جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نمونه یک گفتگو ومناظره

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    راهنما نمونه یک گفتگو ومناظره




    روزي بود روزگاري بود آدم هايي بودند به نام هاي لامذهب و يا ...يه مدتي باهاشون مناظراتي داشتم بخشي از مناظراتشون را مي خواهم براتون بنويسم ويژگي اين مناظرات اين است كه واقعي بوده و مثل بعضي از داستان ها ساختگي نيست فعلا يك نمونه را ببينيد:
    درضمن شما هم مي توانيد درآن شركت كنيد
    ویرایش توسط شهيدان : ۱۳۸۷/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۷:۵۲
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    مناظره من و يك كافر




    مناظره من و کافر درباره حقوق زن در قرآن

    توی وبلاگ از قرآن بپرس مناظره ای را آوردم چون خيلی طولانی بود بقيه رو اينجا می آورم اميدوارم خسته نشويد

    . آن چه نقل کردم در تحقیقاتی بدست آورده ام که در محدوده رشته تخصصی خودم می باشد بنابراین منبع مطالب مراکز اسلامی نیست کتاب های علمی و تحقیقی است.

    8. در مورد ارث زن سخن بر سر ارث بردن خود زن از دیگران بود که گفتم احکام متفاوتی دارد که کلیات را قرآن و ریز مسایل و جزییات در روایات مفسر قرآن آمده است. که تشخیص آن بر عهده فقها است نه هر کس که فقط ترجمه قرآن را بداند.

    فقه هم مانند بسیاری از علوم نیاز به کارشناسی دارد و سال ها تحصیل و تدریس و مطالعه نیاز دارد اگر قرار بود هرکس از قرآن همه چیز را می فهمید دیگرنیازی به آمدن پیامبران و امامان نبود ( لتبین للناس ما نزل ...) قرآن مبین می خواهد.

    بنابراین روی سخن بر زنان است اما شما بحث را به ارث به طور کلی منتقل کردید در برخی مو ارد ارث زن نصف ارث مرد است .

    9. قوانین اسلام نه تنها از ارزش اجتماعی زن نمی کاهد بلکه این قرآن بود که با نزولش به زن مقام و منزلت اجتماعی بخشید زنی که در جوامع آن زمان به دیده کالا نگریسته می شد زنی که عرب جاهل او را زنده به گور می کرد زنی که در جوامع از حقوق اولیه خود محروم بود با نزول قرآن منزلت خود را کسب کرد.بنابراین هر دو در فرهنگ قرآن از حقوق مساوی برخوردارند و اگر یکی مسئولیتی بیشتر گردنش می افتد برای رعایت عدالت حقوق بیشتری به او می دهد.( لرجال نصيب ممّا اكتسبوا و للنساء نصيبممّا اكتسبن )

    10. بخشى از حقوق زنان در اسلام عبارتند از

    1. حقوق اجتماعى : از جمله حقوق اجتماعى ، حقوق خانواده است ; مثل : حق انتخاب همسر، مسكن ، مهر، نفقه ، حضانت اطفال تا سنين معين ، حق دريافت اجرت براى كارهاى خانه و. . . .

    2. حق مالكيت به نحو استقلالى در كنار مردان ; ((للرجال نصيب مما ترك الوـلدان و الاءقربون و للنساء نصيب مما ترك الوـلدان و الاءقربون ممّا قلّ منه أو كثر نصيباً مفروضاً مگر در مورد نذر در مسايل فقهى كه احكام خاص خود را دارد.

    3. از نظر قرآن ، حضور زن در اجتماع و بيرون از خانه در صورتى كه موجب اخلال در روابط خانوادگى و عفاف او نشده وشوهرش او را منع نكند، جايز است ; چنان كه دختران شعيب چنين بودند.

    4. در اسلام ، با توجه به لطافت روحى و جسمى زن كه مقتضاى آفرينش حكيمانه اوست ، از برخى كارهاى سخت و دشوارهمچون شركت در جهاد و قضاوت و. . . ـ مگر در موارد خاص ـ معاف شده است ; البته زن در برابر حقوقى كه دارد، وظايفى نيز داردكه بايد به آنها عمل كند كه در قرآن به بسيارى از آنها اشاره شده است.



    11.دوست عزیز براى روشن شدن قضيه ارث زن، و اين كه اسلام اجحافى نكرده، بايد نكاتى را مد نظر داشت: نظام حقوقى هر ملتى، براساس تفكر، عقيده و فرهنگ همان ملت، شكل مى گيرد و براى اصلاح و دست كارى در روساخت ها و ظواهر، بايد به مبانى و زيرساخت ها، توجه داشت و نظام حقوقى مبتنى بر مجموعه نظام فكرى و عقيدتى و فرهنگى، بنا كرد.

    اسلام، تأكيد دارد بر حيات تعقلى در اجتماع و دورى از زندگى احساسى و دور از منطق، لذا اساس و زيربناى احكام اسلام، بر همين نكته نهاده شده است كه واقعيت هاى موجود را در نظر مى گيرد نه خواست و ميل هاى زودگذر و احساسات را و لذا احكام اسلام، بر خلاف احكام جوامع عرفى، از ثبات و دوام برخوردار است. بنابراين، اين كه اسلام، سهم ارث مرد را دو برابر زن قرار داده است، به خاطر برترى مرد، در اداره عقلانى جامعه، بر زن است، كه دو سوم ثروت دنيا را در اختيار تعقل و يك ثلث آن را، در اختيار احساس قرار داده است، كه جامعه به صلاح برسد.علاوه بر آن، انفاق لازم و واجب بر عهده مرد است. كه حاصل اين نكات، امر جالبى است كه ملكيت ثروت در دست مردان و در دست زنان است امّا مصرف و استفاده از آن زنان و از آن مردان است، چون نفقه زن، بر مرد واجب است، تدبير ثروت به دست مرد است و استفاده از زن و اين بيان كننده آن است كه اجحاف در حق زنان، نشده است و فقط مديريت سرمايه، در دست مردان است. لذا، با ملاحظه مجموعه اين مطالب، چنين استفاده مى شود كه: اوّلاً به خاطر مديريت عقلانى سرمايه، تدبير بيشتر اموال، به دست مردان، افتاده كه غالباً از زنان در تعقل، قوى تراند. گرچه، استفاده زنان چنان كه توضيح داده شد از سرمايه، بيشتر است. ثانياً: حق ناظر به تكاليفى است كه بر عهده انسان، قرار مى گيرد و از آن جا كه، مرد تكليف مالى نسبت به خانواده و زن، دارد. لذا از حقوق بيشترى، بهره مند است و اين، عين عدالت است نه اجحاف!

    12. فرقی نمی کند در شهر زندگی کنید یا روستا تهران یا کالیفرنیا بالاخره برنامه سعادتی که برای برقراری مدینه فاضله که همه لاف آن را می زنند اما عملا موفق نبوده اند و نمی گذارند برنامه اسلام هم پیاده شود این است که عرض شد.

    چند همسری

    در آيه 3 اين سوره، به مردان حق داده ميشود که دو يا سه يا چهار زن اختيار کنند، البته مشروط بر آن که بتوانند عدالت را در ميان آنان برقرار کنند ..... به اين ترتيب، مردان صاحب توان مالي، ميتوانند از ديد قرآن تا چهار زن بگيرند، اما به مرداني که ميترسند در صورت اختيار زنان متعدد قادر به رعايت عدالت (اقتصادي) در ميان آنان نشوند توصيه ميشود که به يک زن اکتفا کنند و حتي اگر توان اين را نيز ندارند ، به کنيز خود بسازند و او را به زني بگيرند:
    اولا توان مالی که شما بیان کردید کجای قرآن آمده توانایی اعم از مادی و معنوی است ممکن است مردی از نظر اقتصادی توان اداره چند زن را داشته باشد اما از نظر معنوی نتواند عدالت را در حق آن ها اجرا کند او اجازه ندارد زن دیگری اختیار کند ممکن است در ضمانت اجرایی فرد بدون در نظر گرفتن شروط به چنین کاری اقدام کند قطعا از نظر فرهنگ قرآنی او اشتباه و گناه مرتکب شده ولی گناه او نقصی در قانون قرآن ایجاد نمی کند .

    ثانیا مهر بخشيده گواراي وجود!
    در مورد مهریه هم از نظر حقوقی چون زن موجود ضعیفی است و ممکن است خودش نتواند مهریه را استقصا کند از این رو قانون اسلامی این مشکل را حل کرده در صورتی که زن ازبخشیده شدن مهر خود پشیمان شود می تواند شکایت کند و دادگاه اسلامی مهرالمثل را برای او مطالبه می کند و این طور نیست که از مهر بطور کلی محروم شود.

    گذشت از این که اگر مردی مدعی شود که زنم مهریه را حلال کرده باید سند و مدرک در دادگاه ارایه کند کشکی که نیست و اگر سند معتبری ارایه نکند مهر سر جای خود باقی است.

    ضمنا من موارد بسیاری را سراغ دارم که عاقدان به عروس و داماد تفهیم کرده اند که عند المطالبه داماد موظف به پرداخت مهریه است. منتهی در آن حال و هوا معمولا افراد به فکرشان خطور نمی کند.عملکرد افراد غیر از قانون است عملکرد افراد نقصی در قانون ایجاد نمی کند اگر به نحو احسن اجرا شود...
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی



  4. #3
    baquran



    كدام بخش اين مناظره از شماست و كدام يك از آن شخص كافر . اگر معلوم كنيد مطلب مفهوم تر خواهد شد. متشكرم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود