صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    16

    ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس




    در اين تاپيك در صدديم تا درباره غيبت بگوييم. غيبت گناهي است فراگير كه افراد بسياري بدان آلوده اند .

    طبيعتا افرادي كه دغدغه ترك اين گناه را دارند ، تجربيات و هنر ورزي هايي را نيز از خود داشته و دارند.

    ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس


    در اين تاپيك ابتدا به طرح مقالاتي در مورد غيبت و سپس به بيان ابتكارات خود در اين زمينه مي پردازيم.

    نظرات خوب شما موجب مي شود تا ديگران نيز بهره مند شده و از راهكارهاي عملي كه ارائه مي دهيد در زندگي خود استفاده كنند و در آن صورت هر غيبتي را كه با استفاده از راهكار شما ترك كنند ،‌ شما نيز در ثواب آن ترك گناه شريك خواهيد بود بي آن كه از ثواب آن شخص چيزي كم شود .

    چرا غيبت حرام است؟ جواب را از اينجا بخوانيد .

    اين مقاله نيز مطالب جامعي را درباره غيبت به شما ارائه مي دهد.


    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  o9ju4o.jpg
مشاهده: 6592
حجم:  166.3 کیلو بایت  


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    16



    دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‏هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‏کنند:
    راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‏هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‏شود.
    درمان علمى اجمالى غیبت
    همان طور که در مباحث پیشین ذکر شد، عیب و نقصى که در غیاب برادر مؤمن گفته مى شود، دو جنبه دارد:
    1. مادی (جسمى)
    2. معنوى (روحى)
    1. درباره «نقص جسمى» باید گفت: چون بیان کردن عیب و نقص برادر مؤمن و نکوهش او، مربوط به پدیده و آفرینش آفریدگار است، این رفتار به ناقص پنداشتن فعل آفریدگار برمى‏گردد؛ یعنى اگر از انسان مؤمنى به لحاظ جسمانى غیبت کند، در واقع آفرینش خداوند را مورد سؤال قرار داده است.
    آگاهى از این نکته و تأمل و درنگ در آن، انسان را در کنار گذاشتن این رفتار ناپسند یارى مى‏کند. غیبت کننده باید توجه کند که حقیقت رفتار ناشایست او، ایراد گرفتن بر خدا است.
    2. درباره «نقص روحى» مى‏توان گفت: مبتلا بودن به نقایص روحى و رذایل اخلاقى براى مؤمن عیب است؛ ولى غیبت کننده باید توجه داشته باشد که آیا خود از آن عیب مبرا است؟! اگر او معتقد باشد که خود داراى هیچ عیبى نیست، با این رفتار، به عیبى بزرگ دچار شده که همان غیبت کردن است.
    به بد گفتن خلق چون دم زدى اگر راست گویى سخن هم، بدى
    [1]
    کسى که بر درمان بیمارى غیبت تصمیم گرفته است، باید بداند که به جاى برشمردن عیب دیگران، بهتر است به عیب‏هاى خود بپردازد.
    پیامبر گرامى(ص) مى‏فرماید:
    طوُبى لِمَن مَنَعهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ المُومِنینَ. [2]
    خوشا به حال کسى که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب مردم باز مى‏دارد.
    حضرت على(ع) نیز مى‏فرماید:
    طُوبى لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ الناسِ. [3]
    خوشا به حال کسى که عیب و نقص خودش او را سرگرم کرده است تا به عیوب دیگران نپردازد.
    درمان علمى تفصیلى غیبت
    غیبت، مرضى نفسانى است که ازبیمارى‏هاى دیگر درونى سرچشمه مى‏گیرد؛ از این رو غیبت کننده، در ابتدا باید ریشه یابى کند و دریابد که علت آلوده شدن او به این گناه چیست. پس از ریشه‏یابى، باید ریشه را به طور کامل قطع کند تا غیبت از کردارش زدوده شود.
    باید توجه داشت که اصلاح روبنایى کافى و مفید نیست. اگر فرد در چند مجلس هم بتواند از انجام این کار خوددارى کند، چون اصل مسأله در وجود او ریشه دوانده است، در جایى دیگر جوانه زده و او را آلوده مى‏سازد؛ ولى اگر ریشه قطع شود، ترک غیبت، قهرى مى‏شود؛ یعنى نفس انسان، خود به خود از غیبت جلوگیرى مى‏کند.
    همان گونه که در بحث ریشه‏هاى درونى غیبت بیان شد، گاه انسان براى تبرئه خود از رفتار ناشایستى که انجام داده، زبان به غیبت دیگران مى‏گشاید در این جا باید توجه داشته باشد که اگر براى دورى از نکوهش مردم، عیب دیگران را مطرح کرده است، این احتمال وجود دارد که مردم سخن او را نپذیرند؛ در این صورت، او براى مصون ماندن از نکوهش خلق خدا، نکوهشى حتمى و قطعى را از سوى خدا، براى خود فراهم مى‏سازد، در حالى که هیچ عاقلى براى کسب نفع احتمالى موهوم، ضرر قطعى نقد را متحمل نمى‏شود. از سویى چه بسا در این غیبت، نفع موهوم دنیایى به دست آید، درحالى که آن ضرر قطعى، معنوى است و با حقیقت سر و کار دارد. همچنین توجیه رفتارى اشتباه به این شکل که «فلانى چنین کارى را کرد، من هم مى‏کنم» خود جاى پرسش دارد، و بیان این سخن، آوردن عذر بدتر از گناه است، چرا که نفس پیروى از عمل نادرست، خلاف است و با عمل خلافى مثل غیبت نمى‏توان خلاف گذشته را پوشاند.
    مورد دیگرى که سبب غیبت مى‏شد، این بود که فرد، با بیان عیب دیگران، فضیلتى را براى خود اثبات کند و نشان دهد که خود فاقد عیب است. پرسشى که در این جا مطرح است و باید مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه مى‏توان با بیان عیب دیگرى، کمالى را براى خود اثبات کرد و آیا با این رفتار نادرست و عمل خلاف مى‏توان فضیلتى به دست آورد؛ در حالى که ارزش واقعى و فضیلت حقیقى انسان، بهاى او نزد خدا است و باید سعى کرد از آن فضیلت کاسته نشود؟ افزون بر این، چه بسا با غیبت دیگران، از ارزش غیبت کننده نزد آنها کاسته و از او سلب اعتماد شود.
    زبان کرد شخصى به غیبت دراز بدو گفت داننده اى سرفراز
    که یاد کسان پیش من بد مکن مرا بدگمان در حق خود مکن
    گرفتم ز تمکین او کم ببود نخواهد به جاه تو اندر فزود
    [4]
    از دیگر ریشه‏هایى که براى غیبت بیان شد، همراهى با دوستان در نشست‏ها و مجالس بود. چنین فردى با غیبت کردن، در واقع رضاى مخلوق را بر خشنودى پروردگار مقدم مى‏دارد. در صورتى که افراد غیبت کننده در مجلس، انسان‏هاى عاقل، مؤمن، متدین و معتقد نیستند، آیا مى‏توان رضاى چنین افرادى را بر رضاى خالق مقدم داشت؟
    گاهى هم غیبت براى پیشگیرى و خنثى کردن تأثیر سخنى که شاید درباره غیبت کننده زده شود، انجام مى‏گیرد؛ در این صورت، انسان باید بیندیشد که چگونه مى‏توان مطمئن شد عیوب او گفته شده است. از کجا معلوم که این احتمال موهوم نباشد؟ آیا باز گفتن عیوب دیگران، و وارد کردن خدشه بر شخصیت ایشان، فقط به دلیل احتمالى که غیبت کننده مى‏دهد، دوراندیشى است؟! افزون بر این، حتى نمى‏توان اطمینان داشت که دیگران، غیبتى را که مى‏شنوند، بپذیرند یا به علت غیبت کردن او پى ببرند تا خواسته غیبت کننده برآورده شود؛ پس پایه این غیبت بر موهومات استوار است و از آن فقط زیان آخرتى نصیب انسان مى‏شود.
    درمان عملى غیبت
    1. نخستین راه عملى که براى جلوگیرى از غیبت سفارش مى‏شود این است که انسان پیش از گفتن هر سخنى، به «مشروع یا نامشروع بودن»، و «سود و زیان‏هاى دنیایى و آخرتى» آن توجه کند. اندیشه در سخن، پیش از بیان آن، مانع بسیارى از گناهان زبان مى‏شود.
    2. انسان در معاشرت با دوستان یا شرکت در محافل، احتیاط بیش‏ترى به خرج دهد؛ یعنى دوستانى را برگزیند که اهل غیبت نباشند، و در مجالسى شرکت کند که درباره دیگران سخن چینى نمى‏شود؛ زیرا شرکت در مجالسى که در آن غیبت مى‏شود، خوانا ناخواه بر روح انسان اثر مى‏گذارد و از آن جا که شنیدن غیبت هم حرام است، باید در مسأله دوست‏یابى و صله رحم دقت بیش‏ترى کرد.
    3. راه سوم، کمک خواستن از خداست که این خود دو گونه است: نخست این که انسان به صورت کلى و در همه اوقات از خدا درخواست کمک و یارى کند تا به رذایل اخلاقى چون غیبت دچار نشود؛ همان گونه که در دعاها هم آمده است که «خدایا مرا از غیبت پناه ده). [5] دوم در جایى که زمینه غیبت فراهم و آبروى فرد در خطر است و شرایط اقتضا مى‏کند که شخص براى حفظ آبروى خود، از دیگران غیبت کرده، عیوب ایشان را آشکار سازد، در واپسین مرحله، با خدا باشد و از او بخواهد که آبرویش را حفظ کند و بگوید: «خدایا! با تو معامله مى‏کنم و براى تو از آبرویم مى‏گذرم و آن را به تو مى‏سپارم. تو خود آبروى مرا حفظ فرما»؛ چرا که خداوند بهتر از هر انسانى در حفظ و نگه‏دارى حیثیت انسان‏ها، توانا است.
    امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرماید:
    الغیبه جهد العاجز. [6]
    غیبت تلاش انسان ناتوان است.
    کسانى که قدرت و تکیه گاهى داشته باشند (به ویژه از لحاظ معنوى) هرگز زبان به غیبت نمى‏آلایند.
    پاورقى:
    [1]. سعدى: بوستان.
    [2]. کلینى: کافى، ج 8، ص 168، ح 190.
    [3]. محدث نورى: مستدرک الوسائل، ج 1، ص 116، ح 137.
    [4]. سعدى: بوستان.
    [5]. وَ اعذنى فیه مِنَ الغیبه ... (علامه مجلسى: بحارالانوار، ج 94، ص 343، ح 2).
    [6]. صبحى صالح: نهج‏البلاغه، ص 556، ح 461.






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    16



    من هر چقدر تلاش می کنم، باز غیبت می کنم!‌ چه باید کرد؟


    ‏از نظر علمای اخلاق، غیبت نوعی بیماری روحی و روانی است، ‌کسی که غیبت می کند یا دوست دارد غیبت بشنود، مریض است. ابتدا باید این بیماری را شناخت و مصادیق مختلف آن و راه های نفوذ و آثار و عوارضی که این بیماری بر روح می گذارد، نیز آثاری که بر سرنوشت مادی و معنوی، دنیوی و اخروی دارد، شناخته شود، سپس ریشه ها و عواملی که باعث بروز غیبت یا تقویت این شجرة خبیثه می شود، مورد بررسی قرار گیرد. به بیان دیگر: برای درمان هر بیماری و رفع هر آسبی و آفتی، لازم است به سه عنصر اساسی توجه نمود:
    1ـ شناخت درد و آفت، آگاهی از آثار و عوارض و علایم آن،
    2ـ شناخت علل و عوامل پیدایش و بروز آن،
    3ـ شناخت راه های آسیب زدایی و درمان درد.
    اشاره ای به آثار و عوارض غیبت
    شناخت هر یک از عناصر سه گانه، ‌به گونه ای در معالجه بیماری غیبت تأثیر نافذ و نافعی دارد. شناخت آفات و آسیب هایی که غیبت بر روان انسان وارد می کند و آگاهی از آثار منفی آن بر سرنوشتش در دنیا و آخرت و کیفر و عذاب های آن، باعث پیدایش تذکر و تنبّه، و خوف و خشیت می گردد.
    غیبت از گناهان کبیره ای است که خداوند برای آن مجازات آتش جهنم را مقرر داشته است. چگونه ممکن است انسان به خدا و قیامت اعتقاد داشته باشد و با خواندن و تدبّر در آیات و روایات غیبت تنبه نگردد؛ نیز از عذابی که با «ویلٌ لکل همزه لمزه» بیان شده، به خود نیاید؟ غیبتی که همانند خوردن گوشت مرده غیبت شونده است. آیا کسی این کار را می کند؟
    غیبتی که پیامبر اکرم(ص) گناهش را شدید تر از زنا دانسته،(1) و در حدیث دیگری می‌فرماید: «هر یک درهم ربا، گناهش نزد خدا، از سی و شش زنا بزرگتر است .(2)
    غیبت، انسان را از ولایت حق تعالی خارج می کند و داخل ولایت شیطان می کند و آن چنان خوار و ذلیل می شود که شیطان نیز او را از ولایت خود بیرون می کند و از او تبرّی می‌جوید و اظهار تنفر می کند.(3) غیبت در آغاز باعث کاهش ارزش و فضیلت عبادت می گردد و به تدریج مانع قبولی اعمال می گردد.(4) غیبت کننده اگر بدون توبه بمیرد، از بهشت محروم است و اولین کسی است که داخل جهنم می گردد، و اگر توبه کند و توبه اش قبول شود، آخرین کسی است که وارد بهشت می شود.(5)
    ساده ترین راه مبارزه با بیماری غیبت
    بهترین راه برای از بین بردن معلول، مبارزه با علت است. علل و عوامل غیبت فراوان است. در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود:
    1ـ سوء ظن و بدگمانی: از قرآن استفاده می شود که یکی از عوامل گرایش به غیبت، سوء ظن دیگران است. بدگمانی یا سوء ظن علاوه بر این که انسان را آلوده می کند، جامعه را نیز به فساد و تباهی می کشاند،‌ زیرا شخص بدگمان،‌ سوء ظن خود را به افراد دیگر منتقل می کند و به تدریج چیزی را که اساس و پایه‌ای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشت، به صورت امری قطعی و مسلّم در میان مردم منتشر می سازد.
    2ـ تجسس در امور مردم:‌ اگر می خواهید غیبت نکنید، باید سوء ظن و بدگمانی نسبت به مردم نداشته باشید. اگر می خواهید گرفتار بدگمانی نشوید، باید در امور مردم تجسس نکنید، زیرا سوء ظن و تجسس در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. گاهی تجسس باعث سوء ظن است و گاهی سوء ظن منشأ تجسس می شود. شهید ثانی(ره) می گوید: تجسس کردن از حال درونی افراد از ثمرات سوء ظن است، برای این که قلب انسان با بدبین شدن تنها، قانع نمی شود، بلکه او را وا می دارد که در مورد افراد تحقیق و جستجو کند که نتیجة تحقیق این است که سرگرم عیب جویی و تجسس شود. از این رو قرآن برای از بین بردن غیبت به عنوان معلول، دستور داده با علت (یعنی سوء ظن و تجسس) مبارزه شود: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان ها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید... بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکنید».(6) در واقع غیبت را معلول دو عامل پیشین دانسته است.
    3ـ هم رنگی با دوستان: یکی از انگیزه های غیبت، موافقت با دوستان و هم نشینان است. عده ای برای گرم نگه داشتن مجلس و جلب رضایت و افکار اهل مجلس، به هرزه گویی و بدگویی و تمسخر دیگران در غیاب آنان می پردازند که چند گناه را با هم جمع می کنند و شعارشان این است:‌خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو؛ یعنی هم چون حیوانات، تقلید و جلب رضایت دیگران، محور قرار گیرد اگر چه موجب غضب حق تعالی باشد!‌ این گونه افراد از دیدگاه علی(ع) «همجٌ رعاع» یا احمقان بی سروپایی هستند که به دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی حرکت می کنند!
    4ـ خودستایی و مباهات و فخر فروشی: برخی برای آن که اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند، ‌دیگران را کوچک می شمارند و از آنان بدگویی می کنند. قرآن می فرماید: «فلا تزکّوا أنفسکم هو أعلم بمن اتقّی؛(7) خودستایی نکنید، چرا که خداوند پرهیزکاران را بهتر می‌شناسد».
    5ـ تنزیه نفس و تبرئة خویش: گاهی انسان برای تبرئة خود از نسبت هایی که به او داده شده است، پای دیگران را به میان می کشد و گناه و جرم را مستقلاً به دیگری نسبت می دهد یا او را شریک جرم خود معرفی می کند.
    6ـ حسد: برای درمان آن انسان باید دربارة‌ عظمت این گناه بیندیشد، چه این که مرتکب آن، مرتکب دو گناه شده و مستحق دو عذاب است: یکی گناه غیبت و دیگری گناه حسد.
    جهت آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب شریف معراج السعاده اسوة اخلاق ملا احمد نراقی(ره) صفحة 434 مراجعه شود که در بیان معالجه مرض غیبت دوازده راه ذکر نموده است.
    پیشگیری و درمان ریشه ای
    الف) تقویت معرفت و شناخت به خدا و ایمان و اعتقادات است.
    مهم ترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری های معنوی و نفسانی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان است؛ تقویت ایمان به خدا و روز حساب، باعث خوف و خشیت، از عذاب شدید الهی، و اجتناب از همه گناهان و معاصی، پیدایش روح تواضع و تسلیم و تهذیب نفس و تزکیه و اعتلای روح می گردد.
    تقویت ایمان به دو عامل بستگی دارد: یکی افزایش مستمر معرفت و شناخت خدا و صفات جمال و جلال او، و دوم: عمل به احکام الهی در همة عرصه های عبادی و غیر عبادی. رابطة ایمان و عمل،‌ رابطة تأثیر متقابل است. هرچه ایمان قوی تر، تعبّد و تقیّد به احکام الهی بیشتر،‌ و هر چه تعبّد افزایش یابد،‌ایمان قوی تر می شود.
    ب) یاد خدا:
    پیش از آغاز سخن، و قبل از انجام هر عملی، به یاد خدا بودن، و اندیشیدن که آیا سخنی که می خواهم بگویم، یا مطلبی که می خواهم بنویسم یا کاری که می خواهم انجام دهم، رضایت و فرمان خدا در آن است یا هوای نفس و روح انتقام جویی در آن دخیل است. امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «ذکرُ الله دواء اعلال النفوس؛ ذکر خدا داروی بیماری دل ها است».(8)
    ج) خود آگاهی، خویشتن شناسی و توجه به عیوب خویش:
    پیامبر اکرم(ص) فرمود: «طوبی لمن شلغه عیبه عن عیوب النّاس؛(9) خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیوب مردم باز دارد».
    اگر کسی از عیوب خود آگاه شود، هرگز در صدد عیب جویی دیگران بر نمی آید. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «بدترین مردم کسی است که عیب های مردم را دنبال کند و عیب خود را نبیند».(10) خداوند ما را از شرور نفس خویش حفظ کند.
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    1. مولی محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج 5، ص 251.
    2. همان،‌ ص 253.
    3. وسائل الشیعه، ج 8، ص 608.
    4. مهدوی کنی، اخلاق عملی، ‌ص 150.
    5. المحجه البیضاء، ج 5، ص 252، جهت اطلاع بیشتر به کتاب «اخلاق عملی» آیت الله مهدوی کنی مراجعه شود.
    6. مهدوی کنی،‌ اخلاق عملی، ص 163.
    7. نساء (4) آیه‌49.
    8. مهدوی کنی،‌ اخلاق عملی، ص 182.
    9. همان.
    10. همان.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من يكي از دلايلي كه باعث غيبت مي شه اينه كه يه جوري حرف مي زنيم كه حس كنجكاوي طرف تحريك مي شه و بعد طرف مقابل انقدر اصرار مي كنه تا ما رو به غيبت دچار مي كنه.

    مثلا مي گيم مي خواستم در مورد فلاني يه چيزي بگم ... ولي ولش كن .. بي خيال. نه نمي گم.

    اين ترديد براي گفتن يا نگفتن بايد در ذهن يا دل شخص باشه نه اين كه علنا بگه و وقتي باعث كنجكاوي طرف مقابل شد ، حالا بخواد مبارزه كنه و نگه.

    حالا اگه چنين كاري كرد براي اين كه طرف مقابل دست از اصرار برداره راهش اينه كه خيلي ماهرانه بحث رو عوض كنه .يا يه چيز ديگه اي كه غيبت نيست رو از اون شخص بگه .





    ویرایش توسط بچه با حال : ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۲:۴۸


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دو راه وجود دارد
    راه اول :
    معمولا به میان آوردن یک بحث دیگه و تغییر زاویه دید جمع و معطوف نمودن نظر همه نسبت به قضیه و بحث جدید بویژه اگر موضوع مورد علاقه افراد باشد راه بسیار خوب و مجربی خواهد شد نه تنها برای فرار فرد از غیبت بلکه برای بر کنار نمودن جمع نیز از این گناه موثر خواهد بود
    راه دوم رو هم یک کم دیگه باید فکر کنم
    والا
    همه رو می خوان یکدفعه بدونن
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و درود
    طرح من هزينه بردار است...
    هر كس هوس غيبت از كسي را كرد برود باتفاق ايشان يك پرس ناهار اساسي در يك رستوران مهمانش كند.
    چند باري اين رويه تكرار شد آنوقت مي فهمد چه هزينه بالايي اين كار دارد.
    بعد بيايد فكر كند همان مقدار خوبي هايي كه براي خودش پس انداز كرده با هر بار غيبت دو دستي مي بخشد به طرف مقابلش...
    شبيه همان هزينه بالايي كه براي دادن ناهار به غيبت شونده ميكند...البته خيلي خيلي خيلي بيشتررررررررررررررررر
    به اين مي گويند تجسم اعمال !!!


  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويسهو ستار العيوب ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس


    عرض سلام و ادب و احترام

    با تشكر فراوان از استاد ارجمندم جناب آقاي طباطبائي براي ايجاد اين تاپيك بسيار عالي و مبتكرانه و تشكر براي مطالب بسيار سودمندي كه خواندانش في نفسه كمك بسيار شاياني در جلوگيري از غيبت خواهد كرد . به نظرم مي رسه يكي از راههاي جلوگيري از غيبت مي تونه اين باشه كه هر روز با نوشتن يك حديث يا خوندن يك حديث از همين صفحه مذمت غيبت را بياد بياوريم و تمام روز با تكرار آن در ذهن خود با وسوسه غيبت مقابله كنيم . قطا به مرور زمان اين تكرار ها باعث خواهد شد كه آفات و مضرات و مفاسد غيبت را كاملا حس و باور كنيم و به تدريج زبانمان را بر بدگوئي و غيبت و گوشمان را بر شنيدنش براي هميشه ببنديم . ان شاء الله

    ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    حديث امروز



    ابوذر می گوید به رسول خدا گفتم : غیبت چیست ؟



    فرمود : برادرت را به آنچه دوست ندارد یاد کنی.



    گفتم ای رسول خدا اگر آنچه (خصلتی) که می گوییم
    در او باشد چه ؟



    فرمود : بدان ، اگر آنچه را که در او هست یاد کنی
    ( بگویی ) غیبت او را کردی ،



    و اگر آنچه را که در او نباشد ( بگویی ) یاد کنی
    پس به او بهتان ( تهمت ) زدی.



    وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 599 حدیث 9


    ابتكارت را براي اين كه از كسي غيبت نكني ، اينجا بنويس



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    540
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کسی که کم سخن بگوید غیبت نمی کند.....
    اگر در مکانی جلسه غیبت بود،آن مکان را سریع ترک کند


    تزول الجبال و لا تزل عض على ناجذك اعرالله جمجمتك تد فى الارض قدمك و اعلم ان النصر من عندالله

    اگر كوه ها از جا كنده شوند تو استوار باش دندان ها را بر هم بفشار كاسه سرت را به خدا عاريت ده پاى بر زمين ميخكوب كن و بدان كه پيروزى از سوى خداست.


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    168
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=روشن بيان;79144]با سلام

    فقط آدم هاي بيرحم و سنگدل غيبت ميكنند ؛ چون اگر برادرشان جلوي چشمشان بميرد آنقدر قسي القلب و بيرحمند كه نه تنها قلبشان به درد نمي آيد بلكه با دندان گوشتش را هم ميكنند و ميخورند ( مراجعه شود به قرآن ) از غيبت گران بايد ترسيد آنها به برادر تني خود رحم نميكنند پس چگونه ممكن است به ديگران رحم كنند؟
    ویرایش توسط روشن بيان : ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۸:۳۹
    بسم الله الرحمن الرحيم

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ

    165- بقره


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود