صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجراي مسلمان شدن يک دختر مسيحي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماجراي مسلمان شدن يک دختر مسيحي




    ماجراي مسلمان شدن يک دختر مسيحي
    از "ژاکلين ذکرياي ثاني" تا "زهرا علمدار"


    منژاکلين ذکرياي ثاني هستم. دوست دارم اسمم زهرا باشه. من از يه خانواده مسيحي هستمو از اسلام اطلاعات کمي دارم. وقتي وارد دبيرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعيتمطلوبي نداشتم که بر مي گشت به فرهنگ زندگيمون. توي کلاس ما يک دختر بود به اسم مريمکه حافظ 18 جزء از قرآن مجيد بود، بسيجي بود و از شاگردان ممتاز مدرسه. مي خواستم هرطوري شده با اون دوست بشم.

    .... اون روز سه شنبه بود و توي نماز خانه مدرسه مون دعايتوسل برگزار مي شد، من توي حياط مدرسه داشتم قدم مي زدم که يه دفعه کسي از پشت سر، چشمايمن رو گرفت. دستهاش رو که از روي چشمام برداشت، از تعجب خشکم زد. بله! مريم بود کهاظهار محبت و دوستي مي کرد. خيلي خوشحال شدم. اون پيشنهاد کرد که با هم به دعاي توسلبريم. اول برايم عجيب بود ولي خودم هم خيلي مايل بودم که ببينم تو اين مجلسها چي مي گذره. وارد مجلس که شديم ديدم دارنددعا مي خوانند و همه گريه مي کنند، من هم که چيزي بلد نبودم نشستم يه گوشه؛ وليناخواسته از چشمام اشک سرازير شد. از اون روز به بعد من و مريم با هم به مدرسه ميرفتيم، چون مسيرمون يکي بود، هر روز چيز بيشتري ياد مي گرفتم. اولين چيزي که يادگرفتم، حجاب بود. با راهنمايهاي اون به فکر افتادم که در مورد دين اسلام مطالعه و تحقيقبيشتري کنم. هر روز که مي گذشت بيش از پيش به اسلام علاقه مند مي شدم. مريم همراهکتاب هاي اسلامي، عکس شهدا و وصيتنامه هاشون را برام مي آورد و با هم مي خونديم، اين طوري راه زندگي کردن را يادم مي داد. مي تونم بگم هر هفته با شش شهيد آشنامي شدم.

    ... اواخر اسفند 1377بود که براي سفر به جنوب ثبت نام مي کردند. مدتي بود کهيکي از کليه هام به شدت عفونت کرده بود و حتما بايد عمل مي شد. مريم خيلي اصرار کردکه همراه اونا به مناطق جنگي برم، به پدر و مادرم گفتم ولي اونا مخالفت کردند. دو روزاعتصاب غذا کردم ولي فايده اي نداشت. 28 اسفند ساعت 3 نصف شب بود که يادم اومد که مريم گفته بود ما برا حل مشکلاتمون دعاي توسل مي خونيم. منم قصد کردم که دعاي توسل بخونم .شروع کردم به خوندن، نمي دونم تو کدوم قسمت دعا بودم که خوابم برد! تو خواب ديدمکه تو بيابون برهوتي ايستاده ام، دم غروب بود. مردي به طرفم اومد وگفت: «زهرا بيا.....بيا.....مي خوام چيزي نشونت بدم». دنبالش راه افتادم. تو نقطهاي از زمين چاله اي بود که اشاره کرد به اون داخل بشم، اون پائين جاي عجيبي بود. يه سالنبزرگ با ديوارهاي بلند و سفيد که از اونا نور آبي رنگ مي تراويد، پر از عکس شهداو آخر آنها هم يه عکس از آقاي خامنه اي. به عکس ها که نگاه ميکردم احساس کردم که دارند با من حرف مي زنند ولي چيزي نمي فهميدم . آقا هم شروع کرد بهحرف زدن، فرمود: «شهدا يه سوزي داشتند که همين سوزشان اونا را به مقام شهادترسوند، مثل شهيد جهان آرا، شهيد باکري، شهيد همت و علمدار....»

    ماجراي مسلمان شدن يک دختر مسيحي

    پرسيدم: علمدار کيه؟ چوناسمش به گوشم نخورده بود. آقا فرمود: «علمدار همونيه که پيش توست. همونيکه ضمانت تو رو کرده تا به جنوب بيايي.» از خواب پريدم. صبح به پدرم گفتم فقط به شرطيصبحانه مي خورم که بگذاري به جنوب برم، او هم اجازه داد. خيلي تعجب کردم که چطور يه دفعه راضي شد. هنگام ثبت نام براي سفر، بااسم مستعار "زهرا علمدار" خودم رو معرفي کردم. اول فروردين 78 همراه بسيجيان عازم جنوبشدم. نوار شهيد علمدار رو از نوار فروشي کنار حرم امام خميني(ره) خريدم و هر چه ايننوار رو گوش مي دادم بيشتر متوجه مي شدم که چي مي گفت. در طي ده روز سفري که داشتمتازه فهميدم که اسلام چه دين شريفيه. وقتي بچه ها نماز جماعت مي خوندند من يهکنار مي نشستم زانوهام رو بغل مي گرفتم و به حال بد خود گريه مي کردم. به شلمچه کهرسيديم خيلي با صفا بود. نگفتم، مريم خواهر سه شهيد بود. دو تا از برادرهاش تو شلمچهشهيد شده بودند. با اون رفتم گوشه اي نشستم و اون شروع کرد به خوندن زيارتعاشورا. يه لحظه احساس کردم شهدا دور ما جمع شده اند و دارند زيارت عاشورا ميخونند. اونجا بود که حالم خيلي منقلب شد و از هوش رفتم. فرداي اون روز، عيد قربان بود و قراربود آقاي خامنه اي به شلمچه بياد. ساعتحدود 5/11بود که آقا اومد. چه خبر شد شلمچه! همه بي اختيار گريه مي کردند. با ديدن آقاتمام نگراني ام به آرامش تبديل شد. چون مي ديدم که خوابم داره به درستي تعبير مي شه.

    خلاصه پس از اينکه از جنوب برگشتم تمام شک هامتبديل به يقين شد، اون موقع بود که از مريم خواستم طريقه ي اسلام آوردن رو به من ياد بده. اونهم خوشحال شد. بعد از اينکه شهادتين رو گفتم يه حال ديگه اي داشتم. احساس مي کردم مثلمريم و دوستانش شده ام. من هم مسلمان شده بودم. فقط اين رو بگم که همه اعمال مسلمانبودن رو مخفيانه بجا مي آوردم. لطف خدا هم شامل حالم شد و کليه هايم به کلي خوبشد....

    نقل از نشريه فکه
    ویرایش توسط rana_ : ۱۳۸۷/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۹:۳۶
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تو شبکه پارس یه دختره مسلمون به یه برنامه که مربوط به مسیحیان بود زنگ زد و با گریه میگفت که دیشب عیسی مسیح اومد به خوابم و به من گفت که مسیحی بشم و کلی از این شر و ور دیگه گفت که یادم نیست

    همانطور که پاره ای مسیحی ها دچار توهم میشن و مسلمان میشن پاره ای مسلمونها هم دچار توهم میشن و مسیحی میشن . کاش روزی برسه که مردم از عقل و منطق پیروی کنند بجای توهم
    کاش
    این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت ؟
    هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
    دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
    گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

    خیام

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آفرین به این منطق!




    نقل قول نوشته اصلی توسط mantegh نمایش پست
    تو شبکه پارس یه دختره مسلمون به یه برنامه که مربوط به مسیحیان بود زنگ زد و با گریه میگفت که دیشب عیسی مسیح اومد به خوابم و به من گفت که مسیحی بشم و کلی از این شر و ور دیگه گفت که یادم نیست

    همانطور که پاره ای مسیحی ها دچار توهم میشن و مسلمان میشن پاره ای مسلمونها هم دچار توهم میشن و مسیحی میشن . کاش روزی برسه که مردم از عقل و منطق پیروی کنند بجای توهم
    کاش
    جناب منطق ! بسیار خوشم آمد! راستشو بخوای منم از این وضع خسته شده ام...فکر کنم منم دارم دچار آن توهمی میشم که از آن نام برده ای...! اصلا دین و مذهب به چه دردی می خوره! همش بیخودی خودمونو تو عذاب و زحمت انداخته ایم!!! خیلی افسوس می خورم که چرا دیر با شما بزرگوار آشنا شدم...! حال که پی بردیم همه اینکار ها توهم و عبث است...خواهشا از امروز شما ما را براه عقل و منطق آشنا کنید و بفرمائید از کجا شروع کنیم و چگونه شروع کنیم که به ما هم بگن آدم منطقی و عاقل!؟!؟
    منتظر بیانات روشن گر شما هستیم!
    007

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mantegh نمایش پست
    تو شبکه پارس یه دختره مسلمون به یه برنامه که مربوط به مسیحیان بود زنگ زد و با گریه میگفت که دیشب عیسی مسیح اومد به خوابم و به من گفت که مسیحی بشم و کلی از این شر و ور دیگه گفت که یادم نیست

    همانطور که پاره ای مسیحی ها دچار توهم میشن و مسلمان میشن پاره ای مسلمونها هم دچار توهم میشن و مسیحی میشن . کاش روزی برسه که مردم از عقل و منطق پیروی کنند بجای توهم
    کاش
    کاربر منطق
    باز گلی به جمال ما که حداقل برای وجود خودمون ارزش قائل هستیم و می گیم اشرف مخلوقاتیم و خدایی بالای سرمونه، شما چی ؟ خودتون رو از تهی می دونید ، به کسی که وجود خودش رو انکار می کنه چی باید گفت
    عاقل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۹:۰۳
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    217
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز دين اون اين اجازه رو بهشون ميده كه برن با منطق و دليل دين خودشون رو انتخاب كنن ولي اسلام ميگه مسلمون به دنيا اومدي مسلمونم بايد از دنيا بري!!!!
    سر سبزترين بهار، تقديم تو باد!!!
    سبز باشين!!

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بابا ایول!




    نقل قول نوشته اصلی توسط sheytan.com نمایش پست
    باز دين اون اين اجازه رو بهشون ميده كه برن با منطق و دليل دين خودشون رو انتخاب كنن ولي اسلام ميگه مسلمون به دنيا اومدي مسلمونم بايد از دنيا بري!!!!
    نمی دونستم اینقدر اندیشمند و متجدد داریم! بابا! شماها کجا بودید تا حالا!؟ چرا زودتر برای هدایت و با منطق شدن ما بی منطقان اقدام نکردید؟! حالا لطفا بفرمائید از کجا شروع کنیم تا جبران این عقب ماندگی هامونو بکنیم؟! زود باشید که دلم برای دنیا پرستی لک زده!!!
    007

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sheytan.com نمایش پست
    باز دين اون اين اجازه رو بهشون ميده كه برن با منطق و دليل دين خودشون رو انتخاب كنن ولي اسلام ميگه مسلمون به دنيا اومدي مسلمونم بايد از دنيا بري!!!!
    اولا اون چیزی که اونا دارن (کاربر منطق )اسمش دین نیست
    در ثانی خدا شما رو به این دنیا آورده و اختیار بهتون داده ، می خواهید راه خیر رو برید ، می خواهید نرید ، هر جور راحتید ، چرا شانتاژ می کنید
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۹:۰۳
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    217
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza007 نمایش پست
    نمی دونستم اینقدر اندیشمند و متجدد داریم! بابا! شماها کجا بودید تا حالا!؟ چرا زودتر برای هدایت و با منطق شدن ما بی منطقان اقدام نکردید؟! حالا لطفا بفرمائید از کجا شروع کنیم تا جبران این عقب ماندگی هامونو بکنیم؟! زود باشید که دلم برای دنیا پرستی لک زده!!!

    موش بخوردتت!!!! چه ربطي به دنيا پرستي داره اونوقت؟!!! من ميگم انتخاب دين بايد اختياري باشه و البته اين نظر منه و نخواستمم كه به كسي تحميلش كنم. اگر ميذاشتن انسانها خودشون با مطالعه و تحقيق دين خودشون رو انتخاب كنن مطمئنن تعداد مسلمونها بيشتر از الان بود. الان كاري كردن كه همه از اسلام زده شدن.(و صد البته منظورم مسلموناي واقعيه نه اونايي كه الان بخاطر شرايط مسلمون نما هستن!!! كه تعدادشونم كم نيست)
    سر سبزترين بهار، تقديم تو باد!!!
    سبز باشين!!

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    217
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    اولا اون چیزی که اونا دارن اسمش دین نیست
    در ثانی خدا شما رو به این دنیا آورده و اختیار بهتون داده ، می خواهید راه خیر رو برید ، می خواهید نرید ، هر جور راحتید ، چرا شانتاژ می کنید


    مسيحيت دين نيست؟!! اينو نشنيده بودم تا حالا.
    سر سبزترين بهار، تقديم تو باد!!!
    سبز باشين!!

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sheytan.com نمایش پست
    باز دين اون اين اجازه رو بهشون ميده كه برن با منطق و دليل دين خودشون رو انتخاب كنن ولي اسلام ميگه مسلمون به دنيا اومدي مسلمونم بايد از دنيا بري!!!!

    اسلام مي گه تحقيق كن تا به يقين برسي نه مرتد و مشرك شوي
    اسلام چون دين كامل و پيامبرش خاتم انبياست ديگه شما كاملتر از آن جايي نمي توني بيابي نكنه وقتي ليسانس گرفتيد مي خواهي با تحقيق بري و سر كلاس سوم راهنمايي تازه بشيني ؟؟؟؟؟؟
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  16. تشکرها 3


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود