جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پرتوئی از نور

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب پرتوئی از نور




    و راه را در انبوه سياهي ها گم مي کنم . گويا دل نيز توان همراهي ندارد . خسته و غمبار از بيراهه ها ... همه اميدم به ياس گرائيده ...
    جنگلي سرد و تاريک پيش رو ، با گامهايي خسته و چشماني که جز تيرگي بصيرتي ندارند ، گذرگاه نوميدي را مي پيمايم...
    هر از گاه صدائي از بيشه سکوت را درهم مي شکند و دلم چو آتشفشاني ، با گدازه هاي ترس فوران مي کند .
    هجمه اي از توهمات مرا از رفتن باز مي دارد ... چاهي در مسير ، دامي در کمين ، درنده خوئي شب زده در خفا و گزندگاني زهر آلود زير پا ...
    ديگر تواني نيست ، مرگ و نيستي در چشمانم نقش بسته و لحظات به انتظار ناخوشايندي سپري مي شوند ...
    لحظه اي اشک بر چشمانم جاري مي شود . حس غريبي مرا فرا مي گيرد ...
    ناگهان دل به ياد عشقي فراموش شده بيدار مي شود . از لرزش و سستي اشپرتوئی از نور کاسته و آرام مي گيرد ... از دور نوري زلال چشمانم را خيره مي کند ... نيروئي مضاعف بر اندامم ، صلابتي در گامهايم ، شور وشوقي در وجودم ...
    قدمها استوار ، سرعتي بي نظير ، هر لحظه بر روشنائي افزوده ، قلبم تسلي يافته ، اميدم دوصد چندان و شميمي خوش روحم را طراوتي مي بخشد .
    از شب و تيرگي ها خبري نيست و سحري دل افزا به لطف خورشيد ، مرا جاني دوباره بخشيده ...
    هرچه به سمت نور مي روم ، دلم از عشق و محبتي مثال نزدني لبريز مي شود .
    باز گريه مرا فرا مي گيرد ... و اين بار از سر شوق و از مهرِ مهرباني در فوق ...



    اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَکَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ


    خداوند نور آسمانها و زمين است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يک ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود که از درخت پربرکت زيتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزديک است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود؛ نورى است بر فراز نورى؛ و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏کند، و خداوند به هر چيزى داناست. سوره نور آيه 35

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود