جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟




    سوال: چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟

    پاسخ: نمرود مربوط به دوران حضرت ابراهيم است و فرعون مورد نظر قرآن مربوط به دوران حضرت موسی است. حضرت ابراهیم در درگیری خود با نمرود پیروانی نداشته است و مسئله وی با نمرود خیلی مختصر و گذرا بوده است. ولی حضرت موسی پيروانی داشته و دارد که یهودی نامیده می شوند و صورت مسئله های تاریخ بوده اند و هستند. و داستان موسی و فرعون از روزی که موسی به عنوان پیامبر به دربار فرعون رفته تا غرق شدن فرعون بیش از بیست سال طول کشیده بوده که در این سالیان خیلی مسائل با هم داشته اند که قرآن برخی را مطرح کرده است و مسائل آموزشی زیادی در بر دارند، ولی داستان نمرود و حضرت ابراهیم اینطوری نبوده است. شاید به این خاطر نام نمرود در قرآن نیامده است. و شاید هم به این خاطر که "نمرود" نام شخصی است ولی "فرعون" لقب است.
    ویرایش توسط seyyed : ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ در ساعت ۲۲:۵۹

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2






    با نام و یاد دوست




    چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟


    کارشناس بحث: پاسخگوی قرآنی 1


    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۱/۱۲/۱۷ در ساعت ۰۶:۴۶ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهيدان نمایش پست
    سوال: چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟

    پاسخ: نمرود مربوط به دوران حضرت ابراهيم است و فرعون مورد نظر قرآن مربوط به دوران حضرت موسی است. حضرت ابراهیم در درگیری خود با نمرود پیروانی نداشته است و مسئله وی با نمرود خیلی مختصر و گذرا بوده است. ولی حضرت موسی پيروانی داشته و دارد که یهودی نامیده می شوند و صورت مسئله های تاریخ بوده اند و هستند. و داستان موسی و فرعون از روزی که موسی به عنوان پیامبر به دربار فرعون رفته تا غرق شدن فرعون بیش از بیست سال طول کشیده بوده که در این سالیان خیلی مسائل با هم داشته اند که قرآن برخی را مطرح کرده است و مسائل آموزشی زیادی در بر دارند، ولی داستان نمرود و حضرت ابراهیم اینطوری نبوده است. شاید به این خاطر نام نمرود در قرآن نیامده است. و شاید هم به این خاطر که "نمرود" نام شخصی است ولی "فرعون" لقب است.


    با سلام و درود

    بله، مواردی که اشاره کرده اید، در جای خود قابل تأمل است لذا می توان در پاسخ به این سؤال، آن ها را مد نظر داشت.

    اما لازم به ذکر است هیچ الزامی وجود ندارد که قرآن به اسم و نام از افراد یاد کرده باشد.

    اگر به قرآن مراجعه کنیم می بینیم که از افراد کمی به اسم و نام یاد شده و بنای قرآن بر ذکر نام افراد نبوده است، حتی پیامبر اکرم(ص) که قرآن بر ایشان نازل شده و به عنوان معجزه الهی بر نبوت ایشان فرستاده شده، از آن حضرت در طول این 23 سال، فقط چهار بار (1) نامبرده شده است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب دیگر

    بطور کلی در قرآن به پیامبری حضرت موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل و وقایع تاریخی آنها، بیش از سایر پیامبران و اقوام آنها اشاره شده است، و این می تواند با توجه به تاریخ طولانی بنی اسرائیل و نیز شباهت های زیادی که بین تاریخ و وقایع پیش آمده برای آنها و مسلمانان بوده، باشد.

    تاریخ بنی اسرائیل ـ فرزندان حضرت یعقوب ـ تاریخی طولانی است و در این بین انبیاء و پیامبران متعددی بر آنها مبعوث شده اند و حوادث متعددی در تاریخ آنها به وقوع پیوسته، لذا طبیعی است آیات بیشتری به بیان سرگذشت و تاریخ طولانی آنها پرداخته شود.

    هم چنین، بین بنی اسرائیل و تحولات تاریخی آنها و بین امت اسلامی شباهت هایی است و این خود دلیل دیگری بر پرداختن بیشتر به وقایع تاریخی و سرگذشت بنی اسرائیل در قرآن است.

    کما این که به وجود این شباهتها و تکرار تاریخ، در روایات اشاره شده است. در روايات آمده است: هر آنچه بر بنى‏اسرائيل گذشت و براى آنان پيش آمد، دقيقاً براى مسلمانان نيز پيش خواهد آمد. (2)

    لذا می توان گفت علت توجه مکرر قرآن به زندگى حضرت موسى (ع) و قوم بنى اسرائیل به دلیل سرنوشت پر فراز و نشیب این قوم و شباهت بیش از حد مقاطعِ زندگى آنها با حیات مسلمانان است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    نکته


    "فرعون" لقب پادشاهان مصر است و 74 بار در قرآن آمده است.

    فرعونی كه بنى اسرائيل را عذاب می كرد و پسران آن ها را به قتل می رساند "رامسس" يا "رعمسيس دوم" بوده است.

    و فرعونی كه موسى و هارون عليهما السلام براى هدايت او مبعوث شدند، پسر او "منفتاح" بود كه با لشكريانش در دریای احمر غرق گرديد. (3)


    در قرآن نامی از "نمرود" برده نشده ولی تنها در این آیه که اشاره به محاجه ابراهیم(ع) با پادشاه آن زمان دارد، مورد اشاره قرار گرفته است:

    «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في‏ رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّيَ الَّذي يُحْيي‏ وَ يُميتُ قالَ أَنَا أُحْيي‏ وَ أُميتُ قالَ إِبْراهيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتي‏ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»

    آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏ كند و مى ‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏ كنم و مى ‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى ‏آورد (اگر راست مى ‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى ‏كند. (4)

    _________

    1. محمد، 2؛ آل عمران، 144؛ احزاب، 40، فتح، 29.
    2. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏1، ص 86.
    3. قاموس قرآن، ج ‏5، ص 163.
    4. بقره، 258.




    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟


    پاسخ:
    در ابتدا لازم به ذکر است هیچ الزامی وجود ندارد که قرآن به اسم و نام از افراد یاد کرده باشد.
    اگر به قرآن مراجعه کنیم می بینیم که از افراد کمی به اسم و نام یاد شده و بنای قرآن بر ذکر نام افراد نبوده است، حتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که قرآن بر ایشان نازل شده و به عنوان معجزه الهی بر نبوت ایشان فرستاده شده، از آن حضرت در طول این 23 سال، فقط چهار بار(1) نامبرده شده است.

    _ مطلب دیگر؛
    بطور کلی در قرآن به پیامبری حضرت موسی (علیه السلام) و قوم بنی اسرائیل و وقایع تاریخی آن ها، بیش از سایر پیامبران و اقوام آن ها اشاره شده است، و این می تواند با توجه به تاریخ طولانی بنی اسرائیل و نیز شباهت های زیادی که بین تاریخ و وقایع پیش آمده برای آن ها و مسلمانان بوده، باشد.
    تاریخ بنی اسرائیل ـ فرزندان حضرت یعقوب ـ تاریخی طولانی است و در این بین انبیاء و پیامبران متعددی بر آن ها مبعوث شده اند و حوادث متعددی در تاریخ آن ها به وقوع پیوسته، لذا طبیعی است آیات بیشتری به بیان سرگذشت و تاریخ طولانی آن ها پرداخته شود.
    هم چنین، بین بنی اسرائیل و تحولات تاریخی آن ها و بین امت اسلامی شباهت هایی است و این خود دلیل دیگری بر پرداختن بیشتر به وقایع تاریخی و سرگذشت بنی اسرائیل در قرآن است.
    کما این که به وجود این شباهت ها و تکرار تاریخ، در روایات اشاره شده است. در روايات آمده است: هر آن چه بر بنى ‏اسرائيل گذشت و براى آنان پيش آمد، دقيقاً براى مسلمانان نيز پيش خواهد آمد. (2)
    لذا می توان گفت علت توجه مکرر قرآن به زندگى حضرت موسى (علیه السلام) و قوم بنى اسرائیل به دلیل سرنوشت پر فراز و نشیب این قوم و شباهت بیش از حد مقاطعِ زندگى آن ها با حیات مسلمانان است.

    _ نکته:
    فرعون، لقب پادشاهان مصر است و 74 بار در قرآن آمده است.
    فرعونی كه بنى اسرائيل را عذاب می كرد و پسران آن ها را به قتل می رساند "رامسس" يا "رعمسيس دوم" بوده است.
    و فرعونی كه موسى و هارون (عليهما السلام) براى هدايت او مبعوث شدند، پسر او "منفتاح" بود كه با لشكريانش در دریای احمر غرق گرديد.(3)
    در قرآن نامی از "نمرود" برده نشده ولی تنها در این آیه که اشاره به محاجه ابراهیم (علیه السلام) با پادشاه آن زمان دارد، مورد اشاره قرار گرفته است:
    «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في‏ رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّيَ الَّذي يُحْيي‏ وَ يُميتُ قالَ أَنَا أُحْيي‏ وَ أُميتُ قالَ إِبْراهيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتي‏ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»
    آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏ كند و مى ‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏ كنم و مى ‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى ‏آورد (اگر راست مى ‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اين جا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى ‏كند.(4)

    __________
    (1) محمد/ 2؛ آل عمران/ 144؛ احزاب/ 40؛ فتح/ 29.
    (2) الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏1، ص 86.
    (3) قاموس قرآن، ج ‏5، ص 163.
    (4) بقره/ 258
    .


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۹:۴۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود