صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلایل تحریف انجیل غیر از قران

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15

    دلایل تحریف انجیل غیر از قران




    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا
    در ابتدا عرض کنم که ما هم حضرت عیسی را دوست داریم و پیامبر ما هم هست و کتاب مقدس واقعی حضرت عیسی را قبول داریم اما بسیار بیاندیشید و تحقیق کنید و بپذیرید که متاسفانه از خدا بی خبران قسمتی از این کتاب مقدس را تحریف کردند و بیایید تا دیر نشده و هنوز هم مهلت کمی دارید به کلام پیامبرتان گوش دهید و مسلمان شوید و ایمان بیاورید همانطور که خوشبختانه خیلی از خواهران و بردران مسیحی حتی خیلی از علما ی مسیحی مسلمان شدند و ایمان اوردند و تمام کلام خدا را پذیرفتند نه فقط قسمتی از انرا !

    در مورد تاریخ مسیحیت اولین سؤالی که به ذهن می رسد این است که آیا مجموعه ی مدون و معتبری از زندگانی حضرت مسیح وجود دارد؟ و یا ایمکه تا چه حد می توان به سیره ی حضرت مسیح دست یافت؟

    در پاسخ به این سؤال باید یادآور شویم تنها کتاب هایی که کلمات و سیره ی حضرت مسیح را به تصویر کشیده اند، کتاب هایی است که امروزه به عنوان انجیل شناخته می شوند. به جز انجیل ها، کتاب دیگری در مورد تاریخ زندگانی حضرت مسیح در دست نیست.
    مسلمانان غالباً از انجیل به عنوان کتابی آسمانی که بر حضرت مسیح نازل شد یاد می کنند، اما مسیحیان وجود کتابی را که بر حضرت مسیح نازل شده باشد انکار می کنند. انجیل های کنونی کتاب هایی است که مسیحیان اولیه در مورد زندگانی مسیح به نگارش در آورده اند.
    حال این سؤال پیش می آید که این کتاب ها تا چه حد معتبر است؟ نسخه های انجیل ها مربوط به چه زمانی است؟ و آیا براستی انجیل های کنونی نوشته ی نویسندگان یاد شده است یا خیر؟


    در مورد اعتبار انجیل ها قبل از هر چیز باید یاد آور شویم که هرگز دلیل معتبری از سوی مسیحیان بر اعتبار انجیل ها ارائه نشده است. ادعای مسیحیان آن است که این انجیل ها زیر نظر روح القدس نگاشته شده و از خطا مصون مانده است. اما براستی دلیل این ادعا چیست؟!

    طبق گزارشات تاریخی، تا پایان قرن اول میلادی بیش از صد انجیل در مورد زندگانی حضرت مسیح نگاشته شد، اما بعدها و به مرور زمان چهار انجیل از میان این کتاب ها رسمیت یافت و در نهایت به عنوان بخشی از کتاب مقدس مسیحیان انتخاب شد.

    یک نویسنده ی مسیحی در این باره می نویسد: « اناجیل و رساله های پولس بیش از سایر نوشته ها بین کلیساها می گشت و قرائت می شد و به همین دلیل زودتر از همه مورد قبول واقع شد. اعلام رسمی کتاب های عهد جدید به وسیله ی کلیسا قبل از قرن چهارم میلادی میسر نشد... آتاناسیوس از آباء مقتدر کلیسا در سال 367 م تمام 27 کتاب عهد جدید را نام برده می افزاید هیچ کس به این کتاب ها چیزی اضافه نکند و چیزی از آن کم نشود ». 1
    این سؤال هنوز پاسخ معتبری نیافته است که چگونه مسیحیان توانستند دریابند از میان ده ها انجیل، این چهار کتاب زیر نظر روح القدس نگاشته شده و باید جزء کتاب مقدس قرار بگیرد؟! این مشکل در مورد سایر کتاب ها و نامه های عهد جدید به مراتب مشکل تر است.
    دلیل اعتبار کتاب مقدس، دو چیز می تواند باشد:


    اول هدایت روح القدس که این مسأله، خود به عبارتی از عهد جدید مستند است.
    دوم فتاوای آباء کلیسا که اعتبار آن هم به کتاب مقدس باز می گردد و بدیهی است که برای اثبات کتاب مقدس نمی توان به خود آن استناد جست.
    فقدان گزارش معتبری از زندگانی، گفتار و سیره ی حضرت مسیح بهترین زمینه را برای تحریف در آیین مسیحیت به وجود آورد. اما با این حال بررسی بخش هایی از کتاب مقدس فعلی نیز می تواند گویای وقوع تحریف در کلیسای مسیح باشد؛ به این مهم خواهیم پرداخت.
    طبق گزارش انجیل ها، حضرت مسیح در آخرین روزهای زندگی خویش و پیش از مصلوب شدن، "شمعون" را که بزرگترین شاگرد و حواری محسوب می شد، به عنوان جانشین خویش برگزید و سرپرستی کلیسا را به او سپرد؛ « و من نیز تو را می گویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت. کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می سپارم و آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود». 2


    پس از حضرت مسیح، یهودیان به آزار و اذیت پیروان آن حضرت پرداختند. یکی از کسانی که در تعقیب و شکنجه ی مسیحیان سهم مهمی را ایفا می کرد، فردی یهودی به نام "شائول" بود. اما پس از مدتی وی ادعا کرد که حضرت مسیح بر وی ظاهر شده و او را به خاطر تعقیب و آزار مسیحیان توبیخ نموده است. وی همچنین ادعا نمود که مسیح وی را مأمور تبلیغ مسیحیت و رساندن پیغام مسیح به جهانیان کرده است، « و در اثنای راه چون نزدیک به دمشق رسیدم، قریب به ظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گرد من درخشید. پس بر زمین افتاده هاتفی را شنیدم که بر من می گوید: ای شائول چرا بر من جفا می کنی؟ من جواب دادم: خداوندا تو کیستی؟ او مرا گفت: من آن عیسی ناصری هستم که تو بر وی جفا می کنی... او به من گفت روانه شو زیرا که من تو را به سوی امت های بعد می فرستم». 3
    شائول (که نامش را به پولس تغییر داد) پس از این ادعا به عنوان مبلغ مسیحیت، به ترویج مسیحیت پرداخت؛ مسیحیتی که در تضادی آشکار با مسیحیت ارائه شده از سوی حواریون بود.


    چنانچه از کتاب مقدس بر می آید، پولس بدون آنکه به شاگردی حواریون بپردازد و تعالیم مسیح را از آنان فرا بگیرد، مستقلاً شروع به تبلیغ و ترویج مسیحیت نمود. او که خود را رسول ویژه ی مسیح می دانست، با پطرس نیز به مخالفت علنی پرداخت؛ « و اما چون پطرس به انطاكیه آمد، او را روبرو مخالفت نمودم زیرا كه مستوجب ملامت بود » 4

    پولس کار را به جایی رسانید که پطرس را به نفاق و دورویی نیز متهم نمود!؛ « و سایر یهودیان هم با وی (پطرس) نفاق كردند، بحدی كه برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد». 5
    اینکه چگونه پولس به خود اجازه می دهد با پطرس مخالفت کند، جزء نقاط مبهم و تاریک زندگی پولس به شمار می آید. مگر نه این است که حضرت مسیح، کلیسا را بر پطرس بنا نمود؟ مگر جز این است که حضرت مسیح کلیدهای آسمان را به او سپرد؟ و مگر در مورد وی نفرمود : « آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود».


    تغییرهای بنیادین پولس در مسیحیت سبب شد تا بسیاری از دین شناسان و محققین از وی به عنوان مؤسس دوم مسیحت یاد کنند. یک نویسنده ی مسیحی در این باره می نویسد : « پولس به خاطر توسعه یافتن افكارش متهم شده است كه آن قدر مسیحیت را تغییر داد كه گویی مؤسسس دوم آن است » 6

    "جان ناس"، دین شناس و پژوهشگر معروف می نویسد: « پولس رسول را غالباً دومین مؤسس مسیحیت لقب داده اند... چون وی نزد امم غیر یهودی به دعوت مبعوث بود، فکر مسیحیت و بعثت و رجعت او به کلی نزد ایشان فکری بیگانه بود. از این رو پولس از راه دیگری که متناسب با فکر و اندیشه ی آن اقوام بود در آمد... و اظهار داشت عیسی مسیح موجودی آسمانی است که طبیعت و ذاتیت الوهی دارد، ولی خود تنازل فرموده، صورت و پیکر انسانی را قبول کرد». 7
    با مطالعه ی کتاب مقدس و تاریخ مسیحیت به روشنی می توان به این نتیجه دست یافت که بسیاری از تفکرات مسیحیت کنونی، ریشه در تعالیم پولس دارد. به برخی از این عقاید و تعالیم خواهیم پرداخت؛

    1 ـ گناه اولیه و فداء
    آدم در بهشت از خوردن میوه ی یك درخت منع شد، اما مار او را فریب داد و آدم از آن درخت استفاده كرد و بدینسان آدم كه سمبل انسان ها بود، گناه كرد. خدا بر انسان ها غضب كرد و همه ی مردم به خاطر گناه آدم كه سمبل انسان ها بوده، محكوم به جهنم هستند. از طرفی از آنجا که خداوند عادل است و نمی تواند گناه آدم را بدون دلیل ببخشد، نیاز به واسطه ای است که با فدا شدن، مردم را از زیر بار سنگین این گناه رها سازد. مسیح به عنوان یگانه پسر حقیقی خداوند (و خدای حقیقی) حاضر شد تا به لباس انسانی در آید و با تحمل درد و رنج و در نهایت به صلیب کشیده شدن، مردم را از خشم و غضب خدای پدر برهاند.


    این عقیده از جمله اصولی است كه اكثریت قریب به اتفاق مسیحیان بدان معتقدند. این عقیده در هیچ یك از كتب عهد عتیق سابقه ندارد و هیچكدام از پیامبران از آن صحبت نكرده‌اند، در هیچ یك از كتب مقدس از محكومیت همه ی مردم به جهنم و عذاب الهی سخن نیامده است و حضرت مسیح نیز هرگز و هرگز سخنی از این عقیده به میان نیاورده است. اما با این وجود پولس مدعی این دكترین بود و برای اولین بار این نظریه را مطرح كرد.
    در شورای ترنت (که از شوراهای جهانی مسیحت به شمار می رود)، به روشنی بر این مسأله تأكید شد كه این دكترین ساخته و پرداخته ی پولس است؛ « اگر كسی ادعا كند كه گناه آدم فقط به خودش صدمه رسانده است و به فرزندانش آسیبی نمی‌رساند... یا بگوید... گناه را كه مرگ نفس است منتقل نكرد، چنین كسی ملعون است. چون با این سخنان پولس مغایرت دارد: لهذا همچنان كه به وساطت یك آدم گناه داخل جهان شد و به گناه موت و به این‌گونه موت بر همه ی مردم طاری شد از آن جا كه همه گناه كردند ( نامه ی پولس به رومیان باب 5 آیه ی 12) ». 8


    پولس در نامه به فیلیپیان این عقیده را شرح می دهد که خداوند (خدای پسر) به صورت انسانی در آمد؛ « لكن خود را خالی كرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد ». 9

    پولس در جای جای نامه هایش بر گناه اولیه تأکید می کند و تمام مردم را به خاطر گناه جدشان آدم، گناهکار می شمارد و بر این نکته تأکید می کند که تنها راه رهایی از این گناه، مصلوب شدن مسیح بوده است؛ « چنانكه در آدم همه می میرند، در مسیح نیز همه زنده خواهند شد». 10

    2 ـ نفی شریعت
    از دیگر ادعاهای پولس، برداشته شدن شریعت است. وی ادعا می کند که شریعت و احکام، فقط به خاطر گناه آدم نهاده شده است و حالا که با مصلوب شدن مسیح، گناه آدم پاک شد دیگر نیازی به عمل به شریعت وجود ندارد؛ « خدا پسر خود را فرستاد كه از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد، تا آنانی را كه زیر شریعت باشند فدیه كند ». 11


    این در حالی است که حضرت عیسی به روشنی و با قاطعیت مسیحیان را موظف به انجام دستورات شریعت نموده بود؛ « گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم، نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم، زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هر که به عمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد». 12

    3- اطاعت بی قید و شرط از حاكمان

    یکی از تعالیم پولس که با تعالیم حضرت مسیح در تقابل و تضادی آشکار قرار دارد، اطاعت بی قید و شرط از حاکمان است. « هر شخصی مطیع قدرت های برتر بشود، زیرا كه قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی كه هست از جانب خدا مرتب شده است، حتی هر كه با قدرت مقاومت نماید، مقاومت با ترتیب خدا نموده باشد... زیرا خادم خداست برای توبه نیكویی، لكن هر گاه بدی كنی بترس، چون كه شمشیر را عبث بر نمی‌دارد، زیرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدكاران می‌كشد، لهذا لازم است كه مطیع او شوی». 13

    البته صدور این كلام از پولس چندان عجیب نیست. زیرا او هرگز با عیسی نبوده و از شیوه و سنت عیسوی اطلاع نداشت.

    در انجیل "لوقا" می خوانیم « در همان روز چند نفر از فریسیان آمده به وی گفتند دور شو و از اینجا برو زیرا كه هیرودیس می‌خواهد تو را به قتل برساند »

    اما جالب است كه عكس‌العمل مسیح را بدانیم؛ « ایشان را گفت: بروید و به آن روباه بگویید اینك امروز و فردا دیوها را بیرون می‌كنم و مریضان را صحت می‌بخشم و در روز سوم كامل خواهم شد، لیكن می‌باید امروز و فردا راه روم ». 14

    مطابق نقل انجیل لوقا، حضرت مسیح نه تنها به حاکم و پادشاه احترام نگذاشت، بلکه با صراحت وی را روباه خطاب نمود. گذشته از این مسیح در شب آخر حواریون را امر به خرید اسلحه فرمود؛ « پس به ایشان گفت: لیكن الآن هر كه كیسه دارد، آن را بردارد و همچنین توشه دان را و كسی كه شمشیر ندارد، جامه ی خود را فروخته، آن را بخرد ». 15
    براستی مسیح چرا به حواریون دستور به خرید شمشیر داد؟ آن هم حتی به قیمت فروختن جامه‌ ها و عریان ماندن! مگر نه این است كه انسان باید مطیع قدرت های برتر باشد!؟


    4 - مسیح، ملعون است!

    یکی از نظریات عجیب و غیر قابل قبول پولس، ملعون خواندن حضرت مسیح است! پولس در جسارتی آشکار و با برداشتی غیر منطقی از کتاب مقدس اعلام کرد که مسیح در راه مردم، ملعون نیز شده است! « مسیح ما را از لعنت شریعت فدا كرد، چون كه در راه ما لعنت شد. چنانكه مكتوب است، ملعون است هر كه بر دار آویخته شود ». 16

    آیه ی مورد نظر پولس کدام است؟

    پاسخ: در کتاب "تثنیه" ی تورات که به اعتقاد عموم مسیحیان و یهودیان، نوشته ی حضرت موسی است، چنین آمده است: « و اگر كسی گناهی را كه مستلزم موت است، كرده باشد و كشته شود و او را به دار كشیده باشی، بدنش در شب بر دار نماند. او را البته در همان روز دفن كن زیرا آنكه بر دار آویخته شود ملعون است ». 17

    بدون شک این آیه در مورد كسانی است كه مرتكب جرمی شده‌ و به خاطر آن و به فرمان شریعت به دار كشیده شده‌اند، نه در مورد مظلومی كه در عین بی‌گناهی او را به دار كشیده باشند. كدام منطق می‌تواند بپذیرد شخصی كه توسط حاكم ظالم بر دار آویخته شده، ملعون باشد؟ آیا مسیحیان می‌پذیرند كه مبشرین و مبلغینی كه در نقاط مختلف جهان به جرم تبلیغ مسیحیت به دار آویخته شدند، ملعون باشند!!

    مطابق این نظریه ی پولس، نه تنها مسیح، بلکه بسیاری از پیامبران الهی نیز ملعون می باشند، چرا كه وی در نامه ی به غلاطیان، باب 3، آیه ی 10، می‌نویسد‌ « زیرا جمیع آنانی كه از اعمال شریعت هستند، زیر لعنت می‌باشند. زیرا مكتوب است ملعون است هر كه ثابت نماند در تمام نوشته‌های شریعت تا آنها را به جا آورد».

    با این حساب و از آنجا که مطابق کتاب مقدس، بسیاری از پیامبران و برگزیدگان الهی مرتکب گناه شده اند، تمامی ایشان ملعون شمرده می شوند ( برای آشنایی با گناهان پیامبران می توانید به مقاله : http://rahemasih.blogfa.com/post-7.aspx ) مراجعه کنید.
    آنچه برشمردیم برخی از تحریفات پولس بود که در نهایت، مسیحیتی متفاوت با آنچه مسیح به ارمغان آورد را به جهان مسیحیت ارائه نمود.


    از آنجا که پولس، تبلیغ خود را در میان غیر یهودیان و بت پرستان آغاز نمود، افکار وی به راحتی مورد قبول آنان قرار گرفت. وی با ترسیم چهره ای از مسیح که با اعتقادات آنان هماهنگی داشت، به موفقیتی قابل توجه دست یافت. با این حال تفکرات پولس برای یهودیان و کسانی که از نزدیک با حضرت مسیح در ارتباط بودند، هرگز قابل قبول نبود. اما "کنستانتین" پادشاه روم، تاریخ را به نفع پولس رقم زد و مسیحیت پولسی بر سایر مکاتب فکری پیروزی یافت.
    کنستانتین، شخصیتی که حق بزرگی بر مسیحیت پولسی دارد
    پس از حضرت مسیح و با گسترش مسیحیت، آزار و اذیت امپراتورهای روم بر مسیحیان افزایش یافت و مسیحیان برای پیروی از آیین رسمی کشور روم در فشار بودند. در طول سیصد سال سخت ترین فشارها بر کلیسای مسیح وارد آمد. پطرس در سال 68 میلادی و در زمان "نرون" به صلیب کشیده شد. پس از پطرس، نوبت به سایر رهبران مسیحی رسید. اسقف های رم ( که امروزه از آنها به عنوان پاپ یاد می شود ) یا در میادین ورزشی طعمه ی حیوانات وحشی می شدند، و یا در همان میادین به آتش کشیده می شدند. البته برخی نیز به مرگ طبیعی از بین رفتند و از تحمل مرگی دردناک در امان ماندند.


    این وضع تا سال 312 میلادی ادامه یافت. در آن زمان کنستانتین سربازان خویش را به دنبال "میل تیادس" (mil tiades) رهبر مسیحیان فرستاد. همگان بر این باور بودند که میل تیادس نیز باید به سایر رهبران کلیسا بپیوندد و سرنوشتی تلخ در انتظارش خواهد بود اما در کمال تعجب چنین اتفاقی نیفتاد. کنستانتین نه تنها دستور به کشتن وی نداد، بلکه او را در آغوش کشیده و شنل ارغوانی روحانی معبد بزرگ رم را نیز بر دوش او انداخت! پادشاه به این نیز اکتفا نکرد، بلکه دستور داد که اسقف میل تیادس به کاخ با شکوه سلطنتی که بر بالای بلندی لاتران قرار داشت، نقل مکان کند!

    اسقف رم که تا پیش از این در خانه ای محقر و همیشه در هراس از پادشاهان و با سختی، زندگی را سپری می کرد، به یکباره از کوخ نشینی به کاخ نشینی رسیده بود. جالب این که کنستانتین کاخ دیگری را نیز به عنوان اقامتگاه ییلاقی اسقف مقدس رم در نظر گرفت. 18
    اما هدف کنستانتین از این کار چه بود؟ بدون شک این سلطان خودکامه در فکر خدمت به مسیحیت نبود، بلکه در مقابل این نیکی و خدمت، چشم داشتی بسی مهمتر را در نظر داشت.
    "جوان گریدی" نویسنده و دانشمند مسیحی می نویسد «او امید داشت كه بدین وسیله كلیسا را به شكل ابزاری برای استحكام قدرت مطلق امپراتور درآورد». 19


    یک سند تاریخی

    پس از آنکه اختلافات میان مسیحیان پولسی و سایرین به درازا کشید، کنستانتین احساس کرد این اختلافات به سست شدن پایه های حکومت وی خواهد انجامید. در این زمان وی نامه ای به طرفین درگیر نوشت. اطلاع از متن این نامه می تواند به روشنی هدف امپراتور را برملا سازد.
    « من فرض را بر آن گذاشته بودم كه اندیشه‌هایی را كه همه ی مردم از خدایان دارند به یك شكل واحد بازگردانم، زیرا قویاً حس می‌كردم اگر بتوانم مردم را متقاعد سازم كه در این باره متحد شوند، اداره ی امور عامه به طور قابل ملاحظه‌ای آسان خواهد شد... ظاهراً علت این مجادلات، پوچ به نظر می‌رسد و در خور چنین معارضات تند نیست، تو الكساندر! اگر می‌خواستی بدانی كشیشانت درباره ی یك مسأله ی حقوقی یا حتی درباره ی جرئی از مسأله‌ای كه هیچ اهمیتی ندارد چگونه فكر می‌كنند و تو آریوس! اگر چنین افكاری داشتی می‌بایست سكوت می‌كردی... لزومی نداشت كه این مسایل را به میان مردم بكشانید، زیرا اینها مسایلی است كه فقط بیكاری محرك آنهاست... كارهایی است احمقانه در خور كودكان بی‌تجربه، نه شایسته ی كشیش ها». 20

    پس از آنكه نزاع پایان نیافت امپراتور دستور تشكیل شورایی متشكل از اسقف های مسیحی را صادر كرد. امپراتور به این هم بسنده نکرد و خود ریاست این شورا را نیز برعهده گرفت! در این شورا که زیر نظر مستقیم امپراتور برگزار می شد نظریه ی آریوس محكوم شد.
    عجیب آنكه همین جناب امپراتور، در طی فرمانی مقرر داشت كه همه ی كتابهای آریوس سوزانده شود و مجازات پنهان نگاه داشتن آنها اعدام باشد. 21


    حال این سؤال پیش می‌آید كه یك مسأله ی بی اهمیت كه از بیكاری سرچشمه گرفته است چگونه امپراتور را وا داشت كه حكم اعدام را برای آن صادر كند؟! آری امپراتور فقط و فقط در فكر ایجاد حكومت مقتدر و یكپارچه بود و اصلاً این مسایل الهیاتی برای او ذره‌ای اهمیت نداشت. متأسفانه مسیحیت كه زخم های سه قرن ظلم و جفا را بر پیكره ی خود احساس می‌كرد براحتی در مقابل کنستانتین و حمایت هایش قامت خم كرد و تسلیم هوسرانی های او شد.
    آری با دفاع همه جانبه ی کنستانتین، باورهای پولسی بر جامعه ی مسیحیت تحمیل شد و آخرین بازماندگان تفکرات حواریون به دست فراموشی سپرده شدند.


    --------------------------------------------------------------------------------
    1- کتاب مقدس را بهتر بشناسیم / سارو خاچیکی / ص 31 و 32
    2- انجیل متی باب 16 آیه ی 18 - 19
    3- اعمال رسولان باب 22 آیه ی 6 – 21
    4- نامه ی پولس به غلاطیان باب 2 آیه ی 11
    5- نامه ی پولس به غلاطیان باب 2 آیه ی 13
    6- مسیحیت و بدعتها/ جوان گریدی ص47
    7- تاریخ جامع ادیان ص 614
    8- آیین كاتولیك/جورج برانتل/فصل سوم/ ص74
    9- نامه ی پولس به فیلیپیان باب 2 آیه ی 7 – 8
    10- نامه ی اول پولس به قرنتیان باب 15 آیه ی 22
    11- نامه ی پولس به غلاطیان باب 4 آیه ی 4 – 5
    12- انجیل متی باب 5 آیات 17 ـ 19
    13- (رومیان 13 :1 ـ5 )
    14- انجیل لوقا باب 13 آیه ی 31 ـ 33
    15- انجیل لوقا باب 22 آیه ی 36
    16- نامه ی پولس به غلاطیان باب 3 آیه ی 13
    17- کتاب تثنیه باب 21 آیه ی 22 - 23
    18- افشای واتیکان / پل ویلیامز / مقدمه
    19- مسیحیت و بدعتها / ص131
    20- تاریخ تمدن / ویل دورانت / ج3 ص769
    21- تاریخ تمدن/ ویل دورانت/ ج3 ص771

    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا


    اعتبار كتاب مقدس را از سه ديدگاه مى‏توان بررسى كرد:
    1- ديدگاه كليسا: ساروخاچيكى در كتاب [كتاب مقدس را بهتر بشناسيم، ص 14] مى‏گويد «به اعتقاد مسيحيت كليسايى كتاب مقدس كتابى است مصون از خطا و كاملاً قابل اعتماد، زيرا به وسيله روح‏القدس الهام شده است... البته بى‏خطايى فقط شامل نسخه‏هاى اصلى كتاب مقدس است... و ما هيچ يك از نسخه‏هاى كتاب مقدس را در اختيار نداريم»، (نقل از درآمدى بر تاريخ و كلام مسيحيت، محمدرضا زيبايى‏نژاد، انتشارات اشراق).
    ديگر اين كه همه مسيحيان هميشه و همه جا معتقد بوده و هستند كه اناجيل كنونى زندگى‏نامه و سخنان حضرت عيسى است كه متى و مرقس، لوقا و يوحنا آنها را نوشته‏اند. تا آنجا كه تاريخ نشان مى‏دهد مسيحيان هرگز براى حضرت عيسى (ع) به كتابى قائل نبوده‏اند و اناجيل را صرفا بيانگر زندگى و سخنان وى مى‏دانسته‏اند.
    توماس ميشل در اين باب مى‏گويد: «پس از نوشته شدن اناجيل يك سنت شفاهى وجود داشت عيسى به عقيده مسيحيان در حدود سال 30 وفات يافت و كسانى كه از او پيروى كرده وى را شناخته، كارهايش را ديده و سخنانش را شنيده بودند خاطرات خويش از او را در حافظه نگه مى‏داشتند هنگامى كه مسيحيان نخستين براى عبادت گرد مى‏آمدند آن خاطرات نقل مى‏شد اندك اندك اين منقولات شكل مشخصى يافت و بر حجم آنها افزوده شد»، (كلام مسيحى، ص 43 و 44، توماس ميشل، ترجمه: حسين توفيقى).
    2- ديدگاه دانشمندان بى‏طرف: دانشمندان كتاب مقدس را صرفا نوشته‏اى قديمى مى‏دانند كه به دست انسان‏ها پديد آمده است و... دانشمندان بى‏طرف براى عهد عتيق (تورات 2500 سال قدمت قائلند و براى عهد جديد - اناجيل - تاريخى نزديك به تاريخ سنتى كليسا يعنى 1900 سال را معتقدند»، (آشنايى با اديان بزرگ، ص 136، حسين توفيقى، انتشارات سمت).
    3- ديدگاه مسلمانان: مسلمانان از ديرباز معتقد بوده‏اند تورات و انجيل كه خدا نازل كرده است دستخوش تحريف قرار گرفته است و مسائلى مانند بشارت حضرت محمد(ص) از آنها حذف شده است.
    قرآن مجيد در ده‏ها آيه به نازل شدن تورات و انجيل (و نه اناجيل) تصريح مى‏كند. «... وانزل التوراة والانجيل من قبل...»، (آل عمران، آيه 3 - 4).
    مسأله تحريف تورات و انجيل در قرآن آمده است: آياتى كه براى اثبات تحريف تورات و انجيل مورد استفاده قرار اشاره مى‏شود.
    1- «آيا انتظار داريد شما را باور كنند با اين كه عده‏اى از آنان سخنان خدا را مى‏شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‏كردند، در حالى كه علم و اطلاع داشتند؟»، (بقره، آيه 75).
    2- آل عمران، آيه 78 - نساء، آيه 46 - بقره، آيه 79 - مائده، آيه 41 و... .
    در مطالعه آيات قرآنى و روايات متعدد در مسأله تحريف به چند نتيجه خواهيم رسيد:
    1- قطعا برخى مضامين موجود درعهد عتيق مضامينى است كه از كتب اصيل الهى برجا مانده است. بسيارى احكام تورات همان احكامى است كه در تعاليم پيامبر اسلام(ص) هم مشاهده مى‏شود. مثلاً در آيه 45 سوره مائده به احكامى از تورات اشاره شده كه در متن كنونى هم موجود است.
    2- موارد بسيارى از كتاب مقدس مورد تحريف واقع شده است اين تحريف گاه در قالب تحريف لفظى يعنى حذف عبارات و اضافه نمودن برخى مضامين و گاه در قالب تحريف معنوى يعنى تفسير غلط آيات كتاب مقدس صورت گرفته است. تعدادى از كتب موجود هم اصلاً مجعول است يعنى نويسندگانى مطالب خود را به عنوان كتاب مقدس و مورد تأييد الهى به مردم ارائه كرده‏اند.
    3- صرف‏نظر از آيات و روايات در مورد تحريف، با دقت در مضامين مختلف كتاب مقدس به موارد بسيارى از تناقضات واضح و آشكار مى‏رسيم كه نشانگر وجود دست‏هاى جاعلينى بوده كه ناشيانه اقدام به اين عمل فسادانگيز نموده‏اند.
    اناجيل اربعه و عهد جديد مورد قبول همه مسيحيان است. به دليل اختلاف انجيل يوحنا با اناجيل سه‏گانه ديگر - متى، مرقس، لوقا - كه مطلب الوهيت مسيح را با صراحت بيان نموده اما از ذكر امورى چون حكايت ميلاد و صعود مسيح و عشاى ربانى و مسائل ديگر خوددارى نموده، اناجيل سه‏گانه (مرقص، متى، لوقا) همگون و انجيل چهارم يوحنا را غيرهمگون نام نهاده‏اند.
    در قرن هفدهم نسخه‏اى از انجيل برنابا كشف شد در اين انجيل به پيامبر اسلام بشارت داده است برنابا از مبلغان اوليه مسيحيت است و در كتاب مقدس به عظمت ياد شده است ولكن دليل محكمى بر اين كه انجيل موجود همان انجيل برنابا است اقامه نشده است و نمى‏توان به اين كتاب استناد جست.
    براى آگاهى بيشتر ر.ك:
    1- درآمدى بر تاريخ و كلام مسيحيت محمدرضا زيبايى‏نژاد.
    2- آشنايى با اديان بزرگ حسين توفيقى.
    با رويكرد تاريخى و محتوايى به مضامين كتاب مقدس (تورات و انجيل) مى‏توان تحريف آن را اثبات نمود. مثلاً بر اساس گزارشات موثق و معتبر و مستند تاريخى، كتاب مقدس در طول 1500 سال تأليف و گردآورى شده است، از همين روست كه علاوه بر برخوردارى از شيوه‏هاى متنوع ادبى با گذشت زمان تحول آرام و كندى را تجربه كرده است. صرف نظر از اقليتى نا چيز از مسيحيان كه مى‏پندارند كتاب‏هاى مقدس با همين الفاظ الهام شده و خدا پيام خود را كلمه به كلمه به كاتب بشرى منتقل و وى چيزهايى را كه خدا املا نموده، با امانت ثبت كرده است، اكثر مسيحيان معتقدند كه خداوند كتاب‏هاى مقدس را به وسيله مؤلفانى بشرى نوشته است و بر اين اساس، اعتقاد دارند كه كتاب‏هاى مقدس يك مؤلف الهى و يك مؤلف بشرى دارد، (ر.ك: تاريخ تمدن، ويل دورانت، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، 1370 ش، ج 3، ص 695 ـ 721).
    جالب است بدانيد كه تعداد كتابهاى مقدس (در مجموع 46 يا به روايتى 39 كتاب عهد عتيق يهود يعنى تورات و 27 كتاب عهد جديد يعنى انجيل) بر اساس نوعى توافق اجماعى حاصل شده است، (كلام مسيحى، همان، ص 51) و در اين صورت پر واضح است كه بشر مصون از خطا نيست.
    طرح مؤلف بشرى در كنار مؤلف الهى در تدوين كتاب مقدس و در نتيجه تحريف آن باعث گرديد پيامدهاى ناگوارى براى كتاب مقدس به وجود آيد كه گزارش آن در اين مجال اندك ممكن نيست (فرهنگ و مسيحيت در غرب، محمدرضا کاشفي، فصل دوّم، مبحث كتاب مقدس).
    اما با توجه به نگرش محتوايى به مضامين كتاب مقدس نيز روشن مى‏گردد كه برخى از كتب اديان آسمانى دچار تحريف گشته‏اند؛ زيرا، اگر اين كتاب دچار زياده و نقصان و تغيير در لفظ و مفاهيم نشود هيچ گاه مطالب متناقض و خرد ستيز نخواهد داشت و حال آن كه با مراجعه به اين كتب مسائل منافى با يكديگر و غير عقلانى فراوان يافت مى‏شود و اين خود دليل بر تحريف كتاب مقدس است، (در اين باب ر.ك: كلام مسيحى، صص 66 ـ 80 و تورات، انجيل، قرآن و علم، موريس بوكاى، ترجمه مهندس ذبيح الله دبير، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ چهارم، 1374 ش، مجموع كتاب).

    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا
    خداوند از نیت من اگاه است و همین مرا کافیست که جز دوست داشتن همه ی انسان ها و مسیحی ها و ... هیچ نیت دیگه ای نداشته ام و دوست دارم همه به کمال کامل برسند چون دگر زمان زیادی نداریم !!! و به گفته هایم یقین دارم !
    یا الله التماس دعا از خدای عزیز برای من حقیر
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۶:۲۸
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    به نام خداوند یکتا
    سلام خدا بر دوستان خدا
    زمین یک لحظه از حجت خدا خالی نبوده و نیست و نخواهد بود !
    و این مردمان جاهل بودند که حق را قبول نمیکردند !
    هر کس امام زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است !!!
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۳:۲۸
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  6. تشکرها 3


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام با تشكرe.1 mمن مسيحي نيستم فقط خواستم تحقيق كنم وجواب دوستاني را كه متاسفانه تازه مسيحي شده اند.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من چند تا سوال دارم عزیز جان؟
    1 این که چرا شما از ترجمه جدید یا تفسیری انجیل استفاده نمیکنید؟
    2 این که به چه اجازه ی باور ها و برداشت های اشتباه خودتان را به دیگران انتقال مدهید؟

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    مهم:این حقیر اعتقاد کامل به پیامبر خدا عیسی بن مریم (ع) دارم



    -----------------------------------------------------------------------------------------------------تحریف در لغت به معنای تغییر و تبدیل است و غرض اصلی در بحث ما از تحریف آن است كه كتاب مقدس كه شامل عهد قدیم و جدید می باشد، توسط افراد بشر مورد دستبرد واقع شده است. مطالبی از آن حذف شده و مطالبی كه اصلاً ربطی به كتاب آسمانی و الهی ندارد به آن اضافه شده است. بنابراین در كتاب مقدس تحریف هم به زیادی و هم به نقصان رخ داده است.

    دلایل مسلمانها بر تحریف كتاب مقدس:

    الف: حكم عقل
    عقل سلیم وجود پاره ای از گزاره های انحرافی در كتاب مقدس را نشانه تردید ناپذیر تحریف در این كتاب می شمارد به عنوان مثال مواردی از گزاره های انحرافی عبارتند از:

    1- خدا در كتاب مقدس:
    خداوند در كتاب مقدس بصورت ضعیف ناقص ترسو، حسود و انسان واره توصیف شده است و هم طراز با عیسی دانسته شده است. به عنوان مثال: علّت منع آدم و حوّا از درخت ممنوعه و اخراج آن دو از بهشت آن بوده كه خداوند ترسیده بود كه آدم با خوردن از میوه درخت ممنوعه عارف به نیك و بد گردیده، از تمام جهات مثل خداوند گردند یعنی حیات ابدی پیدا كنند. و در عهد جدید علّت مخالفت یهودیان با حضرت عیسی الوهیت وی دانسته شده است. در نامه پولس به فیلپیان خدا و عیسی هم طراز و برابر معرفی شده است. بنابراین آموزه های فوق كه در كتاب مقدس مكتوب است با قدرت، علم و حكمت الهی و غنای ذاتی پروردگار در تعارض می باشد. عقل سلیم ساحت مقدس ربوبی را از نسبت های فوق مبرا و منزه می داند. پس چنین نیست هایی، ناشی از توهمات انحرافی انسانها است كه به نام دین آسمانی قالب گردیده است.

    2- پیامبران در كتاب مقدس:
    متأسفانه در كتاب مقدس نسبت های ضداخلاقی و ناروائی درباره پیامبران الهی مطرح شده است. به صورت مثال: حضرت لوط توسط دخترانش با شراب مست می شود و در نتیجه با دختران خود همبستر می شود تا از لوط نسلی بیادگار بماند. حضرت ابراهیم به علّت ترس از جانش زن خود ساره را كه از زیبایی فوق العاده برخوردار بوده به عنوان خواهر خود در دربار فرعون معرّفی و به فرعون تزویج می كند. سرانجام فرعون از واقعیت مطلب مطلع می شود، و ابراهیم را بخاطر اقدامش سرزنش می كند. و نیز حضرت داود به خاطر پنهان نگهداشتن رابطه نامشروعش با زن او ریاه رحتّی، او را كه از مجاهدان مخلص و پاكدل بوده است بر اثر یك توطئه به قتل می رساند. و زن او را تصاحب می كند. حضرت سلیمان بخاطر تمایل زنانش به بت پرستی، دستور ساخت و ساز بتخانه های متعدد را صادر می كند. به حضرت عیسی نسبت داده اند كه وی در اثر معجزه ای در یك مراسم عروسی شرابی بسیار مست كننده تهیه می كند. در حالیكه شراب در كتاب مقدس تحریم گردیده است. و نیز این نسبت كه وی پاهایش را با اشك زن خاطئه شستشو و با موهای او خشك می كرده است. و نمونه های شرم آور دیگر كه حكایت از تحریف خطرناك در كتاب مقدس دارد. در حالیكه پیامبران الهی باید واجد صفات و اخلاقی باشند كه ذرّه ای خدشه به امانت داری و صداقت آنان در پیام رسانی از جانب خداوند، وجود نداشته باشد امّا تصویر پیامبران الهی در كتاب مقدس آنچنان مخدوش و آلوده است كه جای هیچ اطمینان منطقی، بر صداقت و درستكار و امانت داری آنان باقی نمی ماند.

    ب: قرآن کریم:
    قرآن كریم در آیات متعددی از تحریف آیین اهل كتاب سخن گفته است: به عنوان نمونه در آیه 79 سوره مباركه بقره آمده است:
    «وای بر آنانی كه چیزهایی را بدست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا به بهای كمی آنرا بفروشد.. . »

    در آیات 78ـ75 آل عمران و نیز آیه های 15ـ13 سوره مائده سخن از تحریف كتمان و نسیان آیات تورات و انجیل به اهل كتاب نسبت داده شده است. از نظر قرآن تنها تورات، زبور و انجیل كتاب الهی بوده است. و اهل كتاب با تحریفات زیاد و نقصان در این كتاب های الهی راه انحراف از مسیر اصلی هدایت را باز كرده اند.

    ج: سنت:
    در روایات اسلامی یهود، در دین حضرت موسی و پولس در آیین حضرت عیسی مسیح، مسئول گمراهی و انحرافات معرفی شده است. بنابراین براساس روایات اسلامی پولس كه بیشترین سهم را در ترویج مسیحیت ایفا كرده است، مسئول انحرافات و تحریفات آیین مسیحیت می باشد. پس وی كه یك یهودی متعصب و دشمن سرسخت حضرت عیسی بوده است بعد از واقعه تصلیب از در دوستی و ایمان به مسیحیت وارد شد و افكار مسموم و انحرافی و بت پرستی را در آیین مسیح وارد كرده است.

    د. شواهد تاریخی:
    براساس تاریخ سرگذشت بنی اسرائیل كتاب مقدس «دچار تحوّلات گوناگون گردیده است.

    1- عهد عتیق و تحریف:
    یهودیان تورات را در میان تابوت مقدس می گذاشتند و از آن به شدّت مواظبت می كردند. تا اینكه در سال 586 قبل از میلاد بخت النصر پادشاه بابل تمام سكنه فلسطین را به اسارت گرفت و تمام آثار یهود از جمله تابوت و تورات را نابود كرد. تمام میراث فرهنگی و معنوی یهود كه در تابوت قرار داشت كاملاً محو و نابود گردید. یهودیان تا پنجاه سال دیگر در اسارت بابلیان باقی ماند. كوروش پادشاه ایران در جنگ بابلیان موفق شد كه آنها را شكست داده و یهودیان را از اسارت رهائی بخشد. و به آنان اجازه عودت به فلسطین داد. یهودیان تنها در سال 475 قبل از میلاد موفق شدند كه تحت ریاست عُزیر اقدام به جمع آوری و تدوین عهدعتیق نمایند.
    یعنی فاصله نابودی تورات و زمان تدوین مجدد آن 111 سال می باشد طبیعی است كه بسیاری از مطالب عهد عتیق در مرور این سالها فراموش گردیده و بسیاری از مطالب كه عمدتاً متأثر از محیط بت پرستی بابل و عقاید مشركانه ایران آن زمان بوده است. در تدوین مجدد عهد عتیق جا باز كند. پس بصورت طبیعی هیچ اعتبار منطقی و علمی برای تدوین مجدد عهد عتیق نمی ماند كه عیناً همان كتابی باشد كه در 111 سال قبل بوده است. و استناد همین عهد عتیق به أنبیا و پیامبران قبل از حادثه بابل كاملاً مشكوك و غیرقابل اطمینان است.


    2- عهد جدید و تحریف:
    از میان اناجیل موجود تنها انجیل متی قدیمی ترین انجیل تدوین شده است كه تاریخ تدوین آن میان سال 38 میلادی تا 60 میلادی دور می زند. براساس اینكه زبان اصلی فلسطین و اطراف آن عبری بوده باید انجیل متی هم به زبان عبری نوشته شده باشد. امّا عجیب این است كه انجیل به زبان یونانی تدوین شده است. سئوال دینی این است اگر انجیل متی ترجمه یونانی از زبان عبری است نسخه اصلی زبان عبری آن كجا است؟ آیا ترجمه دقیق است یا نه؟ مطابق با اصل نسخه است یا نه؟. همه این پرسشها پاسخ منطقی و اطمینان بخشی ندارد. زیرا كه نسخه اصلی عبری متی در دسترس نبوده است. از همین جا است كه اصالت و وثاقت انجیل متی زیر سئوال می رود هیچ استناد علمی و منطقی وجود ندارد. كه انجیل متی یونانی زبان دقیقاً همان انجیلی عبری واصل باشد. در حالی كه بر سایر اناجیل اعتماد و استنادشان به انجیل متی ختم می شود.

    انجیل لوقا توسط شخصی تدوین شده است كه هرگز مسیح را ندیده بلكه تعالیم مسیحیت را از پولس كه او هم از حواریون مسیح نبود بلكه بعد از حادثه تصلیب به مسیح گرویده است.
    انجیل مرقس نیز توسط یكی از شاگردان پطرس نوشته شده است. مرقس در تدوین انجیل خود از پطرس و انجیل متی متأثر بوده است. انجیل یوحنا آخرین انجیل تدوین شده است كه زمان تدوین آن قریب سال 100 میلاد می باشد. یعنی 30 سال پس از مرگ پولس. یوحنای تدوین كننده انجیل همان یوحنای حواری نیست گرچه مسیحیان بر این عقیده اند امّا شخصی دیگری كه معروف به یوحنای شیخ بوده است، چنین انجیلی را تدوین كرده است. و این انجیل مملو از مطالب غلوآمیز و از جمله الوهیت حضرت مسیح است.

    بنابراین اولاً نسبت این اناجیل به نویسندگان واقعی شان در حد حدس و گمان است. ثانیاً در قرنهای نخست میلادی تا حدودی، صد تا انجیل موجود بوده است. و از میان آن همه اناجیل تنها چهار انجیل مورد قبول كلیسا واقع شده است.

    انجیل برنابا به علّت اینكه سخن از بشارت بعثت حضرت محمد در آن است. و نیز فداء، تصلیب تثلیث و الوهیت و فرزندی مسیح نسبت به خداوند را مردود شمرده است، توسط كلیسا كنار گذاشته شده است،

    براساس نقل تفسیر المنار از پروفسور أكهارن آلمانی «مسیحیها در قرن دوّم سه تا چهاربار اناجیل را تغییر و تبدیل داده اند. فرقه «ابیونیه» تنها به انجیل متی كه نسخه وقت آن با نسخه فعلی آن كاملاً متفاوت است، اعتقاد داشته است. و فرقه دیگری بنام «مارسیونیه» تنها به انجیل لوقا اعتماد داشته است كه نسخه آن در همان زمان غیر از نسخه موجود فعلی بوده است. بنابراین براساس شواهد تاریخی، برای انسان منصف و حق طلب وثاقت و اصالت اناجیل اربعه مورد تردید و ابهام قرار دارد.

    نتیجه:
    اعتبار كتاب مقدس اعم از عهد عتیق و جدید از نظر عقلی و نقلی و نیز شواهد تاریخی و علمی مخدوش است به همین جهت نویسندگان آزاد اندیش در وجود عیسی و موسی تردیدها كرده اند. بنابراین وجود تحریف در كتاب مقدس غیر قابل كتمان و انكار است. به حكم عقل ونقل و شواهد تاریخی كتاب مقدس به شدت مورد دستبرد منحرفین و دنیاپرستان واقع شده است. پس گزاره های خود ستیز و متناقض در كتاب مقدس ناشی از تمایلات ضد الهی افراد منحرف است.


    :salavat10:

    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۶ در ساعت ۱۸:۲۲
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض ادب

    دلایل تحریف دین مسیحیت و انجیل چیست؟


    این برای کسانی است که حقانیت قرآن کریم را به عنوان یک کتاب آسمانی پذیرفته اند و این کتاب خبر از تحریف انجیل میدهد که قرآن هم عقاید موجود در انجیل مانند تثلیث و ابن لله بودن مسیح و... را انکار میکند و هم در سوره مائده آیه 14 بیان می کند که بخشی از انجیل واقعی، به وسیله مسیحیان به فراموشی سپرده شده است.

    حقیقت آن است که انجیل نازل بر حضرت عیسی (ع) به دست رومیان از بین رفت و مدت زیادی مسیحیان بدون کتاب آسمانی به سر بردند تا بعدها حواریون و بعضی از مسیحیان به جمع آوری شنیده ها و نقل های سینه به سینه پرداخته و مقدار زیادی از انجیل فراهم آمد که به اعتراف خود مسیحیان هیچ یک از این روایات مختلف صورت اصلی انجیل نازل شده بر حضرت عیسی (ع) را به طور کامل ترسیم نمی کنند بعضی از این انجیل ها از سوی رهبران مسیحی تحریم شد و از دسترس عموم مردم کنار ماند و پنهان گردید مانند انجیل برنابا، اندریو، برتلما، جمیس و... و تنها چهار انجیل متی، مرقس، لوقا و یوحنا به عنوان اناجیل (و نه انجیل) معتبر و مجاز معرفی شدند. و فاصله این اناجیل با انجیل اصلی امر روشنی است

    در اناجیل انحرافات اشکاری وجود دارد مانند شراب سازی مسیح(یوحنا،باب2،جمله های 2تا12) که بر خلاف حکم و عقل است یا داستان مریم مجدلیه(لوقا،باب7،جمله های36تا47)

    ادعا به خدایان سه گانه از انحرافات مسیحیت و همچنین در کلیسا از جمله مجسمه هایی که در برابر ان تعظیم و پرستش می کنند مجسمه حضرت مریم است؛این موارد دلایل کوجکی از انحراف مسیحت را بیان می کند


    کسی که به صلیب کشیده شد حضرت عیسی(ع) است یا...!!!؟


    درمورد حضرت عیسی(ع)خوب است بدانیم که ایشان در مسیر دعوت خود با دومانع و دو گروه مخالف روبه رو بود"گروه اول برخی از بزرگان دین یهود بودند که حضرت عیسی(ع)را پیامبر نمیدانستند وگروه دومحاکمان بت پرست و بی دین روم شرقی بودند که به سرزمین فلسطین حکومت میکردند.کار مبارزه حضرت عیسی(ع)با این دو گروه بجای رسید که سربازان حاکمان برای دسگیری و به شهادت رساندن ان حضرت تعقیبش کردند وایشان ناچار از شهری به شهر دیگر و از روستای به روستایی برود.تا این که همراه تعدادی از یارانش در باغی مخفی شد.در اینجا بود که یکی از یاران وهمراهانش به نام«یهودای اسریوطی» یا همان «پسرجهنمی»به طمع جایزه ازحاکمان ،مخفی گاه حضرت عیسی(ع)را به انان خبر داد وسربازان حاکم بت پرست به همراه برخی از بزرگان یهود،شبانه به ان مخفی گاه یورش بردند.در این هنگام خداوند حضرت عیسی مسیح(ع)را با قدرت بی نهایت خوداز باغ براورد و به سوی اسمانها برد:سوره نسا﴿۱۵۷﴾

    وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا

    و گفته ایشان كه ما مسیح عیسى بن مریم پیامبر خدا را كشتیم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند لیكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏اند و هیچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پیروى مى‏كنند و یقینااورانكشتند


    سربازان از این عروج خبر نداشتند واگر کسی هم خبر میداد کسی باور نمیکرد و سربازان یهودا خبرچین را که قیافه شبیه به ان حضرت بود دستگیر کردند یهودا که به اذن خداوند قیافه کاملا شبیه به عیسی پیدا کرده بود بجای عیسی دستگیر شد.و او هرچه که عیسی بودن خود را انکار کرد کسی باور نمیکرد زیرا دیگر در زمین عیسی مسیح(ع)وجود نداشت یهودا پس از تحمل شکنجه و عذاب های روانی وجسمی بر سر صلیب رفت و بیشتر یاران و بت پرستان گمان کردند که مسیح به شهادت رسیده است.البته برخی از یاران حضرت عیسی مسیح (ع) مانند برنابا از عروج ان حضرت خبر داشتند"


    توجه!!

    از مسیحیانی که به موارد ذکر شده ایراد می گیرند در خواست می شود که دلایلشان را بیان کنند تا پاسخشان را در یافت نمایند


    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    وقتی از حضرت سارا یا همان ساره علیها سلام سخنی به میان می آید، غالبا نخستین چیزی که به ذهن شنونده متبادر می شود حسادت اوست و این که حسادت ساره باعث شد هاجر علیها سلام با فرزند بی گناهش اسماعیل علیها سلام از خانه اخراج شوند و … .
    آیا واقعا حضرت ساره علیها سلام حسود بود؟
    حقیقت این است که حسادت ساره یک مساله ای است که تنها در مسیحیت وجود دارد و این فرهنگ به مرور زمان در بین مردم کم اطلاع شیعه و مسلمان نیز جا افتاده است . این در حالی است که در منابع اسلامی بر خلاف تصور رایج، ساره علیها سلام بانویی فوق العاده و عزیز است. بانویی است فداکار که با حضرت خدیجه علیها سلام مقایسه شده است .
    اکنون کتاب مقدس را باز کنید و اینجا را که می گویم بخوانید: سفر پیدایش ، ۱۶ : ۴ – ۷ :
    و چون ده سال از اقامت ابرام در زمین کنعان سپری شد سارای زوجة ابرام کنیز خود هاجر مصری را برداشته او را به شوهر خود ابرام به زنی داد. ۴ پس به هاجر درآمد و او حامله شد. و چون دید که حامله است خاتونش بنظر وی حقیر شد. ۵ و سارای به ابرام گفت: “ظلم من بر تو باد! من کنیز خود را به آغوش تو دادم و چون آثار حمل در خود دید در نظر او حقیر شدم. یَهُوَه در میان من و تو داوری کند.” ۶ ابرام به سارای گفت: “اینک کنیز تو به دست توست آنچه پسند نظر تو باشد با وی بکن.” پس چون سارای با وی بنای سختی نهاد او (هاجر) از نزد وی بگریخت.
    چنان که می بینید ساره چنان از فرط حسادت ، چنان بلایی را بر سر هاجر می اورد که از شدت آن هاجر از تنها منزلی که داشته است فرار می کند و حضرت ابراهیم علیه السلام نیز به این رفتار ساره اعتراض که نمی کند هیچ ، بلکه او را مختار می کند تا هر چی می پسندد انجام دهد!
    ما شیعیان معتقدیم که چنین اندیشه ای نسبت به ساره و ابراهیم علیهما السلام هرگز صحت ندارد. چرا که در اسلام به ساره علیه السلام به عنوان یکی از بانوانی که در تاریخ انبیا و گسترش توحید از جایگاه ویژه ای برخوردار است نگریسته می شود.اکنون برای این که جایگاه حضرت ساره علیها سلام در اسلام را ببینید ادامه مطلب را بخوانید:


    «لاحج» پیامبر، دو دختر دوقلو داشت که پدر ابراهیم(ع) و عموی ابراهیم(ع) با این دو خواهر ازدواج کردند. ابراهیم(ع) از یک خواهر و ساره از خواهر دیگر تولد یافت. این بود که ساره و ابراهیم، هم عموزادگان یکدیگر بودند و هم دخترخاله و پسرخاله. البته مادر ساره پیش از ازدواج با عموی ابراهیم، با برادر ابراهیم به نام هامان ازدواج کرده بود و لوط پیامبر نتیجه آن ازدواج بود. از این رو لوط، هم برادرزاده و هم خاله زاده ابراهیم بود، و ساره و لوط از طرف مادر، خواهر و برادر بودند.(۱)
    ساره مالک زیبایی و ثروت
    ساره که از زیباترین زنان و مانند حوریه ای از حوریان بهشتی بود، از زنان ثروتمند به شمار می رفت و زراعت و دامهای بسیاری داشت. زیبایی ساره تا آنجاست که گفته اند خداوند ده نعمت را به زن داد. از آن جمله زیبایی و جمال را به ساره داد.(۲) علاوه بر این، اموال زیادی بویژه دام و زراعت داشت که همه را در اختیار همسرش ابراهیم(ع) گذارد و ابراهیم(ع) با رسیدگی به این اموال و دامها بود که وضعیت زندگی اش به مرتبه ای رسید که هیچ کس در منطقه «کوثی» که محل زندگی او بود به پایه وی نمی رسید. در روایتی از امام صادق(ع)، از جمله آمده است:
    «و کانت سارة صاحبة ماشیة کثیرة و أرض واسعة و حال حسنة و کانت قد ملّکت ابراهیم(ع) جمیع ما کانت تملکه فقام فیه و أصلحه و کثرت الماشیة و الزرع حتی لم یکن بأرض «کوثی ریا»(۳) رجل أحسن حالاً منه.»(۴)
    ساره دارای گوسفندانی زیاد و زمینی گسترده و وضعیتی نیک بود و همه دارایی خویش را در اختیار ابراهیم(ع) در آورده بود و ابراهیم نیز به رتق و فتق و اداره آنها پرداخت و گوسفندان زیاد شد و زراعت گسترش یافت تا آنجا که در سرزمین «کوثی ریا» مردی با وضعیتی بهتر از او وجود نداشت.
    با این همه آنچه ساره به دنبال آن بود جوانی چون ابراهیم(ع) بود که هر چند انسان یتیمی است که از اموال و امکانات دنیا چیزی در خور ندارد اما فضایل و ارزشهای انسانی او است که ساره را به سوی خود جذب می کند و پس از ازدواج نیز باعث می شود همه دارایی خود را در اختیار او قرار دهد. فتوت و جوانمردی ابراهیم(ع) چیزی نبود که بر دیگران پوشیده باشد. بت پرستان در مواجهه با جریان شکسته شدن بتها با همین وصف به ابراهیم(ع) اشاره می کنند:
    «مَنْ فَعَلَ هذا بآلهتنا اِنَّه لمن الظالمین، قالُوا سَمِعنا فتیً یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ ابراهیمُ».(۵)
    علاقه و احترام ابراهیم(ع) به ساره
    بررسی تاریخ زندگی ابراهیم(ع) و ساره نشان می دهد که ساره از احترام ویژه ای در نزد آن حضرت(ع) برخوردار بوده است که نمونه آن را می توان در جریان دور ساختن هاجر و اسماعیل(ع) از پیش ساره شاهد بود؛ کاری که به درخواست ساره صورت گرفت. آن دو علاقه ویژه ای به یکدیگر داشتند و نمونه هایی از علاقه و احترام آن دو به یکدیگر را در ادامه خواهیم خواند.اینکه ساره همه اموال، دامها و زمینها و زراعت خود را به ملکیت ابراهیم(ع) در می آورد، این، علاوه بر اینکه فداکاری ساره را در جهت رشد و گسترش دعوت ابراهیم(ع) به توحید و پیشرفت در تبلیغ رسالت او را می رساند، نشان از علاقه شدید ساره به شوهر دارد. حضرت ابراهیم(ع) نیز چنان که به اجمال خواهد آمد درِ خانه اش به روی همه باز بود و از ثروت و اموال خویش در جهت احسان به مردم و گسترش توحید بهره می جست و طبیعی است که در این میان، گاه نیز دچار تنگدستی شود. روایتی را که خواهیم آورد نشان می دهد که آن حضرت حتی در چنین شرایطی نیز به فکر خشنود ساختن همسر خود ساره بود. امام صادق(ع) در تأکید بر هدیه دادن و سوغات آوردن برای خانواده، نمونه ای را از حضرت ابراهیم(ع) نقل می فرماید. مفاد این حدیث این است که وقتی کسی از سفر برمی گردد، برای خانواده اش به هر مقدار می تواند هر چند یک سنگ! سوغات بیاورد. ابراهیم(ع) وقتی دچار تنگدستی می شد سراغ قوم خود می رفت. یک بار که به همین خاطر برای کمک گرفتن سراغ آنان رفت دید که خود آنها نیز در قحطی و تنگنا قرار دارند؛ لذا دست خالی برگشت. وقتی نزدیک خانه خود شد از مرکب خود پیاده شد و خورجین آن را پر از ریگ کرد با این هدف که روح ساره را آرامش دهد و او نگران نشود. موقعی که داخل خانه شد خورجین را از حیوان باز کرد و خود شروع به نماز نمود. ساره آمد و خورجین را گشود و دید که پر از آرد است. مقداری از آن را خمیر کرد و نان پخت. بعد به ابراهیم گفت:
    نمازت را تمام کن و بخور. ابراهیم به او گفت: این را از کجا آوردی؟! گفت: از آردی که در خورجین است. ابراهیم سر خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: گواهی می دهم که تو خلیلی.
    متن روایت چنین است:
    اذا سافر أحدکم فقدم من سفره فلیأت أهله بما تیسّر و لو بحجر فانّ ابراهیم(ع) کان اذا ضاق أتی قومه، و انّه ضاق ضیقة فأتی قومه فوافق منهم أزمة فرجع کما ذهب، فلمّا قرب من منزله نزل عن حماره فملأ خرجه رملاً ارادة أن یسکن به روح [زوجه خ ل [سارة، فلمّا دخل منزله حطّ الخرج عن الحمار و افتتح الصلاة، فجاءت سارة ففتحت الخرج فوجدته مملوءا دقیقا فاعتجنت منه و اختبزت، ثم قالت لا ابراهیم انفتل من صلاتک فکل. فقال لها: أنّی لکِ هذا؟ قالت: من الدقیق الذی فی الخرج، فرفع رأسه الی السماء فقال: أشهد أنک الخلیل.»(۶)
    نخستین زنی که ایمان آورد
    کسی چون ساره که در آن محیط شرک و کفر تنها چیزی که برای او جاذبه دارد ارزشها و فضایل انسانی و توحیدی است طبیعی می باشد که علی رغم دشواریهای زیاد به همراه برادرش لوط نخستین افرادی بودند که به ابراهیم گرویدند. او را نخستین زنی شمرده اند که به ابراهیم(ع) ایمان آورد و لوط را نخستین مرد گرونده دانسته اند.(۷)


    ...
    :salavat10:

    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۶ در ساعت ۱۸:۵۰
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...

    نخستین زنی که ایمان آورد
    کسی چون ساره که در آن محیط شرک و کفر تنها چیزی که برای او جاذبه دارد ارزشها و فضایل انسانی و توحیدی است طبیعی می باشد که علی رغم دشواریهای زیاد به همراه برادرش لوط نخستین افرادی بودند که به ابراهیم گرویدند. او را نخستین زنی شمرده اند که به ابراهیم(ع) ایمان آورد و لوط را نخستین مرد گرونده دانسته اند.(۷)
    تبعید به همراه همسر
    در جریان به آتش افکندن ابراهیم(ع) نیز این همسرش ساره بود که از خداوند خلاصی ابراهیم(ع) را طلب می کرد و پس از این واقعه بود که ابراهیم و ساره و لوط را از آن شهر راندند و آنها به سوی سرزمین شام روانه شدند. او رنج سفر و غربت را بر خود هموار می کند تا دعوت ابراهیم(ع) گسترش یابد.
    اسماعیل(ع) دستاورد فداکاری ساره
    ابراهیم(ع) تا دوران پیری در حالی که بیش از یکصد سال از عمر شریفش گذشته بود هنوز فرزندی نداشت. فداکاری قابل تحسینی که ساره در این زمینه از خود نشان داد این بود که حاضر شد کنیز خود هاجر را در اختیار همسرش ابراهیم(ع) بگذارد تا از وی دارای فرزند گردد. به نقلی، خود ساره این پیشنهاد و درخواست را به ابراهیم(ع) کرد(۸) و به نقل دیگر به دنبال درخواست ابراهیم(ع)، این کار را کرد(۹) و چنین بود که ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) را پیدا کرد. البته اندکی بعد، ساره نیز مشمول لطف الهی قرار گرفت و بشارت فرزندش اسحاق را و حتی یعقوب فرزند اسحاق را از جانب فرشتگان دریافت کرد:
    «و لقد جاءت رُسُلنا ابراهیمَ بالبشری قالوا سلاما قالَ سلامٌ فما لَبِثَ أن جاء بعجلٍ حنیذٍ فلمّا رأی أیدیَهم لا تصلُ الیه نَکِرَهُمْ و أوجس منهم خیفةً قالوا لا تخف انّا أُرسِلنا الی قوم لوطٍ و امرأته قائمةٌ فضحکتْ فبشّرناها باسحق و من وراء اسحق یعقوب، قالت یا ویلتی أ ألد و أنا عجوز و هذا بعلی شیخا انّ هذا لشی ء عجیب قالوا أ تعجبین من أمر اللّه رحمت اللّه و برکاته علیکم اهل البیت انه حمید مّجید».(۱۰)
    و به راستی، فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، سلام گفتند، پاسخ داد: «سلام». و دیر نپایید که گوساله ای بریان آورد و چون دید دستهایشان به غذا دراز نمی شود، آنان را ناشناس یافت و از ایشان ترسی بر دل گرفت. گفتند: مترس، ما به سوی قوم لوط فرستاده شده ایم. و زن او ایستاده بود. خندید. پس وی را به اسحاق و از پی اسحاق به یعقوب مژده دادیم. همسر ابراهیم گفت: ای وای بر من، آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم، و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعا این چیز بسیار عجیبی است. گفتند: آیا از کار خدا تعجب می کنی؟
    رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان باد. بی گمان، او ستوده ای بزرگوار است.
    قرآن کریم در جای دیگر آمدن فرشتگان و آوردن بشارت فرزند را این گونه بیان می فرماید:
    «هل أتیک حدیثُ ضیفِ ابراهیم المکرمینَ اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلامٌ قومٌ منکَرون فراغَ الی اهلِهِ فجاء بعجلٍ سمینٍ فَقَرَّبَهُ الیهمْ قال ألا تأکلونَ فاَوْجَسَ مِنْهُمْ خیفةً قالوا لا تَخَفْ و بَشَّرُوه بغلامٍ علیمٍ فأقبلتْ امرأته فی صَرّةٍ فصکَّت وجهها و قالتْ عجوزٌ عقیمٌ قالوا کذلک قال ربّکِ انه هو الحکیم العلیم».(۱۱)
    و بدین گونه بود که در حالی که ابراهیم(ع) در سن ۱۲۰ سالگی و ساره در سن ۹۰ سالگی بود خداوند اسحق را به آنان داد.(۱۲)
    مهمانداری خانه توحید
    از سوی دیگر، حضرت ابراهیم(ع) چنان که از آیات یادشده نیز استفاده می شود درِ خانه اش به روی میهمانان باز بود و این ساره بود که یاور نزدیک همسر در پذیرایی از آنان بود. در آیات مذکور دیدیم که وقتی فرشتگان به صورت انسانهایی ناشناس بر ابراهیم(ع) وارد شدند آن حضرت(ع) به سرعت وسایل پذیرایی را فراهم ساخت و گوساله ای چاق و بریان شده را جلو میهمانان گذاشت. تعبیر قرآن در این خصوص در باره ساره این است:
    «و امرأته قائمة»
    که اشاره به آمادگی و ایستادن او برای پذیرایی از مهمانان دارد.
    از طرف دیگر، ساره به درجه ای از ایمان و توحید و معرفت رسیده است که هم کلام با فرشتگان می شود و جزء معدود بانوانی قرار می گیرد که با عنوان «محدثه» از آنان یاد می شود. و بدین گونه است که به صراحت آیات
    یادشده، جزء اهل بیت حضرت ابراهیم خلیل(ع) قرار می گیرد و مشمول رحمت و برکات الهی می گردد، اما کسی چون ام سلمه با همه عظمت و شخصیتی که دارد در جریان نزول آیه تطهیر جزء اهل بیت پیامبر(ص) قرار نمی گیرد.
    تربیت کودکان شیعیان
    ابراهیم(ع) شیخ الانبیاء و پیامبر بزرگ دعوت به یکتاپرستی است و همسرش ساره همسنگر وی در این دعوت است. از همین جایگاه است که سرپرستی و تربیت فرزندان شیعیان و کودکان مؤمنان در عالم برزخ به آن دو سپرده می شوند تا به آنها رسیدگی کنند و تحت تربیت خویش قرار داده و بعدا به پدر و مادر آنها تحویل دهند. این مطلب را شیخ صدوق در روایتی با سندی صحیح از امام صادق(ع) نقل می کند:
    انّ اللّه تبارک و تعالی کفّل ابراهیم و سارة أطفال المؤمنین یغذوانهم بشجرة فی الجنّة لها أخلاف(۱۳) کاخلاف البقر فی قصر من درّة، فاذا کان یوم القیامة ألبسوا و طُیّبوا و أهدوا الی آبائهم، فهم ملوک فی الجنّة مع آبائهم و هو قول اللّه عزّ و جلّ: «و الذین آمنوا و اتّبعتهم ذریّتهم بایمان ألحقنا بهم ذرّیتهم(۱۴)».(۱۵)
    خدای تبارک و تعالی ابراهیم و ساره را عهده دار نگهداری کودکان شیعیان کرده است و آن دو، این کودکان را [در عالم برزخ] در قصری از درّ با درختی از بهشت غذا می دهند که دارای پستانکهایی چون پستانهای گاو می باشد. وقتی روز قیامت شد به این کودکان لباس پوشانده می شود و خوشبو می شوند و به پدران و مادرانشان هدیه می گردند و آنان به همراه پدران و مادرانشان شاهان بهشتند و این همان گفته خداوند عز و جل است که فرمود،: و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان
    پیروی کرده اند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد.»
    و یا چنان که موسی بن جعفر(ع) به نقل از پدران خویش، از پیامبر(ص) می فرماید: «لا تزوّجوا الحسناء الجمیلة العاقرة فانّی أباهی بکم الامم یوم القیامة، أ و ما علمت أنّ الوِلْدانَ تحت عرش الرحمن یستغفرون لآبائهم، یحضّنهم ابراهیم و تربّیهم سارة علیهماالسلام فی جبل من مسک و عنبر و زعفران؟»(۱۶)
    «با زن خوش صورت زیبای نازا ازدواج نکنید چرا که من در روز قیامت به کثرت شما بر سایر امتها مباهات می کنم. آیا نمی دانی که کودکان در زیر عرش الهی برای پدر و مادر خویش درخواست مغفرت می کنند. ابراهیم آنان را در کوهی از مشک و عنبر و زعفران نگهداری نموده و ساره تربیت می کند؟»
    یعنی همان مقامی که در این خصوص، در روایت دیگری از امام صادق(ع) برای حضرت فاطمه(س) ذکر شده است:
    «اذا مات طفل من أطفال المؤمنین نادی مناد فی ملکوت السماوات و الارض: ألا انّ فلان بن فلان قد مات، فان کان مات والداه أو أحدهما أو بعض اهل بیته من المؤمنین دفع الیه یغذوه، و الاّ دفع الی فاطمة علیهاالسلام تغذوه حتّی یقدم أبواه أو أحدهما أو بعض أهل بیته فتدفعه الیه.»(۱۷)

    ...
    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود