صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ‌هاي شيخ حسين انصاريان به شبهات سريال يوسف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ‌هاي شيخ حسين انصاريان به شبهات سريال يوسف







    پاسخ‌هاي شيخ حسين انصاريان به شبهات سريال يوسف

    ۴ آذر ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۰۳ , ۱۷
    خبرگزاري انتخاب :
    مركز علمي و تحقيقاتي دارالعرفان الشيعي در پي پخش قسمت اخير سريال حضرت يوسف، پرسش‌هايي را درباره برخي شبهات و ابهامات سريال يوسف از حجت‌الاسلام و المسلمين انصاريان نموده كه به دليل اهميت موضوع، متن پاسخ استاد انصاريان درباره سوالات مرتبط با عصمت انبيا در ادامه مي‌آيد.


    به گزارش اين پايگاه اطلاع رساني استاد انصاريان، درباره شبهاتي كه نسبت به عصمت انبيا و حضرت يوسف كه بر خواسته از برخي قسمت هاي سريال يوسف پيامبر است نوشته‌اند: اينجانب حسين انصاريان كه به توفيق الهي موفق به ترجمه قرآن مجيد و ترجمه نهج‌البلاغه و ترجمه صحيفه سجاديه و تأليف 60 جلد كتاب شده‌ام و اكنون مشغول به تدريس تفسير در حوزه علميه قم هستم و نزديك به پنجاه سال است با كتاب‌هاي اصيل مذهبي و منابع عامه و خاصه از تفاسير و كتب‌ حديث دايماً در ارتباط مي‌باشم، با توجه به پايان آيه 24 سوره يوسف، كه حضرت حق يوسف را از گروه مخلصين (به فتح لام) يعني انساني كه از هر جهت دور از دسترس شياطين و وسواس خناسان است معرفي فرموده لازم دانستم به بخشي از فيلم حضرت يوسف كه شب شنبه 1/9/87 پخش شد تذكراتي داشته باشم، اميد است با چاپ اين نوشتار اذهان بسياري از تماشاگران به ويژه مردم مؤمن كشور اسلامي از آنچه از اين قسمت فيلم گرفته است پاك شوم.


    من كمتر موفق به تماشاي فيلم‌هاي سيماي جمهوري اسلامي مي‌شوم، ولي به صورت اتفاقي اين قسمت از فيلم را كه ديدم ضمن تأسف و تأثر فراوان لازم دانستم از باب خيرخواهي به اين تذكرات توجه دهم. بر اساس عقيده شيعه كه مستقيماً از قرآن و روايات گرفته شده همه انبياء و امامان از خطا و اشتباه مصون هستند تكرار اين دو كلمه، يعني خطا و اشتباه كه در اين فيلم دائماً حضرت يوسف به خود نسبت مي‌داد خلاف صريح قرآن انجام گرفته و در حالي كه در زمينه عصمت انبيا از خطا و اشتباه سيد مرتضي اعلي ا... مقامه كه از اعاظم دانشمندان است و ديگران تأليفات گرانبهايي بر اساس دلايل قرآني و براهين روايتي دارند متأسفانه نزديك به چند دقيقه سريال نشان مي‌داد كه يوسف كه در قسمت گذشته او را به مبعوث شدن به پيامبري نشان ‌داد به خاطر اين كه به ساقي شاه گفت: «به شاه بگو فردي بيگناه در زندان است و در مقام آزادي او باشد» با گريه و زاري چند بار اعلام به خطا و اشتباه و گناه كرد و دامن نبوت را آلوده به گناه و خطا نشان داد اين معنا با جمله آخر آيه 24 سوره يوسف ابداً مطابقت ندارد، و دست آويزي براي مخالفان بر ضد عقايد صحيح و پاك شيعه است.


    ثانياً نشان مي‌داد كه جبرئيل به يوسف نازل شد و گفت: «اكنون كه مشكل خود را به غير گفتي اراده خدا بر اين تعلق گرفت كه به جاي يك سال زندان هفت سال ديگر در زندان بماني». آيا در اين زمينه جريمه جرم بر فرض اين كه جرم باشد، مناسب با جرم است و اين بخش از فيلم حضرت حق را ظالم و غير عادل معرفي نكرده است؟! و بايد به اين نكته توجه داشت كه موضوع هفت سال در كتابهايي كه نقل شده به دلايل مختلف از اعتبار ساقط است. و اين نقل ضعيف است.


    ثالثاً انسان اجتماعي آفريده شده و همه نسبت به امور زندگي نياز به يكديگر دارند. آيا به زنداني آزاد شده اگر انسان مشكل خود را بگويد اين جرم است؟ چه دليلي در حوزه عقل و شرع بر جرم بودن اين كار وجود دارد، اما مسأله ترك اولي در انبيا كه يوسف در اين مقام بر اساس دقت علمي مرتكب آن نيز نشده است، غير از گناه و معصيت است. مجدداً تأكيد مي‌نمايم كه انبيا داراي مقام عصمت و از خطا و اشتباه طبق قرآن مصون هستند. آيا مشاوران بزرگوار مذهبي فيلم به حقايق قرآن و روايات توجه نداشتند؟ يا داشتند ولي از اين قمست فيلم غافل بودند.


    اميد است كارگردانان سيماي جمهوري اسلامي در فيلم‌ها و سريال‌هاي آينده دقت بيشتري به خرج دهد تا حريم حرمت انبيا و عصمت آن برگزيدگان و امامان معصوم محفوظ بماند.






    007

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    چه جالب !

    من هم تا حالا فکر میکردم که حضرت یوسف به خاطر اینکه به اون زندانی آزاد شده رو اندخته مورد تنبیه خدا قرار گرفته و هفت سال بیشتر در زندان مونده.

    پس این حرف کاملا غلط هست و ما به اشتباه اینطور یاد گرفتیم.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    36
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باعرض سلام وخسته نباشید

    درایه42این سوره مبارکه امده: ......فانسه الشیطان ذکرربه.....

    ..........درانحال شیطان یادخداراازنظرش ببرد.بدین سبب درزندان چندسال بماند....تفسیرآن چیست؟؟

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط خ-ترکمنی نمایش پست
    باعرض سلام وخسته نباشید

    درایه42این سوره مبارکه امده: ......فانسه الشیطان ذکرربه.....

    ..........درانحال شیطان یادخداراازنظرش ببرد.بدین سبب درزندان چندسال بماند....:motehayer:تفسیرآن چیست؟؟
    با سلام
    دوست عزیز
    اکثر مفسرین براین قولند که ضمیر «انساه» به ساقی پادشاه همون کسی که از زندان آزاد شد بر میگردد نه به یوسف...در نتیجه معنی اینگونه می شود که : شیطان یاد یوسف را از ذهن ساقی در نزد اربابش (پادشاه) برد.یعنی ساقی یادش رفت که به پادشاه درباره یوسف بگوید.این معنی از قراینی که درآیات قبل وبعد وجود داره معلوم میشه.
    موفق باشید

    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ در ساعت ۲۳:۳۱
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  7. تشکرها 4


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من برداشت ديگري از اين موضوع داشتم اونم اينه كه :
    چون پيامبران عالم تر و معصوم تر هستند نسبت به ساير بنده ها پس اين آگاهي كه دارند باعث مي شود اگر ذره اي غفلت كنند مانند يوسف (ع) اولا بيشتر استغاثه مي كنند چون به نكويي خدارا مي شناسند و از عاقبت و اثرات حرف و عملي كه كرده اند آگاهي دارند پس خوف بيشتري از عقوبت آن دارند همانگونه كه ديديد يوسف در پاسخ به جبرائيل كه اورا به هفت سال بيشتر رد زندان بودن بشارت داد گفت تمام ترسم از اين بود كه خداوند ديگر يوسف را دوست نداشته باشد
    نكته بعدي اينكه خداوند از يوسف و انبيا الهي خود كه دانش و آگاهي بالاتري دارند مطمئنا انتظار بيشتري دارد به همين دليل اگر باز دقت مي كرديد جبرائيل گفت : خداوند توبه تورا پذيرفت وگرنه تورا از مقام نبوت عزل مي كرد اين نشان مي دهد كه خداوند از انبيا خود بيشتر انتظار دارد وگرنه روزانه ما انسانهاي معمولي بارها و بارها براي موضوعات بسيار كوچك به بنده خدا رو مي اندازين ولي اينچنين عقوبت نمي شويم
    .
    مطلب بعدي هم اين است كه خداوند توبه كردن را توسط انبيا اش به بندگانش آموخت

    ویرایش توسط rana_ : ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ در ساعت ۰۹:۳۹
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خانم رعنا
    من فیلم را بغیر از چند قسمتش را ندیدم.
    ولی مشکل در اون مطلب این هست که پیامبر خدا را مشرک معرفی میکنه (و شرک هم ترک اولی نیست بلکه گناه بسیار بزرگی هست.) در حالیکه یوسف پیامبر مخلَص بود یعنی به هیچ عنوان شیطان نمیتونه در او نفوذ کنه.


    سوره طه

    قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى«18»
    گفت : اين عصاى من است ، بر آن تكيه مي زنم ، و با آن برگ درختان را براى گوسفندانم فرو مي ريزم و مرا در آن نيازهاى ديگرى هم هست . « 18»

    3- تكيه بر عصا و ابزار مادّي ، با توكّل بر خداوند منافاتي ندارد. (اتوكّؤ عليها) (تفسیر نور)


    طیب
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۳:۲۲
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طیب نمایش پست
    سلام خانم رعنا
    من فیلم را بغیر از چند قسمتش را ندیدم.
    ولی مشکل در اون مطلب این هست که پیامبر خدا را مشرک معرفی میکنه (و شرک هم ترک اولی نیست بلکه گناه بسیار بزرگی هست.) در حالیکه یوسف پیامبر مخلَص بود یعنی به هیچ عنوان شیطان نمیتونه در او نفوذ کنه.


    سوره طه

    قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى«18»
    گفت : اين عصاى من است ، بر آن تكيه مي زنم ، و با آن برگ درختان را براى گوسفندانم فرو مي ريزم و مرا در آن نيازهاى ديگرى هم هست . « 18»

    3- تكيه بر عصا و ابزار مادّي ، با توكّل بر خداوند منافاتي ندارد. (اتوكّؤ عليها) (تفسیر نور)


    طیب


    جناب طيب گرامي

    چرا يوسف به نظر شما مشرك معرفي شده است چون حاجت خود را به غير از خدا برده ؟خوب اين اتفاقي است كه افتاده و اصلا خللي در اخلاص يوسف وارد نكرده چرا كه فوري بر اشتباه خود آگاه شد و توبه كرده كمتر بنده اي است كه فوري به خطاي خود پي ببرد كه بسياريم از ما كه حتي خطاهاي اينچنيني را هم ناچيز مي پنداريم

    ویرایش توسط rana_ : ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۳:۵۱
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ




    سلام
    من تو تفسير سوره ي يوسف اين بحث كه از گفته ي خودش پشيمون ميشه رو خوندم
    و اونجا از اين كار به ترك اولي ياد ميكنه و هيچ خللي به عصمت اين پيامبر وارد نميشه

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    من هم همیشه شنیدم که شیطان باعث شد که یوسف خدا را فراموش کند و اذ بنده خدا درخواستی بکند ولی اشتباه هست.


    درحالیکه مفسرین هرگز به این نکته توجه نداشتند که این نه تنها گناه نیست که احتیاج یک زندگی اجتماعی درخواست و کمک گرفتن از دیگران. چرا بایر از کاری که کاملا عقلانیست و هیچ گناهی و ترک اولایی در آن نیست گناه نامبرده شود؟
    در ثانی
    پیامبران و حضرت یوسف در قران مخلَص نامبرده شده اند نه مخلِص. کسی که مخلَص هست هرگز نمیتواند مشرک باشد چه یک لحظه چه یک عمر.
    طیب
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۵:۵۴
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ



  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سيماي يوسف در يوسف سيما





    كد خبر: ۲۷۳۷۶تاريخ انتشار: ۱۴:۳۳ - ۱۰ آذر ۱۳۸۷تعداد بازديد: ۱۴۶۰
    پخش بيست و دومين قسمت سريال «يوسف پيامبر»، بهانه‌اي خجسته به دست داد تا بار ديگر با تدبر در آيات کتاب الهي، کام جانمان را با شکربارترين سوره قرآن شيرين کنيم.

    اين سريال که با کارگرداني فرج الله سلحشور، فيلمساز نام‌آشناي عرصه سينما و تلويزيون، روي صحنه مي‌رود، با همه حرف و حديث‌هاي له و عليه و با اعتراف به اي‌نکه هيچ اثر هنري و صنعت بشري، تمام عيار و کامل نيست، اثري درخور ستايش، مخاطب پسند و با لحاظ امکانات و بضاعت سينمايي کشور ما تا حدود زيادي مقبول و موفق است.

    پاسخ‌هاي شيخ حسين انصاريان به شبهات سريال يوسفاما نظر به رسالت گراني که اين سريال بر دوش دارد، بايد گفت «يوسف پيامبر» نيز همچون هر سريال تاريخي و ديني ديگر، بري از يک سلسله انتقادها و ايرادها به ويژه در حوزه پيام‌رساني، داستان پردازي و سناريونويسي نبوده و نيست.

    البته اظهار نظر درباره جنبه‌هاي فني و سينمايي سريال ياد شده، همچون جلوه‌هاي بصري، صحنه‌آرايي، لوکيشن‌ها، ميزانسن‌ها (1)، افکت‌هاي رايانه‌اي و نظاير آن، مجالي فراختر از اين نوشتار مي‌طلبد؛ مضاف بر اين‌که نگارنده نيز بر عدم اهليت خود براي ورود به چنين عرصه‌هايي کاملا معترف است.

    آنچه از اين نويسنده به عنوان کارشناس معارف ديني، انتظار مي‌رود، تحليل و بررسي محتوايي سريال از نگاه ديني و خاستگاه قرآني است.
    پيش از ورود به اصل بحث، يادآوري دو نکته ضروري مي‌نمايد:
    يکم اين که اگر از خامه اين کمترين، نقد و نظري بر اين سريال مي‌رود، هيچ گاه به معناي ناديده انگاشتن زحمات پر رنج عوامل پيدا و پنهان توليد اين سريال نبوده و نيست.

    دوم آنکه نوشتار حاضر، صرفا ناظر به قسمت اخير فيلم ياد شده است و ميزان رويكرد و عنايت خوانندگان عزيز مي‌تواند سبب‌ساز طرح نقد و بررسي کلي تر يا استمرار آن شود.

    فاصله يوسف سيما تا يوسف قرآن
    به باور ما کارگردان محترم «يوسف پيامبر» در بخش اخير اين سريال، به رغم دغدغه ديني و خلوص نيتي که دارد، چنانکه بايد نتوانسته به روايت قرآن وفادار باشد، گو اينکه اين سخن درباره برخي قسمت‌هاي پيشتر نيز به گونه‌اي ديگر قابل تعميم است.

    توضيح مطلب اين‌که بر مبناي روايت قرآن، يوسف پيامبر بري از هرگونه خطا، اشتباه و نسيان است؛ چه اينکه او در زمره مخلصين (به فتح لام) است (2) و شيطان به هيچ روي بر مخلَصين چيرگي ندارد(3).
    اين در حالي است که در قسمت اخير اين سريال ديده شد که يوسف پيامبر به دليل غفلت و فراموشي ياد خدا، دست توسل به دامن غير خدا زده، نجات و رهايي خويش را از کسي ديگر (عزيز و بزرگ مصريان) مي‌جويد.

    به نظر مي‌رسد کارگردان محترم در پرداخت اين بخش از ماجراي حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ منابع ديگري چون نوشته‌هاي اهل کتاب يا پاره‌اي روايت‌هاي مرفوعه و ضعيف السند را ـ که در آثار برخي از مفسران مسلمان آمده است ـ اصل و مبناي کار خود قرار داده است.

    اين مسأله، اما درست بر خلاف اظهارنظر ايشان، مبني بر طراز قرار دادن منابع متقني همچون تفسير گران‌سنگ «الميزان» در توليد اين سريال است.(4)

    البته با توجه به اختصار داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ در قرآن، اين انتظار نابجاست که کارگرداني بتواند با ديدگاهي حصرگرايانه و صرفا با تکيه بر متن و منبعي واحد، فيلم و سريالي چنين طولاني (45 قسمت) بسازد اما دست‌كم مي‌توان توقع داشت آنجا که پاي اعتقاد ديني توده مردم در ميان است، براي طرح مسأله خطيري چون عصمت پيامبران، اندکي محتاطانه تر قدم برداشته، مبادا از نص صريح قرآن و سنت اصيل فاصله گرفته شود.

    باري! به اصل بحث بازگرديم؛ در تفسير آيه شريفه «وَ قَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَئهُ الشَّيطَنُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فىِ السِّجْنِ بِضْعَ سِنِين» (5) دو ديدگاه عمده هست که اکثر قريب به اتفاق مفسران يکي از اين دو قول را برگرفته‌اند.

    ديدگاه نخست:
    عده اي بر اين باورند که ضمير در کلمات «فَأنسَهُ» و «رَبِّهِ» به يوسف برمي‌گردد.
    بر مبناي اين انگاره، تفسير آيه شريفه اين مي‌شود که حضرت يوسف به يکي از آن دو که مي‌پنداشت اهل نجات است (ساقي) توسل کرد و گفت: نزد آقاي خود از من ياد کن، چرا که شيطان ياد خدا را از خاطر يوسف برد و به جاي توسل به خالق به مخلوق خدا متوسل شد و در نتيجه، اين فراموشي و غفلت کمتر از ده سال ديگر در زندان ماند.

    تفسير مجمع البيان (ج12، ص322) از ميان تفاسير کهن و تفسير «هدايت» (ج1، ص345) در زمان معاصر، و برخي تفاسير روايي نظير الدر المنثور في تفسير المأثور (ج‏4، ص 21)، تفسير قمي (ج1، ص345) و تفسير عياشى (ج 2، ص 177) بدين قول گراييده‌اند.

    ديدگاه دوم:
    به باور برخي ديگر، عبارت «وَ قَالَ الَّذِى نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة...» (6) در سه آيه بعد، شاهد بر اين مدعاست که ضمير در هر دو کلمه ياد شده، به زنداني آزاد شده (ساقي شاه) برمي‌گردد.

    بر مبناي اين قول، تفسير آيه اين مي‌شود که يوسف به رفيق زنداني خود که اهل نجات بود متوسل شد و از وي خواست تا نزد عزيز مصر از يوسف ياد کند، اما شيطان شخص ناجي را دچار نسيان کرد و در نتيجه اين فراموشي، حضرت يوسف حدود هفت سال ديگر در زندان درنگ کرد.
    صاحب تفسير الميزان (ج11، ص 181)، تفسير «الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل» (ج‏7، ص: 212)، أطيب البيان (ج‏7، ص: 202)، احسن الحديث (ج5، ص 127) و اغلب تفاسير معاصر، ديدگاه اخير را پذيرفته‌اند.

    علامه طباطبايي در تفسير الميزان پس از تفسير آيه مزبور در ضمن بحثي روايي بر آن است که اغلب روايت‌هايي که به پيامبر يا اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نسبت داده مي‌شود، مبني بر اينکه يوسف ـ عليه السلام ـ دچار خبط و خطا شد و به جاي توسل به خدا، دامن مخلوق را گرفت و... بر خلاف نص صريح قرآن است.
    ممکن است اين پرسش مطرح شود که به هر حال عبارت «اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ»، حاکي از آن است که يوسف ـ عليه السلام ـ به غير خدا متوسل شد و اين منافي با مقام توحيد و شرک به خداست.

    از نظر مرحوم علامه، توسل به اسباب در صورتي شرک انگاشته مي‌شود که آدمي صرفا به آن اسباب و علل تکيه واعتماد ورزد، ولي اگر کسي اسباب طبيعي را در طول علت حقيقي اشيا بداند، نه تنها شرک نيست که عين توحيد است، زيرا حق تعالي خود مي‌فرمايد:
    يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ...(7)
    اينک جاي اين پرسش باقي است که کارگردان محترم سريال يوسف پيامبر تا چه اندازه توانسته است به نص قرآن و تفاسيري چون الميزان وفادار بماند؟
    ابوالقاسم شکوري
    کارشناس ديني سايت تبيان

    ---------------------------------
    پي‌نوشت‌ها:
    1ـ ميزانسن يعني: به صحنه آوردن يک کنش و نخستين بار به کارگرداني نمايشنامه اطلاق شد. نظريه پردازان سينما که اين اصطلاح را به کارگرداني فيلم هم تعميم داده‌اند، آن را براي تأکيد بر کنترل کارگردان بر آنچه در قاب فيلم ديده مي‌شود، به کار مي‌برند.
    2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ (يوسف/24) يوسف از بندگان مخلص ما بود!

    3- حجر/40
    4- ايشان در مصاحبه خود با سايت سيما فيلم اظهار داشته که طراز ما در «يوسف پيامبر» تفسير الميزان بوده است.

    5ـ يوسف/42؛ و به آن يکي از آن دو نفر، که مي‌دانست رهايي مي‌يابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] يادآوري کن!» ولي شيطان يادآوري او را نزد صاحبش از خاطر وي برد؛ و به دنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقي ماند.

    6- يوسف/45؛ و يکي از آن دو که نجات يافته بود ـ و پس از مدتي به خاطرش آمد ـ گفت: «من تأويل آن را به شما خبر مي‌دهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زنداني) بفرستيد!»
    7- مائده/35؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اي براي تقرب به او بجوييد!

    منبع: تبيان
    007

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود