جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صفت علی عليه السلام در قرآن (قسمت اول)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10

    صفت علی عليه السلام در قرآن (قسمت اول)




    صفت علی عليه السلام در قرآن (قسمت اول)

    یکی از سؤالاتی که معمولا در ذهن خطور میکند این است که با اهمیتی که امامت دارد چرا نام ائمه در قرآن نیست؟
    آیا می‏شود بدون استفاده از روایات، قرآنی بودن ائمه را ثابت کرد؟

    این قسمت
    شاهد همگام پیامبر کیست؟

    أفمن كان على بينة من ربه ويتلوه شاهدٌ منه هود آيه 17

    ترجمه:
    پس آیا کسی که بر حجتی روشن از جانب پروردگارش می‏باشد و او را شاهدی از سنخ خویش، پیروی و دنبال می‏کند (مانند کسی است که این چنین نیست؟)

    بینة به معنای حجت روشن و معجزه می‏باشد که در اینجا به قرینه آیات قبل و فقره بعد، قرآن کریم است که مکرر در قرآن به معنای معجزه نبوت وارد شده است.

    در ادامه، آیه از کسی سخن می‏گوید که پیامر را قدم به قدم همراهی کرده عنوان شاهد را دارد، کسی که از نسبتش با پیامبر با تعبیر منه یاد شده است.

    عنوان شاهد از جانب خدا در برابر مردم نسبت به رسالت پیامبر به این همراه پیامبر اطلاق شده است، پس او شاهد بر حقانیت رسالت پیامبر است.

    این شهادت وقتی برای مردم ارزش دارد که یقین آور باشد و الا از نظر مردم، ادعائی بیش نخواهد بود.

    سیاق آیه نشان می‏دهد که خداوند عالم در مقام احتجاج و ارائه دلیل برای حقانیت رسالت پیامبر می‏باشد.

    پس این شاهد شهادتش ارزش دینی قابل اعتمادی برای طالبین دلیل رسالت دارد.

    حال چگونه می‏شود وجود یک انسان برای جامعه ارزش علمی اطمینانی داشته باشد؟

    این معنا وقتی حاصل می‏شود که وی از حیث شخصیتی نشان از خدا داشته باشد که در این صورت سخن او در تأیید نبوت پیامبر ارزش اطمینانی برای جامعه خواهد داشت.

    به عبارت دیگر وجود او باید معجزه إلهی را به رؤیت و سمع مردم ارائه دهد تا مردم ابتدا شخصیت او را به عنوان شاهد بپذیرند آن گاه به سخنش اعتماد کنند.

    پس این وجود شاهد، خود حجت خدا بر مردم می‏باشد که از پیامبر خدا است و پیوسته در کنار پیامبر در جهت تبلیغ و پذیرش دین می‏کوشد.

    در سوره یوسف آیه 36 از شاهدی که بر حقانیت یوسف شهادت داد تعبیر شهد شاهد من اهلها آمده است، که می‏رساند این شاهد از اهل بیت آن خانم بود.

    لیکن در اینجا بجای آن، تعبیر منه را آورده است تا قرابت بیشتری را افاده کند، کسی که از اهل بیت فرد به او نزدیکتر باشد گویا خود اوست.

    و این وصفی است حیرت‏انگیز، همچنان که توصیف به شاهد رسالت نیز وصفی عجیب می‏باشد.

    این فردی که وجودش معجزه است و از سنخ پیامبر و در مکه پیوسته همراه اوست کیست؟

    آیا کسی جز امیرمؤمنان است که روایات فراوانی از فریقین بر این معنا شهادت داده‏اند؟
    خود قرآن دلیل کافی وگویاست و روایات را از باب تأیید می‏آوریم

    در منابع اهل سنت:
    سیوطی به عنوان اولین قول در طی چند روایت مقصود از شاهد را امیرمؤمنان معرفی می‏نماید.
    الدر المنثور ج 4 410، شواهد التنزیل ج 1 ص 359-369 (16 حدیث)

    در نهج البلاغة نیز می‏فرماید:
    و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل إثر امه... أری نور الوحی و الرسالة و أشم ریح النبوة ولقد سمعت رنة الشيطان حين نزل الوحي عليه صلى الله عليه وآله، فقلت يا رسول الله ما هذه الرنة ؟ فقال هذا الشيطان أيس من عبادته . إنك تسمع ما أسمع وترى ما أرى إلا أنك لست بنبي . ولكنك وزير وإنك لعلى خير .
    ترجمه:
    و به خدا قسم که من پیامبر را دنبال می کردم همچون در پی آمدن بچه شتر از شیر گرفته در پی مادرش... من نور وحی و رسالت را می دیدم و نسیم نبوت را استشمام می‏کردم.
    و همانا نعره شیطان را می‏شنیدم در زمانی که وحی بر پیامبر نازل می‏شد پس گفتم یا رسول الله این نعره چیست؟ پس فرمود این نعره شیطان است که او با نزول وحی از بندگی خویش توسط مردم مأیوس گشته است.
    بی شک تو میشنوی آنچه را من می‏شنوم و می‏بینی آنچه را که من می‏بینم جز آنکه تو پیامبر نیستی و لیکن تو وزیری و بی شک تو بر خیر مستقر می‏باشی.

    نور وحی امری محسوس نیست که به رؤیت درآید، بلکه چشم ملکوتی می‏طلبد تا آن را رؤیت کند و شنیدن نعره شیطان نیز گوش برزخی می‏خواهد تا دریافت کند.

    براستی اگر این ویژه‏گیها در حضرت علی نبود معنا نداشت پیامبر گرامی در اولین تبلیغ، ایشان را بعنوان خلیفه معرفی کند.

    کودکی را در جماعت بزرگان و سالخوردگان بنی هاشم به وزیری معرفی کردن، دلیل اعجوبه بودن شخصیت اوست که جای هیچ گونه طعن و عذری را برای آنان باقی نگذارد.

    جالب اینجاست که هیچکدامشان این انتخاب را مسخره نکردند.

    دو اشکال مطرح میکنم، دوستان نیز اشکالاتشان را مطرح کنند:

    اول: منظور از یتلوه، یعنی تلاوت و ضمیر به بینة برمی‏گردد.
    جواب: ضمیر مذکر است و بینة مونث، و این خلاف ظاهر است، لذا یتلوه همان معنای لغوی مراد است، یعنی تبعیت کرد.

    دوم: شاهد منظور پیامبر یا جبرئیل است.
    جواب
    اولا: معنا ندارد زبان انسان شاهد ادعای انسان باشد.
    ثانیا: ضمیر مذکر است و لسان مونث، و این خلاف ظاهر است.
    ثالثا: آیه شریفه در مقام بیان دلائل حقانیت نبوت است، پس معنا ندارد لسان پیامبر و یا جبرئیل را که قابل رؤیت و سندیت برای مردم نیست به عنوان دلیل حقانیت مطرح نماید.

    برگرفته از کتاب اهل بیت در قرآن نوشته استاد ولی الله نقی پورفر

    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۷/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۲:۰۱

  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود