صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ترور در اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    258
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ترور در اسلام




    درود به همه دوستان
    بازهم من اومدم با شبهه ای جدید
    من این مطالب رو در تاپیکی دیگه هم نوشته بودم ولی خوب چون افرادی کمی به اون تاپیک سر من به جواب خودم نرسیدم و بهتر دونستم که برای رسیدن به جواب یک تاپیک مستقل بزنم

    اگر به كتابهايي چون تاريخ طبري يا مغازي واقدي و يا كامل ابن اثير يا ساير كتابهايي كه در قرون اوليه تاريخ اسلام نوشته شده اند ويا حتي به كتابهايي كه قبل از پديد امدن بحث ترور و تروريست در جهان و هجوم دشمنان به بهانه مبارزه با ترور به اسلام مراجعه كنيد ( نظير كتاب تاريخ پيامبر اسلام تاليف دكتر محمد ابراهیم ايتي انتشارات دانشگاه تهران چاپهاي قبل از سال هفتاد ) به این سریه ها بر می خورید


    سريه کشتن ( ترور ) کعب ابن اشرف


    سريه محمد ابن مسلمه

    ( در بعضي كتب تاريخي اين سريه بنام سريه قتل كعب ابن الاشرف ثبت شده )
    پس از واقعه جنگ بدر و رسيدن مژده به مدينه ، كعب ابن اشرف كه از قبيله ؛؛ طيي ؛؛ و طايفه ؛؛ بني نبهان ؛؛ و مادرش از يهوديان بني نظير و خود مردي شاعر و زبان اور بود كه در اشعار خود به رسول خدا بد مي گفت و دشمنان را بر ضد ايشان و مسلمين تحريك مي كرد ، از اين خبر براشفت و گفت :
    - اكنون زير زمين از روي ان بهتر است .
    انگاه رهسپار مكه شد و با گفتن شعر قريش را بر ضد رسول خدا تحريك مي كرد كه البته حسان ابن ثابت و زني بنام ميمونه شعر هاي او را پاسخ ميدادند .
    سپس كعب به مدينه بازگشت و نام زنان مسلمان را در اشعارش با بي احترامي مي برد و مسلمانان را ازار مي داد.
    در اين موقع رسول خدا فرمود :
    - كيست كه مرا از دست پسر ؛؛ اشرف ؛؛ اسوده كند ؟
    محمد ابن مسلمه گفت :
    - اي رسول خدا ! من خود اين مهم را كفايت مي كنم و او را مي كشم .
    رسول خدا فرمود : اگر ميتواني كوتاهي مكن .
    سه روز گذشت . و محمد تبن مسلمه از خوردن و خوابيدن افتاد و پيوسته در فكر انجام كار بود ، تا اينكه رسول خدا به او گفت :
    - چرا خوردن و اشاميدن را ترك كرده اي ؟
    - چون قولي داده ام كه نمي دانم خواهم توانست به ان وفا كنم يا نه .
    - وظيفه اي جز كوشش در راه انجام ان نداري . شد يا نشد گناهي بر تو نيست .
    ( متن بالا عينا از كتاب تاريخ اسلام دكتر ايتي چاپ دانشگاه تهران مي باشد كه البته به كتب ديگري كه قبلا به انها اشاره شد هم ميتوان رجوع كرد )
    و اما بقيه ماجرا بطور خلاصه :
    سپس محمد ابن مسلمه با چند نفر از جمله برادر رضاعي كعب بر كشتن او همداستان شدند و يكي از انها پيش كعب رفته و به بهانه خريد خواربار با او به صحبت نشست .
    كعب در گرو قيمت خواربار از انها خواست كه زنان و پسرانشان را گرو بگذارند كه انها نپذيرفتند و در نهايت قرار شد كه اسلحه هايشان را گرو بگذارند .
    شب هنگام براي گرفتن خواربار و گرو گذاشتن اسلحه پيش كعب امدند و به بهانه اي او را از قلعه بيرون كشيدند سپس با شمشير بجانش افتادند و در نهايت محمد ابن مسلمه كاردي را كه همراه داشت در زير ناف كعب فرو برد و تا زهار او را پاره كرد .
    بروايت طبقات : سر كعب را بريدند و در ؛؛ بقيع غرقد ؛؛ تكبير گفتند كه رسول خدا شنيد و دانست كه توفيق يافته اند . انگاه سر كعب را اوردند و پيش پاي رسول خدا انداختند و چون بامداد شد ، يهوديان را بيم و هراس گرفته بود و نزد رسول خدا امدند و گفتند :
    - سرور ما را ناگهان كشته اند .
    رسول خدا كارهاي نا پسند و اشعار و ازار كعب را ياداوري كرده و انان را به قرار صلحي دعوت كردند .
    اين سريه در چهاردهم ربيع الاول سال سوم رخ داد .


    این یک نمونه بود و باز هم از این نمونه ها اینجا میزارم

    و اما سوال من از شما این است که :
    كساني كه مدعي پيروي از سيره پيامبر اكرم (ص ) هستند و در عين حال « ترور » را يك عمل ضد اسلامي قلمداد مي كنند اين عمليات ( سريه ) را چه مي نامند ؟





    این قسمت برای مدیرا و بخصوص مدیری که یکبار این تاپیک رو به تاپیک تروریسم منتقل کرد دوست من اول ببین بحث سر چیه بعد منتقل کن
    این رو استارت کننده تاپیک تروریسم جناب کیانوش نوشته


    اینجا به بحث ترور می پردازیم
    تصاویر کوچك فایل پیوستترور در اسلام

    آنچه مد نظر شروع کننده این تاپیک بود جنایت منافقین - امریکا - و اسرائیل است
    لطفا بحث رو به انحراف نکشید

    برای کار تاریخی و پژوهشی سر نگار جدید ایجاد کنید





    دقت کنید لطفا !!!!
    خاتمی گفته به من زنده باد دشمن من
    زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ *** ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟
    تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ ***من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟
    تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من *** من که شب تا به سحر يکسره مستم به تو چه؟
    آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند ***تو که خشکی چه به من ، من که ترهستم به تو چه؟
    بسیجی واقعی همت بودو باکری

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی دوست دارم به این موضوع پاسخ داده بشه

    اگر با شخصی طرفم که نمیشه همینجوری کشتش و باید یک جورایی غافلگیرانه جونشو گرفت (البته اگر بر ضد اسلام عمل کرده باشه و جز کشتنش راهی دیگه نیست) .. این حکمش چیه ؟
    قمه زنى حرام و وهن به مذهب است

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    دین اسلام دین ترور نیست به هزار دلیل
    و
    هزاران حدیث اسرائیلیات هم وجود دارد که کارشناش من نبستم
    قران بالاتر از حدیث است که می گوید اگر
    یک نفر را زنده کنی اینگار کل دنیا را زنده کرده ای



    باز می گویم
    نامرد نباش
    در موقعی که روزانه اسرائیل و امریکا دهها نفر را می کشند
    اگر به مظلومین کمک نمی کنی
    انحراف هم ایجاد نکن
    به هزار دلیل
    این نوع کارها نامردیست


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    258
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    محض اطلاع شما میگم که پیامبر مسلمون تر از شما بود و این آیه ای که گفتین رو اولین نفر ایشون شنید و بعد به من و شما گفتند


    دوست من جناب کیانوش من از شما خیلی چیزها یاد گرفتم و نمونه بارزش ادب بود دیگه به بی احترامی کردن های شما عادت کردم البته هرکسی به اندازه فهم و درک خودش از این مطلب و سوال من برداشت میکنه !!!

    هرکسی از من برای خودش یه ذهنیتی داره شماهم ذهنیتت اینه منم اعتراضی ندارم شما هرطور که راحت تری فکر کن


    خاتمی گفته به من زنده باد دشمن من
    زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ *** ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟
    تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ ***من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟
    تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من *** من که شب تا به سحر يکسره مستم به تو چه؟
    آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند ***تو که خشکی چه به من ، من که ترهستم به تو چه؟
    بسیجی واقعی همت بودو باکری

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ملت ما با ادبیات مثل ادبیات تو عادت دارد
    16.000 نفر بی گناه رو افراد دارای این ادبیات ترور کردند

    پیامبر نور چشم ماست
    منظورم حدیث اسرائیلات بود
    و معصو م فرموده حدیثی که با عقل میزان نیست بر دیوار کوبیده شود

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    1- رسول اکرم ص فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ به درستی که من برای تکمیل مکارم اخلاق به پیامبری مبعوث شدم. نیز می فرمود: احبکم الی الله احسنکم اخلاقا؛ ...
    ناقض مطلب شماست

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با اجازه ی دوستان یک تعریف کوتاه بر ترور:
    ترور یعنی کشتن شخصی بدون برگذاری دادگاه تا شخص بتواند از خود و اعمال خود دفاع کند.
    گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
    مشکل حکایتی که تقریر میکنند

    فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
    این کارخانه ایست که تغییر میکنند

    می خور که شیخ وحافظ ومفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    258
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    Terrorism
    تروريسم در فرهنگهاي لغت چنين معنا شده است :
    عقيده به لزوم ادمكشي و ايجاد وحشت در بين مردم و يا سيستم فكري يي كه هر نوع عملي را براي رسيدن به اهداف سياسي جايز مي داند .
    ارعابگري - ايجاد ترس و وحشت در مردم - مردم ترساني - همه ترساني
    اصول حكومت كردن يامخالفت با حكومت بوسيله تهديد و ايجاد وحشت
    Terror
    ترس زياد - وحشت - چيزي كه باعث ترس و وحشت شود - بلا - بچه شيطان
    اقدام وحشت افزا - شيطان - شرور
    ادمكشي سياسي
    Terrorist
    ارعابگر - ادمكش سياسي - طرفدار ارعاب و تهديد

    خاتمی گفته به من زنده باد دشمن من
    زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ *** ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟
    تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ ***من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟
    تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من *** من که شب تا به سحر يکسره مستم به تو چه؟
    آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند ***تو که خشکی چه به من ، من که ترهستم به تو چه؟
    بسیجی واقعی همت بودو باکری

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    258
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ترور ( سريه )سفيان بن خالد بدستور رسول خدا ( ص )

    يكي ديگر از سريه هايي كه رسول خدا در سال چهارم هجري فرستاد در كتب تاريخ اسلام در طبقات ج 2ودر امتاع الاسماع و در سيره النبي ج 4و تاريخ يعقوبي ج 2 بنام سريه « عبدالله بن انيس انصاري بر سر سفيان بن خالد » از ان اسم برده شده است .


    شرح اين سريه از كتاب « تاريخ پيامبر اسلام » تاليف دكتر محمد ابراهيم ايتي از انتشارات دانشگاه تهران :


    دوشنبه پنجم محرم الحرام سال چهارم

    رسول خدا خبر يافت كه « سفيان بن خالد هذلي لحياني » در « عرنه » منزل كرده و مردمي را براي جنگ با رسول خدا فراهم ساخته است . پس « عبدالله بن انيس » را براي كشتن وي فرستاد .
    به روايت ابن اسحاق : « عبدالله بن انيس » مي گويد : رسول خدا مرا فرا خواند و گفت :
    - خبر يافته ام كه پسر « سفيان بن نبيح هذلي » مردم را براي جنگ با من فراهم مي سازد و در « نخله » ( يا عرنه ) منزل گزيده است ، پس نزد وي رهسپار شو و او را بكش .

    گفتم :
    براي من توصيفش كن تا او را بشناسم .-
    فرمودند :
    - او را كه ديدي از هيبتش بيمناك مي شوي و شيطان را بياد مي اوري و نشاني ميان تو و او ان است كه هرگاه او را ديدي لرزه اي خواهي كرد .
    عبدالله ميگويد : شمشير خود بر گرفتم و رو به راه نهادم و هنگام عصر او را ديدم كه زناني هودج نشين به همراه داشت و مي خواست درجايي فرود ايد و چون او را ديدم - چنان كه رسول خدا گفته بود - لرزه اي بر من افتاد پس روي به وي نهادم و از ترس ان كه مبادا با هم گلاويز شويم و از نماز باز مانم ، نماز را همچنان كه پيش مي رفتم به اشاره خواندم ، پس چون به او رسيدم ، پرسيد :
    كيستي -
    گفتم :
    - مردي از « خزاعه » هستم و شنيده ام كه براي جنگ با اين مرد - رسول خدا - سپاه فراهم ميكني ، براي شركت در همين امر نزد تو امده ام .
    گفت : اري در همين انديشه ام .
    اندكي با وي راه رفتم و چون كاملا بر او دست يافتم با شمشير بر وي حمله بردم و او را كشتم ، سپس در حالي كه زنانش بالاي نعش او افتاده بودند باز گشتم و چون نزد رسول خدا رسيدم ، فرمودند :


    رو سپيد باشي

    « عبدالله » را در اينباره اشعاري است كه ابن هشام انها را نقل كرده است .
    خاتمی گفته به من زنده باد دشمن من
    زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ *** ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟
    تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ ***من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟
    تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من *** من که شب تا به سحر يکسره مستم به تو چه؟
    آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند ***تو که خشکی چه به من ، من که ترهستم به تو چه؟
    بسیجی واقعی همت بودو باکری


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نخست اينكه كشته شدن کعب و امثال او ترور نبوده است انها بر خلاف معاهده عمل کرده اند و بنابراین طبق معاهده که خواهد امد محکوم به مرگ بودند ایا تعقیب و کشتن یک مجرم فراری ترور محسوب میشود؟
    اسلام کشتن به ناحق و بطریق غافلگیرانه را شدیدا محکوم میکند . مثلا کسی اگر برطبق عدالت محکوم به مرگ باشد از دیدگاه اسلام نمی توان وی را امان داد و سپس غافلگیرانه اورا کشت. موارد بسیاری درتاریخ بعنوان نمونه قابل ذکر است مثلا:
    معاویه بن ابی سفیان برعائشه وارد شد، عایشه گفت: ایا نمی ترسی که من مردی را در پس پرده نشانده باشم تا تورا به قتل رساند؟! معاویه پاسخ داد تو چنین کاری را نمی کنی زیرا من در خانه امان وارد شده ام و از پیامبر شنیدم که گفت : ایمان، انسان را از غافل کشی باز میدارد و هیج مومنی از راه غافلگیری کسی را نمی کشد» سنن ابو داود کتاب الجهاد ج 2 ص 79
    یا مثلا طبری انجا که حوادث سال شصت هجری را می اورد که : مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه پنهان شده بود . در انهنگام که حاکم ستمگر کوفه یعنی عبیدالله بن زیاد برای عیادت بیماری به خانه هانی امد. هانی مسلم را گفته بود که ناگهان عبیدالله مله کند و اورا از پای دراورد ، ولی مسلم از اینکار خود داری کرد تا عبیدالله برفت . چون از مسلم بن عقیل پرسیدند چرا به کاری که مقرر بود اقدام نکردی؟ پاسخ داد به دو دلیل: یکی انکه نمی خواستم در خانه هانی کسی را بکشم و مایه گرفتاری اورا فراهم اورم و دیگر انکه سخنی از پیامبر بود که فرمود :« ایمان، انسان را از غافل کشی باز میدارد و هیچ مومنی ، از راه غافلگیری کسی را نمی کشد: طبری ج 5 ص 363
    مورخان و محدثان (مانند بخاری در صحیح خود و احمد بن حنبل در مسندش و حاکم در مستدرک خویش نیز این سخن را از پیامبر نقل کرده اند . بعلاوه احمد بن حنبل و ابن ماجه در روایت عمروبن حمق از پیامبر اورده اند که فرمود « کسی که مردی را با خون و مالش امان دهد سپس وی را بکشد من از او بیزارم هرچند مقتول مسلمان نباشد»
    بنابراین پیامبر هرگز دستور نمی داد تا پیروان او کسانی را ناجوانمردانه از پای دراوند هرچند سزاوار مرگ باشند ولی افرادی که با اسلام و مسلمین رسما پیکار میکنند و دشمنان را برضد مسلمین بر می انگیزند این اشخاص از دیدگاه اسلام محکوم به مرگ بودند و اگر پیش از اما یافتن گرفتار میشدند البته حکم اسلام درباره انها اجرا میشد چون انها خود میدانستند که یک مجرم فراری هستند و این چیزی نبود که با عدالت ناسازگار باشد. زیرا این حکم از فتنه گری و خونریزی جلوگیری میکرد و مانع میشد تا اشوب طلبان جنگهای خونین بپا کنند و صدها نفر را به مرگ افکنند پس مرگ یک انسان فریبکار و یک کافر حربی فدای حراست و حمایت از جمعی بسیار میشود و دیگران نیز از سرانجام وی عبرت میگرفتند و دست از فتنه گری بر میداشتندو این به همان فلسفه حکم قصاص برمیگردد
    « ای خردمندان ! قصاص مضمن حیات اجتماعی شمااست..» بقره 179
    البته انجا که اگر این فتنه گران هم از گناه خویش برمیگشتند و از پیامبر امان میخواستند پیامبر اسلام از جرم انها در میگذشت چنانکه از جرم ابوسفیان بن حرب درگذشت و او را عفو نمود یا عبدالله بن ابی سرح که پیامبر وی را امان داد و نیز ام حکیم همسر عکرمه بن ابی جهل برای شوهرش امان خواست پیامبر وی را امان داد همچنین وحشی قاتل حمزه هند همسر ابوسفیان ووووووو

    سوابق كعب ابن اشرف
    كعب بن اشرف ، یهودی مالداری بود که از ناحیۀ مادرش با قبیله بنی نضیر پیواند داشت اینمرد ناپاک از یکسو همپیمان پیامبر بود و از سوی دیگر با بت پرستان مکه بلحاظ دیانت پیوندی نداشت. با وجود این ، پس از جنگ بدر بدر به مکه رفت تا مشرکان انجا را با اشعار خود بر ضد پیامبر اسلام بشوراند و کینه ها را در دلهایشان بجوش اورد! ابن اسحا و طبری درباره او نوشته اند . « مردم را بر ضد پیامبر به جنگ تشویق میکرد و شعرها می سرود» سیره ابن هشام ج 2 ص 51 تاریخ طبری ج 2 ص 488
    اینمرد همان یهودی منافقی بود که بعدا در برابر بت های مشرکان سجده کرد تا انها باورکنند ایینشان برتر از اسلام است و به جنگ پیامبر بشتابند . او به مشرکان وعده داد که اگر به مدینه حمله کنند انها را یاری کند.
    عبدرالرزاق از قول عکرمه بن ابی جهل اورده که : « کعب بن اشرف بسوی مشرکان و کفار قریش رهسپار شد و انرا بر ضد پیامبر برانگیخت و سفارش نمود که وارد جنگ با او شوند و بدانها گفت ما (یهودیان) با شما هستیم» الصارم المسلول چاپ قاهره صفحه 76
    واقدی و دیگران می نویسند چون ابونائله نزد کعب بن اشرف امد و گفت من و دوستانم مقدار خرما از تو بخریم و کالایی نزدت گر بگذاریم ، کعب پاسخ داد : « فماذا ترهنونی ابناءکم و نسائکم» یعنی «چه چیزی را نزد من گرو میگذارید ایا پسران و زنانتان را گرو میدهید؟!» مغاذی ج ص 188
    این هشام هم چنین مینویسد کعب به ابونائله گفت :«اترهنونی نسائکم» یعنی :« ایا زنانتان را به من گروگان میدهید!؟:» ابونائله گفت : « زنانمان را به تو سپاریم با انکه از همه اهل یثرب خوشگذرانتری و از بیش از همه بخود عطر میزنی؟» ابن هشام ج 2 ص 55

    این مرد ناپاک پس از انکه مشرکان مکه به جنگ با پیامبر تحرض کرد به مدینه بازگشت و بجای سکوت به سرود روی اورد انهم سرود دربار زنان مسلمین !
    ابن اسحاق مینویسد « کعب بن اشرف به مدینه بازگت و درباره زنان مسلمین اشعار عاشقانه میسرود! و با ایتکار مردم مسلمان را ازار میداد» ابن هشام ج2 ص 54
    در تاریخ طبری و دیگر اثار نمونه ای از اشعار زشت و عاشقانه کعب درباره «ام الفضل بنت حارثه» اورده اند که میتوانید به جلد 2 تاریخ طبری زیر این عنوان رجوع کنید

    جابر بن عبدالله انصاری درباره کعب ابن اشرف گوید : « با پیامبر پیمان بسته بود که نه کسی را بر ضد پیامبر یاری دهد و نه خود به جنگ پیامبر اید» الصارم المسلول علی شتم الرسول ص 77

    معلوم است پیمان چنین کسی که از اهل کتاب به مشرکان متمایل شود و در کنار دشمنان محارب پیمار قرار گیرد و دربرابر بت ها به خاک افتد و بت پرستان را برای جنگ احد برانگیخت تا جاییکه هفتاد نفر از مسلمین در این جنگ کشته شدند اعتباری نداشت. او علاوه برانکه نزد پیامبر اسلام «مهدورالدم» شناخته شد به فتوای تورات نیز محکوم به مرگ بود چنانکه در سفر تثنیه از تورات باب 17 میخوانیم « اگر در میان تو... مرد یا زنی پیدا شود که در نظر یهوه خدایت ، کار ناشایست نموده از عهد او تجاوزکند و رفته و خدایان غیر را عبادت کرده و سجده نماید.. ان مرد یا زن را با سنگها سنگسار کن تا بمیرد »
    و در گزارش موسی بن عقبه از "زهری" امده که پیامبر درباره کعب فرمود : « من لنا من ابن اشرف؟..» یعنی :« کیست که دربرابر کعب بن اشرف از ما دفاع کند ؟ او اشکارا به دشمنی و هجو مسلمانان پرداخته و بسوی قریش رفته انانرا به جنگ با ما گرد اورد و خداوند مرا از اینکار اگاه کرد سپس در ناپاکترین راهی که از قریش انتار داشت گام نهاد بدین معنی که قرار گذاشت پیشقدم شده بهمراه انان به پیکار با ماروی اورد . انگاه پیامبر ایتی را در باره گرایش کعب و یارانش به بت های مشرکان بر مسلمانان خواند» اصارم المسلول ص 77
    پس محکوم بودن کعب چیزی نبود که پیامبر انرا پنهان کند یا انکار نماید چرا که کعب ، دشمن رسمی و کافر حربی بشمار می امد که در صدد تهیه سپاه برای یورش به مسلمانان برامده بود .
    از اینرو چون برادر رضاعی و مسلمان خویش را کشت ، یهودیان بنزد پیامبر امدند و اشکارا اعلام نمود « هیچ یک از شما راه کعب را نمی پیماید مگر انکه با شمشیر روبرو شود» المغازی ج 1 ص 192
    اری جنگ افروزانی که پیمان شکنی نموده و بدون دلیل بر ضد همپیمانان خود سپاه گرد اوردند و امینت عمومی را به خطر افکند از دید قران و تورات و عقل و انصاف محکوم به مرگ است و اسلام از نظر این جکم ابا ندارد
    لذا واقدی مینویسد پیامبر یهویدان را فراخواند تا پیمان نامه ای جدید و رسمی امضا کنند که شیوه کعب ابن اشرف را پیش نگیرند و راه اورا نسپرند
    « پیامبرخدا بزرگان یهود را دعوت کرد که عهدنامه ای میان انان بنویسد تا بمفاد ان پایبند شوند انها پیمان نامه ای میان خودشان و پیامبر زیر درخت خرما در خانه رمله دختر حارث نوشتند» المغازی ج 1 ص 192
    بدینصورت یهودیان بنی نضیر خود به زشتی کار کعب اعتراف نمودند ا

    .... لازم است قبول کند که یهودیان خیانت اغاز کردند و قانون اساسی مدینه را شکستند و بر طبق پیمان نامه ای که خودشان امضاء کردند محکوم به مرگ بودند زیرا در کتب سیره امده است که« یهودیان قبیله بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع نزد پیامبر امدند و عهدنامه ای نوشتند مبنی بر انکه اگر بر ضد مسلمین خصمانه یا مسلحانه اقدام کنند خونشان هدر است و اموالشان مصادره میشود .» سیره نبویه اثر زینی دحلان ج 1 ص 157 + اعلام الوری اثر طبرسی ص 69
    بعلاوه در قانون اساسی مدینه یا «عهد موادعه » قید شده بود که :« یهود بر کیش خود و مسلمانان بر کیش خویش اند ، در این حکم هم پیمانان یهود و خودشان برابرند مگر کسیکه ستم کند و گناه (خیانت) ورزد که در اینصورت کسی جز خود را به هلاکت نخواهد افکند ..» سیره ابن هشام ج 1 ص 501 +ابن کثیر ج 2 ص 322

    درباره خالد بن سفیان هذلی به اینجا رجوع کنید خیانت در گزارش تاریخ ج 3 ص 193


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود