندگي آموختم :
    ــ كه، ميتوان به رفتن ادامه داد خيلي بعد از آنكه تصور كني ديگر نميتواني .

  15. تشکرها 2


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدگاه سوم

    در مقابل این دیدگاه‌ها، اكثر دانشمندان اهل سنت و شیعه نظر بر این دارند كه حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله قبل از بعثت تابع هیچ شریعتى از شرایع گذشته نبوده‏اند، بلكه به تكلیف خود عمل مى‏نموده‏اند، چنان كه شیخ طوسى در «عدة الاصول‏» مرحوم میرزاى قمى در «قوانین الاصول‏» علامه طباطبایى در «المیزان‏» مرحوم طبرسى در «مجمع البیان‏» و علامه مجلسى در «بحارالانوار» و همچنین از دانشمندان اهل سنت كسانى مانند قاضى عیاض در «الشفاء بتعریف حقوق المصطفى‏» ابوبكر باقلانى، ابوعلى حیائى، ابوهاشم معتزلى، جارالله زمخشرى در تفسیر «الكشاف‏» امام فخر رازى در «تفسیر كبیر» و ابن ابى‏الحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه‏» قائل به این قول شده‏اند.از جمله دلایلى كه بر این قول - كه دیدگاه حق و صحیح نیز همین است - دلالت دارد عبارتند از:
    1-قریب به اتفاق دانشمندان شیعه و اهل سنت از جمله تمام معتزله بر این قول نظر دارند.
    2-تمام مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پیامبر اكرم بر تمام انبیا برترى داشته و افضل از آنان است، و از نظر عقل تبعیت كردن افضل از مفضول صحیح نیست.

    3-اگر واقعا ایشان به یكى از شرایع گذشته متعبد بوده‏اند حتما در تاریخ زندگى ایشان نقل مى‏شده است و اهل آن شریعت این را جزو افتخارات خود مى‏دانسته و از این مساله به نفع خود احتجاج مى‏كرده‏اند، در حالى كه در هیچ جاى تاریخ چنین امرى ذكر نشده است.
    4-حضرت امام على بن ابى‏طالبعلیه السلام كه از كودكى در محضر پیامبر بوده و تربیت ‏یافته مكتب محمدىصلی الله علیه و آله است در این باره چنین نظر مى‏دهد: «لقد قرن الله بهصلی الله علیه و آله من لدن ان كان فطیما اعظم ملك من ملائكته یسلك به طریق المكارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره ؛ از همان زمان كه رسول خدا از شیر گرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را با او قرین ساخت، تا شب و روز وى را به راه‌هاى مكارم و طرق اخلاق نیك جهان سوق دهند.»
    5-با توجه به مراجعه به منابع معتبر شیعه و اهل سنت ‏به طریق صحیح و معتبر از پیامبر نقل شده است كه فرموده‏اند: «كنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد ؛ من به مقام نبوت رسیده بودم در حالى كه هنوز روح به جسد آدم دمیده نشده بود.»
    همان طورى كه قبلا گفتیم نبى كسى است كه فرشته را در خواب مى‏بیند و احكام را از او مى‏گیرد. پس پیامبر قبل از بعثت نیز مقام نبوت را داشته و در چهل سالگى به مقام رسالت مشرف شده‏اند، چنان كه روایات دیگرى نیز از پیامبر اكرم و امام باقر علیه السلام در تایید این امر بیان داشتیم.
    6-با مراجعه به سیره عملى آن حضرتصلی الله علیه و آله در طول چهل سال قبل از بعثت این امر به خوبى معلوم و مشخص مى‏شود كه ایشان در این مدت راه و روش خاص خود را مى‏رفته و هیچ موردى ملاحظه نشده است كه ایشان به كتاب و یا دانشمندى از دانشمندان شرایع گذشته مراجعه نمایند و یا در معابد و كلیساهاى یهودی‌ها و نصارى و یا مذاهب دیگر رفته و مشغول عبادت و انجام اعمال آنها باشند.
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  17. تشکرها 2


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    در جمع بندی این تاپیک خدمت دوستان عرض می شود که :

    اولا: بنا بر شواهد تاریخی و آموزه های عقیدتی قطعا پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و اجدادشان بت پرست نبوده اند

    ثانیا: درباره دین پیامبر صلی الله علیه واله وسلم قبل از بعثت بطور یقین نمی توان اظهار نظر کرد

    نظریات متعددی در پاسخ به این پرسش وجود دارد كه مهمترین آنها عبارتند از:

    1- پیامبر اسلامی به هیچ شریعتی عمل نكرده و پیرو هیچ دینی نبوده است.
    2- ایشان پیرو دین مسیحیت بوده است.
    3- ایشان پیرو دین حضرت ابراهیم (ع) بوده است.
    4- پیروی دین خود (اسلام) بوده است.

    دو نظریه اول قطعا باطل است و شواهدی نمی توان بر آن اقامه کرد
    نظریه سوم نیز در عین وجود شواهد قطعی نیست
    نظریه چهارم مویدات بیشتری دارد که دوستان عزیز در پستهای قبلی بیان نموده اند اگر چه نمی توان به طور قطع چنین نظری را قبول کرد

    به هر حال دو نظریه سوم و چهارم از درجه اعتبار بیشتری برخوردار هستند و به نظر می رسد نظریه چهارم به واقع نزدیکتر باشد

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ در ساعت ۱۶:۳۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود