جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞۩ زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها ۩۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0

    عصبانی ۞۩ زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها ۩۞




    زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها

    روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محیط و وراثت را سهیم می دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشی دارند. آنها معتقدند كه تفاوت های زن و مرد معلول تفاوت رفتاری است كه جامعه در مورد آنان پیش می گیرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هیچ تفاوتی ندارند، بلكه اجتماع موجب می شود كه آنها گرایش های متفاوت پیدا كنند و به زمینه های مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزییات است نه در كلیات. زیست شناسان عقیده دارند كه زن و مرد تفاوت های بنیادی دارند، بدین معنا كه تفاوت های آنها در درجه اول ارثی است نه محیطی. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.
    آنها قبل از آن كه به دنیا بیایند و تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار گیرند، كاملاً تمایز پیدا كرده و برای زن یا مرد شدن آماده می شوند.

    ویژگی های ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن دختران و پسران متفاوت است. این تفاوت طوری است كه پسران را برای زندگی فعال و پرجنب وجوش، و دختران را برای زندگی آرام آماده می كند. در استعداد تجسم فضایی، تشخیص جهت و هدف گیری، پسرها بهترند. از نظر كلامی دخترها برتری دارند، اما از نظر ادراك كلامی پسرها برترند.

    پسرها ارتباط های مكانیكی را بهتر درك می كنند و استعداد ریاضی بهتری نسبت به دخترها دارند، اما در كارهای دستی مخصوصاً كارهایی كه نیاز به چالاكی انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكی انگشتان زنان به آنها اجازه می دهد كه ماشین نویس خوبی باشند. یكی از ویژگی های جالب زنان این است كه می توانند اطلاعاتی را برای مدت كوتاهی در حافظه خود نگه دارند كه با هم هیچ ارتباطی ندارند و به خود آنها نیز مربوط نیست. بر پایه همین توانایی است كه زن ها بهتر می توانند به منشی گری و كارهای دفتری اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدایی تا دانشگاه آن هم تا سطح لیسانس در مجموع بهتر از پسرها درس می خوانند و موفقیت های بیشتری به دست می آورند. اما بعد از فراغت تحصیل و به ویژه بعد از دوره لیسانس، معمولاً از رقابت دست برمی دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده می كنند. البته زنان شاغل، نویسنده، وكیل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبی و مقام پرستی روی می آورند و این امر به مقدار زیادی از شكوفایی استعدادهای آنها جلوگیری می كند. پسمی توان گفت كه علت محدودیت زن ها مسائل عاطفی است نه كمبود استعداد.
    «ماتینا هورنر» می گوید زنان برای به دست آوردن موفقیت برانگیخته می شوند ولی در عین حال از موفقیت نیز می ترسند. هورنر می گوید: موفق شدن در دنیای رقابت طلب چیزی است كه خیلی از زنها از آن پرهیز می كنند زیرا ویژگی هایی را منعكس می كند كه به طور سنتی غیرزنانه به حساب می آید. كتاب «پرواز تنها، زنان مجرد در نیمه راه عمر» نوشته آسیب شناسان خانواده ـكارل آندرسون» و «سوزان استوارت»، با بررسی زندگی زنان و مردان قبل و بعد از تأهل، چنین نتیجه می گیرد كه مردان معمولاً پس از ازدواج پله های ترقی را طی می کنند و كارآمدتر، عاقل تر و نهایتاً موفق تر می شوند.
    «دیوید اسكوس» پروفسور علوم رفتار شناسی بیان می كند كه كروموزم x پدری نه تنها از نظر وراثت خصوصیات زنانه نقش مهمتری را نسبت به كروموزوم x مادری ایفا می كند بلكه انتقال دهنده برخی مهارت های اجتماعی نیز هست و این بدین معناست كه مردان باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند، در حالی كه زنان آن را در ساختمان ژنتیكی خود دارند و این امر با بسیاری از جنبه های بلوغ (روانی، اجتماعی، جنسی) در دختران و پسران نیز مطابقت دارد.

    محققان استرالیایی اعلام كرده اند:
    آن قسمت از مغز كه برای صحبت كردن مورد استفاده قرار می گیرد در زنان نسبت به مردان 30-20 درصد وسیع تر است. شاید همین موضوع سبب می شود كه زنان در امتحانات بلاغت شفاهی، حافظه شفاهی و برخی مهارت های حركتی ظریف بهتر از مردان عمل كنند. در مطالعه ای كه با استفاده از فن رادیوگرافی و mri صورت گرفت مشخص شد كه مردان تنها از سمت چپ مغز خود برای حل مسائل زبان شناسی استفاده می كنند در حالی كه زنان از هر دو نیمكره مغز سود می برند. توانایی زنان در استفاده همزمان از هر دو نیمكره مغز، آنها را قادر می سازد كه به هنگام صحبت كردن به مراكز عاطفی نیز دسترسی پیدا كنند و در ارتباطات عاطفی موفق تر عمل كنند. شاید این نكته را كه خانم ها مددكاران اجتماعی، مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبی هستند بتوان به این موضوع نسبت داد.

    تستوسترون ترشح شده در مردها اثر آنابولیكی پرقدرتی دارد؛ به این معنی كه موجب افزایش تولید پروتئین در تمام بدن به ویژه در عضلات می شود. در واقع حتی مردی كه فعالیت ورزشی زیادی ندارد اما تستوسترون زیادی دارد جثه عضلانی او 40 درصد بیشتر از زنان نظیر خود خواهد بود و قدرت او نیز به همین نسبت بیشتر است. هورمون جنسی زنان یعنی استروژن نیز احتمالاً مسئول قسمتی از اختلاف بین قدرت زن و مرد است، اگرچه اثر آن به همان شدت تستوسترون نیست. معلوم شده است كه استروژن رسوب چربی را در زنان به ویژه در بعضی بافت ها افزایش می دهد. بدیهی است این موضوع مانعی در برابر تولید حداكثر قدرت در ورزش هایی ایجاد می كند كه به سرعت یا قدرت بدنی بستگی دارد اما از طرف دیگر این موضوع می تواند در ورزش های استقامتی سخت كه برای تولید انرژی نیاز به چربی دارند یك كمك مؤثر به شمار آید. چنانکه ركورد رفت و برگشت بین دو سوی كانال مانش در حال حاضر متعلق به زنان است.
    پسرها در پرتاب كردن توپ و دیسك بهتر از دختران هستند. شاید علت آن در اغلب موارد این باشد كه پسران برای بازی با توپ تقویت می شوند اما احتمالاً علت اساسی تری هم وجود دارد؛ شكل دست ها در دو جنس متفاوت است، مخصوصاً در دختران ساعد با بازو زاویه ای تشكیل می دهد كه در دست پسران وجود ندارد. بنابراین دختران به دلایل ژنتیكی و تشریحی نمی توانند موفقیت پسران را در پرتاب به دست آورند. نكته قابل توجه دیگر آن است كه اگر مرد و زنی را در جزیره ای دور افتاده رها كنید چگونگی وضعیت سوخت و ساز بدن در خانم ها منجر به آن خواهد شد كه زن بیش از مرد زنده بماند.

    منابع
    بارنت، آنتونی: انسان، ترجمه محمد رضا باطنی و طلعت نفرآبادی ، نشر نو، 1369
    گایتون: فیزیولوژی پزشكی، ترجمه محمدحسن عامری و همكاران ، نشر اشارت ، 1382
    گنجی، حمزه : تفاوتهای فردی،، نشر بعثت، 1380
    مید، مارگارت : بلوغ در ساموآ، ترجمه مهین میلانی ، نشر ویس ، 1375
    سیدمحمدی، یحیی : نظریه های شخصیت؛ شولتز، دوان، نشر دانشگاه آزاد، 1382
    ستوده، هدایت الله و همكاران :مفاهیم بنیادی در جامعه شناسی، نشر آوای نور، 1375

    علی تویسركانی
    ویرایش توسط MOHAMMAD REZA : ۱۳۸۷/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۸:۵۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    تفاوت افسردگی در زنان و مردان

    پیشینیان،” افسرده جانی “ را یک مرض زنانه می پنداشته . ممكن است این باور دیرین ، برخی مردم را از تشخیص نشانه ها و انتخاب روش درمانی مناسب باز دارد.
    در واقع، افسرده دلی، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا می سازد، پیوندها را می گسلد و مانع كار و فعالیت های روزانه آن ها می شود. علایم شوریده حالی در آنان همسان است، و به طرز متفاوتی بیان می شود.

    شایع ترین نشانه های افسرده دلی عبارتند از:
    اعتماد به نفس اندك،
    اندیشه ی خودكشی،
    بی میلی به تلاش های معمولاً دلپذیر،
    خستگی،
    تغییر اشتها،
    آشفتگی خواب،
    بی احساسی و مشكلات جنسی مشتمل بر كاهش تمایل به آن.

    بنا به دلایل متعدد، معمولاً علامت های افسردگی مردها را نمی توان باز شناخت. مردان ناراحتی های خویش را انكار می كنند، زیرا تصور همگان بر این است كه اینان جنس قوی تری هستند.
    بیان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده می شود. در نتیجه مردان به جای این كه نشانه های وابسته به هیجانات را بر زبان جاری سازند، به احتمال زیاد از علایم جسمی افسردگی شان، همچون احساس خستگی سخن می رانند. افسرده حالی در تمایل جنسی و عملكرد آن اثر می نهد. مردها غالباً نمی خواهند كاستی های قوای جنسی خود را بپذیرند و به اشتباه حس می كنند كه اشكالات موجود از این بابت، به جنسیت آنان بستگی د ارد، به خصوص زمانی كه با یك اختلال پزشكی رو به رو می شوند.
    نشانه های آشكار افسردگی زنانه را بهتر از افسردگی مردانه می توان دریافت، مردها كمتر علامت های ویژه ی دل افسردگی همانند گریه، اندوه باری و بی میلی به كارهای دلنشین قبلی را بیان داشته، یا به طور زبانی افكار مربوط به خودكشی را به گوش مخاطب می رسانند. در عوض مردها به احتمال زیاد احساسات شان را پنهان می كنند، لكن ممكن است تحریك پذیرتر و پرخاشگرتر باشند.
    بنابه همین دلایل، بسیاری از مردان و نیز پزشكان و سایر كارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخیص بیماری افسردگی درمی مانند. برخی از متخصصان بهداشت روانی نظر بر این دارند كه اگر نشانه های افسرده تنی گسترش می یافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگری می شد، امكان تشخیص افسردگی مردان میسر می شد .
    افسرده حالی مردها، پیامدهای فراوانی دارد. براساس گزارش مركز پیشگیری و مهار بیماری ها، سی دی سی ـ واقع در آمریكا ـ احتمال خودكشی مردان آمریكایی چهار برابر بیش از زنان این سرزمین است.این آمار تكان دهنده حكایت از آن دارد كه 80% كسانی كه به این عمل مبادرت می ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زنانی كه در این وادی گام می نهند كم نیست، ولی بیشتر مردها هستند كه به این وسیله به زندگی شان پایان می دهند. شاید علت این باشد كه مردان برای پرداختن به چنین عملی، به شیوه های خطرناك دست می زنند یعنی مثلاً به جای مصرف زیاده تر از حد دارو ، به كاربرد سلاح متوسل می شوند.

    … و اما چرا افسردگی مردان متفاوت است؟
    آگاهی از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخیص و مداوای افسردگی شان اهمیت به سزایی دارد. پریشان حالی اینان اغلب از انتظارات فرهنگی شان سرچشمه می گیرد. همه می پندارند كه مردان كامیاب اند. آن ها باید جلوی هیجانات خود را بگیرند و تحت نظر باشند. این گونه فرهنگ قادر است برخی از علایم واقعی افسردگی را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگری و خشم را (كه رفتار پسندیده تر به نظر می آید) پیشه كنند.
    افزون بر این، معمولاً برای مردها، از عهده ی نشانه های افسردگی برآمدن، طاقت فرساست. ایشان ترجیح می دهند كه با علایمی از این دست، مردانه برخورد كنند. این نگرش، هنوز بر بسیاری از نهادهای مرد سالار نظیر ارتش و ورزش حكم فرماست. در محیط های ارتشی و ورزشی به مردها می آموزند كه سختی و پایداری به مفهوم برتافتن و كنار آمدن با درد جسمی بوده و تسلیم پریشانی عاطفی شدن، جزء محرمات است. مردها به جای یاری جویی كه به زعم آنان، نمایانگر ضعف و زبونی است، بیشتر به خودكشی روی می آورند تا، به این خیال خام بر افسردگی چیره شوند.

    آیا افسردگی مردان، درمان پذیرست؟
    افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را می توان به طور موفقیت آمیزی با داروهای ضدافسردگی و روان درمانی یا توأماً معالجه كرد.

    تأثیر مصیبت و داغدیدگی در افسردگی
    برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امكان دارد این موضوع به باور آنان مربوط باشد كه می پندارند باید در صورت بروز مصیبت دل قوی داشته باشند و دیگر این كه هیجان نمایی، نشانه ی ضعف و ناتوانی است.
    مردها تمایل دارند مسئولیت كامل داغدیدگی را به عهده گیرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاكی از آنند كه این سركوبی و پنهان سازی زمان غمناكی را افزون ساخته و به عوارضی مانند تشدید غضبناكی، پرخاشجویی و سوءاستعمال موادمخدر می انجامد. نشانه های جسمی احتمالاً شامل افزایش میزان كلسترول، زخم ها، پرفشاری خون و پریشان احوالی است. از آن جا كه بسیاری از مردان در بیان آشكار احساسات شان ناتوانند، بنابراین با پرداختن به فعالیت های بیشتر مثل اضافه كاری كردن یا به سفرهای كاری رفتن، می توانند اوقات زندگی خود را سپری كنند.
    ایشان ممكن است به رفتارهای مخاطره جویانه همچون ورزش های خطرناك دست برنند. پاره ای رفتارهای اعتیادآور چون باده نوشی یا سوء مصرف موادمخدر، در نتیجه ی اندوه نهان، شدت می یابند.

    به نقل از سایت عیاران


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    مردها مریخی و زن ها ونوسی هستند.

    مردها با زن ها فرق دارند، آن ها آنقدر با هم تفاوت‌ دارند كه‌ گاه‌ می ‌توان‌ گفت‌ اهل دو سیاره‌ متفاوت‌ هستند! اگر همین‌ موضوع‌ ساده‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشیم، از سرزنش‌ كردن‌ همسر خود دست‌ می كشیم‌ و برای‌ درك‌ نیازها و خواسته‌های‌ او وقت‌ كافی‌ صرف‌ می‌ كنیم. به‌ جای‌ این كه‌ اعمال‌ و رفتار و واكنش های‌ همسر خود را به‌ حساب‌ نقطه‌ ضعف‌ یا مشكلات‌ روانی‌ نیازمند اصلاح‌ و درمان‌ بگذاریم، می ‌توانیم‌ او را به‌ همان‌ شكلی‌ كه‌ هست‌ دوست‌ بداریم.

    مردها وغارهایشان‌
    بدون‌ تردید مهمترین‌ و مفیدترین‌ اطلاعات‌ درباره‌ مریخی ها، برای‌ ونوسی ها، درك‌ كردن‌ مردها و غارهای‌ آنهاست؛ این‌ آگاهی‌ كه‌ ممكن‌ است‌ مردی‌ زنش‌ را دوست‌ داشته‌ باشد و با این‌ حال‌ در مواقعی‌ نخواهد با او وقت‌ بگذراند، برای‌ بسیاری‌ از زن ها حیرت‌انگیز است‌ و معمولاً با طبیعت‌ آنان‌ بیگانه‌ است. وقتی‌ مردی‌ به‌ زن‌ خود عشق‌ می‌ ورزد، زن‌ می‌ خواهد با شوهرش‌ صرف‌ وقت‌ كند و احساساتش‌ را با او در میان‌ بگذارد. حتی‌ اگر زن‌ مضطرب‌ و در فشار باشد، نیاز دارد جزئیات‌ روزش‌ را با مردی‌ كه‌ او را دوست‌ دارد در میان‌ بگذارد. برای‌ او صحبت‌ كردن‌ و در میان‌ گذاشتن‌ احساساتش‌ بسیار مفید است، زیرا این‌ كار ناراحتی ها و فشار كارهای‌ روزانه‌ را از روی‌ دوش‌ او برمی ‌دارد؛ ایجاد صمیمیت‌ می‌ كند و سببی‌ است‌ تا به‌ احساس‌ بهتر برسد.
    برای‌ زن، ارتباط‌ برقرار كردن‌ با همسر و برخوردارشدن‌ از حمایت های‌ او، یكی‌ از امتیازات‌ مهم‌ در روابط‌ زناشویی‌ است. احساس‌ بسیار خوبی‌ است‌ كه‌ بدانید كسی‌ كه‌ از شما حمایت‌ می‌ كند، می‌ داند كه‌ شما چه‌ حالی‌ دارید و در چه‌ شرایطی‌ به‌ سر می ‌برید. هرچه‌ یك‌ ونوسی‌ شوهرش‌ را بیشتر دوست‌ داشته‌ باشد، بیشتر می ‌خواهد احساساتش‌ را با او در میان‌ بگذارد. برای‌ زن‌ دلسرد كننده‌ و غم‌ انگیز است‌ كه‌ مریخی‌ معبود او به‌ خانه‌ بیاید و حرفی‌ برای‌ گفتن‌ نداشته‌ باشد. گاه‌ زن‌ از شوهرش‌ می ‌پرسد كه‌ آیا از چیزی‌ ناراحت‌ است، و او جواب‌ می ‌دهد: چیز مهمی‌ نیست. زن‌ متوجه‌ نیست‌ كه‌ شوهرش‌ به‌ غار خود پناه‌ برده‌ و در واقع‌ می ‌گوید: می ‌خواهم‌ لحظه ‌ای‌ تنها باشم. ترجیح‌ می‌ دهم‌ حالا حرف‌ نزنم. بعداً از غار بیرون‌ می ‌آیم.
    زن ها درك‌ نمی کنند كه‌ مردها از سیاره‌ مریخ‌ آمده‌اند و نمی‌ توانند موضوع‌ را شخصی‌ قلمداد نكنند. زن‌ به‌ اشتباه‌ گمان‌ می ‌كند كه‌ شوهرش‌ او را دوست‌ ندارد و به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ احساسات‌ خود را با او در میان‌ نمی ‌گذارد.
    درك‌ كردن‌ و پذیرفتن‌ زمان‌ غار مرد برای‌ هر زنی‌ كه‌ با مردی‌ زندگی‌ می ‌كند یا روزی‌ قصد ازدواج‌ با او را دارد، ضروری‌ است. شاید این‌ به‌ نظر كاری‌ دشوار برسد، اما نمونه‌های‌ زیر احتمالاً به‌ ساده‌ترشدن‌ مسئله‌ كمك‌ می ‌كند.
    لورا به‌ بینشی‌ عالی‌ دست‌ یافته‌ بود: پذیرفتن‌ این كه‌ همسرم‌ به‌ اقامت‌ در غار نیاز دارد، نه‌ تنها آرامشی‌ به‌ زندگی‌ ما بخشیده، بلكه‌ سبب‌ شده‌ كه‌ به‌ نكته‌ مهمی‌ درباره‌ خودم‌ پی‌ ببرم. وقتی‌ به‌ او اجازه‌ دادم‌ كه‌ در آن‌ مواقع‌ به‌ خودش‌ بپردازد، این‌ به‌ من‌ هم‌ امكان‌ داد كه‌ به‌ خودم‌ برسم. حالا وقتی‌ از سر كار به‌ خانه‌ می‌ آیم، به‌ جای‌ اینكه‌ با عجله‌ به‌ سراغ‌ كارهای‌ خانه‌ بروم‌ تا در نقش‌ همسری‌ مهربان‌ ظاهر شوم، وقتی‌ را صرف‌ خودم‌ می ‌كنم. با خود گفتم‌ اگر او می‌ تواند چنین‌ كاری‌ بكند، چرا من‌ نتوانم؟
    گرچه‌ غار من‌ با غار او فرق دارد، ولی‌ این‌ زمانی‌ است‌ كه‌ ویژه‌ من‌ است‌ و از آن‌ ِ هیچ‌ کس دیگری‌ نیست. در حالی‌ كه‌ او مجله‌ می ‌خواند یا تلویزیون‌ تماشا می ‌كند، من‌ ترجیح‌ می‌ دهم‌ كمی‌ قدم‌ بزنم‌ یا به‌ گل های‌ باغچه‌ رسیدگی‌ كنم. این‌ هم‌ غار من‌ است. در واقع‌ وقتی‌ به‌ او امكان‌ دادم‌ كه‌ در غارش‌ با خود خلوت‌ كند، به تدریج‌ آنچه‌ را همیشه‌ احتیاج‌ داشتم‌ و به‌ آن‌ نمی ‌رسیدم، ارزانی‌ خود كردم.
    ... اما من‌ هنوز یك‌ ونوسی‌ هستم. وقتی‌ از غار بیرون‌ می ‌آیم، دوست‌ دارم‌ كه‌ حرف‌ بزنم‌ و او حالا به‌ حرف هایم‌ گوش‌ می ‌دهد.

    بازگشت‌ازغار
    تام‌ می ‌گفت: سی‌ و شش‌ سال‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ كرده‌ام. همیشه‌ فكر می‌كردم‌ اشكالی‌ در كار من‌ وجود دارد. وقتی‌ فهمیدم‌ كه‌ سایر مردها هم‌ برای‌ خود غاری‌ دارند، گریه ‌ام‌ گرفت. فكر كرده‌ بودم‌ هرگز نمی‌ توانم‌ زنی‌ را دوست‌ داشته‌ باشم. همیشه‌ از این‌ نظر در برخورد با زنم‌ ناامید بودم. سعی‌ می‌ كردم‌ همسری‌ با توجه‌ و علاقه مند باشم، اما در درون‌ چنین‌ احساسی‌ نداشتم؛ هیچكس‌ به‌ من‌ نگفته‌ بود كه‌ می ‌توانم‌ در مواقعی‌ به‌ درون‌ غار خود بروم‌ و این‌ اشكالی‌ ندارد.
    حالا وقتی‌ احساس‌ گرما و صمیمیت‌ نمی‌ كنم، دست‌ از تلاش‌ برمی‌ دارم، و به‌ جای‌ آن‌ به‌ كاری‌ كه‌ دوست‌ دارم‌ می ‌پردازم. بسیاری‌ از اوقات‌ صرفاً چرتی‌ می ‌زنم‌ یا با یكی‌ از دوستانم‌ به‌ سینما می‌ روم. روز بعد طلسم‌ می‌ شكند و من‌ دوباره‌ دوستدار و علاقه مند همسرم‌ می‌ شوم. وقتی‌ گوشه‌ عزلت‌ می ‌گیرم، او احساس‌ ناراحتی‌ نمی‌ كند. این‌ خیال‌ مرا آسوده‌ می ‌كند.
    بسیار خوشحالم، با آنكه‌ زنم‌ به‌ غار رفتن‌ مرا دوست‌ ندارد، مرا درك‌ می‌ كند. پس‌ از آنكه‌ مدتی‌ به‌ درون‌ غار رفتم، می‌ دانم‌ كه‌ پس‌ از مراجعت، لازم‌ است‌ كار خاصی‌ برای‌ همسرم‌ انجام‌ دهم‌ و به‌ او محبت‌ كنم. اگر چند روزی‌ در غار باقی‌ مانده‌ باشم، برایش‌ شاخه‌ گلی‌ می ‌آورم‌ یا آشپزخانه‌ را تمیز می ‌كنم. انجام‌ دادن‌ كارهای‌ ساده‌ و كوچك‌ تفاوت‌ بزرگی‌ ایجاد می‌ كند و او می‌ فهمد كه‌ من‌ هنوز هم دوستش دارم.

    غارهای ‌پرنده‌
    لی‌ نت‌ می ‌گفت: سابقاً وقتی‌ كریس‌ به‌ سر كارش‌ می‌ رفت، ناراحت‌ می‌ شدم. تعطیل‌ آخر هفته‌ خوبی‌ را با هم‌ می‌ گذراندیم‌ ولی او صبح‌ روز اول‌ هفته‌ می‌ گذاشت‌ و می‌ رفت! از آن‌ جهت‌ دلگیر بودم، زیرا گمان‌ می ‌كردم‌ كارش‌ را بیش‌ از من‌ دوست‌ دارد. هنوز نرفته، دلم‌ برایش‌ تنگ‌ می‌ شد. من‌ اندوهگین‌ بودم، اما او خوشحال‌ بود. نمی‌ دانستم‌ كه‌ چرا نمی‌ خواهد وقت‌ بیشتری‌ را با من‌ صرف‌ كند.
    وقتی‌ آموختم‌ كه‌ مریخی ها نیاز دارند كه‌ با خودشان‌ تنها و مستقل‌ باشند و ماجراجویی‌ كنند، فهمیدم‌ كه‌ پروازش‌ با هواپیما، در واقع‌ راهی‌ برای‌ رفتن‌ به‌ درون‌ غار بود، به‌ غاری‌ پرنده. حالا هر وقت‌ از ترك‌ كردن‌ من‌ خوشحال‌ می‌ شود، می ‌دانم‌ خوشحالیش‌ به‌ دلیل‌ ترك‌ من‌ نیست. از آن‌ است‌ كه‌ تن‌ به‌ ماجراجویی‌ می‌ دهد؛ و من‌ به‌ جای‌ این كه‌ وقتی‌ دو- سه‌ روزی‌ در خانه نیست، ناراحت‌ باشم، خوشحال‌ می‌ شوم‌ كه‌ دوران‌ درون‌ غارش را می‌ گذراند تا مجدداً با تمام‌ وجود در اختیار من‌ باشد.

    منبع :مریخی ها و ونوسی ها درعشق، دكتر جان‌گری، برگردان‌ مهدی‌ قراچه ‌داغی.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    زنان احساس گرا، مردان قدرت مدار

    تحقیقات علمی نشان میدهد كه 75% عمر هر كدام از ما صرف ارتباط با دیگران می شود. ولی فقط 10% انسانهای كره زمین می دانند چگونه ارتباط برقرار كنند و 90% ما بلد نیستیم و چون ارتباطهایمان مناسب نیست در خانواده، در دانشگاه، در محل كار و... دائم دچار مشكل هستیم و دائم از هم گله داریم. زمانی که وارد زندگی مشترك می شویم، به هم لطمه می زنیم و بعد هم می گوییم ما به درد هم نمی خوریم. چرا ما برای شناخت یكدیگر سرمایه گذاری نمی كنیم؟

    خودمان را به شناخت یكدیگر ملزم کنیم . هر چه اطلاعاتمان از یكدیگر بیشتر باشد به یكدیگر بهره می رسانیم در غیر اینصورت به هم لطمه می زنیم .
    طبق یك تحقیق در فرانسه در مورد مذكر یا مؤنث بودن كامپیوتر نتایج زیر به دست آمد:

    خانمها گفتند: كامپیوتر مذكر است چون
    1- وقتی بهش عادت می كنیم خیال می كنیم دیگر بدون آن از پس هیچ كاری برنمی آییم.
    2- داده هایش خیلی زیاد است ولی هوشمند نیست.
    3- قرار است مشكلات را حل كند ولی در اكثر مواقع مشكل اساسی خودش است.
    4- وقتی پایبندش می شوی تازه می فهمی اگه صبر كرده بودی بهترش گیرت می آمد.

    آقایان گفتند: كامپیوتر مؤنث است چون
    1- همینكه پایبندش شدی هرچی پول در میاری باید خرجش كنی و لوازم جانبی براش بخری.
    2- مؤنث است چون به غیر از كسی كه خلقش كرده است هیچكس از درونش سر در نمی آورد.
    3- كوچكترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خودش نگه داشته یک روز به خودت برمیگرداند. این مطالب گزیده ای از شناخت افراد از جنس مقابلشان است.

    تفاوت زنان و مردان
    زن و مرد با هم تفاوتهایی دارند که اگر این تفاوتها را بشناسیم، و به آنها احترام بگذاریم و آنها را مد نظر قرار بدهیم اتفاقات خوبی می افتد. دیوارهای رنجش و سوءظنی كه نسبت به هم داریم فرو می ریزد. سوءتفاهم ها و توقعات بیجا از بین می رود. به جای اینکه تلاش كنیم همدیگر را عوض كنیم، باید تلاش كنیم با هم همكاری كنیم و همسو شویم و زندگی قشنگی را درست كنیم. دوست داشتن مرد و زن متفاوت است. مرد دیگران را مردانه دوست دارد و ابزار این دوست داشتن هم مردانه است و زن زنانه. آقایان و خانمها در ساختار با هم متفاوتند یعنی در ادراك، احساس، اندیشه، واكنش و ابراز عشق با هم متفاوتند تفاوتهای جدی و عمیق.

    مغز آقایان در آن واحد روی یك كار متمركز میشود. ولی مغز خانمها می تواند روی چند كار متمركز شده یعنی می توانند چند كار را با هم انجام دهند.
    آقایان در آن واحد می توانند از یك نیمكره مغزشان استفاده كنند ولی خانمها از هر دو نیمكره استفاده می كنند. مغز آقایان تخصصیتر از خانمهاست ولی مغز خانمها عمومیتر است. و اگر لازم باشد همه بخش های آن فعال می شود. نیمكره راست با ادراك و احساس كار دارد و نیمكره چپ با منطق و تحلیل و... . وقتی آقا در آن واحد در یكطرف مغزش است نمی تواند هم خیلی منطقی باشد هم رمانتیك یعنی طول می كشد تا اطلاعات از نیمكره راست به چپ منتقل شود.

    رنگها: در تشخیص رنگها آقایان چشمشان محدودتر از خانمها عمل می كند. آقایان رنگهای اصلی را خوب تشخیص می دهند.( قرمز- آبی- زرد). خانمها غیر از اینها شیری- نیلی- ارغوانی- سدری و بنفش را خیلی خوب تشخیص می دهند. بنابراین داروها با رنگهای خاص تأثیر بیشتری در خانمها خواهد داشت.

    پوشش: لباسی كه آقایان می پوشند بر اساس این است كه چه شغلی دارند و می خواهند قدرتشان را با آن نشان دهند. ولی خانمها با توجه به حالات و احساسات درونیشان لباس می پوشند.

    زبان بدن: ما وقتی صحبت می كنیم علاوه بر كلامی كه بر زبان گفته می شود عضلات صورت، ابرو، دست و... نیز حرکاتی انجام می دهند. خانمها به زبان بدن آشنایی کامل دارند اما آقایان آشنایی ندارند. لذا بهتر است آقایان اگر خواستند به خانمشان دروغ بگویند رو در رو دروغ نگویند چون فرم بدن دروغ آنها را آشکار می کند. همچنین اگر آقا بیمار شود خانم سریع می فهمد ولی آقایان بسیار دیر متوجه بیمارشدن خانمشان می شوند.

    شنوایی: آقایان در شنیدن صدای زیر ضعیف تر عمل می کنند. مثلاً اگر شب هنگام نوزادتان گریه كند آقا واقعاً متوجه نمی شود و خواب است. می توانید آقا را صدا كنید و بگویید بچه گریه می كند و مراقب بچه باش.
    توجه: آقایان توجه دیداری دارند و خانمها شنیداری.
    مثلاً هنگامی كه با یك آقا صحبت می كنید اگر نگاهتان كرد حرف شما را می شنود در غیر اینصورت نه. اگر با خانمی صحبت می كنید و نگاهتان هم نكند می شنود. ولی بهتر است هر دو طرف رعایت حال همدیگر را بكنیم. مثلاً خانمها به آقایان نگاه كنند و آقایان به خانمها توجه كنند. آقایان جزئیات را نمی توانند ببینند چون جزئیات با دید نزدیك درك می شود.

    بهتر است خانمها لیست كار آقایان را تهیه كنند و از آن ها كمك بخواهند. جزئیات را به آقایان گوشزد كنید.
    حساسیت لمسی خانمها 10 برابر بیشتر از آقایان است . ذائغه آقایان بیشتر روی شوری و تلخی حساس است ولی خانمها نسبت به شیرینی حساس هستند و بیشترین مشتری قنادیهای دنیا خانمها هستند. آقایان وقتی جایی كار می كنند می خواهند با هم رقابت كنند ولی خانمها می خواهند همكاری كنند. آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا. مثلاً خانمها در رستوران همدیگر را با اسم كوچك صدا می كنند ولی آقایان به هم لقب می دهند . خانمها از خرید كردن لذت می برند. اما آقایان تحمل کمی در این مورد دارند. بهتر است قبل از رفتن به خرید برای آقا مشخص كنید كه كجا می خواهید بروید؟ چه چیزی می خواهید بخرید؟ وبرای چه كسی؟ در این صورت بهتر است و راغبتر همراه شما می آیند.

    آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا.

    ابراز احساسات: آقایان برای اثبات علاقه شان به خانمها حاضرند سه كار داشته باشند، از بلندترین كوه بالا بروند و چیزی برای خانمشان بخرند. ولی خانمها اینها را نمی خواهند و دوست دارند بهشون ابراز احساسات كنید. توجه كنید و او را ببینید. آقایان به دنبال اثبات قدرت خویش هستند. از توانمندیشان روی مسائل تكنیكی و فنی و در مورد دستگاههای جدید و مهارتهای فردی صحبت می كنند. و در قبال پرسش ها پاسخ كوتاه می دهند.
    زمانی که خانمها صحبت می كنند كه شما گوش بدهید نه آن که راهکار ارائه دهید.آنها دوست ندارند جملاتشان قطع شود. خانمها معمولاً بیان غیر صریح دارند.

    برگرفته از سخنرانی آقای فرهنگ
    منبع: خانواده مطهر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    تفاوت های ارتباطی بین زن و مرد ( قسمت اول )


    اغلب انسان شناسان معتقدند كه پنج تفاوت اصلی ارتباطی میان زنان و مردان وجود دارد كه به طور خلاصه به شرح زیر است :

    دلگرم كردن
    غالباً زنان برای دلگرم كردن همسران خود از كلمات احساسی استفاده می كنند. یك مرد ممكن است این گونه علائم را به عنوان كلماتی كه همسرش برای اعلام رضایت و موافقت با او بیان می دارد تلقی كند. یا شاید احساس ناراحتی كند چون متوجه می شود كه همسرش برای ادامه ی مكالمه و گرمی و شور آن از این كلمات استفاده می كند. همچنین خانم ممكن است احساس كند كه چون همسرش هنگام صحبت كردن او ، این الفاظ را به كار نمی برد به او توجه نمی كند.

    استفاده از كلمات بی ربط
    زنان از حرف های بی ربطی كه مردان می زنند ناراحت هستند و حتی ممكن است با سكوت و یا شیوه های دیگر اعتراض كنند. شكایت و اعتراض برخی از زنان را می توان به این مسئله ارتباط داد. زنان می گویند كه شوهرانشان به حرف های آنها توجهی نمی كنند در حالی كه مردان آن را شیوه ای برای گفت و گو می دانند.

    ایجاد برتری در حس یكی شدن
    برای این هدف با كمی دقت متوجه می شوید كه الفاظی چون " ما" و " تو" در میان زنان بیشتر به چشم می خورد و غالباً آنها از لحن مقتدرانه و خشن مردان خود رنج می برند و آن را دلیلی بر اثبات حاكمیت مردان تلقی می كنند.

    سؤال كردن
    زنان معمولاً در مكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.

    تصمیم گیری
    مردان هرگاه به سخنان همسران خود گوش می كنند سعی دارند سریعاً راه حلی برای مشكلات مطرح شده پیدا كنند. اما در این مورد زنان موشكافی و پرداختن جزء به جزء حل مسئله را ترجیح می دهند. زنان مشكلات خودرا با زنان دیگر در میان می گذارند و از تجربیات یكدیگر هم استفاده می كنند.

    زوجین برای ارج نهادن به گفت و گوهای یكدیگر و همین طور استحكام روابط خود باید به مواردی توجه كافی داشته باشند ، این موارد عبارت اند از :

    1-سعی داشته باشید زبان شریك زندگی خود را بهتر متوجه شوید.اگر متوجه می شوید كه پند های شما به همسرتان تنها باعث ناراحتی او می شود ، راه حل مناسب دیگری پیدا كنید.

    2-صحبت های همسرتان را قطع نكنید.هیچ گاه وسط حرف های همسرتان سخن نگویید ، اگر از طرف همسرتان چنین اتفاقی افتاد سریع از این مسئله تعبیر منفی نكنید و فرض را بر این بگذارید این روش صحبت كردن اوست و یا این كه اتفاقی بوده است .


    3-از مطرح كردن سؤالات و پاسخ های نامناسب خودداری كنید.سؤالات خودرا به شكل ماهرانه بپرسید تا پاسخی درست دریافت دارید و از آن بهره ببرید. مطرح كردن پرسش هایی از موضوعات مناسب و جالب به مكالمه ی مفید و ادامه دار می انجامد.

    4-از شیوه های عاطفی استفاده كنید.زیاد سخت گیر نباشید. هر كس حساسیتی دارد. توجه داشته باشید كه هیچ زوجی به طور صد درصد متناسب با هم نیستند، شاید همین عدم تناسب صد درصد باعث جذب دو فرد به هم می شود. یاد بگیرید تفاوت های فردی یكدیگر را بپذیرید و از برخوردهای سخت و خشن خودداری كنید. توجه داشته باشید كه تفاوت های شما ناشی از بی وفایی یا فقدان اعتماد و احترام متقابل نیست . تفاوت ها ، خود عامل كشش است ، نه نشانه ای از ناپسند بودن .

    5-به هنگام گفت و گو با همسرتان ساكت و مبهوت نمانید.
    زمان صحبت كردن از طریق اشاره و حركت دست و صورت یا با صدا و ... به همسر خود برسانید كه نسبت به حرف هایش بی تفاوت نیستید. در این صورت همسرتان متوجه می شود كه شما به حرف هایش گوش می دهید و برای شما مهم است .

    در قسمت بعد به نقش های متفاوت مرد خواهیم پرداخت.
    ادامه دارد ...

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    تفاوت های زن و مرد از نظر ادراک

    روان شناسی زن و مرد ( قسمت دوم )
    در قسمت قبل به تصورات جامعه در مورد تفاوت های زن و مرد پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم ...
    زمانی که دستگاه های ادراک را بررسی می کنیم به تفاوت های بین دو جنس بر می خوریم. از لحاظ مقایسه ادراک شنوایی، خانم ها چنان توان بالایی در

    ادراک شنوایی
    دارند که از هر صد محرک صوتی تقریباً تمامی آنها را می شنوند. در این زمینه تحقیقی در یک سالن بزرگ ارکستر صورت گرفت که در حدود دویست و پنجاه نفر سازهای مختلف می نواختند و خانم ها صدای اکثر آنها را تشخیص دادند ؛ در حالی که آقایانی که رهبر ارکستر بودند صداهای تعدادی از سازها را نمی شنیدند. این نشنیدن آقایان به علت ضعف دستگاه شنوایی نیست بلکه بدین علت است که انسان در مغز یک پالایه یا صافی دارد که تمام صداها از آن صافی رد می شود و صدای مطبوع از آن پالایه عبور می کند و ما آن را می شنویم، گویا این پالایه در مغز خانم ها به خوبی کار نمی کند از این رو خانم ها تقریباً تمام صداها را می شنوند و آقایان تنها صداهای انتخاب شده را می شنوند.
    شنیدن زیاد انسان را خسته می کند، به خاطر همین می گویند زن موجودی است عصبی، زیرا همه صداها و محرکه های صوتی را می شنود و در بسیاری از مواقع توان پاسخگویی به همه آنها را ندارد . آقایان کمتر می شنوند لذا کمتر انرژی مصرف می کنند ، پس کمتر خسته می شوند.

    نکته دیگر
    قدرت بینایی
    زنهاست که همانند قدرت شنوایی ، از مردها بیشتر است و این امر به خاطر این است که زنان ادراک جزئی دارند و مردها ادراک کلی .خانم ها تمام جزئیات را می بینند و آقایان فقط کلیات را می بینند. از این لحاظ سرعت ادراک در زن ها بیشتر است. منظور از سرعت درک این است که فرد با سرعت و دقت متوجه جزئیات امری شود و سپس توجه خویش را معطوف به مرحله دیگری از درک کند . آزمون های این توانایی زمانی بوده، و شخص باید در فاصله زمانی خاصی دو رشته عدد و یا حرف را با یکدیگر مقایسه کرده و به جواب های مورد نظر برسد . براساس رویکرد «فرا تحلیلی» کارایی زنان بیشتر از مردان بوده و مقدار 32/- = d است این میزان نشانگر تفاوت جزئی تا متوسط است.
    در تحقیق دیگری هزار نفر زن و مرد را وارد یک سالن کردند که سن تمام این افراد نزدیک به هم بود و سواد و فرهنگ آنها نیز مشابه بود. از آنها خواسته شد هر آنچه در سالن می بینند بنویسند . سپس اطلاعات به دست آمده را مقایسه کردند. نتیجه به دست آمده بسیار جالب بود : خانم ها چندین صفحه نوشته بودند و آقایان فقط چند خط .

    از طرف دیگر مردها در چهره شناسی و بازشناسی چهره ها از زن ها موفق ترند . می توان گفت زن ها در تشخیص رنگ ها و ادراک اندازه ها برتری قابل ملاحظه ای نسبت به مردها دارند.
    امروزه جای تردید باقی نمانده است که کور رنگی جنبه ارثی دارد و از صفات وابسته به جنس است، زیرا تعداد مردان کور رنگ شانزده برابر تعداد زنان کور رنگ است . حتی اگر افراد کور رنگ را کنار بگذاریم باز هم برتری زن ها بر مردها از نظر ادراک رنگ به راحتی تأیید می شود. برای مثال زن ها بین رنگ صورتی تا بنفش طیف گسترده ای از رنگ ها از قبیل صورتی ، سرخابی، یاسی ، بادمجانی، پوست پیازی و نهایتاً بنفش را شناسایی می کنند و اختلاف بسیار ظریف رنگ ها را بهتر درک می کنند، در صورتی که این تنوع رنگ با جزئیات در مردها نیست.

    در زمینه
    احساس و ادارک بویایی
    نیز نتیجه به نفع خانمهاست، و این قدرت بویایی در زنان زن باردار قوی تر از افراد عادی است و یکی از دلایل ویار خانم ها نیز قدرت بویایی قوی آنهاست . علت این امر آن است که حس بویایی به میزان استروژن بستگی دارد و استروژن در این دوران افزایش می یابد . اصلاً قدرت بویایی ، سنگ بنای رابطه احساسی بین مادر و کودک است . در تحقیقی چشم های تعدادی از مادران را بستند و سپس آنها را تک تک در مقابل عده ای نوزاد قرار دادند و مادران از طریق حس بویایی نوزاد خود را تشخیص دادند.

    از لحاظ
    قدرت چشایی
    زنان از قدرت بالایی نسبت به مردان برخوردارند. گاهی اوقات زنان شکایت می کنند که شوهرانشان در اوایل ازدواج از کیفیت غذای پخته شده توسط آنها تعریف می کنند ولی بعداً بی تفاوت می شوند. این امر مربوط به چشایی ضعیف مردان است.

    از نظر
    حساسیت نسبت به درد
    بعضی از تحقیقات نشان می دهد آستانه درد زن ها پائین است . قدرت تحملشان هم کم است یعنی با کمترین ضربه ، احساس درد می کنند . در مقابل ، آستانه درد مردها بسیار بالاست و قدرت تحملشان نیز بیشتر است و شاید یکی از علل آن ضعف نیروی ماهیچه ای در زن باشد. البته بعضی از یافته ها نیز عکس مطالب فوق را نشان می دهد.
    از تحقیقات فوق چنین استنباط می شود که به طور کلی قدرت ادراک در زن ها بالاتر از مردهاست.

    یکی دیگر از جنبه های شناختی،
    تفکر
    است.
    از یک دیدگاه ، تفکر را به چند مرحله تقسیم بندی کرده اند:

    تفکر ابتدایی
    که ویژه کودکان است . گفته شده است به طور کلی دختران کوچک بیشتر از پسران کوچک می اندیشند، حرف زدن و خواب دیدن علامتی از تفکر ابتدایی است . در بسیاری از مواقع خانم ها خواب های طولانی می بینند.

    تفکر انتزاعی
    انتزاعی کردن به معنای بیرون کشیدن است. این نوع تفکر بدین معناست که شما قادر باشید معنای صحیح را از یک موقعیت استنتاج کنید. این تفکر یک پیشرفت و گسترش همیشگی دارد.خانم ها در تفکر انتزاعی جزیی گرا هستند و آقایان کلی گرا. به همین خاطر حرف زدن با خانم ها مشکل است. رابطه و مباحثه با ایشان سخت است. یک خانم تا مباحثه را به مجادله نکشاند، از پا نمی نشیند؛ ولی آقایان در مباحثه و مجادله به سرعت موضوع را ختم می کنند.
    گاهی وقت ها مشکلات خانواده ها بر سر همین ادراک کلی و جزئی است. خانم ها وقایع را با جزئیات کامل و به صورت نمایشی تعریف می کنند ولی آقایان کلیات را مطرح می نمایند. به همین خاطر اگر برای مثال آقایی به تنهایی در یک مهمانی شرکت کند وقتی برمی گردد خانم دائماً از کیفیت مهمانی، تعداد افراد و وقایعی که گذشته است سؤال می کند، اما آقا به خاطر ادارک کلی توضیح زیادی ندارد که بدهد؛ دائم می گوید خوب بود، بد نبود ولی باز هم خانم سؤال می کند. در این شرایط آقایی که از روان شناسی و نوع ادراک زن ها اطلاعی ندارد، عصبانی می شود و فکر می کند خانم می خواهد استیضاحش کند و خانمی هم که از نوع ادراک مردها بی اطلاع باشد، می پندارد همسرش می خواهد چیزی را از او پنهان نماید.
    از جمله اشکالات یک تفکر انتزاعی گسترده این است که خانم ها عصبانی هستند و مردها که این گستردگی تفکر انتزاعی را ندارند آرام اند.

    نوع دیگر تفکر،
    تفکر حل مسئله
    ای است که از طریق آن می توانیم براساس معلومات به دسته ای از مجهولات پی ببریم. در این نوع تفکر مردها از زن ها جلوترند. مردها برای حل کردن یک مسئله زمان کمتری می طلبند. کیفیت سرعت در حل مسائل در مردها بهتر است. تفکر حل مسئله ای در زن ها تحت تأثیر تفکر انتزاعی آنها به کندی پیش می رود. حافظه زنان مانند بایگانی، پرونده های قطور دارد و بسیار گسترده است ، به همین خاطر دیر به جواب می رسند. جزئی نگریستن در زن ها و توجه و حساسیت بیش از حد به مسائل جزئی ، آنها را از پرداختن به مسائل مهم و با ارزش باز می دارد.

    در
    تفکر فیلسوفانه
    که عالی ترین نوع تفکر است، تفکری که به متافیزیک و به جهان ماوراء طبیعت می پردازد مردها جلوترند، حقیقت این است که زن فیلسوف در دنیا نادر است. یک زن در طول عمر خود، وقتش را چنان صرف امور ناچیز و یا کارهای مختلفی که به وی محول کرده اند می کند که فرصت تفکر فیلسوفانه پیدا نمی کند.

    از لحاظ
    هوش
    - هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است . در فهم مطالب نیز پسران راحت تر از دختران مطالب را می فهمند. از طرفی پژوهش های انجام شده در زمینه توانایی فضایی حاکی است که سه نوع توانایی فضایی وجود دارد و هر کدام در میان دو جنس تفاوت های محسوسی دارد.

    یکی از توانایی ها،
    توانمندی تجسم فضایی
    است. در این آزمایش شخص باید شی ء پنهان شده در میان اشکال پیچیده را پیدا کند. نمره اختلاف دو جنس در این بررسی 3/0 - = d است . این میزان گرچه اندک می باشد با این وجود نشان دهنده برتری جنس مذکر است . دومین نوع توانایی فضایی، درک فضایی است. در این آزمون شخص باید در برابر اطلاعات گمراه کننده خط عمودی و یا خط افقی را تشخیص دهد. در این آزمون نیز مردان موفق تر از زنان بوده اند و میزان 44/0 =d بود. سومین نوع آزمون چرخش ذهنی است. در این آزمون ، فرد مورد آزمایش باید شیئی را در ذهن خویش گردانده تا به جواب درست برسد در این آزمون تفاوت دو جنس کاملاً چشمگیر و مقدار اختلاف دو جنس ، مساوی با 73/0 بود.بعضی از مشاغل همچون مهندسی به توانایی فضایی نوع سوم ( چرخش ذهنی) نیازمندند.

    توانایی ریاضیات
    در میان تفاوت های شناختی مرد و زن، توانایی دریافت ریاضیات بیشترین توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. پژوهش ها در بعضی از موارد همانندی و در مواردی دیگر ، ناهمانندی را نشان می دهد. براساس بررسی های «مک کوبی» و «جاکلین» ، پسران و دختران تا پایان دوره کودکی از نظر توانایی دریافت ریاضیات همانند یکدیگرند. از آغاز 12 سالگی پسران در مقایسه با دختران نمره های بالاتری از درس ریاضی می گیرند. اما تفاوت های پایدار و معنی دار آنها در حدود 15 سالگی آشکار می شود. پژوهشگران علت این امر را چنین می پندارند که پسران در مقایسه با دختران، بیشتر به بازی های ریاضی و فضایی می پردازند و این خود انگیزه آنان را برای یادگیری بهتر و بیشتر افزایش می دهد.

    بینش و بصیرت نسبت به خود
    خانم ها از وضعیت ظاهری و از حالات روانی و درونی خود از آقایان آگاهترند، و به خاطر همین برتری با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می کنند، تعداد مراجعین زن به پزشک بیشتر از مردان است، اما آقایان گاهی چنان از جسم و روان خود بی خبر می شوند که گاهی جان خود را از دست می دهند و پس از مرگ مشخص می شود که به بیماری های مزمن مبتلا بوده اند. آقایان بیش از خانم ها به روان خود تسلط دارند و به خاطر همین توان سازگاری و انطباق بیشتری نیز دارند.

    ادامه دارد ...
    در قسمت بعد به شیوه های ارتباطی زن و مرد می پردازیم.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    تفاوت های زنان و مردان از نظر شیوه های ارتباطی
    روان شناسی زن و مرد ( قسمت سوم )
    در قسمت قبل تفاوت های زن و مرد از نظر ادارک پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

    شیوه های ارتباطی
    استنباط بیشتر افراد از کلمه :«ارتباط » تنها ارتباط گفتاری است و بیشتر افراد درباره تفاوت مرد و زن ، در شیوه ی ارتباط های گفتاری پنداشت های قالبی دارند. مانند این که زنان پر حرف تر از مردان هستند ، مردان از اصطلاحات بیشتر استفاده می کنند و زنان لطیف تر سخن می گویند. هر چند پژوهش ها ، برخی از این پنداشت ها را تأیید می کند ولی بسیاری از این پنداشت ها از واقعیت به دور است.
    افزون بر آن ما می توانیم بدون استفاده از کلمات، با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . حالات چهره ما ، لبخندها و اخم ها ، ارتباط های غیرکلامی برقرار می نمایند. دختران از همان اوان کودکی برتری کلامی را نسبت به پسران نشان می دهند . در صحبت کردن ، هم از کلمات بهتری استفاده می کنند و هم روان تر سخن می گویند. سیالی کلام نیز در آنها بهتر است . منطقه کلامی در نیمکره چپ مغز ، درناحیه بورکا و ورنیکه می باشد و تحقیقات نشان داده است در زنان نیمکره چپ مغز غالب است. در اینجا به چهار قسمت الگوهای حرف زدن، کیفیت صدا، کلمات ویژه ، و عبارات و محتوای سخن می پردازیم.

    تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند.

    الگوهای حرف زدن
    باور عموم افراد بر آن است که زنان به طور کلی پر حرف تر از مردانند. آنها می توانند ساعت ها تلفنی یا حضوری با افراد صحبت کنند و تمایلی به سکوت کردن ندارند. اما به اعتقاد سوایکر ( 1975) مردان بیشتر حرف می زنند. جالب اینجاست که دختران جوان بیش از پسران جوان حرف می زنند ، که این خود توانایی گفتاری بیشتر آنها را نشان می دهند. ولی در گروه های مختلط جنسی بزرگسالان، مردان راحت تر و بهتر سخن می گویند ، شاید بتوان این امر را به مسائل اجتماعی ربط داد. یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود زنان پر حرف به نظر برسند ، این است که مطالب را با جزئیات کامل تشریح می نمایند و این امر ناشی از نوع نگرش و دید جزئی آنها نسبت به مطالب است.

    کلمات و عبارات
    زنان و مردان با وجودی که از کلمات مشابه استفاده می کنند ولی حرف یکدیگر را نمی فهمند. کلماتی که ما به کار می بریم دارای دو قسمت هستند:
    1- پیام 2- فراپیام. اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند «پیام» و آنچه درباره روابط مخابره می شوند ، تلقی در قبال یکدیگر، موقعیت و حرفی که می زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما در هنگام صحبت کردن ، «فراپیام» را تشکیل می دهند. در حالی که کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما ، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای کلمات و تأکیدها ، ذهنیت ما را مشخص می سازند؛ حالتی که به مخاطب ما می فهماند عصبانی هستیم، یا احساس دوستانه داریم و می خواهیم صمیمی تر شویم همان فراپیام است. پژوهش ها نشان داده اند زن ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می دهند. در حالی که برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد.
    زنان برای بیان احساسات به خود حق می دهند از انواع صفات عالی و مبالغه آمیز استفاده کنند و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند. مثلاً می گویند:« توهیچ وقت به فکر ما نبودی» « تو همیشه دیر می آیی» « صد بار به شما گفتم». زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی بیند در صورتی که مردان این کلمات را واقعی پنداشته و واکنش نامناسب نشان می دهند. مثلاً می گویند « در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم ».

    زنان بیشتر از مردان، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خیره می شوند. زمانی که دو زن با یکدیگر صحبت می کنند معمولاً به چشمان همدیگر نگاه می کنند، اما هنگامی که دو مرد با یکدیگر گفتگو می کنند، هر یک به نقطه ای چند سانتی متر بالای گوش طرف مقابل نگاه می کنند.
    تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند. و لذا اکثر اوقات زن ها شکایت می کنند که همسرشان به حرفهایشان گوش نمی دهد و یا حوصله شنیدن حرف های آنها را ندارد. در صورتی که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.
    زنان بیشتر از مردان به گفت و گو در مورد جزئیات علاقه مند هستند ولی برای مردها گفت و شنود در مورد مسائل کلی مثل سیاست، بازار، تاریخ ، کاربرد اشیاء مختلف و ورزش اهمیت بیشتری دارد. معمولاً زن ها وقتی در مورد مسئله ای یا رویدادی گزارش می دهند آن را با جزئیات تشریح می کنند و به شکل زنده نمایش می دهند ولی مردها معمولاً خلاصه ای کوتاه و کلی را در مورد رویدادها ارائه می کنند. برخی پژوهش ها حاکی از این است که زنان بیشتر از مردان درباره چگونگی احساس و عملکرد مردم صحبت می کنند در حالی که مردها درباره ی اشیاء و امور و سیاست، بیشتر صحبت می نمایند . پژوهش ها نشان می دهد 71 درصد زنان و 64 درصد مردان به غیبت کردن می پردازند. از طرف دیگر زنان بیشتر از مردان از کلمات و عباراتی که محتوای احساسی و عاطفی دارند استفاده می کنند و به طور کلی در سخن گفتن از مردان مؤدب ترند.

    زنان معمولاً بیش از مردان لبخند می زنند. بررسی های موجود ، فراوانی لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان می دهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن و یا حالت های عاطفی دوستانه آنها نیست.

    ارتباط غیر کلامی
    میان زن و مرد از لحاظ رفتارهای غیر کلامی مانند لبخند زدن، وضعیت بدن، و فضای شخصی تفاوت وجود دارد. برای درک این مطلب کافی است صدای تلویزیون را قطع کرده و به مشاهده رفتار غیرکلامی بپردازید. « فرانسز»، معتقد است اهمیت جنبه های غیر کلامی حتی از پیام های کلامی مهمتر است لذا در ذیل به شرح رفتارهای غیر کلامی می پردازیم که عبارت اند از: فضای شخصی، وضعیت بدن، تماس، حالات صورت و توانایی رمزگشایی.

    فضای شخصی
    منظور از فضای شخصی، فضای نامرئی اطراف هر شخص است که در آن مورد هجوم دیگران قرار می گیرد. انسان از فضای شخصی خود هنگامی آگاه می شود که شخص بیگانه ای به او آنقدر نزدیک می شود که احساس ناراحتی و ناامنی می کند. اندازه ی این فضای شخصی برای زنان و مردان، همچنین در فرهنگ های مختلف متفاوت است. به طور کلی زنان فضای کمتری را در مقایسه با مردان اشغال می کنند و به فاصله کمتری از یکدیگر می نشینند و یا می ایستند. حتی کودکان پیش دبستانی در فاصله کمتری از زنان بزرگسال قرار می گیرند تا از مردان. هال در پژوهش های سال 1984 خود به این نتیجه رسید که رعایت فضای شخصی، از نظر جنسی در میان مردان و زنان متفاوت است.
    تفاوت های جنسی در وضعیت بدن از همان آغاز زندگی به وجود می آید. زنان در نشستن و یا ایستادن، پاها را در کنار هم قرار می دهند و معمولاً دستان را در برابر سینه قرار می دهند و متمایل به پهلو می نشیند، برعکس مردان پاهای خود را در نشستن و ایستادن بازتر و یا روی هم می گذارند. و دستان خود را نزدیک هم روی پاها قرار می دهند. مردان در نشستن و ایستادن آرامش بیشتری دارند . در حالی که در وضعیت بدن زنان اندکی تنش دیده می شود.

    حالات صورت
    از لحاظ حالات صورت، زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند.زنان معمولاً بیش از مردان لبخند می زنند. بررسی های موجود ، فراوانی لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان می دهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن و یا حالت های عاطفی دوستانه آنها نیست، لبخند پدران، هنگامی که مطالب خوب به فرزندان خود می گویند و جدی بودن آنها هنگامی که مطالب خنثی و یا نامطبوع می گویند ، قابل مشاهده است. در حالی که لبخند مادران به ماهیت پیام آنها چندان ارتباطی ندارد. به نظر می رسد حالات صورت زنان، اغلب وضعیت عاطفی و هیجانی آنها را فاش نمی کند. تفاوت دیگر زنان با مردان در حالات صورت این است که زنان بیشتر از مردان، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خیره می شوند. زمانی که دو زن با یکدیگر صحبت می کنند معمولاً به چشمان همدیگر نگاه می کنند، اما هنگامی که دو مرد با یکدیگر گفتگو می کنند، هر یک به نقطه ای چند سانتی متر بالای گوش طرف مقابل نگاه می کنند.

    توانایی رمز گشایی
    توانایی رمز گشایی، به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیرکلامی اوست. برای نمونه فردی که این توانایی را دارد، از حالات صورت، وضعیت بدن و حرکات و نیز صدای دوست خود، در می یابد که او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش های هال و دیگران نشان می دهد که این توانایی در زنان به مراتب بیش از مردان است. زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف - بویژه از حالات صورت - بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی دیده می شود. زناندر رمز گشایی توان بالایی دارند برای مثال در یک جمع و در یک مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره کند خانم سریعاً متوجه می شود و مسیر حرف را عوض می کند ولی آقایان کمتر می توانند چنین کاری بکنند.
    می توان نتیجه گیری کرد که زنان و مردان، هیچ یک در رفتارهای غیر کلامی خود ناهنجار و غیر طبیعی نیستند بلکه هر دو محصول سالیان سال شرطی شدن رفتاری هستند، اما بیان این نکته ضروری است که مردان می توانند از رفتارهای غیر کلامی و به ویژه توانایی رمزگشایی و خواندن چهره و پی بردن به عواطف و احساسات زنان ، درس هایی بیاموزند. قابل ذکر است که در فرهنگ های مختلف تفاوت های دو جنس در رمزگشایی و خواندن چهره شدت و ضعف دارد.

    ادامه دارد ...
    در قسمت بعد به تفاوت های زن و مرد از لحاظ خلقی می پردازیم.

    منبع : مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج
    تألیف : زهره رئیسی

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0



    تفاوت های زن و مرد از لحاظ خلقی
    روان شناسی زن و مرد ( قسمت چهارم )
    در قسمت قبل به تفاوت های زن و مرد از نظر روابط ادراکی پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم ...
    زنان بیش از مردان افسرده می شوند و ظاهر افسرده پیدا می کنند اما افسردگی آنها سطحی و موقتی است . مردان کمتر افسرده می شوند ولی افسردگی آنها عمیق و پایدار است ولی همین افسردگی را هم نشان نمی دهند. آقایان به ندرت افسردگی را نشان می دهند . نمایش شدید آن نیز خودکشی است . آمار خودکشی در مردان بالاتر از زنهاست، پژوهش هایی انجام شده که نشان می دهد زنان سه برابر بیش از مردان اقدام به خودکشی می نمایند ولی مردان سه برابر بیش از زنان واقعاً خودکشی می کنند.
    مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست، کسل می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.
    نحوه برخورد زن و مرد در برابر مسائل و مشکلات متفاوت است . زنان زمانی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست فوراً تذکر می دهند ولی مردان معمولاً در خود نگه می دارند. برای مثال اگر دختری با آقای موقر و متینی ازدواج کند و این دو با یکدیگر در یک مجلس شرکت کنند، اگر حرکات و رفتارهای خانم متناسب با جمع نباشد آقا به معنای اعتراض نگاه می کند ولی چیزی نمی گوید. از درون ناراحت است ولی زیاد بروز نمی دهد . مردها زیاد غصه می خورند ، غصه خوردن از اسرار روان شناسی مردهاست. ولی اگر خانمی با یک چنین شرایطی مواجه شود ( یعنی اگر خانم تشخیص دهد که همسرش «هر نکته مکانی دارد» را نمی فهمد) در اینجا واکنشی متفاوت از مرد نشان می دهد و فوراً با اشاره ، یا با کلمات به مرد تذکر می دهد. زنان در هنگام برخورد با مسائل این چنینی سکوت نمی کنند، بلکه فوراً علامت می دهند. در واقع از دور کنترل کیفیت می کنند.

    نحوه برخورد با فشارهای عصبی و روحی
    یکی از تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای دستیابی به آرامش و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد.
    مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند . به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.
    اگر دوستان همسر، از لحاظ اخلاقی مشکلاتی نداشته باشند نباید با آنها قطع ارتباط کرد. دوستان جزء شناسنامه زندگی ما هستند. انسان نیاز به مراودات اجتماعی دارد. رفت و آمد لازمه زندگی است و کودکانی که در خانواده های اهل آداب و معاشرت بزرگ می شوند از لحاظ اجتماعی رشد یافته ترند.
    وقتی مرد خسته از کار روزانه به خانه بر می گردد به آرامش و استراحت نیاز دارد بنابراین به اخبار گوش می کند یا روزنامه می خواند و یا مسابقه فوتبال تماشا می کند. خواندن روزنامه و یا گوش کردن به اخبار وسیله ای برای فراموش کردن مشکلات زندگی مرد است،اگر زن با حالات روحی مرد آشنا باشد روزنامه خواندن مرد را بی اعتنایی نسبت به خود تلقی نمی کند. گاهی اوقات روزنامه خواندن آقایان برای خانم ها غیر قابل تحمل می شود. مردها بیشتر به مسائل سیاسی علاقه مندند . در صورتی که زن ها به مسائل دینی و اجتماعی و به زیبایی شناسی بیشتر از مردها علاقه نشان می دهند. همانطور که ذکر شد مردها کمتر در مورد مشکلاتشان با افراد دیگر صحبت می کنند.

    اکثر مردها فقط به دو دلیل مشکلاتشان را مطرح می کنند:
    1- زمانی که کسی را مقصر بدانند و بخواهند او را سرزنش کنند
    2 - زمانی که در جستجوی راه حل مسئله ای باشند؛ بنابراین صحبت های همسرشان را نیز به همین منوال تعبیر می کنند و موجب آشفتگی روحی اش می شوند. مردها باید هنر گوش دادن را بیاموزند.
    مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست، کسل می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.
    زنان زمانی دارای انگیزه می شوند که آنها را عزیز بدارند و احساس کنند مورد تحسین و قدردانی قرار گرفته اند. دانش این رموز برای داشتن یک زندگی موفق لازم است.

    تفاوت های زن و مرد در کمک کردن به دیگران
    " گلیگان" gilligan در کتاب مشهورش به نام «صدایی متفاوت»، می گوید مردان روابط خود با دیگران را بخشی از یک سلسله مراتب می بینند که در آن گروهی قدرت و نفوذ بیشتری نسبت به دیگران دارند. برعکس ، زنان در روابط خود با دیگران، خود را با شبکه ارتباطی مهمی پیوسته می بینند. آنها زندگی را وابسته به ارتباط و پیوند در قالب فعالیت های مراقبتی و دلبستگی ، و نه قراردادهای توافقی می نگرند.
    مطالعات انجام شده در مورد تعداد دوستی های بین دختران و پسران نوجوان حاکی است، از لحاظ گروه گرا بودن و تعداد دوستان ، پسران گروه گراترند ؛ بدین معنا که گاهی پسران با تعداد 10 الی 15 نفر هم تشکیل یک گروه را می دهند و برای همدیگر دوستان صمیمی می شوند ولی این تعداد در بین دختران کمتر است. معمولاً تعداد دخترانی که با یکدیگر تشکیل یک گروه صمیمی را می دهند بیشتر از پنج نفر نیست که از بین همین تعداد، نوجوان دختر با یک یا دو نفر صمیمی تر است.
    مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای دستیابی به آرامش و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید.
    در دوستی ، زنان علاقه مندتر می شوند و عاطفی تر برخورد می کنند در حالی که دوستی مردان قوی تر و عمیق تر است. تفاوت های جنسی در الگوهای دوستی بستگی زیادی به عامل سن دارد. با بالا رفتن سن و پذیرش مسئولیت های مختلف ، الگوهای دوستی تغییر می کند. پس از ازدواج شمار دوستان مردان بیش از زنانشان است. یکی از کارهای ناپسندی که خانم ها پس از ازدواج انجام می دهند قطع ارتباط دوستان شوهرشان است. اگر دوستان همسر، از لحاظ اخلاقی مشکلاتی نداشته باشند نباید با آنها قطع ارتباط کرد. دوستان جزء شناسنامه زندگی ما هستند. انسان نیاز به مراودات اجتماعی دارد. رفت و آمد لازمه زندگی است و کودکانی که در خانواده های اهل آداب و معاشرت بزرگ می شوند از لحاظ اجتماعی رشد یافته ترند. پژوهش ها حاکی است در میانسالی و کهنسالی ، شمار دوستان زنان بیش از شوهرانشان است. تفاوت عمده زن و مرد در دوستی آنهاست.زنان نسبت به مردان با دوستان خود نزدیک تر و صمیمی تر می شوند و بیشتر درد دل می کنند، یعنی مسائل درونی را بیشتر بازگو می نمایند؛ در حالی که مردان با دوستان خود بیشتر در فعالیتی مشارکت می کنند. مردان نسبت به دوستان خود احساس مسئولیت بیشتری دارند و نسبت به زنان در این مورد با گذشت ترند.
    یکی از جنبه های تفاوت های زن و مرد، درمهرورزی نسبت به دیگران است. در این مورد دیدگاه قالبی مهرورزی زنان بیش از مردان می داند ولی پژوهش ها یافته های متضادی را ارائه کرده است. در برخی پژوهش ها دختران جوان، دو برابر پسران جوان نسبت به کودکان خردسال مهر می ورزند و در بعضی پژوهش ها تفاوتی میان دو جنس مشهود نیست. شماری از روان شناسان از جمله « برمن» معتقدند که زنان بیشتر از مردان به پرسش های کودکان و خردسالان پاسخ می دهند.

    منبع : مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج - تألیف : زهره رئیسی

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    شاد زن از نگاهی دیگر




    یالطیف
    راز تفاوت زن و مرد
    در مصاحبه با علامه سید محمد حسین فضل الله (ره)
    آیا معتقد نیستید که بین طبیعت بدن زن و مرد و نیز ساختارهای روانی و عقلی آن ها تاثیر متقابلی وجود دارد که خود ، پایه ی تفاوت هایی در رمینه های مختلف زندگی است؟
    تفاوت های میان زن و مرد از جنبه های جسمی و عقلی و روانی و تاثیرهای آن دو بر یکدیگر توجه فلاسفه ی قدیم و جدید را به خود مشغول داشته است .
    بررسی های گوناگونی در این زمینه انجام گرفته و برخی تفاوت بین حجم مغز زن و مغز مرد را در این بررسی ها مطرح کرده اند و همین تفاوت را سرچشمه ی برتری مرد بر زن درنوآوری و فرماندهی دانسته اند و افزونی شمارمخترعان مرد از مخترعان زن در تاریخ و نقش فرماندهی و رهبری مرد را در سراسر تاریخ حتی آن جه که زن مسئول بوده است بر آن شاهد آورده اند . بعضی نیز تفاوت ها را از زوایای دیگری بررسی کرده اند ولی تاکنون بررسی دقیقی که بتوان با تکیه بر آن به برتری مرد بر زن حکم کرد صورت نگرفته است .زیرا شاید دور ماندن زن از واقعیت زندگی و روند مسئولیت در تاریخ موجب محدود بودن دستاوردهای زن در روند فکری و فرهنگی و رهبری و دستاوردهای دیگر باشد .بنابراین به سختی می توان به نتیجه ای قطعی در این موضوع دست یافت . زیرا این احتمال که جنبه ی منفی ای که در تاریخ بر زن تحمیل شده و او را از تلاش حیاتی بازداشته سبب برتری آشکار مرد در پهنه ی واقعیت باشد نه فزونی حجم مغز مرد از حجم مغز زن یا هرگونه تفاوت زیست شناختی دیگر میان آن دو .
    در این جا نکته ای قابل توجه وجود دارد که باید به آن اذعان کرد و آن ، فزونی جنبه ی عاطفی زن بر مرد است ، و شاید سبب آن این باشد که خداوند زن را برای ایفای نقش مادری مهیا ساخته و ملاک حفظ حیات زوجیت شده و زناشویی او را در مونث بودنش قرار داده است . همین امر سبب شده است که جنبه ی عاطفی وی از مرد بیش تر باشد ؛ زیرا طبیعت نقش وی در زندگی چنین چیزی را ایجاب می کند ، ولی آن جا که ایفای نقش خاصی برای آن دو پیش بینی نشده ، تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد ..
    .ارزش زن و مرد چگونه آشکار می شود و خوشبختی آن دو چگونه به واقعیت می پیوندد ؟
    ارزش زن و مرد از نگاه اسلام در آن است که خود را آفریده ی خداوند بدانند و در زندگی خویش ، فرمان برداری از او را در پیش گیرند و نقش خود را در جهت جانشینی خداوند در زمین که او خود ، برای آن ها خواسته است ، عملی سازند .
    اما این که خوشبختی آن ها با هم ، چگونه تحقق می یابد ، بدان بستگی دارد که نقش خود را در زندگی دیگری چگونه اجرا کنند و ویژگی خود را چنان نشان دهند که نیاز طرف دیگر به خود را برآورده سازند ، و هریک جنبه ی انسانی کلی در جهت فرزندآوری و تربیت ، و جنبه ی خاص خود را که در پرتو ساختار شخصیتی هر انسانی معین می شود ، به گونه ای انجام دهند که آمیختگی ویژگی زن و مرد در خدمت زندگی قرار گیرد .
    منبع : زن از نگاهی دیگر در گفتگو با علامه فضل الله .
    انتشارات : دفتر پژوهش و نشر سهروردی
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود