جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قضا وقدر = جبر وتفویض .کدام؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قضا وقدر = جبر وتفویض .کدام؟




    قضاء وقدر = جبر یا تفویض
    ... از قرن دوم هجری در بین مسلمین دو دسته بطور رسمی پیدا شدند.
    1- اشاعره = جبر در امور که به صفت توحید در خالقیت وافعال معتقد بودند.
    یعنی انسان در انجام عمل مجبور است وهمه عمل او در علم خدا مقدر شده واو نقشی درانجام یا ترک ندارد.
    2- معتزله = اختیار در امور که به صفت عدل معتقد بودند.
    یعنی پس از خلقت انسان خدا او را به واگزار نموده وهیچ نقشی درانجام عمل انسان ندارد.
    منشاء این دو قول علاوه بر تامین نظر حاکمان عباسیان .تفسیر غلط وبرداشت ناصواب از آیات قرآن بود.
    دلیل اشاعره دسته ای از آیات بود که نسبت همه امور را به خدا میده. مانند
    مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ .(1)
    هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است .
    دلیل معتزله : آیاتی از قبیل آیه ذیل اند که بنظرشان تمام امور را به بنده خدا نسبت میدهد. مانند: وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍو هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد. (2)
    وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست . (3)

    3- قول امامیه : نه جبر ونه تفویض است: که از امام صادق یاد گرفتند که فرمود: لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین . (4) نه جبر کامل درکار است ونه تفویض کامل بلکه امر بین ایندوست.
    دراینجا برای بررسی حقیقت امر باید به دو لفظ قضا وقدر وتفسیر دقیق آیات دقت نمود.
    اما معنی قدر = اندازه و تعیین حد وحدود است که ودراصطلاح یعنی خدا برای هر چیز اندازه قرارداده وبرهمان اساس آفرید.
    چنانچه فرمود: وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ .(5)
    و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‏هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏اى معين فرو نمى‏فرستيم .
    تقدیر بر نوع هست به حصر عقلی :
    1- تقدیر اجباری : مانند جنسیت ورنگ و مختار بودن انسان و نفس کشیدن انسان و... که اینها بدست انسان نیست.
    2- تقدیر اختیاری : مانند قبول ایمان و کفر و..
    اما معنی قضاء: = حکم وقطع و حتمیت . درنظام آفرینش؛ موجودات مادی از چند راه ممکن است وجود پیدا کنند مثلا اگر بخواهید به حرم یا مسجدی بروید از راه ها واسباب مختلف هوایی - زمینی – زیر زمینی –سواره – پیاده – ازراه اصلی – فرعی و.. برای شما امکان پذیر است.
    خداوند نیز برای تحقق هر امری علل واسباب قرارداده و تقدیر واراده خدا برای تحقق آن امر از مجرای این علل واسباب است.
    بشر مانند سنگ مجبور به افتادن نیست ونیز مانند گیاه مجبور به رشد به یکطرف نیست ونیز مانند حیوان مجبور به پیروی از غریزه نیست بلکه با قوه اختیار ؛ ازاد در انتخاب راه سعادت یا شقاوت است.
    پس تقدیر الهی بر عمل آزادانه انسان است که هر کدام از این علل واسباب را انتخاب نماید همه اینها در لوح محفوظ وعندالله مقدر وموجود است.
    مانند داستان امام علی ( علیه السلام) که روزی از زیر دیواری که مشرف به خراب شدن بود کنار کشید و بجای دیگری رفت فردی گفت یا علی آیا از قضای الهی فرارمیکنی ؟ فرمود: افر من قضاء الله الی قدرالله. من از قضای خدا به قدر او میروم.(6) . یعنی قضای وقدر الهی معین نمود که هر چیزی اثر خودش را بگذارد وانسان ذرانتخاب آن آزاد باشد.
    نتیجه :
    قول به جبر (عدم اختیار انسان) باطل است . زیرا دراین صورت وعده ثواب وعقاب و .. همه لغو وعبث مینماید. واز طرفی درعمل میبینیم که انسان آزاد است بر خلاف آن عمل کند.
    وقول تفویض (واگذاری همه کارها به انسان) نیز باطل است .زیرا دراین صورت معنی اش اینه که خداوند هیچ نقشی درکار انسان نداشته باشد. واین یعنی وجود معلول بدون دخالت علت ، درحالی که معلول فقر مطلق است ولحظه ای بدون علت نمیتواند دوام داشته باشد.
    قول حق: همان قول امام صادق وقول امامیه است که فرمود: لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین .یعنی انسان کاملا دست بسته ومجبور نیست .و از طرفی هیچ امری هم بدون اذن واراده تکوینی خدا محقق نمیشود بلکه درحوزه اراده و تقدیر الهی است وانسان آزاد درانتخاب یکی از این دوراه انجام یا ترک است.
    واین یعنی توحید وعدل که جمع بین قول اشاعره ومعتزله است.
    پی نوشت:
    1- سوره حدید آیه-23 - 22
    2- سوره شوری آیه 30
    3- سوره عجم آیه 39
    4- بحار ج4 ص 197
    5- سوره حجر آیه 21

    6- بحار ج67 ص 15

    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام منظور از خزائن چیست؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط zeebaa نمایش پست
    با سلام منظور از خزائن چیست؟
    بنام خدا
    ((خزائن )) جمع ((خزانه )) به معنى محلى است كه انسان اموالش را براى حفظ در آن جمع آورى مى كند، و در اصل از ماده خزن (بر وزن وزن ) به معنى حفظ و نگاهدارى چيزى است ، بديهى است ، كسى اقدام به جمع آورى و اندوختن و حفظ چيزى مى كند كه قدرتش ‍ نامحدود باشد و نتواند در هر عصر و زمانى آنچه مى خواهد فراهم سازد، لذا در موقع توانائى ، آنچه لزومش را احساس مى كند براى موقع ضرورت مى اندوزد و در خزانه گردآورى مى كند.
    ولى آيا اين مفاهيم در مورد خداوند تصور مى شود؟ مسلماء نه ، به همين دليل جمعى از مفسران مانند طبرسى در مجمع البيان ، و فخر رازى در تفسير كبير، و راغب در مفردات ، خزائن الله را به معنى مقدورات الهى تفسير كرده اند، يعنى همه چيز در خزانه قدرت خدا جمع است و هر مقدار از آن را لازم و صلاح بداند ايجاد مى كند.
    ولى بعضى ديگر از مفسران بزرگ گفته اند منظور از خزائن خداوند مجموعه امورى است كه در عالم هستى و جهان ماده وجود دارد، اعم از عناصر و اسباب ايجاد آنها، در اين مجموعه همه چيز به حد زياد وجود دارد، ولى هر يك از فرآورده ها و موجودات خاص اين عالم به مقدار محدودى ايجاد مى شود، بى آنكه امكان وجود تنها منحصر به آن باشد.
    اين تفسير گرچه از نظر اصولى مساله قابل قبوليست ، ولى تعبير به عندنا(نزد ما) بيشتر با تفسير اول هماهنگ است .
    و به هر حال انتخاب تعبيراتى مانند خزائن الله با اين كه با مفهوم معموليش در مورد خداوند صادق نيست ، به خاطر آن است كه خداوند مى خواهد با زبان خود مردم با آنها سخن بگويد.
    از آنچه گفته شد اين نكته روشن شد كه تفسير بعضى از مفسران ، خزائن را به خصوص ((آب و باران )) و محدود ساختن آن در اين مصداق معين ، نه تنها دليلى ندارد، بلكه متناسب با وسعت مفهوم آيه نيز نيست .
    ****
    رجوع شود به تفسير نمونه سوره مباركه حجرآيه 21
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۱:۰۷

  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود