صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالي در مورد خودكشي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,244
    صلوات
    1134
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    33 روز 20 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    349
    آپلود
    5
    گالری
    501

    سوالي در مورد خودكشي




    سلام
    من می خواستم در مورد سرنوشت پس از مرگ زنی بسیار متدین و ریوفی که در زندگی سختش بسیار صبور بود ولی به خاطر عذاب وجدان از مرگ پسرش خودکشی کرد بپرسم اون فکر می کرد مرگ پسرش به خاطر عصبانیت اون از دست بچه ش بوده که خدا قهرش گرفته واون مسوله مرگه پسرشه طاقت نیاورد وبعد از نماز صبح خودشو از بلندی پرت کرد لطفا جواب بدید
    پاسخ خود را در اينجا پيگيري نماييد
    http://codetah.com
    طراحی و کد نویسی
    با ما در ارتباط باشید




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,244
    صلوات
    1134
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    33 روز 20 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    349
    آپلود
    5
    گالری
    501



    به نام خدا
    از ديدگاه اسلام مالك همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا كه او رخصت دهد، مجاز و جايي كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله موارد، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتي بين انتحار و ديگر كشي نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگري است. خداي سبحان انسان را از اين امر برحذر داشته، مي‏فرمايد: "من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض و فكانما قتل الناس جميعاً؛ و آن كس كه انساني را بدون اين كه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند بكشد گويا همه مردم را كشته است". (1)
    مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوي با مرگ و حيات اجتماع نيست، اما شباهتي به آن دارد، ازاين‏رو در جايي كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است. بعضي از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏اند: كسي كه حاضر است شخصي را به ناحق بكشد انسان و انسانيت در نزد او بي‏ارزش است و اگر يك نفر را كشت مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است.


    در نگرش الهي، از آن جا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستي او از خدا است، هيچ كسي نه حق كشتن ديگري را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهي، حيات موهبتي الهي و حقي خدادادي است. از اين ‏رو هرگاه اين حق وسيله‏اي براي قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته حاكم بر جامعه شود و افرادي در صدد محاربه با نظام الهي برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مي‏شود.(2) به طور كلي مي‏توان گفت:
    • حيات، موهبتي خداوندي است و حق حيات براي همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ‏ كس بدون مجوز شرعي جايز نيست.
    • استفاده از هر وسيله‏اي براي نابودي چشمه‏سار حيات بشري، اعم از كلي و جزئي، حرام است.
    • حفظ ادامه حيات بشري، تا آنجا كه مشيت الهي تعلق گيرد، واجب است؛ خواه محافظت هر فردي بر حيات خود در مقابل تعدي ديگران و يا تعدي بر خويشتن (مانند خودكشي) باشد و يا محافظت او درباره حيات ديگران.
    نتيجه آن كه در نگرش الهي "حق حيات" عطاي الهي است كه مسئولانه به انسان عطا شده است. پس بايد اولاً در حفظ آن مراقب بود؛ چه اين كه "حيات" فقط "حق" افراد نيست ، بلكه حفظ آن "تكليف" آنان نيز مي‏باشد.
    ثانياً: چون مالك اصلي اين حق خداوند متعال است و در مواردي كه اين عطاي الهي، باعث سوء استفاده افرادي واقع شود، از آنان سلب مي‏شود (مانند حكم قصاص، رجم يا اعدام كه خشونت‏هاي قانوني مي‏باشند). هم او كه "حيات" را داده است مي‏گويد: در اين موارد "بايد سلب نمود".
    با توجه به تحليل مذكور به يك آيه و دو حديث شريف درباره حرمت شديد "خودكشي" اشاره مي‏شود. خداوند مي‏فرمايد: "ولا تقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما و من يفعل ذلك عدوانا و ظلما فسوف نصليه نارا و كان ذلك علي الله يسيرا؛ و خود را مكشيد زيرا خداوند به شما مهربان است و هر كس چنين كاري را از روي عداوت و ستم انجام بدهد، به زودي او را در آتش مي‏اندازيم و اين كار براي خدا آسان است". (3)
    گرچه برخي از مفسران احتمال داده‏اند كه مقصود از "انفسكم" نفوس مردم اجتماع مي‏باشد. بنا بر ان معناي آيه چنين مي‏شود كه "همديگر را از روي عداوت و ستم مكشيد" لكن اولاً، آيه شامل هرگونه قتل نفس مي‏شود و به مقتضاي آيه 32 سوره "مائده" هر كس كه بي‏گناهي را [بدون عنوان قصاص يا افساد در روي زمين] بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است. ثانيا، امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مي‏فرمايد: "هر كس عمدا خودكشي كند، هميشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد" "من قتل نفسه متعمدا فهو في نار جهنم خالدا فيها قال الله عز وجل: "ولا تقتلوا انفسكم...". (4) البته مفسران براين اعتقادند كه مقصود از خلود و دوام در عذاب در مورد قتل نفس ، مدت طولاني نيست و اين با خلود كافران متفاوت است.
    افزون بر اين، امام باقر(ع) نيز فرموده‏اند: "مؤمن به هر بلايي مبتلا مي‏شود و با هر نوعي مرگ مي‏ميرد ولي خودكشي نمي‏كند" "ان المؤمن يبتلي بكل بلية و يموت بكل ميتة الا انه لايقتل نفسه". (5)


    زيان‏هايي كه در كشتن ديگران هست در خودكشي نيز وجود دارد از جمله:
    • خودكشي نافرماني و سرپيچي از دستور خدا است و كسي كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچي كند مستحق عذاب مي‏گردد.
    • خودكشي دليل بر عدم ايمان و ياس و نا اميد شدن از خدا مي‏باشد و ياس و نااميدي از خداوند از بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهي در رتبه شرك و كفر قرار مي گيرد.
    • كسي كه دست به خودكشي زده همانند كسي كه ديگري را كشته ، انسان و انسانيت در نظر او بي‏ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشي يا كشتن ديگران فرقي نيست و همان‏گونه كه هر كس ديگري را كشت ، مستحق عقوبت و عذاب مي‏گردد ، انساني كه خودكشي كرده نيز مستحق عقوبت و عذاب الهي مي‏گردد و اين با عدالت خدا هيچگونه منافاتي ندارد.
    • در نظام‏هاي حقوقي جهان نيز اساسا خودكشي نوعي بزهكاري و جرم تلقي مي‏شود، ازاين‏رو شخصي كه به خودكشي كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مي‏شود و اين فرع بر جرم بودن خودكشي است.
    نتيجه : خودكشي گناهي كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدي است يا نه اطلاعي نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازات‏هاي متفاوتي داشته باشد. هما ن گونه كه در مورد كارهاي خلاف و گناهان ديگر شرايط انسان ها با هم متفاوت است وبر طبق قانون عدل الهي در پاداش و جزا ، شرايطو عوامل غير ارادي منظور مي شود، در مورد گناه خود كشي نيز اين مسئله رعايت مي شود ؛ اما به هر حال خودكشي عملي نادرست است و از گناه بودن ساقط نمي شود و فشار و سختي هر قدر كه باشد ، اختيار و ارداه را از انسان سلب نمي كند. در هر حال هيچ انساني در شرايط عادي دست به خود كشي نمي زند و مطمئناً شرايط براي شخص بسيار سنگين و ناگوار بوه كه دست به خود كشي زده است و دين و شريعت نيز با در نظر گرفتن همين شرايط است كه انسان را از اين عمل باز داشته و آن را گناه دانسته است ، پس گناه بودن آن نمي تواند به همين شرايط استثنا شود.
    در عين حال مي توان گفت ، اگر چه اين انسان گنه كار است ، اما بالأخره انواع خيرات از جمله صدقات كه به نيت او داده مي شود ، در تخفيف مجازاتش بي تأثير نخواهد بود و اميد نجات از عذاب ابدي براي او وجود دارد .همانطوري كه ممكن است شرايط شفاعت اولياي خداي متعال نصيبش كرد. به هر حال، انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و تنها راه خروج از بن بست و مشكلات زندگي، اميد و توكل بر خدا، دعا و توسل و توبه است كه همه ناممكن ها را ممكن مي كند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي بنده گان مؤمن خدا است كه اگر چه مشكلات بسيار زيادي را متحمل شده اند ، اما هيچ گاه مأيوس از خدا نشدند. به تجربه ثابت شدهكه ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود كه اگر درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري كه پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودكشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شكوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.

    1. سوره مائده، آيه 32.
    2. ر.ك: آيات 32 و 33 مائده - 178 و 179 و 217 بقره.
    3. سوره نساء، آيات 29 و 30.
    4. الحر العاملي (الشيخ) محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج 19، بيروت، داراحياء التراث العربي، باب تحريم قتل الانسان نفسه، ص 13، ح 2 و 3 .
    5. همان.

    http://codetah.com
    طراحی و کد نویسی
    با ما در ارتباط باشید




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کمک !!!




    سلام :
    ببخشید میشه به سوالم جواب بدید.
    مگه خدا مرگو قرار نداده تا به سوی خودش برگردیم . پس چرا خود کشی گناه داره ؟؟؟

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shevchenko نمایش پست
    سلام :
    ببخشید میشه به سوالم جواب بدید.
    مگه خدا مرگو قرار نداده تا به سوی خودش برگردیم . پس چرا خود کشی گناه داره ؟؟؟
    به نام خدا
    چون بازگشت زودتر از موعد و بی اجازه است!!

    مطالب آقای معصومی رو هم بخونید.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shevchenko نمایش پست
    سلام :ببخشید میشه به سوالم جواب بدید.
    مگه خدا مرگو قرار نداده تا به سوی خودش برگردیم . پس چرا خود کشی گناه داره ؟؟؟
    با سلام به شما دوست گرامی..
    مرگ خدایی ؛ رسیدن به کمال است ...
    خود کشی هلاکت و نقص است.... و نقص و جلو گیری بشر از کمال گناه هست ....
    موفق باشید
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  9. تشکرها 3


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    611
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان عزیز سلام و خسته نباشید.
    آقای حسین تبار سلام.
    در پست شما اشاره شده که مرگ خدایی رسیدن به کمال است.!
    سوال پیش می اید
    مرگ خدایی چیست؟
    اگر منظورتان مرگ منهای خودکشی است که فرضا شخص "الف" شخص"ب" را
    می کشد.
    شخص"ب" مقتول است و در خودکشی شخص هم مقتول است هم قاتل
    اینجا ایا "ب"به کمال رسیده که کشته شده؟
    ویا موارد دیگر
    ایا انسانها وقتی به کمال میرسند می میرند؟!
    آفت تفکر تعصب است
    السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
    ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
    حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    فکر می کنم دوستان معنی مرگ و قتل رو یه جاهایی اشتباه می گیرند . مرگ دست خداست مستقیما ولی در مورد قتل، ما یک وسیله می شیم برای به انجام رسیدن مشیت خداوند. کشته شدن(به قتل رسیدن) همیشه کمال نیست مگر اینکه در راه اهداف الهی باشد
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    زشتي و قبح خودكشي از دو جهت كلي قابل بررسي است، 1. قبح ذاتي آن2.قبح آثار و عوارض آن
    خودكشي به خودي خود و جداي از عوارض و آثار آن يك عمل قبيح و منفور است و حرمت آن واضح، زيرا هم دليل قرآني بر حرمت آن وجود دارد و هم دليل روايت.آيات 29 و 30 سورة مبارك نساء ميباشند:« و خودكشي مكنيد ، خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر كس اين عمل را از روي تجاوز و ستم انجام دهد به زودي او را در آتش وارد خواهيم ساخت و اين كار براي خدا آسان ميباشد.»
    عبارت انتهايي آية 29 به اين معني است كه "خداوند مهربان نه تنها راضي نميشود ديگري شما را به قتل برساند، بلكه به خود شما هم اجازه نميدهد كه با رضايت خويشتن خود را به دست نابودي بسپاريد، در روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ نيز آية فوق به همين معني "انتحار" تفسير شده است.
    امّا دليل سنّت و روايت: جهت اطلاع از سيرة معصومين ـ عليهم السّلام ـ نسبت به عمل خودكشي حديثي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ را ذكر ميكنيم:
    قال الصادق ـ عليه السّلام ـ : من قتل نفسهُ متعمّداً فهو في نار جهنّم خالداً فيها؛2 كسي كه عمداً خود را بكشد هميشه در آتش جهنم خواهد بود.
    پس تا اينجا حرام بودن خودكشي از نظر قرآن و سنت ثابت شد.
    جهت دوّم. قبح آثار و عوارض خودكشي
    "شايعترين انگيزه خودكشي به ترتيب شيوع در ميان مردان عبارت است از: بيماريهاي جسماني، نزاع با همسر يا معشوقه، ناتواني جنسي، بيماريهاي رواني، رسوائي و داغديدگي. و در ميان زنها نيز عبارت است از: بيماريهاي جسماني، نزاع با همسر يا معشوق، و نازايي، پانزده درصد خودكشيها به دنبال قتل نفس پيدا شده بود كه اين خودكشيها به طور شايع به شكل اعمال آگاهانه به منظور انتقام گرفتن از شخصي كه قرباني با او نزاع كرده و بدين ترتيب مسئول خودكشي او شناخته ميشد انجام گرفته بود."3
    با توجه به اين عبارات انگيزههاي خودكشي به سه دسته قابل تقسيماند: 1. بيماريها؛ 2. ارتكاب جرائم؛ 3. رنجها و سختيها و شكستها.

  15. تشکرها 2


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    هيچ يك از عوامل فوق نميتوانند علّت خودكشي باشند زيرا:
    1. آن چه در حقيقت علّت خودكشي است، اراده و طرز فكر فرد است نه عوامل فوق، زيرا تقريباً همة انسانها با عوامل فوق و حداقل با يكي از آنها مواجه ميشوند، پس چرا همه خودكشي نميكنند، اگر واقعاً عوامل فوق علت حقيقي خودكشي باشند، بايد هر فردي كه با يكي از آنها مواجه شد، حتماً خودكشي كند، امّا در عمل ميبينيم كه هرگز اين گونه نيست. برعكس تاريخ بشر گواهي زنده بر مقاومتها و جسوريها و بردباريها است.
    2. مشكلات سه گانه فوق راه حلهاي عقلي و شرعي دارند و انسان عاقل هيچ گاه براي بيرون آوردن فردي كه سرش در خمره گرفتار شده است، سر را قطع نميكند، بلكه خمره را ميشكند. بايد خمرة توهمات و افكار شيطاني را شكست و جان و دل را با زلال شريعت مصفّا نمود، صبر و توبه و توكل و توسّل راه نجات يك انسان متديّن در مواجه شدن با مشكلات است و تعقّل شرط انسانيّت انسان است و عقل، پيامبرِ دروني هر فرد است كه با اولين نگاه، عقل انساني خودكشي را عملي مذموم و مردود ميداند. و لذا ميبينيم نه تنها افراد متدين، بلكه افراد غيرمتدين هم كه به نداي عقل خود توجه ميكنند، از عمل خودكشي بيزارند.
    با توجه به اين كه خودكشي آثار و عوارض بسيار ناگواري دارد، با بررسي اين آثار و عوارض و نقش ويرانگر آنها معلوم ميشود كه خودكشي به واسطه آثار و عوارض خود علت گناهان بسيار بزرگ ميشود كه اين گناهان را ميتوان به دو دسته كلي تقسيم نمود: 1. گناهاني به واسطة خودكشي فرد در حق خود مرتكب ميشود؛ 2. گناهاني كه به واسطة خودكشي در حق ديگران مرتكب ميشود.
    1. گناهاني كه فرد با عمل زشت خودكشي در حق خود مرتكب ميشوند، عبارتند از: الف. يأس از رحمت خدا، شكي نيست كه انسانِ اميدوار به رحمت خداوند متعال اگر تمامي مصائب و بلاياي موجود در عالم به او هجوم آورند، او به خاطر اميد به رحمت الهي از حيات خود مأيوس نميشود. امّا انسان مأيوس و نااميد از رحمت الهي ممكن است، با كوچكترين حادثه و مصيبت تلخ بزرگترين ظلم در حق خود و زشتترين عمل يعني خودكشي را مرتكب شود كه يأس از رحمت الهي قبل از گناه قتل نفس گريبان او را ميگيرد كه گناه يأس از لوازم و آثار كفر و انكار خداوند متعال ميباشد و از گناهان كبيره است.


  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ب. قنوط كه بدگماني به پروردگار متعال است و از گناهان كبيره ميباشد. ج. كفران4 نعمت كه در قرآن مجيد براي آن وعدة عذاب داده شده است، اگر اندكي دقت كنيم خواهيم ديد شخصي كه خودكشي ميكند چه فرصتها و موقعيتهاي نابي را هدر ميدهد و به جاي شكر نعمات الهي با عمل زشت خود بزرگترين كفران نعمت را مرتكب ميشود.
    2. گناهاني كه فرد با عمل خودكشي در حق ديگران مرتكب ميشوند، عبارتند از گناهان كبيرة ريختن آبروي مؤمن5 ـ فراهم آوردن موجبات عقوق والدين ـ ادا نكردن حق پدر و مادر كه اين گناهان را در حق والدين خود مرتكب ميشود و اگر متأهل باشد حقوق همسر و فرزندان خود را ضايع نموده است و گناهاني كه نسبت به ديگر افراد مرتكب ميشود، با توجه به نوع مورد عبارتند از كتمان حق و حبس الحقوق در مورد كساني كه مناصب سياسي دارد كه هر دو از گناهان كبيره ميباشد. پيمان شكني و باز حبس الحقوق در مورد كساني كه به خاطر مشكلات اقتصادي و بدهيها و ورشكستگي اقتصادي، خودكشي ميكنند. با توجه به مطالب فوق بايد گفت خودكشي از نظر شرعي عملي بسيار پليد و منفور است و حرام بودن آن با اندك توجه به تعاليم بالنده اسلامي كاملاً روشن است.


  19. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود