صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*




    سید شهیدان شهرستان رودسر:شهیدمهندس علی انصاری


    نام:علی انصاری
    تاریخ تولد:3-3-1323
    محل تولد:رودسر
    تاریخ شهادت:15-4-1360
    محل شهادت:رشت،به دست منافقین کوردل
    آخرین مسوولیت:استاندار استان گیلان

    شهید مهندس علی انصاری درخرداد ماه سال هزار و سیصد و بیست و سه از خانواده ای مذهبی و معتقد و متدین در شهرستان رودسر متولد شد و پس از گذراندن مقاطع تحصیلی تا سوم دبیرستان در شهرستان رودسر، جهت ادامه تحصیلاتش به تهران رفت و در دبیرستان نظام به تحصیلش ادامه داد و در سال 40 موفق به اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان نظام گردید و سپس وارد دانشگده افسری گردید، اما در خرداد سال 42 بدلیل وجاهت مذهبی اش از دانشکده نظام اخراج گردید. پس از گذراندن تربیت معلم به استخدام آموزش و پرورش در آمد و شغل شریف معلمی را در پیش گرفت و به روشنگری اذهان عمومی و موشکافی مسائل مذهبی و اجتماعی همت گماشت و مردم را از وضع زمانه آگاه ساخت . چند سال بعد مجدد در کنکور شرکت و وارد دانشگاه شد ، اایشان دانشجوی سال سوم دانشکده بودازدواج نمود و یک فرزند دختر از این پیوند مقدس به یادگار ماند . در دوران تحصیل به علت فعالیت های مذهبی و سیاسی چندین بار توسط ساواک بازداشت وزندانی شد، حضور جلسات قرآنی و نهج البلاغه و تفاسیر آیات عظام محمدی گیلانی و محفوظی و فلسفی در استواری و انگیزه فردی ایشان در مبارزه با نظام منهوس پهلوی واستقرار حکومت الله تاثیر بسزایی داشت .

    پس از اتمام تحصیلات دورهً کارشناسی برای فوق لیسانس شرکت کرد و موفق شد. ولی ساواک از ادامه تحصیل وی ممانعت کرد
    شهید علی انصاری بنابه وصیت پدرش که در وی نبوغ خاصی را مشاهده کرده بود جهت ادامه تحصیل و با اسم مستعار از ایران خارج و به آمریکا رفت و درآمریکا در دو رشته صنایع و دکترای ریاضی بطور همزمان شروع به تحصیل علم و دانش نمود و همان زمان در دو دانشگاه نیز تدریس می کرد و پس از دو ترم به جرم تبلیغ اسلام ، از تدریس در تمامی دانشگاههای آمریکا منع گردید. شهید مهندس علی انصاری مسئولیت برگزاری مجالس و تظاهرات در آمریکا را بر عهده داشت و علاوه بر آن دبیر انتشارات انجمن اسلامی بود و در زمینه انتشارات کتب با روحانیون مبارز رابطه نزدیکی داشت و در طول اقامت در آن دیار غربت برای سخنرانی به اکثر نقاط آمریکا وکانادا و لبنان مسافرت کرد و به علت دوستی نزدیکی که با شهید چمران و امام موسی صدر داشت ، چندین بار به لبنان سفر کرد . زمانی که خروش انقلاب اسلامی ایران پایه های ظلم را به لرزه افکند، شهید انصاری همانند دیگر عاشقان اسلام به محل اقامت حضرت امام (ره) در نوفل لوشاتوی فرانسه خدمت ایشان رسید وکسب فیض و تکلیف نمود.
    سال 57 در حالیکه کارهای تز دکترای خود را انجام می داد به ایران بازگشت و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ابتدا به معاونت استانداری خراسان و سپس سمت استانداری گیلان منسوب گردید و در کنار آن عضو هیات علمی دانشگاه گیلان و پست دانشگاه فنی گیلان را هم بر عهده گرفت . بعد از واقعه 7 تیر طی سخنرانی در میدان شهرداری رشت خطاب به منافقین و سرسپردگان آمریکای گفت ما خدمتگزاران ملت هر روز غسل شهادت می کنیم و باکی از شهید شدن نداریم !؟ زیرا که شهادت برای رضای خدا ترس ندارد؛ بلکه آرزوی ماست و ما به آن افتخار می کنیم.
    شهید مهندس علی انصاری بزرگ مردی که قلبش مالامال از تعهد و تقوا و عشق و تلاش و ایثار بود در تاریخ 15 /4/60 در ساعت 7 بامداد خونین در چهارمین روز ماه مبارک رمضان در خیابان لاکانی رشت مورد هجوم ناجوانمردانه منافقان قرار گرفت و به مقام عالی شهادت در راه رضای حضرت باری تعالی که سالها برایش تلاش کرده بود نائل آمد و رو سیاهی بر منافقین از خدا بی خبر ماند و مهندس شهید انصاری هم سندی بر این مدعا گردید .
    شهید انصاری پرورش یافته مکتب تشیع و برخواسته از توده های محروم جامعه و تبلوری از معنویت و مردم دوست و خداپرست بود ، لذا به محض با خبر شدن مردم گیلان از شهادت ایشان تظاهرات گسترده ای علیه منافقین و دشمنان اسلام و انقلاب برپا نمودند و بدینوسیله تنفر و انزجار خود را از منافقین اعلام نمودند . توای دخترم : کوله بارم را بر دوش گیر و فرزند شهادت باش، همرزمان تو، در 17 شهریور غوغا کردند و با سمیه ها هم راه شدند تو نیز همچون سمیه از حق پیروی کن و بدان که هیچ مکتبی غیر از اسلام یارای پیاده کردن عدالت اجتماعی را ندارد .
    برسر مستکبرین فریاد زن، نسبت به مستضعفین، خاضع باش .

    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۵:۳۵
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    نام شهيد : سلیمان
    نام خانوادگي : اکبری
    تاريخ تولد : 20/6/42
    محل تولد : رودسر (روستای ماچیان )
    تاريخ شهادت : 24/10/65
    محل شهادت : شلمچه _ کربلای 5
    شهادت در عمليات : کربلای 5
    وضعيت تاهل : مجرد
    آخرين مسئوليت : فرمانده گروهان عمار( از گردان کمیل)
    عضويت در : سپاه
    مزار شهيد : رودسر - گلزار شهدای ماچیان

    زندگينامه : سردار شهید سلیمان اکبری در بیستم شهریور سال هزار و سیصد و چهل و دو در روستای ماچیان شهرستان رودسر دیده به جهان گشود و در آغوش پدر و مادر محترم پرورش اسلامی یافت . سلیمان پس از دوران خردسالی به مدرسه راه یافت، تا توشه ای از دانش فرا گیرد و بتواند گامی برای میهن و کشورش بردارد . شهید سلیمان اکبری تا مقطع اول دبیرستان تحصیل نموده بود که حکومت بعثی عراق به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکا به خاک میهن اسلامیمان تجاوز کرد .
    با هجوم ددمنشانه دشمن به سوی مرزهای کشوراسلامی ، خیل عظیمی از جوانان غیرتمند این مرز و بوم پس از طی دوره های نظامی ، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شدند و شهید اکبری نیز یکی از آن دلیر مردان مسلمان و غیرتمند این مملکت اسلامی بود که آرمیدن در بستر و نشستن پشت صندلی های مدرسه و دانشگاه را در آن برهه از زمان جایز ندید و بر خود تکلیف دانست در میادین نبرد و مبارزه با دشمنانی باشد که از هر سو حمله ور شدند و هدف شومی را دنبال می کنند، پس سلاح بردوش گرفت و با همت بلند خود ، مردانه با دشمن دیوسیرت به جنگ و نبرد پرداخت . حضور مداوم او در جبهه های نبرد حق علیه باطل که فرصت شرکت در آموزشگاه ها را از وی گرفته بود و نفس در نفس صیاد اجل پیش می تاخت و شاید توانسته بود بسیاری از صفحات کتب درسی خود را در میان شعاع جانسوز گلوله های رسام پرتاب شده از سوی دشمن ، مورد مطالعه قرار دهد و تعدادی از معادلات علمی را در میان آتش و دود توپخانه های دشمن مرور کند و در یک کلام پاره های ترکش خمپاره ها قلم او و خونهای پاک جاری در جبهه ها مرکب وی بود و نیز همتی که داشت توانسته بود در فرصت های پیش آمده در فواصل عملیات ها و ماموریت ها در جهت ارتقای علمی خود نیز بکوشد و در سال 65 با کمی فاصله از تاریخ شهادتش موفق به اخذ دیپلم گردید . . شهید اکبری این جوان شایسته و رزمنده دلیر اسلام و انقلاب در جهاد اکبر و در جهاد اصغر سربلند و موفق بود و با تهیدستان و ستمدیدگان جامعه پیوندی عمیق و نا گسستنی داشت .
    سلیمان که از صوتی زیبا برخودار بود، لذا در فرصت های مختلف برای رزمندگان اسلام با صوت و حرارتی دلنشین نوای خط سرخ شهادت سر می داد و ذوق و شعف و پایداری و دفاع از اسلام را در آنان ایجاد می نمود . از خصوصیات بارزه وی توکل عمیق او به خداوند تبارک و تعالی و توسل به ائمه اطهار علیه السلام بود که بر توفیقات وی می افزود .
    سلیمان به سبب اخلاص و تدبیر و توانمندی عالی که داشت ، فرماندهی گروهان عمار از گردان کمیل به ایشان سپرده شد و شش سال از بهترین دوران عمر خود را در جبهه و بیش از یکصد و هشتاد عملیات رزمی و تاکتیکی در محورهای گوناگون مناطق جنگی شرکتی شجاعانه داشت . سرانجام این دلاور اسلام و انقلاب با عزت و افتخار در تاریخ 24/10/1365 در عملیات غرور آفرین کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهر سردار شهید سلیمان اکبری پس از تشیع با شکوه در زادگاهش ماچیان به خاک سپرده شد . (( روحش شاد و یاد و خاطره اش عزیز و گرامی باد ))
    پيام شهيد : خدایا: تو گواهی فقط با یاد تو و بمنظور احیای دینم و انقلابم به جبهه می روم و در این حرکت فکر انتقام و یا کسب نام و مقام و مال هیچ در سر نمی پرورانم .
    برادران و خواهران : نماز جمعه را ترک نکنید و شب های جمعه به یاد شهدا باشید و بر تربت پاکشان همیشه حاضر باشید .

    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۵:۳۹
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    نام شهيد : تقی
    نام خانوادگي : سلیمی پور
    تاريخ تولد : 1331
    محل تولد : رودس
    ر
    تاريخ شهادت : 1361
    محل شهادت : منطقه عملیاتی رمضان
    شهادت در عمليات : عملیات رمضان
    وضعيت تاهل : متاهل
    تعداد فرزند : 1
    عضويت در : سپاه
    مزار شهيد : مفقودالجسد
    بسیجی شهید حجت الاسلام تقی سلیمی پور درسال 1331 در شهرستان رودسر چشم به جهان گشود . با ورود به سن 6 سالگی برای فراگیری علم و دانش راهی مدرسه شد و تحصیلات دوره ابتدایی را با موفقیت سپری کرد . با پایان گرفتن مقطع ابتدایی و با توجه به وضع نامناسب بعضی از معلمین مدرسه تمایل به ادامه تحصیلات کلاسیک را نداشت ولی با اصرار خانواده تا اول متوسطه ادامه تحصیل داد و با علاقه وافری که به تحصیلات علوم دینی داشت در سال 1345 وارد حوزه علمیه رورسر گردید و علاوه برکسب معلومات دینی با براه انداختن مجالس فوق برنامه مانند نوحه خوانی و برگزاری مجالس قرآن بعنوان یکی از چهره های محبوب در بین طلاب و مردم رودسر شناخته شد . و در سال 52 انفجار فرمانداری رودسر توسط افراد انجمن اسلامی که خود موئسس آن بود صورت گرفت و نیز نشر خبرنامه های دستنویس در معابر عمومی فیضیه ها و دارالشفاء در سال 53حکایت از رادمردی وی بود .
    او دیگر زنگ خطری برای حکومت پهلوی شده بود فلذا توسط ماًموران حکومت مورد اذیت و آزار واقع می گردید .
    در سال 1348 علی رغم میل باطنی سر پرست ومدرسین حوزه علمیه رودسر به حوزه علمیه قم رهسپار گردید و با علاقه بسیار زیاد دروس حوزه را پشت سرگذاشت وبصورت متفرقه دروس دبیرستان را نیز دنبال نمود و به فعالیتهای مذهبی و سیاسی خود ادامه داد .

    وی در سال 1352 ملبس به لباس مقدس روحانیت شد و با فراهم آوردن کتاب ، نشریه و اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) و اطلاعیه های انقلابی و توزیع آنها در بین طلاب علوم دینی قم و همچنین در سطح شهرستان رودسر و با تشکیل انجمن اسلامی ولی عصر (عج) این شهردر بر انگیختن جوانان مسلمان رودسر علیه حکومت جور و ستم نقش بسزایی ایفاء نمود .

    ایشان در عاشورای سال 1348 در مسجد سرپل شرقی رودسر سخنرانی کوبنده ای علیه دستگاه حاکم و سرسپردگان محلی آن ایراد نمود و فردای آن روز توسط نیروهای امنیتی دستگیر و پس از مدتی آزاد گردید .
    در محرم سال 1353 بنابه دستور شهید محراب حضرت آیت الله مدنی به مدت 10 شب در مسجد بازار کاشان سخنرانی نمود و سخنرانیهای پر شوراو در کاشان باعث ترغیب مردم به مبارزه علیه رژیم شد و سرانجام در شب هشتم محرم همان سال توسط نیروهای امنیتی دستگیر و ممنوع المنبر شد .
    وی پس از آزادی از زندان طاغوت با تغییر شکل در کاشان ، راوند ، نوش آباد ، تهران ، ورامین ، قم ، منجیل ، ابرقو و رشت به سخنرانی ها وافشاگیرهای خود ادامه داد .

    سال 1357 از سوی آیت الله ربانی شیرازی (ره) به شهر سمیرم اعزام شد و با ایراد خطابه های پرشور خیل مشتاقان را به سوی خود سرازیر نمود و توانست در هشتم محرم آن سال به کمک مردم، ژاندارمری و اداره ساواک سمیرم را تسخیرکند . بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مدتی مسئولیت زندان مدرسه رفاء که در آن از جنایتکاران و عناصر سرسپرده رژیم منفور پهلوی و جلادان دستگاه امنیتی شاه را نگهداری می کردند بعهده داشت و مدتی هم مسئولیت تحویل سلاحهای مکشوفه و غنیمتی مردم از پادگانها و مراکز نظامی را پذیرفت و به مدت یکماه مسئولیت حفاظت از سازمان خدمات اجتماعی مرکز را تقبل نمود . ومدتی در بیت حضرت امام خمینی (رض) در قم مشغول به خدمت شد و سپس بعنوان نماینده حضرت امام به شهرستان سمیرم عزیمت نمود و سپاه پاسداران آنجا را تاًسیس نمود و مدت زمانی به عنوان فرمانده سپاه سمیرم مشغول به انجام وظیفه شد . ورود ایشان به سمیرم منشاء خیرو برکت بود ایجاد حزب جمهوری اسلامی شاخه سمیرم راه اندازی کرد وبیش از8000 نفر از اهالی آنجا را در همین غالب سازماندهی نمود و برای رفع مشکلات مالی مردم صندوق قرض الحسنه ای تاًسیس نمود و در بر قراری ثبات ، نظم ، آسایش و امنیت عمومی ، دستگیری خانها و اشرار و فئودالهای منطقه و باز پس گیری حقوق غصب شده مستضعفین و عشایر مظلوم آنجا از اقدامات چشمگیر شهید والامقام سلیمی پور بوده است . با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین تیم اعزامی روحانیون وطلاب قم، به جبهه های نبرد حق علیه باطل بود و تا هنگام شهادت چهار بار به سرحدات جنگی اعزام شد و در بیست وسوم ماه مبارک رمضان سال 1361 برای شرکت در عملیات رمضان به جبهه های جنوب اعزام شد و سرانجام در آخرین مرحله عملیات و در شب عید سعید فطر به همراه عده ای از همرزمانش، بعد از باز، پس گیری چندین تپه مهم استراتژیک به محاصره دشمن بعثی درآمدند و به آرزوی دیرنه اش که شهادت در راه خدا بود رسید و پیکر مطهرش تا به امروز از سفری که اختیار کرده بود بازنگشت .

    یکی از ابتکارات شهید بزرگوار حجت الاسلام تقی سلیمی پور: در سال 1353 نوشتن خبرنامه های سیاسی و اطلاعیه های دست نویس بود، که هر بار قسمتی از کتاب حکومت اسلامی امام را در آن می نوشت، و در نیمه های شب به در و دیوار مدرسه فیضیه و دارالشفاء نصب می کرد و در معرض دیدگان عموم می گذاشت .
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۸/۲۸ در ساعت ۱۹:۴۹
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    نام شهید:داوود
    نام خانوادگي : حیدری
    تاريخ تولد :
    1347
    محل تولد : رودسر ( روستای کویه سفلی )
    تاريخ شهادت : 1366 محل شهادت : منطقه عملیاتی والفجر 10
    شهادت در عمليات : والفجر 10
    وضعيت تاهل : متاهل
    تعداد فرزند : 1 عضويت در : سپاه
    مزار شهيد : رودسر ( رودسر کویه سفلی )
    زندگينامه : در محرم سال 1347 در روستای کویه سفلی شهرستان رودسر در خانه کشاورزی مسلمان فرزند پسری پا به عرصه وجود گذاشت که نام داوود را برای او انتخاب نمودند، تعلیم و تربیت داوود در چنین خانواده متدین و متعهد بود، که از همان عنفوان نوجوانی به عبادت بدرگاه حضرت حق ، تلاوت روح بخش کلام الله مجید ، و ائمه معصومین علیه السلام عشق می ورزید و آراسته به اخلاق نیکو و در بین دوستانش از محبوبیتی خاص برخودار بود، داوود دوره دبستان و راهنمایی را در زادگاهش و تحصیلات دوره متوسط را تا پایه سوم در شهرستان رودسر سپری کرد.
    هنگامی که طبل جنگ از سوی دشمن بعثی نواخته شد، دوازده سال بیشتر نداشت اما بیقرار حضور در جبهه و نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی بود، بالاخره با عشق و علاقه و سماجت و پیگیری مستمر دوره آموزشهای لازم نظامی را در بسیج به پایان رساند و رضایت خانواده را جلب و عاشقانه و بیقرار به منطقه کردستان اعزام گردید، و در پاکسازی غرب کشور از وجود سرسپردگان به ایادی استکبار شرق و غرب تلاش فراوان نمود.
    داوود از آغاز جنگ نابرابر دشمن بعثی تا هنگام شهادت بیش از 50 ماه در مناطق مختلف غرب و جنوب کشور و با شرکت در عملیاتهای والفجر 10و 8 و6 و کربلای 2 و5 و نصر 4 و8 از خود اخلاص و رشادت و لیاقتهای زیادی نشان داد و در طی این مدت چندین بار مجروح گردید، ولی هر بار پس از مداوای مختصر مجدد راهی میادین رزم و نبرد با دشمن گردید.
    با توانمندی و تقوای الهی که برخودار بود بعنوان فرمانده گروهان خیبر از گردان کمیل برگزیده شد، و با شجاعتی بی نظیر با دشمنان نبرد می کرد و به دیگر رزمندگان روحیه می بخشید. او که در آرزوی وصال معبودش روز شماری می کرد برای نیل به این آرزو به سنت رسول مکرم اسلام (ص) گردن نهاد تا نیمه دیگر دینش را کامل کرده باشد، و پس از ازدواج نیز جبهه را رها نکرد و سر انجام در عملیات والفجر 10 در ماووت عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد و همنشین با ملکوتیان گردید.
    پيام شهيد : وصيت نامه : پسرم : من عاشقانه رفتم و این افتخار من بود، از تو نیز می خواهم که عاشقانه گام برداری و اسلامی و انقلابی بودن را فراموش نکنی و سعی کنی که در زندگی از قرآن جدا نشوی و زیاد به دنیا دلبستگی نداشته باشی که حب دنیا انسان را می فریبد و منحرف می کند.
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۸/۲۸ در ساعت ۱۹:۵۹
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بسم رب الشهداءوالصدیقین
    شهید املاکی گرچه رودسری نیستند ولی یکی از پیشگامان عرصه جهاد وشهادت بودند که حقیست برگردن من تا ایشان رامعرفی نمایم.

    نام شهيد : حسین
    نام خانوادگي : املاکی
    تاريخ تولد : 20/2/1340
    محل تولد : لنگرود
    تاريخ شهادت : 9/1/1367
    محل شهادت : بانی بنوک
    شهادت در عمليات : والفجر 10
    وضعيت تاهل : متاهل
    تعداد فرزند : 3
    آخرين مسئوليت : قائم مقام لشکر 16 قدس گیلان
    عضويت در : سپاه
    مزار شهيد : لنگرود ( نمادین )
    زندگينامه : سردارشهید حسین املاکی در شب عاشورا سال هزار و سیصد و چهل، در روستای کولاک محله ، شهرستان لنگرود در خانواده ای مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود . او پس از گذراندن دوران تحصیلی خود در سال 58 موفق به اخذ دیپلم در رشته بهداشت محیط شد . علاقه حسین به ورزش ایشان را بسوی ورزش کاراته و کشتی سوق داد و در این زمینه موفقیت های نیز کسب نمود .

    روح ایمان و کفر ستیزی و انقلابی حسین آقا انگیزه ای فراهم کرد تا به موج عظیم انقلاب بپیوندد و در این عرصه فعالیت زیادی برای به زانو در آوردن نظام منهوس پهلوی در منطقه داشت و با به ثمر رسیدن نظام مقدس جمهوری اسلامی به سبز جامگان این نهاد بر خواسته از متن امت اسلامی، سپاه پاسداران لنگرود پیوست و با تجاوز رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی و تحمیل جنگی نابرابر به انقلاب نوپای اسلامی به همراه اولین گروه از نیروهای اعزامی گیلان عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل به دیار خونین سرپل ذهاب و قصر شیرین شتافت.

    ایمان، شجاعت، خلاقیت، تدبیر و توانمندی در وی چنان عالی بود که توانست در کوتاهترین زمان، توان رزمی خویش را تثبیت کند و مدتی بعد هم وارد تیپ 25 کربلا شد . از آنجا که حسین جوانی مومن و برومند و از استعداد و خلاقیت بارزی برخوردار بود . فلذا در مدت زمانی اندک توان رزمی خود را به منصه ظهور رساند و چون بر فرماندهان این توانمندی عالی نظامی حسین محرز شد؛ در واحد اطلاعات و عملیات مسئولیت فرماندهی ، محور یکم را بر عهده او گذاشتند و نقشی فوق العاده در این سمت ایفا نمود .

    خلاقیت حسین در ارائه شناسایی ها و طرح نظامی بقدری عالی و دقیق بود که گویا سالها در دانشکده ها دروس علوم عالی نظامی و رزم آموخته بود؛ لیکن دانشگاه او ایمان به خدا و کلاس او جبهه و میادین نبرد با دشمنان اسلام و قرآن بود .

    سردارحسین املاکی پس از رشادت ها و دلاوری ها در عملیات های مختلف از جمله ثامن الائمه و فتح المبین و بیت المقدس و رمضان و محرم، در سال 61بود که تصمیم گرفت به سنت دیر پای محمدی (ص) عمل به تکلیف نماید و ازدواج کند اما هنوز بیش از دوازده روز از پیمان مقدس ازدواج وی نگذشته بود که بسوی جبهه های نور علیه ظلمت شتافت و هیچ تاخیری در جبهه ها ی نبرد حق علیه باطل را بر خود جایز نمی دانست و ازدواج را هم عمل به تکلیف و حرمت نهادن به اصول و آرمانهای مکتب غنی اسلام و احکام الهی می دانست و حاصل این پیوند مقدس یک پسر و دو دختر از زندگی مشترک ایشان به یادگار ماند .

    حسین در عملیاتهای متعددی چون والفجر مقدماتی ، والفجر 1 ، والفجر4 ، والفجر6 ، والفجر 8 ، والفجر9 ، عملیات بدر نقش آفرینی فوق العاده ای ایفاء نمود و بی تردید می توان عنوان کرد آن موفقیت ها مرهون شجاعت، خلاقیت، توانمندی و خدمات عالی حسین املاکی بود . حسین در سال 64 به تیپ قدس گیلان رفت ؛ واحد اطلاعات و عملیات تیپ را تقویت نمود و بهترین طرح عملیاتی والفجر 9 را با توجه به شناسایی هایش در منطقه سلیمانیه ارائه و اجرا نمود و به موفقیتهای بزرگی دست یافت .

    پس از عملیات والفجر 8 در منطقه عمومی فاو دیگر همرزمانش چون سردار مهدی خوش سیرت و حسن رضوانخواه به او پیوستند و فرماندهی گردان های پیاده تیپ قدس را بر عهده گرفتند و سردار حاج محمود قلی پور نیز رئیس ستاد تیپ قدس گیلان بود که با همت بلند و شجاعت و دلاوری این دلاور مردان و سرداران گیلانی چنان تحولی در عملیات ها ایجاد شد که بعد از عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران ، به تعبیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله ) : حماسه آفرینان لشکر قدس در کربلای 2 کربلای دیگری آفریدند .

    شهید املاکی شما ؟!

    توی میدان جنگ که شیمیای زدند و خودش هم در معرض شیمیای بود ، بسیجی بغل دستش ماسک نداشت ، شهید املاکی ، ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش ! قهرمان یعنی این !؟

    البته هر دو شهید شدند . هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند ، اینها که از بین نمی رود . زنده اند هم پیش خداوند زنده اند ، هم در دل ما زنده اند و هم درفضای زندگی و ذهنیت ما زنده اند
    .

    عکس دونفره پیوست:شهید املاکی وشهیدخوش سیرت
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  2.JPG
مشاهده: 6644
حجم:  14.5 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  untitled.JPG
مشاهده: 829
حجم:  11.7 کیلو بایت  
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ما بعد از خوش سیرت ها و املاکی ها چه کردیم؟

    از نوشته وگزارش شما خوشحال شدم خدا جزای خیر به شما دهد شادی روح همه شهدا از صدر اسلاه تا قیامت شهدای کربلا و 8سال دفاع مقدس بالاخص شهدای گیلان صلوات

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    امیرشهدای استان گیلان




    زیر قدم هایت باران می زند...... زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    زیر نگاهت دوباره همان همیشه ی نم ناک .....
    توی این فصل غمین که پر است از ابر و باران و سرما.....
    و من که هنوز توی این عریانی درخت ها دنبال مردی مرد.......
    می روی هرچند تنها......
    می روی که امروز مرا به خودت دلگرم کنی ای مرد.......
    جنگل به یمن قیام تو پابرجاست. و دریا به شوق نگاه تو آبی........
    تمام شرف دیار منی "میرزا". تمام آبروی "گیلان".........

    گیلؤنِ جمهوری

    گیلؤنِ جمهوری
    بوتیم جنگل ،
    بوتن: میرزه کوچیک خؤن
    بوتیم میرزا ،
    بوتن : او مرد میدؤن
    بوتیم میدؤن،
    بوتن : گیلؤنِ دامؤن
    ..
    بشیم جنگل، بدیم دارؤن بخوشتن
    تبردارؤن بمأن میرزایِ کوشتن..
    بشیم دامؤن ../ بخأله گیله‌مرداکؤن بمردن
    خوشؤنه سورخِ خونِ مئن جوؤن‌زاکؤن دمردن



    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۷/۰۹/۱۵ در ساعت ۱۱:۲۳
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نام شهيد : محمدرضا زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    نام خانوادگي : تقی پور
    تاريخ تولد : 8/8/1338
    محل تولد : رودسر ـ واجارگاه
    تاريخ شهادت : 13/7/1359
    محل شهادت : سرپل ذهاب
    وضعيت تاهل : متاهل
    تعداد فرزند : 1
    عضويت در : سپاه
    مزار شهيد : گلزار شهدای رودسر
    زندگينامه : شهید محمد رضا تقی پور، در سال1338 در بخش واجار گاه رودسر به دنیا آمد .از آن جایی که بعد از 8 فرزندی به دنیا آمده بود که هیچ کدام برای خانواده زنده نمانده بودند و خود او هم با دعا و توسل و راز و نیاز نصیب خانواده شده بود توجه ویژه ای به او می شد.اما این توجه ویژه مانع از این نشد که او برای کمک به خانواده که در شرایط اقتصادی بدی به سر می برد از کارکردن در باغات چای و مرکبات و مزارع خودداری کند .همین مشکلات اقتصادی باعث شد تا او علی رغم علاقه به ادامه تحصیل بعد از گذراندن مقطع سوم راهنمایی وارد ارتش شود.
    شرایط ویژه جسمی او باعث شد تا بعد از طی آموزشهای مختلف او را در نیروهای گارد رژیم سابق بکارگیری نمایند اما یک اتفاق ساده مسیر زندگی او را تغیر داد در یکی از شبهایی که او همراه با سایر دوستان گاردی خود در کاخ نیاوران مستقر بودند یکی از فرماندهان آن ها از سِر مستی به نیروهای گارد مستقل در محل حمله ور می شود اما به محض این که نوبت به تقی پور می رسد او با ضرباتی به عنوان دفاع از خود مانع کارهای فرمانده مذکور می شود در این بین فرمانده مذکور آسیب شدیدی دیده راهی بیمارستان می شود و شهید تقی پور هم با حکم دادگاه نظامی راهی زندان می گردد.
    آقای حبیب خیری رئیس کمیته امداد رودسر دوست شهید از قول خود او می گوید: (( شهید تقی پور خودش می گفت :ما تا قبل از این ماجرا با توجه به تبلیغاتی که روی ما صورت می گرفت به هر کس که مقابل رژیم می ایستاد و به مخالفت می پرداخت خرابکار می گفتیم و خودمان را نیروهای ضد خرابکاری می دانستیم آن سال وقتی من را به زندان فرستادند اولین باری بود که با همان نیروهای خرابکار همکلام می شدم و تازه فهمیدم که قضیه چیست و خرابکار واقعی ما هستیم نه آنها.))
    بعد از مدتی به دستور امام همراه با سایر زندانیان از زندان فرار کرد و مدتی را در جنگلها و کوههای گیلان گذراند.با پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه و از آنجایی که دوستان زیادی را در میان انقلابیون پیدا کرده بود به خیل پاسداران پیوست و خود از مؤسسین سپاه رودسر بود.
    رشادتها ،جسارتها و دلاوریهایی که از خود در هنگام مواجهه با عناصر ضد انقلاب و منافقین در درگیریهای مخالف نشان می داد باعث شد تا اعتماد دوستانی را که به دلیل سابقه حضور او در گارد شاه نسبت به او تردید داشتند جلب نماید.تا آنجائی که مسئولیت جذب و فرماندهی و آموزش نیروها را در سپاه به عهده گرفت.
    اخلاق خوب او باعث جلب توجه اطرافیان می شد و با تبحر خاصی که در فنون رزمی داشت آموزشهای ویژه ای را برای نیروها ترتیب می داد و به این شکل جسم و روح نیروهای خود را پرورش می داد.
    آقای یحیی حسین نژاد هم در مورد ایشان می گویند: (( شهید تقی پور انسانی بسیار شجاع بود و از نظر قدرت بدنی بسیار قوی بود و شما متوجه توانمندی او نمی شدی مگر این که با او زندگی می کردی و چالاکی او را در موراد مختلف به عینه می دید چون او به حدی دارای خضوع و خشوع بود که هیچ وقت قدرت خود را به رخ دیگران نمی کشید ، اخلاق ایشان زبانزد خاص و عام بود به موقع احساس مسئولیت می کرد و کارهای خود را انجام می داد از احدی واهمه نداشت و هر آن چه را لازم می دانست انجام می داد.))
    با شروع جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده اولین نیروهای اعزامی از گیلان انتخاب شد.حظور پر نشاط او در بین نیروهای اعزامی باعث تقویت روحیه اطرافیان می شد .او همیشه با خنده به دوستانش می گفت: (( من با تیر و تفنگ عراقها از پای در نمی آیم، آنها باید برای از بین بردن من فکر دیگری بکنند توپ مستقیمی! خمپاره ای!))
    چه خوب گفته بود! چرا که 9 آذر ماه 1359 بود که گلوله خمپاره ای که شهید تقی پور انتظارش را می کشید به ماشینی که او مسافر آن بود اصابت کرد و او را که هنوز مدت زیادی از پیوستنش به سربازان اسلام نگذشته بود به آرزوی شیرینش رساند.
    شهید تقی پور در سال 1358 ازدواج کرد و صاحب دختری شد که به یاد اولین شهید زن اسلام سمیه نام نهاد.
    سمیه 2 ماهه بود که سایه گرم پدر را به زعم ما از دست داد اما خود با صداقت و اطمینان کامل می گوید: (( در هر جایی که تا به حال در زندگی ام دچار مشکل شده ام حضور او و دعای خیر او را همراه خود دیده ام )). و برای این همه حضور مصادیقی شنیدنی دارد، از سفارشهایی که پدر در خواب و بیداری در نزد دوستان و آشنایان برای حمایت از او داشته تا زمانهایی که گروههایی در زندگی اش بوده که جز او خدای مهربانش احدی از آن با خبر نبوده و دست گره گشایی به یاری آمده همه و همه برای او حضور گرم و مؤثر پدر بوده و هست هر چند همه این حضور معنوی برای او خلاء یک بار بابا گفتن را پر نکرد.
    سمیه تقی پور بیش از همه از حضور پر رنگ دوستان پدرش از زمان شهادت پدر تا امروز و ادای حق دوستی توسط آنها می گوید و این که او از صمیم قلبش از آنها سپاسگذار است و خدا می داند که چقدر این از صمیم قلب را صمیمانه گفت.

    پيام شهيد : مادرم: اگر از پیشت می روم هیچ نگران مباش این راهی است که سرور آزادگان به ما آموخت و دیگر برادران را نیز به این راه تشویق کن.
    مادر: اگر چه جواب زحماتت برایم محال است دل به خدا بند .خدا در سایه اسلام در جبهه نبرد حق علیه باطل با شعار لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله ...
    شهادت می دهم که هلال شهادت من به وسیله تو نشانی از قدر دانی و تشکر از توست .
    همسرم: از راهی که مرا تشویق کرده ای قدر دانی می کنم که این راه سعادت من است. تنها یادگارم را که به خواست خدا به دنیا آمد خوب مواظبت کن. پرورش ده و اخلاق اسلامی بیاموز.
    خواهر و برادر کوچولوی من: برای شادی روح من همیشه راستگو باشید و درستکار.درسهایتان را خوب بخوانید و بابا و مادرم را اذیت نکنید.

    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در پست قبلی درمورد میرزا کوچک خان گیل مردی آزاده صحبت کردم.
    اون پست به مناسبت سالروز شهادت میرزا در11آذربود.



    نام شهيد : سیدباقر زندگی نامه *شهدای شهرستان رودسر*
    نام خانوادگي : میراحمدی
    تاريخ تولد : 1334
    محل تولد : رودسر - قاضی محله
    تاريخ شهادت : 1347
    محل شهادت : مریوان
    وضعيت تاهل : متاهل
    تعداد فرزند : 1
    عضويت در : سپاه
    شهید سید میر احمدی در سال 1334 در یکی از روستاهای شهرستان رودسر (سیارستان) دیده به جهان گشود و از بدو تولد تحت تربیت پدر و مادر متدینش با شجاعت جد و مولایش حسین (ع) آشنا شد. او روستایی متدینی بود که با صدای آب روان و نسیم پاک کوهستان و سرسبزی شالیزارهای شمال جان گرفت.
    وی بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی برای تحصیل دروس دینی به قزوین وسپس به قم رفت، در اوایل ورود به حوزه علمیه قم با قیام و حرکت انقلابی حضرت امام خمینی(ره) و یارانش آشنا شده که در سالگرد یاد بود شهدای حوزه علمیه قم بار دیگر ماموران ساواک به جمعیت عزادار هجوم برده و عده ای را با ضرب و شتم متفرق و عده ای را دستگیر، به زندان قم و گروهی از جمله سید باقر را به زندان اوین تهران منتقل کرده و او به 15 سال حبس محکوم شد. وی در حالی تحت شدید ترین شکنجه ها قرار گرفت که به سن قانونی نرسیده بود اما بعد از مدتی موفق شد که از زندان فرار کند، او اگر چه بعد از فرار مصمم تر شده بود اما از آنجا یی که تحت تعقیب ساواک بود با اسم مستعار داود و مجید و با چهره ای مبدل مشغول فعالیت شد.
    وی در تعقیب و گریز از چنگ ساواک و ماموران امنیت مدتهای طولانی بی خبر از خانواده زندگی میکرد تا جایی که مادر چشم انتظارش ، گمان کرده بود که ایشان بدست ساواک کشته شده است.
    با پیروزی انقلاب اسلامی، سید باقر نیز با حضور در جبهه با رشادتهای فراوان در مناطق جنگی خصوصا لشگر محمد رسول الله (ص) حماسه های ماندگاری از خود به یادگار گذاشت.
    سپس ایشان به اتفاق دوست و هم رزم صمیمی اش شهید حاج عباس کریمی فرمانده لشگر محمد رسول الله (ص) به مناطق جنگی کردستان رفت.
    وی در ابتدا مسئول دفتر سپاه مریوان شد سپس به عنوان هماهنگ کننده نیروهای بسیج عشایر همدان، باختران و کردستان خدمات شایانی ارائه داد پس از آن مسئولیت بسیج عشایر و سپاه پاسداران بومی مریوان را بر عهده گرفت بارها با لباس مبدل و با زبان کردی و عربی به ماموریت برون مرزی جهت اجرای عملیات و شناسایی می رفت و با موفقیت بر می گشت.
    به همین جهت منافقان کومله و دمکرات سید باقر را مزاحمی می دیدند که با وجود او نمی توانستند به نیات پلید خود برسند ناچار به منظور حریص کردن مردم، برای سرش جایزه گذاشتند و به صورت گسترده این موضوع را در منطقه مطرح کردند.
    ایشان به اتفاق چند تن از اعضای سپاه عازم منطقه جانوره در مریوان شدند، در ابتدای ماموریت سید باقر ضمن سفارشات لازم به اعضای گروه اشاره به درگیری احتمالی داشت و اما در خود نه ترسی نه تردیدی و نه لرزشی و نه تاملی بود بعد از عبور از موانع کار گذاری شده از طرف منافقان در کمین دشمن گرفتار شدند و بعد از ساعت ها مقاومت و دفاع سرانجام سید باقر و دو رزمنده دیگر به فیض بزرگ شهادت نایل شدند. زمانی که جسم خون آلودش به زمین افتاده و توان حرکت و دفاع از خود نداشت منافقی کوردل جسدش را برای بریدن سرش دزدیده و به گوشه ای دور از چشم و دسترس دیگران برد اما زمانی که مشغول نیت شوم خود بود در درگیری مجددی جسد او دست دوستان رزمنده اش افتاد، بدین ترتیب جسم مطهر و سوراخ سوراخ او در حالی که با لاله هایی از خون مزین شده بود پس از تشیع باشکوه مردم شهرستان رودسر در گلزار شهدای روستای سیارستان به خاک سپرده شد.


    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    درابتدای پست یادآور می شوم شهیدسید باقر میراحمدی درپست قبل معرفی گردید.
    سلام سید
    امشب داشتم یه مطلبی می خوندم از زبان یه کودک فلسطینی که می گفت:
    "تمام دانش آموزان فلسطینی دردرس ایثار شاگرد اول هستند"
    باخود گفتم ،آری ، ماهم زمانی از این شاگرداول ها درمکتب امام روح الله زیاد داشتیم ....اما امروز...
    می دونی فردا چه روزیه؟
    می دونم...می دونم الان پیش امیرالمومنین هستید!
    سید باقر من...من امشب از شما عیدی می خوام.
    چیززیادی نیست....فقط یه سربه مهر نامه دارم،می خوام به دست خدابرسونی....می دونم امشب خدا برا شما سیدا سنگ تموم می زاره....می دونم که هر چی بگید خدابراتون اجابت می کنه....سید ازقول من به خدابگیدکه:دیگر این خانه مراتنگ بود....
    سید،راستی می دونی الان غزه کربلاست...من همه چی روبراخودم نمی خوام....فقط از خدا بخواه که انشاءالله شهادت ماروتوفلسطین رقم بزنه
    سید...این حرفایی که باهات زدم از روی یه عشق سطحی به شما وشهادت نیست....الان حدود سه سالی می شه که دارم فکر میکنم...دارم لحظه مرگ روجلوچشم مجسم می کنم...دارم می بینم شهادت هم خیلی سخته،هم خیلی آسون!!!
    دارم تجسم می کنم تویه عملیات استشهادی وقتی یه نفر می دونه که تاچندثانیه دیگه می میره ،چطور پاهاش نمی لرزه،چطور دلش نمی لرزه!!!
    دارم تجسم می کنم که این عشق(عشق به دیدار محبوب)با آدمی چه کارها که نمی کنه
    سید جان اینطور بود که ماهم شدیم مجنون دیدار محبوب....هیچ آرزویی جز شهات ندارم سید،اما:
    شهادت راه مردان خداست وماکجاومردی کجا!!!
    سید ازخدابخواه ماروهم لایق شهادت درراهش قراربده.
    ازخدایت بطلب من واین امت اسلامی ما همگی چون چمران،راه ماراه شهیدان باشد
    سید جان عیدی مازمینی ها فراموش نشود
    یاعلی
    مرصاد

    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود